|
|
|
|
مجله علمي دانشگاه علوم پزشكي گرگان
فصلنامه پژوهشي _ آموزشي داراي رتبه علمی - پژوهشی
سال نهم، شماره 2 (پياپي 22)، تابستان 1386 94 صفحه
|
|
|
|
|
|
 | مقايسه اثر پتيدين تزريق عضلاني با شياف ديكلوفناك سديم در تسكين درد پس از عمل لامينكتومي دكتر محمدرضا امام هاي ، دكتر معصومه احمدي داقچاهي صص 7-11
چکيده مشاهده متن [PDF 130KB] | | زمينه و هدف : درد به خصوص دردهاي پس از جراحي مي توانند عوارض عديده اي از جمله تعويق در ترميم زخم را ايجاد كند. براي تسكين درد بيماران پس از اعمال جراحي از داروهاي مختلفي نظير مخدرها (مانند پتيدين) و ضدالتهاب غيراستروئيدي استفاده مي شود. هدف از اين مطالعه مقايسه اثر پتيدين با شياف ديكلوفناك سديم در تسكين درد پس از عمل لامينكتومي به دنبال هرني ديسك كمري بود. روش بررسي : در اين مطالعه كارآزمايي باليني شاهددار 100 بيمار مراجعه كننده براي لامينكتومي با تشخيص هرني ديسك کمري كه واجد شرايط ورود به مطالعه بودند، به روش نمونه گيري آسان پس از گرفتن رضايتنامه آگاهانه انتخاب شدند و به دو گروه پتيدين و ديكلوفناك سديم تقسيم شدند. نمره درد بيماران به طريق VAS (Visual Analog Scale) اندازه گيري شد. اطلاعات به دست آمده با استفاده از نرم افزار آماري SPSS.10 و آزمون هاي F، T و کاي اسکوئر آناليز شدند و 05/0P< معني دار در نظر گرفته شد. يافته ها : ميانگين نمره درد در 24 ساعت بعد از عمل در گروه پتيدين 02/28/2و در گروه ديکلوفناک سديم 30/246/4 محاسبه شد. تفاوت معني دار آماري بين كاهش نمره درد بعد از عمل در بين دو گروه وجود دارد (05/0P<). تهوع بيشترين عارضه جانبي مشاهده شده در گروه پتيدين (20 درصد) و درد اپي گاستر بيشترين عارضه جانبي مشاهده شده در گروه ديکلوفناک سديم (18 درصد) بود، ولي در مجموع بين عوارض دارويي در دو گروه اختلاف آماري معني داري وجود نداشت. نتيجه گيري : اين مطالعه نشان داد که شياف ديكلوفناك سديم اثر كمتري نسبت به آمپول پتيدين در تسكين درد بعد از عمل لامينكتومي دارد.
کليدواژگان: برداشتن صفحه مهره ، درد بعد از عمل جراحي – ديكلوفناك سديم ، پتيدين
| | |
 | شيوع موارد نامناسب سيتولوژي سرويكس در روش Liquid-Based و پاپ اسمير مرسوم دكتر زهره يوسفي ، دكتر نوريه شريفي ، دكتر سعيد ابراهيم زاده ، دكتر سكينه انبيائي صص 12-16
چکيده مشاهده متن [PDF 132KB] | | زمينه و هدف : به منظور تشخيص زودرس موارد اسمير غيرطبيعي کاذب و يا کاهش موارد منفي کاذب، موارد unsatisfactory و موارد مبهم اخيراً از روش هاي نمونه برداري جديدتر استفاده شده است. يکي از اين روش ها، روش Liquid-Based است که باعث بهبود کيفيت و کميت نمونه هاي پاپ اسمير شده است. هدف از اين مطالعه مقايسه ميزان موارد اسمير unsatisfactory در سيتولوژي سرويكس در دو روش پاپ اسمير مرسوم و Liquid -Based بود. روش بررسي : اين مطالعه مقطعي از سال 1383 لغايت 1384 روي 1500 بيمار مراجعه كننده به بخش و درمانگاه زنان بيمارستان قائم (عج) مشهد و مركز خصوصي انجام شد. از كليه بيماران اسمير با دو روش conventional pap smear (CP) و Liquid-Based (LB) گرفته شد و بررسي سيتولوژيك انجام گرديد. شيوع مواردunsatisfactory در دو روش مشخص شد. تجزيه و تحليل اطلاعات با استفاده از نرم افزار SPSS و آزمون هاي تي و کاي اسکوئر صورت گرفت. يافته ها : شيوع موارد unsatisfactory در روش CP 3/0درصد و در روش L.B 1درصد بود. شاخص حساسيت در روش CP 8/68درصد و در روش L.B 1/83درصد به دست آمد. نتيجه گيري : در اين مطالعه شيوع موارد unsatisfactory در روش LB بيشتر از روش CP بود.
کليدواژگان: سرطان سرويكس – تست هاي غربالگري – روش مرسوم – روش Liquid – Based ، موارد نامناسب
| | |
 | فراواني اشريشياكلي توليد كننده شيكاتوگسين در بيماران با كوليت هموراژيك مراجعه كننده به بيمارستان هاي تهران ( سال 1383 ) دكتر محمدمهدي اصلاني ، علي صادق شش پلي ، دكتر سياوش صادقيان ، دكتر محمد يوسف عليخاني صص 17-23
چکيده مشاهده متن [PDF 176KB] | | زمينه و هدف : اشريشياكلي هاي توليدكننده شيگاتوكسين (STEC) به سروتايپ هاي مختلفO تعلق داشته و يکي از عوامل اتيولوژيک اسهال مي باشند. سويه هاي STEC نه تنها به عنوان عامل انتريت همراه با سالمونلاهاي غيرتيفوئيدي و کمپيلوباکتر مطرح مي باشند، بلکه عامل ايجاد دو عارضه مهم سندرم اورمي هموليتيک و کوليت هموراژيک نيز هستند. هدف از اين مطالعه بررسي فراواني اشريشياكلي توليدكننده شيگاتوكسين در بيماران با كوليت هموراژيك مراجعه كننده به بيمارستان هاي تهران بود. روش بررسي : در اين پژوهش فراواني اشريشياكلي هاي توليدكننده شيگاتوكسين (STEC) در افراد با كوليت هموراژيك در دو جمعيت انساني شامل افراد مبتلا به کوليت هموراژيک (گروه بيماران 70 نمونه) و افراد داراي اسهال (گروه کنترل 70نمونه)در 6 ماه اول سال 1383 مورد بررسي قرار گرفت. براي جستجوي ژن stx و يافتن سويه هاي STEC از روش PCR و براي شناسايي سروگروپ هاي STEC از روش آگلوتيناسيون روي لام با استفاده از آنتي سرم هاي اختصاصي استفاده گرديد. سپس با تکثير ژن flic و برش محصول PCR با آنزيم HhaΙ و مقايسه با بانک اطلاعاتي ژن flic سروتيپ هاي سويه ها مشخص گرديد. يافته ها : 2 نمونه (9/2 درصد) از جمعيت بيماران مبتلا به کوليت هموراژيک و 12 نمونه (1/17 درصد) از جمعيت افراد اسهالي داراي STEC بودند. اين يافته ها حاکي از آن است که بين جداسازي STEC و کوليت هموراژيک ارتباط معني داري وجود نداشت. ولي بين اسهال و جداسازي STEC رابطه معني داري وجود داشت(05/0P<). سروتيپ هايي که دراين مطالعه جدا شدند عبارتند از: O142:H48 در گروه بيماران و O111:H23،O26:H4،O126:H6،O126:H47 در گروه کنترل که در هيچ گزارشي از آنها به عنوان عامل کوليت هموراژيک ياد نشده است. نتيجه گيري : با توجه به نتايج به دست آمده، رابطه مشخصي ميان STEC و كوليت هموراژيك در جمعيت مورد مطالعه اين تحقيق مشاهده نشد. عدم وجود ارتباط بين جداسازي STEC و کوليت هموراژيك مي تواند ناشي از عدم وجود سروتيپ هاي شايع در اين عارضه مانند سروتيپO157:H7 در ايران باشد.
کليدواژگان: STEC، کوليت هموراژيک – PCR – سروتايپينگ ، O157:H7
| | |
 | ميزان بروز عفونت در بخش مراقبت هاي ويژه و عوامل موثر بر آن در بيمارستان خاتم الانبياء تهران - سال 1381 دكتر محمد اجل لوئيان ، دكتر هادي كاظمي ، دكتر گيتي ثمر ، دكتر علي فيض زاده صص 24-28
چکيده مشاهده متن [PDF 124KB] | | زمينه و هدف : عفونت بيمارستاني يكي از عوامل مهم بر افزايش مدت زمان بستري دربيمارستان، هزينه ها و مرگ و مير در بيمارستان ها است. يكي از بخش هايي كه بالاترين ميزان بروز اين عارضه را دارد، بخش مراقبت هاي ويژه است. اين مطالعه به بررسي ميزان بروز عفونت و عوامل موثر بر آن در بخش مراقبت هاي ويژه بيمارستان خاتم الانبياء تهران انجام شد. روش بررسي : مطالعه به صورت کوهورت آينده نگر روي بيماراني که از ابتداي مهر1381 براي مدت حداقل 72 ساعت در بخش مراقبت هاي ويژه بيمارستان خاتم الانبيا بستري بودند و در زمان بررسي علايمي دال بر عفونت نداشتند، انجام شد. وضعيت و مدت زمان استفاده از لوله تراشه، ونتيلاتور، کاتتر ادراري و کاتتر وريدي، مدت زمان بستري در بخش مراقبت هاي ويژه و زمان بروز عفونت ثبت گرديد. يافته ها : در مدت شش ماه انجام اين مطالعه، 234 بيمار در بخش مراقبت هاي ويژه بستري شدند كه از اين افراد 50 نفر مورد بررسي قرار گرفتند. اين 50 نفر در مجموع مدت 528 روز را در اين بخش سپري كردند. طي اين مدت 9 مورد عفونت بيمارستاني در بين اين افراد پيدا شد كه خطر بروز عفونت 18 درصد (دامنه اطمينان 95 درصد، 65/28-35/7 درصد) و نرخ بروز 17 در هر هزار نفر-روز بستري در بخش مراقبت هاي ويژه بود (دامنه اطمينان 95درصد، 3/106-8/8 درصد). نتيجه گيري : عفونت بيمارستاني يكي از عوارض نسبتاً شايع در بين افرادي بود كه حداقل سه روز را در بخش مراقبت هاي ويژه سپري كردند. فراواني اين عارضه شبيه يا بيش تر از مطالعاتي است كه در ساير مناطق جهان انجام شده است.
کليدواژگان: عفونت هاي بيمارستاني ، بخش مراقبت هاي ويژه ، نظام مراقبت، همه گيرشناسي
| | |
 | رابطه بين هماتوكريت مادر و نتايج بارداري فاطمه نصيري اميري ، محمود حاجي احمدي صص 29-34
چکيده مشاهده متن [PDF 145KB] | | زمينه و هدف : هماتوكريت پايين و بالاي خون مادر ممكن است نتايج بارداري را تحت تاثير قرار دهد. هدف ما در اين مطالعه تعيين رابطه بين هماتوكريت مادر با نتايج بارداري و زايماني در زنان باردار مراجعه کننده به بيمارستان يحيي نژاد بابل طي سال هاي 83-1381 بود. روش بررسي : اين مطالعه به صورت هم گروهي (Cohort) روي 609 زن باردار انجام شد. زنان بارداري كه براي مراقبت پره ناتال از اول ديماه 1381 لغايت 1383 به درمانگاه بيمارستان يحيي نژاد بابل مراجعه کرده بودند، در اولين ويزيت پره ناتال به آزمايشگاه اين بيمارستان به منظور بررسي CBC فرستاده شدند. زناني كه هموگلوبينوپاتي نظير تالاسمي داشتند و يا حاملگي دوقلو، زايمان نوزاد با ناهنجاري هايي مادرزادي، خونريزي قبل و حين زايمان و بيماري هاي طبي داشتند، از مطالعه خارج گرديدند. به همه زنان باردار به طور روتين فولات در سه ماهه اول و آهن تکميلي از سه ماهه دوم داده شد. نتايج مهم بارداري كه ثبت گرديد شامل وزن موقع تولد نوزاد، سن حاملگي ، نمره آپگار نوزاد در دقيقه اول و پنجم، نوع زايمان، مرگ و مير پري ناتال و بستري نوزاد در بخش مراقبت ويژه بود. در تجزيه و تحليل آماري از كاي اسكوئر، تي و ANOVA و مدل رگرسيون لجستيك چندگانه استفاده شد. يافته ها : با مشابه در نظر گرفتن سن، پاريتي، فاصله بين حاملگي، ميزان افزايش وزن مادر در طي بارداري و عوامل مداخله گر ديگر تشخيص آنمي مادر (هماتوكريت كمتراز 34درصد) در اولين ويزيت پر ه ناتال با وجود دريافت آهن تکميلي با خطر وزن كم هنگام تولد و زايمان زودرس ارتباط داشت. هماتوكريت بيش از 40درصد زايمان زودرس و مرگ و مير پري ناتال را افزايش نداده بود، ولي خطر نمره آپگار پايين نوزاد و زايمان همراه با جراحي و بستري نوزاد در بخش مراقبت ويژه را افزايش داد. نتيجه گيري : هماتوكريت پايين و بالاي مادر مي تواند در بروز نتايج بد بارداري نقش داشته باشد. توصيه مي شود كه به زنان باردار با هماتوكريت غيرطبيعي به عنوان گروه پرخطر توجه بيشتري مبذول شود تا از بروز عوارض و نتايج بد بارداري پيشگيري گردد.
کليدواژگان: هماتوكريت – آنمي ، وزن كم هنگام تولد ، زايمان زودرس ، نتايج بارداري
| | |
 | تاثير پانسمان بر ميزان عفونت زخم در اعمال جراحي تميز دكتر سيامك رجايي ، دكتر محمدحسين تازيكي ، محمدرضا ربيعي ، پويه گرايلي صص 35-38
چکيده مشاهده متن [PDF 119KB] | | زمينه و هدف : راه هاي جلوگيري از عفونت زخم متعدد بوده و يكي از آنها انجام پانسمان محل زخم است. پانسمان مي تواند باعث نوعي آرامش روحي براي بيمار شود. از طرفي انجام آن باعث محدوديت هايي براي بيمار از جمله جلوگيري از استحمام و صرف هزينه خواهد شد. لذا بر آن شديم تا در اين مطالعه تاثير استمرار پانسمان بر ميزان عفونت زخم را 48 ساعت اول بعد از عمل مورد بررسي قرار دهيم. روش بررسي : در اين مطالعه مداخله اي 150 بيمار كه تحت عمل جراحي مشابه قرار گرفته بودند، مورد مطالعه قرار گرفتند. در نيمي از آنها بعد از 48 ساعت پانسمان زخم برداشته مي شد و در بقيه بيماران بعد از 48 ساعت روزانه پانسمان تعويض ميشد. هر دو گروه روزهاي سوم، هفتم و سي ام بعد از عمل به وسيله جراح مورد معاينه قرار گرفتند و از نظر وجود يا فقدان علائم عفونت زخم كنترل شدند. در تقسيم بندي بيماران معيارهاي سن، جنس، نوع عمل و بيماري هاي زمينه اي لحاظ شد. روز سي ام بعد از عمل به عنوان ختم مطالعه مد نظر قرار گرفت. اطلاعات به دست آمده از تکميل پرسشنامه وارد رايانه گرديد و با استفاده از نرم افزار آماري SPSS مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت. يافته ها : ميانگين سني بيماران در گروه بدون پانسمان 19/20 ±12/35 سال و در گروه با پانسمان 78/18±61/37 سال بود. 74 نفر مرد و 76 نفر زن بودند. عفونت تنها در يك مورد كه پانسمان بعد از 48 ساعت استمرار داشت، ايجاد شد كه بيمار زن و بدون بيماري زمينه اي بود و نيم روز قبل از عمل در بيمارستان بستري شده بود. در گروه بدون پانسمان هيچگونه عفونت بعد از عمل ديده نشد. 3/5درصد از گروه بدون پانسمان، از نداشتن پانسمان اضطراب داشتند و در مقابل 3/17درصد از افرادي كه پانسمان داشتند از اين كه استحمام آنها به تاخير افتاده بود، دچار نگراني و ناراحتي بودند. نتيجه گيري : با توجه به عدم تاثير پانسمان زخم از بروز عفونت در محل عمل در جراحي تميز پس از 48 ساعت اول و نيز فقدان اضطراب قابل توجه در گروه بدون پانسمان، توصيه ميشود در زخمهاي تميز بعد از 48 ساعت اول پانسمان برداشته شود.
کليدواژگان: پانسمان ، عفونت زخم – جراحي تميز
| | |
 | تعيين وضعيت سلامت رواني معلمان استان گلستان با استفاده از چك ليست نشانگان رواني ( SCL , 90 , R ) در سال 84-1383 دكتر علي اصغر بياني ، عاشور محمد كوچكي ، قربان محمد كوچكي صص 39-44
چکيده مشاهده متن [PDF 138KB] | | زمينه و هدف : سلامت رواني معلم به دليل نقشي که در سلامت فكري و رواني دانش آموزان ايفا مي كند، بيش از ساير طبقات اجتماعي بااهميت است. پژوهش حاضر با هدف بررسي وضعيت سلامت رواني معلمان مقاطع مختلف تحصيلي در استان گلستان انجام شد. روش بررسي : اين پژوهش از نوع توصيفي - مقطعي بود. جامعه مورد مطالعه شامل معلماني مي شد که در سال تحصيلي 84-1383 در يكي از مدارس استان گلستان به صورت رسمي، پيماني يا حق التدريس مشغول تدريس بودند. با استفاده از روش نمونه گيري خوشه اي چندمرحله اي نمونه اي به حجم 535 نفر از معلمان سه مقطع تحصيلي از شهرستان ها و مناطق مختلف استان گلستان انتخاب شدند و با استفاده از پرسشنامه SCL.90.R و با احتساب نقطه برش 5/2 در هر بعد و نقطه برش 3/1 در بعد شاخص علايم كلي (Globas Symptom Indes) مورد بررسي و غربال قرار گرفتند. يافته ها : نتايج نشان داد که 1/81 درصد از معلمان استان به لحاظ رواني سالمند و 9/18 درصد از آنان مشکوک به يكي از علائم روان پزشکي (8/21 درصد در زنان و 9/14 درصد در مردان) بودند. شكايات جسماني (3/7 درصد)، افكار پارانوئيدي (8/5 درصد) و افسردگي (9/4 درصد) شايع ترين علائم روان پزشکي بودند. بالاترين ميزان شيوع در ميان معلمان ابتدايي (6/21 درصد)و كمترين ميزان در معلمان مقطع متوسطه (9/14 درصد) بود. بين مدرك تحصيلي و ميزان اضافه كار با شاخص علايم كلي GSI ضريب همبستگي معني دار مشاهده شد (05/0P<). نتيجه گيري : نتيجه پژوهش حاكي از متوسط بودن ميزان شيوع علائم روان پزشکي در ميان معلمان استان گلستان بود كه در مقايسه با پژوهش هاي مشابه انجام شده در ميان جمعيت معلمان، از شيوع كمتري برخوردار است.
کليدواژگان: سلامت رواني ، بيماري رواني ، همه گيرشناسي ، ميزان شيوع ، معلمان
| | |
 | ارزش تشخيصي شاخص شوكي در مقايسه با علائم حياتي در بيماران مبتلا به حاملگي لوله اي پاره شده دكتر شهلا نصرالهي ، دكتر مهرانگيز زماني صص 45-50
چکيده مشاهده متن [PDF 143KB] | | زمينه و هدف : حاملگي خارج رحمي 15-10 درصد از مراجعين به اورژانس زنان حامله طي سه ماهه اول بارداري را به خود اختصاص ميدهد. با توجه به اهميت تشخيصي زودهنگام حاملگي خارج رحمي و جلوگيري از خونريزي اين مطالعه ارتباط بين علائم حياتي، حاملگي نابجاي پاره شده و خونريزي داخل شکمي را ارزيابي کرد و اين كه آيا بهجز علائم حياتي مرسوم، روش ديگري را با حساسيت بالاتر ميتوان در تشخيص حاملگي خارج رحمي پاره شده و لزوم سريع جراحي استفاده كرد. روش بررسي : اين مطالعه توصيفي-تحليلي روي 105 زن مبتلا به حاملگي خارج رحمي پاره شده بستري در بيمارستان فاطميه همدان طي سالهاي 82 تا 84 صورت گرفت. ارزش پيشبيني مثبت، اختصاصيت، حساسيت علائم حياتي و شاخص شوكي در تشخيص هموپريتوئن مورد مقايسه قرار گرفت. اطلاعات به وسيله آزمونهاي آماري تي و كاياسكوئر با استفاده از نرمافزار آماري SPSS تجزيه و تحليل شد. يافته ها : از 105 بيمار مبتلا به حاملگي خارج رحمي (EP) كه لاپاروتومي شدند، 70 مورد حاملگي خارج رحمي پاره و 35 مورد حاملگي خارج رحمي غيرپاره داشتند. ميانگين شاخص شوكي در گروه حاملگي خارج رحمي غيرپاره 29/0±6/0 و در گروه حاملگي خارج رحمي پاره 22/0±94/0 بود كه از نظر آماري اختلاف معنيدار بود (05/0P<). ميزان حساسيت 3شاخص تعداد نبض، فشارخون سيستوليك و نسبت نبض به فشارخون سيستوليك (SI) به ترتيب 9درصد±6/17 درصد، 10درصد±4/32 درصد و 6 درصد±4/91 درصد به دست آمد. ارزش پيشبيني منفي به ترتيب 1/34 درصد، 7/38 درصد و 50 درصد بود. ميانگين هموگلوبين اوليه در دو گروه اختلاف واضحي نداشت. نتيجه گيري : شاخص شوكي بيش از 7/0 يك عامل پيشبينيكننده ارزشمند براي تشخيص پارگي حاملگي خارج رحمي پاره نسبت به نبض و فشارخون سيستولي است و شاخص شوكي با خونريزي داخل شكم ارتباط دارد.
کليدواژگان: حاملگي خارج رحمي ، علائم حياتي ، شاخص شوكي
| | |
 | مقايسه اثر درماني گوه خارجي به همراه ساپورت مفصل ساب تالار با گوه خارجي داخل كفش در بيماران مبتلا به آرتروز زانو دكتر بيژن فروغ ، رضا عمادي فرد ، حسن سعيدي ، دكتر محمدصادق قاسمي صص 51-55
چکيده مشاهده متن [PDF 129KB] | | زمينه و هدف : آرتروز زانو از علل شايع درد ناحيه زانو مي باشد که نياز به درمان هاي مختلف از جمله درمان آرتزي دارد. در واقع يکي از روش هاي درماني در مورد آرتروز زانو اصلاح بيومکانيکال راستاي زانو و کاهش درد و افزايش عملكرد از طريق کاهش فشارهاي وارده به زانو است. اين تحقيق به منظور بررسي اثر گوه خارجي به همراه ساپورت مفصل ساب تالار روي زاويه فمور و تيبيال در بيماران مبتلا به واروس دفورميتي زانو ناشي از استئوآرتروز صورت گرفت و اثر اين نوع گوه با گوه خارجي داخل کفشي مقايسه گرديد. روش بررسي: اين مطالعه كارآزمايي باليني در دانشكده توانبخشي دانشگاه علوم پزشكي ايران طي سال هاي 1384 لغايت 1385 انجام شد. 20 بيمار مبتلا به استئوآرتروز زانو به مدت 8 هفته مورد بررسي قرار گرفتند. بيماران به صورت تصادفي بر حسب اولويت مراجعه، به دو گروه تقسيم گرديدند. گروه اول گوۀ خارجي به همراه ساپورت مفصل ساب تالار و گروه دوم گوه خارجي داخل کفش دريافت نمودند. اندازه گيري زاويه فمور و تيبيال در هر دو گروه انجام گرديد. براي بررسي کيفي بيماران از پرسشنامه KOOS که شامل موارد درد، فعاليت هاي روزانه، علايم بيمار و کيفيت زندگي است، استفاده شد. ارزيابي دو مرحله قبل و بعد از درمان براي هر گروه صورت گرفت. آزمون هاي آماري مورد استفاده تي زوجي و تي مستقل بود و از نرم افزار آماري SPSS-10 استفاده گرديد. يافته ها: در مرحله اول و شروع تحقيق هيچ گونه تفاوتي در زاويه فمور و تيبيال، درد، فعاليت هاي روزانه، کيفيت زندگي و علايم بيماري بين دو گروه وجود نداشت و دو گروه کاملاً همگن بودند. بعد از 8 هفته در گروه اول به طور معني داري افزايش زاويه فمور و تيبيال و افزايش فعاليت هاي روزانه، کيفيت زندگي و علائم بيماري نسبت به گروه دوم مشاهده گرديد. گرچه درد در گروه اول کاهش پيدا کرده بود، اما از لحاظ آماري تفاوت معني داري بين دو گروه مشاهده نشد. نتيجه گيري: گوه خارجي به همراه ساپورت مفصل ساب تالار باعث حفظ اصلاح والگوسي زاويه فمور و تيبيال در بيماران مبتلا به واروس دفورميتي ناشي از آرتروز زانو مي شود و نتايج درماني بهتري نسبت به گوه تنها خواهد داشت.
کليدواژگان: استئوآرتروز زانو ، کفش ، مفصل ساب تالار
| | |
 | تاثير اختلالات حسي و فراموشي نيمه بدن و آسيب نيمه ميدان بينايي بر مرتبه ناتواني در مبتلايان به سكته مغزي دكتر كاويان قندهاري ، دكتر زهرا ايزدي مود صص 56-60
چکيده مشاهده متن [PDF 118KB] | | زمينه و هدف : يافته هاي باليني تاثيرگذار بر ناتواني بيماران سكته مغزي حائز اهميت است. زيرا وجود اين عوامل مي توانند در پيش آگهي و بهبودي بعدي بيمار تاثيرگذار باشند. در اين مطالعه رابطه وجود اختلال حسي، نگلكت و همي آنوپسي با شدت ناتواني ايجاد شده در بيماران سكته مغزي بررسي شد. روش بررسي : اين مطالعه آينده نگر روي بيماران مبتلا به سكته مغزي بستري در بيمارستان وليعصر بيرجند در سال 1384 انجام گرفت. وجود همي هيپوستزي، همي آنستزي، همي نگلكت و همي آنوپسي همنام در بيماران بررسي شد. مرتبه ناتواني بيمار 72 ساعت بعد از سكته براساس معيار رانكين تعيين شد. آزمون تي و فيشر براي تحليل آماري ميانگين مرتبه ناتواني به كار رفت و 05/0P< معني دار تلقي شد. يافته ها : 329 بيمار سكته مغزي بررسي شدند. در گروه مورد مطالعه 4/37درصد همي هيپوستزي، 8/13درصد همي آنستزي، 9/7درصد همي نگلكت و 3/7درصد همونيموس همي آنوپسي داشتند. ميانگين ناتواني در بيماران با همي آنستزي به طور معني داري بيشتر از ساير بيماران بود (05/0P<). ميانگين ناتواني در افراد با همي هيپوستزي يا همي نگلكت يا همي آنوپسي همنام نسبت به افراد بدون آن تفاوت معني داري نداشت. ميانگين ناتواني بيماران با ترياد همي آنستزي، همي نگلكت و همي آنوپسي همنام به طور معني داري بيشتر از سايرين بود (05/0P<). نتيجه گيري : همي آنستزي موثرترين يافته باليني تاثيرگذار بر ناتواني مبتلايان به سكته مغزي است. وجود ترياد باليني فوق تشديد كننده ميانگين ناتواني در اين بيماران است.
کليدواژگان: حسي – نگلكت – آنوپسي – ناتواني ، سكته
| | |
 | تومورهاي كليه در كودكان ، بررسي باليني و آسيب شناسي 15 ساله در دو مركز آسيب شناسي بيمارستان كودكان دكتر شيخ و امام رضا (ع) مشهد دكتر نثا زابلي نژاد ، دكتر سعادت ميرصدرائي ، دكتر مهران هيرادفر ، دكتر زهرا بديعي ، دكتر امير مريخي اردبيلي صص 61-66
چکيده مشاهده متن [PDF 216KB] | | زمينه و هدف : تومورهاي کليه حدود 7درصد از تومورهاي بدخيم کودکان را شامل مي شود و کاملاً از انواع آن در بالغين متفاوت است. هدف اين مطالعه بررسي ويژگي هاي باليني و آسيب شناسي تومورهاي بدخيم کودکان در بيمارستان کودکان دکترشيخ و امام رضا (ع) مشهد طي سال هاي 85-1370 بود. روش بررسي : در اين مطالعه توصيفي 52 كودك شامل 27 پسر و 25 دختر با تشخيص تومور کليه در مراکز پاتولوژي بيمارستان هاي کودکان دکتر شيخ و امام رضا (ع) مشهد طي سال هاي 85-1370 مورد بررسي قرار گرفتند. يافته ها : ابتلا کليه هر طرف در 24 نفر (3/45درصد) و دوطرفه در 5 مورد (4/9درصد) مشاهده شد. توده شکمي شايع ترين شکايت و نشانه باليني بود. ناهنجاري هاي مادرزادي در 6 بيمار (6/14درصد) مشاهده گرديد. در بررسي هيستوپاتولوژيک 46 مورد (8/86درصد) تومور ويلمز، 2 مورد (8/3درصد) نفروبلاستوم کيستيک با تمايز نسبي، 2 مورد (8/3درصد) نفروم مزوبلاستيک، 1مورد (9/1درصد) تومور رابدوئيد کليه، 1مورد (9/1درصد) آدنوم متانفريک با کارسينوم توبولوپاپيلري گريد پائين و 1مورد سارکوم با سلول روشن کليه (9/1درصد) داشتند. در هنگام مراجعه 11 مورد (8/20درصد) در مرحله يک، 16 مورد (2/30درصد) در مرحله دو، 13 مورد (5/24درصد) در مرحله سه، 8 مورد (1/15درصد) در مرحله چهار و 5 مورد (4/9درصد) در مرحله پنج بودند. نتيجه گيري : اگرچه تومور ويلمز شايع ترين تومور کليه در دوران کودکي است، اما موارد اخير توصيف شده اي نظير تومورهاي متانفريک و کارسينوم هاي کليه کودکان نيز مي بايست در بررسي هيستوپاتولوژيک مدنظر قرار گيرند. نقش روش هاي مولکولي و سيتوژنتيک براي تقسيم بندي و درمان تومورهاي کليه کودکان رو به افزايش مي باشد.
کليدواژگان: تومورهاي كليه كودكان ، کليه ، تومورهاي كودكان
| | |
 | شيوع سزارين در زنان تحصيل كرده گروه علوم پزشكي در شهر گرگان ( سال 1384 ) دكتر افسانه تابنده ، دكتر الهام كاشاني صص 67-70
چکيده مشاهده متن [PDF 118KB] | | زمينه و هدف : شيوع زايمان سزارين در طي سال هاي متمادي در جهان رو به افزايش بوده است. آگاهي مادران باردار از روش هاي مختلف زايمان با برخي عوامل فردي مانند سطح تحصيلات آنها ارتباط دارد. هدف از اين مطالعه تعيين فراواني ميزان سزارين در زنان تحصيل کرده گروه علوم پزشکي زير 45 سال شاغل در شهر گرگان بود. روش بررسي : اين مطالعه توصيفي - تحليلي به صورت مقطعي روي 187 نفر (پزشك، دندانپزشك، پرستار و ماما) در شهر گرگان طي سال 1384 انجام گرفت. پرسشنامه اي حاوي اطلاعات فردي و علت انتخاب روش زايمان سزارين و علت تمايل شخصي به زايمان سزارين از طريق مصاحبه تکميل گرديد. اطلاعات جمع آوري شده به وسيله نرم افزار آماري SPSS-10 و آزمون آماري کاي اسکوئر تجزيه و تحليل شد. يافته ها : از 307 مورد بارداري منجر به زايمان، 153 مورد سزارين شده بودند كه 8/49 درصد زايما ن ها را شامل مي شد. شايع ترين علت سزارين، توصيه پزشك بدون داشتن علت طبي قطعي (6/52درصد) و شايع ترين علت تمايل شخصي به سزارين، احساس درد كمتر بود. درصد سزارين در پزشكان، ماماها و متخصصان به طور معناداري بالاتر از پرستاران و دندانپزشكان بود و بين شغل همسر و فراواني سزارين ارتباط معناداري يافت شد (05/0P<). فراواني سزارين به طور معني داري در اول زاها بالاتر بود (05/0P<). نتيجه گيري: نتايج اين مطالعه نشان دهنده بالاتر بودن درصد سزارين در جامعه علوم پزشكي نسبت به كل جامعه بود.
کليدواژگان: سزارين ، گروه علوم پزشكي – شغل ، سطح تحصيلات ، آگاهي
| | |
 | مشكلات و نحوه مقابله با آنها در خانواده هاي بيماران مبتلا به تالاسمي در استان گلستان خديجه يزدي ، دكتر اكرم ثناگو ، دكتر ليلا جويباري صص 71-75
چکيده مشاهده متن [PDF 122KB] | | زمينه و هدف : تالاسمي بيماري مزمن ارثي است که با اختلالات خوني شديد و هموليز همراه است. در بيماري تالاسمي نيز همانند ساير بيماري هاي مزمن مشكلات باليني بيمار موجب مشكلات رواني و اجتماعي براي او مي شود. مشكلات رواني اجتماعي بيمار مشكلات رواني اجتماعي و اقتصادي خانواده را به دنبال دارد. تشخيص بيماري و تطابق با آن براي خانواده يك بحران محسوب مي شود و خانواده واكنش هاي متفاوتي را از خود نشان مي دهد. هدف از اين مطالعه بررسي مشكلات رواني، اجتماعي و اقتصادي خانواده هاي داراي فرزند مبتلا به تالاسمي ماژور و طرز مقابله آنها با اين مشكلات بود. روش بررسي : اين مطالعه روي 320 نفر از والدين (229 مادر و 91 پدر) داراي فرزند مبتلا به تالاسمي ماژور مراجعه کننده به مراکز آموزشي - درماني وابسته به دانشگاه علوم پزشکي گرگان در سطح استان گلستان به روش سرشماري در سال 1383 انجام شد. ابزار گردآوري اطلاعات شامل پرسشنامه كتبي در خصوص مشكلات رواني و مشكلات اجتماعي- اقتصادي و ابزار مقابله مك كوبين و تامپسون بود که از طريق مصاحبه تکميل گرديد. يافته ها : نتايج نشان داد که خانواده ها با مشکلات متعددي مواجه هستند. ترس بدتر شدن بيماري فرزند (8/82 درصد) و نگراني نسبت به آينده فرزند (8/81 درصد) بيشترين مشكل رواني بود. كم شدن فعاليت هاي تفريحي خانواده به دليل بيماري فرزند (8/33 درصد) و اختلال در رسيدگي به كارهاي منزل (1/30 درصد) بيشترين مشكل اجتماعي و نيز هزينه رفت و آمد و تهيه دارو (8/63 درصد) بيشترين مشكل اقتصادي خانواده ها بود. ايمان به خدا و توكل به او در حل مشكلات (5/97 درصد) و پذيرش بيماري كودك به عنوان يك واقعيت، از شيوه هاي غالب مقابله بود. نتيجه گيري : اين مطالعه نشان داد که خانواده هاي بيماران مبتلا به تالاسمي براي سازگاري با مشكلات رواني، اجتماعي و اقتصادي ناشي از داشتن فرزند بيمار از شيوه هاي متعدد مقابله استفاده مي نمايند. خانواده با تكيه بر فلسفه مذهبي معتقدند كه وجود مشكل راهي براي كسب توفيق و ايمان بيشتر است و اين اعتقاد يك نيروي مثبت در سازگاري خانواده ها به شمار مي آيد.
کليدواژگان: تالاسمي ، مشكلات رواني اجتماعي اقتصادي ، نحوه مقابله – خانواده – گلستان
| | |
 | گزارش 12 مورد از بيماري لپتوسپيروز در استان گلستان در سال 1383 دكتر رقيه گلشا ، دكتر بهناز خدابخشي ، عباس رهنما صص 76-80
چکيده مشاهده متن [PDF 127KB] | | زمينه و هدف : بيماري لپتوسپيروز يكي از شايع ترين بيماري هاي مشترك بين انسان و حيوان در سراسر دنيا محسوب مي شود. بيماري گاهاً مهلك بوده و از طريق تماس مستقيم يا غيرمستقيم با ادرار حيوانات آلوده به لپتوسپيرا بروزمي كند. اين مطالعه به منظور معرفي موارد بروز لپتوسپيروز در استان گلستان طي سال 1383 انجام شد. روش بررسي : طبق هماهنگيهاي مقرر با مركز بهداشت استان، 20 بيماري که با تشخيص پزشک معالج و بر اساس علايم باليني مشکوک به لپتوسپيروز بودند، به مرکز آموزشي – درماني 5 آذر گرگان در سال 1383 ارجاع داده شدند. بيماراني كه لااقل 4 علامت از علائم باليني عمومي لپتوسپيروز از قبيل تب ، سردرد شديد، قرمزي ملتحمه، درد عضلات و مفاصل، زردي و بيحالي عمومي و نيز سابقه كار در مزرعه، تماس با حيوانات اهلي يا وحشي و تماس با آبهاي راكد محيطي را داشتند، مبتلا به لپتوسپيروز تلقي ميشدند. سپس با رد ساير علل (منفي بودن ماركرهاي هپاتيت، كشت خون بيماران، منفي بودن سرولوژي رايت و ويدال و VDRL و اسمير خون محيطي) از آنان نمونهگيري خون به عمل ميآمد و پرسشنامه پر ميشد و تست MAT در مورد بيماران مشكوك درخواست ميشد. يافته ها : 12 بيمار عمدتاً برنجكار با علايم باليني منطبق با لپتوسپيروز و با شايع ترين شكايات تب، لرز و سردرد که آزمون سرولوژيكي MAT براي تمام موارد از نظر لپتوسپيروز مثبت بود، گزارش شد. پرخوني ملتحمه در 75 درصد بيماران و افزايش CPK به بيش از 2برابر حد طبيعي در 4/66 درصد آنها يافت شد و تمامي بيماران با آمپي سيلين يا آموكسي سيلين بهبود يافتند. نتيجه گيري : براساس يافته هاي اين مطالعه بايستي لپتوسيپروز به عنوان يك بيماري شغلي برنج كاران مدنظر پزشكان قرار گيرد. تشخيص زودرس آن مي تواند از ايجاد عوارض در اين گروه از كشاورزان جلوگيري نمايد.
کليدواژگان: لپتوسپيروز – استان گلستان – MAT – CPK
| | |
 | چكيده مقالات به زبان انگليسي صص 81-94 (انگليسي) | | |
تعداد صفحات: 94 صفحه قيمت: 15000 ريال شمارگان: 1000 نسخه تاريخ انتشار: 15/1/87
تاريخ درج در سايت: 21/1/87
شمار بازديدکنندگان اين شماره: 1345
|
|
|
|
|