فهرست مطالب

معرفت فلسفی - سال سیزدهم شماره 2 (پیاپی 50، زمستان 1394)

فصلنامه معرفت فلسفی
سال سیزدهم شماره 2 (پیاپی 50، زمستان 1394)

  • تاریخ انتشار: 1395/01/30
  • تعداد عناوین: 8
|
  • حسین احمدی* صفحه 7
    یکی از مباحث مهم معرفت شناسی اخلاقی، معرفت شناسی «الزام اخلاقی» است که در آن به مباحثی مانند امکان شناخت «الزام اخلاقی»، اخباری انگاری و انشایی انگاری جمله های حاوی «الزام اخلاقی»، اطلاق و نسبیت این جمله ها و راه شناخت آنها پرداخته می شود. علامه طباطبائی، از فیلسوفان مطرح مسلمان، درباره مباحث معرفت شناسی «الزام اخلاقی»، عبارت های صریحی ندارد. به همین دلیل مفسران ایشان، اختلاف های فراوان دارند؛ ولی بیشتر مفسران در مسئله مورد بحث، ایشان را انشایی انگار و ناشناخت گرا دانسته اند و برخی ایشان را نسبی گرا معرفی کرده اند. این تحقیق بر آن است تا با روش تحلیلی فلسفی به تعریف اخباری انگاری و انشایی انگاری در معرفت شناسی اخلاقی بپردازد و اخباری انگاری علامه را در جمله های حاوی «الزام اخلاقی» اثبات کند. همچنین این مقاله با تعریف شناخت گرایی و ناشناخت گرایی در معرفت شناسی اخلاقی، نظریه علامه را در جمله های «الزام اخلاقی»، شناخت گرایی و مطلق انگاری قلمداد می کند. توجه به سه راه شناخت جمله های اخلاقی در نظریه علامه، یکی از ادله شناخت گرا بودن ایشان است.
    کلیدواژگان: معرفت شناسی اخلاقی، الزام اخلاقی، اخباری انگاری، انشایی انگاری، شناخت گرایی، ناشناخت گرایی، راه شناخت
  • عیسی موسی زاده*، محمدعلی مبینی صفحه 33

    با توجه به اینکه هر ذهنی در درجه اول و به طور مستقیم فقط با دنیای فردی خود روبه روست، ذهن بشر چگونه به این باور رسیده است که جهان خارج مستقل از آگاهی ما وجود دارد؟ والتر ترنس استیس برای پاسخ به این پرسش مراحل رشد منطقی ذهن را با شروع از داده های تجربی بررسی می کند و به این نتیجه می رسد که باور به وجود جهان خارج مستقل از آگاهی اذهان، باید ساختی ذهنی و تعبیری از تمثلات حسی باشد که اذهان مختلف برای رسیدن به دنیایی مشترک و ساده تر، با همکاری یکدیگر دست به ابداع آن زده اند. در این مقاله روشن خواهد شد که وی اولا مواردی از معرفت های مستقیم ذهن را (که جزو نقاط شروع در رشد منطقی ذهن هستند) به وضوح نادیده می گیرد؛ ثانیا در کل مسیر به اصولی که خود تعیین می کند پایبند نیست؛ ثالثا به برخی از روش های استدلالی، مانند استدلال از راه بهترین تبیین، التفات نداشته است.

    کلیدواژگان: ذهن منفرد، رشد منطقی ذهن، کشف اذهان دیگر، باورهای ساختی، استیس
  • محسن ایزدی* صفحه 57
    فطریات انسان، از جهات پرشماری درخور بررسی هستند. این مقاله به تبیین وجودشناختی حقایق فطری موجود در انسان می پردازد. امور فطری عبارت اند از استعدادهای انسان که به تدریج در قلمرو عقل نظری و عقل عملی تجلی می یابند. امور فطری در این صورت مشمول قاعده فلسفی «کل حادث مسبوق بقوه و ماده تحملها» خواهند بود که مبین نیاز آنها به محل (موضوع) مادی است. نیاز امری مجرد (مانند ادراک عقلی) به موضوعی مادی، با اصول فلسفی رایج در فلسفه های پیش از صدرالمتالهین تبیین پذیر نیست؛ اما با استفاده از اصول فلسفی حکمت متعالیه می توان اثبات کرد که امور فطری، استعدادهای موجود در نفس انسان هستند که به تدریج از طریق حرکت جوهری اشتدادی فعلیت می یابند. بر اساس اصول فلسفی صدرالمتالهین، فطریات نحوه وجود انسان هستند و نه صفاتی عارض بر وجود او.
    کلیدواژگان: وجودشناختی، فطریات، حکمت متعالیه، امکان استعدادی، حرکت جوهری
  • محمد سربخشی* صفحه 75
    تقسیم علم به حضوری و حصولی از مهم ترین تقسیمات علم در معرفت شناسی اسلامی است. معرفت شناسان معتقدند علم حضوری به سبب آنکه مواجهه با خود معلوم است و واسطه ای در کارش نیست، ارزش معرفت شناختی مطلق دارد و راهیابی خطا در آن ممکن نیست. از طرفی شبهات بسیاری در این باره مطرح شده است تا به نحوی خطاناپذیری در این نوع علم انکار گردد. مقاله حاضر با تکیه بر نفی واسطه از علم حضوری و تاکید بر خطاناپذیری آن به رفع شبهات مطرح شده می پردازد.
    کلیدواژگان: علم حضوری، خطاناپذیری، عینیت علم و معلوم، تشکیک پذیری، توجه، غفلت
  • سیدعباس موسوی* صفحه 101
    نوشتار حاضر درباره یکی از بحث های مهم فلسفه حق است و آن اینکه آیا «حق» در کاربرد «حق داشتن» از نظر علامه طباطبائی امری تکوینی است یا اعتباری؟ به این معنا که وقتی حق داشتن در سیاست و حقوق و اخلاق به کار می رود، با قطع نظر از جعل جاعل آیا واقعیت نفس الامری دارد یا امری اعتباری است؟ با توجه به اینکه علامه طباطبائی از شخصیت های برجسته و صاحب نظر در علوم انسانی بوده و نظرش در مسئله حق تاثیرگذار است، نوشتار حاضر به بررسی نظر ایشان در این زمینه می پردازد و درصدد اثبات این مدعاست که طبق مبانی و اندیشه های ایشان در تفسیر شریف المیزان، چنین نیست که حق فقط ماهیتی اعتباری داشته باشد؛ بلکه ایشان برای حق ماهیتی دوگانه (اعتباری و تکوینی) قایل است. تبیین اطلاعات در این پژوهش به روش تحلیل عقلی و انتقادی بوده و جمع آوری اطلاعات به صورت مطالعه اسنادی انجام شده است.
    کلیدواژگان: حق، حق طبیعی، تکوینی، اعتباری، قراردادی، علامه طباطبائی
  • مصطفی جهان فکر*، عسکری سلیمانی امیری صفحه 123
    «اصل امتناع تناقض» زیربنایی ترین اصل معرفت بشری است که انکار آن به انکار همه علوم و سقوط در سفسطه و شکاکیت می انجامد. در این مقاله تلاش ما در جهت شناخت ماهیت تناقض و برخی وجوه کمترشناخته شده آن است که غفلت از آنها موجب وقوع در مغالطاتی پرشمار است. با تحلیل دقیق تناقض، به این نتیجه می رسیم که حقیقت تناقض چیزی جز «اجتماع و ارتفاع نفی و اثبات متعلق به امر واحد» نیست و این امر به حکم بدیهی عقل، هم در جانب اجتماع و هم در جانب ارتفاع باطل است. هرچند اصل یادشده بدیهی است، به تناسب متعلق نفی و اثبات، ممکن است رسیدن به لازم نقیض، پیچیده شود و در نتیجه تشخیص تناقض، دشوار گردد. به طورکلی اصل امتناع تناقض به سه اصل دیگر متفرع می گردد که هریک از آنها به حسب متعلقش در حوزه خاصی جریان می یابد. گاه متعلق نفی و اثبات، اعیان موجودات است و گاه حیث حکایتگری مفاهیم از مصادیق خود و گاه نیز صدق و کذب قضایا. ما این تناقض ها را به ترتیب تناقض اعیان، تناقض محمول ها و تناقض قضایا نامیده و احکام آنها را بررسی کرده ایم.
    کلیدواژگان: تناقض، تقابل، اجتماع و ارتفاع نقیضین، نفی و اثبات
  • رهیافتی برای نظریه پردازی بنیادی در علوم انسانی بر اساس فلسفه اسلامی
    عطاءالله رفیعی آتانی* صفحه 149
    پرسش اساسی که این مقاله به آن پاسخ می دهد آن است که مبنا و راه و روش ارتباط فلسفه اسلامی و علوم انسانی چیست؟ در این مقاله تلاش می شود تا با نمایاندن مناسبات فلسفه اسلامی و علوم انسانی، برای تداوم روشمند فلسفه اسلامی در جهت نظریه پردازی در علوم انسانی راهی پیدا شود. برای نیل به مقصود، هر گام به صورت طبیعی از گام قبلی برمی آید نوآوری اساسی مقاله بر اساس نظریه علامه طباطبائی درباره «فلسفه» شکل گرفته است. بر اساس نظریه علامه، مسئولیت اثبات وجود موضوع هر علم بر عهده فلسفه است. این در حالی است که از منظر مشهور اندیشمندان اسلامی، موضوع علم برای هویت بخشی هر علم، در مقایسه با دو ملاک دیگر یعنی «روش» و «غایت» ملاک بهتری است. از منظر علامه طباطبائی و استاد شهید مطهری وظیفه اساسی فلسفه، اثبات وجود موضوع هر علم و نیز تولید روش نظریه پردازی متناسب با موضوع آن علم است. مجموعه یافته های محصول اثبات وجود و نحوه وجود موضوع و نیز روش متناسب با آن، محتوای فلسفه علوم انسانی را می سازد. اگر فلسفه علوم انسانی به نحو روشمندی از معارف اسلامی مرتبط استخراج شود، به رویکردی اسلامی در قلمرو فلسفه علوم انسانی و در نتیجه به نقطه آغازی برای نظریه پردازی دست یافته ایم.
    کلیدواژگان: فلسفه اسلامی، فلسفه علوم انسانی، فلسفه علوم انسانی اسلامی، روش، نظریه
  • الملخص
    صفحه 176
|
  • Hussein Ahmadi* Page 7
    One of the important discussions of moral epistemology is the epistemology of "moral obligation" wherein such issues as the possibility of knowing "moral obligation", regarding sentences containing "moral obligation" as affirmative or imperative, and the absoluteness or relativity of such sentences are dealt with. Allama Tabatabaie, the famous Muslim philosopher, has no explicit statement on the epistemological discussions of "moral obligation". Thus, the expositors of his statements are in high disagreement. However, most of them have considered him as a imperativist and non-cognitivist, while some others have introduced him as a relativist!
    The present study uses an analytical-philosophical method to define affirmative and imperative statements in moral epistemology, and to prove that Allama regards the sentences containing "moral obligation" as affirmative statements. Besides, this article defines cognitivism and non-cognitivism in moral epistemology, and regards Allama's theory on sentences containing "moral obligation" as a cognitivist and absolutist theory.
    Considering three ways of recognizing moral sentences in Allama's theory is one of the evidences for his being a cognitivist.
    Keywords: moral epistemology, moral obligation, cognitivism, non, cognitivism, method of cognition
  • Isa Mosa, Zada*, Muhammad Ali Mobini Page 33

    Considering the fact that any mind, in the first place and directly, contacts just with its individual world, how has human mind believed that there is an external world independent of our consciousness? To answer this question, Walter Stace investigates the stages of logical development of the mind, beginning with empirical data, and concludes that a belief in the existence of an independent external world must be a mental construct and an expression of sensory representations that various minds have cooperated to create in order to have a common and simpler world.
    In the present article, it will be clarified that, first, Stace clearly ignores some instances of mind's direct knowledge (which are starting points in the logical development of the mind); secondly, he is not bound to the principles he himself has specified; and, thirdly, he pays no attention to some methods of argumentation such as reasoning through the best explanation.

    Keywords: individual mind, mind's logical development, discovering other minds, structural beliefs, Stace
  • Mohsen Izadi* Page 57
    Human innate realities are worth investigating from many aspects. The present article explains, ontologically, the innate realities of the human being. Innate entities are human potentials that gradually appear in the realm of theoretical and practical reason. Innate affairs are subject to the philosophical rule, "any contingent being is preceded by a potentiality and a matter conveying it"; which shows their need for a material place (subject). The need of an abstract entity (such as intellectual understanding) to a material subject is not explicable through philosophical principles common in philosophies before Mullā Ṣadrā. However, one may, using the philosophical principles of transcendental philosophy, prove that innate affairs are potentialities existing in human soul, gradually actualized through substantial and intensifying motion. Based on Mullā Ṣadrā's philosophical principles, innate realities are modes of human existence, not attributes happening to his existence.
    Keywords: ontology, innate realities, transcendental philosophy, potential possibility, substantial motion
  • Muhammad Sarbakhshi* Page 75
    Dividing knowledge into "knowledge by presence" and "knowledge by representation" is one of the most important divisions of knowledge in Islamic epistemology. Epistemologists believe that knowledge by presence is an immediate encounter with "the known" itself, and thus, it has an absolute epistemological value, without the possibility of any error penetrating it. On the other hand, many doubts have been put forward in this regard so that infallibility in this type of knowledge may be denied. The present article relies on negating any intermediary in knowledge by presence, and stresses its infallibility to remove the doubts which have been put forward.
    Keywords: knowledge by presence, infallibility, Unity of knowledge, the known, gradability, attention, negligence
  • Sayyid Abbas Musawi* Page 101
    The present article deals with one of the important philosophical discussions on "right". The question is whether "right" in "having right" is an existential one or conventional? In other words, when we use "having right" in politics, law and ethics – disregarding the legislation of the legislator – is it an actual reality or a conventional one? Considering the fact that Allama Tabatabaie is a prominent authority in humanities and his view on "right" is an effective one, the present article investigates his view in this regard, and is seeking to prove the claim that according to his principles and ideas in his Tafsīr Al-Mīzān, "right" does not have just a conventional nature; rather, it enjoys a dual nature (existential and conventional). In this study, data explanation was done through rational and critical analysis, and the data collection was in documentary form.
    Keywords: right, natural right, existential, conventional, contract, Allama Tabatabaie
  • Mustafa Jahan Fekr*, Askari Soleymani Amiri Page 123
    The principle of non-contradiction is the most basic principle of human knowledge. Denying it will lead to denial of all sciences and falling into sophistry and skepticism. In the present article, we have attempted to recognize the nature of contradiction and some of its less-known aspects which may, if neglected, lead to numerous sophistries. By a precise analysis of contradiction, we conclude that the reality of contradiction is nothing but "agreement and exclusion of negation and affirmation belonging to a single affair", and this is rationally absurd both in agreement and exclusion. Although the abovementioned principle is axiomatic, reaching the dependent of contradictory statement may – in proportion to what is negated or affirmed – become complicated and, as the result, discerning contradiction will become difficult. Generally speaking, the principle of non-contradiction has three other branches each of which is applicable in a certain sphere depending on its belonging. Sometimes, what is negated or affirmed are the individual essences and sometimes what the concepts say of their instances and sometimes the truth and falsity of propositions. We have called those forms of contradiction "contradiction of essences", "contradiction of qualities" and "contradiction of propositions" respectively, and investigated the related precepts.
    Keywords: contradiction, opposition, agreement, exclusion of two contradictories, negation, affirmation
  • An Approach to Fundamental Theorization in the Human Sciences, Based on Islamic Philosophy
    Attaullah Rafiie Atani* Page 149
    The basic question answered in this article is as follows: what is the basis and method of relationship between Islamic philosophy and humanities? In this article, we attempt to show the terms of Islamic philosophy and humanities so that we may find a way for systematic durability of Islamic philosophy in theorizing in humanities. To do so, the path is covered step by step. The main innovation of the article is formed according to Allama Tabatabaie's theory on "philosophy". According to Allama's theory, philosophy is responsible for proving the existence of subject in any science. This is while for well-known Islamic thinkers, the subject of any science is a better criterion for identifying it than two other criteria, i.e. "method" and "goal". For Allama Tabatabaie and Murteza Mutahhari, the main duty of philosophy is to prove the existence of the subject of any science as well as to produce method of theorization proper to the subject of that science. The whole findings of the product of proving the existence and the mode of existence of the subject as well as the proper method make up the philosophy of humanities. If the philosophy of humanities is systematically extracted from the related Islamic teachings, we will have an Islamic approach in the realm of philosophy of humanities, and consequently, a starting point for theorization.
    Keywords: Islamic philosophy, philosophy of humanities, philosophy of Islamic humanities, method, theory