|
|
|
|
فصلنامه دانش كشاورزي
فصلنامه علوم كشاورزي به زبان فارسي و چكيده به انگليسي
سال هفدهم، شماره 4 (پياپي 68)، زمستان 1386
|
|
|
|
|
|
 | تحليل و تعميم معادلههاي مرﺣﻠﺔ رده بندي نماﻳﺔ خشکسالي پالمر الف. ملاحظات نظري عليرضا سلطاني ، سيف ا... امين ص 1
چکيده | | نمايه پالمر، نقطه تحولي در سير تکاملي روش هاي کمي سازي شدت خشکسالي به شمار مي رود که علي رغم گذشت حدود چهار دهه و ارائه نمايه هاي مختلف، دارا بودن ويژگي ها و رويه محاسباتي خاص، همچنان لزوم بهره برداري از آن را توجيه مي نمايد. اين نمايه عموماً با بحث بيلان آبي در تخمين انحراف رطوبتي يک منطقه، شناخته مي شود، درحالي که روش رده بندي منحصر به فرد آن، بعضاً با اشاره هاي اجمالي و برداشت هاي غيردقيق مواجه بوده است. بر همين اساس، بررسي و تعميم معادلههاي رده بندي يا بخش تحليل شدت و مدت وقايع خشکسالي و ترسالي نمايه پالمر، ضرورتي اساسي براي اهداف علمي و کاربردي محسوب مي شود. اين موضوع به منظور بهره مندي بيشتر از ظرفيت هاي ممتاز روش رده بندي مذکور، مورد توجه اين مقاله قرار گرفت. يافته هاي اين پژوهش را مي توان در عناوين ذيل خلاصه نمود: 1) تعيين ساختار کلي معادله شدت با معرفي عامل جديد شدت خنثي؛ 2) ارائه تحليلي استخراج اين معادله براي هر دو وجه كمبود يا مازاد رطوبت، که در تعديل منطقه اي ضرائب دوام دوره مورد نياز است؛ 3) تبيين تأثير قالب رده بندي بر عوامل دوام دوره و بر تحليل شروع و خاتمه وقايع، و فراهم نمودن امكان ارائه ديدگاه هاي تازه و پيشنهاد اصولي درمورد اين قالب؛ 4) تشريح روند نسبتاً پيچيده پيمايش معکوس و مهياساختن زمينه بکارگيري آن حتي در مواردي بجز نمايه پالمر؛ 5) زمينه سازي براي افزايش بهره گيري صحيح تر اين رويه و گسترش ظرفيت توسعه و اصلاح يا تکميل آن. کليدواژگان: پيمايش معكوس، ردهبندي نمايه، شدت و مدت خشكسالي، نمايه پالمر، نمايه خشكسالي
| | |
 | تغييرات فشارمتوسط دراطراف بلوکهاي پاي تنداب حوضچه آرامش ساف(SAF) جوادفرهودي ص 17
چکيده | | احداث حوضچه هاي آرامش در پاياب سازه هاي آبي يکي از راه هاي ممکن ومعمولي است که براي كاهش واتلاف انرژي جريان فوق بحراني خروجي آز آنها طراحي و اجرا مي گردد. طول حوضچه هاو هزينه ساخت آنها عوامل مهمي است که در طراحي اين سازه ها مورد توجه قرار مي گيرند . بدون شک حوضچه هاي کوتاهتراز نظر معيارهاي فوق مناسب تر مي با شند كه به علت کوتاهي طول آنها و تلاطم شديد جريان در حوضچه از راندمان اتلاف انرژي بسيار بالابرخوردار خواهند بود. عموما معيارهاي طراحي براي تامين پايداري اين سازه ها مبتني بر مشخصه هاي ميانگين جريان نظير سرعت متوسط و فشار هيدروستاتيك مي باشند. عليرغم تحقيقات انجام شده توسط محققين گذشته بنظر مي رسد كه فرض فشار هيدروستاتيك در طراحي حوضچه هاي متراكم نظيرحوضچه آرامش ساف (اس- آ- اف) بويژه طراحي ضمايم آن، نمي تواند از سطح اعتماد بالايي برخوردار باشد.در اين تحقيق با احداث يك حوضچه آرامش از نوع ساف در يك فلوم آزمايشگاهي و استفاده از ابزاردقيق، فشار متوسط موثر در اطراف بلوک هاي پاي تنداب اندازه گيري ومورد تجزيه وتحليل قرارگرفته است. نتايج تحقيق نشان ميدهد كه فشار متوسط در وجوه بلوك از توزيع هيدروستاتيك تبعيت ننموده و با عدد فرود جريان فوق بحراني ورودي به جوضچه رابطه كاهشي وبا درجه استغراق (مطابق پيش بيني ) رابطه مستقيم دارد. لازم به توضيح است كه تغييرات فشار متوسط دروجوه مختلف بلوك ها از روند يكسان برخوردار نبوده ولازم است بطور مجزا مورد بررسي و در طراحي ها مورد توجه قرارگيرد.
کليدواژگان: بلوك پاي تنداب، حوضچه ساف، درجه استغراق، ضريب فشار متوسط
| | |
 | بررسي منابع ايجاد مخاطره در توليد محصولات كشاورزي : مطالعه موردي توليد مركبات در استان فارس جواد تركماني ، آيت اله كرمي ص 31
چکيده | | ريسك بر فرايند تصميم گيري بهره برداران كشاورزي تأثير دارد و از عمده ترين عوامل تعيين كننده سرعت انتشار فن آوريهاي نوين در بين آنها است. لذا، شناخت منابع ايجاد ريسك و عوامل مؤثر بر آن مي تواند راهنماي مناسبي براي استفاده از فن آوري هاي مناسب در كشاورزي باشد. در اين مطالعه منابع مختلف ايجاد مخاطره از نظر مركبات كاران شهرستان جهرم در استان فارس مورد بررسي قرار گرفت. به منظور شناسايي عوامل مؤثر بر تلقي از ريسك بهره برداران از مدل پروبيت طبقه بندي شده استفاده شد. اين مدل با روش حداكثر درستنمايي برآورد گرديد. نتايج حاصل از اين مطالعه نشان داد كه دسترسي به آب و سرمازدگي محصول مهم ترين منابع ايجاد ريسک در بين بهره برداران مركبات كار است. همچنين، نتايج حاكي از آن بود كه سطح زيركشت باغات، دريافت وام سرمايه اي و شركت در كلاس هاي ترويجي داراي رابطه اي منفي و معني دار با منبع ريسكي دسترسي به آب است. در حالي كه، سطح زيركشت، پذيرش بيمه محصول در مقابل سرمازدگي، دريافت وام سرمايه اي و شركت در كلاسهاي ترويجي داراي رابطه منفي و معني داري با منبع ريسكي سرمازدگي محصول بود. با توجه به نتايج اين تحقيق، نقش دولت در زمينه بهبود و توسعه آموزش هاي ترويجي و فراهم نمودن تسهيلات لازم براي دريافت وام كه مي تواند منجر به بهبود تكنولوژي در توليد و كاهش ريسك گردد آشكار است. لذا در اين خصوص پيشنهاد مي شود كه دولت سرمايه گذاري لازم را انجام دهد، از طرف ديگر افزايش سطح زير كشت منجر به كاهش ريسك مي گردد، لذا يكپارچه سازي اراضي باعث سرمايه گذاري بيشتر در تكنولوژي هاي كم آبياري و ساير تكنولوژي ها خواهد شد.
کليدواژگان: استنباط از ريسک، پروبيت طبقه بندي شده، منابع ايجاد مخاطره
| | |
 | تاثير هدايت الكتريكي محلول هاي غذايي روي رشد رويشي، غلظت و ترکيبات اسانس نعناع فلفلي (Mentha piperita var officinalis) در آبکشت محمد جواد نظري دلجو، سيد جلال طباطبايي ، سعيد زهتاب سلماسي ص 43
چکيده | | به منظور بررسي تاثير هدايت الکتريکي (EC) محلول غذايي بر روي رشد ونمو، غلظت و ترکيب اسانس گياه نعناع فلفلي (Mentha piperita var officinalis) و نيز معرفي فرمول غذايي مناسب، آزمايشي در قالب طرح بلوک هاي کامل تصادفي در چهار سطح EC محلول غذايي (6/5 و8/2، 4/1، 7/0 دسي زيمنس بر متر) و در سه تکرار در محيط آبکشت انجام گرفت. بر اساس نتايج اين آزمايش رشد و نمو گياه، شامل وزن تر و خشک به طور معني داري تحت تاثير EC محلول غذايي قرار گرفت (01/0≥P). بيشترين وزن تر وخشک بوته در تيمار EC1.4 اتفاق افتاد. در تيمار EC5.6، کاهش 40 درصدي در بيوماس بوته نسبت به تيمار EC1.4 مشاهده شد. تاثير EC محلول غذايي بر روي غلظت فسفر و پتاسيم برگ ها معني دار (05/0≥P)، ولي بر غلظت نيتروژن معني دار نبود. درصد اسانس نيز به طور معني داري تحت تاثير EC قرار گرفت (05/0≥P). بيشترين درصد اسانس درتيمار EC1.4 وكمترين آن درتيمارهاي EC5.6 و EC0.7مشاهده گرديد. عمده ترين ترکيبات اسانس در تمامي تيمارها شامل منتون، منتول و منتوفوران بود. روند تغييرات تركيبات اسانس در تيمارها متفاوت بودند. منتون از تيمار EC1.4 به بعد روندي كاهشي ولي منتول و پولگون روندي افزايشي داشتند. به علاوه با افزايش EC محلول غذايي تركيبات سزكوئي ترپن، نظير بتاكاريوفيلن و بتاكوببن در اسانس افزايش يافت. بر اساس نتايج بدست آمده EC محلول غذايي 4/1 دسي زيمنس بر متر را در آبکشت مي توان براي توليد نعناع فلفلي بکار برد.
کليدواژگان: آبكشت، اسانس، محلول غذايي، نعناع فلفلي
| | |
 | بررسي اثرات كلريد سديم و كلسيم بر توليد ماده خشك،روابط آبي، انباشت تركيبات معدني و آلي در دو ژنوتيپ حساس و متحمل گندم سليمان محمدي، اسلام مجيدي هروان، نيراعظم خوش خلق سيما، قربان نور محمدي ، عباس سعيدي ص 53
چکيده | | تأثير تنش شوري روي گياه شامل كاهش پتانسيل آب، برهم زدن تعادل يوني، و سميت املاح خاص مي باشد. كلسيم كافي تحت تنش شوري مي تواند مقدار برداشت سديم را كاهش دهد و با كاهش نسبت سديم به پتاسيم شرايط رشد را براي گياه مناسب تر سازد. به منظور بررسي اثرات شوري بر روي صفات فيزيولوژيكي و نقش كلسيم در افزايش تحمل به شوري در گندم، آزمايشي با دو ژنوتيپ متحمل(ژنوتيپ 12) و حساس به شوري(ژنوتيپ 3)، سه سطح شوري: شاهد، 100 و 200 ميلي مولار كلريد سديم و سه سطح کلسيم: شاهد، 5 و 10 ميلي مولار كلريد كلسيم در سه تكرار اجرا گرديد. تيمارهاي شوري به صورت تدريجي اعمال شدند. در 21 روز پس از اعمال تيمار شوري نمونه برداري اندام هوايي انجام گرفت. نتايج نشان داد كه افزايش غلظت كلريدسديم در محيط ريشه موجب كاهش وزن خشك اندام هوايي، سطح برگ، كلسيم اندام هوايي و پتانسيل آب برگ مي شود در مقابل مقدار سديم در اندامهاي فوق الذکر و نيز پرولين برگ افزايش نشان داد. بين دو ژنوتيپ حساس و متحمل به شوري از نظر مقدار سديم اندام هوايي پس از اعمال تيمار شوري اختلاف معني دار وجود داشت و ژنوتيپ شماره 3 مقدار سديم بيشتري به اندام هوايي منتقل كرد. افزودن كلسيم به محيط رشد موجب كاهش اثرات مخرب شوري و افزايش تحمل به شوري در ژنوتيپ هاي گندم شد. براي مثال 10 ميلي مولار كلريدكلسيم همراه با 200 ميلي مولار كلريد سديم در مقايسه با همين سطح شوري به تنهايي، در ژنوتيپ متحمل، نسبت سديم به پتاسيم اندام هوايي ، برگ پرچم و اولين برگ ساقه را کاهش داد ولي کلسيم اندام هوايي، پتانسيل آب مقدار پرولين و وزن خشک اندام هوايي را افزايش داد. چنين استنباط مي شود كه ژنوتيپ متحمل از طريق انتقال كمتر سديم به اندام هوايي، جذب بيشتر كلسيم و پتاسيم، سنتز تركيبات آلي بيشتر و حفظ روابط آبي بالاتر توانسته تحمل به شوري را افزايش دهد. افزودن كلسيم احتمالاً باعث كاهش انتقال سديم به اندام هوايي، بهبود روابط آبي گياه و افزايش پرولين شده و اثرات شوري را كاهش داده و شرايط را براي رشد مساعد تر كرده است. کليدواژگان: پرولين، تحمل به شوري، ژنوتيپ گندم نان، كلريد سديم، كلريدكلسيم، نسبت سديم به پتاسيم
| | |
 | اثرات کم آبي بر روغن و پروتئين دانه سويا بهنام بهتري، کاظم قاسمي گلعذاني، عادل دباغ محمدي نسب، سعيد زهتاب سلماسي ، محمود تورچي ص 65
چکيده | | براي بررسي اثرات محدوديت آب روي ذخيره سازي٬ درصد روغن و پروتئين در بذرهاي سويا، آزمايشي به صورت کرت هاي دوبار خرد شده بر پايه طرح بلوک هاي کامل تصادفي در سه تکرار در سال 1383 در مزرعه تحقيقاتي دانشکده کشاورزي دانشگاه تبريز انجام شد. کرت هاي اصلي به تيمارهاي آبياري (I1٬I2 ٬ I3 و I4٬ به ترتيب آبياري پس از 3±60 ،3±80 ، 3 ±100 و 3±120 ميلي متر تبخير از تشتک تبخير کلاس A ) و کرت هاي فرعي به دو رقم سويا (زان و هاک) و کرت هاي فرعي فرعي براي مراحل برداشت با فواصل شش روز از يکديگر اختصاص داده شد. نتايج نشان داد که درصد روغن و پروتئين دانه هاي سويا در برداشت هاي مختلف به طور معني دار تحت تاثير کمبود آب قرار نگرفت. ولي با افزايش شدت کم آبي توليد روغن و پروتئين در واحد سطح کاهش پيدا کرد. با افزايش ميانگين وزن دانه، درصد روغن کاهش و درصد پروتئين افزايش يافت. در کل نتيجه گيري شد که توليد روغن وپروتئين سويا در واحد سطح تحت شرايط آبياري کامل و محدود را مي توان با افزايش عملکرد دانه از طريق انتخاب واريته هاي پر محصول بهبود بخشيد.
کليدواژگان: پروتئين ، روغن، سويا، عملکرد دانه، کمبود آب
| | |
 | بررسي برخي ويژگي هاي زراعي ذرت (Zea mays L.) در کشت مخلوط با کدوي تخمه کاغذي (Cucurbita pepo var styriaca) محمودخرمي وفا ، عادل دباغ محمدي نسب ، سعيد زهتاب سلماسي ، عزيزجوانشير ، سيد ابولقاسم محمدي ص 75
چکيده | | به منظور بررسي برخي ويژگي هاي زراعي ذرت در کشت مخلوط آن با کدوي تخمه کاغذي، ، يك آزمايش مزرعه اي با استفاده از روش افزايشي در دو سال (سال هاي زراعي 1382 و 1383) در منطقه كرمانشاه، انجام گرفت. آزمايش به صورت فاكتوريل و در قالب طرح بلوک هاي كامل تصادفي با سه تكرار به اجرا درآمد. فاکتورها عبارت بودند از تراكم ذرت (5، 6 و 7 بوته در متر مربع) و تراكم كدوي تخمه كاغذي (صفر، 1، 2 و 3 بوته در متر مربع). اگرچه در هر دو سال آزمايش، بدنبال افزايش تراكم ذرت در کشت خالص، عملكرد دانه بطور معني داري افزايش يافت، ولي روند آن در دو سال مشابه نبود. در کشت هاي مخلوط، افزايش تراكم كدوي تخمه كاغذي تا دو بوته در متر مربع، تاثير معني داري بر عملكرد دانه ذرت نداشت، ولي افزايش بيشتر موجب كاهش معني دار عملكرد نسبت به کشت خالص ذرت شد. کشت مخلوط با کدوي تخمه کاغذي، تاثير معني داري بر وزن هزار دانه ذرت نداشت. تعداد دانه در بلال بيشتر از ساير اجزاي عملکرد تحت تاثير کشت مخلوط با کدوي تخمه کاغذي قرار گرفت و مانند کشت هاي خالص، با افزايش تراکم ذرت، رو به کاهش نهاد. کشت کدوي تخمه کاغذي در بين رديف هاي ذرت، تاثير معني داري بر وزن بلال، برگ، ساقه و بيوماس کل و همچنين شاخص برداشت نداشت.
کليدواژگان: ذرت, كدوي تخم كاغذي, كشت مخلوط, عملكرد و اجزاي عملكرد
| | |
 | اثرات تاريخ كاشت و تراكم كاشت برعملكرد و اجزاي عملكرد لاين هاي سويا محمد رضائي ص 87
چکيده | | به منظور بررسي اثرات تاريخ و تراكم كاشت بر عملكرد دو لاين پيشرفته سويا تحقيقي در قالب آزمايش فاكتوريل با طرح پايه بلوك هاي كامل تصادفي با 3 تكرار طي سالهاي 81-1380 در ايستگاه تحقيقات كشاورزي مياندوآب به مورد اجرا گذاشته شد. فاكتور تاريخ كاشت در سه تاريخ (1/2 P1 = ،15/2P2 = و30/2 P3 = ) و تراكم بوته در سه سطح (30D1= ، 40 D2= و 50D3 = بوته در متر مربع) با دو لاين پيشرفته سويا حاصل از تلاقي (Williams x Collombus) و (Williams x Chippewa) در نظر گرفته شدند. تجزيه مركب عملكرد دانه در دو سال اجراي آزمايش نشان داد كه اثر تاريخ کاشت، سال * تاريخ کاشت، تراکم کاشت، تراکم کاشت * لاين ، لاين و لاين * تاريخ کاشت * سال بر عملکرد دانه معني دار است. در تراكم 50 بوته در مترمربع بيشترين عملكرد دانه با لاين حاصل از تلاقي Williams x Chippewa برابر 866/2 تن در هكتار به دست آمد. بيشترين عملكرد دانه (3667 كيلوگرم در هكتار) در تاريخ كاشت P2 با لاين حاصل از تلاقي Williams x Chippwa در سال دوم حاصل گرديد. در كل مي توان چنين نتيجه گرفت كه لاين حاصل از تلاقي Williams x Chippwa عملكردي بيشتر از لاين ديگر داشت و تاريخ كاشت دوم يعني پانزدهم ارديبهشت با تراكم 50 بوته در متر مربع با لاين حاصل از تلاقي Williams x Chippwa نسبت به ساير تيمارها عملكرد دانه بالاتري توليد نمود.
کليدواژگان: تاريخ كاشت، تراكم كاشت، لاين هاي پيشرفته، عملكرد دانه
| | |
 | استفاده از ضرايب عليت ژنتيکي براي تهيه شاخص هاي گزينشي بهينه و پايه در برنج مريم فضلعلي پور، بابک ربيعي، حبيب اله سميع زاده لاهيجي ، حسين رحيم سروش ص 97
چکيده | | عملکرد دانه و بسياري از صفاتي که در گياهان و جانوران داراي اهميت اقتصادي مي باشند، به صورت کمي به توارث مي رسند و با روش انتخاب مستقيم پيشرفت چنداني در بهبود آنها حاصل نمي شود. يکي از روش هاي موثر انتخاب غيرمستقيم جهت بهبود عملکرد دانه به همراه صفات مؤثر بر آن، استفاده از شاخص هاي انتخاب مي باشد. در اين تحقيق، 109 گياه F2 حاصل از تلاقي بين ارقام هاشمي و کادوس، به منظور ارايه شاخص هاي گزينشي مناسب براي اصلاح عملکرد و صفات مرتبط با آن، در مزرعه تحقيقاتي مؤسسه تحقيقات برنج کشور (رشت) مورد ارزيابي قرار گرفتند. صفات مورد مطالعه شامل تعداد روز تا رسيدگي کامل، ارتفاع بوته، طول خوشه، طول برگ پرچم، عرض برگ پرچم، تعداد خوشه، تعداد دانه پر در خوشه، تعداد کل دانه در خوشه، وزن صد دانه، عملکرد دانه در واحد بوته، عملکرد بيولوژيک، شاخص برداشت، طول دانه و عرض دانه بود. نتايج حاصل نشان داد که در بين صفات اندازه گيري شده، عملکرد بيولوژيک و عرض برگ پرچم به ترتيب بيشترين و کمترين ميزان وراثت پذيري عمومي را به خود اختصاص دادند. عملکرد دانه با صفات تعداد دانه پر در خوشه، عملکرد بيولوژيک، شاخص برداشت، تعداد کل دانه در خوشه، تعداد خوشه، طول برگ پرچم، طول خوشه و عرض دانه همبستگي ژنتيکي مثبت و معني داري داشت. نتايج تجزيه عليت نشان داد که عملکرد بيولوژيک، شاخص برداشت، تعداد کل دانه در خوشه و عرض برگ پرچم اثرات مستقيم مثبت بر روي عملکرد دانه دارند، در حالي که تعداد روز تا رسيدگي اثر مستقيم منفي با عملکرد دانه نشان داد. براي تهيه شاخص هاي گزينشي مناسب به منظور اصلاح عملکرد و اجزاي آن، ده شاخص گزينشي مختلف بر اساس دو شاخص بهينه و پايه ارزيابي شد. نتايج نشان داد که گزينش بر مبناي صفاتي نظير عملکرد بيولوژيک و شاخص برداشت که به عنوان صفات مؤثر بر عملکرد دانه در تجزيه عليت ژنتيکي مشخص شدند، با توجه به اثرات مستقيم ژنتيکي (ضرايب عليت ژنتيکي) آنها به عنوان ارزش هاي اقتصادي، مي تواند مفيد باشد. در مقابل، براي صفاتي که وراثت پذيري بيشتري از عملکرد داشتند، استفاده از ضرايب همبستگي ژنتيکي آنها به عنوان ارزش هاي اقتصادي مي تواند به شاخص هاي برتر و مناسب جهت اصلاح جمعيت منجر شود. نتايج تحقيق نشان داد که استفاده از هر دو شاخص بهينه و پايه پيشرفت ژنتيکي تقريباً مشابهي براي صفات مورد مطالعه ارايه مي دهند، معذالک استفاده از شاخص پايه به دليل سهولت محاسبات و تفسير نتايج بر شاخص بهينه ارجحيت داشته و پيشنهاد مي گردد.
کليدواژگان: برنج، تجزيه عليت، شاخص هاي گزينشي، عملکرد دانه
| | |
 | فاصله ژنتيکي چهار رنگ لوبياي معموليL.) (Phaseolus vulgaris با کمک صفات مرفولوژيکي و رابطه آن ها با عملکرد آذر محمدي ، محمدرضا بي همتا ، محمود سلوکي ، براتعلي سياسر ، حميدرضا دري ص 113
چکيده | | لوبيا گياه دو لپه اي و ديپلوئيد 22=n2 است. منشاء اوليه آن آمريکاي مرکزي و جنوبي است. جهت تنوع ژنتيکي و رابطه آن با عملکرد چهار رنگ لوبيا (سفيد، قرمز، چيتي و سياه) از طرح بلوک هاي متعادل گروهي در سه تکرار و برخي تجزيه هاي آماري استفاده شد. در تجزيه رگرسيون و عليت پنج صفت در برگيرنده خصوصيات نيام نشان داده شد که وزن نيام و زمان50% نيام دهي به ترتيب با بيشترين مقدار R2( 896/0 و 022/0)، بالاترين اثر مستقيم (917/1 و 621/1-) و بيشترين ميزان همبستگي با عملکرد دانه (909/0 و 667/0-) مهمترين صفات مؤثر بر عملکرد بودند. نتايج تجزيه عامل ها با تعيين 6 عامل پنهان و توجيه 80% تغييرات مؤيد نتايج بالا مي باشد. با تعيين سه گروه مجزا در تجزيه خوشه اي به روش وارد مشخص شد که ارقام سفيد و قرمز بدليل قرابت ژنتيکي بسيار زياد در يک گروه بوده و با ارقام چيتي قرابت نزديک اما با ارقام سياه دورترين فاصله ژنتيکي را دارند.
کليدواژگان: تنوع ژنتيکي ، لوبياچيتي ، لوبيا سفيد ، لوبيا سياه ، لوبيا قرمز
| | |
 | تاثير تغذيه تحريكي پروتئيني و ميزان ذخيره گردۀ كلني هاي زنبور عسل روي برخي رفتارهاي بهداشتي آن عليه كنه واروآ محسن علمي ، غلامحسين طهماسبي، کامبيز ناظرعدل ، سعيد اهري زاد ص 123
چکيده | | به منظور بررسي تاثير ميزان دسترسي زنبوران كارگر به منابع پروتئيني روي رفتارهاي بهداشتي آنها در برابر كنه واروآ، دو آزمايش جداگانه صورت گرفت. آزمايش اول در قالب آزمون t روي ده كلني زنبور عسل در دو گروه پنج تايي انجام شد به طوريكه گروه اول در سه نوبت با کيک جانشين گرده تغذيه ولي گروه دوم به عنوان شاهد تغذيه نشدند. آزمايش دوم با 16 كلني در قالب طرح كاملا تصادفي با چهار سطح مختلف ذخيره گرده(750 باتله ،750 ، 1500 و 3000 سانتي متر) مربع و چهار تكرار انجام شد. در هر دو آزمايش اندازه گيري نظافت گري با جمع آوري و شمارش كنه هاي ريخته شده بر كف كندوها و اندازه گيري ميزان حذف شفيره هاي مرده به روش کشتن شفيره ها با استفاده از انجماد و شمارش تعداد شفيره هاي خارج شده توسط زنبوران کارگر در مقاطع مختلف زماني انجام گرفت. نتايج حاصل از تجزيه و تحليل آماري نشان داد كه در آزمايش اول تغذيه يا عدم تغذيه تحريكي كلني ها با كيك جانشين گرده روي ميزان بروز هيچكدام از صفات مورد اندازه گيري(حذف شفيره ها و نظافت گري) تاثير قابل ملاحظه اي ندارد. در آزمايش دوم نيز ميزان انجام رفتار نظافت گري تحت تاثير ميزان گرده ذخيره اي كلني ها قرار نگرفت ولي از نظر حذف شفيره هاي مرده در 12 ساعت اول شمارش، بين تيمارها اختلاف معني دار وجود داشت(05/0>p). مقايسه ميانگين تيمارها در اين مدت نشان داد كه كلني هاي تيمار شده با حداكثر ذخيره گرده يعني 3000 سانتي متر مربع با ميانگين 13/36% بيشترين و كلني هاي تيمار شده با گرده خيلي كم يعني 750 سانتي متر مربع همراه با تله با ميانگين 30/27% كمترين ميزان حذف شفيره هاي مرده را داشتند.
کليدواژگان: تغذيه تحريكي، حذف شفيره هاي مرده ، زنبور عسل، گرده، نظافت گري
| | |
 | عملکرد آميخته هاي جديد کرم ابريشم ايران در دو فصل بهار و پاييز سيدضياءالدين ميرحسيني، عليرضا صيداوي، ماني غني پور، صغري ويشكايي ، عليرضا بيژن نيا ص 135
چکيده | | عملکرد دوازده آميخته جديد Xinhang1×Koming1، Xinhang1×Koming2 ، Xinhang1×Y ، Xinhang2×Koming1 ، Xinhang2×Koming2 ، Xinhang2×Y ، Xinhang3×Koming1 ، Xinhang3×Koming2 ، Xinhang3×Y ، 101433×Koming1 ، 101433×Koming2 ، 101433×Y و نيز سه آميخته تجاري 31×32 (M)، 103×104 (N) و 107×110 (O) كرم ابريشم در سه دوره پرورشي مشتمل بر دو فصل بهار و پاييز بررسي شد. كليه مراحل تفريخ و پرورش آميخته ها طبق اسلوب و شيوه هاي استاندارد انجام پذيرفت. ساير مراحل و فرايندهاي آزمايش و نيز ركوردگيري صفات مربوطه طبق دستورالعمل و پروتكل هاي استاندارد انجام پذيرفت. آميخته تجاري 31×32 از نظر بيشتر خصوصيات اقتصادي در سطح بسيار بالايي قرار داشت. اثر فصل روي کليه خصوصيات اقتصادي آميخته ها به استثناي درصد قشر پيله به شدت معني دار بود (0001/0P<). اثر نوع آميخته نيز روي تمام خصوصيات معني دار بود. جنس نيز اثر معني داري روي صفات وزن پيله، وزن قشر پيله و درصد قشر پيله داشت (0001/0P<). اثر متقابل فصل و آميخته تنها روي خصوصيت درصد قشر پيله معني دار نبود. در کل دوره هاي پرورشي، وزن پيله توليدي به ازاي ده هزار لارو (6/20133 گرم) در آميخته M بالاترين و در E (3/16421 گرم) پايين ترين بود. بطور کلي نتايج نشان مي دهند که آميخته تجاري 31×32 M)) از نظر بيشتر خصوصيات اقتصادي در سطح بسيار بالايي قرار داشته و از عملکرد مطلوبي برخوردار است. بنابراين، استفاده از آميخته فوق در سطح تجاري بمنظور تهيه تخم نوغان قابل عرضه به نوغانداران در شرايط آب و هوايي منطقه شمال ايران توصيه گرديد. کليدواژگان: آميخته، جنسيت، فصل، عملکرد، کرم ابريشم
| | |
 | تاثير زمان برداشت و زمان تخمير برگ سبز چاي بر روي خصوصيات کيفي چاي سياه رضا حجت انصاری، معظم حسن پور اصيل ، عبدالله حاتم زاده ، بابک ربيعي ، شيوا روفي گری حقيقت ص 143
چکيده | | اين تحقيق به منظور بررسي اثر زمان برداشت و زمان تخمير برگ سبز چاي بر روي خصوصيات کيفي چاي سياه به روش CTC در دو رقم مختلف در دشت در سال زراعي 1383 در مرکز تحقيقات چاي لاهيجان انجام گرديد. درصد تئافلاوين، تئاروبيژن، رنگ کل، شفافيت، تانن و کافئين در دو رقم اميدبخش 100 و هيبريد طبيعي چيني، در زمان هاي برداشت خرداد، مرداد و مهر و در زمان هاي تخمير 30، 60، 90، 120 و 150 دقيقه اندازه گيري شد. براساس نتايج حاصل از اين آزمايش، علاوه بر تفاوت ژنتيكي معني دار ارقام مورد آزمايش در توليد ترکيبات شيميايي ايجاد كننده كيفيت، تغييرات شرايط آب و هوايي در زمان هاي مختلف برداشت و همچنين زمان هاي متفاوت تخمير نيز به صورت معني دار بر روي ميزان تئافلاوين، تئاروبيژن، رنگ كل، شفافيت، تانن و کافئين موثر بود. اين نتايج بيانگر اثر متقابل معني دار رقم × زمان برداشت × زمان تخمير بر روي صفات تعيين كننده كيفيت چاي سياه بود. بر اين اساس، هر رقم در زمان هاي متفاوت برداشت داراي زمان تخمير بهينه خاص خود بود و مي توان با کنترل زمان تخمير تا حد زيادي کيفيت چاي حاصل را افزايش داد. برآورد ضرايب همبستگي بين صفات مورد مطالعه نشان داد كه به استثناي همبستگي بين تئاروبيژن و شفافيت، کافئين و شفافيت و نيز رنگ كل و نسبت تئافلاوين به تئاروبيژن (TF/TR)، همبستگي بين ساير صفات در سطح احتمال 1 درصد معني دار مي باشد. کليدواژگان: چاي سياه، زمان برداشت، کيفيت چاي ، مدت زمان تخمير
| | |
 | ترجيح ميزباني شپشه ي برنج (Sitophilus oryzae L.) نسبت به پنج رقم برنج شمال ايران شهزاد ايراني پور، ماشاءالله بلباسي ، ابراهيم باقري زنوز ص 155
چکيده | | ترجيح غذايي شپشه ي برنج روي پنج رقم بومي و تجاري برنج ايران (گرده، بينام، طارم، ندا و فجر) در دو دماي ثابت 1± 25 و 1±30 درجه ي سانتي گراد، رطوبت نسبي 5±75 درصد و تاريکي مطلق بررسي شد. ميزان جلب شدن حشرات کامل به دانه ها، زاداوري ماده ها (در يک زمان 10 روزه از دوره ي تخمريزي) و دوره ي نشوونما، بين رقمها و دماها مقايسه گرديد. جلب شدن حشرات کامل به دانه ها با ارائه ي دانه هاي برنج به 50 حشره ي کامل تازه خارج شده به مدت يک هفته بررسي شد. داده ها نشان داد که گرده و بينام جلب کننده ترين ارقام بودند چرا که به ترتيب به طور متوسط 07/12 و 72/11 حشره از کل 50 حشره /ظرف/روز (کلاس A) در آنها شمارش شد. از طرف ديگر، رقم فجر تنها 56/6 حشره/ظرف/روز را جلب کرد (کلاس C). زاداورترين ماده ها با ميانگين هاي به ترتيب 73/18، 1/13، 9/9، 47/6 و 23/6 فرزند/ماده به ترتيب روي گرده (کلاس A)، طارم (کلاسB )، ندا (کلاسBC )، فجر و بينام (هر دو کلاس C) پرورش يافتند. دو عامل سن والدين و دما بر تعداد نتاج نر اثر معني داري داشتند در حالي که تعداد نتاج ماده تنها از عامل اول متأثر شد. نسبت جنسي (درصد ماده ها) در دماي 25 درجه ي سانتي گراد در تمام ارقام بيش از دماي30 درجه سانتي گراد بود. زمان نشوونما در دماي 30 درجه به طور معني داري (01/0=α) کوتاهتر از 25 درجه سانتي گراد بود. اين دوره در ارقام مختلف از 53/35 تا 22/40 روز در 30 درجه و از 39/40 تا 3/43 روز در 25 درجه سانتي گراد متغير بود. به نظر مي رسد ارقام فجر و ندا در برابر شپشه ي برنج مقاومت نسبي نشان مي دهند حال آن که ارقام گرده و طارم نسبتاً حساس مي باشند. رقم بينام در دو دماي آزمايش اثرات متفاوتي روي اين آفت نشان داد. کليدواژگان: ترجيح ميزباني، شپشه ي برنج، مقاومت ارقام برنج
| | |
 | تعيين نيروي برشي بذر يونجه يكساله محمد حسين آق خاني ، سعيد مينايي ص 169
چکيده | | بذر يونجه يكساله داراي غلافي نيمه خشبي و مارپيچي است كه قبل از كاشت بايد غلافگيري شود. اين کار را مي توان هنگام برداشت انجام داد. به منظور طراحي كمباين برداشت بذر يونجه يكساله، نيروي برشي غلاف بذر بايد تعيين گردد. در اين تحقيق بر روي دو گونه از يونجه هاي يكساله M. scutellata و M. rigidula در قالب يك طرح آزمايشي با سه متغير مستقل و يك متغير وابسته، نيروي برشي اندازه گيري و بررسي شده است. متغير هاي مستقل شامل رطوبت غلاف، سرعت برش و جهت برش بودند. به منظور اعمال نيروي برشي بر نمونه، يك گيره مخصوص براي نگهداري نمونه در دستگاه كشش-فشار، طراحي و ساخته شد. بررسي آماري داده ها نشان داد که افزايش رطوبت در اکثر موارد باعث افزايش نيروي برشي در گونه M. scutellata مي شود. نيروي برشي، با جهت برش رابطه معني داري داشت و مقدار آن در جهت عمود بر محور پيچش غلاف نسبت به جهت موازي كمتر بود. افزايش سرعت برش، از mm.s-116/0 به سرعت هاي بالاتر نيروي برشي را در گونه M. scutellata كاهش داد. همچنين انرژي برشي بر اساس سطح زير منحني نيرو- جابجايي اندازه گيري شده و براي محاسبه توان مورد نياز واحد غلافگيري کمباين برداشت بذر يونجه يكساله به كار برده شد. کليدواژگان: بذر يونجه يكساله، خواص فيزيکي، غلافگيري، نيروي برشي
| | |
 | ويژگي هاي فيزيكي و مكانيكي پنچ رقم سيب زميني علي اسحق بيگي ص 179
چکيده | | در اين تحقيق ويژگي هاي فيزيكي پنج رقم سيب زميني رايج شامل ارقام مارفونا، آگريـا، كوزيما، گرانـولا و مارادونا در استان چهارمحال و بختياري مورد بررسي قرار گرفت. جرم، حجم، سه قطر عمود بر هم، قطر متوسط هندسي، وزن مخصوص، درصد كرويت و مساحت رويه از جمله ويژگي هاي فيزيكي مورد بررسي بود. نتايج نشان داد كه از ميان ارقام مورد بررسي، رقم مارفونا داراي بيشترين وزن، قطر متوسط هندسي، حجم و مساحت رويه مي باشد. بنابراين از نظر درشتي براي صادرات رقم بازار پسندي است. ناچيز بودن انحراف استاندارد وزن مخصوص رقم مارفونا، حاكي از يكنواختي مطلوب اين رقم مي باشد. ويژگي هاي فوق براي كل ارقام بصورت مخلوط نيز محاسبه و مقايسه گرديد. از نظر شكل هندسي، سيب زميني مشابه بيضي است. از آنجا كه ضريب همبستگي و ضريب تبيين جرم با اقطار متقاطع، حجم و جرم با قطر متوسط هندسي، جرم با حجم، نيز جرم و حجم با مساحت رويه بالاتر از 9/0 درصد بود، روابط رگرسيوني مربوطه تعيين و ارايه گرديد. بمنظور تعيين خواص مکانيکي سيب زميني شامل انرژي لازم براي تغيير شكل و مدول الاستيك مماسي، از آزمايش سه محوري و تك محوري بهره گرفته شد. نتايج نشان داد كه در موقعيت يكسان (20 درصد تغيير شكل نسبي)، فقط بين مدول الاستيك مماسي رقم آگريا و كوزيما در سطوح مختلف تنش جانبي، در سطح 5% اختلاف معني دار وجود دارد (آزمون دوطرفه تي). با توجه به بزرگتر بودن مقادير ميانگين مدول الاستيك مماسي رقم آگريا، مي توان گفت كه غده سيب زميني رقم آگريا سفت تر از رقم كوزيما مي باشد.
کليدواژگان: سفتي، سيب زميني، شکل هندسي، مدول الاستيک، وزن مخصوص
| | |
 | اثر دور توپي و دبي خروجي سفيدکن تيغه اي بهينه شده بر درصد شکستگي و سفيد شدگي برنج رقم سازندگي مهدي قاسمي، حسين مبلي، علي جعفري ، محسن حيدري ، شاهين رفيعي ص 189
چکيده | | يکي از راه هاي کاهش ضايعات برنج، اصلاح و بهينه سازي دستگاه هاي موجود در خط تبديل برنج از جمله سفيدکن تيغه اي است. در اين راستا، توپي سفيدکن متداول، به مارپيچ انتقال مجهز شد. درآزمون و ارزيابي دستگاه، اثر دور توپي در چهار سطح (600، 700، 800 و 900 دور در دقيقه) و دبي خروجي در سه سطح (400، 500 و 600 کيلوگرم در ساعت) بر کيفيت برنج رقم سازندگي تعيين گرديد. به اين منظور از آزمايش فاکتوريل بر مبناي طرح بلوک کامل تصادفي با سه تکرار استفاده شد. در هر آزمايش، درصد شکستگي و درجه سفيد شدگي برنج اندازه گيري گرديد. نتايج نشان داد اثرات ساده و متقابل دور توپي و دبي خروجي برنج بر درصد شکستگي در سطح احتمال يک درصد معني دار شد. همچنين اثر ساده دبي خروجي و اثر متقابل دور توپي و دبي خروجي بر درجه سفيد شدگي برنج در سطح احتمال يک درصد معني دار شد. بر اساس نتايج مقايسه ميانگين ها، بيشترين درصد شکستگي برنج (25/38 درصد) در سفيدکن تيغه اي بهينه شده در دور 800 دور در دقيقه با دبي خروجي 600 کيلوگرم در ساعت و کمترين آن (79/20 درصد) در دور 700 دور دردقيقه با دبي خروجي 400 کيلوگرم در ساعت ايجاد شد. همچنين بيشترين درجه سفيد شدگي برنج(45/6 درصد) در دور 900 دور در دقيقه با دبي خروجي 400 کيلوگرم در ساعت و کمترين آن (15/2 درصد) در دور 600 دور دردقيقه با دبي خروجي 600 کيلوگرم در ساعت به دست آمد. از نظر کاربردي، مناسب ترين تنظيم دستگاه، دور 700 دور در دقيقه و خروجي 400 کيلو گرم در ساعت است. کليدواژگان: برنج، درجه سفيد شدگي، درصد شکستگي، رقم سازندگي، سفيدکن تيغه اي
| | |
تاريخ انتشار: 14/12/86 تلفن: 3392037 (0411)
تاريخ درج در سايت: 25/2/87
شمار بازديدکنندگان اين شماره: 1402
|
|
|
|
|
| راهنمای
موضوعی نشريات |
|
اين نشريه در گروه(های) زير
قرار گرفته است:
1 كشاورزي
|
|
|