|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
مطبوعات ايران
مقالات و پژوهش ها
قوانين، کتب، آموزش
مطبوعات جهان

خدمات سايت



 
  magiran.com > اخبار و مطالب حوزه مطبوعات و رسانه
 

ديدگاه روزنامه'رسالت': نه سوسياليسم، نه ليبراليسم؛ فقط فقهmagiran.com: ديدگاه روزنامه'رسالت': نه سوسياليسم، نه ليبراليسم؛ فقط فقه
 
 

 ايرنا 17/7/97
رسالت به روايت انبارلويي(4)
ديدگاه روزنامه'رسالت': نه سوسياليسم، نه ليبراليسم؛ فقط فقه

تهران- ايرنا- سردبير پيشين روزنامه رسالت مي گويد: ما رسالتي ها به همان اندازه اي كه با سوسياليسم مخالف بوديم با ليبراليسم هم ضديت داريم و معتقديم آنچه در اسلام و فقه اسلامي در حوزه اقتصاد گفته شده بايد همان هم پياده شود.
    محمدكاظم انبارلويي در بخش چهارم گفت و گو با پروژه تاريخ شفاهي ايرنا به نقل خاطره اي از احمدآقاي خميني، نقش هاشمي در جلسه انتخاب رهبر در خبرگان، شيوه خصوصي سازي در آلمان متحد و مقايسه آن با ايران، تخلفات دولت ها از بودجه و درخواست اسدالله عسكراولادي از رييس جمهور روحاني مي پردازد.
    اين بخش از گفت و گو در ادامه مي آيد:
    
    
    ايرنا: رابطه رسالت با بيت امام چطور بود؟
    انبارلويي: ما جلساتي با سيداحمدآقاي خميني داشتيم. ايشان در هيات امناي ما شركت مي كردند و نظرات امام را به ما مي گفت. ما هم مطالب خود را به ايشان مي گفتيم. يكي از خاطراتي كه از آن جلسات دارم اين است كه آقاي آذري قمي در باب ولايت مطلقه فقيه؛ سرمقاله اي را در روزنامه رسالت نوشته بود كه ولي فقيه مي تواند حتي توحيد را هم منفصل كند.
    سند اين حرف را هم اين طور آورده بود كه وقتي موسي (ع) به كوه طور مي رود و برمي گردد مي بيند مردم گوساله پرست شده اند و يقه هارون(ع) جانشين را مي گيرد كه چرا گذاشتي اينها به اين وضع دچار شوند؟ هارون هم استدلال مي كند كه اگر مي خواستم جلوي آنها را بگيرم جانم در خطر بود و شايد مرا مي كشتند.
    چون هارون خود پيامبر بود بايد جلوي خروج قومش از توحيد را مي گرفت اما اين كار را نكرده بود. يعني توحيد را تعطيل كرده بود تا حضرت موسي برگردد و تكليف قوم بني اسرائيل روشن شود.
    سيد احمدآقا در آن جلسه به ما گفت: وقتي اين سرمقاله را خواندم ناراحت شدم و آن را شخصا پيش امام بردم و گفتم ديديد آقاي آذري چه نوشته است؟
    امام گفت: بله. مطلب را خوانده ام اشكالي ندارد. چرا كه تمام اختياراتي را كه پيامبر دارد، ولي فقيه هم دارد و دليلي ندارد كه ولي فقيه وقتي ماموريت هاي پيامبر را بر دوش دارد اختيارات ايشان را نداشته باشد.
    يعني تمام ديدگاه هاي آقاي آذري موافق ديدگاه هاي امام بود و ايشان تابعيت خود از امام را مطرح مي كردند.
    
    
    ايرنا: رويكرد رسالت بعد از فوت امام نسبت به دولت ها چطور بود؟ از دولت آقاي هاشمي شروع كنيم؟
    انبارلويي: بعد از رحلت امام تمام توجهات جلب اين شده بود كه دولت آينده در دست چه كسي خواهد بود؟ اواخر دولت آقاي چهارم هم آقاي مهندس موسوي قهر كرد و استعفا داد كه امام نپذيرفت و گفت مگر مملكت صاحب ندارد؟!
    اين اتفاقات نشان مي داد كه در كشور دارد اتفاقاتي مي افتد كه برخلاف ايده هاي برخي است. اين اتفاق اين بود كه آقاي هاشمي داشت كم كم از طيف موسوي دور مي شد و از سياست هاي اقتصادي بسته و سوسياليزه فاصله مي گرفت و به سمت ليبراليسم مي آمد. در اواخر جنگ اين موضوع مطرح شد كه ما الان اقتصاد كشور را به اين صورت اداره مي كنيم كه هر سال بودجه اي به مجلس مي آيد و تصويب مي شود. اما ديگر نبايد اين طور باشد بلكه بايد برنامه اي پنج ساله در مجلس تصويب شود و بودجه سال به سال براي اجراي اين برنامه تنظيم شود. براي همين اولين برنامه توسعه آن موقع شكل گرفت. آقاي مهندس موسوي اما با اين برنامه توسعه مخالف بود.
    آقاي هاشمي ظاهرا سفري به ژاپن كرده بود و در آن جا با مباحث اقتصاد باز و اين حرف ها آشنا شده بود. به خصوص اينكه شوروي هم در حال فروپاشي بود. نامه امام به گورباچف مبني بر فروپاشي كمونيسم هم باعث شد بحث حاكميت سوسياليسم در اذهان مسوولين رنگ ببازد. در راس مخالفين سوسياليسم هم آقاي هاشمي بود. ايشان آمد و دولت را در دست گرفت. روزنامه رسالت هم تمام قد از ايشان دفاع كرد، اما اواسط كار ديديم كه سياست هايي كه آقاي هاشمي پيش گرفته دارد كشور را به سمت ليبراليسم اقتصادي مي برد.
    ما رسالتي ها به همان اندازه اي كه با سوسياليسم مخالف بوديم با ليبراليسم هم ضديت داشتيم. براي همين گفتيم آنچه در اسلام و فقه اسلامي در حوزه اقتصاد گفته شده بايد همان هم پياده شود.
    آن موقع مقام معظم رهبري هم بحث اشرافيگري را مطرح و از آن انتقاد كرد. در واقع اين انتقاد به سياست هاي آقاي هاشمي بود و ما هم تقريبا ديدگاهمان همان ديدگاه آقاي خامنه اي بود. چه قبل از اينكه ايشان رهبر شود و چه بعد از رهبري شان.
    بد نيست اينجا بگويم كه امام فوت كردند و آقاي منتظري به عنوان جانشين امام مطرح بود. همه هم نگران بودند كه بعد از اينكه آقاي منتظري سقوط كند چه كسي رهبر ايران و ولي فقيه خواهد بود.
    از جريانات مجلس خبرگان هم كه اطلاع داريد. آقاي هاشمي نقش تعيين كننده اي در انتخاب آقاي خامنه اي داشت. ايشان يكي دو خاطره از امام نقل كرد. يكي اينكه پيش امام رفته بود و از ايشان پرسيده بود بعد از شما چه كسي رهبر شود؟ امام هم گفته بودند آقاي خامنه اي .
    و اين خاطره بر راي خبرگان درباره رهبري آقاي خامنه اي بسيار موثر بود. چون آقاي خامنه اي در دولت آقاي موسوي عملا بايكوت شده بود و فقط در مسائل مربوط به حوزه جنگ فعاليت مي كرد. دولت دست آقاي موسوي بود و مهندس موسوي هم يعني آقاي هاشمي.
    
    
     ايرنا: يعني معتقديد آن موقع آقاي موسوي تابع آقاي هاشمي بود؟
    انبارلويي: بله. آقاي موسوي و هاشمي در يك تيم بودند، اما امام حملات آنها به جريان رسالت را مهار مي كرد. ولي وقتي ما وارد دوره رييس جمهوري آقاي هاشمي شديم وضع تفاوت كرد. يكمرتبه از جاده سوسياليسم به جاده ليبراليسم حركت كرديم و اين امر مطلوب ما نبود. ما در دولت دوم هاشمي بيشترين نقد را به عملكرد اقتصادي دولت داشتيم.
    ما چه در دوره آقاي موسوي و چه در دوره آقاي هاشمي جلسات اقتصادي را برگزار مي كرديم كه زعامت آن برعهده آقاي توكلي بود. بيشتر اقتصاددانان كشور هم در آن جلسات شركت مي كردند مثلا آقاي يحيي آل اسحاق و آقاي محمدنهاونديان. اين ها همان نقدي را كه به دولت مهندس موسوي داشتند به دولت هاشمي به خصوص در دور دوم آن داشتند.
    آقاي توكلي در سال 72 و در دور ششم انتخابات رياست جمهوري هم مسوول صفحه اقتصادي روزنامه رسالت بود و هم رقيب انتخاباتي آقاي هاشمي.
    البته رقيب جدي ايشان نبود ولي كم هم راي نياورد.
    
    
    ايرنا: روزنامه رسالت با سياست تعديل اقتصادي آقاي هاشمي در دور اول رياست جمهوري ايشان موافق بود؟
    انبارلويي: بله. موافق بود. متفكران رسالت در شكل گيري برنامه اول توسعه خيلي موثر بودند. اما دولت ايشان طبق آن برنامه عمل نكرد و تخلف داشت. البته درهيچ كدام از شش برنامه توسعه بعد از انقلاب طبق آن برنامه ها عمل نشد وگرنه به اهداف خود مي رسيديم. نه به برنامه ها عمل كرديم نه به بودجه بندي آنها. از كجا اين را مي شود فهميد. از تفريغ بودجه . مطابق قانون اساسي ديوان محاسبات بايد هر سال بودجه خرج شده توسط دولت را بررسي كند تا ببيند آيا دولت طبق آن عمل كرده است يا خير.
    اما تفريغ بودجه نشان مي دهد در كل 6 برنامه دولت ها تنها به 30 تا 40 درصد آن عمل كرده اند و بقيه هزينه كردنشان از بودجه تخلف بوده است. عرض كردم براي همين هم به نتايجي كه تاكنون قرار بود برسيم نرسيديم.
    اين شامل دولت هاشمي هم مي شود.
    جالب است بدانيد تا سال 83 در حوزه نفت اصلا گزارش علني وجود نداشت. در اين سال وقتي گزارش علني منتشر شد تازه معلوم شد چه تخلفاتي در حوزه نفت رخ داده است.
    
    
     ايرنا: تخلفات دولت آقاي هاشمي در بحث بودجه چه بود؟
    انبارلويي: سياست هاي كلي رهبري اعلام شد و بر اساس آن برنامه دوم توسعه شكل گرفت. البته آقاي هاشمي هم در تعيين اين سياست ها نقش داشت. گزارش تفريغ بودجه 300 صفحه است كه تخلفات دولت ايشان از بودجه مصوب در آن ذكر شده است. اما عمده تخلفات در حوزه نفت بود.
    بگذاريد قضيه را روشن كنم. وقتي انقلاب پيروز شد شوراي انقلاب تبصره اي به نام تبصره 38 قانون بودجه را تصويب كرد كه يك تبصره دائمي بود. طبق آن تمام دولت هاي پس از انقلاب بايستي هر مقدار پولي كه از فروش نفت و فرآورده هاي نفتي به دست مي آورند را به حساب خزانه بريزند. حتي خود شركت نفت هم حق برداشت از اين پول را ندارد و اگر پول خواست بايد درخواست بدهد و از خزانه بگيرد. اما به اين قانون عمل نشد.
    سال 83 كه اين قضيه عملي شد، مشخص شد كه 6 ميليارد دلار از نفتي كه فروخته اند را به حساب خزانه نريخته اند.
    
    
    ايرنا: در رابطه با خصوصي سازي هم به نظر شما آيا دولت آقاي هاشمي تخلفاتي داشت؟
    انبارلويي: خصوصي سازي هيچ وقت در كشور ما عملي نشد، از جمله در دوره آقاي هاشمي. عمده خريداران شركت هاي دولتي بنگاه هاي عمومي مثل صندوق بازنشستگي شركت ملي نفت ايران و صندوق تامين اجتماعي بودند.
    خصوصي سازي يعني اينكه يك سرمايه دار ايراني بيايد و فلان پتروشيمي را بخرد. اين نه در دوره هاشمي رخ داد نه در دوره خاتمي.
    علتش اين است كه زيرساخت هاي اقتصادي كه زمان آقاي مهندس موسوي طراحي شد هنوز از بين نرفته و همين الان هم دولت مالك حدود 85 درصد اقتصاد كشور است.
    بودجه دولت در 4 جلد تقديم مجلس مي شود. يك جلدش راجع به بودجه شركت هاي دولتي است. هنوز ما شركت هايي داريم كه دولت دارد آنها را اداره مي كند. اراده اي براي خصوصي سازي اقتصاد كشور وجود ندارد. در حالي كه تعبير امام اين بود كه دولت نه صنعت كار خوبي است نه تاجرخوبي و نه كشاورز خوبي. بلكه دولت بايد اين ها را به مردم واگذار كند و بيايد از اين ها ماليات بگيرد.
    نمونه اي عرض كردم . شما شاهديد وقتي رييس جمهور تركيه به ايران مي آيد همراه خود 200 سرمايه دار ترك مي آيد و با ايران قرار داد مي بندند. اما اين 200 سرمايه دار همه متعلق به بخش خصوصي واقعي تركيه هستند نه بخش دولتي.
    اما وقتي رييس جمهور ايران به تركيه مي رود فقط چند وزير نفت و صنعت و كشاورزي و اينها را با خود مي برد يعني يك عدد تاجر يا سرمايه دار بخش خصوصي ايران همراه ايشان نيست. يا رييس جمهور چين وقتي وارد ايران مي شود 500 تاجر چيني همراه خود مي آورد كه متاسفانه طرف معاملات همه آنها هم با دولت ايران است نه بخش خصوصي.
    دولت در همه شرق و غرب عالم يك گوشه نشسته و ماليات مي گيرد. بقيه مردم هم مي روند كشاورزي و دامداري و تجارت و صنعتگري مي كنند. هيچ چيزي هم دست دولت نيست اما در ايران برعكس است.
    مشكل ما سر برجام با اتحاديه اروپا الان سر چيست؟ اتحاديه اروپا تصويب مي كند كه مثلا فلان بانك بايد با ايران مبادلات پولي داشته باشد اما اين بانك مي گويد من اصلا تابع دولت خودم نيستم كه بخواهم به حرف اتحاديه گوش دهم. من تابع منافع خود هستم و اگر بخواهم با ايران معامله كنم آمريكا مجازاتم مي كند و مثلا سهامش را از بانكم بيرون مي كشد. طبيعي است اگر شركت هاي اروپا ده ميليارد دلار منفعت اقتصادي در معامله با ايران داشته باشند اين رقم در معامله با آمريكا به 100 ميليارد دلار مي رسد. پس ترجيح مي دهد با ايران معامله نكند.
    
    
     ايرنا: آيا دولت هاشمي در برابر خصوصي سازي مقاومت كرد؟
    انبارلويي: مقاومت نكرد.
    مثالي بزنم وقتي مي خواستند آلمان شرقي و غربي را در هم ادغام كنند هياتي مسوول ادغام اقتصاد اين دو كشور شد كه اختيارات تام هم گرفت.
    آنها آمدند اعلام كردند كه اين كارخانجات آلمان شرقي كه همه دولتي و ضررده هم بودند را هر كسي مي خواهد بخرد بيايد اصلا گفتند اين كارخانه ها را مفت به آنها مي دهيم فقط سه شرط را بايد رعايت كنند: 1. هيچ كارگري را حق ندارند اخراج كنند 2. حق ندارند ماشين آلات را بفروشند 3. حق ندارند زمين كارخانجات را بفروشند.
    اين سه شرط يعني هر كس اين كارخانه را خريد بايد بيايد و اين را بهينه سازي كند. آن را به روز كند و كارگران را هم اخراج نكند تا بيكاري به وجود نيايد ولي نتيجه اين شد كه اقتصاد بخش شرق آلمان از ركود خارج شد. دولت آلمان حدود 500 ميليارد دلار براي خصوصي سازي نيمه شرقي خود خرج كرد. اقتصادش موفق هم شد.
    اما در ايران اين طور نيست. طرف تا كارخانه را مي خرد و آن هم پولش را چند سال بعد مي دهد اول كاري كه مي كند اخراج كارگرانش است. بعد فروش ماشين آلات و بعد هم زمين آن هم به چند برابر قيمت مي فروشند. يعني با اخراج كارگرها تعداد زيادي بيكار روي دست دولت مي گذارد بعد هم پول فروش زمين و ماشين آلات كارخانه را مي گذارد بانك و سودش را مي گيرد.
    خصوصي سازي به اين شكل در ايران باعث ركود بيشتر اقتصاد شده است.
    چون زيرساخت هاي خصوصي سازي درست انجام نشده است، كارفرماها گرفتار بيمه و ماليات و مزد كارگر و اين ها هستند. بعد از مدتي هم عطاي توليد را به لقايش مي بخشند و سراغ كار ديگري مي روند. همين ها وقتي مي بينند دلار و طلا گران مي شود به سمت اين بازار هجوم مي آورند يا به سمت ملك مي برند و در آنجا تورم ايجاد مي كنند. يعني اين خصوصي سازي باعث تشديد مشكلات اقتصادي كشور مي شود چون آدمهايي كه اين كار بر دوششان گذاشته شده است اين كاره نيستند.
    لذا بعد از 40 سال با سرافكندگي بايد بگوييم رييس جمهور كشورمان وقتي سفر مي رود هيات تجاري همراه خود نمي برد. حتي آقاي اسدالله عسگراولادي براي ما تعريف مي كرد كه وقتي آقاي روحاني به چين مي خواست برود به ايشان گفتم حداقل بگذار من همراهت بيايم ولي مرا كه 50 سال است تاجرم و سالهاست رييس اتاق بازرگاني ايران و چين با خودت ببر ولي نبرد. با اينكه آقاي عسگر اولادي رابطه خوبي با شخص رييس جمهور و آقاي نهاونديان دارد. يعني ايشان را ولو به طور نمادين با خود نبردند.
    وقتي رييس جمهور به چين رفت چين گله كرد كه ما نفت شما را در شرايط تحريم مي خريم اما شما در حق ما نامردي كرديد يعني به محض اينكه برجام را امضا كرديد پيمانكاران ما را از چند ميدان بزرگ نفتي از جمله آزادگان بيرون انداختيد و توتال و شركت هاي اروپايي را جايگزين كرديد.
    هم در فاز 5 و 6 عسلويه و هم در آزادگان و سفره هاي مشترك ايران و عراق. ما با چيني ها در اين حوزه ها قرارداد داشتيم اما همه را به هم زديم و رفتيم با توتال بستيم و توتال هم تا آمريكا بيرون كشيد از ايران رفت.
    ما در ايران صد سال است كه سابقه استخراج نفت داريم. اصلا نيازي به سرمايه گذاري فني نداريم. اما شركت سرمايه گذاري نفت كل درآمد نفت را در دست دارد و هيچ كاري هم نمي كند. با اين پول نه پالايشگاه تاسيس مي كند نه سرمايه گذاري خاصي مي كند.
    بعد هم قراردادمان با توتال را فاش نمي كنند. ما ديگر در دنيا در زمينه اقتصاد چيز سري نداريم. اين ها براي ما سري هستند. ولي طرف غربي قرارداد ما يعني توتال همه چيز را براي مردمش شفاف مي گويد . اين ها مصيبت اداره اقتصاد به دست دولت است.
    
    
    ايرنا: شما كه خود را منتقد دولت ها در زمينه فروش نفت مي دانيد در مقابله با اين مشكل در رسالت چه اقداماتي انجام داديد؟
    انبارلويي: زياد. خود من 4 جلد كتاب در نقد مسائل مالي نفت و قراردادهاي آن نوشتم كه بعد از چند سال در گزارش هاي ديوان محاسبات تاييد شد. يعني براي چند سال ما مدام در رسالت مي نوشتيم كه آقا همه درآمد نفت چرا به خزانه دولت نمي رود. رفتند از ما شكايت كردند تا ما را به اتهام نشر اكاذيب بگيرند. اما در سال 83 وقتي سرانجام ديوان محاسبات به اين قضيه ورود پيدا كرد ديد 6 ميليارد دلار از اين بودجه فقط در همان سال به حساب خزانه واريز نشده است.
    ما در اقتصاد شفاف نيستيم. تمام تلاش رسالت ايجاد شفافيت در اقتصاد بود. كشورهاي غربي در زمينه فرهنگ خيلي چيزهاي نجس و كثيفي دارند اما در حوزه اقتصادي خيلي چيزهاي پاكي دارند. مثلا در انگلستان محال است كه وزيري دوهزارپوند تخلف مالي كند و اگر چنين كند رسوايش مي كنند.
    آقاي توكلي تعريف مي كرد در همان سال هاي اول كه براي ادامه تحصيل انگليس رفته بود تا مدتها مطبوعات اين كشور عليه وزير اقتصادشان مطلب مي نوشتند. به اين دليل كه وزير اقتصاد خانه شخصي داشت ولي اين را نگفته بود و در خانه سازماني زندگي مي كرد. طوري رسوايش كردند كه مجبور به استعفا شد.
    در ايران چنين چيزي اصلا تخلف به حساب نمي آيد.
    آنجا همه چيز در اتاق شيشه اي و در معرض ديد مردم است. مشخص است هر مسوولي چقدر دارد و چقدر هم بايد ماليات بدهد.
    ما در روزنامه رسالت از بدو تاسيس دو ماموريت كليدي داشتيم. يكي در حوزه سياست و ديگري اقتصاد. الان از جمله قوي ترين نقدهاي اقتصادي در روزنامه رسالت نوشته مي شود.
    هيات دولت دور هم جمع مي شوند و تحت عنوان تصويب نامه يك تصميم اقتصادي مي گيرند. از زمان قاجار تا حالا براي تصويب نامه هاي دولت منتقدي پيدا نشده است. اما ما همين الان هم اين تصويب نامه ها را نقد اقتصادي مي كنيم.
    مثلا مي گويند تصويب نامه ها سري است. مثلا كارخانجات ما در داخل ظرفيت توليد هر ماشين سنگين و سبك را دارند اما دولت مصوب مي كند كه بروند از خارج بياورند.
    يعني 17 وزير و 6 معاون رييس جمهور دور هم جمع مي شوند و تصميمي مي گيرند كه كاملا اشتباه است.
    
    
    ايرنا: به طور كلي نقد شما به سياست هاي اقتصادي دولت هاشمي چه بود؟
    انبارلويي: ما مي گفتيم كه اين سياست هايي كه شما پيش گرفته ايد به سمت اسلامي نمي رود، بلكه سر از ليبرالسيم در مي آورد.
    به دولت مي گفتيم شما زمان جنگ داشتيد از سوسياليسم كپي برداري مي كرديد الان كه شوروي سرنگون شده داريد به سمت غرب مي رويد.
    در زمان آقاي هاشمي ما روابطي قوي با غرب و عربستان سعودي داشتيم. آقاي هاشمي داشت به سرعت روابط ما با غرب را تنظيم مي كرد و انصافا هم در اين زمينه قوي عمل كرد. آقاي روحاني هم البته مي خواست همين كار را در سياست خارجي دولتش بكند كه نتوانست.
    آقاي هاشمي خانواده سلطنتي عربستان را به ايران دعوت مي كرد و كلي سرويس شكار و غيره به آنها مي داد. در زمان هاشمي ما قوي ترين روابط را با اعراب داشتيم.
    نقد ما به جريان آقاي هاشمي در كل اين بود كه تئوري توسعه شما غلط است، چرا كه دولت ايشان اين طور فكر مي كرد كه ما بايد اقتصاد را به سمت آزادسازي ببريم ولو اينكه اعتراضي شود و مثلا 10 نفر هم كشته شوند.
    
    
     ايرنا: موضع شما نسبت به اعتراضات ابتداي دهه 70 در شهرهايي مثل اسلامشهر و قزوين چه بود؟
    انبارلويي: ما آن موقع دو نوع اعتراض داشتيم. يكي اعتراض به افزايش قيمت ها و تورم حدود 50 درصدي بود . ديگري درگيري هايي بود كه به خاطر تورم نبود. مربوط به تقسيمات كشوري بود. يعني قول داده بودند كه قزوين از زنجان جدا شود كه مجلس آن را تصويب نكرد و مردم به خيابان ريختند.
    
    
    ايرنا: پس مسبب درگيري هاي قزوين دولت نبود؟
    انبارلويي: خير.
    
    
     ايرنا: شلوغي قزوين در سال 73 و مربوط به مجلس چهارم بود؟
    انبارلويي: بله.
    
    
     ايرنا: كشته هم داد؟
    انبارلويي: بله. 17 نفر.
    
    
    ايرنا: درناآرامي هاي مشهد چه؟
    انبارلويي: نه آنجا كشته نداد.
    
    
    ايرنا: اعتراضاتي كه در رابطه با تورم روي داد چه؟
    انبارلويي: آن موقع قيمت روغن خوراكي چند برابر شد. اين هشداري بود به اقتصاد ايران كه همه چيز دارد گران مي شود. آقاي هاشمي اما زود اين قضيه را جمع كرد. انصاف هم بايد داد كه آقاي هاشمي زيرساخت هاي اقتصادي ما را كه در جنگ آسيب ديده بود با وام 20-30 ميليارد دلاري از خارج دوباره ساخت.
    بعد از جنگ ما با يك كشور ويران روبرو بوديم. اقدامات توسعه اي نكرده بوديم و شهرهايمان خراب شده بود. كار آقاي هاشمي در تكميل فعاليت هاي زيرساختي نظير نفت و پتروشيمي و غيره قابل تقدير است.
    گفت و گو از: ناصرغضنفري
    پژوهشم3081**
     

View: 36 - Print: 1 - Email: 1
اين مطلب را در سايت ماخذ آن ببينيد:
http://www.irna.ir/fa/News/83059784





 

 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
نشريه مديريت محيط زيست و توسعه پايدار
متن مطالب شماره 1 (پياپي 4)، 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است