فهرست مطالب

زبان و ادب فارسی - پیاپی 215 (تابستان 1389)

نشریه زبان و ادب فارسی
پیاپی 215 (تابستان 1389)

  • تاریخ انتشار: 1389/09/20
  • تعداد عناوین: 7
|
  • صفحات 1-7
    هدف از نگارش این مقاله بررسی اشتقاق دو واژه ایرانی میانه، یکی از زبان فارسی میانه و دیگری از زبان سغدی می باشد. برای واژه فارسی میانه madrm تاکنون اشتقاقی ارائه نشده و اشتقاق پیشتر ارائه شده برای واژه سغدی mazn نیز مورد تردید نگارنده این مقاله می باشد. با بررسی متن های حاوی این دو واژه و در نظر گرفتن فرایند های واجی در دو زبان فارسی میانه و سغدی برای هر یک از این دو واژه اشتقاقی پیشنهاد شده است. دلیل اینکه چرا از میان واژه های بسیار این زبان ها این دو واژه انتخاب شده اند اولین جزء آنها است که به نظر نگارنده حرف اضافه اوستاییma می باشد. این دو مورد تنها شاهد های وجود این واژه ایرانی باستانی در زبان های ایرانی میانه می باشند.
    کلیدواژگان: اشتقاق، ریشه شناسی، سغدی، فارسی میانه، اوستایی
  • صفحات 9-26
    در این مقاله قصد نگارنده این است که هنر شاعری عبدالرزاق بیگ دنبلی، متخلص به مفتون را در دو منظومه عاشقانه اش از زوایای مختلفی از قبیل عاطفه، تخیل، موسیقی، زبان و شکل مورد بررسی قرار دهد و توان شعری، میزان تقلید یا ابتکار، و در نهایت درجه اعتبار و اصالت شعر او را با تکیه بر شواهد گوناگون آشکار سازد. و در ضمن این تحلیل، خوانندگان آثار ادبی را با دو مثنوی فوق-که اخیرا به زیور تصحیح آراسته شده اند- آشنا گرداند.
    کلیدواژگان: عبدالرزاق بیگ، بوطیقا، تطبیق، تقلید، ابتکار
  • صفحات 27-47
    مثل ها، از جمله اجزای جدانشدنی فرهنگ و ادبیات در میان تمام ملل جهان است و در ادبیات ملت ها، بی شمار مثل می توان یافت که به خوبی نشان دهنده طرز تفکر، منش و نوع زندگی آنان در دوره های مختلف تاریخی است. مثل و شعر فارسی ارتباط متقابل با هم دارند. در دوره های مختلف شعر فارسی، شاهد ترویج مثل های فراوانی از طرف شاعران هستیم. می توان از دوره موسوم به سبک هندی یا اصفهانی و پس از آن از شعر نو یاد کرد. با توجه به تحول اساسی در شعر فارسی که قسمتی از آن، نتیجه تغییر و تحول در تفکر و شیوه زندگی ایرانیان پس از مشروطه است و جایگزینی شعر نو به جای شعر سنتی، برخی از بندها، مصراع ها و بیت هایی از شاعران معاصر، به عنوان«مثل» به کار می رود. در این مقاله با پژوهش در آثار یازده تن از شاعران معاصر، مثل ها استخراج و حوزه کاربرد آن ها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است.
    کلیدواژگان: فرهنگ، مثل، شعرنو، تحول
  • صفحات 49-64
    ترکیب «پری مار» در ادبیات منظوم فارسی، برای اولین بار در «حدیقه الحقیقه و شریعه الطریقه» سنایی غزنوی دیده می شود و بعد از وی، این ترکیب را فقط خاقانی شروانی به کار برده است. در متون منظوم دیگر، اثر و نشانی از آن نیست. در ادبیات منثور فارسی نیز، این ترکیب به صورت «مارپری» در «داراب نامه» طرسوسی آمده است. با بررسی این ترکیب، می توان به همانندی های آن با اسطوره «گرگن مدوزا» از اساطیر کهن یونان و «دهاک» (= ضحاک) اسطوره ایرانی دست یافت. نوشته حاضر در حد توان در روشنگری این مسئله کوشیده است.
    کلیدواژگان: ادبیات تطبیقی، اسطوره، گرگن مدوزا، دهاک، پری مار
  • صفحات 65-99
    در میان متون بی شمار ادب فارسی، مثنوی مولانا جزو نادر متن هایی است که از لحاظ باقی ماندن نسخه های معتبر و اهتمام به تصحیح آن، خوش فرجام و دوستکام بوده است. زمانی که نیکلسون به تصحیح آن همت گماشت و مجلدات نخستین آن را چاپ کرد (1925) هنوز بسیاری از متن های مهم، ناشناخته در گوشه کتابخانه ها گرد و خاک می خوردند. با اینکه نیکلسون قبل از شروع به کار تصحیح، سعی کرده بود همه نسخه های معتبر شناخته شده را گرد آورد ولی در حین تصحیح بود که به وجود نسخه هایی از قرن هفتم و نزدیک به زمان آفرینش متن پی برد که یکی از آنها نسخه مورخ677 محفوظ در موزه آرامگاه مولانا در قونیه بود. نیکلسون بعد از دریافت و ارزشیابی نسخه به اهمیت آن پی برد و در چاپ دفتر سوم به بعد آن را اساس قرارداد و برای نشان دادن تفاوت های ضبط آن با دو دفتر 1و2 ضمیمه هایی افزود.
    این نسخه در سال1371 به همت نصرالله پورجوادی و متخصصان فنی مرکز نشر دانشگاهی و همکاری توفیق سبحانی به صورت عکسی (فاکسیمیله) به چاپ رسید و در دسترس پژوهشگران و علاقه مندان مولوی قرار گرفت.
    به جهت جایگاه بی بدیل این نسخه در حفظ صورت و قرائت درست مثنوی، چند تن از مثنوی پژوهان همزمان اقدام به چاپ آن کردند.
    این مقاله هزارو سیصد بیت آغازین دفتر اول را در شش چاپ مبتنی بر تک نسخه قونیه که گاهی ضبط های چاپ نیکلسون را نیز به عنوان نسخه بدل در حاشیه افزوده اند مقایسه و با چاپ عکسی مقابله کرده و اختلاف ها را بیت به بیت آورده است. این اختلاف ها به قرائت متفاوت از ضبطی واحد، اختلاف سلیقه مصححان در حفظ یا تغییر شیوه خط و طرز تلفظ کلمات، بی دقتی در مراحل حروف چینی و اغلاط چاپی و... مربوط می شود.
    این مقابله نشان داده است که در چاپ های اخیر، در قرائت متن بیش از آنکه چاپ عکسی مورد مراجعه باشد، به چاپ های حروفی قبلی نسخه قونیه و نیکلسون مراجعه شده است.
    کلیدواژگان: مولانا، مولوی، مثنوی، تصحیح متون، نسخه قونیه، نیکلسون
  • صفحات 101-132
    ادبیات کارگری یا شعر کارگری صلای آزادی، اصلاح و بهبود زندگی توده های نادار جامعه را بر زبان دارد و واماندگی، فقر و رنج کارگران و دیگر زحمت کشان مردم را موضوع خود قرار می دهد. شعری است که در آن هیچ پدیده زشت و زیبا از دیدگان تیزبین شاعر پنهان نمی ماند و خیلی از موضوعاتی که دیگران به راحتی از کنار آن می گذرند، شعر آفرین می گردد. در شعر قبل از مشروطیت نیز انعکاس زندگی مشقت بار و طاقت فرسای طبقه رنجبران را می بینیم، اما چنین اشعاری هرگز از سر اعتراض و آگاهی توده های زحمت کش سروده نشده است. ستمی که در این اشعار مطرح است، ستمی است عارضی و حاصل صعوبت کار، نه ستم اجتماعی و ناشی از رابطه کارگر و کار فرما و از مقوله تجاوز مباشر و کد خدا؛ و در نهایت شعر با دعوت رنجبران به سکوت و بردباری در برابر قضا و قدر و سرنوشت محتوم پایان می پذیرد. گفتنی است جنبه های سیاسی و اجتماعی ادبیات کارگری جنبه های هنری آن را تحت الشعاع خود قرار می دهد. اهداف مکتبی سرایندگان و عمر کوتاه دوره های آزادی قلم و بیان، فرصت چندانی برای تجربه های بادوام و مستمر هنری در این عرصه باقی نگذاشته است که این مقاله در پی آن است، محتوا و مبانی جمال شناختی ادبیات کارگری را با استناد به آثار موجود در این زمینه از مشروطیت تا کودتای 28 مرداد 1332 مورد بررسی قرار دهد.
    کلیدواژگان: ادبیات کارگری، رنجبران، مشروطیت، خودکامگی، مبانی جمال شناختی
  • صفحات 133-156
    «گاو»، اثر غلامحسین ساعدی و «مسخ»، نوشته فرانتس کافکا از جمله آثار داستانی کوتاه معاصر به شمار می روند که دارای ژرف ساختی کاملا شبیه به یکدیگرند. این دو اثر در واقع بیانی اکسپرسیونیستی از جامعه عصر ساعدی و کافکاست که می کوشد با رویکردی جادویی، رئالیسم ترس و خفقان و استبداد حاکم بر ایران بعد از کودتای 28 مرداد و پراگ 1900 را به تصویر کشد. این دو اثر، با وجود داشتن ژرف ساخت یکسان، در حوزه شیوه شخصیت پردازی، کاملا با یکدیگر متفاوت اند؛ کاربرد گفتگو در مقایسه با سایر شگردهای پردازش شخصیت، بسامدی بسیار اندک در این مسخ دارد و در مقابل، توصیف با دامنه کاربرد وسیع، منطق حاکم بر شیوه شخصیت پردازی آن به شمار می رود.
    «مسخ» به عنوان یکی از آثار برجسته ادبیات جهان، مورد توجه بسیاری از ناقدان و نویسندگان از جمله ولادیمیر ناباکوف قرار گرفته است. درباره «گاو» اثر ساعدی نیز بسیاری سخن گفته اند اما در هیچ یک از آثار مذکور، به طور مبسوط به بررسی شگردهای شخصیت پردازی در داستان کوتاه «گاو» و مقایسه آن با «مسخ» کافکا پرداخته نشده است؛ از این روی، در پژوهش حاضر عوامل موثر در پردازش شخصیت در دو اثر داستانی «گاو» و «مسخ» مورد بررسی و مقایسه قرار گرفته است.
    کلیدواژگان: مسخ، گاو، شخصیت پردازی، گفتگو، توصیف، کنش