ورود اعضا [Sign in]  |  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟
جستجوی پيشرفته مطالب   |
شناسنامه نشريات مطالب همه مجلات مطالب مجلات علمي، پژوهشي مطالب روزنامه ها
   جستجو:    
 
روزنامه شرق 84/12/17: عكس ها را آهسته بخوانيد
magiran.com  > روزنامه شرق  >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 855
دوشنبه بيستم شهريورماه 1385



تبليغات




 
MGID2387
magiran.com > روزنامه شرق > شماره 716 17/12/84 > صفحه 14 (موسيقي و تجسمي) > متن
 
      


عكس ها را آهسته بخوانيد
گفت وگو با فرشيد آذرنگ عكاس



    «عكس/ متن» عنواني نيست كه آن را در مستطيل خالي مشخص شده در فضاي اينترنت بنويسيد و لحظه اي بعد شاهد نمايش اطلاعات دقيقي در مورد محتوا و مفهوم آن باشيد. توضيح خاصي وجود ندارد. چون «عكس/ متن» عنوان ساده اي است كه «فرشيد آذرنگ» خود براي آثار ارائه شده اش در نمايشگاه عكس هاي گروهي نگارخانه ماه مهر انتخاب كرده است. اين تركيب شايد ساده ترين عنواني باشد كه مي توان كنار آثار آذرنگ نوشت و به همين سادگي ذهن مخاطب را درگير مفهوم آن كرد. بازي نه چندان ساده اي كه آذرنگ از انجام آن لذت مي برد. او چهار صفحه كتاب را در كنار آثار هشت عكاس شناخته شده ديگر به ديوار نمايشگاه آويخته است. البته نه به اين سادگي. ابتدا چهار صفحه از چهار كتاب مختلف را كه از خواندن آنها لذت برده و احساس كرده با شرايط امروز جامعه همخواني دارد انتخاب كرده، از آنها عكس گرفته و بعد از اينكه تمام مراحل معمول براي چاپ عكس و ارائه آن به نمايشگاه انجام شده، عنوان «عكس/ متن» را كنارشان نوشته است. هدف او از انجام اين كار تكيه بر بعد شاعرانه متن ها يا بازكردن راهي براي جاري شدن ادبيات در حوزه عكاسي نبوده. براي عكس هايش قيمتي هم تعيين نكرده است. شايد قرار گرفتن اين تابلوها به نام عكس، در يك نمايشگاه گروهي عكاسي ميان تابلوهايي كه او آنها را «عكس هاي متعارف» مي نامد برايش مهمتر و ارزشمندتر از ارائه سه، چهار اثري باشد كه ممكن است فروخته شوند و به اقتصاد بخش فرهنگي جامعه چيزي بيفزايند. حدود چهار سال روي ارائه اين شيوه به عنوان «عكس» فكر كرده و زماني كه از كار و ايده خود مطمئن شده كارهايش را ارائه كرده است. براي اولين بار در نمايشگاهي كه دو سال پيش در موزه هنرهاي معاصر تهران برگزار شده، دو قطعه ارائه كرده و اسفندماه امسال هم چهار قطعه در نگارخانه ماه مهر گذاشته است. قصد دارد به زودي نمايشگاهي انفرادي برپا كند كه در آن فضاي بيشتري در اختيار داشته باشد و بتواند تعداد بيشتري از عكس/ متن هايش را به نمايش بگذارد. بيش از دويست صفحه انتخاب شده دارد كه به موقع از آنها عكاسي خواهد كرد.
    براي اين كارش دلايلي دارد: «اول اينكه من نسبت به جريان عكاسي كه امروز در ايران و حتي در جهان متداول است بي تفاوت شده ام.» يعني چيز جديدي كه ذهن او را قلقلك دهد و او را درگير درك معناي خود كند كمتر ديده مي شود. «نكته دوم اينكه در حال حاضر مهمترين موضوع مورد علاقه من كه پيوسته با آن درگير هستم كتاب است.» همان چيزي كه در زندگي بسياري از ما به واژه اي اساطيري يا يك شيء تجملي تبديل شده است. همان وسيله اي كه در روزهاي خاصي از سال مثلاً در هفته اي كه به نمايش و خريد و فروش كتاب اختصاص يافته بسيار در مورد فوايد استفاده از آن صحبت مي شود. «آذرنگ» فقر مطالعه را به خصوص در ميان دانشجوياني كه در كلاس هاي دانشگاه با آنها در ارتباط است به وضوح احساس مي كند. مي گويد: «بسياري از دانشجويان درك درستي از معناي متن هايي كه سر كلاس خوانده مي شود ندارند. حتي در مورد متن هاي بسيار ساده. اين مسئله زماني بيشتر نمود پيدا مي كند كه قرار است متن هايي را ترجمه كنند كه معناي كلمه هايش را هم مي دانند اما متوجه مفهوم كلي آن نمي شوند.» به همين دليل او تصميم گرفته است مطالعه را به حوزه تصويري وارد كند. يا از زاويه اي ديگر، كاري كند كه درك معناي عكس به توقف زماني هر چند كوتاه نيازمند باشد: «معناي عكس هاي متعارف را در كسري از ثانيه درك مي كنيم. من سعي كرده ام درك اثر را زمان مند كنم.» و توضيح مي دهد: «در اينجا به ظاهر در يك لحظه كل اثر حضور دارد و ديده مي شود همان طور كه مي شود يك عكس يا يك تابلوي نقاشي را در يك لحظه ديد. تفاوت در اين است كه براي درك اين تصوير بايد زماني را صرف خواندن آن كرد.» اما وقت صرف كردن هدف نهايي آذرنگ از ارائه اين شيوه عكس خواني نيست. براي او انتقال معاني به مخاطب، آشنايي زدايي از متن و از تصوير و بازي هايي كه هنگام قرائت اثر ذهن مخاطب را به خود مشغول مي كند اهميت زيادي دارد. تصويري كه هر بيننده در برخورد اول با اين عكس ها دارد متفاوت است. انتظار طبيعي و آشنا از عكس اين است كه با تصويري رنگي يا سياه و سفيد كه در آن چند «شكل»، بسته به انتخاب عكاس، قابل ديدن باشد روبه رو شويم. بنابراين طبيعي است كه مخاطب آثار «آذرنگ» در لحظه اول نداند چه عكس العملي بايد نشان دهد. بعضي افراد آن را تجربه جديد و جالبي مي دانند و از ديدن متن ها شگفت زده مي شوند. بعضي ديگر با گاردي بسته به دفاع از تاريخ «شكل دار» عكاسي برمي خيزند. ممكن است كساني هم باشند كه به خواندن كتابي كه متن از آن جدا شده علاقه مند شوند. «آذرنگ» از اينكه عده اي كارهاي او را عكس نمي دانند تعجب كرده است و به همين دليل بيش از هر چيزي روي عكس بودن آنها پافشاري مي كند. اما برايش چندان مهم نيست كه نام خود را به عنوان كسي كه براي اولين بار چنين حركتي انجام داده است ثبت كند: «وقتي متني به عنوان عكس ارائه مي شود مفهومي متفاوت از مفهوم اوليه خود پيدا مي كند.» به عقيده او تغيير جايگاه متن از كتاب به ديوار نمايشگاه عكس، مفهوم مورد نظر متن را سريع تر و راحت تر و مستقيم به واقعيت زندگي بيروني ارجاع مي دهد. او به كارهايي كه در آن از يك نوشته يا صفحه اي از يك كتاب به عنوان جزيي از عكس يا بخشي از يك اثر مفهومي استفاده شده اشاره مي كند و مي گويد: «وقتي من اين كارها را در قالب عكس در اين نمايشگاه آورده ام، يعني از مخاطب انتظار دارم به عنوان عكس به آنها نگاه كند، نه يك صفحه كتاب.»
    بدون شك مخاطب براي آذرنگ يا هر كس ديگري كه از خود اثري در يك نمايشگاه عمومي به نمايش مي گذارد اهميت دارد. اما شايد تعداد اين مخاطبان و ارتباط همه آنها با آثار چندان براي او مهم نباشد. در جمع هيجان زده حاضر در نمايشگاه آرامش صداي آذرنگ هم كمرنگ شده و با لحني عصبي در مورد مخاطب آثارش مي گويد: «اينكه هر عكسي را هر قشري، با هر نگاهي بفهمد حرف مبتذلي است.» و به اين سئوال كه «پس ادعاي هنر در مورد وجود زباني جهاني چه مي شود و با مخاطب خارجي كه فارسي نمي داند چه بايد كرد» پاسخ مي دهد: «اينكه يك خارجي كارهايم را بفهمد برايم زياد مهم نيست. فكر مي كنم در جايي كه از رشد فرهنگ ملي بسيار صحبت مي شود، كارهاي من به عنوان آثاري نزديك به هنر بومي و ملي قابل قبول باشد.» او در مكاني آرام تر و دور از هيجان بازديدكنندگان نمايشگاه، راحت تر در مورد ارتباط خود با مخاطب آثارش صحبت مي كند. واژه «مخاطب» را كلي و گنگ مي داند. مي گويد: «هيچ كاري را فقط براي خوشامد مخاطب انجام نمي دهم. اما وقتي به خلق اثري فكر مي كنم، به مخاطب احتمالي آن هم فكر مي كنم.» مخاطبي پنهاني كه پيش از خلق اثر در ذهن خالق به كار او نگاه مي كند. اگرچه او حوزه ارتباطات خود را چندان گسترده نمي بيند اما: «واضح است كه به نظر تعدادي از اطرافيان نزديكم فكر مي كنم. هر چه شعاع اين ارتباط از من دورتر مي شود، آگاهي من از آدم ها و آدم ها از من كمتر مي شود.» روند دور شدن هنرمند و مخاطب از هم ادامه پيدا مي كند تا مخاطب به همان واژه كلي و گنگ تبديل شود.
    كسي قرار است بدون حضور هنرمند با اثر هنري او ارتباط برقرار كند و براي برقراري اين ارتباط به يك درك كلي از اثر مثلاً از عكس نياز دارد. «آذرنگ» در مورد ميزان اين درك مي گويد: «تعداد دانشجويان عكاسي، تعداد علاقه مندان، تعداد نمايشگاه هاي عكاسي، همه و همه نسبت به بيست سال پيش زماني كه اولين كلاس هاي عكاسي در دانشگاه برپا شد بسيار بيشتر شده و قوه درك مخاطبان تغيير كرده. سئوال اينجا است كه اين تغيير لزوماً به معناي بهتر شدن است؟» به عقيده او كساني موفق عمل خواهند كرد كه فضاي كلاسيك عكاسي را درك كرده باشند چون: «عكاسي در خلأ اتفاق نمي افتد. حتي عكس هاي پست مدرنيستي را نمي توان بدون شناخت عكاسي هاي سنتي و فقط در فضاي ادبياتي پست مدرن خلق كرد.» او روي شيوه كار خودش اسم خاصي نمي گذارد: «خيلي ساده عكس انداخته ام. مي خواستم موضوع مورد علاقه ام را با رسانه مورد علاقه ام نشان بدهم. حتي فكر نمي كردم اينقدر بحث و نظر به دنبال داشته باشد.» به دنبال اين بحث و نظرها است كه مي گويد: «شايد اگر عكس ها را در اندازه اي بزرگ تر از متن هاي معمولي چاپ مي كردم، يا در حاشيه متن ها عكسي اضافه مي كردم اينقدر سئوال ايجاد نمي شد. گويا اگر كاري سخت تر باشد، عكس تر است.» او به تزئينات اضافي اعتقادي ندارد و احساس مي كند به اين شكل به مخاطب خود احترام گذاشته است. هنوز نظر دانشجويانش را نمي داند. اينكه آيا آنها هم تعجب خود را با صداي بسيار بلند ابراز خواهند كرد يا عكس العمل ديگري نشان خواهند داد. مي گويد: «بعد از دو جلسه اي كه در نمايشگاه داشتيم فضاي آرام تري حاكم شد. فكر مي كنم آمادگي پذيرش اين كارها به عنوان عكس بالا رفته است.» شايد زماني كه «آذرنگ» نمايشگاهي انفرادي از عكس/ متن هايش برپا كند با هجوم سئوال ها و گاردهاي بسته امروز مواجه نشود. نمايشگاهي كه در آن صفحه هاي زيادي از تاريخ مكتوب به ديوار زده مي شوند. شايد خواندن نمايشگاه عكس/ متن انفرادي به زمان زيادي نياز داشته باشد. زماني معادل همين ساعت هايي كه به بحث در مورد آثارش گذشته است، شايد نمايشگاهش را نزديك كتابخانه برپا كند، با همان هشدار كتابي «لطفاً سكوت را رعايت فرماييد». اين بار براي خواندن عكس ها.
    
    
    عكس ها را آهسته بخوانيد / گفت وگو با فرشيد آذرنگ عكاس
    




    دفعات مطالعه اين مطلب: 273 بار
      

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

تبليغات
آفتاب يزد
اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
كيهان
ساير روزنامه ها را در سايت هاي اختصاصي شان مطالعه نماييد.
 پيشخوان
دوفصلنامه استقلال
متن مطالب شماره 2 (پياپي 282)، زمستان 1388را در magiran بخوانيد.

- تشخيص لبه با استفاده از تبديل ويولت مختلط گسسته
- رفتار غير خطي قابهاي مهار بندي شده برون محور با اتصالات نيمه صلب
- مطالعه نظري و تحليلي رفتار غير خطي ديوارهاي برشي فولادي تقويت شده قطري
- تحليل عددي اعوجاج در فيلترهاي حوزه - لگاريتمي بر اساس تكنيك موازنه هارمونيكي
و ...
سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1388-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.

توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.
 
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوی اخبار و مطالب منتشر شده در نشريات اطلاعی نداريم!