|
|
|
|
مجله غدد درون ريز و متابوليسم ايران
فصلنامه بيماري هاي غدد داراي رتبه علمی - پژوهشی به زبان فارسي، انگليسي
سال نهم، شماره 3 (پياپي 35)، پاييز 1386 110 صفحه
|
|
|
|
|
|
 | اثر اسيدهاي چرب امگا 3 خالص شده بر وضعيت ليپوپروتئين ها و كنترل گليسمي در زنان يائسه ي مبتلا به ديابت نوع 2 دكتر فرشيد شيدفر ، دكتر شهين ياراحمدي، دكتر محمود جلالي، دكتر محمدحسن افتخاري، شريعه حسيني، ليلا احري ص 229
چکيده مشاهده متن [PDF 197KB] | | مقدمه: مصرف اسيدهاي چرب امگا 3 باعث كاهش عوامل خطرزاي بيماري هاي قلبي ـ عروقي مي شود. ديابت نوع 2 در ايجاد وضعيت نامطلوب خطرزاي بيماري هاي قلبي ـ عروقي در زنان بعد از يائسگي نقش مهمي دارد. هدف از اين مطالعه بررسي اثر اسيدهاي چرب امگا 3 خالص شده بر مقاومت به انسولين، گلوكز و ليپو پروتئين هاي سرم زنان يائسه مبتلا به ديابت نوع 2 بود. مواد و روش ها: 32 زن يائسه (4/11± 7/53= سن) مبتلا به ديابت نوع 2 و داراي اضافه وزن (6/0±7/28 =BMI) در يك مطالعه ي كارآزمايي باليني تصادفي دوسوكور، روزانه 2 گرم اسيد چرب امگا 3 خالص شده يا دارونما به مدت 10 هفته مصرف كردند. در شروع مطالعه و پايان هفته ي دهم 10 سي سي خون وريدي از افراد گرفته شد. تري گليسريد، كلسترول تام، HDL-C، LDL-C و گلوكز سرم به روش آنزيمي، انسولين سرم با روش راديو ايمينوآسي، هموگلوبين گليكوزيله به روش رنگ سنجي و مقاومت به انسولين از طريق فرمول HOMA-IR اندازه گيري و محاسبه شدند. يافته ها: كاهش معني داري در ميزان تري گلسيريد سرم و TG/HDL-C، در گروه مصرف كننده ي امگا 3 در مقايسه با گروه شاهد در پايان مطالعه وجود داشت. تفاوت معني داري در ميزان كلسترول تام، HDL-C،LDL-C، گلوكز سرم، هموگلوبين گليكوزيله و مقاومت به انسولين در پايان مطالعه بين دو گروه وجود نداشت. افزايش معني داري در ميزان انسولين سرم در گروه مصرف كننده ي امگا 3 در پايان مطالعه در مقايسه با شروع مطالعه و كاهش معني داري در ميزان كلسترول تام در پايان مطالعه در مقايسه با شروع مطالعه وجود داشت. نتيجه گيري: مصرف 2 گرم اسيد چرب امگا 3 خالص شده به مدت ده هفته در زنان يائسه ي مبتلا به ديابت نوع 2 اگرچه باعث كاهش تري گلسيريد و كلسترول تام سرم مي شود، اثر سودمندي بر ساير ليپوپروتئين ها و كنترل گليسمي ندارد. توصيه به مصرف اسيدهاي چرب امگا 3 در زنان يائسه ي ديابتي نياز به بررسي بيشتري دارد. کليدواژگان: اسيدهاي چرب امگا 3، زنان يائسه، ديابت نوع 2، ليپوپروتئين، گلوکز
| | |
 | كيفيت كنترل و درمان فشارخون بالا در بيماران ديابتي نوع 2 دكتر حسن صفائي ، دكتر مسعود اميني ص 235
چکيده مشاهده متن [PDF 204KB] | | مقدمه: فشارخون بالا (هيپرتانسيون) از عوامل خطرزاي مهم عوارض ماكروواسكولار و ميكروواسكولار در بيماران ديابتي نوع 2 است. مطالعه هاي اخير نشان داده اند كه كنترل مؤثر فشارخون سبب كاهش اين عوارض مي شود. هدف از اين مطالعه بررسي كيفيت كنترل فشارخون در بيماران ديابتي نوع 2 و مبتلا به فشارخون بالا بود. مواد و روش ها: در اين مطالعه 602 بيمار شناخته شده ي ديابتي نوع 2 كه به طور مرتب حداقل چهار بار در سال براي كنترل به مركز تحقيقات غدد درون ريز و متابوليسم اصفهان مراجعه كرده بودند از نظر وضعيت كنترل فشار خون براي مدت پنج سال پياپي از زمان مراجعه اوليه بررسي شدند. اندازه گيري فشار خون بر اساس پروتكل استاندارد انجام شد. افراد با فشارخون سيستولي بيش از 130 يا دياستولي بيشتر از 80 ميلي متر جيوه، در حداقل دو نوبت مراجعه و نيز افرادي كه سابقه ي هيپرتانسيون داشتند و تحت درمان دارويي بودند به عنوان افراد مبتلا به فشارخون بالا در نظر گرفته شدند. سطح فشارخون كنترل شده كمتر از 80/130 ميلي متر جيوه در نظر گرفته شد. يافته ها: از 602 بيمار مورد بررسي با ميانگين سني 3/9±4/57 سال و مدت ابتلا به ديابت 7/4±4/9 سال كه به طور منظم براي مراقبت و پيگيري مراجعه كرده بودند، 338 نفر (2/56%) در هنگام پذيرش فشارخون بالا داشتند. از اين افراد تنها 9/13% فشارخون كنترل شده و كمتر از 80/130 ميلي متر جيوه داشتند. در طول دوره ي پيگيري تعداد افراد هيپرتانسيو به 452 (75%) افزايش يافت و درصد افراد كنترل شده به 5/24% رسيد. ميانگين سن، نمايه ي توده ي بدن، هموگلوبين گليكوزيله، آلبومين ادرار 24 ساعته و شيوع رتينوپاتي در بيماراني كه فشارخون آن ها به سطح كنترل رسيده بود، نسبت به آن ها كه فشار خون شان كنترل نشده بود به طور معني داري از نظر آماري كمتر بود. نتيجه گيري: در اين مطالعه تعداد قابل ملاحظه اي از بيماران ديابتي دچار فشارخون بالا، به سطح كنترل شده نرسيدند. به كارگيري روش هاي مداخله اي مؤثر براي بهبود كنترل فشارخون در بيماران ديابتي نوع 2 ضروري به نظر مي رسد.
کليدواژگان: ديابت نوع2، فشارخون بالا، کنترل فشارخون، عوامل خطرزا
| | |
 | ارتباط قند خون ناشتا و و قند دو ساعته در پيش بيني حوادث قلبي ـ عروقي در افراد بالاي 40 سال مطالعه ي قند و ليپيد تهران دكتر منوچهر محمدبيگي ، دكتر فرزاد حدائق، دكتر فريدون عزيزي ص 243
چکيده مشاهده متن [PDF 228KB] | | مقدمه: نقش افزايش گلوكز خون به عنوان يكي از عوامل خطرزاي بيماري هاي قلبي ـ عروقي شامل بيماري هاي كرونر قلبي و حوادث مغزي ـ عروقي در مطالعه هاي مختلف نشان داده شده است. سطح قند ناشتاي پلاسما و دو ساعته در تعيين ميزان متوسط قند نقش دارند اما ميزان شركت هر يك از آن ها در تعيين خطر بيماري هاي قلبي ـ عروقي مورد بحث است. با توجه به فراواني بيماري هاي قلبي ـ عروقي در شهر تهران، اين مطالعه به منظور بررسي نقش سطوح مختلف قند ناشتا و قند دو ساعته ي پلاسما در پيش بيني حوادث قلبي ـ عروقي انجام شد. مواد و روش ها: در اين مطالعه ي كوهورت، افراد بالاي 40 سال طرح قند و ليپيد تهران كه در بررسي هاي اوليه فاقد بيماري كرونر قلبي يا حوادث مغزي ـ عروقي يا ديابت تحت درمان بودند، براي ارزيابي اثر افزايش سطح گلوكز در پيش بيني حوادث قلبي ـ عروقي، مورد بررسي قرار گرفتند. هيپرگليسمي به صورت صدك 25، صدك 75 و صدك بين چاركي (IQR) براساس گلوكز ناشتا و گلوكز 2 ساعته، تعريف شد. هم چنين مجموعه اي از عوامل خطرزاي قلبي ـ عروقي فرامينگهام (FRS)، براي كليه افراد محاسبه شد. سپس همه ي حوادث قلبي ـ عروقي رخ داده براي اين افراد در يك پيگيري حدود 6/0±1/6 ساله ثبت و در انتها قدرت پيش بيني كننده ي قند خون ناشتا و قند خون دو ساعته در حوادث قلبي ـ عروقي توسط هر يك از تعاريف برآورد شد. يافته ها: ميانگين سن نمونه ها 1/10±9/53 سال بود. 346 نفر (3/9%) در شروع مطالعه داراي ديابت تشخيص داده نشده (موارد جديد) بودند كه از اين تعداد در 172 نفر (6/4%كل) تشخيص ديابت براساس فقط هيپرگليسمي post challenge بود. تعداد حوادث قلبي ـ عروقي در طول مدت مطالعه 148 مورد بود. خطر نسبي تعديل شده با جنس و FRS براي بيماري هاي قلبي ـ عروقي به ازايmg/dL 14 افزايش در گلوكز ناشتا (22/1-08/1:CI 95%؛ 15/1=HR) و به ازاي mg/dL 49 افزايش در گلوكز دو ساعته (33/1-14/1: CI95%؛ 23/1=HR) بود. در مدلي كه شامل گلوكز ناشتا و قند دو ساعته بود، خطر نسبي قند خون دو ساعته به صورت معني دار باقي ماند (38/1-05/1: CI 95%؛20/1=HR) و در خصوص قند ناشتا غيرمعني دار شد (13/1-93/0: CI95%؛03/1=HR). نتيجه گيري: در اين مطالعه هيپرگليسمي post challenge عامل خطرزاي مستقل در بروز حوادث قلبي ـ عروقي بود.
کليدواژگان: قند خون ناشتا، قند دو ساعته، حوادث قلبي ـ عروقي
| | |
 | شيوع ديابت بارداري و عوامل خطرساز آن در زنان باردار شهر اصفهان دكتر اعظم اسادات طباطبايي ، دكتر زهرا فلاح، دكتر ساسان حقيقي، دكتر محبوبه فرماني، نگار حري، زهرا اسلاميان، تاج الملوك امامي، علي اكبر حسن زاده، مسعود اميني ص 251
چکيده مشاهده متن [PDF 219KB] | | مقدمه: در كشور ما تاكنون مطالعه هاي محدودي در مورد شيوع ديابت بارداري (GDM) انجام شده است. مطالعه ي حاضر ضمن بررسي شيوع GDM در شهر اصفهان و عوامل خطرساز آن، به مقايسه ي نتايج روش غربالگري انتخابي و عمومي پرداخته است. مواد و روش ها: در يك مطالعه ي مقطعي از تير 1381 تا اسفند 1383، غربالگري عمومي براي تشخيص GDM (براساس معيارهاي كوستان و كارپنتر) بر روي زنان باردار ارجاع شده به مركز تحقيقات غدد درون ريز و متابوليسم اصفهان در هفته ي 28ـ24 بارداري انجام شد. در 1112 خانم باردار بدون سابقه ي ديابت آزمون تحمل گلوكز با 50 گرم گلوكز (GCT) انجام شد. قند خون mg/dL ≤130 به عنوان يافته ي مثبت آزمون در نظر گرفته شد و خانم هاي باردار با آزمون غربالگري مثبت، تحت آزمايش تحمل گلوكز خوراكي (OGTT) قرار گرفتند. هم چنين در تعدادي از موارد با GCT منفي، آزمون OGTT به طور تصادفي انجام شد. يافته ها: در 245 نفر با GCT مثبت و 130 نفر باGCT منفي، آزمون OGTT سه ساعته انجام شد. 67 نفر در گروه اول و 6 نفر در گروه دوم دچار GDM بودند كه نشان گر شيوع كلي GDM به ميزان 76/6% مي باشد. از كل مادران، 2/23% جز گروه كم خطر براي GDM بودند كه از ميان آن ها تنها 2 نفر مبتلا به GDM بودند (7/2 درصد از مادران GDM). از بين عوامل خطرساز فقط سن، نمايه ي توده ي بدن مادر قبل از بارداري و تعداد بارداري قبلي با بروز GDM رابطه ي معني دار داشت. نتيجه گيري: شيوع ديابت بارداري در اصفهان درحد متوسط مي باشد. به نظر مي رسد غربالگري انتخابي براساس عوامل خطرساز در اين جامعه روش ارجحي باشد.
کليدواژگان: ديابت بارداري، شيوع، غربالگري، عوامل خطرساز
| | |
 | اثر كاهش دماي محلول همودياليز در تثبيت متغيرهاي هموديناميك در بيماران ديابتي تحت همودياليز دكتر اصغر قاسمي ، مرتضي شفيعي، كريم روغني، سهيل نجفي مهري، مژگان پادياب ص 261
چکيده مشاهده متن [PDF 198KB] | | مقدمه: افت فشارخون شايع ترين عارضه ي حاد همودياليز است. كاهش دماي محلول همودياليز به عنوان يك راهكار براي جلوگيري از كاهش فشار خون حين همودياليز پيشنهاد شده و مورد استفاده قرار گرفته است. پژوهش ها نشان مي دهد كه كاهش دماي محلول همودياليز در همه ي بيماران مؤثر نيست. بنا بر اين منطقي به نظر مي رسد كه بيماراني كه بيشترين بهره را از كاهش دماي محلول همودياليز مي برند، شناسايي شوند. هدف از اين مطالعه بررسي اثر كاهش دماي محلول همودياليز بر متغيرهاي هموديناميك در بيماران ديابتي بود. هم چنين سطح اكسيدنيتريك سرم در اين افراد اندازه گيري شد تا در صورت وجود ارتباط با كاهش دماي محلول همودياليز اين رابطه مشخص شود. مواد و روش ها: 20 بيمار ديابتي با متوسط سن 5/7±3/63 سال وارد مطالعه شدند. هر بيمار دوبار تحت دياليز قرار گرفت كه يك بار آن دياليز در دماي پايين (ºC 35) و يك بار دياليز استاندارد (ºC 37) بود. به جز كاهش دما به C º 35 ساير شرايط در طول مطالعه يكسان بود. متغيرهاي هموديناميك شامل فشارخون سيستولي و دياستولي، و ضربان قلب هر ساعت اندازه گيري شد. تعداد موارد افت فشار خون نيز تعيين شد. درجه ي حرارت دهاني قبل و بعد از دياليز اندازه گيري شد. اوره ي سرم و سطح سرمي متابوليت هاي اكسيد نيتريك (NOx) قبل و بعد از دياليز اندازه گيري شد. يافته ها: فشار خون سيستولي، دياستولي و فشار متوسط شرياني طي دياليز با محلول گرم نسبت به دياليز با محلول سرد كاهش معني داري پيدا كرد (05/0P<). حداكثر افت فشار خون سيستولي، دياستولي و فشار متوسط شرياني كه در ساعت سوم دياليز مشاهده شد براي دياليز گرم 18، 17 و 14 درصد و براي دياليز سرد 6، 1و4 درصد بود. تغييرات ضربان قلب اختلاف معني داري را بين دو گروه نشان نداد. سطوح سرمي متابوليت هاي اكسيدنيتريك بعد از دياليز در هر دو شرايط دياليز گرم و سرد نسبت به قبل از دياليز كاهش معني داري نشان داد (5±59 در برابر 4±37 ميكرومول در ليتر براي شرايط گرم و 7±63 در برابر 5±41 ميكرومول در ليتر براي شرايط سرد، 05/0>p). نتيجه گيري: دياليز با محلول سرد (ºC 35) سبب كاهش تعداد موارد هيپوتانسيون و پايدار كردن متغيرهاي هموديناميك در اين بيماران مي شود. به نظر مي رسد هيپوتانسيون حين همودياليز در بيماران ديابتي ناشي از مكانيسم ديگري به جز افزايش سطح سرمي اكسيد نيتريك باشد.
کليدواژگان: همودياليز، دياليز خنك، اکسيد نيتريک، ديابت
| | |
 | ارتباط ميوه و سبزي دريافتي با سندرم متابوليك در بزرگسالان: مطالعه ي قند و ليپيد تهران فيروزه حسيني اصفهاني، دكتر پروين ميرميران، دكتر فريدون عزيزي ص 267
چکيده مشاهده متن [PDF 237KB] | | مقدمه: در راهنماهاي رژيمي افزايش مصرف سبزي و ميوه به منظور پيشگيري از بيماري هاي مزمن توصيه مي شود. هدف از مطالعه ي حاضر، ارتباط بين مصرف ميوه ها و سبزي ها و عوامل خطرزاي سندرم متابوليك در بزرگسالان تهراني مي باشد. مواد و روش ها: در يك مطالعه ي مقطعي، چارك هاي مصرف سبزي ها و ميوه ها طبق پرسشنامه ي تكرر مصرف مواد غذايي در 606 فرد بزرگسال 74-18 ساله ي شركت كننده در مطالعه ي قند و ليپيد تهران مشخص شدند. اندازه گيري فشار خون طبق روش هاي استاندارد و نمونه گيري خون از افراد به صورت ناشتا به منظور اندازه گيري هاي بيوشيميايي انجام شد. هيپرتري گليسريدمي، هيپركلسترولمي، افزايش LDL-C و كاهش HDL-C، و سندرم متابوليك بر اساس معيارهاي ATP III مشخص شدند. يافته ها: ميانگين دريافت سبزي هاي نشاسته اي، ساير سبزي ها و ميوه ها به ترتيب 49±8/50، 179±304 و 147±211 گرم در روز بود. شيوع سندرم متابوليك در افرادي كه در چارك هاي پايين تر مصرف ميوه ها قرار داشتند، بالاتر بود (2/17% در چارك اول در مقابل 4/15% در چارك چهارم، 05/0P<). افراد با دريافت بالاتر سبزي ها (چارك هاي بالاتر) دريافت بيشتري از چربي ها (8±7/31 در چارك چهارم در مقابل 9±5/28 گرم در روز در چارك اول، 05/0P<) و كلسترول (13±208 در چارك چهارم در مقابل 12±153 گرم در روز در چارك اول، 05/0P<) داشتند و بين دريافت سبزي ها و چربي ها همبستگي وجود داشت (001/0P< و 26/0=r). تفاوت معني داري در دريافت سبزي ها و ميوه ها در سه گروه افرادي كه داراي عوامل خطرزاي سندرم متابوليك بودند (0، 2-1 و3 ≤ عامل خطرزا) پس از تعديل اثر چربي ها و اسيدهاي چرب اشباع دريافتي ديده شد (سبزي ها وميوه ها به ترتيب14±310 و 17±194 در گروه با 3 ≤ عامل خطرزاي در مقابل 18±364 و 15±248 گرم در روز در گروه بدون عامل خطرزا، 05/0>(P. نتيجه گيري: با توجه به اينكه در اين مطالعه ارتباط معكوس بين دريافت ميوه ها، سبزي ها و سندرم متابوليك ديده شد، يافته هاي مطالعه ي حاضر تأييدي بر توصيه هاي تغذيه اي مبني بر افزايش دريافت سبزي ها و ميوه ها براي پيشگيري از بيماري هاي مزمن مي باشد. کليدواژگان: سبزي ها، ميوه ها، سندرم متابوليک، بزرگسالان، تهران
| | |
 | رابطه ي اندازه ي دور كمر و فشارخون دكتر جمشيد نجفيان ، مريم بشتام، فرحناز فاطمي، افشان اخوان طبيب ص 279
چکيده مشاهده متن [PDF 177KB] | | مقدمه: چاقي يكي از عوامل خطرزاي ايجاد فشارخون است. اندازه ي دور كمر (WC) انعكاسي از چاقي تنه اي و هم چنين توزيع چربي در ناحيه ي شكم است. بنا بر اين مي توان ارتباطي بين WC و فشارخون به دست آورد. هدف از اين مطالعه بررسي ارتباط بين WC و فشارخون بود. مواد و روش ها: اين مطالعه، يك مطالعه ي اقماري از طرح ملي بررسي بيماري هاي قلب و عروق است كه در آن 7806 نفر بررسي شدند. نمونه گيري به صورت خوشه اي تصادفي انجام شد. در ابتدا اطلاعات دموگرافيك بيماران توسط پرسشنامه جمع آوري سپس وزن، قد، دور كمر، فشارخون سيستولي و دياستولي افراد شركت كننده اندازه گيري شد. آناليز آماري با استفاده از آزمون هاي آماري همبستگي، رگرسيون لوجستيك و رگرسيون خطي انجام شد. يافته ها: در همه ي گروه هاي سني هم در زنان و هم مردان رابطه اي بين فشارخون سيستولي و دياستولي با WC وجود داشت كه در گروه مردان 31 تا 55 ساله اين رابطه با فشارخون سيستولي (268/0 r=) و در گروه مردان بالاي 55 سال اين رابطه با فشارخون سيستولي (199/0r =) قوي تر بود (001/0P<). بعد از تعديل اثرهاي سن، جنس و ميزان دريافت انرژي، رابطه ي بين فشارخون و دور كمر هم چنان معني دار بود (001/0P<). نتيجه گيري: بين WC و فشارخون سيستولي و دياستولي حتي در محدوده ي طبيعي ارتباط خطي و مستقيم وجود دارد و اين ارتباط مستقل از عواملي مثل جنس و سن است. افزايش دور كمر حتي در افراد با وزن طبيعي احتمال بروز فشارخون بالا را افزايش مي دهد.
کليدواژگان: دور كمر, فشارخون, چاقي, BMI، فشارخون بالاي سيستولي، فشارخون بالاي دياستولي
| | |
 | نمايه ي توده ي بدن در جانبازان شيميايي مبتلا به برونشيوليت مزمن دكتر كاظم قدوسي ، دكتر مصطفي قانعي، سعيد بهاءلوهوره، حميدرضا خدامي ويشته ص 285
چکيده مشاهده متن [PDF 205KB] | | مقدمه: چاقي يكي از شايع ترين عوامل خطرزاي بيماري هاي مهم و معضل مهم تغذيه اي، به عنوان يك عامل مستقل باعث افزايش خطر مرگ و مير مي شود. بيماران مبتلا به برونشيوليت مزمن ناشي از گاز خردل (جانبازان شيميايي) به دليل مشكلات تنفسي و نيز بيماري هاي همراه مانند اختلال هاي روانپزشكي، فعاليت فيزيكي كمتري دارند كه با افزايش احتمال چاقي همراه است. اين مطالعه با هدف بررسي توزيع نمايه ي توده ي بدن در جانبازان شيميايي مبتلا به برونشيوليت مزمن انجام شد. مواد و روش ها: مطالعه ي حاضر به صورت مقطعي ـ توصيفي انجام شد. حجم نمونه شامل 434 جانباز شيميايي مراجعه كننده به درمانگاه فوق تخصصي ريه ي بيمارستان بقيه الله تهران در سال 1385 بود. روش نمونه گيري در دسترس بود. بيماران به سه گروه سني 39-30، 49-40 و 59-50 تقسيم شدند. افراد مورد مطالعه از نظر شدت علايم بيماري هاي تنفسي (تنگي نفس، سرفه، بيدار شدن شبانه و خلط خوني)، حجم هاي ريوي (FVC، FEV1، FVC، FEV1) و نمايه ي توده ي بدن ارزيابي شدند. يافته ها: ميانگين (±انحراف معيار) نمايه ي توده ي بدن در كل افراد مورد مطالعه و گروه هاي سني 39-30، 49-40 و 59-50 ساله به ترتيب 4±26، 4±26، 4±26و 4±27 كيلوگرم بر مترمربع بود. هم چنين به ترتيب 143 نفر (33%)، 65 نفر (36%)، 72 نفر (33%) و 6 نفر(18%) داراي وزن طبيعي و 281 نفر (55%)، 111 نفر (61%)، 142 نفر (65%) و 28 نفر (82%) در گروه هاي فوق دچار افزايش وزن يا چاقي بودند. نمايه ي توده ي بدن با ميانگين نمره ي شدت تنگي نفس، سرفه، بيدار شدن شبانه و خلط خوني و حجم هاي ريوي بيماران ارتباط معني دار آماري را نشان نداد. نتيجه گيري: اين مطالعه نشان دهنده ي شيوع بالاتر اضافه وزن و چاقي در جانبازان شيميايي نسبت به جمعيت عمومي بود. با توجه به اهميت اضافه وزن و چاقي در بيماري هاي مزمن ريه، به نظر مي رسد تعديل نمايه ي توده ي بدن در اين بيماران بايد مورد توجه قرار گيرد. در اين زمينه همكاري مشترك متخصصان ريه با متخصصان تغذيه، غدد درون ريز و روانپزشكان توصيه مي شود.
کليدواژگان: نمايه ي توده ي بدن، چاقي، جانبازان شيميايي، برونشيوليت مزمن، گاز خردل
| | |
 | تأثير تمرين شديد اسكي آلپاين بر وضعيت آنتي اكسيداني اسكي بازان مرد دكتر افسانه شمشكي، دكتر عباس قنبري نياكي ، دكتر حميد رجب، دكتر مهدي هدايتي، دكتر فاطمه سلامي ص 291
چکيده مشاهده متن [PDF 203KB] | | مقدمه: فعاليت هاي ورزشي از يك طرف با افزايش فشار اكسايشي، احتمال تشكيل راديكال هاي آزاد مضر را افزايش مي دهد و از طرفي با القاي آنزيم هاي ضداكسايشي سبب كاهش راديكال هاي آزاد مي شود. نتيجه ي نهايي انواع تمرين هاي بدني در كاهش يا افزايش راديكال هاي آزاد سؤالي اساسي در مورد آن نوع فعاليت محسوب مي گردد. مطالعه ي حاضر با هدف بررسي وضعيت آنتي اكسيداني اسكي بازان آلپاين مرد هنگام تمرين شديد طراحي و اجرا شد. مواد و روش ها: در اين مطالعه 12 اسكي باز آلپايني مرد (5± 20 ساله) به مدت شش هفته در تمرين هاي شديد اسكي شركت نمودند. قبل از شروع تمرين ها و بلافاصله پس از اتمام آن ها نمونه ي پلاسما و گلبول هاي قرمز براي سنجش گلوتاتيون، اسيداوريك و ظرفيت آنتي اكسيداني تام گرفته شد. يافته ها: ميزان اسيداوريك پلاسما (به ترتيب 4/1±5/6 و 7/1±3/8 ميلي گرم در دسي ليتر 05/0P<) و ظرفيت آنتي اكسيداني آن (2/0±1/2 و 3/0±7/2 ميلي مولار، 05/0 P<) قبل و بعد از تمرين شديد شش هفته اي افزايش آماري معني داري داشت. هم چنين ميزان گلوتاتيون در گلبول هاي قرمز (7/0±4/5 و 9/0±1/6 نانومول بر ميلي گرم هموگلوبين، 05/0 P<) نيز افزايش معني داري را نشان داد. نتيجه گيري: تعادل ميان افزايش فشار اكسايشي و القاي مسيرهاي ضد اكسايشي در فعاليت ورزشي شديد اسكي آلپاين بعد از شش هفته به نفع افزايش ظرفيت آنتي اكسيداني تام پلاسما و گلبول هاي قرمز است، لذا اين فعاليت سبب افزايش راديكال هاي آزاد نخواهد شد.
کليدواژگان: اسكي آلپاين، وضعيت آنتي اكسيداني، تمرين شديد
| | |
 | اثر منيزيم خوراكي بر پاسخ انقباضي آئورت جدا شده ي بدون اندوتليوم در موش هاي صحرايي ديابتي و سالم الهام نورصادقي، دكتر اصغر قاسمي، دكتر مهدي هدايتي، مهناز آذرنيا، فرزانه فرجي، دكتر صالح زاهدي اصل ص 299
چکيده مشاهده متن [PDF 222KB] | | مقدمه: گروهي از بررسي ها نشان مي دهند كه كمبود منيزيم در عوارض قلبي ـ عروقي مرتبط با ديابت شيرين نقش دارد. از اين رو، در اين مطالعه اثر طولاني مدت مصرف خوراكي منيزيم در پاسخ دهي آئورت ايزوله به كلريد پتاسيم و فنيل افرين در نبود اندوتليوم بررسي گرديد. مواد و روش ها: 60 عدد موش صحرايي نر با نژاد ويستار (250-180 گرم) به دو دسته ي ديابتي و دو دسته ي شاهد تقسيم شدند. يك گروه از هر دسته حيوانات ديابتي و سالم سولفات منيزيم اضافه شده در آب آشاميدني و گروه ديگر تنها آب معمولي دريافت كردند. در انتهاي 8 هفته، آئورت سينه اي با دقت جدا، به حلقه هاي 3-2 ميلي متري تقسيم و پس از زدودن اندوتليوم به حمام بافت منتقل گرديد. پس از آن بافت در معرض غلظت هاي 10، 20، 40، 60، 80 ميلي مولار كلريد پتاسيم و نيز غلظت هاي 9-10، 8-10،7-10، 6-10،5-10 مولار فنيل افرين به صورت تجمعي قرار گرفت و پاسخ هاي انقباضي با استفاده از ترانس ديوسر ايزومتريك ثبت شد. هم چنين در طول اين مدت، هر 2 هفته يك بار، از حيوانات براي اندازه گيري گلوكز پلاسما خون گيري به عمل آمد. يافته ها: پاسخ هاي انقباضي عروق به كلريد پتاسيم و فنيل افرين در گروه شاهد به طور معني داري بالاتر از گروه ديابتي بوده (05/0P<) و تفاوت معني داري بين موش هاي درمان شده با منيزيم و موش هاي درمان نشده، يافت نشد. داده هاي حاصل از حداكثر پاسخ انقباضي عروق به كلريد پتاسيم 23/0±32/2، 19/0±76/2، 11/0±96/1 و 21/0±84/1 و بيشترين پاسخ به فنيل افرين 24/0±94/2، 20/0±38/3، 27/0±24/2 و 27/0±61/2 (گرم به ازاي ميلي متر مربع) به ترتيب در گروه هاي شاهد، شاهد دريافت كننده ي منيزيم، ديابتي و ديابتي دريافت كننده ي منيزيم بود. از سوي ديگر، بين موش هاي درمان شده با منيزيم و موش هاي درمان نشده تفاوت معني داري در گلوكز پلاسما مشاهده نگرديد. نتيجه گيري: مصرف خوراكي منيزيم به مدت 8 هفته تأثير قابل ملاحظه اي در انقباض پذيري آئورت ايزوله ي بدون اندوتليوم مدل تجربي ديابت نوع 1 ندارد. کليدواژگان: منيزيم، آئورت سينه اي بدون اندوتليوم، موش صحرايي، ديابت
| | |
 | بررسي هماتولوژي و شكنندگي اسموتيكي گلبول هاي قرمز در موش هاي صحرايي با پركاري تيروئيد دكتر گيتي حبيبي، دكتر اصغر قاسمي، دكتر شاهرخ پاشايي راد، فرزانه فرجي، دكتر صالح زاهدي اصل ص 307
چکيده مشاهده متن [PDF 285KB] | | مقدمه: پركاري تيروئيد با كم خوني همراه است و هورمون هاي تيروئيد با تأثيري كه بر تعداد و فعاليت پمپ سديم/ پتاسيم ـ ATPase و هم چنين تركيب ليپيدي غشاي سلول دارند مي توانند شكنندگي گلبول هاي قرمز را تغيير دهند. در اين مطالعه شكنندگي اسموتيكي گلبول هاي قرمز موش صحرايي مبتلا به پركاري تيروئيد با گروه شاهد مقايسه شد. مواد و روش ها: 48 سرموش صحرايي نر نژاد ويستار با ميانگين وزن 4±221 گرم به چهار گروه تقسيم شدند. گروه اول به مدت 30 روز لووتيروكسين به مقدار 12 ميلي گرم در ليتر كه به آب آشاميدني اضافه شده بود مصرف كرد، گروه دوم شاهد گروه اول بود. گروه سوم به مدت 60 روز لووتيروكسين مصرف كرد و گروه چهارم شاهد گروه سوم بود. در آخر دوره، اندازه گيري كميت هاي هورموني و بيوشيميايي خون انجام شد. براي ارزيابي شكنندگي اسموتيكي، گلبول هاي قرمز به مدت 30 دقيقه در غلظت هاي مختلف كلرورسديم در 37 درجه سانتيگراد انكوبه شدند و ميزان هموليز به وسيله ي رنگ سنجي محلول بالايي اندازه گيري شد. هموليز براساس درصد از هموليز گلبول هاي قرمز در حضور آب مقطر (هموليز صد در صد) بيان شد. يافته ها: در اين مطالعه اگرچه ميزان هموگلوبين، هماتوكريت، ميانگين هموگلوبين در هر گلبول قرمز و ميانگين حجم هر گلبول قرمز در گروه سوم به طور معني دار (05/0p<) نسبت به گروه چهارم افزايش داشت ولي شكنندگي اسموتيكي گلبول ها اختلاف معني داري نشان نداد. نتيجه گيري: يافته ها نشان مي دهد كه اولاً پركاري تيروئيد در موش صحرايي احتمالاً آنمي ايجاد نمي كند و ثانياً شكنندگي اسموتيكي گلبول هاي قرمز تفاوتي با گروه شاهد ندارد.
کليدواژگان: پرکاري تيروئيد، موش صحرايي، گلبول قرمز، شكنندگي اسموتيکي، هموگلوبين، هماتوكريت
| | |
 | معرفي يك مورد سندرم Carney Complex دكتر افسانه طلايي ، دكتر اشرف امين الرعايا، دكتر ديانا طاهري، دكتر كيانوري مهدوي، دكتر مسعود اميني، دكتر حسن رضوانيان ص 317
چکيده مشاهده متن [PDF 267KB] | | سندرم كارني (Carney Complex) يك سندرم اتوزومال غالب است كه با تومورهاي مختلف شامل ميكزوما در محل هاي متفاوت، تومورهاي اندوكرين و ضايعه هاي لنتيگو مشخص مي شود و تاكنون در ايران گزارش نشده است. بيماري كه دراين مقاله معرفي مي شود، زن 27 ساله اي است كه با علايم درد پهلو، مراجعه كرده بود. در معاينه با توجه به علايم هيرسوتيسم، چاقي تنه اي، هيپرپيگمانتاسيون و هيپرتانسيون، سندرم كوشينگ مطرح شد و با آزمايش هاي مربوط تأييد گرديد. سابقه ي دوبار جراحي قلب در دوران كودكي به علت دو ميكزوم دهليزي در بيمار وجود داشت. در MRI هيپوفيز، ميكروآدنوما و در سي تي اسكن آدرنال، آدنوم آدرنال راست مشاهده شد. ابتدا، لاپاراسكوپيك آدرنالكتومي راست براي بيمار انجام شد. همان طور كه انتظار مي رفت، بيماري پس از جراحي هم چنان فعال بود، بنا بر اين آدرنالكتومي سمت مقابل هم انجام و سندرم كوشينگ برطرف شد. در پاتولوژي آدرنال راست، آدنوم با هيپرپلازي در اطراف آن و در آدرنال چپ هيپرپلازي گزارش شد. به اين ترتيب تشخيص سندرم كارني با سندرم كوشينگ ناشي از هيپرپلازي دو طرفه ي آدرنال تأييد شد. اين مورد، يك تظاهر جديد از سندرم است چرا كه هيپرپلازي آدرنال دو طرفه با آدنوم هيپوفيز و آدرنال به صورت دو يافته ي اتفاقي همراه سندرم كشف شد. در بيمار مذكور، سندرم كارني، همراه با سندرم كوشينگ ناشي از هيپرپلازي دو طرفه ي آدرنال، آدنوم آدرنال مقابل و ميكروآدنوم هيپوفيز بدون عملكرد به عنوان يافته هاي تصادفي ((Incidentaloma گزارش شد كه تظاهر جديدي از اين سندرم است.
کليدواژگان: آدنوم قشر آدرنال، سندرم کارني، ميکزوم، سندرم کوشينگ
| | |
 | نامه به سردبير دكتر اصغر قاسمي ، ليلا صيدي ص 325
مشاهده متن [PDF 54KB] | | |
 | اخبار همايش ها ص 325 | | |
تعداد صفحات: 110 صفحه قيمت: 5000 ريال تاريخ انتشار: 5/12/86 تلفن: 22432500،22418942 (021)
تاريخ درج در سايت: 12/12/86
شمار بازديدکنندگان اين شماره: 1332
|
|
|
|
|