|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه شرق85/2/31: نيماي غزل و رسالت روشنفكري
magiran.com  > روزنامه شرق >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 3362
چهار شنبه 17 بهمن 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2387
magiran.com > روزنامه شرق > شماره 765 31/2/85 > صفحه 28 (صفحه آخر) > متن
 
      


نيماي غزل و رسالت روشنفكري
يادداشتي در بزرگداشت سيمين بهبهاني *

نويسنده: كبر گنجي

به گفته عيسي مسيح، «حقيقت شما را آزاد خواهد كرد.» (انجيل يوحنا، باب هشتم، آيه ۳۲) اما كدام حقيقت ما را آزاد خواهد كرد؟ رهايي از چنگال شعور كاذب با كدام حقيقت ممكن خواهد شد؟ حضرت مولانا جلال الدين، معتقد بود كه انبيا براي آزاد كردن آدميان آمده اند.
    چون به آزادي نبوت هادي است/مومنان را زانبيا آزادي است
    اي گروه مومنان شادي كنيد/ همچو سرو و سوسن آزادي كنيد
    اگر كسي گمان برد جامعه با نشستن و بازي با مفاهيمي نظير آزادي، جامعه مدني، تساهل، رواداري، حقوق بشر، سكولاريسم و تفكيك عرصه عمومي از عرصه خصوصي دموكرات خواهد شد، آب در هاون مي كوبد.حقوق بشر براي حفاظت از كرامت انساني و اصل خودگرداني انسان ها است. اما به صرف گفتن و نوشتن درباره مفاهيم كرامت و خودگرداني، انسان ها صاحب كرامت و خودگردان نمي شوند. آزادي بيان برمبناي حق سخنگو در ابراز ديدگاه هايش، حق شنونده در شنيدن آن ديدگاه ها و خير جمعي يك جامعه آزاد توجيه مي شود. باور بدون عمل، باور نيست، نمي توان مدعي باور به ارزش ها و آرمان هاي انساني شد، اما براي تحقق آنها قدمي به پيش برنداشت. بايد در نظام اخلاقي- ارزشي مان جايگاه ويژه اي براي شجاعت، عشق و محبت باز كنيم. شجاعت اخلاقاً درخور احترام است، نوعي از خودگذشتگي ناشي از بي اعتنايي، بي طمعي و از من خود فاصله گرفتن است. تمام فضائل اخلاقي، بي دورانديشي، نابينا يا ديوانه وار خواهند بود، ولي بي شجاعت، پوچ و ترسو، آدمي، بي دورانديشي، نمي داند چگونه با بي عدالتي پيكار كند، ولي بي شجاعت نمي تواند به آن بپردازد. فيلسوفان براي انديشيدن نياز به شجاعت دارند. اما خود انديشه لزوماً در كسي ايجاد شجاعت نمي كند. بي دليل نبود كه كانت پيام روشنگري را بيرون آمدن از طفوليت و صغارت مي دانست و فرمان مي داد: شجاعت دانستن داشته باش. براي انديشيدن به شجاعت نياز است. وقتي متفكري با پيامدها و لوازم منطقي مدعاي مدللي روبه رو شد، ممكن است پيامدها به لحاظ نظري و عملي براي او ناپذيرفتني و هراس آور باشند، اما انديشمند بايد شجاعانه با مسئله رو به رو شود و مدعاي مدلل را تا نهايت منطقي اش دنبال كند. ممكن است پيامدهاي منطقي يك مدعاي مستدل، زيرپاي ما را خالي كند، ارتباط ما را با سنت و گذشته مان قطع نمايد، تمام جهاني را كه در آن زندگي مي كرديم، فرو بپاشاند و ويران كند، بدون آنكه تكيه گاه جديدي برايمان مهيا سازد. روشنفكر و متفكر حقيقت طلب، شجاعانه به لوازم عملي نظرش تن مي دهد تا حقيقت او را آزاد كند و در عين حال، هيچ گاه عقيده خود را دگرگون ناپذير و حق مطلق نمي داند و مانند كساني نيست كه نمي دانند اگر بايد موجودي را پرستيد، آن موجود فقط خداست، لاغير. هيچ كس نمي تواند به جاي ما بينديشد، به جاي ما رنج ببرد، به جاي ما پيكار كند. شجاعت عقلاني، كه امتناع از تسليم ترس شدن در انديشه و امتناع از گردن نهادن به چيز ديگري جز حقيقت است اينك به شدت مورد نياز ما است. به افرادي كه به ارزش هاي دموكراتيك باور دارند روشن است كه شجاعت عملي، بدون بصيرت نظري، راهگشا نخواهد بود. مسئله و مشكل روشنفكر آوانگارد پيش از انقلاب، فقر فلسفه و نپرداختن به تأملات نظري بود. مطالعه و نظرورزي به نام «فلسفه بورژوايي» و «انتزاعيات سرمايه داري» به طور مطلق نفي و طرد مي شد. همه چيز به «عمل» و «مبارزه» فروكاسته مي شد. انقلاب اسلامي ايران در سال ،۵۷ محصول گفتمان ضدامپرياليستي، بازگشت به خويشتن (خويشتن اسلامي، خويشتن آسيايي، ايدئولوژيك و انقلابي در دهه پنجاه بود... انقلاب تجسم عيني گفتمان دهه پنجاه بود. تجربه انقلاب اسلامي ايران در سال ۵۷ همگان را بدين جا راهبري كرد كه بدون انديشه و خردمندي نمي توانيم از صغارت عبور كنيم و بزرگسال و دموكرات شويم.طي دو دهه اول انقلاب، رفته رفته از گفتمان دهه پنجاه عبور كرديم و گفتمان جديدي را شكل داديم. گفتمان جديد، مدرن، آزاديخواه، دموكراتيك، غيريوتوپيايي، حقوق بشري و اصلاح طلبانه است. اما چرا روشنفكران با اين گفتمان جديد هم نتوانستند گام بزرگي بردارند؟ مشكل و مسئله روشنفكر برج عاج نشين دهه هشتاد، فرار از عمل و سرگرم شدن به فلسفه و مفهوم انديشي است. گمان مي رود كه تمام مسائل و مشكلات با فلسفه حل و رفع خواهند شد. سنت متافيزيك صدرايي و عرفان محي الدين عربي، به حد كافي ما را از دنيا و حيات اجتماعي دور كرده اند. ديگر چه نيازي به هايدگر و نيچه و كارل اشميت است كه فلسفه شان براي ما جنبه عملي- رهايي بخش ندارد. (همه فلسفه ها بايد آزادانه در عرصه عمومي مطرح شوند. اما همه فلسفه ها رهايي بخش و حقيقت طلب نيستند و آدمي را از ظلمت و تاريك انديشي نجات نمي دهند). انديشه ورزي، نه تنها حق ما است، بلكه قاطعاً و موكداً وظيفه ما است. اما در اين ميان، تاكيد من بر دو نكته است: ۱- انديشه ورزي شرط لازم بهروزي ما است، نه شرط كافي. براي تامين شرط كافي، عمل به مقتضاي انديشه، اجتناب ناپذير است. ۲- از ميان اقيانوس بي كران امكان هاي انديشه ورزي، اخلاق و انسان دوستي حكم مي كند كه به انديشه ورزي هايي بپردازيم كه فقط جنبه نظري ندارند، بلكه دير يا زود به مرحله عمل راه مي يابند و مي توانند در بهبود وضع و حال آدميان موثر افتند. فلسفه تحليلي كانت هم به تنهايي نمي تواند ما را به دموكراسي و آزادي و حقوق بشر برساند. براي بنا كردن يك نظام دموكراتيك نه تنها به علوم اجتماعي تجربي نياز داريم، بلكه به عمل، به ايستادگي، به حركت، به كار و كوشش، به آرمان هم به شدت نيازمنديم. روشنفكر برج عاج نشين براي فرار از مسئوليت اجتماعي، از ترفند مغالطه استفاده مي كند. مي گويد: دموكراسي و آزادي و حقوق بشر، مسئله و مشكل مردم ايران زمين نيست، مسئله مردم، نان و آب و لباس و مسكن است. مي گويد: پيش شرط هاي معرفتي و اجتماعي دموكراسي در ايران وجود ندارد. مي گويد: مردم حاضر نيستند براي دموكراسي هزينه پرداخت كنند، پس چرا روشنفكر بايد بار مردم را بر دوش كشد و به جاي آنها متحمل هزينه شود. مي گويد: دوران مدرن، دوران تفكيك نقش ها و تقسيم كار اجتماعي است. روشنفكر فعال سياسي- حزبي نيست، كار او توليد فكر و ابداع نظريه است... شجاعت، اين كيمياي عالم روشنفكري و اصلاح گري، به شجاعت كانتي، يعني شجاعت در دانستن، نيز محدود نمي شود. شجاعت اسپينوزايي نيز لازم است و آن شجاعت غلبه بر هر عيب و نقص اخلاقي و رواني در خودمان است، چه رسد به شجاعت تيليشي كه از ما مي خواهد كه دل به دريا بزنيم و خود را چنان كه هستيم ببينيم و بپذيريم و انكار نكنيم. آيا روشنفكر امروزين به اين شجاعت تيليشي نيز سخت نيازمند نيست؟ آيا روشنفكر وظيفه ندارد كه به تعبير يونگ نيمه تاريك وجود خود را نيز بپذيرد و آيا بخش عظيمي از اين نيمه تاريك گذشته خود روشنفكر نيست؟ كدام روشنفكر است كه در گذشته خود نقاط كمابيش تاريك ناداني، خطا، بدكاري و كم كاري نبيند؟ و كدام روشنفكر است كه نداند بخش چشمگيري از نكبت و ادباري كه جامعه او را دربرگرفته است فرآورده همان ناداني، خطا و بدكاري و كم كاري خود او است؟ چرا روشنفكر اين همه به مردم بدبين و بدگمان باشد و به خود خوش بين و خوش گمان؟ خانم سيمين بهبهاني يكي از شيرزنان ايران زمين است كه طي سال هاي گذشته در صف اول جنبش آزادي خواهي ايران زمين قرار داشته است... در اينجا مايلم از زاويه ديگر به يك ويژگي ارجمند بانوي غزل ايران اشاره كنم كه شايد در كنار زيبايي و عمق اشعار ايشان كمتر محل توجه بوده است. آنچه بهترين شاعره امروز ايران را برجستگي مي بخشد شهامت مدني او است. شهامت مدني عنصري كمياب در جامعه ايراني است. موجب مباهات و سرافرازي است كه بانويي در قلمرو ادبيات با قلم و قدم خود شهامت و مدنيت را به هموطنانش تذكار مي دهد... اما بانوي شعر و غزل تنها درس شهامت مدني را با اشعارش نمي آموزاند. او شهروندي است كه بدون تكلف و تعارف مي توان از او شهروندي آموخت. رنج دفاع از حقوق زنان و روشنفكران با همه رنجوري و آزردگي كه بر بدن خسته و شكننده اش وارد مي آيد تاب مي آورد و حرمت آدميان، و اخلاق حرمت آنان را با متانت و صبر تذكار مي دهد و از رفتار مدني براي بيداري آنان كوتاه نمي آيد و حد نمي شناسد. شهامت شاعره بزرگ ايران توام با مسئوليتي مدني است. شعر و فكر او، دانش و منش او چه در حيطه ادبيات و چه در حيطه اجتماع از همين يك وصف برخوردار است؛ مسئوليت حفظ حقوق و آبروي شهروندان به مثابه آدمياني في نفسه درخور احترام و غايت شمردن آنها. شعر خانم بهبهاني از ديدگاه نظريه ادبي اهميت فراواني دارد. نوآوري هاي ايشان در قلمرو غزل فارسي (كه يكي از اديبان مشهور كار ايشان را به كار نيما همانند كرده و گفته: بهبهاني نيماي غزل است) نشان مي دهد كه آن شهامت و نوآوري كه در عرصه تعهد اجتماعي از ايشان ديده ايم در كار هنري و شاعرانه او هم آشكار و تاثيرگذار است. در گفتمان هاي متعهد اجتماعي همواره نگراني «جدي بودن»، «سخت گير بودن» و «اعتقاد راسخ داشتن» وجود دارد. اينها عناصر ضروري براي فعاليت اجتماعي اند اما ادبيات (و به ويژه شعر) به اين همه، جنبه انساني، عاطفي و به يك معنا جنبه اخلاقي تازه اي مي بخشد. زبان شعر است كه نمايان گر هم دردهاي انساني و هم راه حل ها هستند. شعر با آزادي انسان نسبت دروني و ژرف دارد.آري همين ويژگي ارجمند و كمياب است كه بانوي گرامي شعر ايران را ممتاز مي كند و به كلامش نفوذ و به رفتارش صداقت مي بخشد و با همين نفوذ و صداقت همه ما را به آن دعوت مي كند. چه مي توانيم گفت در وصف بانوي شعر و غزل فارسي كه اگرچه به عنوان هنرمند در خدمت زيبايي است اما اولاً: زيبايي (جمال) را در خدمت دو عنصر ديگر رواني والا، يعني عنصر راستي (حقيقت) و نيكي (خير) درآورده است و ثانياً: هنرش فقط به كار زيبا نمودن يعني زيبا نشان دادن هستي و زندگي نيست، بلكه در كار زيبا ساختن آن نيز هست. بسيارند هنرمنداني كه جهان، هستي و زندگي را زيبا جلوه مي دهند و اين، به نوبه خود، كار بسيار ارجمندي است- اما كم اند آنانكه، افزون بر آن مي كوشند تا آنجا كه مي توانند جهان، هستي و زندگي را زيبا بكنند و علاوه بر نمايش زيبايي، به آفرينش زيبايي نيز دست يازند. و بهبهاني يكي از اين تبار هنرمندان است. بهبهاني در اين دوران به رغم ابتلا به بيماري، همچنان سروگونه، راست ايستاده و ارزش هاي والاي انساني را پاسداري مي كند. تجليل از او، بزرگداشت كرامت هاي انساني است.
    *پيام ارائه شده به مراسم بزرگداشت سيمين بهبهاني
    
    
    


 روزنامه شرق، شماره 765 به تاريخ 31/2/85، صفحه 28 (صفحه آخر)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 2218 بار
    

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
ماهنامه بازار چرم و كفش
متن مطالب شماره 170 (پياپي 198)، دي و بهمن 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است