|
|
|
|
مجله دانشگاه علوم پزشكي كرمان
Journal of Kerman University of Medical Sciences
فصلنامه پزشكي، پيراپزشكي داراي رتبه علمی - پژوهشی
سال پانزدهم، شماره 1 (پياپي 57)، زمستان 1386
|
|
|
|
|
|
 | اريتروسايتوزيس پس از پيوند كليه و اثرات درماني انالاپريل برآن دکتر محمدرضا ميرجليلي و دكتر محمد رحيميان صص 1-7
چکيده مشاهده متن [PDF 151KB] | | مقدمه: اريتروسيتوز پس از پيوند (Post Transplant Erythrocytosis، PTE) از عوارض شايع پيوند كليه مي باشد. درمان قبلي اين بيماران فلبوتومي هاي مكرر و در صورت عدم پاسخ خارج نمودن كليه هاي بيمار از بدن بود. هدف از اين مطالعه بررسي شيوع اين عارضه و ميزان پاسخ بيماران به داروي انالاپريل در بيماران پيوند شده مي باشد. روش: اين مطالعه از نوع تحليلي و به روش Outcome Study انجام شده است. از تمام بيماران پيوندي که به بيمارستان شهيد رهنمون يزد مراجعه کردند دو مرتبه خون جهت اندازه گيري هماتوكريت و هموگلوبين گرفته شد و افرادي كه داراي دو هماتوكريت بالاي 51 بودند انتخاب شده و از نظر علل ديگر پلي سيتمي مورد ارزيابي قرار گرفته و در صورتي كه علت ديگري براي پلي سيتمي وجود نداشت با تشخيصPTE داروي انالاپريل به ميزان 5 ميلي گرم روزانه جهت آنها تجويز گرديد. فشارخون، هماتوكريت و هموگلوبين اين بيماران در طي سه ماه به فاصله 30، 60، 90 روز بعد از شروع درمان اندازه گيري و ثبت گرديد. يافته ها: از 126 بيمار مورد مطالعه 43 نفر (34%) داراي اريتروپويز بعد از پيوند بودند كه شيوع آن در مقايسه با ساير مطالعات انجام شده بيشتر بود. در تمام بيماران با تجويز انالاپريل ميزان اريتروپويز كاهش يافت، به طوري كه متوسط هموگلوبين و هماتوكريت كه به ترتيب g/l59/0 35/18 و mm9/196/55 قبل از درمان بود بعد از سه ماه درمان به g/l49/0 7/16 و mm 4/1 73/48 رسيد. نتيجه گيري: ميزان پاسخ دهي به انالاپريل بسيار عالي است و نياز به فلبوتومي و يا نفروكتومي را مرتفع مي سازد.
کليدواژگان: اريتروسايتوزيس پس از پيوند كليه، انالاپريل
| | |
 | طرح پلاسميدي سودوموناس آئروجينوزا و ارتباط آن با مقاومت آنتي بيوتيکي در ايزوله هاي بيمارستاني دکتر نيما حسيني جزني، دکتر ميرداود عمراني، دکتر زهرا يكتا، دکتر رحيم نژادرحيم، شهره افشارياوري، مينو زردشتي صص 9-17
چکيده مشاهده متن [PDF 201KB] | | مقدمه: سودوموناس آئروجينوزا يک باسيل گرم منفي عفونت زاي فرصت طلب است که به علت مقاومت اين باکتري نسبت به آنتي بيوتيك ها، كنترل عفونت هاي ناشي ازآن يكي از مشكلات اصلي به حساب مي آيد. با توجه به اينکه بررسي الگوي هضم پلاسميدي با آنزيم هاي محدودالاثر (Restriction enzyme analysis of plasmids) به عنوان روشي قابل اعتماد براي تعيين منشأ مقاومت دارويي مطرح است، مطالعه حاضر با هدف تعيين منشأ مقاومت دارويي سودوموناس آئروجينوزا با استفاده از روش مذکور صورت گرفت. روش: در اين مطالعه، 140 ايزوله سودوموناس آئروجينوزا ازمنابع باليني جمع آوري شد و الگوي مقاومت ايزوله ها نسبت به آنتي بيوتيك هاي مختلف تعيين شد.DNA پلاسميدي ايزوله ها استخراج شد و باندهاي پلاسميدي حاصل شناسايي شد. براي تهيه باندهاي خطي از برش آنزيمي باآنزيم هاي EcoRI و HincII استفاده شد و وزن ملکولي باندها تعيين شد. يافته ها: ميزان مقاومت ايزوله ها در برابر جنتاميسين3/49%، سفالوتين3/99%، تيکارسيلين 100%، سفتي زوکسيم 3/79%، کوتري موکسازول 7/97%، آميکاسين 35%، کاربني سيلين 1/67%، سفترياکسون 7/65%، سيپروفلوکساسين 6/58%، پيپراسيلين 8/52%، ايمي پنم 4/1%، کانامايسين 7/65%، افلوکساسين 1/72% و آمپي سيلين 100% بود. استخراج پلاسميدي ايزوله ها وجود پلاسميد در 7/65% از نمونه ها را نشان داد. الگوي برشي يكساني با استفاده از آنزيم هاي محدودالاثر EcoRI و HincII از ايزوله هاي داراي پلاسميد حاصل شد. پلاسميدي بودن منشأ مقاومت نسبت به سفترياكسون و کانامايسين با روش حذف پلاسميدي و ترانسفورماسيون پلاسميدها به سويه فاقد پلاسميد E.coli DH5α مورد تأييد قرارگرفت. همچنين ارتباط معني دار بين حضور پلاسميد در ايزوله ها و مقاومت نسبت به برخي از آنتي بيوتيك ها مشخص شد. نتيجه گيري: شيوع بالاي پلاسميد در باكتري هاي جداسازي شده دراين تحقيق مشاهده شد و بنابراين مي توان گفت که پلاسميدها نقش مهمي از نظر انتقال مقاومت آنتي بيوتيكي در ايزوله هاي شايع در بيمارستان هاي تحت بررسي در اين پژوهش را داشته اند.
کليدواژگان: سودوموناس آئروجينوزا، الگوي پلاسميدي، مقاومت آنتي بيوتيكي
| | |
 | بررسي اثر گاباپنتين و تداخل آن با اثر ضددردي مرفين در دردهاي احشايي در موش سوري دکتر غلامرضا سپهري ، دکتر منظومه شمسي ميمندي ، وحيده سعيدي ، مريم رحيمي نژاد ، مينا مريدي صص 19-28
چکيده مشاهده متن [PDF 253KB] | | مقدمه: درد احشايي يکي از شايع ترين اشکال درد است که نياز به درمان هاي دارويي جديد دارد. مطالعه حاضر با هدف بررسي توانايي گاباپنتين در مهار انقباضات شکمي تجربي در موش سوري انجام و نتيجه اثر تجويز توأم آن با مرفين در دردهاي احشايي بررسي گرديد. روش: اسيداستيک از طريق داخل صفاقي به 96 سر موش سوري 40 دقيقه پس از تزريق سالين، گاباپنتين (1، 5، 10، 50 و 100 ميلي گرم/ کيلوگرم/ داخل صفاقي)، مرفين (25/0، 5/0، 1، 3 و 5 ميلي گرم/ کيلوگرم/ داخل صفاقي) و يا تجويزتوأم دوز زير آستانه اثر ضددردي مرفين به همراه کمترين دوز مؤثر و دوز زير آستانه اثر ضددردي گاباپنتين تزريق گرديد. گروه ديگري از موش ها نالوکسان دريافت کردند. سپس تعداد انقباضات شکمي، به عنوان معياري از درد احشايي، به مدت 45 دقيقه شمارش گرديد. يافته ها: نتايج تحقيق حاضر نشان داد که هر دو داروي گاباپنتين و مرفين به صورت وابسته به دوز موجب کاهش انقباضات شکمي مي گردند. تعداد انقباضات شکمي متعاقب تزريق گاباپنتين (50 و 100 ميلي گرم/کيلوگرم) و مرفين ( 5/0، 1، 3 و 5 ميلي گرم/ کيلوگرم) به طور معني داري در مقايسه با گروه کنترل کاهش يافت (001/0P<). هم چنين تجويز توأم دوز زير آستانه اثر ضددردي مرفين (25/0 ميلي گرم/ کيلوگرم) به همراه کمترين دوز مؤثر و دوز زير آستانه اثر ضددردي گاباپنتين (به ترتيب 50 و 10 ميلي گرم/ کيلوگرم) موجب کاهش معني دار انقباضات شکمي گرديد (005/0P<). تجويز توأم کمترين دوز مؤثر گاباپنتين (50 ميلي گرم/ کيلوگرم) همراه با دوز زير آستانه اثر ضددردي مرفين تعداد انقباضات شکمي را به ميزان 94 درصد در مقايسه با گروه کنترل کاهش داد. اثر ضددردي تجويز توأم دو داروي فوق به وسيله نالوکسان، آنتاگونيست گيرنده هاي اپيوئيدي، معکوس نگرديد. نتيجه گيري: نتايج تحقيق حاضر نشان داد که گاباپنتين (50 و 100 ميلي گرم/کيلوگرم داخل صفاقي) اثري معادل 5/0 ميلي گرم /کيلوگرم / داخل صفاقي مرفين در درمان دردهاي احشايي دارد. هم چنين نتايج نشان داد که تجويز توأم مقادير زير ضددردي گاباپنتين و مرفين (که هر کدام به تنهايي فاقد اثر ضددردي بودند)، اثر ضددردي چشم گيري بر عليه انقباضات شکمي ايجاد مي کند. بنابراين تجويز توأم مقادير اندک دو داروي فوق از نظر باليني مي تواند به عنوان يک روش مناسب براي درمان دردهاي احشايي مد نظر قرار گرفته و بروز عوارض ناخواسته ناشي از مرفين را کاهش دهد.
کليدواژگان: گاباپنتين, مرفين, درد احشايي, انقباضات شکمي, موش سوري
| | |
 | بررسي ظرفيت کل و مارکرهاي آنتي اکسيداني در بيماران دياليز صفاقي مزمن ابراهيم افتخار ، دکتر پدرام احمدپور ، دکتر محمود رشادت جو ، دکتر پگاه احمدي ، دکتر جعفرنوروززاده ، دکتر خديجه مخدومي ، دکتر علي غفاري و حسين ثروت صص 29-36
چکيده مشاهده متن [PDF 157KB] | | مقدمه: افزايش توليد گونه هاي فعال اکسيژن و اختلال در سيستم دفاع آنتي اکسيداني از طريق ايجاد استرس اکسيداتيو مي تواند در پاتوژنز آترواسکلروز در بيماران مرحله انتهايي کليه دخيل باشد. هدف از اين تحقيق ارزيابي مارکرهاي آنتي اکسيداني شامل گلوتاتيون، گلوتاتيون پراکسيداز، گلوتاتيون ردوکتاز و ظرفيت کل آنتي اکسيداني در بيماران دياليز صفاقي در مقايسه با گروه کنترل مي باشد. روش : در اين مطالعه 12 بيمار دياليز صفاقي و 17 شخص سالم به عنوان گروه کنترل (به ترتيب محدوده سني 60-25 و 53-22 سال) انتخاب شدند. سطوح گلوتاتيون گلبول قرمز و فعاليت آنزيم هاي گلوتاتيون پراکسيداز، گلوتاتيون ردوکتاز و نيز ظرفيت کل آنتي اکسيداني پلاسما به روش اسپکتروفتومتري اندازه گيري شد. يافته ها: سطوح گلوتاتيون و فعاليت آنزيم گلوتاتيون پراکسيداز بيماران نسبت به گروه کنترل کاهش چشمگيري نشان داد (به ترتيب 28/0±17/1 در مقابل 25/0±42/1 ميکرومول در ميلي ليتر و 82/21±1/57 در مقابل 77/33±5/142 واحد در ليتر؛ 05/0P<). افزايش معني داري در فعاليت گلوتاتيون ردوکتاز و ظرفيت کل آنتي اکسيداني بيماران (به ترتيب 4/16±5/57 واحد در ليتر و 09/0±6/0 ميکرومول در ميلي ليتر) در مقايسه با گروه کنترل (به ترتيب 4/9±32 واحد در ليتر و 11/0±47/0 ميکرومول درميلي ليتر؛ 05/0P<) مشاهده شد. نتيجه گيري: کاهش سطوح گلوتاتيون و تغيير فعاليت آنزيم هاي وابسته به آن نشان دهنده اختلال در سيستم دفاع آنتي اکسيداني و افزايش استرس اکسيداتيو در بيماران دياليز صفاقي مي باشد. وجود اين شرايط باعث افزايش استعداد ابتلاء به بيماري هاي قلبي- عروقي و مرگ و مير ناشي از آن در اين بيماران مي شود.
کليدواژگان: دياليز صفاقي، استرس اکسيداتيو، گلوتاتيون، گلوتاتيون پراکسيداز، گلوتاتيون ردوکتاز، ظرفيت کل آنتي اکسيداني
| | |
 | علل نارسايي كليوي در نوزادان بستري شده در واحد مراقبت هاي ويژه نوزادان مركز آموزشي درماني افضلي پور كرمان دكتر طاهره اسماعيل نيا ، دكتر پدرام نيك نفس و دکتر بهاره بهمن بيجاري صص 37-45
چکيده مشاهده متن [PDF 181KB] | | مقدمه: با وجود مزاياي بي شمار شير مادر، به دليل نبود برنامه هاي کشوري پايش کفايت شير مادر در روزهاي اول زندگي، هر ساله تعدادي نوزاد با نشانه هاي باليني و آزمايشگاهي کم آبي و نارسايي کليه در مراکز درماني بستري مي شوند. هدف ما مطالعه نشانه هاي آزمايشگاهي، باليني و تشخيص افتراقي نارسايي حاد کليه در نوزادان و نقش دريافت ناکافي شير به عنوان علت نارسايي و همچنين، تعيين ساده ترين و عملي ترين معيار آزمايشگاهي قادر به افتراق ازتمي پيش کليوي (prerenal) از كليوي (renal) مي باشد. روش: در يك مطالعه مقطعي آينده نگر از فروردين 1384 لغايت ارديبهشت 1385 به مدت 14 ماه در واحد مراقبت هاي ويژه نوزادان (NICU) مركز آموزشي درماني افضلي پور كرمان، همه نوزاداني كه در آزمايش هاي اوليه افزايش اوره و كرآتي نين خون داشتند بررسي شدند. معيا رهايي مانند درصد كاهش وزن نسبت به زمان تولد، تغذيه با شير مادر، روش زايمان، نشانه هاي باليني در هنگام مراجعه و نيز آزمايش هايي نظير اوره خون، كرآتي نين و سديم خون و ادرار و وزن مخصوص ادرار مد نظر قرار گرفتند. تجزيه و تحليل آماري با استفاده از t-test و square Chi- به کمک نرم افزار SPSS به عمل آمد. يِافته ها: از36 نوزاد با نارسايي حاد كليه که وارد مطالعه شدند 29 مورد (گروه اول، 80%) نارسايي پيش کليوي به دليل كم آبي و هفت مورد (گروه دوم، 20%) نارسايي كليوي و پس كليوي داشتند. در گروه اول ميانگين كاهش وزن نسبت به زمان تولد14% و ميانگين سن نوزاد در موقع بستري 10 روز بود. نشانه هاي باليني هنگام بستري شدن عبارت بودند از: شير نخوردن (69%)، بي حالي (58%)، تب (30%)، زردي، استفراغ و تشنج. اكثر نوزادان حاصل زايمان واژينال و تغذيه در 82% موارد با شير مادر بوده است. همه ي مادران از نظر کميت شير، مورد پرسش قرار گرفتند. به عنوان راهنماي تشخيصي دريافت ناکافي شير، كاهش دفع ادرار (كمتر از 6 بار در روز) از كاهش دفع مدفوع (كمتر از 3 بار در روز) در روز قبل از بستري اهميت بيشتري داشت. سطح سديم سرم و وزن مخصوص ادرار در نوزادان گروه اول به طور معني داري بالاتر از موارد گروه دوم بود (05/0< P). بحث و نتيجه گيري: اين بررسي نشان مي دهد كه كاهش زياد وزن در چند روز اول زندگي و كاهش دفعات ادرار و مدفوع بايد به عنوان دريافت ناکافي شير مادر در نظر گرفته شود. بنابراين تلاش بيشتري براي موفقيت در امر تغذيه با شير مادر لازم است. همچنين سطح سديم سرم و وزن مخصوص ادرار ساده ترين و عملي ترين معيار آزمايشگاهي در بررسي كم آبي نوزادان مي باشند.
کليدواژگان: نارسايي حاد كليه، نوزاد، كم آبي، ازتمي، شير مادر
| | |
 | بررسي و مقايسه اثر آلوپرگننولون، پروژسترون و جنسيت در مهار خيز مغزي ناشي از آسيب مغزي در موش هاي صحرايي ليلا احمد مولايي، دکتر محمد خاکساري، دکتر غلامرضا سپهري، دکتر شهريار دبيري، دكتر غلامرضا اسدي كرم، دكتر مهدي محمودي و نادر شاهرخي صص 47-59
چکيده مشاهده متن [PDF 276KB] | | مقدمه: خيز مغزي ناشي از تروما علت مرگ در چند روز اول پس از ضربه مغزي است. در اين مطالعه علاوه بر تعيين نقش جنسيت در تشکيل خيز مغزي، اثرات پروژسترون و آلوپرگننولون بعد از القاي ضربه مغزي منتشر بر روي تشكيل خيز مغزي در موش هاي صحرايي مورد بررسي قرار گرفته است. روش: اين پژوهش مداخله اي- تجربي بر روي 12 گروه موش هاي صحرايي نر و ماده انجام شد. گروه هاي 1 و 2، به ترتيب شاهد ماده و نر، گروه هاي 3 و4، به ترتيب تروماي نر و ماده، گروه 5، حلال پروژسترون، گروه 6، گروه شم ماده (اوارکتومي شده)،گروه 7، شم ماده (بدون انجام اوارکتومي)، گروه 8 شم نر، گروه هاي 9 و 10 به ترتيب دوزهاي کم(mg/kg 4) و زياد (mg/kg 8) پروژسترون، گروه 11 آلوپرگننولون (mg/kg 4) و گروه12 حلال آلوپرگننولون بودند. دو هفته بعد از اوارکتومي و 1 ساعت بعد از القاي ضربه مغزي منتشر به روش مارمارو، تزريق هورمون ها به صورت تک دوز و داخل صفاقي انجام شد. خيز مغزي به وسيله اندازه گيري محتواي آب مغزي و ميزان رنگ آبي ايوانز خارج عروقي تعيين شد. يافته ها: محتواي آب مغزي و رنگ آبي ايوانز در موش هاي نر دچار تروما در مقايسه با شاهد به ترتيب افزايش معني دار 42/2% و32/5 برابري را نشان داد، در حالي که ميزان رنگ آبي ايوانز در موش هاي ماده ترومايي در مقايسه با شاهد فقط افزايش معني دار 68/4 برابر داشت. هم چنين محتواي آب مغز و ميزان رنگ آبي ايوانز در گروه تروماي نر در مقايسه با تروماي ماده به ترتيب افزايش معني دار 04/2% و 57/1برابر نشان داد. بعد از تزريق دوزهاي كم و زياد پروژسترون در حيوان هاي ماده فاقد تخمدان، محتواي آب مغز به ترتيب به ميزان 26/2% و 35/2% و ميزان رنگ آبي ايوانز 55/2و 98/2برابر کاهش پيدا کرد. هم چنين بعد از تزريق آلوپرگننولون نيز محتواي آب مغز و رنگ آبي ايوانز به ترتيب 38/2% و82/1برابر کاهش نشان داد. نتيجه گيري: نتايج اين مطالعه معرف اين است كه ميزان تشکيل خيز مغزي بعد از تروما در حيوان هاي نر بيشتر از ماده مي باشد. علاوه بر اين پروژسترون و آلوپرگننولون هر دو موجب کاهش تشکيل خيز مغزي در موش هاي صحرايي ماده اوارکتومي شده مي شوند.
کليدواژگان: خيز مغزي، آسيب مغزي منتشر، آلوپرگننولون، پروژسترون، آب مغز، رنگ آبي ايوانز
| | |
 | تعيين اثرات مت آمفتامين بر خصوصيات اسپرم موش صحرايي بالغ محمدمحسن تقوي، دکتر سيدحسن علوي، دکتر سيدعادل معلم، دکتر عبدالرضا وارسته صص 61-69
چکيده مشاهده متن [PDF 241KB] | | مقدمه: مت آمفتامين يك داروي محرك سيستم عصبي مركزي مي باشد، اما اين دارو به طور فزاينده اي به شکل قرص هاي روان گردان توسط جوانان و نوجوانان يعني گروهي كه در سن توليد مثل مي باشند، مورد سوءمصرف قرار مي گيرد. اين موضوع به صورت يك معضل اجتماعي درآمده است. در اين مطالعه تجربي، اثرات مت آمفتامين بر روي خصوصيات اسپرم موش هاي صحرايي بالغ ارزيابي شده است. روش: مت آمفتامين يا سالين به صورت داخل صفاقي در سه تجربه زير تزريق گرديد. در تجربه اول 24 موش صحرايي بالغ نر براي يک بار تحت تزريق دارو به ميزان mg/kg10 قرار گرفته و اسپرم ها از ناحيه دم اپيديديم 6، 12، 24، 48، 72 و 168 ساعت (در هر زمان 4 موش) بعد از تزريق نمونه برداري شدند. به6 موش سالين تزريق شد و به عنوان گروه کنترل در نظر گرفته شدند. در تجربه دوم، به چهار گروه چهارتايي از موش ها به ترتيب سه دوز مت آمفتامين (mg/kg15، 10، 5) و سالين تجويز شد و 24 ساعت بعد مورد ارزيابي قرار گرفتند. در تجربه سوم، 16 موش به طور تصادفي به چهار گروه تقسيم شدند و به مدت 14 روز هر روز يک بار ( دوره اسپرم سازي) تحت تزريق دارو (mg/kg10 و5، 1 مت آمفتامين و کنترل) يا سالين قرار گرفتند و 24 ساعت بعد از آخرين تزريق، اسپرم ها نمونه برداري شدند. تحرک، تعداد و مورفولوژي اسپرم هاي نمونه برداري شده مورد ارزيابي قرار گرفت. در اين تحقيق همچنين وزن بدن و بيضه ها در پايان هر سه تجربه اندازه گرفته شد و از نسبت وزن بيضه به وزن بدن به عنوان يک ايندکس در پايان هر تجربه استفاده شد. نتايج: در ساعات 24 و 48 بعد از يک بار تزريق mg/kg10 مت آمفتامين تعداد اسپرم ها کاهش معني داري در مقايسه با گروه کنترل داشتند (به ترتيب 001/P≤، 05/0P≤). در تجربه دوم، تعداد اسپرم ها براي هر سه دوز مت آمفتامين با 001/0P≤ براي دو دوز بالا و 05/0 P≤براي دوز پايين، کاهش معني داري داشت. نتايج تجربه سوم مشابه بود اما کاهش تعداد اسپرم ها در اين تجربه شديدتر از تجربه دوم بود. مت آمفتامين نسبت وزن بيضه به وزن بدن را در تجربه اول و دوم تغيير نداد، اما دارو ايندکس فوق را در موش هاي تجربه سوم که روزانه دوزهاي mg/kg 10 و 5 دارو دريافت کرده بودند به صورت معني داري کاهش داد. اختلاف معني داري در رابطه با مورفولوژي و تحرک اسپرم ها بين گروه هاي آزمايش و کنترل مشاهده نشد. نتيجه گيري: نتايج نشان مي دهد که مصرف مکرر و دوزهاي بالاي داروي مت آمفتامين ممکن است باعث کاهش تعداد اسپرم هاي بالغ موجود در دم اپيديديم شود و اثرات منفي روي قدرت توليد مثل افراد معتاد داشته باشد.
کليدواژگان: مت آمفتامين، خصوصيات اسپرم بالغ (sperm parameters)، اپيديديم، موش صحرايي بالغ
| | |
 | فراواني آتروفي پاپي هاي مرکزي زبان در دانشجويان داوطلب دانشگاه علوم پزشکي کرمان در سال 1385 دکتر مريم السادات هاشمي پور، دکتر مريم راد، دکتر عادل دستبوس صص 71-78
چکيده مشاهده متن [PDF 187KB] | | مقدمه: آتروفي پاپي هاي مرکزي زبان يا گلوسيت لوزي شکل مرکزي يک ابنورماليتي خوش خيم نه چندان شايع زبان مي باشد که در اکثر موارد در مردان ديده مي شود. عامل اتيولوژيکي اصلي اين پديده عفونت کانديدا است. هدف از اين مطالعه بررسي فراواني اين پديده و خصوصيات آن در 837 نفراز دانشجويان دانشگاه علوم پزشکي کرمان در سال 1385 و مروري بر مقالات و کتب منتشر در مورد آتروفي پاپي هاي مرکزي زبان مي باشد. روش : در اين تحقيق 837 نفراز دانشجويان دانشگاه علوم پزشکي کرمان در سال 1385 به روش سرشماري انتخاب و در صورت تمايل پس از اطلاع رساني مورد بررسي قرار گرفتند. معاينه نمونه ها با مراجعه به خوابگاه، کلاس هاي درس و بخش ها صورت گرفت. کليه خصوصيات افراد مورد مطالعه در فرم پژوهشگر ساخته اي وارد و سپس در افرادي که تشخيص گلوسيت لوزي شکل مرکزي بر اساس تشخيص باليني داده شد، توسط سواب نمونه اي تهيه و براي بررسي عفونت کانديدا (ديدن هيفا) به آزمايشگاه منتقل گرديد. داده ها با استفاده از برنامه آماري SPSS 13.5، آزمون مجذور کاي و t- test مورد تجزيه و تحليل قرار گرفتند. يافته ها: از 837 نفر دانشجوي مورد بررسي 13 نفر (5/1%) داراي گلوسيت لوزي شکل مرکزي بودند. رابطه بين اين پديده با جنس معني دار بود. در صورتي که رابطه بين گلوسيت لوزي شکل مرکزي با سن معني دار گزارش نگرديد. ضمناً نتيجه اسمير کانديداي (ديدن هيفا) برداشته شده از منطقه گلوسيت لوزي شکل مرکزي در 11 نفر (6/84%) مثبت گزارش گرديد. نتيجه گيري: با توجه به مطالعات گذشته و بررسي حاضر به نظر مي رسد که عفونت کانديدا به عنوان عامل اتيولوژيک قوي براي اين پديده مطرح مي باشد. بنابر اين در صورت مشاهده آن بايستي تمامي علل ايجاد کننده کانديدا بررسي و در زمينه رفع عامل ايجادکننده کوشش شود.
کليدواژگان: گلوسيت لوزي شکل مرکزي, زبان, دانشجويان علوم پزشکي, فراواني, کانديديازيس,آتروفي پاپي هاي مرکز زبان
| | |
 | بررسي اثر مسدود کردن جريان پتاسيمي جبراني تأخيري فوق سريع توسط 50 ميکرومولار 4-آمينوپريميدين بر فعاليت پيس ميکري گره سينوسي- دهليزي و دهليزي – بطني قلب موش دکتر محمدرضا نيکمرام ، پروفسور مارک بويت صص 79-86
چکيده مشاهده متن [PDF 177KB] | | مقدمه: در سلول هاي قلبي جريان پتاسيمي جبراني تأخيري فوق سريع (Ikur) يکي از جريان هاي مطرح در مرحله رپولاريزاسيون پتانسيل عمل مي باشد. جريان پتاسيمي جبراني تأخيري فوق سريع با غلظت کم4-آمينوپريميدين (4-AP) به طور اختصاصي مسدود مي شود. مطالعه حاضر با هدف بررسي تأثير غلظت کم مسدود کننده 4-AP بر فعاليت پيس ميکري گره سينوسي- دهليزي و دهليزي- بطني قلب موش انجام شد. روش:گره سينوسي- دهليزي و گره دهليزي- بطني از هم جدا شده و فعاليت خود بخودي هر دو گره با ميکروالکترودهاي فلزي جداگانه که با سطح آندوتليومي هر گره تماس داشت در قبل و هنگام مصرف50 ميکرومولار 4-AP ثبت شد. سپس طول دوره پتانسيل عمل اندازه گيري گرديد. يافته ها: مصرف50 ميکرومولار 4-AP باعث افزايش طول دوره قلبي در نمونه هاي گره سينوسي- دهليزي به مقدار 3/3±2/20 درصد و در نمونه هاي گره دهليزي- بطني به ميزان 3±18 درصد شد. اين افزايش ها در طول دوره پتانسيل عمل هر دو گره معني دار هستند. نتيجه گيري: بر اساس نتايج به دست آمده مي توان بيان کرد که 1) جريان پتاسيمي جبراني تأخيري فوق سريع در گره سينوسي- دهليزي و دهليزي- بطني موجود است. 2) اثر 4-AP بر طول دوره پتانسيل عمل در هردو گره يکسان مي باشد.
کليدواژگان: گره سينوسي، دهليزي, گره دهليزي، بطني, جريان پتاسيمي جبراني تأخيري فوق سريع, 4، آمينوپريميدين
| | |
 | گزارش يک مورد سندرم کاپگراس ناقص به عنوان شکل نادري از اين سندرم دکتر عليرضا غفاري ، دکتر علي خردمند و دکتر طاهره صادقيه صص 87-90
چکيده مشاهده متن [PDF 116KB] | | سندرم كاپگراس يكي از انواع سندرم هاي سوءتعبير مي باشد. در اين پديده، بيمار اعتقاد هذياني دارد و تصور مي کند افراد آشنا با افرادي شياد جايگزين شده اند. در اين گزارش يك خانم ميانسال مبتلا به اسكيزوفرنيا معرفي مي شود كه اعتقاد داشت نيمه پايين بدنش با فرد ديگري كه از نظر او روسپي محسوب مي گرديد، تعويض شده است. وي همچنين دچار توهم لامسه ارتباط جنسي بود. تاکنون اشكال نادري از سندرم كاپگراس گزارش شده است، اما گزارشي از اعتقاد به جايگزيني نيمي از بدن در دست نمي باشد. در اين گزارش سندرم كاپگراس ناقص به عنوان يك شكل نادر ديگر از اين سندرم معرفي مي شود.
کليدواژگان: سندرم كاپگراس، اسكيزوفرنيا، ناقص
| | |
 | گزارش يک مورد شکستگي – دررفتگي خلفي دوطرفه هم زمان آرنج دکتر عليرضا سعيد ، دکتر داوود جعفري ، دکتر حميد طاهري ، دکتر هومن شريعت زاده صص 91-95
چکيده مشاهده متن [PDF 158KB] | | دررفتگي آرنج اگرچه ضايعه نادري نيست، ولي به ندرت به صورت دوطرفه گزارش شده است. در اين جا يک مورد تروماي بسيار نادر در اندام فوقاني گزارش مي گردد که در آن دررفتگي هم زمان دوطرفه آرنج به سمت خلف همراه با شکستگي دوطرفه گردن راديوس اتفاق افتاده بود و تا آنجا که نويسندگان اطلاع دارند تاکنون چنين موردي گزارش نشده است. در موارد دررفتگي آرنج همراه با شکستگي گردن راديوس اگرچه خارج کردن سر راديوس با نتايج خوبي همراه بوده ولي امروزه تمايل به نگهداري سر بيشتر شده است و به نظر مي رسد اين رويکرد بهتري باشد.
کليدواژگان: آرنج, دررفتگي, شکستگي, گردن راديوس
| | |
 | آشنايي با اپيدميولوژي مولکولي دکتر علي اکبر حقدوست صص 97-103
چکيده مشاهده متن [PDF 214KB] | | دانش اپيدميولوژي مولکولي از جمله دانش هاي نويني است که به بررسي ابعاد اپيدميولوژيک بيماري ها با استفاده از روش هاي مولکولي مي پردازد. در شاخه اي از اين علم تحت عنوان اپيدميولوژي ژنتيک، نحوه توارث بيماري ها و تداخل بين ژن و محيط بحث مي شود. علاوه بر آن، اپيدميولوژي مولکولي يکي از بهترين روش هاي پاسخ به بعضي سؤالات در حيطه هاي زير است: 1. بررسي چگونگي گسترش بيماري ها مانند HIV/AIDS در بين کشورهاي دنيا و در سطح جهاني 2. بررسي چرخه انتقال بيماري ها در جوامع و نحوه توزيع آنها در جامعه 3. بررسي ميزان شدت بيماري ها با شاخص هاي مولکولي آنها و مرتبط نمودن آنها با شاخص هاي اپيدميولوژيک مانند ميزان بروز و ميزان شيوع بيماري ها در اين مقاله که براي پزشکان عمومي و متخصصين نوشته شده، سعي گرديده است تا به دور از پيچيدگي هاي فني و با آوردن مثال هاي ساده و عيني کاربردهاي اين شاخه علمي شرح داده شود. انتظار مي رود پس از مطالعه اين مقاله خوانندگان بتوانند: 1- اپيدميولوژي مولکولي را تعريف کنند. 2- حيطه هاي مختلف اپيدميو لوژي مولکولي را نام ببرند. 3- نقاط قوت و ضعف يافته هاي تحقيقاتي در اپيدميولوژي مولکولي را بيان کنند.
کليدواژگان: اپيدميولوژي مولکولي
| | |
شمارگان: 700 نسخه تاريخ انتشار: 15/1/87 تلفن: 2263725 (0341)
تاريخ درج در سايت: 26/1/87
شمار بازديدکنندگان اين شماره: 1151
|
|
|
|
|