|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
مطبوعات ايران
مقالات و پژوهش ها
قوانين، کتب، آموزش
مطبوعات جهان

خدمات سايت



 
  magiran.com > اخبار و مطالب حوزه مطبوعات و رسانه
 

بازنشر گفت‌وگويي با عليرضا رجايي پس از ۱۰ سالmagiran.com: بازنشر گفت‌وگويي با عليرضا رجايي پس از ۱۰ سال
 
 

 ايسنا 21/6/96

بازنشر گفت‌وگويي با عليرضا رجايي پس از ۱۰ سال

پاي اخلاق و شرافت حرفه‌اي كه به ميان مي‌آيد، آزادي و سلامتي اولويتش نيست و دقيقاً به همين دليل است كه اين روزها روي تخت بيمارستان است، با صورتي كه نمي‌خندد، عليرضا رجايي مي‌خندد، اما صورتش نمي‌خندد تا يادآوري باشد براي هزينه‌هايي كه بايد پرداخت تا اخلاقي زيست و روزنامه‌نگار بود. ساده‌گيراست و خنده‌رو، مردم‌دار و مؤدب، اما براي آنچه كه بيرون حلقه اخلاقياتش قرار بگيرد اهل مماشات نيست. حتي اگر با او موافق نباشي همچنان به صداقتش ايمان داري. مرجعي است كه براي اخلاقيات حرفه‌اي سراغش مي‌روي.
    به گزارش ايسنا، «ايران» در ادامه نوشت: بيش از ۱۰ سال پيش روزنامه‌نگاري تازه‌كار بودم. سؤال‌هايم را درباره اخلاق حرفه‌اي روزنامه‌نگاري از او پرسيدم. نتيجه‌اش مصاحبه‌‌اي شد درباره وظيفه‌هاي صنفي روزنامه‌نگاري، اخلاق و مسئوليت‌هاي حرفه‌اي كه در نشريه داخلي انجمن صنفي روزنامه‌نگاران به شكل بسيار محدود منتشر شد. اين روزها براي رجايي هيچ شباهتي به آن روزها ندارد، اما اين پرسش‌ها، همچنان پرسيدني‌ است و پاسخ‌هاي او اگر چه به وقايع روز آن سال‌ها اشاره دارند؛ همچنان راهگشا هستند. رجايي در اين گفت‌و‌گو از ضعف روزنامه‌نگاران در فعاليت‌هاي صنفي و از موضع اخلاقي روزنامه‌نگاران در برابر پديده‌هايي مانند جنگ و فقر مي‌گويد. او معتقد است دايره حوزه خصوصي افراد يكسان نيست و مطبوعات براي حراست از اخلاق جامعه مي‌توانند و بايد به حوزه خصوصي افراد مرجع نفوذ كنند. آن روزها موضوع روز تعريف روزنامه‌نگار بود و او هم روزنامه‌نگار باتجربه‌اي بود كه درباره اين تعاريف انديشيده بود.
    
    
    در كشورهايي كه در دو سر طيف آزادي قرار دارند، يعني كشورهاي كاملاً آزادي‌گرا و كاملاً اقتدارگرا تعريفي واحد از روزنامه‌نگار ديده نمي‌شود؛ با توجه به شرايط حال حاضر ايران، لزوم تعريف حرفه روزنامه نگاري را چگونه تفسير مي‌كنيد؟
    تا آنجايي كه تجارب ما نشان مي‌دهد، نه فقط براي روزنامه‌نگاري بلكه براي هيچ كدام از مسائل صنفي يا اجتماعي - سياسي از اين دست، صرف تعريف نه محدودكننده است و نه گشايش‌گر؛ مجموعه موازنه نيروهاي مؤثر است كه نقش تعيين‌كننده‌اي دارد. اصولاً تعريف اگر بنا باشد به ابزاري براي بسته شدن فضا به ضرر يك نيروي اجتماعي و سياسي منجر شود وقتي است كه از قبل موازنه نيروها به ضرر يك جريان اجتماعي تغيير كرده است و الان مستمسك‌هاي حقوقي در حال وضع شدن است.
    
    
    عده‌اي تعريف روزنامه نگار را پيش‌نياز احقاق حقوق روزنامه نگاران مي‌دانند. اگر كسب خبر را يكي از اساسي‌ترين حقوق ششگانه روزنامه نگاران بدانيم. روزنامه نگاران ايراني در چه وضعيتي هستند و آيا روزنامه نگاران جوامع دموكراتيك از اين حق به طور كامل بهره‌مندند؟
    اول از دومي شروع مي‌كنم، در هيچ كجا گردش مطلق اطلاعات وجود ندارد. به طور مستقيم يا غير مستقيم تلاش‌هايي از طرف يك ساخت مسلط انجام مي‌شود تا اين اتفاق نيفتد. ولي در ايران به جهت اينكه وضعيت چندان با ثباتي نداريم به طور قطع اين حق در وضعيت مطلوبي نيست، ما مي‌دانيم برخي رسانه‌ها به خاطر موقعيت ويژه‌شان رانت خبري دارند و منابع اطلاعاتي در دست دارند كه اين به خاطر تبحر در امر رسانه‌اي نيست بلكه به سبب نوع ارتباط آنها با منابع اطلاعاتي است. از طرف ديگر بسيار پيش آمده به خاطر درج يك خبر، مطبوعات به شكل سؤال برانگيزي با محكوميت و توقيف روبه‌رو شده‌اند و اين نشان مي‌دهد ما در اين ميان وضعيت تضمين شده‌اي نداريم.
    
    
    اگر بخواهيم به نمودار تاريخي وضعيت مطبوعات ۱۶۰ساله اخير نيم‌نگاهي داشته باشيم، در حال حاضر در چه وضعيتي هستيم؟
    خب در مقايسه با نيمه دوم دهه هفتاد، در دهه هشتاد وضعيت خوبي نداريم. ولي مي‌توانم بگويم از ابتداي دهه هفتاد تا امروز نيروهاي كارآزموده زيادي در مطبوعات پرورش پيدا كردند و اگر ما در يك وضعيت رونق نسبي مطبوعات بوديم اين نيروها فرصت نشان دادن استعدادهايشان را پيدا مي‌كردند و به صورت تصاعدي اين فضا رونق بيشتري مي‌گرفت.
    زمينه‌هاي مساعدي در ايران درحال حاضر وجود دارد كه بخشي از آن را مي‌توان مديون گسترش فضاي دانشگاهي بدانيم و در طول دهه هفتاد نيروهاي مستعد آماده شدند. مي‌توان گفت بالقوه فضا، فضاي خوبي است اما به خاطر محدوديت‌ها، به صورت بالفعل با مشكلاتي روبه‌رو هستيم.
    
    
     خارج از بحث‌هاي سياسي در حوزه‌هاي تخصصي بايد اين نگرش حرفه‌اي خودش را نشان مي‌داد. آيا اين اتفاق افتاده است؟
    به نظرم در سطوح ملي و در نشريات سراسري‌، مطبوعات از فضاي فكري قابل قبولي برخوردار است. اگر اين فضا مي‌توانست رقابتي‌تر باشد در مطبوعات نيروهاي جديدي پرورش پيدا مي‌كردند و نيروهاي فعلي ارتقا پيدا مي‌كردند.
    
    
    به نظر مي‌آيد منظور از محدوديت‌هاي اشاره شده بيشتر سانسور است، يا مدل ديگر آن خود سانسوري. آيا نهاد مطبوعات به مثابه يك نهاد مدني مي‌تواند اقدامي در برابر اين وضعيت انجام دهد؟
    اين كه در برابر اصل پديده سانسور ايستادگي كند وسانسور را منتفي كند، درتوان اين نهاد نيست و اساساً نسبتي نيز با هم ندارند. يعني نهاد روزنامه‌نگاران و نهادي كه سانسور را بازتوليد مي‌كند نيروهاي متوازني ندارند. ولي به شكل برنامه‌هاي محدودتر و طرح‌ در حوزه‌هايي كه سانسور را نقد مي‌كند، مي‌تواند فعاليت كند و يك مدل آموزش در مقابل فضايي كه سانسوردر آن حاكم است. نهاد صنفي مطبوعات مي‌تواند كارهايي انجام دهد كه هنوز انجام نشده است. ما در فعاليت‌هاي مشترك صنفي مانند حمايت از گردش آزاد اطلاعات، نقد فضاي سانسور و انتشارگزارش سالانه يا فصلي درباره سانسور ضعف جدي داريم.
    
    
    در زمينه‌هاي آموزشي چطور؟
    آموزش‌هايي نظير اينكه در اين فضاي توأم با نظارت‌هاي سختگيرانه چگونه ضمن حفظ احترام قلم، بتوان نشريه‌اي را كه با زحمت و خون‌دل سر پا شده از باتلاق توقيف دور نگه داشت تا برخوردهاي مسئولانه تري را از طرف كل اعضاي صنف نه فقط مدير مسئول و سردبير شاهد باشيم. اين فعاليت‌ها بايد از طرف صنف انجام شود، چون در واقع خود صنف قرباني اصلي مميزي است.
    
    
    رعايت حريم خصوصي افراد يكي از مهم‌ترين فاكتورهاي اخلاق حرفه‌اي روزنامه‌نگاران است. اساساً اين حوزه چگونه تعريف مي‌شود؟ و آيا حوزه خصوصي افراد مختلف با هم متفاوت است؟
    قسمت دوم سؤالتان خيلي اساسي است. بله حوزه خصوصي افراد در برابر رسانه‌ها يكسان نيست. يعني افرادي كه چهره‌هاي شاخص براي جامعه هستند و از شخصيت‌هاي مرجع محسوب مي‌شوند، بايد مراقبت بيشتري انجام دهند تا افراد غير مرجع. البته تعريف و دامنه حوزه خصوصي در جوامع مختلف متفاوت است و ورود به حوزه افراد غير مرجع اخلاقي و مرجع اصولاً براي رسانه‌ها ممنوع است. در جامعه‌اي كه براي شخصيت‌هاي مرجع‌اش مسئوليت اخلاقي و سياسي قائل است؛ مطبوعات اگر تخطي ببينند، نفوذ مي‌كنند و كسي هم آنها را سرزنش نمي‌كند. چون فرض بر اين است كه اين افراد بايد از برخي لغزش‌هاي اخلاقي مبرا باشند. ممكن است براي ديگران اين محدوديت وجود نداشته باشد.
    
    
     در جامعه‌اي مثل جامعه ايران چطور؟
    در جامعه‌اي مثل جامعه ايران هم به صورت وسيع‌تري اين انتظاراز شخصيت‌هاي مرجع وجود دارد. معمولاً مطبوعات اگر فرصتي پيدا كنند، نفوذ مي‌كنند و تا زماني كه شما شخصيت مرجع هستيد، آن را چندان حوزه خصوصي تلقي نمي‌كنند. ولي براي فرد عادي اگر چنين اتفاقي بيفتد به طور قطع و يقين معناي آن حراست و محافظت از هنجارهاي اخلاقي نيست و نوعي باجگيري محسوب مي‌شود.
    
    
    اگر واژه مرجع را با مشهور عوض كنيم. چطور؟
    همين طور است. فرقي ندارد. البته استانداردهاي جوامع تأثيرگذاراست؛ حتي در جوامع اروپايي اين استانداردها يكسان نيست. فردي مثل بكهام كه كاپيتان سابق تيم ملي انگلستان است، از او انتظاراتي وجود دارد وقتي مطبوعات مي‌بينند، نسبت به زندگي خانوادگي‌اش متعهدانه عمل نكرده، رسوايي به بار مي‌آيد ولي اين اتفاق براي كاپيتان تيم ملي فرانسه چندان مهم نيست. در ايران معمولاً چنين مسائلي لاپوشاني مي‌شود.
    
    
    يعني اين عملكرد مطبوعات در چارچوب اخلاق حرفه‌اي مي‌گنجد؟
    مطبوعاتي كه استانداردهاي اخلاق حرفه‌اي را رعايت مي‌كنند خود را موظف مي‌بينند كه از آن حراست كنند و اگر فرصتي به دست بياورند افشا مي‌كنند و اين در جوامع يكسان نيست. در جامعه ما اين حساسيت نسبت به هنرمندان كمتر است در بقيه جوامع نيز كمتر است ولي نسبت به سياستمداران خيلي زياد است. در ايران همه مساﺋل را نمي‌توان افشا كرد ولي در امريكا حتماً افشا مي‌شود و هيچ كسي سرزنش نمي‌كند كه به حريم خصوصي برخورد كرده؛ چرا كه اين را استاندارد كلي اخلاق جامعه مي‌دانند.
    
    
     پس نمي‌توان نام حوزه شخصي و خصوصي هم بر آن گذاشت و مي‌توان گفت ورود به اين حوزه‌ها بخشي از اخلاق حرفه‌اي هم هست يعني بايد اين اتفاق بيفتد. اين مرز و حوزه چگونه قابل شناسايي است؟
    آنجا كه تصور شود كه حوزه خصوصي اين افراد بخشي از حوزه اخلاقي كل جامعه است. وجدان عمومي جامعه مي‌داند كجا زندگي خصوصي افراد بخشي از اخلاق جامعه است و كجا نيست.
    
    
     بحث ديگري كه در حوزه اخلاق حرفه‌اي مطرح مي‌شود اين است كه روزنامه‌نگاران بايد همواره در مقابل شر بايستند و به ارزش‌هاي جهاني وفادار باشند. آيا خبرنگاران موظف به مقابله با پديده جنگ هستند؟
    همان طور كه مي‌دانيد روزنامه‌نگاري يك حرفه عميقاً ايدئولوژيك است و مي‌دانيد كه گرايش‌هاي ايدئولوژيك مختلف قضاوت‌هاي سياسي يكساني ندارند و در مورد پديده‌اي مثل جنگ اين ايدئولوژي‌ها احكام ثابتي ندارند و غالباً ادعا مي‌كنند طرف مقابل موضعي غير اخلاقي دارد. بنابراين خيلي دشوار است كه با وجود مواضع متفاوت ايدئولوژيك بشود بر سر پديده‌هاي سياسي- اجتماعي به تفاهم رسيد. ولي روزنامه نگاران حتماً راجع به مسائلي نظير فقر كه پديده‌اي ناهنجار است، اتفاق نظر دارند يا اينكه نتايج جنگ پديده نارسايي است همه متفق القولند.
    
    
     در مورد خود پديده جنگ چطور؟
    در مورد يك جنگ مشخص صرف نظر از نتايجش، يك جنگ ممكن است اجتناب‌ناپذير باشد براي مثال يك جنگ دفاعي براي افرادي كه در آن كشور هستند جنگ مشروعي است مگر آنكه همبستگي سياسي در آن كشور متزلزل شده يا از بين رفته باشد كه در آن صورت جنگ دفاعي هم واجد ارزش اخلاقي است.
    
    
    جنگ‌هاي مدل امريكا عليه عراق چطور؟
    منظورم همين بود. در مورد عراق مواجه با اين هستيم كه قضاوت‌هاي فوق‌العاده متنوع داريم. گروهي كه به طريقي از حضور صدام منتفع بودند و آن را موجه مي‌دانستند شروع به مقاومت كردند، بخش ديگر به سبب اينكه در نتيجه اين حمله صدام سقوط كرد از آن حمايت كردند كه نشان از فروپاشي همبستگي سياسي دارد. ولي تا زماني كه همبستگي سياسي وجود دارد جنگ دفاعي براي ملت آن واجد ارزش اخلاقي است.
    
    
     روزنامه نگاران امريكايي حق دارند از اين جنگ دفاع كنند؟
    نمي دانم حق تا چه اندازه مصداق داشته باشد ولي مي‌توانيم انتظار داشته باشيم. چرا كه اين حرفه، حرفه‌اي ايدئولوژيك است. ما بايد انتظار داشته باشيم هر كس از گروهش دفاع كند و گروه ديگر نظير مايكل مور مخالف‌اند و آن را مصداق تجاوزطلبي امريكا مي‌دانند.
     

View: 48 - Print: 1 - Email: 1
اين مطلب را در سايت ماخذ آن ببينيد:
http://www.isna.ir/news/96062112285/


مطالب مرتبط را در پرونده (هاي) زير مطالعه نماييد:

اهالی مطبوعات 





 

 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
فصلنامه شيمي كاربردي
متن مطالب شماره 45، زمستان 1396را در magiran بخوانيد.

 

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1396-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است