|
|
|
|
مجله علمي دانشگاه علوم پزشكي و خدمات بهداشتي درماني همدان
فصلنامه پزشكي داراي رتبه علمی - پژوهشی به زبان فارسي، چكيده به زبان انگليسي
سال چهاردهم، شماره 3 (پياپي 45)، پاييز 1386
|
|
|
|
|
|
 | ارتباط ميزان پروتئين واکنشگر C باحساسيت بالا با حوادث قلبي داخل بيمارستاني در بيماران مبتلا به آنژين صدري ناپايدار دکتر هاشم كازراني ، دكتر عليرضا راي ص 5
چکيده مشاهده متن [PDF 111KB] | | مقدمه و هدف: مطالعات متعددي براثبات وعليه ارتباط ميزان پروتئين واکنشگر) C h.s.CRP) High Sensitive C Reactive Protein با پيش آگهي بيماران با سندرم حاد کرونري وجود دارد ، هدف از انجام اين مطالعه تعيين ارتباط بين ميزان پروتئين واکنشگر C با پيش آگهي وحوادث قلبي عروقـي داخل بيمارستاني در بيماراني است که با آنژين ناپايدار در بيمارستان بستري گرديده اند. روش کار : اين مطالعه بصورت توصيفي تحليلي از شهريور ماه 83 لغايت بهمن ماه 84 در مرکزآموزشي درماني شهيددکتربهشتي کرمانشاه صورت گرفته است .دراين مطالعه 250 بيمار با آنژين ناپايدار مورد بررسي قرار گرفتند . بيماران با علائم انفارکتوس با و بدون صعود قطعه ST ، باسابقه عفونت اخير وتروما وسطح سرمي پروتئين واکنشگر C بيشتر از 10 ميلي گرم در ليتر ازمطالعه حذف شدند. 24 ساعت پس ازبستري ، سطح سرمي پروتئين واکنشگر C اندازه گيري شد. بيماران به دو گروه تقسيم شدند، گروه اول بيماراني که سطح سرمي پروتئين واکنشگرC زير3 ميلي گرم در ليترداشتند وگروه دوم بيماراني که ميزان پروتئين واکنشگر C آنها بين10-3ميلي گرم در ليتر بود. تمام اين بيماران در طول بستري از نظر تنگي نفس ، ميزان عود درد قفسه صدري، نياز به بستري در CCU، انفارکتوس ميوکارد ومرگ ومير مورد بررسي قرار گرفتند. نتايج حاصله با آزمونهايc2 و t-test مورد تجزيه وتحليل قرار گرفت. نتايج : از مجموع 250 بيمار105نفر مرد(42%) و145 نفر زن (58%) بودند. ميانگين سني اين افراد درگروه اول 8/10±2/57 سال و در گروه دوم 5/11±58 سال بود. ميران انفارکتوس ميوکارد ، ميزان عود درد قفسه صدري و نياز به بستري درCCU در گروه اول بصورت معني داري از نظر آماري کمتر از گروه دوم بود. )001/0P< ) نتيجه نهائي : باتوجه به رابطه معني داربين وقوع انفارکتوس ميوکاردو ميزان عود درد قفسه صدري وميزان بستري در CCU باميزان کمي پروتئين واکنشگر C ميتوان ازاين مارکر بيوشيميايي براي مشخص کردن بيماران با آنژين ناپايدار که در ريسک بالاتري قرار دارنداستفاده نمود.اين بيماران بايددر CCU بستري شوند ومورد مراقبت بيشتري قراربگيرند.
| | |
 | مطالعه بيان ژن آنتي ژن اختصاصي پروستات و آنزيم تلومراز و ارتباط آنها با گيرنده هاي استروئيدي در بيماران مبتلا به سرطان پستان دكتر نصرت اله ضرغامي، عباس مهاجري، دكتر اشرف فخرجو، دكتر علي منتظري، جهانبخش اسدي ص 10
چکيده مشاهده متن [PDF 164KB] | | مقدمه و هدف: سرطان پستان متداول ترين سرطان در زنان است. بيان ژن آنتي ژن اختصاصي پروستات و آنزيم تلومراز در سرطان پستان با پيشرفت بيماري متفاوت است . هدف از اين تحقيق مطالعه بيان ژن آنتي ژن اختصاصي پروستات و تلومراز در بيماران مبتلا به سرطان پستان و ارتباط آنها با گيرندهاي استروئيدي است. روش كار: در اين مطالعه از نوع موردي- شاهدي تعداد 50 زن مبتلا به تومورهاي خوش خيم پستان به عنوان گروه کنترل و 50 زن مبتلا به سرطان پستان به عنوان گروه مورد وارد مطالعه شدند. ميزان بيان mRNA آنتي ژن اختصاصي پروستات با تکنيک RT-PCR ، فعاليت نسبي آنزيم تلومراز با روش TRAP Assay ، پروتئين آنتي ژن اختصاصي پروستات با تکنيک کيميو لومينسانس و ميزان گيرنده هاي استروژني و پروژستروني با روش ايمنو هيستو شيمي در کليه تومورها اندازه گيري شد. اطلاعات بدست آمده توسط نرم افزارspss و آزمون تي زوج آناليز گرديد. نتايج: با بكار گيري روش TRAP فعاليت نسبي آنزيم تلومراز در تمام نمونه هاي سرطاني مبتلا به سرطان پستان مثبت ارزيابي شد. تفاوت ميزان فعاليت نسبي تلومراز در تمام مراحل و درجات توموري از لحاظ آماري كاملا معني دار بود(05/0p<). تنها در نمونه هاي خوش خيم و بدخيم با مرحله و درجه 1 توموري mRNA آنتي ژن اختصاصي پروستات قابل تشخيص بود. تفاوت سطوح آنتي ژن اختصاصي پروستات سيتوزول تومورال بين افراد مورد و شاهد و همچنين بين كليه مراحل و نيز درجات مختلف توموري كاملا معني دار بود(05/0p<) وتفاوت معني داري بين گيرنده هاي استروئيدي مثبت و منفي با ميزان آنتي ژن اختصاصي پروستات و تلومراز در بافت هاي توموري مشاهده شد. نتيجه نهائي: نتايج بدست آمده از اين مطالعه نشان داد كه بيان ژن آنتي ژن اختصاصي پروستات و تلومراز تحت كنترل هورمونهاي استروئيدي قرار دارد و اين امر مي تواند در هدف درماني مورد استفاده قرار گيرد.
کليدواژگان: آنتي ژن اختصاصي پروستات ,تلومراز ,سرطان پستان
| | |
 | بررسي نتايج بکارگيري هارينگتون راد در درمان کيفوزشوئرمن دكتر ابراهيم عامري ، دكتر بهرام مبيني ، دكتر حميد بهتاش ، دكتر سيدعليرضا بصام پور ص 19
چکيده مشاهده متن [PDF 103KB] | | مقدمه و هدف: تا قبل از استفاده از وسايل مولتي سگمنتال هوک فيکساسيون در جراحي کيفوز شوئرمن ، استفاده از ميله هارينگتون امري رايج بود. بهمين منظور اين مطالعه با هدف تعيين نتايج بكارگيري هارينگتون راد در درمان كيفوز شوئرمن انجام گرفت. روش کار: در اين مطالعه ، عوارض و زواياي کيفوزقبل و بعد از جراحي در26بيمار مبتلا به کيفوزشوئرمن ، که طي سالهاي 1365 تا 1380 در بيمارستان شفا يحيائيان تهران تحت جراحي بصورت ريليز و فيوژن قدامي وسپس هالوفمورال تراکشن و در نهايت وسيله گذاري با هار ينگتون کومپرسيون راد قرار گرفته بودند، بررسي شد. در اين مطالعه توصيفي بيماراني كه مدارک آنان در بايگاني راديولوژي موجود بود و ميزان پيگيري قابل قبولي داشتند مورد ارزيابي قرار گرفتند. نتايج : هيچ موردي از عوارض جدي رويت نشد.1مورد عفونت و1 مورد شکستن راد هارينگتون رويت شد که با درمان مناسب بهبود يافته بود. ميزان متوسط کيفوز قبل از جراحي 94درجه و بعد از جراحي 43 درجه بدست آمد. نتيجه نهائي: مهمترين مشکل ، عدم توانايي دربدست آوردن ميزان کيفوز صحيح در بيماران بعد از جراحي بود که حتي در مواردي به زير 35 درجه هم ميرسيد.
کليدواژگان: كيفوز شوئرمن ,هارينگتون کومپرسيون راد ,هالو فمورال تراکشن
| | |
 | بررسي فراواني افسردگي پس از زايمان در زنان مراجعه كننده به مراكز بهداشتي و درماني شهر همدان در سال 1385 دکتر فاطمه شبيري ، دكتر عبدالله فرهادي نسب ، دكتر منصور نظري ص 24
چکيده مشاهده متن [PDF 111KB] | | مقدمه و هدف: بارداري و زايمان، وقايع تکاملي مهيج و مهمي براي اکثر زنان به حساب مي آيد. جهت تطابق موفقيت آميز اين دو واقعه وجود سازگاري هاي فيزيكي بين فردي و خانوادگي ضروري است. افسردگي بعد از زايمان يك اختلال جدي است كه آثار مخرب و طولاني مدتي بر روي مادر و خانواده بر جاي مي گذارد. مطالعه حاضر با هدف تعيين فراواني افسردگي پس از زايمان در زنان مراجعه كننده به مراكز بهداشتي و درماني همدان در سال 1385 انجام شد. روش كار: اين پژوهش يك مطالعه توصيفي- مقطعي بود كه به منظور بررسي ميزان افسردگي در 8-2 هفته پس از زايمان در مراكز بهداشتي و درماني شهر همدان صورت گرفت. حجم نمونه ها 400 نفر بود كه بر اساس نمونه گيري آسان انتخاب شدند. ابزار گردآوري داده ها پرسشنامه استاندارد افسردگي (Beck) و روش تجزيه و تحليل داده ها، آمار توصيفي و استنباطي بود. اطلاعات بدست آمده با استفاده از نرم افزار SPSS 10 و توسط آزمون آماري c2 مورد آناليز قرار گرفت. نتايج: يافته هاي مطالعه نشان داد كه 68% از واحدهاي مورد پژوهش بهنجار، 19% افسردگي خفيف ، 4% افسردگي متوسط و 9% افسردگي شديد داشتند و همچنين بين ميزان افسردگي و مشخصات فردي مانند سن، تعداد زايمان، سطح تحصيلات، شغل مادر و شغل همسر ارتباط معني دار آماري وجود داشت(P<0.000). نتيجه نهائي: با توجه به فراواني 32% افسردگي در واحدهاي مورد پژوهش ،اشراف كامل كادر درماني به سير و نحوه تشخيص افسردگي پس از زايمان حائز اهميت است و بايستي به دلائل متعدد غربالگري شوند و هر چه زودتر درمان گردند ، زيرا ممكن است رنج زيادي را بر فرد تحميل نموده و پيامدهاي زيانباري براي نوزاد داشته باشد.
کليدواژگان: كيفوز شوئرمن ,هارينگتون کومپرسيون راد ,هالو فمورال تراکشن
| | |
 | تاثير ورزش شنا بر استرس اكسيداتيو و شاخص آتروژنيك در خون رت هاي نر ديابتيك ايرج صالحي ، دكتر مصطفي محمدي ، دكتر صفر فرج نيا ، فرهاد قديري صوفي ، رضا بدل زاده اميرمنصور وطن خواه ص 29
چکيده مشاهده متن [PDF 141KB] | | مقدمه و هدف: ديابت يك اختلال متابوليك ميباشد كه بدنبال كاهش در ترشح انسولين و يا مقاومت به عمل انسولين ايجاد ميگردد . استرس اکسيداتيو که عبارت از عدم تعادل بين توليد راديکالهاي آزاد اکسيژن و ظرفيت دفاع آنتي اکسيداني بدن است، به شدت با ديابت و عوارض آن در ارتباط ميباشد. هدف از تحقيق حاضر بررسي تاثير شناي منظم بر دفاع آنتي اکسيداني در ديابت مي باشد. روش كار: در اين مطالعه تجربي ديابت بوسيله تزريق تك دوز استرپتوزوتوسين ( mg/kg 50 ) در موشها ايجاد گرديد. مدت ورزش و مطالعه 8 هفته بود. ورزش شنا بطور منظم بمدت 1 ساعت در روز در طول 8 هفته انجام شد 40 عدد موشهاي صحرايي نر ( 20±200 گرم) به چهار گروه (كنترل ، کنترل همراه ورزش ، ديابتي بدون ورزش و ديابتي با انجام ورزش) تقسيم شدند. پس از پايان دوره ورزش ، ابتدا حيوانات با تيوپنتال سديم ( mg/kg 50 ) بيهوش گرديده و خون از قلب آنها گرفته شد. از پلاسما و گلبولهاي قرمز بدست آمده جهت اندازهگيري فعاليت آنزيم هاي (SOD) Superoxid Dismutase ، Peroxidase Glutathione GPX) ) ، کاتالاز و سطح Malondialdehyde MDA) ) استفاده گرديد . نتايج: ديابت باعث کاهش معني دار در ميزان فعاليت SOD ، GPX و کاتالازدر خون رتهاي ديابتيك نسبت به گروه کنترل گرديد. همچنين ميزان MDA بعنوان شاخص پراکسيداسيون ليپيدي به طور معني داري در گروه ديابتي ورزش نکرده نسبت به گروه کنترل افزايش داشت. ميزان MDA در خون رت هاي ديابتي ورزش کرده در پاسخ به ورزش كاهش معنيدار و فعاليت آنزيم هاي SOD و كاتالاز افزايش معني داري داشت. نتيجه نهائي: ورزش شنا با افزايش فعاليت آنزيمهاي آنتياكسيداني و كاهش سطح MDA و همچنين شاخص آتروژنيك در خون داراي اثرات مفيد براي جلوگيري از عوارض هيپرليپيدميا در ديابت مليتوس و آسيب هاي عروقي ايجاد شده در اثر استرس اكسيداتيو بدنبال اين بيماري مي باشد.
کليدواژگان: استرس اكسيداتيو ,پراكسيداسيون ليپيدي ,ديابت شيرين ,شنا
| | |
 | بررسي سرطان سلول قاعده اي در نواحي پوشيده و غيرمعمول بدن در بيماران بيوپسي شده در بيمارستان امام خميني (ره) اهواز دکتر رضا يعقوبي، دكتر علي اكبر افشين افشون ، دكتر نسترن رنجبري ، سيدمحمود لطيفي ص 36
چکيده مشاهده متن [PDF 125KB] | | مقدمه و هدف: سرطانهاي سلول قاعده اي Basal cell carcinomas (BCCS) شايعترين بدخيمي در انسان ميباشند و اكثراً در نواحي تابش نور آفتاب ديده ميشوند ولي وجود آنها در نواحي پوشيده بدن غيرمعمول ميباشد. بدين ترتيب، محل ضايعه نميتواند نخستين فاكتور در تشخيص BCCS باشد. هدف از اين مطالعه ارائه اطلاعاتي در رابطه با BCCS نواحي پوشيده و غيرمعمول بدن ميباشد. روش كار: اين مطالعه از نوع توصيفي- مقطعي مي باشد که در آن 1135 پرونده BCCS اوليه، در بخش آسيبشناسي بيمارستان امام خميني (ره) اهواز، طي سالهاي 1384-1371 كه تشخيص آنها از نظر آسيبشناسي تأييد شده بودند، مطالعه شد. نتايج: از مجموع 1135 مورد BCCS ، 48 مورد آن (27 نفر مرد و 21 نفر زن) در نواحي پوشيده و غيرمعمول بدن بودند. ميانگين سن بيماران 1/14 ± 7/52 سال و نسبت مرد به زن 2/1 بود. از 48 مورد BCCS ، 27 مورد (3/56%) در تنه، 8 مورد (7/16%) در اندام فوقاني، 11 مورد (9/22%) در اندام تحتاني و 2 مورد (2/4%) در ناحيه تناسلي خارجي بودند. BCCS Solid بيشترين فرم هيستولوژيك تمامي نواحي آناتوميك بود (6/66%). نتيجه نهائي: اگرچه از كل موارد BCCS اوليه ثبت شده، فقط 48 مورد (2/4%) آن در نواحي پوشيده و غيرمعمول بدن بود ولي ميبايست وجود BCCS در اين نواحي را در نظر داشت و از تمامي ضايعات مشكوك آن نمونهبرداري كرد.
کليدواژگان: سرطان سلول قاعده اي ,محل ضايعه
| | |
 | بررسي اثرات هورمون رشد بر اختلالات ايجاد شده در فعاليت بافت بيضه موش صحرايي توسط داروي متوتراكسات دكتر آرش خاكي ، دكتر حامد صراطي نوري ، دكتر يدالله آذرمي ، دكتر محمد نوري ، دكتر امير افشين خاكي ، دكتر ليلا روشنگر ص 40
چکيده مشاهده متن [PDF 190KB] | | مقدمه و هدف: داروي متوتراکسات جزو داروهايي است كه در شيمي درماني تومورهاي مختلف ودر درمان بيماريهاي التهابي كاربرد وسيعي دارد. هدف از اين مطالعـه تعيين نقش هورمون رشد دربافت بيضه(بويژه اسپرماتوژنز) پس ازتجويز داروي متوتراکسات و يا همراه آن درموش صحرايي مي باشد. مواد و روش كار: در اين مطالعه تجربي 50 سر موش صحرايي نژاد ويستار، به پنج گروه كنترل(10=n) و تحت مطالعه(40=n) تقسيم شدند. گروه تحت مطالعه اول به مدت 28 روز هورمون رشد را به ميزان mg/kg3/0،گروه دوم به مدت چهارهفته و هرهفته يكبار متوتراکسات به ميزان mg/kg1 ،تزريق داخل صفاقي و گروه سوم همزمان با متوتراکسات (هرهفته mg/kg1) هورمون رشد را نيز به ميزانmg/kg3/0از روز اول تا روز 28 و گروه چهارم از روز اول تاروز 14،متوتراکسات به ميزان mg/kg 1 در هر هفته و از روز 14 تا روز 28 هورمون رشدرا به ميزان mg/kg3/0به صورت داخل صفاقي دريافت نمودند. به گروه كنترل سرم سالين نرمال به مدت 28 روز بصورت داخل صفاقي تزريق گرديد.درروزهاي 14و28 بافت بيضه به همراه اپيديديم جهت مطالعات جداسازي گرديدند.نتايج بدست آمده با استفاده از آزمون آماري ANOVA مورد تجزيه وتحليل قرار گرفت. نتايج : اين مطالعه نشان داد كه داروي متوتراکسات داراي اثرات مخرب برروي بافت بيضه وفرايند اسپرماتوژنز درگروههاي تحت درمان درمقايسه با گروه كنترل (P<0.05) بوده و تجويز هورمون رشد بصورت همزمان و يا بعد از اتمام پروسه درماني ميتواند اثرات ترميمي در بافت بيضه و فرايند اسپرماتوژنز داشته باشد. به همين ترتيب اين مطالعه نشان داد که تاثير تجويز هورمون رشد بعد از اتمام پروسه درماني با متوتراکسات تاثير بيشتري نسبت به تجويز همزمان آن دارد.(P<0.05) نتيجه نهائي: يافته ها نشان داد كه هورمون رشد داراي اثرات ترميمي در بافت بيضه پس از درمان با متوتراکسات است، لذا تجويز آن بعد از اتمام دوره درماني در بيماران سرطاني ميتواند درکاهش ميزان نا باروريها موثر باشد.
کليدواژگان: اسپرماتوژنز ,بيضه ,متوتراكسات ,موش ,هورمون رشد
| | |
 | بررسي بيان وضعيت کاتپسينD در سرطان اوليه پستان و ارتباط آن با عوامل موثر در پيش آگهي دکتر محمدرضا جلالي ندوشن، دكتر علي دواتي ، دكتر سميه بخشايش ص 48
چکيده مشاهده متن [PDF 117KB] | | مقدمه و هدف : سرطان پستان شايعترين علت سرطان در زنان مي باشد حتي براساس نتايج مطالعات جديد چنين استنباط مي شود که سرطان پستان در زنان اساسي ترين و مهمترين بيماري انکولوژي است. ازانواع ماركرهاي بيولوژيك تومور در تعيين پيشآگهي و پيشبيني پاسخ بيماران به رژيمهاي درماني استفاده ميگردد. يکي از اين مارکرها کاتپسين D مي باشدکه يک پروتئازليزوزومي آسپارتاتي است ونقش اساسي در جنبه هاي مختلف پيشرفت تومور بازي مي کند. هدف از انجام اين مطالعه تعيين فراواني بيان كاتپسين D در سرطان پستان وارتباط آن با درگيري غدد لنفاوي زير بغل، درجه بدخيمي و مرحله تومور مي باشد. روش كار : اين مطالعه به روش توصيفي ـ مقطعي روي 75 نمونه بيماران مبتلا به سرطان پستان (83-1379) بستري در بيمارستان شهيد مصطفي خميني تهران انجام گرفت. پس از آماده سازي نمونهها، از نمونه برش بافتي گرفته شد. يكي از برشهاي بافتي تومور و گرههاي لنفاوي با روش هماتوكسيلين و ائوزين، رنگآميزي گرديد. لام ديگري به روش ايمونوهيستوشيمي با آنتيبادي مونو كلونال از نظر كاتپسين D بررسي شد. سپس نوع تومور، تعداد گرههاي لنفاوي درگير، مرحله تومور، درجه بدخيمي تعيين گرديد. تمامي لامها توسط پاتولوژيست واحد مورد بررسي قرار گرفت. داده ها با استفاده از نرم افزار آماري SPSS با استفاده از آزمونهاي Chi-SquareوMann-Whitney مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت. نتايج : ميانگين سني افراد مورد مطالعه 48/53 سال با انحراف معيار 87/12 بود. 68 درصد نمونه ها از نظر كاتپسين D مثبت بودند و7/70 درصد درگيري غدد لنفاوي داشتند. بيشتر نمونه ها يعني 3/57 درصد در Stage II قرار داشتند و7/42 درصد در grade II بودند. بين بيان كاتپسين D و هيچ يک از متغيرهاي مورد بررسي ارتباط آماري معني داري به دست نيامد. نتيجه نهايي: در مورد نقش کاتپسين D در تعيين پيش آگهي و بقا و يا ارتباط آن با فاکتورهايي چون درگيري غدد لنفاوي ،درجه تومور ويا مرحله آن در مطالعات مختلف نظرات متفاوتي وجود دارد ولازم است مطالعات وسيعتري در اين زمينه انجام شود تا بتوان بهتر در مورد نقش کاتپسين D در تعيين پيش آگهي سرطان پستان قضاوت نمود.
کليدواژگان: درجه بدخيمي ,سرطان پستان ,كاتپسين D ,مرحله تومور
| | |
 | بررسي فراواني ژن مقاومت به متي سيلين (mec-A) در سويه هاي مختلف استافيلوکوک اورئوس با PCR و تعيين حساسيت آنتي بيوتيکي آن دکتر عليرضا زماني ، دكتر سياوش صادقيان ، دكتر محمد نجفي مصلح ، دكتر محمدتقي گودرزي ، دكتر رسول يوسفي مشعوف ، جلال قادرخاني ص 54
چکيده مشاهده متن [PDF 127KB] | | مقدمه وهدف: استافيلوکوک اورئوس مقاوم به متي سيلين يک پاتوژن عمده و مهم در ايجاد بيماري و مرگ و مير در ايران و جهان است. به دليل شيوع روز افزون مقاومت به اغلب آنتي بيوتيک هاي رايج، درمان و مبارزه عليه آن بسيار مشکل شده است. بنابراين هدف اين مطالعه تعيين فراواني ژن مقاومت به متي سيلين و بررسي الگوي حساسيت ضد ميکروبي سويه هاي مختلف استافيلوكوك مي باشد. روش کار: اين پژوهش توصيفي در سال 1384 بر روي 70 مورد استافيلوکوک اورئوس جداسازي شده از بيماران مراجعه کننده به مراکز درماني وابسته به دانشگاه علوم پزشكي همدان و يک آزمايشگاه خصوصي با تکنيک واكنش زنجيره پليمراز(PCR) صورت گرفت. در کنار آن سنجش حساسيت ضد ميکروبي ايزوله ها به روش ديسک آگار ديفيوژن انجام و اطلاعات بدست آمده تجزيه و تحليل گرديدند. نتايج: يافته هاي اين بررسي به روش PCR نشان داد که از 70 ايزوله بدست آمده، 50 درصد سويه ها (35مورد) ژن مقاومت به متي سيلين را نشان مي دهند. ولي در بررسي الگوي مقاومت آنتي بيوتيکي به روش ديسک آگار ديفيوژن، فقط4/31 درصد سويه ها (22 مورد) مقاومت به متي سيلين/ اگزاسيلين را نشان مي دادند. مقاومت آنتي بيوتيکي بالا در ميان سويه هاي مقاوم به متي سيلين نسبت به آنتي بيوتيكهاي ديگر نيز همانند پني سيلين )100٪(، کلوگزاسيلين)4/91٪(، تتراسايکلين)2/74٪(، کوتريموکسازول)5/68٪(، اريترومايسين)5/68٪( و سفتازيديم)4/51٪( مشاهده گرديد. در مقابل، سويه هاي استافيلوکوک اورئوس حساس به متي سيلين به جز پني سيلين (مقاومت کامل)، حساسيت ضد ميکروبي بالاي 80 درصد را نسبت به پانل آنتي بيوتيکي نشان مي دادند. نتيجه نهايي: نتايج اين پژوهش نشان داد که بروز سويه هاي مقاوم به متي سيلين در مراکز درماني همدان به سطح 50 درصد رسيده است که علاوه بر آن مقاومت چند داروئي نيز نشان مي دهند.
کليدواژگان: استافيلوكوك طلائي ,ژن مقاومت به متي سيلين ,متي سيلين ,واكنش زنجيره پليمراز
| | |
 | بررسي بيضه هاي آتروفيك ناشي از واريكوسل با سونوگرافي داپلكس دکتر ابوالحسن شاكري باويل، دكتر مسعود نعمتي ص 59
چکيده مشاهده متن [PDF 93KB] | | مقدمه و هدف: واريكوسل يكي از علل شايع آتروفي بيضه ميباشد و هدف از اين مطالعه ارزيابي بيضههاي آتروفيك ثانويه به واريكوسل با سونوگرافي داپلكس ميباشد. روش كار: تعداد 17 بيمار با آتروفي بيضه ناشي از واريكوسل در اين مطالعه تحت بررسي قرار گرفتند. تغييرات اكوژنيسيته بيضهها و اپيديديم ثبت شد و با استفاده از سونوگرافي داپلر سرعت سيستولي شرائين داخل بيضه اندازهگيري شد. نتايج: اكوژنيسيته بيضههاي آتروفيك هوموژن بوده و تفاوت قابل ملاحظهاي با سمت نرمال مقابل نداشتند. متوسط حداكثر سرعت سيستولي در شرائين داخل بيضه در سمت آتروفيك 03/2 ±57 /5 سانتيمتر در ثانيه و در سمت نرمال 37/1 ± 49/6 سانتيمتر در ثانيه بوده و از نظر آماري اختلاف معنيداري بين دو طرف ديده نشد(05/0P>). نتيجه نهائي: در بيضههاي آتروفيك ثانويه به واريكوسل اكوژنيسيته پارانشيمال هتروژن نبوده و حداكثر سرعت سيستولي در شرائين داخل بيضه و شرائين اصلي بيضه تحت تأثير قرار نميگيرد.
کليدواژگان: آتروفي بيضه ,سونوگرافي داپلكس ,واريكوسل
| | |
 | بررسي علل عفونت هاي باكتريال در بيماران دچار سوختگي بستري در بيمارستان سوانح سوختگي اصفهان طي سالهاي 84-1383 دكتر جمشيد فقري ص 62
چکيده مشاهده متن [PDF 112KB] | | مقدمه و هدف: از دست دادن سد دفاعي پوستي، سرکوب ايمني، تعلل در ارجاع بيمار به بيمارستان ، طول اقامت در بيمارستان و اقدامات عملي ـ درماني عواملي هستند که جملگي باعث مي شوند افراد دچار سوختگي در اغلب موارد در معرض خطر به عفونت هاي متعدد گردند، لذا بررسي علل عفونت هاي باکتريال در بيماران دچار سوختگي در مرکز سوختگي اصفهان هدف اين مطالعه مي باشد. روش کار: اين مطالعه به صورت توصيفي ـ مقطعي و مدت اجرا يک سال در مرکز سوانح و سوختگي اصفهان از اول شهريور ماه سال1383 الي اول مهر ماه سال 1384 انجام گرفت. تعداد 106 بيمار واجد شرايط که در طي دو روز اول پس از بستري شدن در مرکز فوق فاقد علائم و نشانه هاي بروز عفونت بوده، طبق تعريف مرکز کنترل بيماريها در آمريکا (CDC) وارد مطالعه گرديدند روزانه معاينه باليني و بررسي وضعيت بيماران و مطالعه پرونده هاي آنان جهت يافتن علائم و نشانه هاي عفونتهاي بيمارستاني و کسب اطلاعات مربوطه از پرسنل بيمارستان انجام گرفت. کشت سواب سطحي (Culture swab) ، کشت خون در موقع تب و کشت بافت (Tissue culture) از نمونه بيوپسي زخم سوختگي و کشت ادرار در طول مدت بستري بيمار از واجدين شرايط ورود به مطالعه به عمل آمد. داده ها به وسيله نرم افزار 10 SPSS و با استفاده از آزمون مجذور کاي (Chi-square) ، و ضريب کاپا (Kappa coefficient) تجزيه و تحليل شدند و مقادير Pکمتر از 05/0 معني دار در نظر گرفته شد. نتايج : از تعداد 106 بيمار واجد شرايط در اين مطالعه 91 نفر(8/85%) حداقل دچار يک نوع عفونت شدند که عفونتهاي ادراري، خوني و زخم سوختگي به ترتيب 28 (4/26%)، 30 (3/28%) و 91 (8/85%) بود. در طي اين بررسي کشت خون و کشت سوآب سطحي زخم نشان داد که پسودوموناس آئروژينوزا به ترتيب 4/27% و 4/54% شايعترين ارگانيسم در بين عوامل عفوني زخم سوختگي بود. همچنين کشت ادرار در اين بيماران نشانگر آن است که اشريشياي کلي به عنوان ارگانيسم اصلي 4/6% ايجاد کننده عفونت ادراري بوده است. نتيجه نهائي: بيوپسي از زخم سوختگي آن هم به صورت يک روز در ميان و بررسي هيستوپاتولوژيک نمونه و بسته به شرايط کشت خون و کشت ادرار جملگي مي توانند جهت شناسايي زودرس عفونت زخم سوختگي کمک مؤثري نمايند.
کليدواژگان: سوختگي ,عفونت هاي بيمارستاني ,عفونت هاي باكتريال ,علت شناسي
| | |
 | بررسي انتشار سيليس آزاد در هواي كارگاه هاي سنگ كوبي منطقه ازندريان همدان به روش پراکنش اشعه ايکس محسن علي آبادي ، دكتر عبدالرحمن بهرامي ، دكتر حسين محجوب ، مهندس فرشيد قرباني مهندس محمدعلي برقي ، دكتر فريده گلبابائي ص 67
چکيده مشاهده متن [PDF 135KB] | | مقدمه و هدف: جهت تعيين حدود مجاز تماس شغلي گردوغبار قابل استنشاق ،تعيين درصد سيليس آزاد گردوغباراستنشاقي شاغلين ضرورت دارد تا براساس حدود مجاز تعيين شده، مواجهه شاغلين مورد ارزيابي قرار گيرد . هدف ازاين مطالعه تعيين انتشار سيليس آزاد درهواي کارگاه هاي سنگ کوبي منطقه ازندريان همدان بود. روش كار: در اين پژوهش توصيفي – تحليلي 40 نمونه گردو غبار از كارگاه هاي مختلف سنگ كوبي تهيه شد كه نمونه برداري از گردوغبارقابل استنشاق بر اساس روش شماره 7500 سازمان NIOSH وبااستفاده از پمپ نمونه بردار همراه با سيکلون در ارتفاع ناحيه تنفسي و در ايستگاه هاي مختلف كاري فرايند سنگ كوبي صورت گرفت.تعيين مقدار گردوغبار به روش گراويمتري وتعيين مقدار سيليس آزاد به روش پراکنش اشعه ايکس صورت گرفت. نتايج: نتايج نشان داد در کارگاه هاي درجه2 ميزان تراکم گردوغبار قابل استنشاق برابر با 1.17-1.24 mg/m3 و ميزان تراکم كوارتز برابر با 0.94-1.03 mg/m3 مي باشد. درکارگاه هاي درجه 1 نيزميزان تراکم گردوغبار قابل استنشاق برابر با 0.81-1.07mg/m3 و ميزان تراکم كوارتز برابر با 0.79 -1.05 mg/m3 مي باشد. بر اين اساس ميزان سيليس آزادگردوغبار قابل استنشاق در کارگاه هاي توليد پودر سيليس نوع درجه يک برابر با 5/97 % ودرکارگاه هاي توليد پودر سيليس نوع درجه دو برابر با 3/81 % است که اين اختلاف درصد از لحاظ آماري معني دار مي باشدPValue=0.0001)). نتيجه نهائي: با مقايسه ميانگين وزني زماني گردوغبار قابل استنشاق کارگاه هاي سنگ کوبي مورد مطالعه با حدود تماس شغلي اختلاف معني داري مشاهده نگرديد. بر اين اساس ميزان تراکم گردوغبار در کارگاه ها پايين تر از حدود مجازتماس شغلي مي باشد.
کليدواژگان: پراکنش اشعه ايکس ,سيليس آزاد ,کارگاه هاي سنگ کوبي
| | |
 | گزارش دو مورد نادر بيماري گرانولوماتوز مزمن در افراد بالغ دكتر مهدي اسكندرلو، دكتر سيدحميد هاشمي، دكتر مهرداد حاجيلوئي، دكتر آرش دهقان دكتر محمدصادق صبا ، دكتر حميد شاه نظري ص 74
چکيده مشاهده متن [PDF 120KB] | | مقدمه: بيماري گرانولوماتوز مزمن (CGD) يک بيماري ارثي با نقص در عملکرد سلولهاي فاگوسيت است که بدليل عدم توانائي اين سلولها در کشتن ميکروارگانيسمهاي داخل سلولي دچار عفونت هاي چرکي متعدد ومکرر در نواحي مختلف بدن مي شوند. تظاهرات باليني و عفونتهاي ناشي از اين بيماري اکثراً در 2 سال اول زندگي مشاهده مي شود و با تشخيص زود هنگام بيماري و پيشگيري دارويي مي توان ميزان عود عفونتها و مرگ و مير را کاهش داد . معرفي بيمار: بيمار اول مردي 21 ساله بود که بدنبال عفونت و آبسه هاي مکرر و جراحي متعدد پس از 3 سال بيماري CGD تشخيص داده شد . بيمار دوم خواهر 20 ساله وي كه با لنفادنيت گردني مراجعه و بموقع تشخيص داده شد. نتيجه نهايي: بيماري CGD بطور نادر مي تواند در سنين بلوغ وپس از آن تظاهر نمايدو بر اين اساس در افراد بالغ با عفونتهاي مكرر لازم است آزمايش Nitroblue tetrazolium test (NBT) جهت تشخيص بيماري انجام شود.
کليدواژگان: آبسه هاي مكرر ,زمايش نيتروبلوتترازوليوم ,رانولوماتوز مزمن
| | |
تاريخ انتشار: 25/9/86 تلفن: 8268693 (0811)
تاريخ درج در سايت: 1/10/86
شمار بازديدکنندگان اين شماره: 1545
|
|
|
|
|