|
|
|
|
مجله علمي پزشكي دانشگاه علوم پزشكي جندي شاپور اهواز
فصلنامه داراي رتبه علمی - پژوهشی به زبان فارسي، با خلاصه انگليسي
سال ششم، شماره 3 (پياپي 54)، پاييز 1386 130 صفحه
|
|
|
|
|
|
 | مقايسه لابراتواري ريز نشت ترميم هاي كامپوزيت درحفرات كلاس 2 با استفاده از چهار روش نوردهي ماد ه ترميمي در حفره نغمه قاري زاده ، كژال مرادي، محمد حسين حقيقي زاده ص 269
چکيده مشاهده متن [PDF 147KB] | | هدف: جهت غلبه بر مشکلات عديده اي که اغلب بعد از ترميمهاي کلاس دو با کامپوزيتهاي نوري ديده مي شوند روشهاي مختلفي در رابطه با نحوه نوردهي ماده در حفره پيشنهاد شده است. اين تحقيق با هدف بررسي و مقايسه چهار روش مختلف نوردهي کامپوزيت دنداني و تأثير هر يك در ميزان ريز نشت ايجاد شده در ترميم هاي كلاس 2 صورت گرفته است. روش بررسي: در اين تحقيق از 40 دندان پرمولر سالم وبدون پوسيدگي كه دو حفره درمزيال (1 ميلي متر بالاي CEJ1 ( و ديستال ( 1 ميلي متر زير CEJ ) آنها تعبيه شده بود استفاده شد. ديواره هاي هر حفره به مدت 15 ثانيه اچ شد سپس 30 ثانيه شستشو داده شد. سپس به رزين باندينگ آغشته و 20 ثانيه نور تابانده شد. درگروه اول دندانها با استفاده از نوار ماتريكس فلزي و وج چوبي پرشدند. درگروه دوم ماتريكس مصرفي ماتريكس شفاف و وج هادي نور بود. در گروه سوم از نوار ماتريكس فلزي، وج چوبي به همراه Light – tip استفاده شد. در گروه چهارم كه گروه آزمايشي بود از نوار ماتريكس فلزي، وج چوبي و شيشه بايوگلاس استفاده شد. نمونه ها در نرمال سالين بمدت 2 هفته نگهداري شدند. سپس دندانها 2000 بار بين 5 و55 درجه سانتي گراد ترموسايكل شدند. ميزان ريز نشت هر حفره بر اساس تست نفوذ رنگ بين 0-4 تعيين گرديد. نتايج تحقيق با استفاده از تست هاي Mann Whiteny و Kruskal Wallis ارزيابي شدند. يافته ها: گروه 1 با بيشترين ميزان ليکيج با سه گروه ديگر در هردو حفره مزيال وديستالي تفاوت آماري قابل ملاحظه داشت اما بين سه گروه در مقايسه دو دويي چه در حفره مزيالي و چه درحفره ديستالي تفاوت آماري قابل ملاحظه اي وجود نداشت. نتيجه گيري : نتايج تحقيق نشان داد استفاده از ماتريكس فلزي بيشترين ريزنشت را در ترميم هاي كلاس 2 رزين كامپوزيت باعث مي شود. در حالي كه استفاده از Light - tip و يا شيشه بايوگلاس در تركيب با ماتريكس فلزي و وج چوبي باعث كاهش چشمگيري در ميزان ريز نشت ايجاد شده، مي شود.
کليدواژگان: ريز نشت، كامپازيت نوري، ماتريكس فلزي، ماتريكس شفاف، Light tip ، شيشه بايوگلاس
| | |
 | شيوع علائم آسم، رينيت آلرژيك و اگزما در كودكان 14-13 ساله مدارس شهر يزد در سال 82 مهران كريمي، محسن ميرزائي، محمدحسين احمديه ص 274
چکيده مشاهده متن [PDF 146KB] | | هدف: بيماريهاي آلرژيك از جمله بيماريهاي شايع در كودكان بوده كه شيوع و شدت آن در نقاط مختلف دنيا بسيار متفاوت است. روش بررسي: در مطالعه ما شيوع و شدت علائم آسم، رينيت آلرژيك و اگزما در 3060 كودك 14-13 ساله شهر يزد بر اساس مطالعه استاندارد شده ايساك مورد ارزيابي قرار گرفت. يافته ها: نتايج مطالعه نشان داد كه شيوع علائم آسم، رينيت آلرژيك و اگزما به ترتيب 3/20درصد ، 7/42درصد و 8/14درصد مي باشد.شيوع علائم آسم با اختلاف معني داري در پسرها بيشتر بوده در حاليكه شيوع علائم اگزما در يكسال گذشته در دخترها بيشتر بوده است. نتيجه گيري: شيوع علائم رينيت آلرژيك و اگزما در اين مطالعه بيشتر از نتايج مطالعات مشابه در ساير شهرهاي ايران مي باشدكه با تغيير در شيوه زندگي بوسيله آموزش كودكان و والدين مي توان آن را كاهش داد.
کليدواژگان: آسم ، رينيت آلرژيك، اگزما، شهر يزد، ISAAC
| | |
 | بررسي عوامل استرس زا، راهبردهاي مقابله اي و ارتباط آنها با سلامت عمومي دانشجويان ورودي سال تحصيلي 85-84 دانشگاه علوم پزشكي جندي شاپور اهواز فروزان بهروزيان،سرور نعمت پور ص 284
چکيده مشاهده متن [PDF 153KB] | | هدف: هدف از اين پژوهش تعيين عوامل استرس زا، راهبردهاي مقابله اي و ارتباط آنها با سلامت عمومي دانشجويان ترم اول ورودي سال تحصيلي 85-84 دانشگاه علوم پزشكي جندي شاپور اهواز بوده است. روش بررسي: 303 دانشجو(232 زن و 71 مرد)به شيوه نمونه گيري در دسترس انتخاب و با ابزارهاي پرسشنامه دموگرافيك ، پرسشنامه استرسهاي تحصيلي دانشجويان، پرسشنامه سلامت عمومي(GHQ-28) و چك ليست مهارتهاي مقابله اي مورد بررسي قرار گرفتند. يافته ها: يافته ها نشان داد كه 8/41 درصد از دانشجويان از سلامت عمومي برخوردار نمي باشند و دانشجوياني كه علاقه مندي كمتري به رشته تحصيلي خود داشتند از سلامت عمومي پايين تري هم برخوردار بودند(008/0 p<).بيشترين استرسهاي تجربه شده به ترتيب نگراني در مورد امتحانات، سنگيني و زيادي حجم دروس، مشكلات مربوط به خوابگاه و نگراني در مورد آينده شغلي بوده است.بيشترين ميزان استرس تجربه شده در ميان دانشجويان ساكن خوابگاه مشاهده گرديد(00/0 = p) و بارزترين راهبردهاي مقابله اي استفاده شده بصورت تركيبي، روشهاي حل مسأله و هيجاني بوده است. در نهايت بررسي رابطه ميزان استرس، شيوه هاي مقابله اي و سلامت عمومي در جمعيت مورد مطالعه، بين ميزان استرس، شيوه مقابله اي منطقي و سلامت عمومي دانشجويان رابطه معنا دار آماري نشان داد (003/0 p<). نتيجه گيري: يافته هاي اين مطالعه همچنين نشان داد، دانشجوياني كه شيوه هاي مقابله اي ناسازگارانه داشتند از استرس بيشتر و سلامت عمومي كمتري برخوردار بودند.با توجه به نتايج فوق پيشنهاد مي گردد ضمن بر نامه ريزي جهت كاهش استرسهاي آموزشي و رفاهي دانشجويان، در جهت تقويت مهارتهاي مقابله اي مناسب اين گروه، مداخلات مناسب صورت گيرد تا از سلامت بيشتري برخوردار گردند.
کليدواژگان: استرس، سلامت عمومي، روشهاي مقابله اي، دانشجو
| | |
 | مقايسه اثر درماني و عوارض جانبي پردنيزولون، ايمونوگلوبولين وريدي و آنتي Rh آنتي بادي در بيماران مبتلا به پورپوراي ترومبوسيتوپنيك ايديوپاتيك سيد عبدالله بني هاشم، سيمين هيرادفر، محمدعلي كياني ص 289
چکيده مشاهده متن [PDF 146KB] | | هدف:پورپوراي ترومبوسيتوپنيك ايديوپاتيك يك بيماري شايع دوران كودكي است كه در درمان آن از روشهاي مختلفي مثل تجويز كورتيكواستروئيدها، ايمونوگلوبولين وريدي، روگام و بسياري اقدامات ديگر استفاده مي شود. در اين تحقيق به مقايسه نتايج درماني و عوارض دارويي سه روش فوق پرداخته شده است. روش بررسي : اين مطالعه بر روي 32 كودك مبتلا به ITP1 حاد و مزمن مراجعه كننده به بيمارستان دكتر شيخ طي خردادماه تا اسفند ماه سال 1383 انجام شده است.بيماران چنانچه داراي گروه RhD+ و کومبس منفي بودند وارد اين مطالعه شدند. يافته ها :ميانگين سني بيماران 5/435/8 سال و فراواني دو جنس در ميان بيماران مورد مطالعه مشابه بود. علامت باليني بارز در غالب بيماران پتشي و پورپورا بوده كه در 6/90درصد موارد مشاهده شد.8/43درصد از بيماران با پردنيزولون، 25درصد با IVIG2 و 31درصد با روگام درمان شدند. در بررسي مقايسه اي بيماران از نظر نتايج و عوارض درمان، اگرچه ميزان پلاكت اوليه در بيماران گروه پردنيزولون بالاتر بود اما پس از درمان پلاكت در هر سه گروه افزايش يافته و تفاوت بارزي با هم نداشت. پاسخ درماني كامل در گروه درمان شده با روگام به طور قابل توجهي بيشتر بوده و تا اكنون زمان عود در اين گروه ديده نشد. عوارض درمان با روگام شامل هموليز حاد و سميت كبدي نيز در هيچ يك از بيماران گزارش نشد. نتيجه گيري: طول مدت بستري در بيماران تحت درمان با روگام به طور قابل توجهي كمتر از بقيه (كمتر از 5 روز با احتساب زمان تشخيص) بود. با توجه به موثر بودن، ايمني، تجويز ساده و قيمت مناسب روگام نسبت به IVIG مي توان آنرا به عنوان روشي مناسب در درمان ITP كودكان Rh مثبت پيشنهاد نمود.
کليدواژگان: ITP ، روگام، كورتيكواستروئيد، IVIG
| | |
 | بررسي اثرات ضد قارچي اوژنول در خارج از بدن رؤيا فيروزي ، حميد رجائيان، عليرضا خاكپور ص 292
چکيده مشاهده متن [PDF 121KB] | | هدف: تاكنون اثرات دارويي مطلوبي از گياهان دارويي مختلف شناخته شده و از اين ميان خواص ضد باكتريايي، ضد ويروسي و ضد قارچي آنها از اهميت خاصي برخوردار است. هدف از مطالعه حاضر نيز بررسي اثرات ضد قارچي اوژنول (عصاره ميخك) مي باشد. روش بررسي:دراين بررسي گونه هاي آسپرژيلوس، موكور، فوزاريوم، آلترناريا، پني سيليوم و كانديدا مورد آزمايش تعيين حساسيت دارويي در مقابل اوژنول قرار گرفتند. بر اين اساس حداقل غلظت ممانعت كننده از رشد (MIC) به روش رقيق سازي متوالي و كمترين غلظت كشندگي قارچ (MFC) براي اوژنول به روش كشت بر روي محيط آگار سوبارو دكستروز تعيين شد. اين مقادير در pH هاي مختلف (5/5 و 5/6) محيط كشت مشخص گرديد. يافته ها: نتايج نشان مي دهد كه MIC و MFC اوژنول در مورد آلترناريا و كانديدا آلبي كنس مساوي و برابر با 78/0 ميلي گرم در ميلي ليتر بدست آمد. كمترين ميزان MIC مربوط به آسپرژيلوس فوميگاتوس، آسپرژيلوس نيجر، پني سيليوم، موكور و كانديدا (به جز آلبي كنس) و برابر با 39/0 ميلي گرم در ميلي ليتر تعيين شد. همچنين در pH هاي مختلف مقادير MIC و MFC تفاوتي نشان نداد. نتيجه گيري: به طور كلي نتايج حاصل از سنجش MIC وMFC اوژنول بر قارچ هاي تحت مطالعه نشان دهنده تأثير مهاركننده رشد و نيز قارچ كشي اين ماده مي باشد. همچنين قارچ هاي فوق حساسيت تقريباً مشابهي در مقابل اوژنول از خود نشان دادند. در عين حال ادامه اين تحقيق و بررسي اثر اين ماده در داخل بدن موجود زنده براي ارزيابي اثرات ضد قارچي اوژنول و كاربرد آن در درمان ضروري است.
کليدواژگان: اوژنول، MIC ، MFC ، قارچ ها، اثرات ضد قارچي
| | |
 | بررسي ميزان شيوع كلونيزاسيون استرپتوكوك گروه B در واژن و ركتوم زنان حامله 37-35 هفته و تعيين حساسيت آنتي بيوتيكي ناهيد شهبازيان، عليرضا رجب زاده، سيد محمد علوي ص 298
چکيده مشاهده متن [PDF 120KB] | | هدف: شيوع كلونيزاسيون استرپتوكوك گروه B در دستگاه ژنيتال يا دستگاه گوارش تحتاني خانمهاي حامله از 5 تا 40درصد متغير است. تفاوتهاي نژادي، سني، جغرافيائي، وضعيت تاهل و وضعيت اقتصادي اجتماعي علت اين شيوع متفاوت مي باشد. پني سيلين به عنوان درمان انتخابي عفونت استرپتوكوكي گروه B در نوزاد و مادر پيشنهاد شده و آمپي سيلين بعنوان درمان جايگزيني آن توصيه شده است. هدف از اين مطالعه بررسي اپيدميولوژي استرپتوكوك گروه B در زنان حامله و تعيين حساسيت آنتي بيوتيكي براي ارائه يك برنامه مدون غربالگري و پروفيلاكسي دارويي مي باشد. روش بررسي: در اين مطالعه 250 خانم باردار بين 37-35 هفته مراجعه كننده جهت كنترل بارداري مورد بررسي قرار گرفتند. با سواپ دو نمونه از واژن و دو نمونه از ركتوم گرفته شده و سپس سواپها، در محيط انتقالي گذاشته شده و در آزمايشگاه به محيط مايع انتخابي پيشنهاد شده THB منتقل مي شد. پس از جدا كردن استرپتوكوكها براي بررسي حساسيت باكتري به آنتي بيوتيكها در روش ديسك ديفيوژن با استفاده از ديسكهاي آنتي بيوتيكهاي مورد مطالعه استفاده مي شد. يافته ها: از مجموع 250 خانم باردار مورد مطالعه 33 بيمار (2/13درصد) داراي كشت مثبت استرپتوكوك گروه B در واژن يا ركتوم بودند. نحوه زايمان قبلي، سابقه كوريوآمنيوتيت در حاملگي قبل، سابقه پارگي پيش از موعد پرده ها و سابقه زايمان زودرس، سن بيماران و تعداد بارداريهاي قبلي ارتباط معني داري با شيوع كلونيزيشن استرپتوكوك نداشت. ازنظر حساسيت آنتي بيوتيكي استرپتوكوك گروه B در 97درصد به سفتي زوكسيم، 93درصد سفازولين، 2/88درصد به سفوتاكسيم، 56درصد به پني سيلين و 50درصد به آمپي سيلين حساس بودند. نتيجه گيري: ميزان شيوع در مطالعه ما در محدوده ميزان شيوعي است كه در ساير مطالعات گزارش شده ولي برخلاف ساير مطالعات كه پني سيلين و سپس آمپي سيلين بعنوان درمان انتخابي پيشنهاد شده مقاومت بالايي نسبت به اين داروها ديده شد. ولي مقاومت بسيار كمتري نسبت به داروهاي خانواده سفالوسپورين ديده شد. لذا پيشنهاد مي شود در مطالعات آتي تحليلي درخصوص داروي انتخابي مسئله بالا بودن مقاومت ميكروبي به درمان انتخابي فعلي و حساسيت ميكروبي به سفالوسپورين در نظر گرفته شود.
کليدواژگان: استرپتوكوك گروه B، پني سيلين، سفتي زوكسيم، عفونت نوزادي
| | |
 | مقايسه سه روش بيحسي موضعي فك پايين از نظر احتمال آسپيراسيون خون مهران شكري، فريبا بيگدلي، آرش يوسفي ص 300
چکيده مشاهده متن [PDF 133KB] | | هدف: يكي از مهمترين نكات در حين تزريق بيحسي موضعي ، انجام آسپيراسيون است كه مي تواند از بروز بسياري از فوريت هاي دندانپزشكي جلوگيري كند. هدف از اين تحقيق مقايسه سه روش بيحسي موضعي فك پايين كه بيشترين كاربرد را دارند از نظر آسپيراسيون خون و معرفي روش مناسب تر و كم خطر تر است. روش بررسي: در اين تحقيق توصيفي تحليلي يك جراح فك و صورت مجرب 424 تزريق را در 236 بيمار ( 88 مرد و 148 زن ) و با ميانگين سني 26 سال با استفاده از يك سرنگ قابل آسپيره استاندارد و يك نوع سوزن با طول 34 ميليمتر و گيج27 انجام داد. بيماران بصورت پي در پي1 انتخاب و آنهائيكه داراي مشكلات سيستميك بودند از تحقيق حذف شدند و در مورد بقيه بيماران بصورت اتفاقي يكي از 3 تكنيك تزريق بي حسي شامل: بي حسي بلاك عصب آلوئولار تحتاني به روش مستقيم، غير مستقيم و بلاك عصب منديبولار به روش Gow-Gates انجام گرفت. بعد از انتخاب تكنيك تزريق بي حسي كليه مراحل كار تا قبل از تزريق ماده بي حسي انجام و درست قبل از تزريق ماده بي حسي با ايجاد فشار منفي در كارتريج بي حسي بوسيله سرنگ قابل آسپيره استاندارد، آسيپراسيون انجام گرفت و هرگونه مشاهده خون در كارتريج بي حسي به عنوان آسپيراسيون مثبت در نظر گرفته شد. در مورد هر تزريق سن و جنس بيمار همچنين تكنيك تزريق بي حسي و نتيجه آسپيراسيون در فرم مخصوصي كه به همين منظور تهيه شده بود ثبت گرديد. در نهايت اطلاعات جمع آوري شده و توسط آزمون كاي دو مورد تجزيه و تحليل آماري قرار گرفتند. يافته ها: فراوني تعداد تزريق در هر گروه بدين شكل بوده است: بلاك مستقيم 180 ، بلاك غير مستقيم 123 و روش Gow –Gates، 121 تزريق در اين تحقيق احتمال آسيپراسيون مثبت در تكنيك بلاك عصب آلوئولار تحتاني به روش مستقيم 3/8درصد، در تكنيك بلاك عصب آلوئولار تحتاني به روش غير مستقيم 3/7درصد و در تكنيك بلاك عصب منديبولار به روش Gow-Gates4/7درصد بدست آمد. نتيجه گيري: هيچ اختلاف معني داري بين احتمال آسپيراسيون مثبت و تكنيك تزريق بي حسي بدست نيامد.
كليد واژه گان: بي حسي موضعي، آسپيراسيون، بلاك عصب آلوئولار تحتاني کليدواژگان: استرپتوكوك گروه B، پني سيلين، سفتي زوكسيم، عفونت نوزادي
| | |
 | بررسي تاثير (GCSF) درميزان كاهش دوره نوتروپني ،تب و طول مدت بستري در كودكان شيمي درماني شده بعلت لوسمي لنفوبلاستيك عظيم رضامند، محمد پدرام، خدامراد زنديان ص 307
چکيده مشاهده متن [PDF 153KB] | | هدف: عفونت دركودكان مبتلا به لوسمي لنفوبلاستيك كه بدنبال شيمي درماني دچار نوتروپني مي شوند خطرناك و كشنده مي باشد ودرمان صحيح با آنتي بيوتيك مناسب، جداسازي و مراقبت از اهداف اصلي در بهبودي بيماران مي باشد استفاده از كلني هاي محرك خونساز مثل (GCSF)1 درجهت تاثير بر كاهش دوره نوتروپني و تب وزمان بستري در بيمارستان روزبه روز بيشتر مي شود. روش بررسي: در اين مطالعه باليني تصادفي بصورت آينده نگر انجام گرفته و كودكان مبتلا به لوسمي حاد لنفوبلاستيك كه بدنبال Intensification با تب ونوتروپني به بيمارستان مراجعه نموده وبستري شده اند را شامل مي شود گروه شاهد 72 نفر بوده كه درمان مناسب آنتي بيوتيك گرفته و گروه هدف 68 مورد كه علاوه بر آنتي بيوتيك داروي محرك گرانولوسيت (GCSF) را دريافت نمودند. يافته ها: بيمارانيكه بصورت تصادفي داروي GCSF را علاوه بر دريافت آنتي بيوتيك دريافت نموده بودند در مقايسه با بيمارانيكه دارو را دريافت ننموده بودند كاهش دوره نوتروپني از 7/6 روز در برابر 8 روز را داشته اند(0001/0>p) كاهش زمان بستري از 8/8 روز به 6/7 نيز مشاهده گرديد(0001/0>p) كاهش زمان تب در هر دو گروه اختلاف معني دار نداشته و بركاهش مرگ ومير تاثيري نداشته است. نتيجه گيري: تجويز GCSF با آنتي بيوتيك موجب كاهش دوره نوتروپني و زمان بستري گرديده و تغييري در مرگ و مير و دوره تب نداشته. بازده اقتصادي اين روش نياز به مطالعات و با تعداد بيشتري از بيماران را مي طلبد.
کليدواژگان: GCSF, نوتروپني, کوتاه شدن زمان بستري و مدت تب
| | |
 | تعيين سطح خوني آنتي بادي هپاتيت B متعاقب واكسيناسيون در كودكان تالاسميك استان كرمان مجيد وارث وزيريان، علي اصغر وحيدي، سعداله شمس الديني، آيه شمس الديني ص 314
چکيده مشاهده متن [PDF 145KB] | | هدف: ويروس هپاتيت (HBV) B يكي از عوامل مهم هپاتيت حاد و مزمن بوده كه مي تواند حتي منجر به بروز، سيروز و سرطان كبد گردد. بيماران مبتلا به تالاسمي، بعلت نياز به تزريق خونهاي مكرر در معرض خطر ابتلاي بيشتر به اين نوع هپاتيت قرار دارند. بنابراين اطمينان از وجود ايمني بر عليه HBVدر اين افراد ضروري است. روش بررسي: مطالعه روي 215 كودك مبتلا به تالاسمي (104 پسر و 111 دختر) تحت پوشش مركز بيماريهاي خاص كه سه نويت كامل واكسن HBV نوع Recombinant را دريافت كرده بودند، انجام شد. بر اساس فاصله زماني از آخرين نويت واكسن، كودكان در سه گروهي كه كمتر از 15 ماه و بين 15- 30 ماه و بين 30-45 ماه از واكسيناسيون ضد هپاتيت آنها گذشته و سطح سرمي Anti HBS بر مبناي ميزان واحد بين المللي در ليتر (Iu /Lit) نيز به سه دسته داراي ايمني كامل، نسبي و فاقد ايمني تقسيم شدند. يافته ها: ميانگين سطح سرمي آنتي بادي هپاتيت B در 3 گروه فوق به ترتيب 34/205، 8/128 و 25/54 Iu/Lit بدست آمد که اختلاف معني داري در هر 3 گروه وجود داشت (001/0 (p<ميانگين سطح سرمي آنتي بادي HbS در دختران 2/104 و در پسران 5/98 Iu/Lit بود وضعيت ايمني در سه گروه به ترتيب: ايمني كامل در گروه اول 29 نفر، ايمني نسبي 6 نفر و بدون ايمني 1 نفر و در گروه دوم، ايمني كامل 31 نفر ايمني نسبي 16 نفر و بدون ايمني 13 نفر، و در گروه سوم، ايمني كامل 15 نفر، ايمني نسبي 43 نفر و بدون ايمني 61 نفر که اختلاف بين آنها از نظر آماري معني دار بود. (001/0 p< ) بعبارت ديگر با افزايش زمان سپري شده از آخرين نويت ترزيق واكسن، ميزان سطح سرمي Anti HBS كاسته مي شد. در مجموع از 215 نمونه، 75 نفر داراي ايمني كامل، 65 نفر داراي ايمني نسبي و 75 نفر بدون ايمني بودند. نتيجه گيري: بر اساس نتايج نهائي مي توان چنين نتيجه گرفت كه ترزيق واكسن هپاتيت B از نوع Recombinant در سه نوبت كامل در كودكان مبتلا به تالاسمي ماژور در 65 درصد موارد موجب تامين ايمني نسبي يا كامل مي شود. از اين رو جهت مقابله با ويروس هپاتيتB، بعد از گذشت 45 ماه از انجام واكسيناسيون اندازه گيري سطح سرمي Anti HBS ضروري بوده و در صورت لزوم ترزيق دوز واكسن مجدد يادآور اضافه ضروري است.
کليدواژگان: واكسيناسيون عليه ويروس هپاتيت B ، افراد مبتلا به تالاسمي ماژور ايمني
| | |
 | مقايسه اثر درماني فيزيوتراپي و دارو درماني در درمان اختلال مفصلي گيجگاهي فكي در سندرم MPDS شاهرخ رئيسيان، ابراهيم نصراله پور، فاطمه سرخه ص 321
چکيده مشاهده متن [PDF 176KB] | | هدف: سندرم دردهاي عضلاني صورت ( MPDS ) 1 سندرمي است كه باعث درد و تحليل عضلات صورت مي شود درمان اين وضعيت مستلزم صرف وقت و هزينه بسيار زياد براي بيماران در سيستم بهداشتي درماني كشور مي باشد. اين سندرم چند عاملي مي باشد و فاكتورهاي مساعد كننده و ريسك فاكتورها، در بروز و ظهور اين سندرم دخالت دارند، كه از اين ميان، استرس، يكي از ريسك فاكتورهاي اصلي به شمار مي رود. هدف از اين تحقيق، بررسي و مقايسه ميزان موفقيت دارو درماني به همراه رژيم غذايي نرم با فيزيوتراپي در درمان اختلالات مفصل گيجگاهي فكي ناشي از سندرم MPDS مي باشد تا بتوان مناسب ترين روش درماني را مشخص نمود. روش بررسي:روش تحقيق كارآزمايي باليني به صورت تحليلي تجربي مي باشد. حجم نمونه تحقيق 63 نفر بود كه از بيماران مراجعه كننده به كلينيك هاي تخصصي خصوصي شهر اهواز به صورت تصادفي ساده انتخاب و به سه گروه تقسيم شدند. از اين تعداد، 21 نفر در گروه اول كه از دستگاه التراسوند با دوز wat/cm25/0 به مدت زمان 5 دقيقه و سه بار در هفته در طي 4 هفته استفاده شد و 21 نفر در گروه دوم كه از تكنيك موبيليزاسيون2به مدت 5 دقيقه سه بار در هفته سه روز متوالي به مدت چهار هفته استفاده شد و 21 نفر در گروه سوم كه براي اين گروه رژيم غذايي نرم با دارو كه به كمپرس گرم و مرطوب به مدت 20 دقيقه هر شب قبل از خواب توصيه شده بودند و از داروهاي پيروكسي كام ده ميلي گرم هر 12 ساعت و قرص ديازپام 5 ميلي گرم هر شب قبل از خواب و ماساژ توسط ژل ديكلوفناك روزي سه بار استفاده شد و بيماران به مدت چهار هفته هر هفته، دوباره معاينه recall شدند و ميزان تندرنس عضلات جونده و حركات پيشگرائي و طرفي فك تحتاني و حداكثر باز شدن دهان قبل و بعد از درمان اندازه گيري گرديد. يافته ها: از يافته هاي اين تحقيق تأثير مثبت فيزيوتراپي در برطرف كردن درد از عضلات و مفصل تمپرومانديبولار و ميزان باز شدن دهان بود كه موبيليزاسيون نسبت به دو روش اولتراسوند و رژيم درماني ميزان موفقيت بيشتري داشت. نتيجه گيري: با توجه به يافته هاي اين تحقيق تمامي روشهاي درماني مورد استفاده بنحوي در بهبود وضعيت بيماران مؤثر بوده اند و روش موبيليزاسيون مناسبترين و موثرترين روش مي باشد.
کليدواژگان: فيزيوتراپي، سندرم دردهاي عضلاني صورت، اختلال مفصل TMJ
| | |
 | ب بررسي و پيگيري 10 ساله 85 مورد مننژيت باکتريال در بيماران مراجعه کننده به بيمارستان مرکز طبي کودکان پرويز طباطبايي، احمد سيادتي، ستاره مميشي، فرناز طباطبايي ص 325
چکيده مشاهده متن [PDF 151KB] | | هدف: از آنجايي که هر ساله تعدادي از بيماران ما در اثر مننژيت باکتريال فوت مي کنند و عده اي نيز دچار عوارض ناشي از آن مي شوند. با هدف بررسي فراواني ميکرو ارگانيسم هاي مسئول ايجاد مننژيت باکتريال و علل مرگ ومير و عوارض ناشي از آن در بيماران مراجعه کننده به مرکز طبي کودکان اين مطالعه طراحي گرديده است. روش بررسي: در مطالعه ما که از سال 1372 تا 1382 در مرکز طبي کودکان تهران صورت گرفت 123 بيمار مشکوک به مننژيت با کتريال بررسي شدند. تشخيص مننژيت با توجه به علائم باليني و آزمايشگاهي شامل کشت خون، اسمير و کشت مايع نخاع، تغييرات سلولي و بيوشيمايي انجام گرفت، در نهايت بيماري 85 نفر تاييد شد و اين بيماران مورد پي گيري قرار گرفتند. يافته ها: در ميان 85 مورد بررسي شايع ترين ميکرو ارگانيسم هاي ايجاد کننده مننژيت به ترتيب پنوموکوک40 مورد( 1/47 درصد) هموفيلوس انفلونزا تيپ b 22 مورد (9/25 درصد)، مننگوکوک 13 مورد (3/15درصد)، اشيريشا کلاي 4 مورد (7/4 درصد)،کلبسيلا 3 مورد (5/3 درصد )، انترو باکتر، استر پتوکوک گروه B و استر پتوکوک ويريدانس هر کدام يک مورد مجموعا (5/3درصد) بودند. عوارض عصبي و مرگ مير در شير خواران زير دو ماه بالا بوده است. نتيجه گيري: در کودکان بالاتر از دو ماه عوارض عصبي به ترتيب شيوع عبارت بودند از کري، هيدروسفالي، تشنج، عقب ماندگي ذهني، آتاکسي و همي بارزي عوارض و مرگ ومير مننژيت پنوموکوکي نسبت به بقيه ميکرو ارگانيسم ها در اين گروه سني بيشتر مي باشد، البته از لحاظ آماري معني دار نمي باشد.
کليدواژگان: مننژيت باکتريال، پيش آگهي، عوارض و مرگ ومير، عوامل ايتولوژيک
| | |
 | ليگاتور شريان فمورال مشترك در مبتلايان به آنوريسم مايكوتيك شريان فمورال در معتادان تزريقي اسماعيل مشهدي زاده، عبدالحسن طلائي زاده، اميرعلي سلماسي، حميدرضا حسيني خواه ص 334
چکيده مشاهده متن [PDF 143KB] | | هدف: آنوريسم مايكوتيك شريان فمورال به علت تزريق مواد مخدر در ناحيه کشاله ران با افزايش تعداد معتادان تزريقي امروزه رو به افزايش است. اين بيماري درمانهاي متفاوتي دارد كه هر كدام عوارضي دارند. درمان هاي اصلي آن شامل رزكسيون با دبريدمان وسيع بهمراه بازسازي عروقي بوسيله گرافت اتوژن يا صناعي به صورت اوليه يا تاخيري، و ديگري ليگاتور تنهاي شرياني بدون بازسازي عروقي است. هدف اين مقاله بررسي نتايج ليگاتور شريان فمورال مشترك بدون باي پس عروقي است. روش بررسي: در اين مقاله توصيفي گذشته نگر،44 بيمار از معتادان تزريقي که همگي دچار آنوريسم مايكوتيك شريان فمورال ناشي از تزريق مواد مخدر بوده اند، و ازابتداي سال 1378لغايت 1383به بيمارستانهاي دانشگاه علوم پزشكي جندي شاپور اهواز مراجعه كرده اند، مورد بررسي قرارگرفتند. براي اين 44 نفر از بيماران ليگاتور شريان فمورال انجام شده است و نتايج حاصله از لحاظ زنده ماندن عضو و يا عوارض حاصل از آن و نياز به بازسازي عروقي بعدي براي مدت حداقل 2 سال بررسي و ثبت گرديد. يافته ها: در دو مورد(5/4درصد) بدنبال ليگاتور شريان فمورال مشترك آمپوتاسيون بالاي زانو داشتيم. دوبيمار (5/4درصد) هم به دنبال اين عمل دچار اختلال حس اندام تحتاني به صورت پارستزي شدند. پنج نفر( 63/11درصد) هم متعاقباً کلوديکاسيون هنگام راه رفتن پيدا کرده اند. براي دو مورد از اين پنج نفر (40درصد) مجبور به انجام بازسازي عروقي با استفاده از گرافت مصنوعي شديم. بقيه بيماران در اين پيگيري بدون علامت بودند. در مجموع بيش از 95درصد اين بيماراني كه شريان فمورال آنها ليگاتور شده بود اندام تحتاني آنها حفظ شد. نتيجه گيري: با توجه به شرايط عفوني ناحيه و اطراف آن ،احتمال موفقيت آناستوموز عروقي به شكل آناتوميكال و حتي غير آناتوميكال در درمان اوليه اين بيماران بسيار كم است. برداشتن توده آنوريسم بهمراه دبريدمان نسوج مرده و ليگاتور شريان فمورال بدون باي پاس با توجه به نتايج قابل قبول و عارضه كم آن به عنوان درمان مناسب در اين بيماران پيشنهاد مي شود.
کليدواژگان: آنوريسم مايكوتيك، ليگاتور شرياني، معتادان تزريقي، آنوريسم كاذب، باي پس شرياني
| | |
 | مقايسه سوشهاي دهاني مختلف كانديدا و PH بزاق در افراد ديابتي و غير ديابتي آرش عزيزي، عبدالله رفيعي، شيرين لواف، ابوالفضل فخرالديني ص 337
چکيده مشاهده متن [PDF 138KB] | | هدف: افراد ديابتيك به برخي از عفونتها حساسيت بيشتري نشان مي دهند كانديديازيس دهاني يكي از شايع ترين عفونت هاي فرصت طلب در افراد ديابتي و مبتلايان به نقص ايمني است. گزارش هاي مكرر دال بر افزايش شيوع گونه هاي كانديدا در حفره دهان افراد ديابتي نسبت به افراد غير ديابتي وجود دارد.هدف از اين تحقيق، تعيين سوشهاي مختلف كانديدا در بزاق دهان افراد ديابتيك و مقايسه آن با افراد غير ديابتيك مي باشد كه ضمن انجام اين كار pH بزاق دهان نيز مورد بررسي قرار مي گيرد. روش بررسي: روش تحقيق بصورت مورد شاهدي مي باشد. مطالعه مزبور در بخش ديابت بيمارستان گلستان شهر اهواز در سال تحصيلي 82-81 انجام گرفت. 140 بيمار در دو گروه 70 نفري شامل افراد ديابتيك و غير ديابتيك مورد بررسي قرار گرفتند. بعد از آموزش صحيح بهداشت دهان و دندان به افراد مطالعه بعد از دو هفته در شرايط ناشتا نمونه برداري با سواپ از بزاق آنها انجام مي گرفت. سپس در محيط كشت رنگي كروم آگار كانديدا كشت داده مي شد، و بعد از 48 ساعت قرار دادن در انكوباتور مورد ارزيابي قرار مي گرفت. بعد از نمونه گيري از دهان، بوسيله كاغذهاي pH سنج ميزان pH دهان افراد دو گروه مشخص مي شد. با استفاده از آزمونهاي T-Test ، Non parametric ، Chi – square داده هاي بدست آمده از اين تحقيق آناليز آماري شدند. يافته ها: اين بررسي نشان داد كه ميزان حضور كانديدا در بزاق دهان افراد ديابتيك نسبت به افراد غيرديابتيك بيشتر بود. كانديدا آلبيكانس شايع ترين گونه موجود در بزاق دهان افراد هر دو گروه بود. همچنين PH بزاق افراد ديابتيك نسبت به گروه غير ديابتيك پايين تر بود و اختلاف معني داري بين دو گروه مشاهده شد. ( 03/0 = p ) نتيجه گيري: اين مطالعه نشان داد، كانديدا بخصوص گونه آلبيكانس در دهان مبتلايان به ديابت شيوع قابل توجهي دارد و مي تواند سبب ايجاد كانديديازيس دهاني شود. لذا رعايت بهداشت دهان و دندان كنترل قند خون و استفاده به موقع از داروهاي ضد قارچ موضعي در مواقع ابتلا به كانديديازيس ضروري است.
کليدواژگان: كانديدا آلبيكانس، ديابت مليتوس، بزاق، عفونت فرصت طلب
| | |
 | اثر رژيم غذايي اسيد اولئيك(امگا 9) بر يادگيري موشهاي صحرايي نر بالغ زهره حسين زاده، احمد علي معاضدي، رحيم چيني پرداز ص 345
چکيده مشاهده متن [PDF 235KB] | | هدف: اسيداولئيك (امگا9) يكي از تركيبات اصلي وضروري غشاء نورون ها را تشكيل مي دهد و در رشد خوشه هاي اكسوني وارتباطات نوروني اهميت دارد . اين اسيد چرب يك نوروتروفيك مي باشد كه در دوران جنيني از جفت عبور كرده و در تمايز مغز نقش دارد.با توجه به اين انتظار مي رود كه مصرف اين ماده ساختار وعمل سلولهاي عصبي را در دوران بلوغ هم تحت تأثير قرار دهد. لذا در اين تحقيق ، اثر اسيد اولئيك بر يادگيري فضائي موشهاي صحرايي نر بالغ مورد مطالعه قرار گرفت. روش بررسي: مطالعه انجام شده از نوع تجربي بود.به اين منظور موشهاي نر بالغ با غذاي حاوي اسيد اولئيك (10درصد) به ترتيب به مدت يك ، دو، سه ، چهار هفته تغذيه شدند و گروه شاهد از غذاي معمولي استفاده نمود تعداد حيوانات براي انجام هر آزمايش 9 عدد انتخاب شد بر اساس روش استاندارد با دستگاه ماز T شكل به مدت 9 روز مورد بررسي قرار گرفت.در اين روش 1-يادگيري ساده 2- يادگيري معكوس 3-خاموشي اندازه گيري شد. يافته ها: نتايج حاصل از مطالعات نشان داد كه استفاده از رژيم غذايي حاوي اسيد اولئيك10درصد به مدت چهار هفته، نسبت به گروه هايي كه به مدت يك، دو، سه هفته اسيد اولئيك 10درصد مصرف كردند بطور قابل توجهي (p<0.01 ) موجب افزايش يادگيري فضايي مي شود. نتيجه گيري: بنظر مي رسد اسيد اولئيك كه يك اسيد چرب غيراشباع مي باشد موجب افزايش يادگيري در دوران بلوغ مي شود و احتمالا از طريق تغيير در سياليت غشاء به ويژه در نواحي هيپوكامپ اثر خود را اعمال مي نمايد. کليدواژگان: يادگيري فضايي، اسيد اولئيک، موش صحرايي، ماز Tشكل
| | |
 | بررسي مقاومت به شكست كامپوزيت اورلي در دندانهاي پرمولر ماگزيلاري درمان ريشه شده با حفره مزيواكلوزوديستال (MOD) با دو نوع كامپوزيت تقويت شده با رشته هاي فايبر (Nulite F) و كامپوزيت معمولي خلفي (3M-P60) در محيط آزمايشگاهي كامبيز اميري، فرامرز زكوي، مسيح سقايي، سيد حميد رضويان، مهسا هاشمي ص 356
چکيده مشاهده متن [PDF 176KB] | | هدف: جهت ترميم دندانهاي درمان ريشه شده پرمولر ماگزيلاري درمانهاي متنوعي وجود دارد يكي از اين درمانها استفاده از كامپوزيت اورلي توسط كامپوزيتهاي تقويت شده با رشته هاي فايبر است. هدف از اين مطالعه مقايسه مقاومت به شكست پرمولرهاي ماگزيلاري درمان ريشه شده با حفره MOD و ترميم شده با استفاده از دو نوع كامپوزيت تقويت شده با رشته هاي فايبرNulite F و كامپوزيت معمولي خلفي1 است. روش بررسي: اين تحقيق به روش تجربي و با تكنيك مشاهده انجام شد. 72 دندان پرمولر ماگزيلاري با اندازه هاي تقريباً مشابه انتخاب و به طور تصادفي در شش گروه قرار داده شدند. در اين تحقيق نيرويي به صورت روش مخرب وارد مي گردد كه در آن دندانها تحت يك نيروي فشاري كه با سرعت ثابت در حال افزايش است قرار مي گيرند. گروه اول: دندانهاي سالم - گروه دوم: دندانهاي درمان ريشه شده با حفره مزيواكلوزوديستال (MOD) -گروه سوم : دندانهاي درمان ريشه شده با حفرات MOD جهت انله كامپوزيتي و ترميم شده با كامپوزيت كف پوش Nulite F2 و كامپوزيت تقويت شده با رشته هاي فايبر Nulite F و تحت تآثير نيرويي با زاويه 90 درجه.-گروه چهارم : دندانهاي درمان ريشه شده با حفرات MOD جهت انله كامپوزيتي و ترميم شده با كامپوزيت كف پوش Nulite F2 و كامپوزيت تقويت شده با رشته هاي فايبر Nulite F و تحت تآثير نيرويي با زاويه 45 درجه.-گروه پنجم: كليه مراحل تراش درمان ريشه و قراردهي كامپوزيت، كف پوش Nulite F2 همانند گروه سوم و چهارم اما ، ترميم شده با كامپوزيت معمولي خلفي و تحت تأثير نيرويي با زاويه 90 درجه.-گروه ششم: كليه مراحل تراش درمان ريشه و قراردهي كامپوزيت، كف پوش Nulite F2 همانند گروه سوم و چهارم اما ، ترميم شده با كامپوزيت معمولي خلفي و تحت تأثير نيرويي با زاويه 45 درجه. يافته ها: ميانگين مقاومت به شكست گروه ها بدين صورت به دست آمد: گروه اول: KN 092/2، گروه دوم KN 862/0، گروه سوم: KN 639/1، گروه چهارم: KN 806/0، گروه پنجم: KN 314/1، گروه ششم: KN 615/0، با توجه به آناليز ANOVA و آزمونهاي مقايسات چندگانه در كل به جزء بين گروه 4 و 6 بين ساير گروه ها اختلاف معني داري مشاهده گرديد(000/0 =p). نتيجه گيري: در صورتي كه به اين دندانها نيروي عمودي حدود 2 كيلونيوتن وارد شود به احتمال زياد دچار شكستگي تاج خواهند شد. همچنين با توجه به نتايج بدست آمده اثر مخرب نيروهاي برشي(مايل) نسبت به نيروهاي عمودي بيشتر است.مقاومت به شکست دندانهاي انله شده با کامپوزيت خلفي نسبت به گروه يک کنترل مثبت در برابر اعمال نيرو با همين زاويه 63درصد بود.از ديگر عوامل موثر بر مقاومت به شکست در دندانهاي پره مولر مي توان به نحوه تراش دندان و وجود يا عدم وجود مارژينال ريج اشاره نمود. دندانهاي پرمولر ماگزيلاري درمان ريشه شده با حفره MOD مي توانند به طور موفقيت آميزي توسط انله كامپوزيتي با استفاده از كامپوزيتهاي تقويت شده با رشته هاي فايبر ترميم شوند، البته كاربرد اين روش در افراد مبتلا به عادات پارافانكشنال توصيه نمي گردد.
کليدواژگان: مقاومت به شكست، حفره MOD، انله كامپوزيتي، Nulite F، Nulite F2، 3M-P60
| | |
 | درمان آرتروپاتي هموفيليك با تزريقات داخل مفصلي ريفامپين خدامراد زنديان، علي نادري، حميدرضا مقتدائي منش، حميد دهدشتي، محمد سيد سرابي ص 367
چکيده مشاهده متن [PDF 328KB] | | هدف: آرتروپاتي هموفيليك بعلت خونريزيهاي مكرر داخل مفصلي باعث كاهش شديد كيفيت زندگي بيماران هموفيلي مي شود. روشهاي مختلفي جهت پيشگيري و درمان عوارض مفصلي بيماران هموفيلي وجود دارد كه از بين آنها، تزريق داخل مفصلي ريفامپين ارزانتر، كم عارضه تر و بسيار موثر مي باشد. هدف مقاله حاضر بررسي اثر بخش آن در ميان بيماران مراجعه كننده به اين مركز مي باشد. روش بررسي: از بين بيماران هموفيلي مراجعه كننده به درمانگاه بيمارستان شفاي اهواز، بيماراني كه مفصل هدف1 يا سينويت مزمن داشتند، با چند جلسه مصاحبه رو در رو و امضاء رضايت نامه كتبي بطور آگاهانه و دلخواه بيماران اين روش درماني را انتخاب كردند و قبل و بعد از درمان (3 تا 6 ماه بعد)سالهاي (55- 1354) مجددا معاينه باليني (بر اساس دستورالعمل فدراسيون جهاني هموفيلي) و MRI مفصل مبتلا انجام شد. در مفصل زانو، ريفامپين 500 ميلي گرم همراه ليدوكائين هفتگي براي 10 هفته و در مفاصل آرنج، مچ پا و شانه 250 ميلي گرم همراه ليدوكائين هفتگي براي 5 هفته تزريق شد. در روز تزريق و روز بعد از آن درصد فاكتور به 50 تا 80 درصد ( دوز نگهدارنده) رسيد. يافته ها: تزريقات داخل مفصلي براي 9 بيمار هموفيلي A با 11 مفصل مبتلا انجام شد. در 6 بيمار علائم باليني و MRI2شديداً بهبود نشان داد ولي در 3 بيمار با توجه به پيشرفته بودن تخريب مفصلي نتيجه درمان رضايت بخش نبود. نتيجه گيري: تزريق ريفامپين داخل مفصلي روش بسيار مناسبي جهت پيشگيري از خونريزي، بهبود علائم باليني و كيفيت زندگي بيماران هموفيلي مي باشد. MRI جهت بررسي نتايج درماني و تغييرات مفصل بعد از درمان بسيار كمك كننده است. هيپرپلازي و هيپرتروفي سينوويوم، كيست هاي استخواني، تخريب غضروف مفصل، رسوب هموسيدرين و استئونكروز با MRI دقيقتر و بهتر از گرافي ساده يا معاينه باليني قابل ارزيابي قبل و بعد از درمان مي باشد.
کليدواژگان: آرتروپاتي، هموفيلي، MRI، ريفامپين
| | |
 | گزارش يک مورد پوليپ حنجره همراه با كم كاري تيروئيد محمدنعيمي، زهره موسوي، نوريه شريفي، سامان رضايي ص 371
چکيده مشاهده متن [PDF 160KB] | | مقدمه: بروزهيپوتيروئيدي با گرفتگي صدا بعنوان تنها علامت بندرت روي ميدهد. خشونت صدا خود ناشي از درگيري هسته هاي مغزي ياادم عضله كريكوتيروئيد،ادم طناب صوتي ويا نهايتا پوليپ حنجره مي باشد كه پوليپ درانتهاي ليست علل گرفتگي صدا در هيپوتيروئيدي قرار مي گيرد. هدف از مطالعه: بررسي ارتباط پوليپ حنجره با کم کاري تيروييد گزارش مورد: بيمارزن 50ساله با سابقه يك ساله خشونت صدا بدون پاسخ به درمان هاي گوناگون و بدون هرگونه تظاهري دال بر اختلال تيروئيد در تمام ارگانهاي بدن بود.معاينه حنجره پوليپ غول اساي طناب صوتي را نشان داد.پارا کلينيک بيمار دال بر کم کاري تحت باليني تيروييد بود. بافت شناسي پوليپ مورد نظر رسوب بي رقيب هيالورونيک اسيد معادل رسوبات کم کاري تيروييدي را نشان مي داد. درپي گيري شش ماهه کم کاري تيروئيدي وتيروئيديت هاشيماتو به اثبات رسيد. کم کاري تيروييد زمينه اي مساعد جهت پيدايش پوليپ حنجره بوجود آورده بود. نتيجه گيري: پوليپ حنجره مرحله برگشت ناپذير خشونت صدا درکم کاري تيروئيد مي باشد وناشي ازتجمع موكوپلي ساكاريدها و هيالورو نيك اسيد مي باشد.باتوجه به شيوع هيپوتيروئيدي به بويژه در زنان سنين پيش از يايسگي در صورت پيدايش خشونت صدا در چنين افرادي توجه بيشتر به اختلالات تيروئيدي وانجام آزمونهاي تيروئيدي ضروري به نظر مي رسد.
کليدواژگان: هيپوتيروئيدي، خشونت صدا ، پوليپ
| | |
تعداد صفحات: 130 صفحه شمارگان: 1000 نسخه تاريخ انتشار: 20/11/86 تلفن: 3738283 (0611)
تاريخ درج در سايت: 27/12/86
شمار بازديدکنندگان اين شماره: 2617
|
|
|
|
|