|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه شرق84/11/18: در سوگ مهين ميهن
magiran.com  > روزنامه شرق >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 3363
پنج شنبه 18 بهمن 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2387
magiran.com > روزنامه شرق > شماره 694 18/11/84 > صفحه 15 (تئاتر و تلويزيون) > متن
 
      


در سوگ مهين ميهن
به مناسبت چهلمين روز درگذشت مهين اسكويى

نويسنده: مازيار معاونى

وقتى اسم و شماره دوستم (پيام بخت) را روى صفحه تلفن همراه ديدم به همه چيز فكر كردم به جز اينكه اين تلفن حامل خبر شوم رفتن استاد باشد. فكر نمى كنم بقيه فارغ التحصيلان مكتب استاد هم در آن صبح تلخ دوشنبه وقتى كه زنگ تلفنشان به صدا درآمد فكرى غير از فكر من داشته اند. كسانى كه محضر استاد را درك كرده بودند و ايشان را از نزديك مى شناختند خوب مى دانند چه مى گويم. استاد آن چنان از حس زندگى سرشار بود و از چنان توان و قدرتى برخوردار بود كه هنوز هم كه هنوز است و چند روز از رفتنش گذشته باورم نمى شود كه موجود حقيرى مثل مرگ او را از پا درآورده باشد. در اين سال هاى اخير استاد شرايطى داشت كه مطمئنم هر كدام از ما (منظورم ما آدم هاى عادى است) اگر در آن شرايط قرار مى گرفتيم از همه چيز و همه كس سير مى شديم و هر روز از خدا طلب مرگ مى كرديم ولى استاد نه تنها يك انسان عادى نبود بلكه قله اى بود از عزت نفس، اعتماد به نفس، غرور، پشتكار و... شايد تصور شود اين توصيفات برخاسته از احساس غم سنگينى باشد كه از فقدان او به من دست داده باشد ولى يقين دارم همه آنهايى كه او را خوب مى شناختند بر اين توصيفات مهر تائيد خواهند زد. افسوس من وقتى دوچندان شد كه براى پرهيز از متهم شدن به بادنجان دور قاب چينى قطعه شعرى را كه سه سال پيش در وصف ايشان سروده بودم و در آن، تا آنجا كه قلم و انديشه ام بضاعت داشته به صفات عالى انسانى ايشان پرداخته بودم جز براى چند دوست نزديك مطرح نكردم و متاسفانه اين شعر زمانى انتشار يافت كه استاد يك ماهى مى شد كه ديگر توان شنيدن و صحبت كردن را از دست داده بود و نديد كه افرادى هر چند معدود پيدا مى شوند كه بدانند او كه بوده و چه كرده است. البته سابقه آشنايى من با ايشان مثل خيلى از اساتيد امروز به ۴۰- ۳۰ سال نمى رسد كه اصلاً سن من به چنين چيزى كفاف نمى دهد ولى طى همين ۷-۶ سالى كه من و دوستانم با ايشان بوديم خيلى بيشتر از ۷-۶ سال ايشان را شناختيم چرا كه ما زمانى به استاد رسيديم كه سال ها بود عرصه فعاليت هاى رسمى تئاتر را كنار گذاشته بود (بخوانيد كنار گذاشته شده بود) و تنها در منزل مسكونى اش و در قالب دوره هايى كه خودش با اشتياق آنها را استوديو مى ناميد به تربيت نسل هاى آينده مشغول بود و شايد همين تنهايى ناخواسته اش بود كه ارتباط عاطفى او و شاگردانش را تا حد زيادى تقويت كرده بود. البته او هيچ نيازى به كار و فعاليت در عرصه تئاتر نداشت و اين تئاتر بود كه به استاد محتاج بود. اگر تئاتر ما تئاتر شد از صدقه سر و از همت بلند افرادى مثل مهين اسكويى بود وگرنه ۴۰ سال پيش چه كسى مى دانست تئاتر علمى يعنى چه؟ چه كسى مى دانست استانيسلاوسكى كه بوده و چه كرده؟ بله، استاد خيلى پيشتر از اينها آردش را بيخته و الكش را آويخته بود ولى فرزندى كه او خود به منصه ظهورش رسانيده بود بى رحمانه او را فراموش كرد. استاد اسكويى هرچند در اين سال هاى سخت دورى از صحنه هاى رسمى تئاتر، نمايشى را روى صحنه نبرد ولى از مكتبش كسانى بيرون آمدند كه هر كدامشان مى توانند مايه فخر اين مرزوبوم باشند. افرادى مانند محمد يعقوبى در عرصه كارگردانى تئاتر، پارسا پيروزفر در عرصه بازيگرى و بسيارى ديگر كه جدا از عرصه هنر در جولانگاه اجتماع انسان هايى تاثيرگذار هستند. خدا را صد هزار مرتبه شاكرم كه موقعيتى نصيبم كرد تا بتوانم يكى از استثناهاى هنر اين مملكت را از نزديك درك كنم. روز چهارم شهريورماه سال ۱۳۷۸ بود كه با معرفى آقاى سيروس ابراهيم زاده به كلاس درس استاد اسكويى كه در منزل مسكونى اش تشكيل مى شد رفتم. ساده بود خيلى بيشتر از آنچه كه تصور مى كردم كل استوديو تشكيل مى شد از يك محوطه كوچك كه با پارچه اى از جنس گونى از بقيه خانه جدا مى شد همراه با چند تا صندلى ساده و چند تا عكس از استانيسلاوسكى و هنرجويان و نمايش هاى قديمى. نه بانك فيلمى در كار بود نه كلاس شمشيربازى و اسب دوانى نه ارتباط با دفاتر آنچنانى فيلمسازى و طبعاً نه شانس آنچنانى بازى در فيلم هاى سينمايى و سريال هاى ريز و درشت تلويزيونى. ولى يك چيزى داشت كه مطمئنم هيچ جا نداشت. يك جور احساس اطمينان كه هيچ وقت فكر نمى كردى راه را اشتباه آمده اى و اينها همه از بركت حضور استاد بود. آدمى كه از سال ۶۵ تا چند ماه قبل از سفرش بى وقفه و خستگى ناپذير هفده استوديو را از آغاز تا پايان هدايت و كارگردانى كرد. البته سن من به ديدن بازى هاى درخشان استاد قد نمى دهد ولى وقتى كه در جريان تدريس، خود استاد براى لحظاتى ايفاى نقش شخصيتى را برعهده مى گرفت آن موقع بود كه متوجه مى شدى كه مهين اسكويى كه مى گويند يعنى چه. خوشحالم كه از معدود آدم هايى بودم كه اين هنر نمايى را از نزديك ديدم و متاسفم از اينكه تنها عده محدودى توانستند اين موقعيت را درك كنند آن عده واقعاً محدود بودند گرچه حالا كه استاد رفته همه ادعاى همنشينى و رفاقت آنچنانى با استاد را دارند و مى خواهند حتى از آب گل آلود هجرت استاد هم ماهى شهرت صيد كنند، ولى واقعيت اين نبود.
    دلم مى خواهد به ياد گذشته يك عصر چهارشنبه راه بيفتم خيابان شريعتى را تا نزديك به انتها بالا بروم و وارد خيابان خاطره انگيز واعظى (اسدى) شوم و بعد از رسيدن به دومين چهارراه دوستانم را ببينم كه به انتظار ساعت پنج بعدازظهر و به انتظار بقيه بچه ها درست سر بن بست كجانى ايستاده اند و بعد از رسيدن همه بچه ها، به صدا درآوردن زنگ منزل استاد و شنيدن صداى آميخته به لهجه شيرين حميد مستخدم وفادار او و آخر از همه صداى دو رگه و دوست داشتنى استاد و چشمان پر خنده و صورت مهربان و البته جدى او كه هنوز از گرد راه نرسيده از كار مى پرسيد. او عاشق و شيفته كارش بود. روحش شاد و يادش به خير.
    
    


 روزنامه شرق، شماره 694 به تاريخ 18/11/84، صفحه 15 (تئاتر و تلويزيون)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 458 بار
    

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
نشريه خانه خوبان
متن مطالب شماره 119، بهمن 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است