|
|
|
|
فصلنامه دانش كشاورزي
فصلنامه علوم كشاورزي به زبان فارسي و چكيده به انگليسي
سال پانزدهم، شماره 4 (پياپي 60)، سال 1384 358 صفحه
|
|
|
|
|
|
 | پهنه بندي اقليم براي گندم زمستانه ديم در مناطق مغان و اردبيل با استفاده از GIS اصغر مهربان ، عبدالعلي غفاري ، احمد قنبري بنجار ، نادر جلالي ص 1
چکيده | | شناخت اقليم و بررسي نيازهاي اكوفيزيولوژيك گياهان زراعي از مهمترين عوامل موثر در توليد محصول است. براي اين منظور اطلاعات مربوط به متغيرهاي آب و هوايي هفت ايستگاه هواشناسي موجود در منطقه مورد مطالعه (مغان و اردبيل) كه داراي آمارهاي بلند مدت بودند، جمع آوري و مورد تجزيه و تحليل قرار گرفتند. پارامترهاي مورد بررسي عبارت بودند از: ميانگين، مينيمم و ماكزيمم دماي ماهيانه، درجه - روزهاي رشد (GDDs)، ميزان بارندگي ساليانه، ميانگين دماي دوره جوانه زني، ضريب خشكي، تبخير و تعريق پتانسيل، طول دوره رشد و نسبت بارندگي پاييز و بهار به كل بارندگي ساليانه. علاوه بر لايه هاي اقليمي، لايه شيب منطقه نيز به منظور تعيين مناطق داراي شيب مناسب، به عنوان يكي از معيارها در تناسب بندي منطقه مورد استفاده قرار گرفت. همچنين به منظور پهنه بندي پارامترهاي آب و هوايي و تعيين توزيع فضايي آنها، مدل ديجيتالي ارتفاع (DEM) منطقه ترسيم و سپس همبستگي بين متغيرهاي اقليمي و ارتفاع تعيين شدند. در اين تحقيق اثرات متغيرهاي اقليم و توپوگرافي بر پهنه بندي گندم زمستانه، به صورت انفرادي و گروهي (همپوشاني لايه هاي اطلاعاتي) با استفاده از GIS )نرم افزار (ILWIS در يك مدل اقليم - مكان بررسي شد. با توجه به اطلاعات منتشره، چهار كلاس براي گندم زمستانه در شرايط ديم تعيين گرديدند. در اين بررسي فرض بر استفاده از ارقام مناسب منطقه با مديريت هاي زراعي مرسوم و توصيه شده بود و در ضمن آبياري و مسائل اجتماعي و اقتصادي مدنظر نبود. اين تحقيق نشان داد كه در مجموع 10 درصد مساحت منطقه براي زراعت گندم ديم بسيار مناسب، 33 درصد مناسب، 33 درصد با تناسب ضعيف و 24 درصد نامناسب مي باشد.
کليدواژگان: اردبيل ، اقليم ، گندم ، مغان ، ILWIS , CIS
| | |
 | واكنش علف هاي هرز آبزي علف شاخي و پرطاوسي سنبله اي به علف كش هاي پاراكوات تريكلوپاير در غلظت ها و زمان هاي مختلف استفاده يوسف فيلي زاده ص 15
چکيده | | موفقيت يا شكست در كنترل علف هاي هرز آبزي غوطه ور بستگي به غلظت و مدت زمان تماس علف كش با آنها دارد . هدف از اين تحقيق تعيين واكنش دو گونه علف هرز آبزي غوطه ور علف شاخي ( Ceratophyllum demersum ) و پر طاووس ( Myriophyllum spicatum ) كه بصورت انبوه در تالاب انزلي رشد مي كنند به يك علف كش تماسي ( پاراكوات ) و يك علف كش سيستميك ( تريكلوپاير ) در غلظت ها و زمان هاي متفاوت تماس تحت شرايط آزمايشگاهي مي باشد . در اين آزمايش تعداد 31 تيمار با 4 غلظت 0 ، 1 ، 3 و 5 ميلي گرم در ليتر علف كش هاي پاراكوات و تريكلوپاير و 6 زمان مختلف تماس 0 ، 6 ، 12 ، 24 ، 36 و 48 ساعت انتخاب گرديدند ...
کليدواژگان: پاراكوات ، تريكلوپاير ، زمان تماس ، علف كش ، علف هرز ، غلظت علف كش
| | |
 | اثر رقم و تراكم بوته بر رشد و نمو و توزيع ماده خشك در سيب زميني علي دماوندي و رحيم اصل گرگاني ص 25
چکيده | | به منظور بررسي اثر رقم و تراكم بوته بر رشد و نمو و نسبت وزن خشك غده به اندام هوايي در سيب زميني در سال 1375 آزمايشي در شهرستان بستان آباد واقع در 55 كيلومتري شرق شهرستان تبريز اجرا گرديد. اين آزمايش به صورت فاكتوريل در قالب طرح بلوك هاي كامل تصادفي در سه تكرار انجام شد. در اين آزمايش عامل رقم در پنج سطح شامل آلفا، دراگا، كوزيما، مورن و آئولا با عامل تراكم در سه سطح شامل 50000، 62500 و 75000 بوته در هكتار تلفيق شدند. تفاوت بين ارقام از نظر تعداد روز از كاشت تا سبز شدن، غده بندي و گلدهي تعداد ساقه در بوته و در متر مربع در زمان رسيدگي، طول بلندترين ساقه در يك ماه پس از سبز شدن و در زمان رسيدگي، وزن خشك ساقه و برگ در يك ماه پس از سبز شدن و در زمان رسيدگي در بوته و در متر مربع و نسبت وزن خشك غده به اندام هوايي معني دار بود. در بين ارقام مورد مطالعه رقم دراگا بيشترين و رقم مورن كمترين نسبت وزن خشك غده به اندام هوايي را داشتند، در حالي كه ارقام دراگا، كوزيما و آئولا تفاوت معني داري با يكديگر نداشتند. كليه صفات مورد بررسي به جز تعداد روز از كاشت تا سبز شدن و غده بندي تحت تاثير تراكم بوته قرار گرفتند و با افزايش تراكم بوته در واحد سطح تعداد روز از كاشت تا گلدهي، طول بلندترين ساقه در يك ماه پس از سبز شدن و در زمان رسيدگي، تعداد ساقه و وزن خشك ساقه و برگ در متر مربع در يك ماه پس از سبز شدن و در زمان رسيدگي افزايش يافتند. ولي، تعداد ساقه و وزن خشك ساقه و برگ در بوته در يك ماه پس از سبز شدن و در زمان رسيدگي كاهش يافتند. با افزايش تراكم از 50000 به 62500 بوته در هكتار نسبت وزن خشك غده به اندام هوايي افزايش و سپس با افزايش تراكم از 62500 به 75000 بوته در هكتار كاهش يافت. ولي، بين تراكم بوته 50000 و 62500 بوته در هكتار تفاوت معني داري وجود نداشت. با توجه به شرايط اين آزمايش كاشت رقم دراگا با تراكم 62500 بوته در هكتار در شرايط آب و هوايي بستان آباد قابل توصيه مي باشد.
کليدواژگان: تراكم بوته ، توزيع ماده خشك ، سيب زميني
| | |
 | بررسي كاربري مدلهاي مختلف براي برآورد منحني هاي مشخصه رطوبتي صابره دربندي ، محمدرضا نيشابوري ، اميرحسين ناظمي ص 41
چکيده | | رابطه رطوبت خاك و پتانسيل ماتريك كه تحت تاثير پس ماند آب خاك قرار مي گيرد با منحني مشخصه آب خاك معرفي مي شود. اين منحني اهميت اساسي در فيزيك خاك دارد زيرا تاثير ساختمان خاك، تخلخل، توزيع اندازه منافذ و جذب سطحي را بر روي آب خاك نشان مي دهد. در اين پژوهش منحني هاي مشخصه سه نوع بافت خاك توسط دستگاه صفحه فشار تعيين گرديد. سپس اين منحني ها با مدل هاي گوپتا و لارسون، گريكسون و همكاران، و وزن گنوختن تطبيق داده شد و بهترين مدل شناسايي گرديد. مدل گوپتا و لارسون با ضرايب اصلاح شده بيشترين تطابق را بين منحني پيش بيني شده و تجربي ايجاد نمود. به نظر مي رسد كه ضرايب رگرسيون پيشنهاد شده توسط نام بردگان براي پيش بيني رطوبت خاك در مكش رطوبتي معيني بوده و براي تمام خاك ها عموميت ندارند. در مدل گريكسون و همكاران پيش بيني رضايت بخش تحت شرايط رطوبتي معين در خاك شني حاصل مي گردد و با كاهش مقدار رطوبت، اختلاف بيشتري بين مكش هاي رطوبتي پيش بيني شده و اندازه گيري شده به وجود مي آيد. در مدل ون گنوختن با تبديل ثابت 1 به 0.7 به صورت n=1/0.7-m تطابق بهتري بين منحني هاي پيش بيني شده و تجربي در خاك لوم شني حاصل گرديد. ولي در خاك هاي شني و رسي اختلاف بين منحني هاي تجربي و پيش بيني شده بيشتر بود.
کليدواژگان: آب و خاك ، خاك غير اشباع ، منحني مشخصه
| | |
 | بررسي خصوصيات بيولوژيك مگس (Megaselia halterata (Dipt ,: Phoridae ، آفت قارچ خوراكي دكمه اي (Agaricus bisporus Lange) در كرج علي اصغر طالبي ، عباسعلي زماني ، ابراهيم محمدي گل تپه ، يعقوب فتحي پور ، سعيد محرمي پور ص 53
چکيده | | طي مطالعات انجام شده در طول ماه هاي تير تا آذر سال 1379 گونه Megaselia halterata (Wood) در مراكز پرورش قارچ خوراكي دكمه اي (Agaricus bisporus Lange) منطقه كرج شناسايي شد. حدود 30 گونه از اين خانواده در ارتباط با قارچ هاي خوراكي در دنيا شناسايي شده اند كه گونه M. halterata از مهمترين آن ها در اكثر مناطق توليد قارچ دنيا محسوب مي شود. خسارت عمده اين گونه مربوط به تغذيه لاروها از ميسليوم هاي قارچي موجود در كمپوست مي باشد. بيولوژي اين آفت در آزمايشگاه )دماي 20±1 درجه سانتي گراد، رطوبت نسبي 80 -90 درصد و دوره نوري 16 ساعت روشنايي و 8 ساعت تاريكي( مورد بررسي قرار گرفت. بر اين اساس ميانگين طول دوره جنيني 1.82±0.058 روز، دوره لاروي )شامل 3 سن لاروي( 7.80±0.154 روز و دوره شفيرگي 11.45±0.149 روز به دست آمد. ميانگين طول دوره پيش از بلوغ حشرات نر و ماده به ترتيب 26.33±0.072 و 25.87±0.074 روز تعيين گرديد. ميانگين طول عمر حشرات نر و ماده در محيط بدون غذا به ترتيب 1.08±0.039 و 1.25±0.063 روز، در محيط حاوي خاك پيت 2.53±0.116 و 2.26±0.13 روز، در محيط گلوكز پنج درصد 4.57±0.127 و 4.74±0.176 روز، در محيط گلوكز پنج درصد و خاك پيت 4.32±0.126 و 4.83±0.118 روز و در محيط طبيعي پرورش قارچ خوراكي 5.02±0.109 و 4.67±0.147 روز تعيين گرديد. ميانگين مرگ و مير دوره پيش از بلوغ 56.55±3.44 درصد به دست آمد. نرخ توليد مثل خالص (ميانگين تعداد نتايج ماده در هر ماده در هر نسل) 8.395 و نرخ ذاتي افزايش جمعيت (ميانگين تعداد نتاج ماده در هر ماده در هر روز) 0.074 محاسبه شد.
کليدواژگان: دوبالان . كرج . قارچ خوراكي . Magaselia halterata
| | |
 | ارزيابي روشهاي پيشنهادي FAO براي برآورد تبخير - تعرق گياه مرجع در منطقه كركج تبريز محمدرضا نيشابوري ، ابوالفتح مرادي داليني ، علي اصغر جعفرزاده ، سيروس صادقي ص 63
چکيده | | به منظور ارزيابي روش هاي پيشنهادي FAO براي برآورد تبخير - تعرق گياه مرجع (ET0) در منطقه كركج، آزمايشي در سال 1376 در ايستگاه تحقيقاتي دانشكده كشاورزي دانشگاه تبريز انجام شد. در اين آزمايش ابتدا اقدام به كاشت چمن به عنوان گياه مرجع نموده و تبخير - تعرق هفتگي )دوره هاي 6 تا 8 روزه( به روش بيلان آبي اندازه گيري گرديد. همچنين با استفاده از متغيرهاي اقليمي از قبيل دما، رطوبت نسبي و ... كه از ايستگاه هواشناسي واقع در دو كيلومتري محل اجراي طرح گرفته شد، تبخير - تعرق گياه مرجع به روش هاي پيشنهادي FAO )پنمن و بليني - كريدل اصلاح شده، تابش، تشت تبخير كلاس A و پنمن - مانتيث( برآورد گرديد. درصد خطا (E) براي تبخير و تعرق تجمعي و جذر ميانگين مربع انحراف (RMSD) و ضريب همبستگي (r) براي ET0 هاي هفتگي حاصله از هر روش در مقايسه با مقادير اندازه گيري شده به روش بيلان آبي در منطقه تعيين و ارزيابي شدند. ET0 تجمعي 4.26) الي (76.7.26 اندازه گيري شده به روش بيلان آبي معادل598.5 ميلي متر به دست آمد. روش پنمن - مانتيث با برآورد 605.2 ميلي متر تنها 1.1 درصد خطا (E=1.1) در برآورد داشت. مقادير E براي روش هاي بليني - كريدل اصلاح شده و تابش در محدوده %5 بود. روش پنمن اصلاح شده و تشت تبخير كلاس A به ترتيب با +20.8 و -24.6 درصد بالاترين خطا را در برآورد ET0 داشتند. از نظر ET0 هفتگي روش پنمن - مانتيث با 10.71 RMSD و بلني - كريدل اصلاح شده با 10.73 ميلي متر بالاترين دقت برآورد را نشان دادند. روش تشت تبخير با RMSD برابر 16.9 بيشترين خطا را در بين روش ها به خود اختصاص داد. بالاترين ضريب همبستگي (r=0.94) بين ET0 هفتگي اندازه گيري شده و برآورده شده مربوط به تشت تبخير كلاس A بود. رقم مذكور براي دو روش پنمن - مانتيث و بليني - كريدل اصلاح شده 0.92 به دست آمد. با توجه به مشكلات نصب و ابقاي تشت تبخير كلاس A در شرايط مطلوب جمع بندي اينست كه در مرتبه نخست روش پنمن - مانتيث و در مرتبه بعدي روش بليني - كريدل اصلاح شده از دقت مطلوبي در برآورد ET0 براي منطقه مطالعه شده برخوردارند.
کليدواژگان: تبخير - تعرق گياه مرجع . مدل هاي برآورد تبخير و تعرق . نياز آبي گياه
| | |
 | ارزيابي سازگاري ، پايداري عملكرد دانه و واكنش به تنش هاي محيطي (خشكي و گرما) در ژنو تيپ هاي گندم دو روم ديم داود صادق زاده اهري ، مصطفي آقايي سربرزه ، سرحد بهرامي ص 73
چکيده | | به منظور بررسي سازگاري و پايداري عملكرد دانه و مقاومت به برخي از تنش هاي محيطي (خشكي و گرما) در ژنوتيپ هاي اميد بخش گندم دوروم ديم، مطالعه اي طي دو سال زراعي (1380-1382) و در قالب 2 آزمايش مجزا در 3 منطقه از مناطق سردسير ديم كشور (مراغه، سرارود و قاملو) اجرا شد. آزمايشات شامل 7 ژنوتيپ پيشرفته گندم دوروم به همراه يك رقم شاهد دوروم (زردك) و 3 رقم گندم نان )يك ژنوتيپ بومي، آذر 2 و سرداري( بود) جمعا 11 ژنوتيپ( كه در قالب طرح بلوك هاي كامل تصادفي با 4 تكرار انجام گرديد. در آزمايش اول در هر سال و در هر منطقه تجزيه واريانس ساده عملكرد دانه انجام و در پايان سال دوم در هر منطقه تجزيه مركب (دو ساله) و تجزيه مركب نهايي 2) سال و 3 منطقه( انجام شد. براي تعيين لاين هاي پايدار از نظر عملكرد دانه از روش لين و بينز، ضريب تغييرات عملكرد (CV%) و روش رتبه بندي استفاده شد. نتايج حاصل از تجزيه مركب 2) سال و 3 منطقه( نشان داد كه اثرات ساده سال، منطقه، ژنوتيپ و اثرات متقابل سال × منطقه و سال × منطقه × ژنوتيپ بر عملكرد دانه از نظر آماري بسيار معني دار (P?0.01) بود. بيشترين عملكرد دانه مربوط به سال اول 1.880) تن در هكتار(، منطقه سرارود 2.640) تن در هكتار( بوده و پس از ارقام گندم نان آذر 2 با متوسط عملكرد 2.320 تن در هكتار و سرداري با 2.270 تن در هكتار، لاين شماره 4 (61-130.414-44//….) با متوسط عملكرد دانه 1.960 تن در هكتار بيشترين عملكرد دانه را در بين ژنوتيپ هاي دوروم داشت. بر اساس روش لين و بينز لاين هاي شماره 7، 6، 3 و 8 نسبت به ارقام گندم نان و شاهد دوروم پايدارتر بودند. براساس روش رتبه بندي تمامي ژنوتيپ هاي دوروم نسبت به شاهد (زردك) داراي R? كمتري بوده و حداقل انحراف معيار رتبه مربوط به لاين شماره 4 بود. آزمايش دوم در دو شرايط آبي (آبياري در زمان كاشت و ظهور سنبله) و ديم انجام گرديد و با محاسبه شاخص حساسيت به تنش (SSI) و ميانگين هندسي بهره وري (GMP) مشخص شد كه، ارقام گندم نان از نظر تحمل تنش وضعيت بهتري نسبت به ژنوتيپ هاي دوروم داشتند. در بين ژنوتيپ هاي گندم دوروم لاين شماره 4 داراي تحمل بالاتري بود. جمع بندي نتايج نشان مي دهد كه لاين شماره 4 براي كشت در مناطق سردسير ديم مناسب بوده و قابل توصيه است.
کليدواژگان: پايداري . سازگاري . عملكرد دانه . گندم دوروم . مناطق سردسير ديم
| | |
 | نوسانات فصلي جمعيت سنك گلابي ، (Stephanitis pyri F. (Heteroptera : Tingidae و شناسائي دشمنان طبيعي آن در باغات سيب آذربايجان غربي غلامعلي اكبرزاده شوكت ص 91
چکيده | | نوسانات فصلي جمعيت سنك گلابي ، Stephanitis pyri F با نمونه برداري هفتگي و تصادفي تعداد 100 برگ تصادفي از 25 درخت سيب و شمارش تعداد افراد بالغ و نابالغ آفت طي فصول زراعي سال هاي 77-1376 در ايستگاه تحقيقات باغباني كهريز اروميه بررسي گرديد . ...
کليدواژگان: اروميه . پارازيتوئيد . سيب . سنك گلابي . شكارگر . نوسانات جمعيت
| | |
 | مدل رياضي بهينه براي پيش بيني هزينه هاي تعمير و نگهداري تراكتورهاي شركت زراعي دشت ناز مازندران عليرضا آشتياني عراقي ، ايرج رنجبر ، محمود تورچي ص 101
چکيده | | هزينه هاي تعمير و نگهداري ماشين هاي كشاورزي، هزينه هايي هستند كه به منظور نگهداشتن يا بازگرداندن سلامت فني و قابليت اطمينان ماشين صرف مي شوند. پيش بيني دقيق روند افزايشي هزينه هاي تعمير و نگهداري، در تعيين عمر بهينه اقتصادي و اتخاذ تصميمات مديريتي براي ماشين هاي كشاورزي از اهميت به سزايي برخوردار است. در همين راستا، مطالعه اي به منظور برآورد رابطه اي رياضي بين ساعات كاركرد تجمعي و هزينه هاي تعمير و نگهداري تجمعي 27 دستگاه تراكتور فعال از دو مدل مسي فرگوسن 285 و جاندير 3140 در شركت زراعي دشت ناز مازندران انجام پذيرفت. اطلاعات مورد نياز از جمله ساعات كاركرد، هزينه هاي سالانه صرف شده در امور تعمير و نگهداري در طي يك دوره زماني ده ساله (1371-1381) و نيز قيمت خريد اوليه تراكتورها جمع آوري شدند. با انجام تجزيه رگرسيون، مدل هاي پيش بيني رياضي بهينه همراه با ضرايب آنها به تفكيك مدل تراكتورها و نيز براي كليه تراكتورهاي نمونه برآورد شدند. در ميان تمامي ساختارهاي آماري، تابع تواني بهترين برازش و كارآيي را در پيش بيني مقدار هزينه هاي تعمير و نگهداري تراكتورها نشان داد. نتايج نمايانگر آن بودند كه هزينه هاي پيش بيني شده، با استفاده از مدل به دست آمده در اين مطالعه، نسبت به تمامي مطالعات مشابه پيشين اعم از داخلي و خارجي، به جز مدل و ضرايب برآورد شده توسط يوهان فولس در آفريقاي جنوبي، كمتر است. علت اين مساله را مي توان به سطوح پايين تر دستمزدهاي تعميراتي در ايران، كيفيت مطلوب قطعات و عمليات تعميراتي و اعمال مديريت مناسب در مورد تراكتورهاي مكان تحت مطالعه نسبت داد.
کليدواژگان: تراكتور . تعمير و نگهداري . مدل رياضي . مديريت ماشين هاي كشاورزي . هزينه
| | |
 | استخراج پكتين از طبق آفتابگردان و مطالعه خواص كاربردي آن علي اياسه ، عادل احمدي زنوز ، ناصر همدمي ، مصطفي وليزاده ص 113
چکيده | | پكتين به علت توانايي تشكيل ژل، ماده بسيار با ارزشي است كه در صنايع مختلف غذايي، دارويي و آرايشي مورد استفاده قرار مي گيرد. طبق آفتابگردان بعد از جدا شدن دانه ها يك منبع غني از پكتين است. پكتين آفتابگردان به طور طبيعي از نوع كم استر (LMP) بوده و توانايي آن در تشكيل ژل در محدوده وسيعي از pH به ويژه در pH هاي نزديك خنثي و در حضور مقدار كمي يون كلسيم و با افزايش شكر يا بدون حضور آن بالا مي باشد. در مطالعه حاضر آزمايش هايي جهت استخراج پكتين از طبق آفتابگردان با استفاده از طرح كاملا تصادفي انجام گرفت. طبق هاي آسياب شده آفتابگردان پس از شستشو با آب داغ جهت حذف رنگدانه ها و تركيبات محلول در آب براي استخراج پكتين مورد استفاده قرار گرفتند. استخراج پكتين با استفاده از عوامل شلاته كننده هگزامتافسفات سديم (SHMP)، اگزالات آمونيوم (AO) و همچنين محلول رقيق اسيد كلريدريك انجام و از عصاره هاي حاصل، پكتين به وسيله محلول الكل اسيدي رسوب داده شد كه پس از شستشو با الكل، خشك و آسياب گرديد. نتايج به دست آمده نشان داد كه استفاده از هگزامتا فسفات سديم با راندمان 13.05 درصد بر اساس وزن خشك و آمونيوم اگزالات با راندمان 11.6 درصد در pH پايين موثرترين روش در استخراج پكتين آفتابگردان مي باشد. نتايج مطالعات كيفي نشان داد كه نمونه هاي پكتين استخراج شده از نوع كم استر، با درصد بالاي اسيد گالاكتورونيك و بدون عامل آميدي هستند. از بررسي هايي كه روي قابليت تشكيل ژل نمونه هاي پكتين انجام گرفت معلوم گرديد كه همه آنها قادر به تشكيل ژل حتي در عدم حضور شكر بوده و مي توانند در توليد غذاهاي كم كالري و رژيمي مورد استفاده قرار گيرند. ژله هايي با فرمولاسيون، پكتين 1 درصد، شكر 30 درصد، يون كلسيم (به صورت كلرور كلسيم) 25-30 ميلي گرم به ازاي هر گرم پكتين و pH حدود 3 تهيه گرديد كه همگي از كيفيت مطلوبي برخوردار بودند. تجزيه و تحليل آماري داده ها نشان داد اختلاف معني داري در سطح احتمال %1 بين نمونه هاي استخراج شده با شاهد و بين خود نمونه ها وجود دارد.
کليدواژگان: استخراج پكتين . پكتين آفتابگردان . پكتين كم استر . ژل
| | |
 | مطالعه نشانگرهاي ريز ماهواره مرتبط با كيفيت دانه در برنج محمدحسين فتوكيان ، بهزاد قره ياضي ، عليرضا طالعي ص 129
چکيده | | به منظور مكان يابي QTLهاي صفات مرتبط با كيفيت دانه برنج و تعيين سهم هر QTL در تنوع فنوتيپي صفات 62 لاين BC2F5 كه در اثر تلاقي واريته هاي Teqing بعنوان والد دوره اي و طارم مولائي بعنوان والد دهنده بدست آمده بودند اين تحقيق در سال 1381 در موسسه بين المللي تحقيقات برنج (IRRI)فيليپين مورد مطالعه قرار گرفتند . ...
کليدواژگان: برنج . تلاقي برگشتي پيشرفته . ريز ماهواره . كيفيت دانه . مكان هاي ژني صفات كمي
| | |
 | برهمكنش باكتري حل كننده فسفات و بردي ريزوبيوم ژاپنيكوم بر عملكرد و جذب برخي عناصر غذايي در سويا لعيا راثي پور ، ناصر علي اصغر زاده ص 141
چکيده | | برخي ميكروارگانيسم هاي خاكزي با توليد اسيدهاي آلي و يا سايدروفورها مي توانند ضمن انحلال فسفات هاي كم محلول، قابليت جذب برخي عناصر كم مصرف را نيز افزايش دهند. برهمكنش هاي سه گونه از باكتري هاي حل كننده فسفات و بردي ريزوبيوم ژاپنيكوم بر عملكرد و جذب P، Fe، Mn، Cu و Zn در سويا (Glycin max L. CV. Harcor) در شرايط گلخانه اي مورد مطالعه قرار گرفت. اين آزمايش به صورت فاكتوريل شامل چهار سطح باكتري حل كننده فسفات )بدون باكتري M0 و سه گونه باكتري با پتانسيل انحلال نسبي زياد M1، M2 و (M3، دو سطح باكتري بردي ريزوبيوم )بدون باكتري B0 و با باكتري (B1 و سه سطح كود فسفره )صفر= P0، P1=29 و P2=58 ميلي گرم سوپر فسفات تريپل بر كيلوگرم خاك( در چارچوب طرح بلوك هاي كامل تصادفي در چهار تكرار اجرا شد. موقع برداشت، وزن خشك بخش هوايي، وزن دانه در بوته و غلظت P، Fe، Mn، Cu و Zn در بخش هوايي گياه اندازه گيري گرديد. باكتري هاي حل كننده فسفات به طور متوسط، وزن خشك، غلظت فسفر، آهن، روي و مس در بخش هوايي گياه را به ترتيب 156، 30، 9.3، 6 و 8.3 درصد نسبت به شاهد افزايش دادند. عامل بردي ريزوبيوم بر تمام ويژگي هاي ذكر شده و وزن دانه تاثير معني دار مثبت داشت. برهمكنش هاي دو عامل فوق بر وزن خشك، درصد فسفر و غلظت آهن بخش هوايي گياه معني دار بود. افزايش سطوح كود فسفره نيز وزن خشك (P<0.05)، غلظت فسفر و وزن دانه در بوته (P<0.01) را به طور متوسط به ترتيب 14، 15 و 22 درصد نسبت به شاهد، افزايش و غلظت روي (P<0.05) را 5.5 درصد نسبت به شاهد كاهش داد. بيشترين مقدار فسفر در بخش هوايي گياه در بالاترين سطح كود فسفره (P2) مشاهده گرديد ولي وزن خشك بخش هوايي گياه در سطح P1 و در حضور باكتري حل كننده فسفات تفاوت معني داري با سطح P2 آن نداشت. بنابراين، از ديدگاه ضرورت كاهش مصرف كود شيميايي، مي توان بيان نمود كه نياز به مصرف كود فسفره در سويا در حضور باكتري حدودا 50 درصد كاهش مي يابد.
کليدواژگان: باكتري هاي حل كننده فسفات . بردي ريزوبيوم ژاپنيكوم . سويا . عناصر كم مصرف . فسفر
| | |
 | شبيه سازي بارش - رواناب و برآورد آبدهي رودخانه در نقاط فاقد ايستگاه با استفاده از شبكه هاي عصبي مصنوعي و سامانه اطلاعات جغرافيايي فرهاد ميثاقي ، شادي دياني ، كوروش محمدي ص 157
چکيده | | از روشهاي تخمين دبي جريان در يك مقطع خاص از روخانه كه اخيرا توجه بسياري از محافل علمي را بخود جلب نموده است ، مدل شبكه هاي عصبي مصنوعي و سامانه اطلاعات جغرافيايي مي باشد . در اين تحقيق از قابليتهاي سامانه اطلاعات جغرافيايي در محاسبه خصوصيات فيزيوگرافي حوزه ، تعيين آبراهه و جهت جريان استفاده شده است تا بتوان ميزان ابدهي رودخانه براساس روابط هيدرولوژيكي موجود در نقاط فاقد ايستگاه را پيش بيني نمود ...
کليدواژگان: بارش - رواناب ، سامانه اطلاعات جغرافيايي ، شبكه عصبي مصنوعي ، هيدرولوژي
| | |
 | تحليل تابع توليد و كارايي فني واحدهاي پرواربندي گوساله در ايران عبدالرضا تيموري ، ابوالفضل عباسي ص 171
چکيده | | به منظور بررسي وضعيت مديريت واحدهاي پرواربندي گوساله در سطح كشور، برآورد تابع توليد و نيز كارايي فني اين واحدها و عوامل موثر بر آنها، تعداد 229 واحد پرواربندي در سه گروه ظرفيتي )كمتر از 30 راس، 31 تا 60 راس و بالاتر از 60 راس( در 9 استان كشور شامل آذربايجان شرقي، اصفهان، تهران، خراسان، خوزستان، سمنان، فارس، گيلان و مركزي به روش نمونه گيري طبقه بندي شده انتصاب متناسب تحت پوشش قرار گرفت و به روش پرسشنامه اي با مصاحبه حضوري اطلاعات مورد نياز جمع آوري شد. از اين اطلاعات به كمك نرم افزار SPSS تابع توليد واحدها با استفاده از مدل ترانسندنتال (Transcendental) برآورد گرديد و كارايي فني آنها با استفاده از روش حداقل مربعات معمولي صحيح شده (COLS) محاسبه شد و اثر عوامل مختلف بر كارايي واحدها به روش تجزيه واريانس يك طرفه و آزمون دانكن مورد بررسي قرار گرفت. ميانگين كارايي فني كل واحدهاي مطالعه شده 48 درصد بود كه نشان دهنده عدم كارايي قابل توجهي در مديريت اين بخش توليدي مي باشد و به تدريج كه به ظرفيت واحدها اضافه مي شود، كارايي فني آنها كاهش مي يابد والي اختلاف كارايي فني بين گروه هاي ظرفيتي مختلف معني دار نبود و عواملي چون استان، نحوه اشتغال مدير و ميزان سواد مدير بر كارايي فني واحد پرواربندي تاثير معني دار نشان داد.
کليدواژگان: پروار بندي گوساله ، تابع توليد ، كارآيي فني
| | |
 | رشد و نمو سه گونه يونجه يكساله در دماهاي مختلف منطقه ريشه و دماي پائين هوا مجيد اميني دهقي ، سيدعلي محمد مدرس ثانوي ص 185
چکيده | | به منظور بررسي تاثير دماي پايين هوا و دماهاي مختلف منطقه ريشه بر روي رشد و نمو، عملكرد و اجزاي عملكرد گونه هاي يونجه يك ساله، آزمايشي در تابستان 1380 در شرايط كنترل شده اتاقك رشد (در موسسه تحقيقات جنگل ها و مراتع كشور) با دماي 10.15 درجه سانتي گراد روز / شب انجام گرفت. در اين آزمايش از سه گونه يونجه يك ساله M. radiata، Medicago polymorpha و M. rigidula كه با مناطق سرد و معتدله سازگاري دارند استفاده گرديد. دماي منطقه ريشه در چهار سطح 5، 10، 15 و 20 درجه سانتي گراد، منظور شد. آزمايش به صورت فاكتوريل در قالب بلوك هاي كاملا تصادفي با سه تكرار انجام گرفت. نتايج نشان داد كه گونه ها از لحاظ توليد ماده خشك و اجزاي عملكرد تفاوت معني داري داشته و گونه M. rigidula نسبت به گونه هاي ديگر از نظر ميزان ماده خشك برگ، ساقه و ريشه، ارتفاع بوته، طول ريشه، نسبت برگ و ساقه به ريشه، نسبت به برگ به ساقه و سطح برگ برتر بوده و عملكرد بيشتري دارد. در دماي 5 درجه سانتي گراد در محيط ريشه، عملكرد و اجزاي عملكرد كاهش قابل توجهي پيدا نمود. افزايش دماي منطقه ريشه موجب افزايش ارتفاع بوته، طول ريشه، ميزان ماده خشك ريشه، ساقه و برگ، اختصاص مواد خشك بيشتري به بخش هاي هوائي، افزايش تعداد شاخه، گره ساقه و برگ و گسترش سطح برگ شد. گونه M. rigidula در دماي 20 درجه سانتي گراد منطقه ريشه از لحاظ طول ريشه، ميزان ماده خشك ريشه، ساقه و برگ، نسبت برگ و ساقه به ريشه، نسبت برگ به ساقه، تعداد برگ، سطح برگ و تعداد گره نسبت به ساير تيمارها برتر بود. به طوركلي گونهM. rigidula در دماهاي پايين منطقه ريشه رشد و نمو بهتري نسبت به ديگر گونه ها داشته است.
کليدواژگان: اجزاي عملكرد ، دماي پائين هوا ، دماي منطقه ريشه ، رشد و نمو ، عملكرد ، يونجه يكساله
| | |
 | بررسي آماري وقوع سرما و يخبندانهاي بهاره و پاييزه در استان آذربايجانشرقي غلامعلي كمالي ، فاطمه صحرائيان ص 197
چکيده | | رشد و توسعه گياهان در هر منطقه تابعي از شرايط آب و هوايي به ويژه تغييرات دماي آن ناحيه است. آستانه تحمل گياهان در مقابل دماهاي حداقل محدود است و همه ساله خسارات گسترده اي از طريق سرما و يخبندان به توليدات كشاورزي كشور وارد مي آيد. شناخت و پيش بيني هاي به موقع زماني و مكاني وقوع سرما و يخبندان ها از اساسي ترين تحقيقات هواشناسي كشاورزي است و مي تواند نقش بسيار مهمي را در جهت كاهش خسارات داشته باشد. در اين تحقيق داده هاي دماي حداقل روزانه ايستگاه هاي اهر، تبريز، جلفا، سراب، مراغه و ميانه از استان آذربايجان شرقي در يك دوره اقليمي 47 ساله مورد تحليل آماري قرار گرفت. تحليل تاريخ وقوع اولين سرما و يخبندان هاي پاييزه و آخرين سرما و يخبندان هاي بهاره با احتمالات مختلف مشخص كرد كه اولين يخبندان پاييزه با احتمال %25 در سراب 4 مهرماه، اهر 26 مهرماه، تبريز 13 آبان ماه، جلفا و مراغه 19 آبان ماه و در ميانه 22 آبان ماه است. بررسي ها نشان داد كه وقوع سرما در استان آذربايجان شرقي به نحوي است كه از شمال به جنوب اين تاريخ به تاخير مي افتد. در رابطه با آخرين سرماي بهاره نيز با احتمال %25، 4 فروردين در مراغه، 5 فروردين در ميانه و جلفا، 8 فروردين در تبريز، 18 فروردين ماه در اهر و 11 ارديبهشت ماه در سراب يخبندان اتفاق مي افتد. بررسي تعداد روزهاي يخبندان مشخص كرد كه در بين ايستگاه هاي مطالعاتي در اين استان بيشترين تعداد روزهاي يخبندان با احتمال %25 به ايستگاه سراب با 217 روز و كمترين آن به شهر ميانه با 133 روز تعلق دارد. به طور كلي در قسمت شرق و شمال شرق استان آذربايجان شرقي سرماهاي شديد و يخبندان هاي زود هنگام بيشتر از ساير نقاط استان به وقوع مي پيوندد و عملا طول مدت يخبندان در اين مناطق از ساير نقاط اين استان بيشتر است.
کليدواژگان: آذربايجان شرقي ، آستانه حرارتي ، دوره برگشت ، سرما ، يخبندان
| | |
 | ارزيابي عملكرد و روابط بين برخي خصوصيات پياز خوراكي در نه توده بومي ايراني و يك رقم خارجي مهين رفيعي پور ، سيروس مسيحا ، عليرضا مطلبي آذر ، مصطفي مبلي ص 211
چکيده | | به منظور بررسي خصوصيات فيزيولوژيكي و عملكرد نه توده پياز بومي جمع آوري شده از نقاط مختلف كشور (شامل توده هاي سفيد قم، سفيد كاشان، قرمز آذرشهر، درياچه اصفهان، طارم، قرمز كازرون، كوار، سفيد ابركوه و هوراند) و يك رقم خارجي (يلو سوييت اسپانيش) به همراه بذرهاي حاصل از يك مرحله انتخاب دسته جمعي هر توده و رقم خارجي (به جز توده هوراند) آزمايش با 19 تيمار و چهار تكرار در مزرعه تحقيقاتي دانشكده كشاورزي دانشگاه صنعتي اصفهان در سال 1379 به اجرا درآمد. نتايج نشان داد كه يك بار گزينش، بر صفات مورد مطالعه شامل عملكرد پياز در هكتار و درصد پيازهاي آلوده، ناخالص، ميخي (پيازهايي كه داراي گردن ضخيم و تو پر هستند)، و دو يا چند قلو تاثير معني داري ندارد. بين ژنوتيپ هاي مورد آزمايش از نظر صفات اندازه گيري شده تنوع قابل ملاحظه اي مشاهده شد. در بين توده هاي اوليه پيازدهي در توده كوار زودتر و در توده طارم ديرتر شروع گرديد. رقم يلو سوييت اسپانيش بزرگترين و توده طارم كوچكترين نسبت پيازدهي را داشتند. توده كوار كمترين و توده طارم بيشترين درصد پيازهاي ميخي را دارا بودند. توده قرمز كازرون بالاترين عملكرد در هكتار را دارا بود، ليكن با توده هاي سفيد قم، قرمز آذرشهر، سفيد ابركوه و رقم يلو سوييت اسپانيش تفاوت معني داري نشان نداد. رقم يلو سوييت اسپانيش داراي كمترين و توده سفيد قم داراي بيشترين درصد پيازهاي دو يا چند قلو بودند. نتايج مربوط به برآورد ضرايب همبستگي بين صفات نشان داد كه نسبت پيازدهي با تعداد روز تا شروع پيازدهي، تعداد كل برگ در بوته و ارتفاع بوته همبستگي منفي و معني داري دارد. همبستگي مثبت عملكرد پياز در هكتار با وزن تر بوته نيز مشاهده شد. توده هاي اوليه بر اساس تجزيه خوشه اي در سه گروه قرار گرفتند. با توجه به دسترس به داده هاي دو سال قبل تجزيه مركب براي عملكرد پياز نيز انجام شد. بر اساس اين تجزيه مركب، بالاترين عملكرد پياز در هكتار در توده سفيد ابركوه بود. همچنين اين توده نسبت به ساير توده ها از پايداري عملكرد بيشتري برخوردار بود.
کليدواژگان: پياز ، توده بومي ، توليد پياز ، ژنوتيپ ، عملكرد ، همبستگي بين صفات
| | |
 | توصيف افت عملكرد سويا با استفاده از تراكم و بيوماس سورگوم يعقوب راعي ، عزيز جوانشير ، كاظم قاسمي گلعذاني ، هوشنگ آلياري ، ابوالقاسم محمدي ، رئوف سيدشريفي ص 227
چکيده | | به منظور ارزيابي نقش تراكم و بيوماس سورگوم در توصيف افت عملكرد سويا آزمايشي در سال هاي 1381 و 1382 در مزرعه تحقيقاتي دانشكده كشاورزي دانشگاه تبريز انجام گرديد. آزمايش به صورت فاكتوريل، در قالب طرح پايه بلوك هاي كامل تصادفي در سه تكرار پياده شد. فاكتور اول شامل تراكم سويا در چهار سطح (تراكم هاي سويا) و فاكتور دوم شامل تراكم سورگوم در چهار سطح (سطوح تراكم) بود. الگوي كاشت به روش افزايشي بود. نتايج نشان داد كه در هر دو سال آزمايش، با افزايش تراكم سورگوم، در تمامي تراكم هاي سويا، افت عملكرد سويا افزايش يافت. به طوري كه با افزايش تراكم سورگوم از 4 بوته در متر مربع به 12 بوته در متر مربع، ميانگين افت عملكرد در دو سال آزمايش از 30 درصد به 67 درصد رسيد. افت عملكرد در سال دوم آزمايش در تمامي تراكم ها بيشتر از سال اول بود. از بين تراكم هاي سويا، تراكم هاي 20 و 50 بوته در متر مربع به ترتيب حداقل و حداكثر افت عملكرد را داشتند. افزايش بيوماس سورگوم نيز، افت عملكرد سويا را افزايش داد. به طوري كه با افزايش بيوماس سورگوم از 400 به 1400 گرم در متر مربع، ميانگين درصد افت عملكرد در دو سال آزمايش، از 28 درصد به 72 درصد افزايش يافت. مقايسه دو پارامتر تراكم و بيوماس علف هرز سورگوم در توصيف درصد افت عملكرد نشان داد كه تراكم، پارامتر بهبودي نسبت به بيوماس، براي توصيف افت عملكرد سويا مي باشد.
کليدواژگان: تراكم و بيوماس ، سورگوم ، سويا ، عملكرد دانه
| | |
 | اثر ساكارز و تركيب هورموني محيط كشت بر حساسيت سويا به علفكش هاي گلايفوسيت و متريبوزين و تعيين دامنه حساسيت در شرايط اين ويترو احمد شريفي ، عبدالرضا باقري ، سعيد رضا وصال ص 239
چکيده | | كشت اين ويتروي گياهان يكي از ابزارهاي كارآمد جهت گزينش لاين هاي مقاوم به انواع تنش ها محسوب مي شود و اولين قدم در راه توليد لاين هاي سلولي مقاوم به علف كش، معرفي محيط كشت مناسب جهت گزينش اين لاين ها است. در بين تركيبات محيط كشت، ساكارز و تنظيم كننده هاي رشد از مهمترين تركيبات موثر بر بيان اثر علفكش ها هستند. در همين راستا آزمايشي جهت بررسي اثر مقادير مختلف ساكارز و نوع تركيب هورموني محيط كشت بر حساسيت ريز نمونه هاي سويا به علف كش هاي متريبوزين و گلايفوسيت و معرفي محيط كشت مناسب جهت گزينش لاين هاي سلولي مقاوم و در مرحله بعد تعيين دامنه حساسيت سويا به اين علفكش ها در سطح اين ويترو و معرفي دز مناسب گزينشي انجام شد. نتايج اولين آزمايش نشان داد كه به علت تاثير گذار بودن اين دو علف كش بر سيستم فتوسنتزي، تركيب هورموني كه كلروفيل سازي را در ريزنمونه ها تحريك كند موجب گزينش مناسب لاين هاي سلولي مي شود. در اين آزمايش، محيط كشت حاوي BA محرك كلروفيل سازي و محيط كشت حاوي 2،4-D و كينتين بازدارنده كلروفيل سازي ريز نمونه ها براي چهل روز اول كشت معرفي شد. همچنين، ساكارز به عنوان منبع تامين كننده كربن و انرژي مورد نياز ريز نمونه ها بر حساسيت ريز نمونه ها به علف كش هاي مورد بررسي موثر بود و اثر علف كشي اين علف كش ها را كاهش داد. نتايج اين آزمايش نشان داد كه جهت گزينش مناسب، مقدار يك درصد ساكارز مناسب است. در آزمايش تعيين دامنه حساسيت سويا به اين علف كش ها، مقادير بين يك تا صد ميلي گرم در ليتر ماده موثره به عنوان بهترين دامنه و جهت گزينش لاين هاي سلولي مقاوم به علف كش هاي متريبوزين و گلايفوسيت به ترتيب مقادير 111.4 و 31.7 ميلي گرم در ليتر ماده موثره اين علف كش ها توصيه شد.
کليدواژگان: تنوع سوماكلونال ، سويا ، كشت اين ويترو ، گلايفوسيت ، متريبوزين ، D-4 , 2
| | |
 | بررسي وضعيت عناصر سنگين در عسل ، گرده و بدن زنبوران بالغ زنبورداري هاي استان تهران رسول بحريني ، سيداحمد ميرهادي ، سيدداوود جواهري ، مصطفي طالبي ص 247
چکيده | | آلودگي به عناصر سنگين از فعاليت هاي انساني سرچشمه گرفته و علاوه بر اثرات سو بر محيط زيست، فرآورده هاي زنبور عسل را نيز آلوده مي سازند. عناصر سنگين به همراه عسل، گرده و موم مي تواند وارد چرخه غذايي انسان شود كه تبعات نامطلوبي را در بر خواهد داشت. در اين بررسي 18 نمونه عسل، گرده و زنبوران بالغ از مناطق شهر كرج، طالقان، جاده چالوس، فيروزكوه، دماوند، شهر تهران، اوشان، ميگون، لواسانات و اشتهارد در استان تهران جمع آوري و احتمال وجود عناصر سنگين كبالت (Co)، روي (Zn)، مس (Cu)، سرب (Pb)، كادميوم (Cd) و آرسنيك (As) در آنان بررسي گرديد. نيم گرم از نمونه هاي خشك شده در 5 ميلي ليتر اسيد نيتريك خالص حل و در نهايت هر نمونه با آب مقطر به حجم 25 ميلي ليتر رسيد و سپس عناصر آنها از نظر كمي در حد ppm توسط دستگاه ICP-AES تعيين گرديدند. نتايج نشان داد كه سرب، كادميوم، آرسنيك و كبالت در نمونه ها در وضعيت زير حد تشخيص دستگاه قرار داشتند. ولي براي عنصر روي كمترين مقدار در نمونه عسل اوشان (0.033±0.006 ppm) و بيشترين مقدار در نمونه زنبوران بالغ فيروزكوه (2.34±0.057 ppm)، و براي عنصر مس كمترين مقدار در نمونه عسل فيروزكوه (0.357±0.010 ppm) و بيشترين مقدار در نمونه زنبوران بالغ فيروزكوه (0.840±0.005 ppm) مشاهده گرديد. به طوركلي بدن زنبوران بالغ نسبت به گرده و عسل آلودگي بيشتري داشتند لذا استنباط مي شود كه با نمونه برداري از زنبوران بالغ در يك منطقه مي توان به آلودگي محدوده شعاع پروازي زنبوران عسل به فلزات سنگين پي برد.
کليدواژگان: آلودگي ، استان تهران ، زنبوران عسل بالغ ، عسل ، عناصر سنگين ، گرده
| | |
 | بررسي تركيب پذيري و نوع عمل ژن در صفات تعيين كننده كيفيت در برنج (Oryza sativa) مريم حسيني ، رحيم هنر نژاد ، عليرضا ترنگ ص 253
چکيده | | هشت رقم ايراني و خارجي به صورت طرح داي آلل يك طرفه تلاقي داده شده و والدين تلاقي ها به همراه نتايج F1 در قالب طرح بلوك هاي كامل تصادفي با 3 تكرار كشت شدند، پس از برداشت و هنگامي كه رطوبت بذور به %14 رسيد صفات مرتبط با كيفيت دانه مانند مقدار آميلوز، دماي ژلاتيني شدن، غلظت ژل، طول دانه، عرض دانه، نسبت طول به عرض دانه اندازه گيري شدند. تجزيه واريانس داده ها حاكي از تفاوت معني دار بين ژنوتيپ ها از نظر صفات مورد بررسي بود. هم چنين معني دار بودن تركيب پذيري عمومي و خصوصي در اين ژنوتيپ ها حاكي از وجود اثرات افزايشي و غير افزايشي در كنترل صفات تعيين كننده كيفيت مي باشد. در كنترل ژنتيكي صفات ميزان آميلوز و دماي ژلاتيني شدن سهم اثرات افزايشي بسيار بالا بود. به نظر مي رسد گزينش براي اصلاح اين صفات در جمعيت ها با توجه به سهم نسبتا بالاي اثر افزايشي ژن ها ميسر باشد. صفت عرض دانه بيشتر تحت كنترل اثر غير افزايشي ژن ها بوده و تحليل گرافيكي نيز حاكي از وجود اثرات فوق غالبيت در كنترل اين صفت بود. صفات غلظت ژل، طول دانه و نسبت طول به عرض دانه تحت كنترل اثرات افزايشي و غير افزايشي بوده و سهم واريانس افزايشي در كنترل اين صفات بيشتر از سهم واريانس غير افزايشي به دست آمد.
کليدواژگان: تركيب پذيري ، داي آلل ، صفات كيفي ، عمل ژن ، وراثت پذيري و صفات كيفي
| | |
 | اثرات تراكم بوته و آرايش كاشت بر روي شاخص برداشت ، عملكرد كمي و كيفي بادام زميني حسين راسخ ، جعفر اصغري ، عادل دباغ محمدي نسب ، ناصر صفرزاده ص 269
چکيده | | بمنظور بررسي اثرات تراكم بوته و آرايش كاشت بر روي عملكرد و اجزاي عملكرد و كيفيت محصول بادام زميني آزمايش مزرعهاي در كيانشهر استان گيلان در سال 1381 اجرا گرديد . آزمايش بصورت فاكتوريل در قالب طرح بلوكهاي كامل تصادفي در سه تكرار پياده شد . فاكتور اول شامل آرايش كاشت در دو سطح (آرايش مربعي 1×1 و آرايش مستطيلي 3×1) و فاكتور دوم شامل تراكم كاشت در چهار سطح (30، 53، 83و 148 هزار بوته در هكتار) بودند ...
کليدواژگان: آرايش كاشت ، بادام زميني ، پروتئين ، تراكم ، درصد روغن ، شاخص برداشت ، عملكرد
| | |
 | ويژگيهاي رفتاري زنبور (Trichogramma brassicae (Hym.: Trichogrammatidae روي سه گونه ميزبان در شرايط آزمايشگاه علي اصغر لشگري ، علي اصغر طالبي ، يعقوب فتحي پور ، سعيد محرمي پور ص 279
چکيده | | در اين تحقيق برخي از ويژگيهاي رفتاري زنبور Trichogramma brassicae Bezdenko روي تخم دو ميزبان آزمايشگاهي ، بيد غلات Sitotroga cerealella Oliver و بيد آرد Ephestia kuehniella Zeller و يك ميزبان طبيعي ، Helicoverpa armigera Hubner مورد بررسي قرار گرفت . كليه آزمايشها در شرايط اتاق رشد با دماي 1+25 درجه سانتي گراد ، رطوبت نسبي 5+50 درصد و دوره نوري 14 ساعت روشنايي و 10 ساعت تاريكي انجام شد ...
کليدواژگان: تداخل متقابل ، ترجيح ميزباني ، تريكوگراما ، واكنش تابعي
| | |
 | اثرات تغيير طول دوره نوري بر توليد مثل شب پره هندي (Plodia interpunctella (Hubner) (Lep.: Pyralidae در پرورش روي سه رقم پسته و در دو حالت خام و پرورده محمد شجاع الديني، رضا فرشباف پور آباد، كريم حداد ايراني نژاد، سيد ابوالقاسم محمدي ص 297
چکيده | | اثرات تغيير در طول دوره نوري بر روي طول دوره تخم ريزي، ميزان زادآوري و درصد تفريخ تخم هاي شب پره هندي Plodia interpunctella Hübner. در سه رژيم نوري 16L:8D، 12L:12D و 8L:16D بر روي سه رقم پسته (كله قوچي، احمد آقايي و فندقي) و در دو حالت خام و پرورده در شرايط آزمايشگاهي با دماي 25±1?C و رطوبت نسبي %65±5 مطالعه شد. نتايج به دست آمده نشان داد كه فتوپريود 12L:12D نسبت به دو فتوپريود ديگر باعث كاهش معني دار تخم ريزي حشرات كامل ماده مي شود و تغذيه از مغز پسته رقم فندقي در هر دو حالت خام و پرورده بيشترين ميزان زادآوري را نسبت به ارقام كله قوچي و احمد آقايي تامين كرده است. همچنين پروردگي دانه هاي پسته احتمالا از طريق تغيير در سختي و يا كيفيت غذايي دانه ها باعث كاهش قابل توجه تخم ريزي، افزايش طول دوره رشدي و كاهش ميزان زادآوري شب پره هندي گرديد.
کليدواژگان: ارقام پسته ، حالت دانه ، طول دوره نوري ، Plodia interpunctella
| | |
 | بررسي آزمايشگاهي برخي ويژگيهاي زيستي بالتوري سبز : (Chrysoperla carnea Stephans (Neuro Chrysopidae در تغذيه از شته مومي كلم (Brevicoryne brassicae L. (Hom.: Aphididae پرورش يافته روي دو رقم كلزاي متداول كشت در استان كرمان حميد رحيم زاده بهزادي ، كريم حداد ايراني نژاد ، شهرزاد ايراني پور ص 307
چکيده | | به منظور بررسي اثر تغذيه مراحل مختلف زيستي بالتوري سبز از مراحل مختلف نشو و نمايي شته مومي كلم Brevicoryne brassicae L. بر روي برخي ويژگي هاي زيستي بالتوري سبز از جمله ميزان تغذيه سنين مختلف لاروي بالتوري سبز از سنين مختلف پورگي شته مومي كلم، طول مراحل مختلف نشو و نمايي، ميزان زادآوري، نسبت جنسي و ميزان مرگ و مير، شته مومي كلم بر روي دو رقم كلزا به نام هاي هايولا 308 و هايولا 401 و در شرايط گلخانه اي در دماي 25±1 درجه سانتي گراد، رطوبت نسبي 60±10 درصد و دوره روشنايي 16L : 8D پرورش يافت. قبل از آلوده سازي گياهان كلزا، شته ها چندين نسل بر روي گياه كلم پيچ (Brassica oleraceae var. capitata) پرورش داده شدند. آلوده سازي گياهان در شروع مرحله گلدهي گياه كلزا و توسط 20 عدد از پوره هاي سنين اول و دوم شته مومي به ازاي هر گياه صورت گرفت. حشرات كامل بالتوري سبز Chrysoperla carnea بر روي شته سبز هلو (Myzus persicae) در شرايط دمايي 25±1?C و رطوبت نسبي 60±5 درصد و دوره روشنايي 16L : 8D پرورش داده شدند كه پس از تكميل يك نسل تخم هاي حاصل از آن جهت آزمايشات اصلي مورد استفاده قرار گرفتند. نتايج حاصله نشان داد كه نوع رقم گياه كلزا در ميزان تغذيه لاروهاي بالتوري سبز از پوره هاي شته مومي كلم موثر است كه اين اختلاف در ميزان تغذيه مي تواند ناشي از متفاوت بودن تركيبات گياهي دو رقم و نتيجتا همولنف شته هاي تغذيه كرده از آنها باشد. همچنين مشخص گرديد كه ميزان تغذيه سنين مختلف لاروي بالتوري سبز از مراحل مختلف نشو و نمايي شته مومي كلم نيز متفاوت است و اين اختلاف مي تواند ناشي از متفاوت بودن خصوصيات مرفولوژيكي شته مومي كلم در سنين مختلف باشد. طول مراحل لاروي، شفيرگي و طول عمر حشرات كامل بالتوري سبز در تغذيه از شته هاي مومي پرورش يافته بر روي رقم هايولا 308 همواره كمتر از رقم هايولا 401 بود و در بين سنين مختلف لاروي، لاروهاي سن سوم و دوم به ترتيب بيشترين و كمترين طول مدت زمان لاروي را به خود اختصاص دادند. حشرات كامل منتج از رقم هايولا 308 در مقايسه با رقم هايولا 401 تعداد تخم بيشتري گذاشتند. همچنين مشخص شد كه نسبت جنسي حشرات كامل بالتوري سبز حاصله از لاروهاي تغذيه كرده از شته مومي كلم، پرورش يافته بر روي رقم هايولا 308، نسبت به رقم هايولا 401 بيشتر به نفع ماده ها است. مضافا بر اين كه ميزان مرگ و مير مراحل نابالغ بالتوري سبز در تغذيه از شته هاي پرورش يافته بر روي رقم هايولا 308 همواره كمتر از رقم هايولا 401 بود.
کليدواژگان: شرايط آزمايشگاهي ، كلزا ، ويژگيهاي زيستي Chrysoperla carnea , Brevicoryne brassicae L
| | |
تعداد صفحات: 358 صفحه قيمت: 5000 ريال تاريخ انتشار: 11/7/85 تلفن: 3392037 (0411)
تاريخ درج در سايت: 18/7/85
شمار بازديدکنندگان اين شماره: 1895
|
|
|
|
|
| راهنمای
موضوعی نشريات |
|
اين نشريه در گروه(های) زير
قرار گرفته است:
1 كشاورزي
|
|
|