|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه اعتماد85/1/15: شكسپير؛ آشتي ديانا و ونوس
magiran.com  > روزنامه اعتماد >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 4166
سه شنبه سي ام مرداد ماه 1397



خدمات سايت




 
MGID3291
magiran.com > روزنامه اعتماد > شماره 1080 15/1/85 > صفحه 7 (پرونده روز) > متن
 
 


شكسپير؛ آشتي ديانا و ونوس
زن ، عشق و ازدواج در آثار شكسپير

نويسنده: ناصر جعفرزاده


    
اگرچه امروزه پديده عشق و ازدواج عاشقانه به صورت اموري بديهي درآمده اند كه لازم و ملزوم هم اند، بطوري كه هر تصور ديگر غير از ازدواج براساس عشق دشوار مي نمايد اما اگر اندكي به گذشته برگرديم يعني تا حدود 200 سال پيش اساسا مفهوم عشق در بسياري جوامع وجود نداشت و در جوامعي كه عشق مصداق مي يافت تنها در مورد نجيب زادگان و درباريان تجلي داشت . در واقع در اينگونه خانواده هاي اشرافي روابط ميان زن و مرد بسيار سرد و غيررسمي بود و زوجين هركدام اتاق خواب مخصوص و خدمتكاران مخصوص خود را داشتند و حتي تفريحات زن و شوهر مجزا از يكديگر بود. بطوري كه موارد بسيار معدودي پيش مي آمد كه مرد و زن يكديگر را در خلوت ببينند. اگرچه جامعه طبقاتي آن دوره (اشراف و فقرا) تفاوت هاي چشمگيري در شيوه ها و اصول زندگي مشترك داشتند اما در ميان هر دو طبقه ازدواج براساس اراده و خواست خانواده و خويشاوندان شكل مي گرفت و مهمترين معيار در انتخاب همسر توانايي مالي يا مديريت براي اداره املاك و ... بود و در ميان فقرا هم ملاك انتخاب همسر توانايي جسماني براي مشاركت و همكاري در امور كشاورزي و داشتن استطاعت مالي بود كه مهمترين ويژگي هاي همسر مطلوب تلقي مي شدند. در واقع شايد بتوان گفت تنها ملاكي كه براي ازدواج در نظر گرفته نمي شد همين عشق بود. اين الگوي ازدواج تا دوران صنعتي شدن جوامع غربي حاكم بدون چون و چرا بود و از آن پس بنا به دلايلي كه جامعه صنعتي ايجاب مي كرد از جمله خانواده هسته يي كه يكي از ملزومات صنعتي شدن بود عشق به عنوان پايه و زيربناي ازدواج مطرح شد. اگرچه در دهه هاي اخير الگوي خانواده هسته يي و ازدواج براساس عشق در جوامعي كه وارد مرحله فراصنعتي شده اند روبه ضعف نهاده اما موضوع بحث ما نه به جوامع امروزي بلكه به دوراني مربوط مي شود كه تفكرات سنتي در مورد ازدواج حاكم بود و جدال ازدواج معامله يي با ازدواج بي دريغ عاشقانه تازه آغاز شده بود و يكي از مبارزان براي رسميت دادن به اين نوع جديد از ازدواج كه آثارش سرشار از مضامين فوق است ويليام شكسپير شاعر و نمايشنامه نويس انگليسي است كه در زماني كه تفكر غالب بر ساختار ازدواج تفكر ازدواج براساس منافع بود مصاديقي نو از ازدواج را وارد ادبيات انگلستان و جهان كرد.
    عشق و ازدواج در آثار شكسپير
    چه در نمايشنامه ها و چه در اشعارش ، شكسپير همواره عشق و ازدواج را به عنوان عناصري حياتي و جدايي ناپذير از هم مطرح مي كند و در كانون ساختارهاي به هم پيوسته اجتماعي از نظر شكسپير ازدواج قرار دارد كه از طريق يك رابطه متعامل ميان دو فرد ناهمجنس تاثيرات بسزايي را بر آثار وي مي گذارد.
    در انگلستان دوران اليزابت همچون اكثر نقاط دنيا مفهوم عشق و ازدواج هيچ رابطه يي با هم نداشتند و عشق مربوط مي شد به طبقه اقليت اشراف كه آن هم بيش از نوعي سرگرمي نبود و مابقي هرچه بود ازدواج براساس معامله بود كه در آن تنها سود و زيان شخصي مدنظر گرفته مي شد و حتي مراسم خواستگاري تبديل مي شد به نوعي بازار. اگرچه استفاده از لفظ «بازار» به جاي خواستگاري تا حدود زيادي غيرعاطفي و خشن به نظر مي رسد اما در آن دوره واقعيتي بوده است اجتناب ناپذير بطوري كه طرفين خواستگاري (مرد و زن ) هركدام سعي مي كردند دارايي هاي خود را چه مادي و چه غيرمادي از جمله زيبايي ها و املاك و... در بازاري دوطرفه به نمايش بگذارند و به معامله بپردازند. همين جاست كه شكسپير برمي آشوبد و با رد تفكرات سنتي و افكار غالبي در مورد زنان ، از زنان شخصيت هايي مي سازد فداكار كه تا پاي مرگ به همسران خود وفادار مي مانند. شخصيت هايي كه در عين شور ، بي ريا و ناب و بي غش هستند و از دل و جان در نگهداري مردي كه دلباخته اش هستند مي كوشند و با همه دشواري ها و مصايب پيش رو بر عهد و پيمان خود استوار مي مانند.
    اگر در آثار شكسپير جست وجو كنيم تنها مي توانيم يك زن را بيابيم كه تعهد خود را زيرپا مي گذارد و آن «كرسيرا» است . كرسيرا به گونه يي انفعالي خواهش هاي مردان را به بازي مي گيرد و از اين طريق بر خواهش هاي خود پرده مي گذارد.
    شكسپير در مقابل آن نوع ازدواج مرسوم در دورانش ، نوعي از ازدواج را در آثارش به تصوير مي كشد كه اساسش بر همانندي و همساني دو طرف (مرد و زن ) استوار است . امروز اگرچه همه مردمان در اقصي نقاط دنيا آن نوع ازدواج آرماني را كه دو فرد را در شرايط و موقعيت هاي برابر براي هم برمي گزينند پذيرفته اند و اين موضوع برايشان به صورت امري مسلم درآمده است اما در انگلستان سده 1500 ازدواج ميان همتايان به هيچ وجه پذيرش همگاني نداشت . شكسپير اين موضوع را از همان ابتدا و در كمدي هاي اوليه اش مطرح مي كند. اگرچه او در اين آثار دچار نوعي اطناب و زياده گويي مي شود، اما شايد توجه بيش از حد شكسپير به مساله ازدواج و حساسيت اين موضوع او را بر اين مي داشت كه بيش از ساير مسائل به اين موضوع بپردازد. او در «كمدي اشتباهات » سه ديدگاه را بنا مي كند تا بتواند از آنها دستاوردهاي يك ازدواج را به تماشا بنشيند: نماي كلي داستان اگئون و لوكيانا، مرحله نامزدبازي در رابطه آنتيفولوس سيراكوز و لوكيانا و پيامد اين رابطه در سرخوردگي آدريا و رويگرداني آنتيفولوس افسوس از او.
    اگرچه شكسپير در تمام آثارش به نوعي به مساله عشق و ازدواج پرداخته است اما اين نمايشنامه ها نيز همان تصوير ازدواج را عرضه مي كنند. يعني ازدواج براي رهايي از وابستگي ها و پيوندهاي قبلي كه مانع از پرواز روح مي شوند و ساختن محيطي جديد براي رسيدن به تهورات و خواستهاي بزرگي كه هيچكدام از زن و مرد در زندگي قبلي خود امكان رسيدن به آن را نداشتند. در واقع ازدواج از نظر شكسپير راهي است قهرمان وار براي زندگي كه در آن لذت بردن از همجواري .همبستري اگرچه مساله يي مهم است اما مساله يي اساسي نيست .
    در همان «كمدي اشتباهات » شكسپير بار ديگر زني را معرفي مي كند كه يك راهبه است . اين زن ديگر بار ظاهر مي شود تا آنتيفولوس ها را از افسردگي و سرگشتگي نجات دهد و شوهر خود را نيز برهاند. او با كلامي كه همچون كلام مقدس طنيني روحاني دارد مي گويد: هركس او را بسته باشند، من بندهايش را باز مي كنم و چون آزاد شود ديگر بار شوهري است .
    در «رام كردن زن سركش » هم همين توجه به برابري و همتايي در ازدواج به چشم مي خورد. «رام كردن زن سركش » را به هيچ وجه نمي توان كمدي شادي در مورد كتك زدن دانست بلكه اين نمايشنامه اقتباسي است هوشمندانه از مضموني عاميانه براي نشان دادن اينكه تعامل متقابل و همكاري و رفاقت ميان افرادي كه از شرايطي برابر برخوردارند چگونه شكل مي گيرد و تكوين مي يابد. پتروچيو به اين فكر نمي كند كه عاشق شود و براساس عشق ازدواج كند. او فقط به دنبال همسر مي گردد و در اين فرآيند براساس تبعيت از افكار زمانه خود منافع شخصي خود را مي جويد. او در ازدواج دو مساله را براي خود مطرح مي كند. در درجه اول بايد همسري بيابد كه از توانايي مالي خوبي برخوردار باشد و ثروتي از خود داشته باشد و در درجه دوم بايد بتواند او را در اداره املاكي كه به ارث برده ياري كند. او «كيت » را برمي گزيند. درست به همانگونه كه اسبي را برمي گزيند. اگر بخواهيم ميان مردان و زنان و طبيعت رابطه يي برقرار كنيم بطور قطع زنان به طبيعت نزديك ترند و از آنجا كه طبيعت همواره در مقابل انسان صورتي توحش گونه داشته است تعبير زن به اسب سركش زيبا مي نمايد. حال پتروچيو ازدواج كرده و بايد براي جلب اعتماد اين زن و قبولاندن شروط معامله به او اگرنه بيشتر، لااقل به همان اندازه كه براي رام كردن اسبي هوش و تلاش به كار مي برد، براي او نيز انرژي صرف كند. پردازش نمايشنامه به قدري قوي است كه فيلمي كه از روي آن ساخته مي شود به يكي از ماندگارترين فيلم هاي تاريخ سينما بدل مي شود. شكسپير در اين نمايشنامه از زمينه يي تخيلي مايه مي گيرد كه شكل دهنده زنان ؤابت قدم و راست گفتار وينرسور است .
    البته شكسپير كه همواره تلاش كرده است كه راه تعادل را پيش گيرد و از آن منحرف نشود. به عنوان مثال در يكي از غزلهايش به ايزابل و ديولا اين امكان را مي دهد كه نرمش پذيري زن را مورد نكوهش قرار دهند. اما همانطور كه اشاره شد در كل نمايشنامه هاي شكسپير به موارد معدودي از خيانت زنان برمي خوريم كه مهمترين نمونه آن كرسيرا است و در درجه دوم تروئيلوس . شكسپير اگرچه زنان نمايشنامه هاي خود را به صورتي معصوم و پاكدامن معرفي مي كند، اما از مفهوم خيانت نيز غافل نمانده است . او اين مفهوم را به صورت امري ذهني كه بازيچه ذهن مرد است و به صورت متقابل ذهن مرد را به بازيچه مي گيرد مطرح مي سازد.
    فرانك فورد در «زنان شادكام وينرسور» كلوديو در «هياهوي بسيار براي هيچ » پوستوموس در «سيمبلين » و لئونتس در «داستان زمستان » همگي به همسران خود ظنين هستند. اگرچه اين ظن بي پايه و اساس باشد. اگرچه در بسياري از اين نمايشنامه ها دلدادگي زن به مرد امري است اتفاقي و رويدادي است بي تامل كه در يك لحظه رخ مي دهد، اما اين زنان هيچگاه پيمان خود را نمي شكنند. در نقطه مقابل يعني در مورد شخصيت هاي مرد نمايشنامه هاي شكسپير اوضاع كاملا متفاوت است . آنها در يك چشم به هم زدن و از اين لحظه به لحظه يي ديگر تعهد خود را زير پا مي گذارند و دلباخته فردي ديگر مي شوند. اما نكته جالب اينجاست كه در دنياي شكسپير سست پيماني مردان به هيچ اتفاق عظيم يا فاجعه يي منتج نمي شود، اما آن زمان كه در پاكدامني و راستكاري زنان خللي وارد شود همه چيز دگرگون مي شود و گويي عالم به توحش برمي گردد.
    اگرچه عده يي معتقدند كه پاكدامني و درست پيماني پديده يي است رواني جسمي كه در رابطه نزديك با خودآزاري قرار دارد اما شكسپير اين موضوع را رد مي كند و با دادن جنبه آسماني به آن ، عشق را مقدس مي شمارد و آن را از مسائل جنسي مبرا مي داند.
    توجه شكسپير به موضوع پاكدامني و وفاي به عهد در ازدواج تا جايي است كه در «كمدي اشتباهات » داستان راهبه يي را روايت مي كند كه سي و سه سال جدايي را با پاكدامني تاب آورده است . شكسپير اگرچه اين عفاف را بسيار ارج مي نهد اما در اين راه نيز به افراط و تفريط دچار نمي شود. او هرگز به اين اعتقاد تن در نمي دهد كه زن پاكدامن هيچگونه خواهشي ندارد.
    در رومئو و ژوليت بار ديگر خيانت مردان به زنان به نوعي مطرح مي شود. رومئو پيش از آنكه به ژوليت دل ببندد در فراق روزالين اشك مي ريخت .
    شكسپير اگرچه مي خواهد به عشق وفادار بماند اما براي اين كار هم چارچوب هاي ذهني خاص خود را دارد و اجازه نمي دهد كه عاشق براي رسيدن به معشوق به هر كاري متوسل شود. شكسپير در «كمدي اشتباهات » داستان خوار داشت آنتيفولوس سيراكوز را مي آورد كه در آن وي براي وصل به لوسيانا خود را خوار و ذليل مي كنند. شكسپير اين سنت را به تمسخر مي گيرد و در قالب طنز نشان مي دهد كه چگونه آدمي به هواي كاميابي در عشق خرد خود را زير پا مي نهد و همچون موجودي ضعيف خود را بر خاك مي نهد.
    در روزگاري كه شكسپير مي زيست دو نوع تفسير از عشق وجود داشت بطوري كه در بهترين حالت عشق را يك ضعف اجتناب ناپذير و در بدترين حالت نوعي بيماري تلقي مي كردند. در انگلستان آن دوره عشق بازي شاعرانه نوعي بيماري همه گير شده بود و بسياري از جوانان با استفاده از «عبارات مخملين و كلمات ابريشمين » اين كلمات را براي ربودن دل زنان ساده دل به كار مي بردند.
    طي 2 مرحله ، اليزابت ملكه انگلستان براي كساني كه مثل اگئون در روياي شب نيمه تابستان زنان ثروتمند را با ترفندهاي مختلف اغفال مي كردند مجازات هاي سنگين در نظر گرفت .
    يكي از نظرگاه هاي شكسپير كه در واقع از اصولي ترين انديشه هاي وي را تشكيل مي داد ازدواج براساس آرمان پروتستان بود. پروتستانها كه به كار بي وقفه و بي مزد و پاداش معتقد بودند در مورد ازدواج نيز قايل به اين مطلب بودند كه زن و شوهر بايد با ياري و همكاري سختكوشانه يكديگر را براي رسيدن به بهشت كمك كنند. شكسپير همواره از ازدواج آن ماهيت تناقض آميز را مدنظر داشت يعني ايجاد يك نهادماندگار اجتماعي از خميره تغييرپذير هوسهاي عاشقان . در «روياي نيمه شب تابستان » سوز و گداز عشاق نخست چيزي پيچيده و غيرقابل ادراك است اما نيروي جادو، صورتي قابل درك و ملموس به خود مي گيرد و اين جادو خود بدل به آييني مي شود كه تنها به واسطه آن است كه ديانا الهه عفت و باروري و ونوس تجسم نيرومند تمناي جسماني ، كه در سراسر نمايشنامه با هم نبرد مي كنند، سرانجام از در آشتي در مي آيند و شايد اين خلاصه يي از تمام حرف و حديث شكسپير در مورد ازدواج باشد كه به صورتي نمادين در اين نمايشنامه مطرح مي شود. امروزه ما هر كتاب ادبي كه در دست مي گيريم عادت كرده ايم كه در آن به دنبال مضمون عشق و ازدواج بگرديم اما بايد مشكل اصالت كار شكسپير را در پيش كشيدن مضمون زوج مكمل و ازدواج همتايان به صورت عامل نگه دارنده نظم و ثبات ساختار اجتماعي دريابيم كه اين خود مستلزم اين مطلب است كه در مورد واقعيت هاي اجتماعي ترديد كنيم و به آنها به صورت امور مسلم و بديهي نگاه نكنيم .
    
    
    شكسپير؛ آشتي ديانا و ونوس / زن ، عشق و ازدواج در آثار شكسپير ناصر جعفرزاده
    


 روزنامه اعتماد، شماره 1080 به تاريخ 15/1/85، صفحه 7 (پرونده روز)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 1330 بار



آثار ديگري از "ناصر جعفرزاده "

  بر فردوسي پاك ايشان درود / «توس » با تاكسيمتر
ناصر جعفرزاده ، اعتماد 26/2/85
مشاهده متن    
  بلند چون كليمانجارو عميق چون اطلس / همينگوي؛ از حاشيه تا متن
ناصر جعفرزاده ، اعتماد 16/2/85
مشاهده متن    
  زيبايي مي تواند جهان را نجات دهد / زندگي و فيلمشناسي «آندري تاركوفسكي »
ناصر جعفرزاده ، اعتماد 9/2/85
مشاهده متن    
  دست هايي كه حرف مي زدند / جست وجويي در زندگي و آثار چارلزديكنز
ناصر جعفرزاده ، اعتماد 2/2/85
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
مجله دانش يوگا
متن مطالب شماره 119، شهريور 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است