ورود اعضا [Sign in]  |  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟
جستجوی پيشرفته مطالب   |
شناسنامه نشريات مطالب همه مجلات مطالب مجلات علمي، پژوهشي مطالب روزنامه ها
   جستجو:    
 
روزنامه شرق 85/2/5: جاي خالي فراموشي
magiran.com  > روزنامه شرق  >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 855
دوشنبه بيستم شهريورماه 1385



تبليغات




 
MGID2387
magiran.com > روزنامه شرق > شماره 743 5/2/85 > صفحه 17 (ادبيات) > متن
 
      


جاي خالي فراموشي
درباره كتاب «خاطرات عاشقانه يك گدا»

نويسنده: مريم قهرماني


    از نظر موريس بلانشو نويسنده در يك موقعيت مسخره قرار دارد. از يك سو مي داند كه حرفي براي گفتن ندارد و مي داند كه نمي تواند انديشه و احساس خود را چنان كه بايد و شايد روي كاغذ بياورد، از سوي ديگر اما ناگزير است كه انديشه و احساسش را بيان كند. با اين وجود فرو رفتن در اعماق تاريك ذهن ما را همواره به جايي مي كشاند كه به قولي مخزن احساسات و خاطرات سركوب شده است. فرو رفتن در اينجا بيشتر از هر چيز در به نمايش گذاشتن يك وضعيت تصويري موثر است تا نشان دادن عمق؛ چرا كه در اين وضعيت ما با سطحي از دستورات مواجهيم كه در قالب كاركردهاي كلي عناصر با تركيبات متفاوت به جزييات منجر شده اند.
    اگر با اين دستورات كه در حوزه ناخودآگاه قرار گرفته اند به روش زبانشناسانه رودررو شويم (چرا كه لاكان ساختار ناخودآگاه را به ساختار زبان شبيه مي داند) مي توانيم از مفاهيم انتزاعي با بسط يك ايده آناگراماتيك شالوده شكني كرده و براي مثال «ميل» را به صورت دستوري كلي در روانكاوي به روايت متعدد و پراكنده اي بدل كنيم. براي اين كار توليد يا به نوعي هدف قرار دادن يك بن واژه ضروري مي نمايد بن واژه اي كه با تراكم بسيار در عمل افشانش، قلب يا پاره پاره سازي به توجيهي بنيادين در تمام جزييات منجر خواهد شد.«در اينجا مي خواهم از او دو نقش را براي شما ترسيم كنم. و بعد برويم به سراغ گدايي كه به خاطر ناوك همه چيزش را از دست داده است. دختر مي تواند روزنامه نگار باشد يا يك زن كارمند عادي كه مانند همه دختران سرزمينش، براي آينده روشن تر امتحان كنكور دهد، در رشته تاريخ پذيرفته شده است و جشن كوچكي به خاطر موفقيتش گرفته اند و مادرش به همه فاميل و همسايه ها پز داده كه دخترش دانشگاه قبول شده است و ابرو نازك كرده است. ناوك با شروع ترم وارد دانشگاه شده و درس خوانده است و بعد از دو سال بيكاري از طريق يكي از فاميل هاي دور، وارد اداره اي شده است و همان موقع نيز برايش جشني گرفته اند... » (ص ۱۸)
    براي درگيري بيشتر با متن مي توان اين بحث را به تحليل گزاره آغازين كتاب «خاطرات عاشقانه يك گدا» محدود كرد: «من به دنبال ايستك مي گردم، فقط همين» اين گزاره كه به معرفي روايتگر خود نيز كمك مي كند مي تواند مانند گزاره اي بنيادين در طرح ايده كلي رمان به زير ذره بين رفته و ما را در درك لايه هاي دروني تر متن ياري كند. «ايستك» در زبان تركي يك نام خاص مونث است درست مثل «آرزو» در فارسي. دقت به رابطه ظريفي در زبان كه همواره محبوب، همان محبوبه است به موقعيتي اشاره دارد كه در آن زن به عنوان ديگري و يا غير، مفروض گشته است. جست وجوي فعليت يافته در اين نام مونث، مي تواند به وجوه عاشقانه اي منجر شود كه در حاشيه طرح كلي رمان جاي گرفته است. ايستك يا آرزو چهره بي نام غيابي است كه با شيوع و گسترش به روايت هاي پراكنده در قالب شمايلي از خواست هاي راوي شكل داده اند. او (راوي) چيزي را مي جويد كه در خود غايب است چيزي كه به بازيابي آرزومندي يعني امري كه اساس مبتني بر فقدان است منجر خواهد شد. «من سراغ خودم را در آنها مي گرفتم. من دنبال ايستك بودم. و آيا ايستك غير از يك واژه چيز ديگري بود؟» (ص ۸۲)
    لاكان به پيروي از هگل كلمه را نابودي شيء مي داند. نابودي در اينجا به معناي غياب شيء است. بدين معنا كه حضور كلامي معنا منوط به غياب مادي آن است. غيبت از خود، ماهيت اصلي و رواني انسان است و نفسيات آدمي مديون «حضور غيابي» او در مقابل اشيا هستند. نفس انسان از آن رو برزخي است كه واجد ضمير ناخودآگاهي است. غناي آدمي در همين برزخ است، چرا كه او از تماميت رهانيده وجودش را عرصه اصلي امكانات مي سازد. وجود تام واجد هيچ گونه امكاني نيست. كلام با فراموشي عقد و نسبتي ذاتي دارد و بدون ضمير ناآگاه و فراموشي دسترسي به زبان تكلم نيز ناممكن خواهد بود. برزخ يعني اهل زبان بودن و اهل زبان بودن به اين معنا است كه تنها آدمي واجد آرزومندي است.
    گسترش روايت در «خاطرات عاشقانه يك گدا» از سوءاستفاده از موقعيت دال در غلبه و افشانش مدلولي شكل مي بندد و روايت همواره بر مرزي از آگاهي و تحريم گام برمي دارد. شمايل نگاري فقدان بهترين تركيب براي به نمايش گذاشتن خواستي است كه از نشانه گذاري قطعي «خواسته» (به كاركرد اين- ه- مونث توجه كنيد) سر باز مي زند و همواره به تركيب عناصر آشنا براي به دست دادن «او» و گم كردن خويش مشغول است.
    «من كس ديگري بودم در مواجهه با تو. من آني نبودم كه موقع سلماني رفتن هستم يا موقع كار. من در مقابل تو كس ديگري بودم. چطور شد كه توانستم در مقابل تو گدايي باشم كه دستم را بگيري؟» (۳۰)تمركز روي اين ضمير غايب به عنوان موضوعي فراتر از ترسيم (تحريم شده) موجب شده تا نفس اين گمانه زني در آگاهي زباني مورد كنكاش واقع شده و احتمالات و امكانات طرح ايده جديد در جست وجوي سطوح و تركيبات بازيابي گردد.
    پي نوشت :
    آنا گرام ها از نظر تودوروف متوني هستند كه در آنها برخي از حروف تشكيل كلمه اي مي دهند و اين نه فقط از طريق كنار هم قرار گرفتن آنها بلكه همچنين با خارج شدن حروف از جايگاه خود و قرار گرفتن در نظمي ديگر صورت مي گيرد: حروف با پيوند يافتن با حروف ديگر و آوا ها با پيوند يافتن با آوا هاي ديگر فضايي را در سطح دال ترسيم مي كنند. كورش صفوي آناگرام را «تحريف» ترجمه كرده است و آناگرام در فرهنگ لغات به معني قلب يا مقلوب كردن است.
    
    
    جاي خالي فراموشي / درباره كتاب «خاطرات عاشقانه يك گدا» مريم قهرماني
    




    دفعات مطالعه اين مطلب: 93 بار
      

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

تبليغات
آفتاب يزد
اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
كيهان
ساير روزنامه ها را در سايت هاي اختصاصي شان مطالعه نماييد.
 پيشخوان
ساينتيا ايرانيكا
متن مطالب شماره 6 (پياپي 72)، 2009را در magiran بخوانيد.

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1388-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.

توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.
 
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوی اخبار و مطالب منتشر شده در نشريات اطلاعی نداريم!