|
|
|
|
فصلنامه دانش كشاورزي
فصلنامه علوم كشاورزي به زبان فارسي و چكيده به انگليسي
سال پانزدهم، شماره 3 (پياپي 59)، پاييز 1384 212 صفحه
|
|
|
|
|
|
 | تعيين انرژي قابل سوخت و ساز ضايعات ماكاروني و تاثير استفاده از آن بر عملكرد و صفات لاشه نيمچه هاي گوشتي غلامعلي مقدم ، بابك احمدي ، كامبير ناظر عدل ، حسين جانمحمدي ص 1
چکيده | | جهت بررسي ارزش غذايي ضايعات ماكاروني، با استفاده از خروس هاي بالغ لگهورن و با روش تغذيه اجباري، انواع انرژي قابل سوخت و ساز شامل AME، AMEn، TME و TMEn ضايعات ماكاروني تعيين شد. اين مقادير به ترتيب 3625، 3634، 4005 و 3992 كيلوكالري بر كيلوگرم بدست آمد. سپس 720 قطعه جوجه گوشتي 7 تا 56 روزه سويه آرين در شش تيمار و شش تكرار و در هر تكرار 20 قطعه در قالب طرح كاملا تصادفي با سطوح مختلف صفر، 8، 16، 24، 32 و 40 درصد ضايعات ماكاروني مورد تغذيه قرار گرفتند. پس از پايان دوره پرورش، از هر واحد آزمايشي يك قطعه نر و يك قطعه ماده انتخاب و كشتار شده و صفات لاشه آنها بررسي شد. در كل دوره پرورش، مقايسه ميانگين مصرف خوراك جوجه هاي تغذيه شده با سطوح مختلف ضايعات ماكاروني تفاوت معني داري را بين جيره ها نشان نداد. همچنين افزايش وزن جوجه هاي تغذيه شده با جيره هاي حاوي 16 و 24 درصد ضايعات ماكاروني از ديگر تيمارها بالاتر ولي تنها با گروه شاهد اختلاف معني داري (P<0.05) داشت. بهترين ضريب تبديل غذايي در كل دوره در بين تيمارها مربوط به جوجه هاي تغذيه شده با 8، 16 و 24 درصد ضايعات ماكاروني بود (P<0.05). از نظر صفات لاشه بين جوجه هاي تغذيه شده با جيره هاي مختلف تفاوت معني داري مشاهده شد. در كل از نظر اقتصادي در كليه هفته هاي پرورشي، هر كيلوگرم افزايش وزن جوجه ها با افزايش درصد ضايعات ماكاروني در جيره، هزينه پايين تر و معني داري (P<0.05) را به دنبال داشت.
کليدواژگان: انرژي قابل سوخت و ساز ، صفات لاشه ، ضايعات ماكاروني ، عملكرد ، نيمچه هاي گوشتي
| | |
 | رابطه خصوصيات مورفولوژيكي ريشه با مقاومت به كمبود آب در تعدادي از ژنوتيپ هاي كلزا ( Brassica napus L ) محمود تورچي ، فاطمه شيخ ، مصطفي وليزاده ، محمدرضا شكيبا ، بهمن پاسبان اسلام ص 15
چکيده | | عمق نفوذ و گسترش ريشه نقش بسزايي در مقاومت به خشكي و استفاده بهينه از رطوبت ذخيره شده در خاك دارد. اين پژوهش با هدف بررسي ويژگيهاي ريشه و شناسايي صفات ريشه اي موثر در مقاومت به خشكي صورت گرفت. ژنوتيپ هاي مورد مطالعه شامل Eureka، Regent، Puma، Global و PF 7045.91 از گونه napus، و Sonja و Parkland از گونه rapa و دو هيبريد به نامهاي Hyola 308 و Hyola 401 بودند. آزمايش در دو محيط با آبياري عادي و تنش كمبود آب در قالب طرح بلوك هاي كامل تصادفي با 8 تكرار در مزرعه پياده گرديد. در محيط تنش كمبود آب، آبياري از تاريخ 50 درصد گلدهي متوقف گرديد. تفاوت معني داري بين ژنوتيپ ها از لحاظ صفات مورد مطالعه وجود داشت. در بين ارقام مورد مطالعه، رقم گلوبال به طور بالقوه (ذاتي) از ارتفاع، وزن خشك بوته و تعداد خورجين بالاتري نسبت به ساير ارقام برخوردار بود و ارقام پوما و PF7045/91 در مرتبه بعدي قرار داشتند. اين سه ژنوتيپ حداكثر طول ريشه، حجم و ضخامت ريشه و نسبت طولي و وزني ريشه به شاخساره بالاتري را نسبت به ساير ارقام از خود نشان دادند. ژنوتيپ پوما قادر به تغيير سيستم ريشه تحت شرايط تنش كمبود آب مي باشد و از طريق القايي با خشكي مقابله مي كند. صفت حداكثر طول ريشه با نسبت وزن و طول ريشه با تاج همبستگي مثبت و بالايي تحت شرايط تنش كمبود آب نشان داد. تجزيه همبستگي كانونيك ارتباط بالايي را بين دو دسته صفات موروفولوژيكي ريشه و صفات بخش هوايي در كلزا تحت شرايط عادي و تنش كمبود آب نشان داد.
کليدواژگان: تجزيه كلاستر ، تنش كمبود آب ، صفات ريشه ، كلزا ، همبستگي كانونيك
| | |
 | اثر عوامل محيطي طي نمو بذر روي پايه مادري ذرت بر بنيه بذر هيبريد حاصله مهدي مدندوست ، قربان نورمحمدي ، فرخ درويش ، يحيي امام ص 27
چکيده | | كاهش بنيه بذر در اثر عوامل محيطي طي دوران پس از رسيدگي و پيش از برداشت بذر يكي از مسايل مهم توليد بذر مي باشد. بنيه خوب بذر از ويژگي هاي مطلوب كيفي آن به شمار رفته و در بالا بردن توان رويشي گياه و يكنواختي مزرعه موثر خواهد بود. هدف از اين پژوهش بررسي عوامل موثر در طي دوران پس از گرده افشاني بر روي بنيه بذر ذرت هيبريد 704 توليد شده بود. بدين منظور آزمايش فاكتوريلي در قالب طرح آماري بلوك هاي كامل تصادفي در 3 تكرار در سال 1379در مزرعه آزمايشي دانشگاه آزاد اسلامي واحد فسا اجرا گرديد. فاكتورهاي مورد مطالعه كمبود رطوبت و مقادير مصرف نيتروژن بود. كمبود رطوبت بعد از گل دهي در سه سطح به ترتيب شاهد، كمبود زود و دير هنگام رطوبت بود و مقادير نيتروژن در سه سطح بدون نيتروژن، 92 و 184 كيلوگرم نيتروژن خالص در هكتار در نظر گرفته شد. وزن خشك اندوسپرم دانه در طول هفته هاي بعد از گرده افشاني اندازه گيري شد تا وزن خشك گياهچه حاصل از جوانه زني دانه را تفسير نمايد. نتايج نشان داد كه حداكثر وزن خشك اندوسپرم دانه تيمار كمبود زود هنگام رطوبت به ترتيب 39.70 و 68.27 ميلي گرم كمتر از كمبود دير هنگام و شاهد بود. عدم مصرف نيتروژن مجموع وزن خشك اندوسپرم و پريكارپ را در مقايسه با ميانگين مصرف نيتروژن خالص به ميزان %11.48 كاهش داد. در شروع مرحله قابليت جوانه زني، وزن خشك گياهچه حاصل از اثر كمبود زود و دير رطوبت بيشتر از شاهد بود، ولي در چند هفته بعد وزن خشك گياهچه در شاهد بيشتر گرديد. اثر كمبود رطوبت بر روي وزن خشك گياهچه حاصل از دانه ذرت بيشتر از محدوديت مصرف نيتروژن بود، به نحوي كه اثر كمبود زود رطوبت 0.85 برابر وزن خشك به دست آمده از عدم مصرف نيتروژن بود. بين سطوح مصرف 92 و 184 كيلوگرم نيتروژن خالص در هكتار از نظر وزن خشك گياهچه اختلاف معني داري مشاهده نگرديد. رگرسيون مجموع وزن خشك اندوسپرم و پريكارپ با وزن خشك گياهچه حاصل از كمبود رطوبت از شروع قابليت جوانه زني تا زمان برداشت در سطح احتمال %5 معني دار گرديد. رگرسيون مشابهي نيز با مصرف نيتروژن معني دار گرديد. كمترين وزن خشك گياهچه به دست آمده نيز از كمبود زود هنگام رطوبت در تيماري كه نيتروژن مصرف نشده حاصل گرديد.
کليدواژگان: توليد بذر ذرت ، كمبود رطوبت ، مصرف نيتروژن ، وزن خشك اندوسپرم ، وزن خشك گياهچه
| | |
 | تخمين ثابت فروكش جريان پايه براي ايستگاه اهواز در رژيم طبيعي رودخانه كارون سيدمحسن سجادي ، حسين صدقي ، عبدالكريم بهنيا ص 37
چکيده | | ثابت فروكش جريان پايه در كاليبراسيون مدل هاي بارش- رواناب، مطالعات افزايش جريان پايه و تحقيقات ژئوهيدرولوژي در بررسي دبي هاي كم ناحيه اي مورد توجه است. امروزه با افزايش تقاضا براي آب اطلاع از دبي هاي كم و مقادير آستانه اي ضروري است. در اين مطالعه پنج روش براي تخمين ثابت فروكش جريان پايه در ايستگاه اهواز و در رژيم طبيعي (شرايط عدم وجود سد در بالادست) رودخانه كارون بررسي شدند. بر اساس نتايج بدست آمده، روش ميانگين متحرك تلفيقي IMA(0،1،0) براي پيش بيني مناسب نبوده زيرا به حد ثابتي در پيش بيني مي رسد. وجود پارامتر دوم در مدل اتورگرسيو درجه دوم AR(2) ضروري نبوده و استفاده از مدل اتورگرسيو درجه اول AR(1) براي روشهاي مبتني بر سري زماني كفايت مي كند. روش آناليز كوواريانس و روش فرض حوضه بصورت مخزن خطي كه بر مبناي اصول رگرسيوني هستند نتايج مشابه و مناسبي داشتند. ولي مدل فرض حوضه بصورت مخزن خطي محدوديت هايي در اجرا دارد. در مجموع مدل هايي كه با اصول رگرسيون بنا شده اند، از مدل هايي كه بر مبناي اصول سري زماني هستند نتايج مناسبتري داشته و در نتيجه مناسبترين مدل روش مبتني بر آناليز كوواريانس مي باشد.
کليدواژگان: ثابت فروكش ، جريان پايه ، دبي هاي كم ، رودخانه كارون
| | |
 | ارزيابي مراحل نموي ذرت متاثر از تراكم و دوره هاي مختلف تداخل سورگوم رئوف سيدشريفي ، عزيز جوانشير ، محمدرضا شكيبا ، كاظم قاسمي گلغذاني ، سيدابوالقاسم محمدي ص 45
چکيده | | به منظور بررسي اثرات تراكم و دوره هاي مختلف تداخل سورگوم بر مراحل نموي، عملكرد و اجزاي عملكرد ذرت، يك آزمايش فاكتوريل بر پايه طرح بلوك هاي كامل تصادفي با سه تكرار در سال زراعي 81 در مزرعه پژوهشي دانشكده كشاورزي دانشگاه تبريز اجرا شد فاكتورهاي مورد بررسي، تراكم هاي سورگوم(4، 8 و 12 بوته در متر مربع( با دوره هاي مختلف تداخل )صفر، 14، 28 و 42 روز بعد از سبز شدن ذرت و كل چرخه زيستي آن( بودند. تراكم مطلوب ذرت برابر 7.8 بوته در متر مربع در نظر گرفته شد. بر حسب روزهاي بعد از كاشت، طول مراحل نموي ذرت (به جز دوره تطابق گلدهي) در كشت خالص افزايش و با افزايش تراكم و طول دوره تداخل سورگوم كاهش يافت. زيادتر شدن تراكم و طول دوره تداخل موجب افزايش ارتفاع بوته، كاهش عملكرد و اجزاي عملكرد (به جز تعداد رديف دانه) ذرت شد. بيشترين افت عملكرد ذرت 38) درصد( به تيمار حداكثر تراكم و طول دوره تداخل سورگوم مربوط شد. در بالاترين تراكم و طول دوره تداخل سورگوم، طول مراحل نموي ذرت يك هفته در مقايسه با كشت خالص آن افزايش يافت. نياز حرارتي (بر حسب درجه روز- رشد) براي مراحل نموي ذرت در كشت خالص آن كاهش ولي با افزايش تراكم و تداخل سورگوم افزايش يافت. به طور كلي اگر تراكم و طول دوره تداخل سورگوم به حداقل كاهش داده شود، از افت عملكرد ذرت جلوگيري مي شود.
کليدواژگان: اجزاي عملكرد ذرت ، تداخل ، تراكم ، سورگوم و عملكرد
| | |
 | اثر تراكم و دوره هاي مختلف تداخل سروگوم بر فيلوكرون و سرعت ظهور برگ ذرت رئوف سيدشريفي ، عزيز جوانشير ، محمدرضا شكيبا . كاظم قاسمي گلغذاني ، سيدابوالقاسم محمدي ص 57
چکيده | | به منظور بررسي تاثير تراكم بوته و دوره هاي مختلف تداخل سورگوم بر فيلوكرون و سرعت ظهور برگ ذرت آزمايش فاكتوريلي در سال 1381 در مزرعه پژوهشي دانشكده كشاورزي دانشگاه تبريز در قالب طرح پايه بلوك هاي كامل تصادفي با سه تكرار اجرا گرديد. عوامل مورد بررسي شامل دوره هاي مختلف تداخل سورگوم )صفر، 14، 28 و 42 روز بعد از سبز شدن ذرت و تمام فصل رويش آن( و تراكم هاي بوته (4، 8 و 12 بوته در متر مربع( بودند. تراكم ذرت در حد مطلوب منطقه و برابر 7.8 بوته در مترمربع بود. نتايج نشان داد كه فيلوكرون، فاصله زماني بين ظهور دو برگ متوالي، در كشت خالص ذرت حداقل بود و با افزايش تراكم و طول دوره تداخل سورگوم فيلوكرون افزايش ولي سرعت ظهور برگ ذرت كاهش يافت. طول دوره رشد رويشي ذرت تحت تاثير تراكم و دوره هاي مختلف تداخل سورگوم قرار گرفت. بيشترين طول اين دوره در حداكثر تراكم و دوره تداخل سورگوم حاصل شد و كمترين آن به كشت خالص ذرت تعلق داشت.
کليدواژگان: تداخل ، تراكم بوته ، ذرت ، سورگوم و فيلوكرون
| | |
 | بررسي تركيبات قندي نوش گياه اسفند قبل و بعد از گرده افشاني فاطمه فتحي آزاد ، محبوبه علي اصغرپور ، محمدرضا رشيدي ، مسعود صهيبي ص 69
چکيده | | نوش گياه اسپند به مقدار قابل ملاحظه اي در زير تخمدان و در محفظه جام مانند نوشگاه جمع مي شود كه قابل جمع آوري و مطالعه است. در اين بررسي نوش گياه اسپند در دو مرحله قبل و بعد از گرده افشاني با استفاده از روش جذب بر روي صفحات كاغذي واتمن شماره 1 جمع آوري و سپس قندهاي موجود در آن مورد بررسي قرار گرفت. براي اين منظور از كروماتوگرافي مايع با كارايي بالا به روش فاز معكوس، با شستشوي ايزوكراتيك و شناساگر رفراكتيو اندكس استفاده گرديد. در اين آناليز حلال استو نيتريل- آب به نسبت 18-82 و ستون آمين به كار برده شد. نتايج حاصل از اين آناليز وجود قندهاي گلوكز، فروكتوز و ساكارز را اثبات كرد كه ميزان هر يك به ترتيب 39، 34 و 27.5 درصد در نوش قبل از گرده افشاني و 38.5، 35 و 26.5 درصد در نوش بعد از گرده افشاني نسبت به قند تام بوده است. همچنين مشخص شد كه غلظت قندهاي موجود در نوش اين گياه بعد از گرده افشاني بيش از دو برابر افزايش مي يابد، ولي در هر حال در هر دو مرحله گرده افشاني اين نوش در گروه نوشهاي غني از هگزوز قرار مي گيرد. کليدواژگان: اسفند ، نوش ، قند ، HPLC
| | |
 | مطالعه تركيب پذيري عمومي و خصوصي لاين هاي والديني در برنج هيبريد با استفاده از تجزيه لاين در تستر مهرزاد اله قلي پور ، مريم حسيني ، حسين رحيم سروش ، محمود صيادي ص 77
چکيده | | به منظور برآورد تركيب پذيري عمومي و خصوصي لاين هاي والديني، تعداد چهار لاين برگرداننده باروري به عنوان لاين و تعداد دو لاين نر عقيم به عنوان تستر در نظر گرفته شدند. در سال 1380 هر يك از لاين ها با تسترها تلاقي داده شد و در سال بعد هشت F1 بدست آمده به همراه شش والد، در مجموع چهارده تيمار، در قالب طرح بلوكهاي كامل تصادفي در سه تكرار مورد ارزيابي قرار گرفتند. در اين بررسي صفاقي مانند عملكرد دانه و اجزاي عملكرد اندازه گيري شدند و پس از تجزيه واريانس، محاسبه واريانس افزايشي و غالبيت انجام گرفت. معمولا والدين داراي تركيب پذيري خوب، لاين هاي خوبي را در نسل هاي بعدي بوجود مي آورند. بنابراين داشتن اطلاعات پايه اي در مورد تركيب پذيري عمومي و خصوصي براي توليد ارقام اصلاحي جديد مي تواند ارزشمند باشد. در لاين شماره 1 (IR60819R)، تركيب پذيري عمومي براي تعداد دانه در خوشه، ارتفاع بوته و روزهاي تا 50 درصد گلدهي معني دار بود. همچنين در لاين شماره 2 (IR68749R)، تركيب پذيري عمومي براي صفاقي مثل عملكرد دانه، وزن صد دانه، ارتفاع بوته، روزهاي تا 50 درصد گلدهي و عرض دانه معني دار بود، كه نشان دهنده اهميت اثرات افزايشي ژن ها براي اين صفات مي باشد. تركيب پذيري عمومي در مورد كليه صفات براي دو تستر مورد ارزيابي معني دار نبود. اثرات تركيب پذيري خصوصي براي عملكرد دانه در هيبريدهاي (IR68281A/IR60966R)=4×6، (IR58025/IR60819R)=1×5 و (IR68281A/IR42686R)=3×6 مثبت و معني دار بود. اين هيبريدها به ترتيب با دارا بودن متوسط عملكرد 8.030، 7.347 و 6.715 تن در هكتار بيشترين عملكرد را داشته اند. بنابراين، تلاقي هاي مذكور به منظور توليد بذر هيبريد پيشنهاد مي گردند.
کليدواژگان: برنج هيبريد ، تركيب پذيري عمومي و خصوصي ، عملكرد دانه ، لاين در تستر
| | |
 | مقايسه فعاليت پروتئوليتيكي كيموزين نو تركيب با دو نوع مايه پنير حيواني و ميكروبي متداول در توليد پنير سفيد ايراني راحله نژاد رزمجوي اخگر ، اصغر خسروشاهي اصل ، جواد حصاري ص 89
چکيده | | در اين پژوهش تاثير مايه پنير كيموزين نوتركيب (توليد شده به طريقه مهندسي ژنتيك) با دو نوع مايه پنير متداول مورد استفاده در صنعت پنيرسازي يعني مايه پنير حيواني (رنت) و مايه پنير قارچي (ميتو) در پروتئوليز و خواص فيزيكوشيميايي و حسي پنير سفيد ايراني مورد بررسي و مقايسه قرار گرفت. براي اين منظور در يك كارخانه پنيرسازي و در مقياس صنعتي، سه نوع مايه پنير فوق الذكر با واحدهاي آنزيمي يكسان و در شرايط كاملا مساوي براي توليد پنير مورد استفاده قرار گرفتند. پنيرهاي تهيه شده به صورت بسته هاي 250 گرمي در آب نمك %11 پاستوريزه بسته بندي شده و 25 روز در سردخانه با دماي 12-14 درجه سانتي گراد و سپس تا پايان روز نودم در سردخانه در 4-6 درجه سانتي گراد نگهداري گرديدند. ازت محلول به عنوان فاكتور رسيدن پروتئوليز هر 15 روز يكبار اندازه گيري شد. ارزيابي حسي سه نوع پنير توليد شده نيز در پايان روز نودم انجام گرديد. نتايج حاصل از اندازه گيري ازت محلول نشان داد كه هر سه تيمار از نظر ميزان ازت محلول و خصوصيات حسي در سطح احتمال %1 با يكديگر اختلاف معني دار داشته و ميزان تشكيل ازت محلول در پنيرهاي توليد شده با مايه پنير قارچي ميتو به طور معني داري بيشتر از پنيرهاي توليد شده با استفاده از مايه پنيرهاي حيواني و كيموزين نوتركيب بود. در طي دوره رسيدن بيشترين و كمترين مقدار ازت محلول به ترتيب متعلق به پنيرهاي توليد شده با استفاده از مايه پنير قارچي و پنيرهاي توليد شده با استفاده از مايه پنير حيواني بود. نتايج ارزيابي حسي در پايان روز نودم دوره رسيدن نشان داد كه پنيرهاي توليد شده با استفاده از مايه پنير حيواني و كيموزين نوتركيب اختلاف معني داري با يكديگر نداشته ولي هر دو نوع آنها با پنير توليد شده با استفاده از مايه پنير قارچي در سطح احتمال %1 اختلاف معني دار داشتند. ضمنا بيشترين امتياز داده شده توسط پانليست ها به پنيرهاي توليد شده با استفاده از كيموزين نوتركيب و كمترين امتياز به پنيرهاي توليد شده با استفاده از مايه پنير قارچي تعلق داشت. در نهايت نتيجه گيري گرديد كه كيموزين نوتركيب داراي خواص كاربردي مطلوب به مانند رنت حيواني است و لذا استفاده از آن در پنيرهاي ايراني قابل توصيه مي باشد. کليدواژگان: پروتئوليز ، پنير سفيد آب نمكي ، كيموزين نوتركيب ، مايه پنير
| | |
 | بررسي امكان پرورش كرم خاكي (Eisenia fetida) و توليد ورمي كمپوست با استفاده از ضايعات مختلف كشاورزي زهرا عبادي ، امير مسعود كورنگ بهشتي ، ابراهيم محمدي گل تپه ، اميرحسين احدي ص 99
چکيده | | چگونگي تكثير و پرورش كرم خاكي Eisenia fetida بر روي ضايعات و بقاياي مختلف كشاورزي (تفاله گوجه فرنگي ، ضايعات سيب زميني ، تفاله جو ، باگاس ، خاك اره و خاك) در مخلوط با كود حيواني در سطوح 25 ، 50 ، 75 و 100% به همراه شاهد (كود حيواني) مورد بررسي قرار گرفت . ميزان رشد و تكثير كرم خاكي بر روي ضايعات و تغييرات حاصل در بسترها ارزيابي گرديد . اين تحقيق در قالب طرح كاملا تصادفي به صورت فاكتوريل 4 × 6 به همراه يك تيمار شاهد در سه تكرار به اجرا درآمد . در اين بررسي 25 تيمار با استفاده از جعبههاي چوبي (20/0 × 50/0 × 70/0) مورد مطالعه قرار گرفتند...
کليدواژگان: پرورش كرم خاكي ، تكثير ، ضايعات ، ورمي كمپوست
| | |
 | رابطه دما و بارندگي و پيش بيني وضعيت اقليم آينده در منطقه تبريز رشيد سعيد آبادي ، احمد فاخري فرد ، سعيد جهانبخش ، محمد مقدم ص 109
چکيده | | پيش بيني هاي اقليمي در مديريت خشكسالي و سيلاب از اهميت ويژه اي ويژه اي برخوردار است. امروزه به كمك مدل هاي ديناميكي و آماري پيش بيني هايي در حدود سه آلي نه ماه امكان پذير شده است. وجود رابطه قوي و منفي دما با بارندگي و ادامه تاثير اين متغير بر روي بارندگي تا چند ماه آينده، امكان پيش بيني بارندگي (دوره هاي ترسالي و خشكسالي) را تا چند ماه از روي تغييرات آنومالي فراهم مي آورد. براي پيش بيني ميزان تغييرات بارندگي در ايستگاه تبريز از تاثير منفي دما بر بارندگي و تاخير در بقاي اين تاثير تا چند ماه آينده، استفاده شد. به اين منظور رژيم دمايي و بارندگي ايستگاه سينوپتيك تبريز با استفاده از مدل بندي سري هاي زماني در فاصله سالهاي 1951 الي 2001 مورد بررسي و تجزيه و تحليل قرار گرفت. يافته هاي تحقيق علاوه بر وجود رابطه منفي بين دما و بارندگي در دوره هاي كوتاه مدت، وجود آن در دراز مدت نيز تاكيد كرد. با بررسي همبستگي نگار متقاطع دماهاي حداقل، حداكثر و ميانگين بر حسب مقادير بارندگي، تاثير تغييرات دما بر روي بارندگي منطقه، از نقطه نظر زماني و با رسم نمودارهاي CCF بررسي شد و مشخص گرديد كه حافظه اقليمي دما نسبت به بارندگي در ايستگاه تبريز دو ماه است. براي پيش بيني مقادير بارندگي از روي آمار دما معادلاتي نيز ارايه شد.
کليدواژگان: پيش بيني ، ترسالي ، حافظه اقليمي ، خشكسالي ، دوره هاي سرد و گرم
| | |
 | بررسي تراكم جمعيتي و اثر شته ( Aphis gossypii ( Glover روي گياهچه هاي شش رقم پنبه در شرايط گلخانه اي رضا فرشباف پور آباد ، علي اوليائي ترشيز ، محمدحسين كاظمي ، مصطفي وليزاده ، هوشنگ آلياري ص 129
چکيده | | به منظور آگاهي از واكنش ارقام مختلف پنبه در برابر شته پنبه Aphis gossypii، آزمايش گلخانه اي به صورت فاكتوريل با 6 رقم و دو شرايط آلوده و سالم در قالب بلوك هاي كامل تصادفي در 6 تكرار (گلدان) انجام گرديد. اين آزمايش در سال 1381 در گلخانه هاي گروه گياهپزشكي دانشكده كشاورزي دانشگاه تبريز انجام گرديد. ابتدا شته پنبه از مزارع پنبه مغان جمع آوري و در روي گياهچه هاي رقم ورامين در دماي 27 ±2°C، رطوبت نسبي 5 ±60 درصد و دوره نوري 8:16 (روشنايي: تاريكي) پرورش و تكثير يافت. در گياهچه هاي تحت تيمار آلودگي دو عدد پوره سن يك در مرحله 4 برگي در هر بوته رها گرديد. در اين آزمايش تراكم جمعيتي شته پنبه، زمان رشد از 4 تا 6 برگي، زمان رشد از 6 تا 8 برگي و طول ساقه مورد ارزيابي قرار گرفتند. تجزيه آماري داده ها نشان داد كه بين ارقام پنبه و نيز بين آلودگي و عدم آلودگي از لحاظ شاخص هاي بالا اختلاف معني داري وجود دارد. اثر متقابل رقم × آلودگي در مرحله چهار تا شش برگي معني دار گرديد. بيشترين و كمترين كاهش طول ساقه بترتيب در رقم رفسنجان و ارقام Zeta-2، ساحل و مهر ديده شدند. بيشترين تراكم جمعيتي شته پنبه بر روي رقم Zeta-2 و كمترين آن روي رقم ساحل مشاهده شد. تجزيه داده هاي مرتبط با واحدهاي آزمايشي آلوده نشان داد كه رقم Zeta-2 كمترين دوره پوره گي شته 3.83) روز(، طولاني ترين زمان ظهور افراد بالدار 29.66) روز( و بيشترين تعداد افراد بالدار 260.5) عدد( را به خود اختصاص داده است. ارزيابي مجموعه شاخص هاي مورد اندازه گيري نشان داد كه ارقام ساحل و مهر حساسيت كمتر و رقم Zeta-2 حساسيت بيشتري در برابر شته پنبه دارند. لذا مي توان با بررسي هاي بيشتر به منابع مقاومت يا تحمل احتمالي در ارقام پنبه دست يافت و از خسارت آفت شته پنبه كاست.
کليدواژگان: ارقام پنبه ، تراكم جمعيتي ، زمان رشد ، شته پنبه و Aphis gossypii
| | |
 | مقايسه تاثير برخي حشره كش هاي شيميايي و بيولوژيك در كنترل سوسك كلرادوي سيب زميني ( Leptinotarsa decemlineata ( Say ) ( Col : Chrysomelidae در مزارع سيب زميني مياندوآب حسين رنجي ، رسول مرزبان ، مليحه همايوني فر ص 143
چکيده | | در اين بررسي پنج حشره كش شيميايي و بيولوژيك جهت كنترل سوسك كلرادوي سيب زميني مورد ارزيابي و مقايسه قرار گرفتند. اين آزمايش در قالب طرح بلوك كامل تصادفي با 6 تيمار بي تي كل 2) كيلوگرم در هكتار(، جك پات بي اف سي 5) ليتر در هكتار(، كاستوم بي سي 3 1) ليتر در هكتار(، نيم پلاس 2.5) ليتر در هكتار(، فوزالون %35 2) ليتر در هكتار( و شاهد در 5 تكرار و در دو سال متوالي (1378-79) انجام گرفت. سمپاشي در مرحله سنين پايين لاروي انجام شد. يك روز قبل از سمپاشي و سه، پنج و هفت روز بعد از سمپاشي تعداد لاروهاي زنده شمارش و ثبت گرديد. بر اساس نتايج بدست آمده، بين سموم بيولوژيك و شيميايي در ايجاد تلفات روي لاروهاي آفت اختلاف معني داري وجود دارد. مقايسه ميانگين تيمارها مشخص نمود كه تيمار فوزالون %35 با %88.19 تلفات با بيشترين تاثير در مرتبه اول، تيمارهاي جك پات بي اف سي و كاستوم بي سي 3 به ترتيب با %62.46 و %60.63 تلفات در رتبه دوم و تيمار نيم پلاس با %41.07 تلفات در رتبه سوم جاي گرفتند، بي تي كل با %52.13 تلفات بين گروه دوم و سوم قرار گرفت.
کليدواژگان: حشره كش هاي بيولوژيكي ، حشره كش هاي شيميايي ، سوسك كلرادو ، سيب زميني
| | |
 | برآورد منحني مشخصه رطوبتي خاك با استفاده از توابع انتقالي رسول ميرخاني ، محمود شعبانپور شهرستاني ، سعيد سعادت ص 151
چکيده | | منحني رطوبتي خاك در ارزيابي قابليت دسترسي آب خاك براي گياه، مطالعات آب خاك و مدل سازي حركت آب و املاح در خاك هاي غيراشباع ضروري مي باشد. اندازه گيري مستقيم اين منحني در آزمايشگاه، وقت گير، دشوار و پرهزينه است. از اين رو تلاش هاي زيادي صورت گرفته تا بتوان بطور غيرمستقيم منحني رطوبتي را با استفاده از ساير خصوصيات فيزيكي و شيميايي خاك با دقتي قابل قبول برآورد كرد. هدف از اين تحقيق برآورد منحني رطوبتي و پارامترهاي معادله وان گنوختن با استفاده از توابع انتقالي خاك است. براي انجام اين پژوهش 40 نمونه خاك با بافت متوسط از منطقه كرج بصورت تصادفي انتخاب شد كه 35 نمونه براي ايجاد توابع و 5 نمونه براي ارزيابي اعتبار توابع مورد استفاده قرار گرفت. فراواني نسبي ذرات به روش هيدرومتري، جرم مخصوص ظاهري به روش كلوخه، درصد كربنات كلسيم به روش خنثي سازي با اسيد، درصد كربن آلي به روش و الكلي بلك و منحني رطوبتي با دستگاه صفحات فشاري اندازه گيري شد. متغيرهاي مستقل به دو گروه تقسيم شدند: گروه اول شامل فراواني نسبي ذرات، جرم مخصوص ظاهري، درصد كربنات كلسيم و درصد كربن آلي و گروه دوم شامل ميانگين هندسي قطر ذرات، انحراف معيار هندسي قطر ذرات، جرم مخصوص ظاهري، درصد كربنات كلسيم و درصد كربن آلي بود. از بين متغيرهاي مستقل، مناسب ترين تركيب براي برآورد منحني رطوبتي و پارامترهاي معادله وان گنوختن با استفاده از روش رگرسيون انتخاب و معادلات رگرسيوني براي دو گروه با استفاده از رگرسيون چندگانه خطي بدست آمد و مقايسه گرديد. نتايج نشان داد كه بين داده هاي اندازه گيري شده و برآورد شده همبستگي معني داري وجود دارد. اين همبستگي براي توابع انتقالي نقطه اي و توابع برآوردكننده α در سطح احتمال 0.1 درصد، براي توابع برآورد كننده n در سطح احتمال 1 درصد و براي توابع برآورد كننده θr در سطح احتمال 5 درصد معني دار مي باشد. همچنين نتايج نشان داد كه استفاده از متغيرهاي گروه اول براي برآورد منحني رطوبتي و پارامترهاي وان گنوختن بهتر از گروه ديگر مي باشد. تجزيه هاي آماري براي ارزيابي توابع انتقالي نشان داد كه مقادير GMER (ميانگين هندسي نسبت خطا) براي توابع نزديك به يك و مقادير GSDER (انحراف معيار هندسي نسبت خطا) نيز كوچك است كه نشان دهنده اعتبار بالاي تابع ارائه شده مي باشد.
کليدواژگان: انحراف معيار هندسي قطر ذرات ، توابع انتقالي خاك ، جرم مخصوص ظاهري ، فراواني نسبي ذرات ، كربن آلي ، منحني رطوبتي خاك ، ميانگين هندسي قطر ذرات
| | |
 | بررسي اثرات تغيير اقليم بر خصوصيات رشدي و عملكرد دانه گندم زمستاني در شرايط ديم و فارياب تبريز با استفاده از شبيه سازي منوچهر قلي پور ، افشين سلطاني ص 163
چکيده | | اين تحقيق با هدف بررسي تغيير اقليم بر فنولوژي، رشد و نمو گندم زمستاني در شرايط ديم و فارياب تبريز طراحي و اجرا گرديد. در اين بررسي، نخست با استفاده از دو مدل عمومي گردش GISS) و (GFDL، ميانگين ماهانه متغيرهاي اقليمي، دما، تابش خورشيدي و بارندگي براي شرايط دو برابر شدن دي اكسيدكربن در شهر تبريز پيش گويي شد. در مرحله بعد، تغييراتي در مدل شبيه سازي رايانه اي CICER ايجاد شده و در محيط TURBO C اجرا گرديد. بر اساس پيش گويي دو مدل GISS و GFDL، دو برابر شدن غلظت CO2 به ترتيب موجب افزايش متوسط دما به ميزان 4.79 و 4.52 درجه سانتي گراد در فصل پاييز و 4.68 و 4.32 درجه سانتي گراد در ماه اسفند و فصل بهار خواهد شد. بر همين اساس، ميزان افزايش بارش در 6 ماه دوم سال به ترتيب 36 و 41 درصد بدست آمد. در مقايسه با دما و بارش، انحراف از ميانگين فعلي مقدار تابش خورشيدي رسيده به زمين در اثر دو برابر شدن غلظت دي اكسيد كربن كمتر بود. بر اساس نتايج حاصل از مدل تغيير يافته CICER، تغيير اقليم پيش بيني شده با مدل هاي GISS و GFDL سبب خواهد شد كه تاريخ هاي گلدهي و رسيدگي در گندم به جلو بيفتد و در نتيجه زمينه براي كشت دوم فراهم تر گردد. در شرايط اقليم تغيير يافته، عملكرد بيولوژيك گندم حدود 50 تا 67 درصد براي شرايط ديم، و 29 تا 39 درصد براي وضعيت فارياب افزايش خواهد يافت. در شرايط فارياب، عليرغم كاهش كل تابش رسيده به زمين در دوره رشد و نمو گندم، به علت بيشتر شدن مقادير كارآيي مصرف نور، نسبت تابش دريافت شده و شاخص برداشت، عملكرد دانه بالاتر خواهد رفت. در وضعيت ديم، با اينكه افزايش معني داري در شاخص برداشت ايجاد خواهد شد، علت عمده افزايش عملكرد دانه مربوط به بالا رفتن كارآيي تعرق خواهد بود. يكي ديگر از اثرات تغيير اقليم، بهبود كارآيي مصرف آب است كه بر مبناي درصد، در شرايط ديم بيشتر از وضعيت آبي خواهد بود. بر اساس نتايج، به دليل كاهش در تبخير و تعرق، نياز به آبياري تقليل خواهد يافت.
کليدواژگان: تغيير اقليم ، شبيه سازي ، گندم ، GISS , GFDL
| | |
 | تاثير حذف گل آذين بر عملكرد و اندازه غده سيب زميني علي نصراله زاده ، هوشنگ آلياري، محمدرضا شكيبا، فرخ رحيم زاده خوئي، عزيز جوانشير ص 177
چکيده | | حذف گل آذين در سيب زميني به علت از بين بردن مقصدي غير مفيد مي تواند سبب تقويت مقصد ديگر (غده) شود و عملكرد را افزايش دهد. به منظور تاثير حذف گل آذين بر عملكرد و اندازه غده سيب زميني، پنج رقم از سه گروه رسيدگي آن به نام هاي، كنكورد، دراگا (زودرس)، پيكاسو (نيمه ديررس) و مورن، آگريا (ديررس) در بهار سال 1380 در ايستگاه تحقيقاتي كركج دانشكده كشاورزي دانشگاه تبريز مورد ارزيابي قرار گرفت آزمايش بصورت فاكتوريل بر پايه بلوك هاي كامل تصادفي با سه تكرار صورت پذيرفت. ارقام و حذف يا عدم حذف گل آذين به عنوان دو فاكتور منظور گرديد. نتايج حاصل از اين بررسي حاكي از افزايش عملكرد غده به مقدار 2.5 تن در هكتار در حالت حذف گل آذين بود، ولي اين افزايش از نظر آماري معني دار نشد. حذف گل آذين اندازه غده، تعداد برگ و تعداد انشعابات فرعي را به طور معني دار، در سطح احتمال %1، افزايش داد. در شرايط حذف و عدم حذف گل آذين رقم آگريا بالاترين عملكرد غده را به خود اختصاص داد. بطور كلي، حذف گل آذين به علت از بين بردن يك مقصد رقابت كننده با غده و نيز از طريق افزايش تعداد برگ، تعداد انشعابات فرعي و شاخص سطح برگ مي تواند عملكرد غده در سيب زميني را بالا ببرد.
کليدواژگان: ارقام سيب زميني ، اندازه و وزن غده ، حذف گل آذين ، عملكرد و اجزاي عملكرد
| | |
 | بررسي ميزان انرژي قابل سوخت و ساز حقيقي تصحيح شده براي نيتروژن چربيها در سنين پايين در جوجه هاي گوشتي محمدسالار معيني ، ابوالقاسم گليان ، حسن كرمانشاهي ص 185
چکيده | | اين آزمايش به منظور بررسي اثرات سطح استفاده و درجه اشباع بودن چربيها بر ميزان انرژي قابل سوخت و ساز حقيقي تصحيح شده براي نيتروژن (TMEn) آنها صورت گرفت. چربي حيواني پيه، روغن پنبه دانه و سه مخلوط از اين دو چربي شامل مخلوط 1 حاوي 25 درصد چربي حيواني و 75 درصد روغن پنبه دانه، مخلوط 2 شامل نسبت مساوي از اين دو چربي و مخلوط 3 شامل 75 درصد چربي حيواني و 25 درصد روغن پنبه دانه در سطوح 3، 6 و 9 درصد به يك جيره پايه اضافه شدند. ميزان TMEn اين جيره هاي آزمايشي و جيره پايه به روش سيبالد تعيين شد. از 250 قطعه جوجه گوشتي سويه آرين در سن 18 روزگي 136 قطعه انتخاب شد و هر دو قطعه به يك قفس منتقل گرديد. به هر تيمار چهار تكرار دو قطعه اي اختصاص داده شد. تركيب اسيدهاي چرب و ساير خصوصيات شيميايي چربيها نيز تعيين شد. نحوه عكس العمل TMEn جيره هاي آزمايشي در اثر افزايش سطح چربي به صورت كوادراتيك بود. اثر همكوشي كه از روي اختلاف مقدار انرژي تعيين شده چربيهاي مخلوط با مقدار محاسبه شده تعيين مي شود در سطح 9 درصد، بويژه در چربي مخلوط 3، بطور قابل توجهي كمتر بود. بهترين معادله براي برآورد TMEn با استفاده از سه پارامتر سطح چربي، قابليت سوخت و ساز حقيقي ماده خشك جيره هاي آزمايشي و همچنين درصد اسيدهاي چرب الئيك و لينولئيك حاصل شد (R2=0.966).
کليدواژگان: انرژي قابل سوخت و ساز حقيقي ، جوجه گوشتي چربي حيواني ، چربي مخلوط ، روغن پنبه دانه
| | |
تعداد صفحات: 212 صفحه قيمت: 5000 ريال تاريخ انتشار: 15/9/84 تلفن: 3392037 (0411)
تاريخ درج در سايت: 30/2/85
شمار بازديدکنندگان اين شماره: 1671
|
|
|
|
|
| راهنمای
موضوعی نشريات |
|
اين نشريه در گروه(های) زير
قرار گرفته است:
1 كشاورزي
|
|
|