|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
مطبوعات ايران
مقالات و پژوهش ها
قوانين، کتب، آموزش
مطبوعات جهان

خدمات سايت



 
  magiran.com > اخبار و مطالب حوزه مطبوعات و رسانه
 

پشت پرده سياست‌هاي انتخاب عكس‌ در «گاردين»magiran.com: پشت پرده سياست‌هاي انتخاب عكس‌ در «گاردين»
 
 

 ايسنا 27/10/96

پشت پرده سياست‌هاي انتخاب عكس‌ در «گاردين»

مدير سرويس عكاسي روزنامه و وب‌سايت «گاردين» با بيش از ۲۰ سال تجربه سردبيري حوزه عكس، اعتقادهايش را درباره چشم‌انداز خبر در عصر فعلي و آينده عكاسي در خبر ارايه مي‌كند و معتقد است «موارد حقوقي و اخلاق خبرنگاري همان‌قدر كه دنياي نوشتاري را شامل مي‌شود، به همان اندازه نيز در مورد عكاسي خبري صدق مي‌كند.»
    به گزارش ايسنا، «فيونا شيلدز» تاكيد مي‌كند «به دنبال اصالت، كيفيت و تاييد درستي يك عكس باشيد و بالاتر از همه اين‌ها، صداقت داشته باشيد. »
    مدير سرويس عكاسي روزنامه و وب‌سايت «گاردين» درباره تغييرات عكاسي خبر در اين روزها اظهار مي‌كند «ما در حال حاضر فقط دو عكاس ثابت در گاردين داريم. اكثر همكاري‌هاي ما با عكاساني است كه طبق يك قرارداد موقت فقط هفته‌اي چند روز مشخص با ما كار مي‌كنند يا عكاسان آزادي كه شناخته‌شده و قابل اعتمادند. »
    او همچنين مي‌گويد « اخيرا اينستاگرام را محل مناسبي براي شناسايي پروژه‌هاي مشخصي مي‌بينم كه مي‌توانم تحسين‌شان كنم و حتي ريسك انتشارشان را بپذيرم. همچنين اينستاگرام راهكار مناسبي براي عكاسان جهت نمايش روش‌هاي زيبايي‌شناسانه متفاوتي است كه معمولا نمي‌توانند در يك پروژه عكاسي كوتاه‌مدت به نمايش بگذارند، اتفاقي كه مي‌تواند آن‌ها را از خستگي اين پروژه‌ها خارج كند. »
    
    
    مدير سرويس عكس گاردين را بيشتر بشناسيم
    «فيونا شيلدز» به عنوان مدير بخش عكس گاردين پوشش خبري بسياري از تاريخي‌ترين اتفاقات زمان ما را مانند حادثه ۱۱ سپتامبر، مرگ پرنسس دايانا، بهار عربي، حملات تروريستي لندن، جنگ‌هاي عراق و افغانستان و اتفاقات ديگر بر عهده داشته است.
    او با بيش از دو دهه تجربه سردبيري عكس در روزنامه‌هاي مختلف به فرد معتبري در اين حوزه بدل شده است. به عنوان مثال او داوري جوايز جهاني «عكس سوني» و جايزه پرتره «تيلور وسينگ» را برعهده داشته و كانديداي جايزه «پريكس پيكت» بوده است.
    وبسايت عكاسي «لنز كالچر» به بهانه اينكه «شيلدز» قرار است به عنوان يكي از اعضاي هيات داوران جايزه «اكسپوژر لنز كالچر» حضور داشته باشد، با او مصاحبه‌اي انجام داده كه متن آن در ادامه مي‌آيد:
    
    
     فيونا، چه چيزي در ابتدا شما را به سمت عكاسي سوق داد؟ آيا در لحظه خاصي چراغي در ذهنتان روشن شد و دريافتيد بايد در اين حوزه كار كنيد؟
    من در اصل به عنوان خبرنگار حوزه چاپي آموزش ديدم، و در ابتدا آينده‌ام را بعنوان يك نويسنده مي‌ديدم.
    فكر مي‌كنم علاقه من به عكاسي در آن زمان كاملا تفريحي بود؛ براي خودم عكس مي‌گرفتم، اتاق تاريك كوچكي در آپارتمانم داشتم و به‌ طور پاره‌وقت در يك فروشگاه دوربين عكاسي كار مي‌كردم. اما وقتي به عقب نگاه‌ مي‌كنم، متوجه مي‌شوم در واقع چيزي بيشتر از همه اين‌ها در من وجود داشت.
    يكي از اولين مصاحبه‌هاي من به عنوان يك دانشجو، گفت‌وگويي با «تيم پيج» عكاس جنگ ويتنام بود. او به من بينش شگفت‌انگيزي از مهارتش و طبيعت واقعي عكاسي خبري داد.
    در اولين شغلم به عنوان مسئول امور جاري مجله به سرعت دريافتم بيشتر استعدادم در حوزه داستان‌گويي تصويري، صفحه‌بندي و ويرايش تصوير است تا ساخت يك داستان جذاب يا خبر فوري! بنابراين تلاش‌هايم را در اين جهت متمركز كردم و به نظر مي‌رسد تصميم خوبي گرفتم.
    
    
     به عنوان رييس بخش عكس يكي از رسانه‌هاي اصلي، احساس مي‌كنيد كه مسئوليت مشخصي در فضاي رسانه‌اي رو به تحول امروز، داريد
    به طور قطع همينطور است؛ من احساس مسئوليت عميقي براي نحوه ارائه داستان‌هايمان در گاردين دارم. در نظر گرفتن اينكه عكس‌هاي ما چگونه بر انسان‌هايي كه در عكس‌ها هستند، تاثير مي‌گذارد موضوع مهمي است. اينكه اين عكس‌ها چطور موضوعات سياسي را شكل دهد و تغيير به وجود بياورد.
    زماني «گاردين» يك سازمان خبري در بريتانيا بود اما وبسايت ما اكنون توسط ميليون‌ها نفر در سراسر جهان ديده مي‌شود. فكر مي‌كنم اين موضوع قطعا انتخاب‌هاي ما را تحت تاثير قرار مي‌دهد كه به نظرم يك فرايند رو به تكامل است. خوانندگان و بينندگان ما تشويق مي‌شوند تا مشاركت كنند، نظرات و صدايشان را به اشتراك بگذارند. اين موضوع يك همكاري ارزشمند در جهت تنوع در روزنامه‌نگاري ماست.
    
    
     شما در پوشش خبري اتفاقات تاريخي بسياري نقش داشته‌ايد؛ به نظر شما رويكرد ما به اين موضوعات تغيير كرده است يا نه؟ مي‌دانم كه روش انتشار عكس‌ها تغيير كرده مثل شبكه‌هاي اجتماعي، رسانه ديجيتال و غيره. اما كنجكاوم بدانم كه آيا اين تغيير در نحوه انتشار، پا به پاي تغيير در طرز فكر جلو مي رود يا خير؟
    تكنولوژي به سرعت انتشار اخبار سرعت بخشيده است، عكس‌ها تقريبا بلافاصله بعد از وقوع يك حادثه به دست ما مي‌رسند. به اين معنا كه قوه تشخيص يك سردبير عكس، براي انتشار عكس مناسب به فاكتوري حياتي تبديل شده است.
     درست نيست اخبار را سانسور كنيم، اما در عين حال انتشار تصاوير صريح و خشن (به طور مثال) مي‌تواند جايگاه افرادي را كه درگير ماجرا هستند، در معرض خطر قرار دهد و خواننده يا بيننده را به جاي درگير كردن با داستان از آن دور كند.
    علاوه بر اين، در هر موقعيت خبر فوري، تصاوير به سرعت به شبكه‌هاي اجتماعي راه پيدا مي‌كنند. ما به دنبال اين هستم اخبار و گزارش‌ها را هر دقيقه به شكل آنلاين به روز كنيم، اما ريسكي در انتشار شتابزده عكس‌ها وجود دارد؛ ممكن است تصاويري كه در ابتدا به عنوان مدرك و سند در نظر گرفته مي‌شوند، بعدها به يك كلك تصويري يا ارائه نادرست اطلاعات تبديل شوند.
    ارزشش را دارد چند لحظه صبر كنيد و به دنبال تاييد صحت تصوير باشيد.
    
    
     آيا شما تغييرات حوزه شغليتان را حس كرديد؟ از ديد من، بنظر مي‌رسد تغيير مهمي در رابطه سازمان‌هاي مهم خبري و عكاسان رخ داده است. بسياري از عكاسان كه عادت داشتند جزو كادر اداري باشند، اكنون ترجيح مي‌دهند به طور آزاد فعاليت كنند. اشكالي در اين تغيير مي‌بينيد؟ چه فايده‌هايي در آن وجود دارد؟
    ما در حال حاضر فقط دو عكاس ثابت در گاردين داريم. اكثر همكاري‌هاي ما با عكاساني است كه طبق يك قرارداد موقت فقط هفته اي چند روز مشخص با ما كار مي‌كنند يا عكاسان آزادي كه شناخته‌شده و قابل اعتمادند.
    اعتماد يك فاكتور مهم در اين رابطه است. هر عكاسي كه از طرف ما مامور مي‌شود، در واقع نماينده گاردين است. بنابراين اهميت دارد كه آنها متوجه جريانات باشند و در راستاي ارزش‌هاي سازمان عمل كنند.
    اين فهم و درك به هر آژانسي كه با ما در حال فعاليت و همكاري باشد، قابل تعميم است. همچنين ما بايد اطمينان حاصل كنيم كه هر عكس تاييد شده‌اي، داراي اصول درست روزنامه‌نگاري باشد، يا دستكاري شده‌ يا ساختگي نباشند. صادقانه بگويم، تشخيص يك عكس با دقت فتوشاپ‌شده تقريبا غيرممكن است. بنابراين رعايت اين اصول ضروري است و در يك ليست شرايط و ضوابط به تمام همكاران ما ارسال شده است.
    
    
     دوست دارم نگاهي داشته باشيم به يكي از مجموعه عكس‌هايي كه توسط گاردين منتشر شده است. مي‌توانيد به يكي از ماموريت‌هاي محبوب اخيرتان اشاره كنيد؟ داستان چطور اتفاق افتاد؟ چطور عكاس را انتخاب كرديد، چه ارتباطاتي با عكاس در طول فرايند پروژه داشتيد و چرا در نهايت يكسري عكس‌هاي خاص را انتخاب كرديد؟
    وقتي بحث پوشش پروژه‌هاي طولاني‌تر پيش مي‌آيد، تنوع بيشتري براي راه‌هاي ارائه موضوع در اختيار داريم. اخيرا كريستين سينيبالدي، يكي از عكاسان آزادي كه همكاري‌هاي منظمي با او داشته‌ايم، به همراه خبرنگاري به نام سيمون هتنستون و تصويربرداري به‌نام الك هيلي بر روي موضوع پيچيده‌اي كار كردند تا بتوانند درك درستي از مردمي كه در يك برج‌ مسكوني در لندن در همسايگي ي برج گرنفل، جايي كه آن حادثه آتش‌سوزي وحشتناك اتفاق افتاد، پيدا كنند.
    داستان (اشاره به آتش‌سوزي برج گرنفل لندن) نيازمند يك رويكرد محتاطانه بود تا مردم ساكن آنجا حاضر شوند در خانه‌هايشان را به روي تيم رسانه‌اي ما باز كنند. بنابراين، عكاس با توجه به اين نياز و همچنين توانايي‌هايش در پرتره و رپرتاژ انتخاب شد. بنا شد كه عكس‌ها در نهايت در نسخه چاپي مجله آخر هفته ما كار شود، به علاوه ي عكسي برجسته براي روي جلد و يك مجموعه عكس كه مي‌توانست مكمل تصاوير ويدئويي باشد كه قرار بود آنلاين از آنها استفاده كنيم. در طول مدت تكميل داستان كريستين به طور دائم با من، سيمون، تيم چندرسانه‌اي و تيم مجله در تماس بود.
    نتيجه نهايي حاصل همكاري، عكاسي و ارائه ظريف و بيان‌كننده‌ي داستان‌ مهم آدم‌هايي بود كه در زير سايه گرنفل زندگي مي‌كردند و موقعيت‌هاي مشابهي را با رنج‌ديدگانِ اين فاجعه تجربه مي‌كردند.
    
    
    چگونه از اتفاقات و رويدادهاي مرتبط به عكاسي مطلع مي‌شويد؟ خبرنامه‌ها؟ اينستاگرام؟ مجلات؟
    من نشريه‌هاي عكاسي را دنبال و از نمايشگاه‌ها بازديد مي‌كنم. همچنين به عنوان داور در مسابقات حاضر هستم و عكاسان، سازمان‌هاي خبري و رقبايمان را در توييتر، فيسبوك و اينستاگرام دنبال مي‌كنم.
    اخيرا اينستاگرام را محل مناسبي براي شناسايي پروژه‌هاي مشخصي مي‌بينم كه مي‌توانم تحسين‌شان كنم و حتي ريسك انتشارشان را بپذيرم. همچنين اينستاگرام راهكار مناسبي براي عكاسان جهت نمايش روش‌هاي زيبايي‌شناسانه متفاوتي است كه معمولا نمي‌توانند در يك پروژه عكاسي كوتاه‌مدت به نمايش بگذارند، اتفاقي كه مي‌تواند آن‌ها را از خستگي اين پروژه‌ها خارج سازد.
    
    
     حالا كه صحبت به اينستاگرام رسيد بايد بگويم كه من هيچ وقت حدس نمي‌زدم كه اينستاگرام بتواند چنين نقشي را در انتشار اخبار در جهان ايفا كند. قدم بعدي چيست؟ پيش‌بيني خاصي از آينده خبر/عكاسي داريد؟ هواپيماهاي بدون سرنشين (شات‌هاي هوايي)؟ واقعيت مجازي؟
    من خوش‌شانسم كه براي يك سازمان پيش‌ رو در حوزه ديجيتال كار مي‌كنم. ما هميشه در حال يافتن راه‌هاي جديد براي ارائه خبرهايمان هستيم. پروژه‌هاي هواپيماهاي بدون سرنشين و واقعيت مجازي كه ديگر همين الان كه من و شما با هم صحبت مي‌كنيم جزو ابزار مورد استفاده ما هستند. بسياري از عكاسان ما همچنين تصويربرداران توانايي نيز هستند.
    اما در كل حتي اگر در لحظاتي عكاسي بهترين راه ارائه خبري نباشد، هنوز مي‌تواند جزو قوي‌ترين‌ و در دسترس‌ترين‌ رسانه‌ها براي داستان‌گويي تصويري باشد. عادت‌هاي ما در حال تغيير در مسيري است باعث قدرت‌گرفتن عكس خوب شده است؛ به عنوان مثال دريافت و هضم اخبار در اندازه كوچك در موبايل‌هايمان!
    
    
    چه توصيه‌اي براي جوانان عاشق عكسي داريد كه قصد دارند راه شما را دنبال كنند؟ فكر مي‌كنيد دبيران عكس/ مديران عكاسي نيازمند ويژگي‌هاي شخصيتي يا مهارت هاي خاصي هستند تا بتوانند موفق شوند؟
    من در طي دو دهه‌ي اخير رضايت‌بخش‌ترين شغل ممكن را با مشاركت در گزارش اتفاقات تاريخي داشته‌ام. واقعا خوش‌شانسم كه كار چالش‌برانگيز، جذاب و شگفت‌آوري را هر روز انجام مي‌دهم. اين امتياز را داشتم كه با بهترين عكاسان جهان همكاري كنم. هنوز عاشق ديدن عكس‌ها هستم و همواره با ديدن يك رويكرد بديع يا يك لحظه نبوغ‌آميز از عكاسي خبري شگفت‌زده و خوشحال مي‌شوم. لحظه‌اي در پيشنهاد دبيري عكس به ديگران به عنوان يك انتخاب شغلي مناسب ترديد نمي‌كنم.
    با همه اينها، يكسري تمرين خبرنگاري را توصيه مي‌كنم زيرا چند اصول مهم است كه بايد به آن‌ها آگاهي داشت. به عنوان مثال موارد حقوقي و اخلاق خبرنگاري همان‌قدر كه شامل دنياي نوشتار مي شود به همان اندازه نيز در مورد عكاسي خبري صدق مي‌كند.
    مطمئن نيستم غريزه لازم براي داشتن نگاهي‌ زيبايي‌شناسانه كاملا يادگرفتني باشد، اما مي‌تواند با يادگيري بهبود يابد. توصيه‌ام به هر دبير عكس جواني‌ اين است كه تلاش كند حواسش به اين نكته باشد كه اگر تصويري روي او تاثير مي‌گذارد ممكن است آن عكس همان‌قدر هم بتواند با مخاطبين‌اش ارتباط برقرار كند. ايجاد اين ارتباط و تعامل جذاب در يك داستان، توانايي يك دبير عكس خوب است.
    به دنبال اصالت، كيفيت و تاييد درستي يك عكس باشيد و بالاتر از همه اين‌ها صداقت داشته باشيد.
    
    
     به عنوان داور جايزه «اكسپوژر لنز كالچر»، شما به احتمال زياد با آثاري روبرو مي‌شويد كه تا بحال آن‌ها را نديده‌ايد. اميدوار هستيد چه چيزي را در آثار راه ‌يافته ببينيد؟ يك داستان جديد يا يك داستان آشنا كه به شيوه‌اي جديد بيان شده است؟
    من هميشه به دنبال راه جديد براي ارائه داستان يا يك نگاه جديد در جهان هستم. جوايز عكاسي راه خوبي براي كشف استعدادهاي در حال ظهور و پيدا كردن آثار اصيل هستند. مشتاقانه در انتظار فرايند داوري اين مسابقه هستم و اميدوار دارم با چند كار شگفت آور مواجه شويم.
    پي‌نوشت: عكس‌هاي موجود در اين مصاحبه از مقاله اخير مجله هفتگي گاردين با نام «زندگي در سايه گرنفل: برج همسايه» انتخاب شده‌اند.
     ايسنا
     

View: 43 - Print: 1 - Email: 1
اين مطلب را در سايت ماخذ آن ببينيد:
https://www.isna.ir/news/96102614352/





 

 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
نشريه بين المللي مهندسي حمل و نقل
متن مطالب شماره 1 (پياپي 601)، Summer 2018را در magiran بخوانيد.

 

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1396-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است