|
|
|
|
مجله علمي شيلات ايران
فصلنامه كشاورزي داراي رتبه علمی - پژوهشی
شماره 1 (پياپي 50)، بهار 1384 190 صفحه
|
|
|
|
|
|
 | استفاده از علم بيوانفورماتيك براي تشخيص آلودگي ميگو به ويروس بيماري لكه سفيد حسن محبت كار ص 177 | | |
 | صيد ضمني بچه ماهيان خاوياري در شركتهاي تعاوني پره استان مازندران مهدي مقيم ، حسن فضلي ، حسينعلي خوشباور رستمي ص 183 | | |
 | شناسايي بيماري لكه سفيد WSSD) White Spot Syndrome Disease) با روش(Polymerase Chain Reaction (PCR در ميگوي سفيد هندي (Penaeus indicus) در ايران محمد افشار نسب ، فرامرز لالويي ، سهراب رضواني ص 1
چکيده | | در تابستان سال 1381 مرگ و مير شديدي در ميگوهاي پرورشي گونه سفيد هندي(Penaeus indicus) در منطقه چوئيبده آبادان به وقوع پيوست. در ميگوهاي بيمار علايمي شامل وجود لکه هاي سفيد به انداز 0.5 تا 2 ميليمتر بر روي کاراپاس، جدا شدن سريع کوتيکول از لايه اپيدرم، خالي بودن معده و روده، بزرگ، زرد و شکننده شدن هپاتوپانکراس و قرمز شدن اندامهاي حرکتي مشاهده گرديد. با توجه به مرگ و مير شديد ميگوها و علايم کلينيکي مشاهده شده، نمونه ها مشکوک به بيماري لکه سفيد يا White Spot Syndrome Disease بودند. به منظور تشخيص قطعي بيماري علاوه بر مشاهده علايم کلينيکي، روش تشخيص PCR با استفاده از کيت شناسايي بيماري لکه سفيد به نام Single. Tube Nested DNA Amplification Kit- for Detection WSSD مورد استفاده قرار گرفت. نود نمونه از استخرهاي پرورشي که مرگ و مير در آنها مشاهده شده بود از منطقه چوئيبده آبادان و يک صد و بيست نمونه از استانهاي بوشهر، هرمزگان و منطقه گميشان که ميگوها سالم و مرگ و مير گزارش نشده بود جمع آوري و در الکل 90 درصد تثبيت شدند.DNA نمونه ها به روش ارايه شده در کيت و روش فنل و کلروفرم استخراج شد. براي مشاهده کيفيت و کميت DNA در ژل آگارز (1 درصد) الکتروفورز شدند. با استفاده از پرايمرهاي اختصاصي ويروس WSSD موجود در کيت، PCR طبق دستور العمل شرکت سازنده با استفاده از دستگاه ترموسايکلر (مدل Corbet reseach) انجام پذيرفت. محصولات PCR نمونه ها با ژل آگارز 2 درصد الکتروفورز شدند. در نمونه هاي چوئيبده آبادان باندهاي DNA که در ژل ظاهر شدند داراي اندازه هاي 356bp و 403bp بودند که مطابق دستورالعمل و پيش بيني شرکت سازنده کيت، موارد مثبت وجود بيماري لکه سفيد را تاييد مي کند. در نمونه هاي ساير مناطق باندهاي DNA که در ژل ظاهر شدند داراي اندازه هاي 232bp بودند که از نظر وجود بيماري لکه سفيد منفي گزارش مي شود.
کليدواژگان: ميگوي سفيد هندي White Spot Syndrome Disease (WSSD) , Penaeus indicus
| | |
 | بررسي اثرات برخي عوامل فيزيكي و شيميايي بر رشد و بازماندگي ميگوي ببري سبز Penaeus semisulcatus مهراب بنافي ، وحيد يگانه ص 13
چکيده | | اين تحقيق در 3 استخر 0.4 هکتاري با تراکم 25 عدد پست لارو در متر مربع در سايت پرورشي حله استان بوشهر در سال 1381 انجام گرديد. ميانگين ميزان برداشت از سه استخر ميگوي ببري سبز طي 109 روز دوره پرورش، 781 کيلوگرم معادل 1954 کيلوگرم در هکتار با ميانگين وزني 10.59 گرم و ضريب غذايي 1.3 بود. فاکتورهاي ثبت شده در دوران پرورش از قبيل دماي آب، اسيديته، ميزان شفافيت، شکوفايي پلانکتوني، شوري، نيترات، فسفات، عمق آب استخر، اکسيژن محلول و ميزان غذاي مصرفي همبستگي هاي متفاوتي را با متغير وابسته وزن ميگوها داشته اند که در اين ميان ميزان شکوفايي پلانکتوني در ميگوي ببري سبز به ميزان r=0.807 بيشترين همبستگي را داشت. مجموع مقادير همبستگي چهار فاکتور ميزان شکوفايي پلانکتوني، اکسيژن صبحگاهي، ثبات اسيديته در محيط استخر و ميزان غذادهي به ترتيب اهميت (r=0.939) برآورد گرديد.
کليدواژگان: رشد ، ميگوي ببري سبز ، Penaeus semisulcatus
| | |
 | شناسايي انگلهاي برخي از ماهيان منابع آبي استان زنجان جميله پازوكي ، محمود معصوميان ، مهدي قباديان ص 23
چکيده | | طي بررسيهاي انگل شناسي بر روي ماهيان منابع آبي زنجان از مهر ماه سال 1381 تا شهريور ماه 1382 در مجموع 155 عدد ماهي از پنج ايستگاه شامل سد خاکي سهرين، سد خاکي حسن ابدال، سد خاکي خندقلو، رودخانه قزل اوزن و رودخانه سجاسرود صيد شدند. گونه هاي صيد شده عبارت بودند از: سياه ماهي Capoeta capoeta gracilis (91 عدد)، کاراس carassius idella (8 عدد)، ماهي سفيد رودخانه اي Leuciscus cephalus (18 عدد)، آمور Ctenopharyngodon idella (10 عدد)، ماهي خياطه Alburnus filippi (10 عدد). ماهيان پس از صيد به صورت زنده به آزمايشگاه تحقيقات آبزيان دانشکده علوم دانشگاه شهيد بهشتي منتقل و به تفکيک ايستگاهها در آکواريم هاي جداگانه نگهداري شدند. پس از بيومتري و قطع نخاع بررسيهاي انگل شناسي با استفاده از استريو ميکروسکوپ و ميکروسکوپ نوري بر روي آنها انجام شد. در مجموع تعداد 72 عدد از ماهيان به چهار گونه انگلهاي تک ياخته؛ ايکتيوبودو نکاتريکس Ichthyobodo necatrix، ايکتيوفتيريوس مولتي فيلي ايس Ichthyophthirius multifiliis، شيلودونلا پيسي کولا Chilodonella piscicola و تريکودينا پرفوراتا Trichodina perforate آلوده بودند و هم چنين تعداد 58 عدد از ماهيان بررسي شده به دو گونه انگل ميکوسپور؛ ميکسوبولوس موسايوي Myxobolus musajevi و ميکسوبولوس کريستاتوس Myxobolus cristatus و شش انگل؛ کاپيلاريا Capillaria sp.، نئواکينورينکوس روتيلي Neoechinorhynchus rutili. لرنئا سيپريني سه آLernaea cyprinacea، ارگازيلوس پرگرينوس Ergasilus peregrinus، لامپروگلنا کمپکتا Lamproglena compacta و تراکلياستس لانگي کوليس Trachrliastes longicollis آلوده بودند. در اين تحقيق فراواني هر بررسي آلودگيهاي انگلهاي پرياخته و تک ياخته ماهيان در منابع آبي استان زنجان مي باشد و علاوه بر اين که داراي اهميت بيوسيستماتيک است، مي تواند به صورت کاربردي در زمينه بهينه سازي تکثير و پرورش آبزيان به عنوان يکي از منابع طبيعي با ارزش مورد استفاده قرار گيرد.
کليدواژگان: ماهي ، انگل ، استان زنجان ، ايران
| | |
 | تعيين غلظت كشنده علف كش ماچتي (Butachlor) بر روي بچه ماهيان قره برون (Acipenser persicus) و ازون برون (Acipenser stellatus) ذبيح اله پژند ، عباس اسماعيلي ساري ، محمد پيري ص 41
چکيده | | اثرات سميت بوتاکلر با غلظتهاي 0.4 ppm تا 1.3 و 0.1 ppm تا 1 به ترتيب بر روي بچه ماهيان قره برون (Acipenser persicus) و ازون برون (Acipenser stellatus) در سال 1378 مورد بررسي قرار گرفت. آزمايشها در 6 تيمار و 3 تکرار به همراه شاهد و بر اساس روش OECD و به صورت ساکن انجام پذيرفت. در طول آزمايشها، عواملي شامل: pH، سختي، دما و اکسيژن محلول در آب مورد سنجش قرار گرفتند که به ترتيب 6.7 تا 8.2، 230 ميلي گرم در ليتر، 1±20 درجه سانتيگراد و اکسيژن محلول بالاي 6 ميلي گرم در ليتر اندازه گيري شدند. نتايج آزمايشها نشان داد که ميزان96 LC50 ساعت سم علف کش بوتاکلر بر روي بچه ماهيان 1 تا 3 گرمي قره برون و ازون برون به ترتيب 0.44 تا 0.07 ميلي گرم در ليتر مي باشد. ميزان LC10، LC50، LC90 با استفاده از روش آماري Probit Analysis محاسبه گرديد. بر اين اساس حداکثر غلظت مجاز(Mac value) سم بوتاکلر بر روي بچه ماهيان خاوياري قره برون و ازون برون به ترتيب 0.044 و 0.007 ميلي گرم در ليتر تعيين و بر اساس جدول استاندارد سطوح سميت علف کشهاي مختلف، در رديف خيلي سمي درجه بندي گرديد.
کليدواژگان: بوتاكلر ، قره برون ، Acipenser persicus ، ازون برون ، Acipenser stellatus ، علف كش
| | |
 | مقايسه فراواني پلانكتونها و كفزيان كارگاههاي پرورش تاسماهيان و بررسي نقش آنها در ضريب چاقي بچه ماهيان فروزان چوبيان ، عليرضا نيكوئيان ، رودابه روچائي ، عما ارشد ، مرجان صادقي راد ، كورش حدادي مقدم ، ذبيح اله پژند ص 51
چکيده | | اين بررسي از تاريخ 2/2/1380 تا 22/4/1380 انجام شد. بدين منظور 3 استخر پرورش بچه ماهيان خاوياري از کارگاه دکتر يوسف پور و 3 استخر از مجتمع تکثير و پرورش شهيد بهشتي انتخاب گرديد و نمونه برداري به طور هفتگي با استفاده از تور پلانکتون گير (با چشمه 50 ميکرون)، روتنر و دستگاه بنتوزگير اکمن در طول دوره پرورش انجام شد. نمونه هاي فيتوپلانکتون، زئوپلانکتون و کفزيان پس از عمليات تثبيت با فرمالين 4 درصد مورد شناسايي قرار گرفتند. تنوع فيتوپلانکتوني در کارگاه دکتر يوسف پور شامل 22 جنس و در کارگاه شهيد بهشتي شامل 21 جنس از 5 شاخه کلروفيتا، سيانوفيتا، کريزوفيتا، کريپتوفيتا و اوگلنوفيتا بودند و در اغلب نمونه برداريها جنس Schroderia sp. از شاخه کلروفيتا گروه غالب را تشکيل مي داد. تراکم فيتوپلانکتوني در استخرهاي مورد بررسي مجتمع شهيد بهشتي 106×2 سلول در ميلي ليتر و در کارگاه دکتر يوسف پور حدود 106×1 سلول در ميلي ليتر بود. فون زئوپلانکتوني در هر دو کارگاه شامل 9 جنس متعلق به دو شاخه بندپايان (Arthropoda) و گردان تنان (Rotifera) بود. تراکم زئوپلانکتونها در کارگاه دکتر يوسف پور 36937 عدد در ليتر و در مجتمع شهيد بهشتي 46603 عدد در ليتر بود. تنوع موجودات کفزي در استخرهاي نمونه برداري شده کارگاه دکتر يوسف پور شامل لارو حشرات، کرمهاي کم تار و نرم تنان و در مجتمع شهيد بهشتي شامل لارو حشرات و کرمهاي کم تار بود. ميانگين توده زنده کل کفزيان در استخرهاي مورد بررسي شهيد بهشتي 0.75±2.16 گرم در متر مربع و در استخرهاي مورد بررسي کارگاه دکتر يوسف پور 0.19±1.58 گرم در متر مربع بود. محدوده تغييرات ضريب چاقي بچه ماهيان در مجتمع شهيد بهشتي بين 0.297 تا 0.6 و در کارگاه دکتر يوسف پور 0.294 تا 0.554 بود.
کليدواژگان: بچه ماهيان خاوياري ، پلانكتون ، كفزيان ، ضريب چاقي
| | |
 | سنجش تجمع فلزات سنگين سرب ، نيكل و روي در بافتهاي ماهي كفال (Liza aurata) سواحل جنوبي درياي خزر محمدشريف فاضلي ، بهروز ابطحي ، آذر صباغ كاشاني ص 65
چکيده | | ميزان عناصر سرب، نيکل و روي در بافت هاي کبد، آبشش، کليه، تخمدان و عضله ماهي کفال Liza aurata صيد شده در زمستان 1379، در سواحل جنوبي درياي خزر (7 ايستگاه از سواحل استانهاي گيلان، مازندران و گلستان) با استفاده از دستگاه جذب اتمي (فيليپس مدل PU 9400) مورد بررسي و سنجش قرار گرفت. نتايج حاصله بيانگر آنست که بيشترين ميزان سرب در کبد و پس از آن در آبشش، کليه و تخمدان (به ترتيب 17.51، 13.95، 5.03 و 4.91 ميلي گرم در کيلوگرم) و کمترين آن در عضله (3.01) يافت مي شود. بيشترين ميزان نيکل و روي در تخمدان و سپس در کبد، آبشش و کليه (به ترتيب 6.23، 6.14، 5.71 و 2.98 براي نيکل و 647.28، 159.85، 75.71 و 65.42 ميلي گرم در کيلوگرم براي روي) و حداقل ميزان در عضله ماهي (2.49 ميلي گرم در کيلوگرم نيکل و 20.14 ميلي گرم در کيلوگرم روي) تجمع کرده است. هم چنين مشخص گرديد که بيشترين ميزان عناصر سرب، نيکل و روي در ماهيان کفال بخش جنوب غربي، سپس در بخش مياني و کمترين مقدار در بخش شرقي سواحل جنوبي درياي خزر يافت مي شود.
کليدواژگان: ماهي كفال ، Liza aurata ، تجمع بافتي ، عناصر سنگين ، درياي خزر
| | |
 | بررسي اثر علظت هاي مختلف عنصر كلسيم بر ميزان رشد و بيوماس جلبك سبز Chlorella vulgaris سيدمحمد صلواتيان ، مريم فلاحي ص 79
چکيده | | در اين تحقيق اثر غلظتهاي مختلف عنصر کلسيم بر ميزان رشد و بيوماس جلبک سبز Chlorella vulgaris به مدت يکسال (82-1381) در مرکز تحقيقات ماهيان استخواني درياي خزر، بندر انزلي به صورت آزمايشگاهي مورد بررسي قرار گرفت. اين آزمايش با 7 تيمار و يک شاهد در سه تکرار (در مجموع 24 عدد) با استفاده از استوک خالص جلبک سبز کلرلا ولگاريس و محيط کشت زايندرZ-8±N (با تغييرات غلظت کلسيم در تيمارها) در شرايط آزمايشگاهي (دماي 2±25 درجه سانتيگراد و شدت نور 350±3500 لوکس) براي مدت 96 ساعت انجام پذيرفت. پس از مدت مذکور، به وسيله دستگاه اسپکتروفتومتر (طيف سنج) ميزان جذب نمونه ها در طول موج 750 نانومتر خوانده شد. علاوه بر آن شمارش جلبک کلرلا ولگاريس با استفاده از لام توما در دو مرحله شروع آزمايش و پايان آزمايش صورت گرفت. با توجه به آناليز داده ها و استفاده از نرم افزار SPSS نتايج به دست آمده نشان داد که غلظت موثر کلسيم در محدوده 0.1 تا 15 ميلي گرم در ليتر بوده و ميزان موثر کلسيم نيز براي حداکثر رشد اين جلبک 2.8 ميلي گرم در ليتر مي باشد. در حالي که مقدار آنها در محيط کشت شاهد 9.2 ميلي گرم در ليتر بود. ميزان شمارش سلولي در غلظت فوق به مقدار 17575675 عدد سلول در هر ميلي ليتر، ميزان جذب به 0.542 و ميزان بيوماس جلبکي به 17676 عدد در هر ميلي ليتر رسيد. با آزمايشاتي که انجام شد رشد و بيوماس جلبک کلرلا در مقادير ياد شده بيشتر بوده و مقادير بالاتر از اين اعداد مي تواند رشد بازدارنده داشته باشد. از اين رو مي توان محيط اصلاح شده زايندر را به عنوان يک نظريه جديد مطرح نمود.
کليدواژگان: كلسيم ، كلرلا ولگاريس ، Chlorella vulgaris ، محيط كشت زايندر
| | |
 | اثر كود اوره و محيط كشت TMRL بر رشد جلبك گراسيلاريا (Gracilaria corticata) در شرايط آزمايشگاهي حجت اله فروغي فرد ، حسن اكبري ، اسماعيل تازيكه ص 87
چکيده | | در اين تحقيق که از تاريخ 10/2/81 لغايت 20/3/81 به مدت 41 روز انجام شد، اثرات کود اوره و TMRL بر روي رشد Gracilaria corticata در شرايط آزمايشگاهي و آکواريومهاي 25 ليتري مورد بررسي قرار گرفت. جلبکهاي مورد نظر به شکل اتصال بر روي تور و با وزن اوليه 100 گرم در هر يک از اين آکواريوم ها (9 عدد) ذخيره سازي شدند. در طول مدت بررسي، pH، شوري و دما به صورت روزانه اندازه گيري و هوادهي به شکل مداوم انجام شد. علاوه بر اين يک روز در ميان 80 درصد حجم آب تعويض و آبگيري مجدد صورت مي گرفت. بعد از آبگيري نيز مقدار لازم مواد غذايي به شکل جداگانه به تيمارهاي مورد بررسي داده مي شد. در طول دوره پرورش دما از 0.49±24.5 تا 0.86±35.3 درجه سانتي گراد، شوري از 37 تا 41 قسمت در هزار و pH از 0.02±8.1 تا 0.4±9.05 در نوسان بود. مقادير درصد رشد روزانه، توليد خالص و وزن نهايي براي محيط کشت TMRL، اوره و آب دريا (شاهد) اندازه گيري گرديد که در اين ميان جلبک مورد مطالعه در محيط کشت TMRL بيشترين رشد را طي دوره پرورش داشت. در طول دوره پرورش رنگ جلبکهاي ذخيره شده در هر تيمار تغيير کرده و در تيمارهاي 1، 2 و 3 به ترتيب به رنگ قهوه اي تيره، حصيري و بي رنگ تبديل شد.
کليدواژگان: جلبك قرمز ، Gracilaria ، كود اوره ، محيط كشت TMRL
| | |
 | ارزيابي پتانسيل توليد آرتميا در بخشي از آبهاي شور منطقه گناباد فرشته قاسم زاده ، عباس متين فر ، شهلا جميلي ، عليرضا زارعي ص 99
چکيده | | در اين تحقيق که در منطقه گناباد انجام شد، ذخاير آرتميا در منطقه با نمونه برداريهاي فيزيکي و شيميايي آب و تعيين فراواني فيتوپلانکتونهاي مناسب جهت تغذيه آرتميا و نيز دانسيته آرتميا در طول يکسال (1380 تا 1381) تقريبا هر فصل دو بار و از دو ايستگاه مورد مطالعه قرار گرفت و فاکتورهاي فيزيکي و شيميايي آب اندازه گيري شد. نمونه برداري پلانکتوني توسط تور پلانکتوني با چشمه 20 ميکرون صورت گرفت. در بررسيهاي فيتوپلانکتوني بيشترين گونه شناسايي شده Nitzschia بود که در تمام طول سال وجود داشت. اين جلبک از عمده ترين غذاهاي مصرفي آرتميا محسوب مي شود. به طور کل در فصول بهار و اوايل پاييز فراواني جمعيت فيتوپلانکتونها در منطقه بيشتر از فصول ديگر سال بود. تغييرات تراکم آرتميا نيز در طول سال مشاهده گرديد. با در نظر داشتن فاکتورهاي فيزيکي و شيميايي موثر در توليد (دما 8.5 تا 22 درجه سانتيگراد، شوري 70.27 ppt تا 155.8، اکسيژن محلول 2.1 تا 4.6 ميلي گرم در ليتر، 7.5 pH تا 9 و به رغم کم بودن پتانسيل توليد آرتميا بدليل فقر غذايي، مشخص گرديد که مناسب ترين زمان و مکان جهت توليد آرتميا از اواخر ارديبهشت ماه تا آبان ماه در ناحيه کالشور مي باشد. بنابراين از نتايج اين تحقيقات مي توان در برنامه ريزي آبزي پروري آرتميا استفاده کرده و جهت افزايش اشتغال، ارزآوري و توسعه روستايي مورد استفاده قرار داد.
کليدواژگان: آرتميا ، فيتوپلانكتون ، كال شور ، گناباد ، ايران
| | |
 | مقايسه پرورش گوشتي فيل ماهي ( Huso huso ) در وان فايبر گلاس و استخر خاكي محمود محسني ، محمد پوركاظمي ، محمود بهمني ، مريم صالح پور ، حميدرضا پورعلي ، كورش حدادي مقدم ص 119
چکيده | | نتايج حاصل از مطالعات 29 هفته اي جهت ارزيابي پرورش گوشتي گونه فيل ماهي (Huso huso) در وان فايبرگلاس و استخر خاکي با وزن متوسط 0.35±28.76 گرم نشان داد که در وان فايبرگلاس فيل ماهيان در مدت 200روز پرورش افزايش وزني معادل 584.17 گرم و توليدي معادل 6 کيلوگرم در هر مترمربع داشتند که درصد بقا، ضريب تبديل غذايي و شاخص رشد ويژه آنها به ترتيب برابر با 98.4 درصد، 2.21 و 1.41 بود، در حالي که در استخر خاکي طي اين مدت، فيل ماهيان افزايش وزني معادل 708 گرم و توليدي معادل 1.5 کيلوگرم در هر متر مربع با درصد بقا، ضريب تبديل غذايي و شاخص رشد ويژه به ترتيب برابر با 85.7 درصد، 1.32 و 1.69 داشتند. نتايج حاصل از اين بررسي نشان داد که در اوايل دوره آزمايش تيمار پرورشي وان فايبرگلاس از وضعيت رشد مناسبتري برخوردار بود، اما پس از آن اين روند برعکس گرديد، به طوري که ماهيان پرورش يافته در استخر خاکي از ضريب تبديل غذايي و شاخص رشد ويژه مناسبتري برخوردار بودند، هر چند نتايج بررسيهاي آماري اختلاف معني داري را بين تيمارهاي مورد بررسي نشان نداد (P>0.05)، ولي روند رشد ماهيان بطور معني داري تحت تاثير محيط پرورشي قرار گرفت (P<0.05)، بطوريکه افزايش وزن گونه فيل ماهي در استخر خاکي (708 گرم)، خصوصا پس از سازگار شدن غذاي کنسانتره افزايش چشمگيري را نسبت به فايبرگلاس (584.17 گرم) نشان داد (P<0.05).
کليدواژگان: فيل ماهي ، Huso huso ، ضريب تبديل غذايي
| | |
 | توليد ماريناد سرخ شده از ماهي كلمه درياي خزر ( Rutilus rutilus caspius ) سهراب معيني ، نرجس فروزان سبحاني پور ص 133
چکيده | | در اين تحقيق پنج فرمولاسيون براي توليد ماريناد سرخ شده از ماهي کلمه (Rutilus rutilus caspius) مورد بررسي قرار گرفت. نمونه ها در يخچال خانگي در درجه حرارت 2±6 درجه سانتيگراد به مدت 60 روز نگهداري شدند. در فواصل زماني معين نمونه ها به لحاظ ارگانولپتيک، pH، ازت فرار، پراکسيد و شمارش کلي باکتريها مورد بررسي قرار گرفتند. نتايج نشان داد که طي دوره 60 روزه،pH تمام مارينادهاي توليدي پس از دو روز به 4.12 يا کمتر رسيد، در صورتي که مقدار پراکسيد بين 7.1 و 2.15 ميلي اکي والان در کيلو تغيير نمود. اما مقدار ازت فرار در اين مدت ثابت ماند و مقدار آن 7.8 ميلي گرم در صد گرم از نمونه بود. شمارش کلي باکتريها براي اکثر نمونه ها منفي بود. بر اساس آزمايشهاي ارگانولپتيک که توسط کارشناسان چشايي به عمل آمد، از بين 5 فرمولاسيون به دو نمونه درجه مقبوليت بالا و به دو فرمولاسيون ديگر مقبوليت متوسط داده شد.
کليدواژگان: ماهي كلمه درياي خزر ، Rutilus rutilus caspius ، ماريناد سرخ شده
| | |
 | تعيين LC50 طي 96 ساعت دو تركيب نفتي فنل و 1- نفتول بر بچه ماهيان تاسماهي ايراني ( Acipenser persicus ) شعبانعلي نظامي ، ذبيح ا... پژند ، حسين خارا ، علي افسرده ص 147
چکيده | | اثرات سميت حاد دو ترکيب نفتي فنل و 1- نفتول بر روي بچه ماهيان تاسماهي ايراني (Acipenser persicus) در سال 1382 مورد بررسي قرار گرفت. براي اين منظور پس از انجام چندين آزمايش و براساس محاسبه هاي لگاريتمي، در نهايت 5 تيمار و يک شاهد براي فنل و 4 تيمار و يک شاهد براي 1- نفتول (هر يک با سه تکرار) در نظر گرفته شد. آزمايشها در آکواريومهاي 20 ليتري، بر اساس روش OECD و به صورت ساکن اجرا شدند و درون هر آکواريوم 10 عدد بچه ماهي رهاسازي شدند. در مدت آزمايش pH، سختي آب، دماي آب و اکسيژن محلول اندازه گيري شد. اطلاعات حاصله به وسيله نرم افزارهاي Statgraphic و Quatropro و روش آماري Probit Analysis مورد تجزيه و تحليل قرار گرفتند. طبق نتايج به دست آمده در طول آزمايش ميزان pH برابر 7.2، سختي آب 194 ميلي گرم در ليتر، دماي آب 25.1 درجه سانتي گراد و اکسيژن محلول 7.2 ميلي گرم در ليتر بود. هم چنين مقدارLC50 طي 96 ساعت فنل و 1- نفتول به ترتيب 36.65 و 1.32 ميلي گرم در ليتر تعيين گرديدند. حداکثر غلظت مجاز (MAC) فنل و 1- نفتول براي بچه ماهي تاسماهي ايراني به ترتيب 3.66 و 0.13 ميلي گرم در ليتر محاسبه شدند.
کليدواژگان: تاسماهي ايراني ، Acipenser persicus ، فنل ، 1- نفتول ، LC50
| | |
 | ارزيابي كارآيي پراكسيد هيدروژن در مقابله با آلودگي قارچي تخمهاي تاسماهي ايراني ( Acipenser persicus ) حبيب وهابزاده رودسري ، محمدرضا احمدي ، امينن كيوان ، محمود معصوميان ص 161
چکيده | | تکثير مصنوعي تاسماهي ايراني (Acipenser persicus) هر ساله جهت بازسازي ذخاير انجام مي شود. مشکل اصلي انکوباسيون اين گونه تلفات زياد ناشي از قارچهاي آبي است. گزينه بهينه براي جايگزيني داروي مالاشيت گزين در آمريکا و بسياري از کشورهاي اروپايي، پراکسيد هيدروژن (H2O2) مي باشد که توسط سازمان غذا و داروي آمريکا (FDA) تاييد شده و در گروه داروهاي با اولويت نظارت پايين (LPR) رده بندي شده است. نظر به عدم تجربه استفاده از اين ماده در شرايط کارگاههاي تکثير و پرورش تاسماهيان به ويژه در ايران، اين تحقيق طي دو سال و 6 سري آزمايش با مقادير 750، 1500، 1000، 2000، 3000، و 9000 µl/L به صورت حمام 10 و 15 دقيقه اي بر روي تخمهاي تاسماهي ايراني انجام شد. نتايج درصد تفريخ تخمها، مقايسه آماري تعداد کلني هاي کشت قارچي نمونه هاي تخم و آب انکوباتور و هم چنين مقايسه درصد وزني تخمهاي سالم و آلوده به قارچ نشان داد که بسته به شرايط انکوباسيون استفاده از غلظتهاي 1000 و µl/L 1500 پراکسيد هيدروژن بعد از مرحله گاسترولا در انکوباتور يوشچنکو با صعود تخمهاي مرده و قارچي به سطح آب علاوه بر تسهيل حذف فيزيکي تخمهاي ناسالم، در مقايسه با مالاشيت گرين تا حد قابل قبولي در کنترل عارضه قارچ زدگي تخمهاي تاسماهي ايراني موثر بوده است به طوري که در مقايسه درصد تفريخ در تيمارهاي ياد شده با شاهد (مالاشيت گرين) بر اساس طرحهاي آماري، اختلاف معني داري نداشت (64 درصد در تيمار پراکسيد هيدروژن و 55 درصد در مالاشيت گرين) و با توجه به اثبات برابري کارايي آن و کم خطر بودن اين ماده نسبت به مالاشيت گرين مي توان از آن براي کنترل و درمان قارچ زدگي تخمهاي تاسماهي ايراني طي دوره انکوباسيون استفاده نمود.
کليدواژگان: پراكسيد هيدروژن ، تاسماهي ايراني ، Acipenser persicus ، آلودگي قارچي
| | |
تعداد صفحات: 190 صفحه قيمت: 7000 ريال تاريخ انتشار: 10/4/84 تلفن: 66420731 (021)
تاريخ درج در سايت: 31/5/84
شمار بازديدکنندگان اين شماره: 4766
|
|
|
|
|