|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه ايران85/2/24: خانواده سالم
magiran.com  > روزنامه ايران >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 7001
دو شنبه 29 بهمن 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2825
magiran.com > روزنامه ايران > شماره 3471 24/2/85 > صفحه 11 (مهرگان) > متن
 
      


خانواده سالم
درباره سيما فردوسي

نويسنده: احمدرضا حجارزاده

سيما فردوسي، متولد ۱۳۳۲ كرمان
    - اخذ مدرك ليسانس روانشناسي از دانشگاه شهيد بهشتي
    - اخذ فوق ليسانس و دكترا از دانشگاه لندن، رشته روانشناسي باليني
    - استاد دانشگاه شهيد بهشتي از اواخر دهه ۶۰ تاكنون
    - مدير سابق گروه روانشناسي دانشگاه شهيد بهشتي بمدت ۱۰ سال
    - عضو سابق انجمن روانشناسي ايران
    - عضو سابق انجمن روانشناسان انگليس
    - همكاري با صدا و سيما به عنوان مشاور و روانشناس و حضور در برنامه هاي تلويزيوني از جمله «روزهاي زندگي»، «با من بگو»، «صبح آمد»، «اكنون خانه ما» و...
    - نگارش مقالات روانشناسي در مجله سروش بانوان با محوريت مسائل كودكان و نوجوانان
    - تأليف و ترجمه چند جلد كتاب روانشناسي از جمله:
    بهداشت رواني، مصاحبه هاي روانشناختي با كودكان و نوجوانان، وقتي همسران به هم خيانت مي كنند و...
    - برگزاري سمينار و سخنرانيهايي در دوبي، هلند، آلمان، ايتاليا و... براي ايرانيان مقيم خارج از كشور.
    - مدرس آموزش خانواده در سازمان آموزش و پرورش
    - ارائه خدمات مشاوره و ...

    
    

    در سالهاي پاياني دهه شصت، زماني كه مردم كوچه و بازار هنوز اعتقاد چنداني به ضرورت بهره گيري از روانشناس و بيشتر مشاور را در زندگي روزمره حس نكرده بودند، سازمان صدا و سيما به عنوان يك رسانه مؤثر بر عملكرد و طرز تفكر مخاطبان عام و خاص حركتي را در راستاي ورود مشاور به محافل خانوادگي قشر ايراني آغاز كرد كه تا امروز ادامه داشته است. طي اين روند، روانشناسان بسياري با افكار و عقايد گوناگون به كمك مردم بحران زده آن دوران پيوستند اما شمار كمي از آنان توانستند با اقبال عمومي مواجه شوند. آنها كه گرفتار شعارزدگي در ارتباط با مخاطب بودند به سرعت از دايره مددرساني به واسطه علمي نوظهور حذف شدند و تنها افرادي باقي ماندند كه خود از ميان مردم برخاسته بودند و در ميان آنها باقي مانده بودند. يكي از خوش اقبال ترين آنها كه به جهت همين حضورهاي پي در پي تلويزيوني، ناگهان به محبوبيتي فراگير بين ايرانيان دست يافت و نامش به سادگي در خاطر مردم باقي ماند، دكتر سيما فردوسي بود. او همزمان با آغاز فعاليت هايش در دانشگاه شهيد بهشتي، از سالهاي ۶۸-۶۷ به صدا و سيما رفت و همكاري طولاني و پايداري را با اين سازمان شروع كرد. نتيجه اين همكاري ها، توليد مجموعه هايي با عناوين «صبح آمد»، «با من بگو» و «روزهاي زندگي» بود كه در تمام آنها سيما فردوسي در هيبت يك روانشناس يا مشاور ظاهر شد. در واقع او در چنين برنامه هايي به ايفاي نقش خود مي پرداخت، يعني مشاور. تلويزيون دكتر فردوسي را براي ضبط برنامه هايي دعوت مي كرد كه در خلال آن مدعويني حاضر مي شدند و به بيان مسائل و مشكلات خانوادگي شان مي پرداختند تا با راهنمايي هاي مشاور مربوطه رفع گردد. از مشهورترين برنامه هاي آن دوره، «گفت و گوي خانواده» بود كه نزديك به پنج سال ادامه داشت و با جلسات پرسش و پاسخ همراه بود. اخيراً نيز سيما فردوسي در سريالي آموزشي - تربيتي به نام «اكنون خانه ما» باز هم در نقش يك مشاور جلوي دوربين رفته است.
    دكتر فردوسي را بايد بيشتر يك «روانشناس مردمي» دانست تا صرفاً يك استاد دانشگاه كه كار مشاوره هم مي كند و اين مردمي بودن او چيزي است كه كمتر در جمع روانشناسان خبره و برجسته كشور رخ مي دهد. خودش در اين رابطه مي گويد: «اگر بشود اسم اين را موفقيت گذاشت، يكي از دلايلش ارتباط زياد من با مردم است. من خيلي جنبه فردي را در نظر نمي گيرم كه يعني مثلاً من اينجا توي اتاقم بنشينم و فقط بنويسم. نه، اينجوري نيست. من احساس مي كنم بايد در ميان مردم بود و آدم بايد اين علم را به صورت كاربردي در اختيار مردم بگذارد. روانشناس بايد در خدمت مردم قرار بگيرد. تمام كساني هم كه در زمينه روانشناسي كار كرده اند، مثل تئوريسين هاي بزرگ و صاحبان مكتب در علم روانشناسي، بالاخره هدفشان همين بوده كه اين علم به صورت خدماتي در اختيار مردم واقع شود. متأسفانه در كشور ما زماني اين كار خيلي انجام نمي شد، ولي الآن خوشبختانه حركت هايي انجام شده. روانشناسي هميشه در قالب كارهاي پژوهشي بوده كه بگذاريم در قفسه ها يا كتابها بماند. در صورتي كه ما مي خواهيم آنها را از اين قالبها بكشيم بيرون و در دل جامعه بگذاريم.»
    سيما فردوسي اهل كرمان است. پدرش ارتشي بود و به تحصيل خيلي اهميت مي داد. خودش يادآور مي شود كه پدرش از بارزترين مشوقان او براي ادامه تحصيل بوده است و عقيده داشته وقتي كسي كاري را شروع كرد، بايد حتماً آن را به انتها برساند و تا نهايت آن پيشروي كند. از اين رو اصرار داشت كه «سيما»ي نوجوان درسش را تا حد اعلا و مقطع دكترا طي كند. فردوسي تحصيلات ابتدايي اش را در مدرسه «وكيل» كرمان گذراند. مدارك تحصيلات متوسطه و ديپلمش را در تهران گرفت. سپس وارد دانشگاه و موفق به اخذ ليسانس از دانشگاه شهيد بهشتي شد. با اتمام تحصيلات دانشگاهي اش در ايران، راهي انگلستان شد و آنجا رشته روانشناسي باليني را تا مقطع دكترا ادامه داد. پس از بازگشت به ايران، مدتي را به فعاليت در مركز روانپزشكي «رازي» اختصاص داد و بعد در سال ۶۷ به دانشگاه شهيد بهشتي بازگشت و به تدريس دروس روانشناسي باليني پرداخت. همچنين علاوه بر تدريس، در مركز مشاوره دانشگاه پاي حرفهاي دانشجوياني كه با مسائل و مشكلاتي درگيرند، مي نشيند. اگرچه خارج از محيط دانشگاه نيز در مطب خويش به نام مجتمع بزرگمهر به رفع مشكلات مردم مي پردازد. هدف از راه اندازي اين كلينيك بدان جهت است كه مردم مسائل خود را كه اغلب دلايل عاطفي، خانوادگي، روحي و رواني دارد، به صورت فردي با روانشناس در ميان بگذارند. در همين مركز دانش آموزاني هم كه به نوعي با مشكلاتي درگيرند، مورد رفتاردرماني يا روان درماني قرار مي گيرند. فردوسي پيشتر در كلينيك «جم» فعاليت داشت كه اكنون ميزان حضور او در آن واحد كمرنگ تر و اندك تر شده است. وي با ارگانها و سازمانهاي مختلف دولتي و غير دولتي تعامل مداوم دارد و با شركت در جلساتي از اين دست به ايراد سخن مي پردازد. سخنراني هاي داخلي او فراوان است. براي برگزاري سخنراني در خارج از كشور نيز از طرف وزارت امور خارجه دعوت مي شود تا دستاوردهاي علمي خود را در قالب سخنراني به ايرانيان مقيم خارج عرضه كند. از عمده مشكلاتي كه به طور معمول در اين سخنراني ها مطرح مي شود و ايرانيان آن سوي مرزها با آن روبرو هستند، تطبيق با فرهنگ بيگانه است. در اين باره فردوسي اشاره مي كند: «اغلب جلسات ما به مشاوره هاي فردي مي كشد. چون آدمها دوست دارند مشكلاتشان را به صورت فردي بيان كنند و آنجا هم از اين امر خيلي استقبال شده؛ از اينكه با يك همزبان و كسي كه همرنگ آنهاست و بيشتر و بهتر مسائلشان را درك مي كند، مشاوره فردي داشته باشند. اين ارتباط ها اتفاقاً تأثير بسيار زيادي داشته است. من در تلويزيون «جام جم» هم _ كه براي ايراني هاي خارج از كشور و از طريق ماهواره پخش مي شود _ برنامه هاي مستقيم و زنده دارم و آنها از همه جا، از هلند، انگلستان و ساير كشورهاي جهان با ما تماس مي گيرند و مسائل شان را بيان مي كنند. آنها مي گويند جايي كه من زندگي مي كنم، مثلاً فلان رفتار را به عنوان يك مشكل نمي شناسند يا برعكس. ممكن است چيزي باشد كه ما خيلي اهميت ندهيم و آنها مهم بدانند. به هر حال از اينكه هموطنانمان در آنجا مشكلات بچه هايشان را مطرح مي كنند و جواب مي شنوند، فيدبك خوبي داشته ايم كه آنها توانسته اند مشكلات را ريشه يابي كنند.»
    
    
    

    دكتر فردوسي گاهي هم خودش ترتيب برگزاري سمينارهايي را در خارج از كشور مي دهد و در زماني چهار _ پنج ساعته با صحبت هايش راه حل هايي را براي برطرف كردن مشكلات ارائه مي دهد. نزديك ترين سميناري كه او تاكنون در آن شركت جسته، در كشور دبي و راجع به تربيت نوجوانان و جوانان بوده است. اخيراً وزارت امور خارجه يك سايت براي ايراني هاي مقيم خارج راه اندازي كرده كه دكتر فردوسي در آن سايت نيز به طرح مباحث روانشناسي و مشاوره مي پردازد. حوزه كاري سيما فردوسي بيشتر حول محور خانواده و كودكان و نوجوانان مي گردد. به همين دليل است كه او علاوه بر كارهاي علمي _ خدماتي اش، اگر دستي هم در زمينه چاپ و نشر كتاب دارد و گاهي دست به قلم مي شود، نوشته هايش را در خصوص اين دو محور به رشته تحرير در مي آورد. كتاب «بهداشت رواني» از آثار اين روانشناس، در سال ۶۹ براي نخستين بار چاپ شد و در سال ۷۳ به چاپ دوم رسيد. اين كتاب براي دانشجويان رشته كودك ياري مناسب است. در سال ۶۶ «مصاحبه هاي روانشناختي با كودكان و نوجوانان» را ترجمه كرد. كتاب هايي را هم آماده چاپ يا در حال نگارش دارد كه از آن جمله مي توان به مجموعه مقالاتي اشاره كرد كه وي هر ماه در مجله «سروش بانوان» با عناوين بچه هايي كه مشكل دارند (مثل افسردگي، لجبازي، خجالتي، بيش فعالي و ...) منتشر مي كرده و هم اينك قرار است اين مقالات در قالب يك كتاب به بازار نشر عرضه شوند. كتاب ديگري كه زير چاپ دارد پرسش و پاسخ هايي است كه والدين در خصوص برقراري ارتباط با كودك و چگونگي رفتار با او دارند و در نهايت كتابي هم در زمينه «كودكان لجباز و بررسي دلايل لجبازي آنها» در دست تأليف دارد. پژوهش هايي هم در مورد مربيان مهدكودك ها داشته، تحقيقاتي درباره جوانان و هم اكنون تحقيقي را در زمينه كودكان «بيش فعال» پيگير است كه متأسفانه چنين كودكاني به تازگي در مملكت ما افزايش يافته اند. فردوسي ضمن يادآوري اين نكته كه بايد ديد اين كودكان در سطح خانواده با چه مشكلاتي مواجه اند، مهمترين خصوصيات رفتاري آنها را كم دقت بودن، خرابكاري، شيطنت، كم توجهي و كم حافظه بودن بر مي شمارد.
    دكتر سيما فردوسي كه در آغازين سال هاي دهه پنجم عمر خويش، همچنان با روحيه اي شاد و سرزنده و خنده اي هميشگي بر لب، زيستن توأم با كاري دلنشين و مفيد را ادامه مي دهد، هنوز با وجود گذشت سال هاي بسياري از روزگار جواني، كنجكاو و جست وجوگر است. هنوز به دنبال علت ها مي گردد و در صدد چاره جويي راهي نوين و مؤثر براي آنهاست. او از كودكي به مردم و حضور در جمع و ارتباط با ديگران علاقه مند بوده است: «من از بچگي علاقه داشتم هر جا كه مادرم مي رفت با او بروم. خواهر و برادرانم چندان به اين مسائل علاقه نشان نمي دادند. ولي من اصرار داشتم كه همه جا با مادرم همراه بشوم، يا وقتي اتفاقي مي افتاد سعي مي كردم به علت هايش توجه كنم. مسائل مردم برايم جالب بودند، از همه مهم تر ناراحت نكردن مردم. هنوز من روي اين مسأله حساسم كه آدم ها چگونه با هم حرف مي زنند، چه جملاتي به هم مي گويند. مثلاً مي پرسم چرا يك نفر فلان جمله را به ديگري مي گويد، متوجه نيست اين جمله اش او را ناراحت مي كند؟! به خاطر دارم زماني كه دانشجو بودم، در سال هاي اول يا دوم، خيلي علاقه داشتم اگر كسي مشكلي دارد او را پيش روانشناس ببرم. به عنوان نمونه اگر درس نمي خواند مي گفتم اين درس نخواندنش دليل دارد. ببريمش پيش روانشناس ببينيم چرا درس نمي خواند! خيلي به اين مسأله معتقد بودم. آن زمان خيلي ها اصلاً اعتقاد نداشتند و فكر نمي كردند از اين زمينه هم بتوان كمك گرفت. بخصوص در زمينه درس خواندن. وقتي نوجواني درس نمي خواند، مي گفتند تنبلي مي كند. ولي من مي گفتم نه، يك علتي دارد. بايد ديد آن علت چيست؟!»
    هميشه علاقه شخصي انسان به هر موضوعي سبب مي شود در آن زمينه بيشتر كار كند. روانشناسي از حيطه هاي مورد علاقه فردوسي بوده و هست. وقت زيادي صرف اين موضوع و توجه به مسائل باليني كرده است. فردوسي از روانشناسي تحت عنوان يك علم فرهنگي نام مي برد و اضافه مي كند: «ما بايد فرهنگ ها، سنت ها و آداب و رسوم سرزمين خود را خوب بشناسيم.روي چنين مسأله اي آدم بايد با انگيزه وقت بگذارد. كار ما زمان بر است و يك شبه نمي توان به نتيجه رسيد. بايد مدت زيادي را با مردم باشي. علي الخصوص در فرهنگ ما كه خرده فرهنگ زياد داريم و هر گوشه از مملكت ما، خرده فرهنگ خاص خود را دارد، بايد آنها را بشناسيم، سفر زياد برويم و با مردم بسياري در ارتباط باشيم تا مشكلات فرهنگي شان را كشف كنيم. انجام اين كار ضرورت ما است و خوشبختانه انجام هم شده. خود من سفر زياد مي روم و مردم گوشه و كنار كشورمان را خوب مي شناسم. مثال اينكه شايد در كشور ديگري، خانمي به روانشناس مراجعه كند و بگويد با همسرم مشكل دارم و مرا اذيت مي كند. احتمال دارد آنجا روانشناس بگويد چرا مي گذاري اينقدر تو را اذيت كند؟ خب از او جدا شو، طلاق بگير. ولي در كشور ما و فرهنگ ما، روانشناسان سعي در ترميم يك موضوع تخريب شده دارند. يعني اگر در خانواده يا ارتباطات بحثي در مي گيرد، مي پرسند حالا كه اين مشكل به وجود آمده چه كار كنيم درست شود؟ راه هاي ترميم اين مشكل كدام است؟ امكان دارد تكنيك هايي كه روانشناسان ما به كار مي برند، متفاوت باشند. ولي در نهايت، هدف يكي است. هدف رسيدن به آن وضعيتي است كه امكان انطباق فرد با آن مشكل وجود دارد. مي خواهيم او راه را ادامه بدهد و بتواند زندگي سالمي داشته باشد.»
    در پايان بد نيست نظر سيما فردوسي را درباره وضعيت كنوني روانشناسي و جايگاه آن در ايران بخوانيد: «گاهي احساس مي كنم روانشناسي رشته اي است كه خيلي مظلوم واقع شده است؛ از اين جهت كه هر كس نسبت به آن ادعايي دارد.در صورتي كه ساير علوم اينگونه نيستند. وقتي يك فيزيكدان، مسأله فيزيك را مطرح مي كند چهار نفر آدم عادي نمي آيند بگويند نه آقا اينجوري نيست! فلان جور است! ولي روانشناسي به لحاظ نوع موضوعاتش شايد طوري باشد كه بعضي ها به اشتباه فكر كنند اين چيزي است كه همه مي توانند در آن صاحبنظر باشند. حال آنكه روانشناسان وقتي درباره علم روانشناسي صحبت مي كنند نظر شخصي شان را بيان نمي كنند. آنها براساس داده ها، اطلاعات و پيشينه هاي مطالعاتي و علمي موجود، صحبت مي كنند. اما چون ابزار كارشان فقط كلام و انديشه يك روانشناس است، شايد همين موضوع ديگران را به سمت اين ابهام ببرد كه خب روانشناسان دارند نظر شخصي خودشان را مي گويند و صحبت مي كنند! نه، چنين نيست.»
    
    


 روزنامه ايران، شماره 3471 به تاريخ 24/2/85، صفحه 11 (مهرگان)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 4128 بار
    



آثار ديگري از "احمدرضا حجارزاده "

  پوست انداختم و بزرگ شدم... / گفت وگو با رامونا شاه، بازيگر نمايش «هاله نور» به كارگرداني «ژوفي برتزي» در مجارستان
احمدرضا حجارزاده، ايران 29/10/95
مشاهده متن    
  در تئاتر امروز بايد خراب كرد، دور ريخت و دوباره ساخت / گپ وگفتي با وحيد نفر، كارگردان نمايش «همه چيز مي گذرد، تو نمي گذري»
احمدرضا حجارزاده، ايران 28/7/95
مشاهده متن    
  تئاتر خوب، پس از پايان، تازه شروع مي شود! / گفت وگو با «ابراهيم پشت كوهي»، نويسنده و كارگردان نمايش «مثل آب براي شكلات»
احمدرضا حجارزاده، اعتماد 2/6/95
مشاهده متن    
  از اين قصه ها خون مي چِكه قربان / نگاهي به مجموعه داستان «معماي كلاه فروش»
احمدرضا حجارزاده، اعتماد 21/5/95
مشاهده متن    
  سرخوردگي هاي انسانِ امروز / درباره نمايش «مستاجر» به نويسندگي و كارگرداني ستاره امينيان
احمدرضا حجارزاده، جام جم 18/5/95
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
فصلنامه إضاءات نقديه في الادبين العربي والفارسي
متن مطالب شماره 31، پاييز 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است