|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه شرق85/1/15: جهان بينى تماشاگر تعزيه
magiran.com  > روزنامه شرق >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 3364
سه شنبه 23 بهمن 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2387
magiran.com > روزنامه شرق > شماره 727 15/1/85 > صفحه 15 (تئاتر و تلويزيون) > متن
 
      


جهان بينى تماشاگر تعزيه
روند تعزيه در ايران با نگاهى به تعزيه در تكيه تاكر

نويسنده: محسن حسينى


    بروك در يكى از آخرين كتاب هاى خود به نام گشايش يك راز (The Open Door) به مطابقت دو تعزيه كاملاً متفاوت در يكى از روستاهاى نزديك شهر مشهد در استان خراسان و بار دوم در جشن هنر شيراز مى پردازد.
    كارگردان مدرنيست و تجربه گراى قرن بيستم و از بانيان تئاتر سلطنتى شكسپير (RSC) براى اولين بار ۱۹۷۰ به ايران مى آيد و با گروه كوچكى از همكاران و بازيگرانش به روستايى كوچك با ۲۰۰سكنه نزديك به مشهد دعوت مى شود كه براى بروك ارتباط مستقيم حاضرين و تماشاگران در تكيه كوچك با تعزيه خوانان جلوه كرده و به روايتى از نقاط حساس: «سيال بودن مراسم» ياد مى كند. تعزيه اين روستاى كوچك (كه متاسفانه در اصل متن اثر آقاى پيتر بروك نام روستا برده نشده است) با عناصر و وسايل خيلى ساده و فرم لباس و اشيا و يا آكسسوار بدون زرق وبرق نمايش شهرى براى مثال: با يك دستمال كوچك سبز (نمادى براى موافق و يا اولياخوان) و دستمال قرمز (براى مخالف و يا اشقياخوان) به گونه اى براى اين كارگردان معتبر جهان و همراهانش حاكى و يا دلالت از اثرى مينى ماليستى و با علم به نشانه شناسى و تنظيم قرارداد بين تعزيه خوانان و يا مخاطبين حماسه عاشورايى بوده است. از قراردادى كوچك، ميثاقى بزرگ انجام مى گيرد. و به رغم عدم درك كامل از متن تعزيه با فرم خواندن هاى گوناگون و يا با القاى كلام توسط بدن و ضرباهنگ هاى آوايى، موسيقايى، زيباخوانى پروتاگونيست ها (قهرمانان) در برابر مخالف خوانى و يا اشتلم خوانى آنتاگونيست ها (ضدقهرمانان) حيرت ابدى و لذت وافر را براى اين تئاتريسين برجسته بر جاى گذاشت و بروك را به مانند همتاى معتبر آمريكايى اش ريچارد شكچنر را به واژه هاى كليدى آثارى در حيطه نيايش ها، تئاتر مردم شناسى و يا قوم شناسانه اى مانند «تئاتر محيطى»
    (Environmental theatre) و يا «نيايش هاى اجتماعى» (Soziale Rituale) نزديك تر و ملموس تر ساخت. تئاتر محيطى و به عبارتى محاط شده توسط تماشاگران بالاترين اصول خود را نه در تقسيم بندى مشترك مكان نمايشى، بلكه درهم آميختگى اتاق تماشاگران و صحنه نمايش است. اين تئاتر هرگز نمى تواند در يك محيط معمولى تئاتر اجرا شود، زيرا تماشاگر به نوعى مستقيم تر خود را در رويداد نمايش قرار مى دهد. مهم ترين نظريه پرداز و تجربه گرا و بانى گروه معروف پرفورمنس ريچارد شكچنر كه در دهه هفتاد ميلادى اصول اوليه اين نوع تئاتر را بر اساس تجربيات تئاتر گروتفسكى در شش بخش مهم به رشته تحرير درآورد و براى اولين بار هم در نمايشى با نام «ديونيزوس در ۶۹» با تماشاگران نظريات خودش را تجربه نمود. «ديونيزوس در ۶۹» يكى از اجراهاى مهم تئاتر در عرصه تئاتر تجربه گرا و يا تئاتر تجربى محسوب مى شود كه ريشه در «تئاتر لابراتوار» گروتفسكى دارد. پيتر بروك براى دومين بار در سال ۱۹۷۱ به دعوت همسر شاه گذشته به جشن هنر شيراز به همراه بسيارى ديگر از كارگردانان و با هنرمندان بنام و جهانى آن دوران و پژوهشگران و يا تعزيه شناسان آمده و تعزيه هاى باشكوه و پرطمطراقى هم ظاهراً از تهران و شهرهاى بزرگ به نمايش درمى آيد. بروك به تعزيه كاملاً كارگردانى شده و پرهزينه اى اشاره مى كند كه دربار آن وقت تلاش نموده بود با بهترين وسايل، لباس ها، نور و صداهاى عجيب و غريب و ساختگى، تعزيه را هرچه بيشتر براى ميهمانان فرنگى جذاب تر نمايند كه متاسفانه براى پانصد ميهمان آن جشن و سرور كاذب، تعزيه به مانند يك «شو مذهبى» بيش نبوده است و از سوى ديگر حضور غيرباورمندانه ميان تعزيه خوانان و يا حاضرين در مجالس تعزيه جشن هنر نتوانسته بود، ارتباطى خاص و درخور مراسم تعزيه ايجاد نمايد.پيتر بروك در پايان مشاهداتش، بهترين نوع ديالكتيك نيايش نمايشى تعزيه در ايران را اين گونه توصيف مى نمايد: «بنابراين معناى تعزيه تنها با تماشاگر در حين ديدار با اين نيايش پديد نمى آيد، بلكه به نوع زندگى و جهان بينى تماشاگر تعزيه بازمى گردد. اين نوع ديدگاه نسبت به زندگى برخاسته از باور به مذهبى است كه آموزش مى دهد، كه خدا در همه چيز و همه جا حضور دارد و بر اين اصل باورانه و زندگى روزانه اين حس مذهبى همه ابعاد را مى پوشاند. عبادت روزانه و نمايش رازورانه ساليانه دو شكل كاملاً متفاوتى هستند كه به هم اتصال مى گردند و براساس ماهيت و يگانگى آن دو رويداد و ضرورت رخداد نمايشى را به وجود مى آورد. در وهله نخست فاكتور تماشاگر اين رخداد و يا رويداد را زنده و متبلور مى سازد و همان طور كه ديديم (پيتر بروك در اين قسمت اشاره به حضور اولين ديدار خود از تعزيه در سال ۱۹۷۰ در يكى از روستاهاى اطراف مشهد دارد)، مى تواند ديگران خارج از جمع روستايى را به خود جذب نمايد (...) و اگر زمانى تماشاگر حاضر در تكايا طبيعت و انگيزه خود را از دست بدهد، كل معنى نمايش و يا نيايش دچار مخاطره واقع مى گردد.»۴ ديدگاه پيتر بروك به مانند همتايان و يا هم طرازان خود در عصر و دوران به عبارتى قرن بيستم: گروتفسكى، ويكتور ترنر، مارى داگلاس، ريچارد شكچنر، اوجينو باربا از نقطه نظرات و نخبه گراى مردم شناسانه نسبت به امر نيايش و نمايش هاى آيينى و يا موسيقى قوم شناسى
    باز مى گردد كه سرمنشاء ديدگاه هاى اين بزرگان انديشه هنر صحنه را مى توان در نظريات دوركهايم با نگرشى به «همبستگى ارگانيكى» روستا كه از پروسه تكاملى اش از يك نوع «همبستگى مكانيكى» ارتقا يافته است و ديالكتيك اين دو همبستگى در يك اجتماع روستايى در مشاهدات مشتركشان گريزناپذير ارزيابى مى شود. پيمان مشترك تعزيه خوانان و شركت كنندگان در تكاياى روستاها از «فرآيند همبستگى شان» (دوركهايم) با توجه به باورهاى هر دو سو به تماتيك رويداد (مضمون) و احساسات همسان آن در مكان و زمان به رخدادهاى باورپذيرانه تر و پوياتر مى انجامد.بديهى است كه تعزيه هيچ گاه خالى از جلوه هاى نمايشى نبوده است و از عناصر دراماتيكى برجسته اى برخوردار بوده كه به اعتقاد نگارنده مى تواند حتى نوعى ديگر از بازيگرى براى صحنه تئاتر ما را به ارمغان بياورد، كما اينكه روايت خوانى هاى گوناگونى كه در گوشه و كنار اين سرزمين پهناور قرار دارد و متاسفانه هنوز درخور تحقيقات عالمانه و شايسته اى قرار نگرفته است. تعزيه و تعزيه خوانى از مهمترين منابع آيينى _ نمايشى مى تواند پلى ارتباطى براى «تئاتر ملى» ايجاد كند، زيرا از هر دو منظر تعزيه، به عبارتى از آيين و تئاتر مى توان براى هنر صحنه امروز تاثير گرفت. پژوهشگر و محقق برجسته تعزيه مرحوم عنايت الله شهيدى معتقد است: «به طور كلى تعزيه خوانى را نه مى توان يك آيين صرف و نه يك تياتر به معنا و مفهوم امروزى آن به شمار آورد. تعزيه را تياتر دانستن همان قدر كارى ناروا و نابجا است كه آن را صرفاً يك آيين، به مفاهيم اصلى آن در جوامع ابتدايى پنداشتن. تعزيه خوانى را شايد بتوان آميزه اى از آيين و نمايش و به طور كلى شيوه اى ويژه از آيين و نمايش در سنت بازى هاى نمايشى و تقليدى ايران به شمار آورد كه در آن حديث قدسى مصائب را روايت مى كنند.»۵
    هنگامى كه از آيين در امر پژوهش تعزيه نام برده مى شود، ارتباط ناگسستنى از يك نوع آيين نيايشى است كه به نمايش درمى آيد و ميان سكوى اصلى تعزيه در محاط حاضران در تكيه همدلى و همذات پندارى همزمانى پديد مى آيد، زيرا حضار در تكيه همانند تعزيه خوانان از عناصر و اشياى مينى مال و قراردادهاى بينابينى و كدبندى شده اى كه تعيين شده است، هر دو طرف تبعيت نموده و به دنبال چراهاى دراماتيكى و يا اگرهاى دراماتورگى موضوع و يا مضمون نخواهند گشت و هر دو طرف به لحاظ ديدارى و شنيدارى به پيمان و ميثاقى مشترك و از پيش تعيين شده اى رسيده اند.رولان بارت از: «اتصال كدها به مانند فرشى كه به هم تنيده شده است» سخن به ميان مى آورد و پروفسور برجسته دانشگاه هاى ييل، استانفورد و يوستوس ليميك، دكتر آندره ويرث از تعزيه به عنوان: «فرش حقيقى ايرانى كه براساس كدهاى رنگارنگى بافته شده و بدون شك بهشت برينى براى عالمان نشانه شناسى خواهد بود» نام مى برد.
    ويرث و شهيدى هر دو هم صدا شده و تعزيه را تنها يك نمايش نمى دانند زيرا ديالوگ و شكل گفتارى كلاسيك نمايش در تعزيه اساساً وجود ندارد و به قول پروفسور آندره ويرث نحوه گفتارى طرفين موافق خوانان و مخالف خوانان بيشتر به يك گفتمان (Discours) تبديل مى شود و در يك ديسكورس زمان دراماتيكى معنى پيدا نمى كند، زيرا گذشته، حال و آ ينده همزمان در كنار هم اجرايى از تعزيه در ابعاد زمانى و مكانى فشرده شده، اما گسترده به نمايش مى گذارند و اگر به قول مرحوم شهيدى تعزيه از رگه هاى نمايشى و تئاتر هم برخوردار است، به لحاظ نوع بازيگرى و يا شبيه سازى، شبيه خوانان و يا آكتورها معتقد است كه هيچ گاه شخصيت سازى خاصى ارائه نمى دهند، «اما حامل فيگورهايى حتماً خواهند بود.» يكى از بزرگترين بازيگران رقص كاتاكالى به نام پادماناتان نعير (Padmanathan Nair) در سال ۱۹۷۶ در گفت وگو با ريچارد شكچنر برداشت خود را نسبت به نوع بازيگرى و رقصندگى اش پيرامون نظرات شكچنر درباره هنر پرفورمنس (The Performing Art) اينگونه بيان مى كند: «بازيگر خوب كسى است كه ابعاد شخصيت يك فيگور نمايشى را به خوبى درك نمايد، تا به آن شخصيت نزديك تر شود. [...] اما ما نمى بايد خودمان را در حين نمايش شخصيت فراموش كنيم. هنگام بازى كردن آن شخصيت بازيگر نيمى از نقش را ارائه داده و نيمى ديگر شخص بازيگر در حين اجراى نقش همچنان حضور دارد.»۶
    برتولت برشت مى توانست، حتماً با نظريات پادمانا تان نعير خوشحالى و موافقت خودش را با توجه به تئورى «بيگانه سازى» خود در هنر بازيگرى اعلام نمايد و ريچارد شكچنر استاد طراز اول دانشگاه كلمبيا در نيويورك براى تكميل نمودن ارائه چنين نقشى از بازيگرى نوع «پنجاه/ پنجاه» به مجموعه كاملى از پارتيتور شخصيت شناسى يك نقش با تمامى ابعاد و گستردگى زواياى آن نقش پيشنهاد مى دهد.در اين قسمت از مقاله مايلم به مثال مشخص ترى از تعزيه تاكر به پايان بحث نزديك شويم.كمال الدين عليپور سرفردخوان مجالس تعزيه در تكيه تاكر با فردخوانى هاى سنگين و حيرت انگيزش مانند شبيه ام ليلا(س)، شبيه عباس(ع) و يا شبيه خوانى حضرت زينب(س) در مجلس شهادت امام در روز عاشورا به روايت خوانى متفاوت و مركب خوانى هاى گسترده اى تا به امروز نائل آمده است. عليپور از نوع رفتار بدنى زيبا از طريق نوآنس بدنى مينى مال در حفظ ارزش و شخصيت پردازى به ويژه نسبت به بانوان نام برده است.«زن خوانى» تعزيه خوان عليپور بدون شك از نوع بازيگرى خاص و يا به روايت پروفسور آندره ويرث«حامل فيگورهاى متفاوت» و يا به زبان اهل تعزيه سرفردخوانى خاص تعزيه در تاكر است.بديهى است كمال الدين عليپور بازيگر حرفه اى در تئاتر نيست و رويايش را هم در سر نمى پروراند، اما به لحاظ تجربيات لااقل ربع قرن گذشته اش و با ارائه بچه خوانى و جوان خوانى در كنار مرحوم پدر بزرگوارش و از سرفردخوانان برجسته منطقه شهريار عليپور (معروف به عمو شهريار) به تاثيرات و تجربيات شگرفى هم دست يافته است و در ارائه شخصيت هاى معصومين به نوعى از خودآگاهى بازيگرى- شبيه سازى خاصى (پرفرماتيو Performativitaet) دست پيدا كرده است كه در راستاى شناخت دقيق با مخاطبين بومى حاضر در تكيه تاكر معنى و مفهوم پيدا مى كند و مطمئناً تماشاگران نيمى ديگر از شبيه سازى، شبيه خوانى را تكميل مى نمايند.بنابراين نمى توان گفت كه تعزيه كاملاً از عناصر دراماتيكى تهى است و يا تنها به يك آئين بسنده مى شود، تعزيه فرآيندى از سير وافر ديالكتيكى و يا پارادوكسيكال نقش شخصيت نسبت به ايجاد خلق در ارائه «شبيه خوانى» است كه اتفاقاً حضورى فعال از «شبيه سازان» را مطالبه مى نمايد. سكوى تعزيه محلى (شبيه خيمه گاه تكيه) مشترك و متضاد همزمان براى تمرين و اجراى رويداد را به همراه دارد و اين شبهه احتمالاً در شباهت و تضاد را شايد بتوان در لفظ كليدى ويرث بهتر دريابيم كه از تعزيه به عنوان يك: «واقعه نمايشى غيردراماتيك» نام مى برد.واقعه اى كه به رغم به نمايش گذاردن آن همزمان مى بايستى به غيردراماتيكى آن هم نظر داشت، زيرا تعزيه در نفس داستان گويى و روايت پردازى مشترك با تماشاگر در تكيه معنى و مفهوم پيدا مى كند.پژوهشگر ارزشمند «تعزيه و تعزيه خوانى» مرحوم عنايت الله شهيدى از پيمان اين دو قطب مى نويسد: «تعزيه از اين واقعيت كه تماشاچيان ازداستان تعزيه آگاهى دارند، بهره مى برد و بر آگاهى مردم تكيه مى كند. به هرحال، اين موضوع نمى تواند از تعزيه يك قرارداد حماسى بسازد.»۷
    پى نوشت ها:
    ۱- يوشيج، نيما. حكايات و خانواده سرباز، موسسه انتشارات اميركبير، تهران ،۱۳۶۲ ص ۷۰
    ۷-۵-۲- شهيدى، عنايت الله. تعزيه و تعزيه خوانى، دفتر پژوهش هاى فرهنگى. چاپ اول، تهران ،۱۳۸۰ ص ۱۱۸.
    ۳- دكتر مسعوديه، محمدتقى. موسيقى بوشهر، سروش، چاپ دوم، تهران ،۱۳۷۹ ص ۱۵.
    ۴- Brook، Peter. Das offene Geheimnis (The Open Door)، Fischer Verlag Frankfurt am، Main 1994، 8 66. 67
    (ترجمه از م.ح.)
    ۵- Pfaff، Walter U. keil، fnke U. (Hrsg.) Texte zur Theateranthropologie Alexander Verlag، Berlin 1996/2.53
    
    


 روزنامه شرق، شماره 727 به تاريخ 15/1/85، صفحه 15 (تئاتر و تلويزيون)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 285 بار
    

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
ماهنامه چاپ و نشر
متن مطالب شماره 168، دي 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است