|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه اعتماد85/3/18: مفهوم خيانت وقرباني در شازده احتجاب
magiran.com  > روزنامه اعتماد >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 4384
يك شنبه 19 خرداد 1398


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID3291
magiran.com > روزنامه اعتماد > شماره 1131 18/3/85 > صفحه 5 (هفت و نيم) > متن
 
 


مفهوم خيانت وقرباني در شازده احتجاب
نگاهي به رمان شازده احتجاب اثر «هوشنگ گلشيري »

نويسنده: ترانه جوانبخت

رمان شازده احتجاب نوشته هوشنگ گلشيري يك رمان غير خطي است كه نويسنده در آن به شرح وقايع آخرين دوران قاجاريه مي پردازد. اين رمان از اين جهت غير خطي است كه زمان گذشته بعد از زمان حال در داستان روايت مي شود.
    شخصيت هاي مهم رمان عبارتند از: شازده احتجاب ، همسرش فخرالنسا، مستخدمش فخري ، شازده بزرگ پدربزرگ شازده احتجاب ، پدر و مادر شازده احتجاب ، مراد پيشكار سابق شازده و همسرش حسني . شخصيت اصلي رمان يعني شازده احتجاب مبتلا به بيماري سل است . او مردي با ذهنيتي سنتي است كه از اداره كردن عمارات ارث اجدادي اش سرباز زده و اموالش را صرف قمار مي كند.
    داستان چند روايت كننده دارد: يك روايت كننده گلشيري به عنوان نويسنده داستان است . ديگري شازده احتجاب و سومي فخري . بخش هاي مختلف داستان از زبان اين راويان نقل مي شود.
    زندگي شازده احتجاب با همسر و مستخدمش يك زندگي تكراري و بدون تغيير است . همسرش فخرالنساء دايم در خانه مي ماند. اين انزوا كه برخلاف ميل باطني اوست و از طرف شازده احتجاب به او تحميل شده باعث مي شود كه شازده احتجاب بتواند مردسالاري را در خانه حاكم كند.
    شازده احتجاب در آخرين شب زندگي اش خاطرات خانوادگي خود را به ياد مي آورد و نويسنده در بطن اين خاطرات به شرح خونريزي و ستم اجداد شازده مي پردازد. در اين بخش از داستان گلشيري روايت مي كند كه پدربزرگ شازده احتجاب چگونه با ريختن خون رعيت هاي معترض آنها را سركوب كرده است . از آنجايي كه شازده از اداره كردن عمارات اجدادي اش سرباز زده مورد خشم پدربزرگ و سرزنش ديگر اعضاي فاميل است و آنها وي را موجب سرافكندگي خاندان خود مي دانند.
    فخري مستخدم شازده تنها كسي است كه در آخر داستان با اوست و شاهد مرگ فخرالنساء همسر شازده نيز هست . شخصيت فخري يك شخصيت تقسيم شده است زيرا از زمان مرگ فخرالنساء به بعد شازده همسرش را در فخري جست وجو مي كند و وي را وادار مي كند كه شبيه فخرالنساء ظاهرش را بيارايد. اگرچه فخري با تكرار اين جمله كه «من فخري هستم نه فخرالنساء» به شازده اعتراض مي كند اما اين اعتراض فايده يي ندارد و تا آخر داستان اين تقسيم شخصيت ادامه مي يابد و وي ناچار است با اين توهم شازده كنار بيايد.
    شازده احتجاب چندان به همسرش فخرالنساء وابستگي روحي ندارد بطوري كه براي نشنيدن صداي سرفه هاي مكرر فخرالنساء از مستخدمش فخري مي خواهد كه با صداي بلند بخندد. در آن قسمت از رمان كه شازده در جريان مرگ فخرالنساء قرار مي گيرد مي بينيم كه وي چندان از اين حادثه متاثر نمي شود. او با جايگزين كردن فخري به جاي فخرالنساء خيلي زود به مرگ همسرش عادت مي كند.
    دو مفهوم كه در رمان شازده احتجاب جالب است يكي مفهوم خيانت و ديگري مفهوم قرباني است . در قسمت هاي مختلف اين رمان مي بينيم كه خيانت به ديگران بتدريج به صورت خيانت به خود در مي آيد. شازده نه تنها به زن خود خيانت مي كند و او را در خانه اسير زندگي روزمره مي كند و مستخدمش را جاي زنش مي گذارد بلكه به اجداد خود نيز به دليل لاابالي بودن و عدم احساس مسووليت نسبت به اداره كردن املاك اجدادي اش خيانت مي كند. او حتي به خودش هم خيانت مي كند و عمر خود را در پوچي مي گذراند.
    مفهوم قرباني نيز در اين رمان قابل بحث است . اصلا قرباني كيست و اگر بيش از يك نفر است چه كساني هستند؟ اولين قرباني كه از ديگران نقشش پررنگ تر است فخرالنساء زن شازده است . دومين قرباني فخري مستخدم اوست كه جسما توسط وي استثمار شده و در عين حال بايد نقش زنش را در ذهن اين مرد لاابالي براي وي بازي كند. سومين قرباني ، خانواده پدري شازده است كه عمرشان با او تلف شده اما قرباني اصلي به نظر من خود شازده است چون حتي از مفهوم اصلي زندگي كه تنوع و تكاپويي گريزان است و روزمرگي و پوسيدگي روح را تجربه مي كند و حتي تفريح با زنان روح او را نمي تواند از روزمرگي كه دچارش شده نجات دهد.
    زبان شخصيت ها در اين رمان با يكديگر فرق دارد: زبان فخرالنساء طنز است ولي شازده احتجاب از زبان تحكم استفاده مي كند و سعي دارد با اين زبان هر دو زن را تحت راي و نظر خود قرار دهد.
    مراد، پيشكار سابق شازده دايم به او خبر مرگ نزديكانش را مي دهد و در پايان داستان خبر مرگ خود شازده را برايش مي آورد. در اين قسمت از داستان راوي خود گلشيري است و داستان پس از تعريف شدن از زبان شازده و فخري دوباره از زبان خود نويسنده نقل مي شود.
    مورد جالب ديگري كه در اين رمان قابل بحث است تعبيري است كه از بخش پاياني رمان مي توان داشت . چرا گلشيري از مرگ افراد مختلفي در اين رمان نوشته كه توسط پيشكار شازده خبر مرگشان به شازده داده مي شود؟ و چرا خبر آخر خبر مرگ خود شازده است ؟ به نظر من مي توان از دو جنبه به اين قضيه نگاه كرد. اولاص تكرار و يكنواختي در زندگي اين مرد باعث بي تفاوتي اش نسبت به زندگي خودش و ديگران شده به گونه يي كه حتي خبر مرگ اطرافيان تغييري در روند زندگي اش نمي دهد. اما مورد ديگر كه مي توان در عمق اين روزمرگي ديد اين است كه مرگ شازده تعبيرش همان مرگ دروني اوست . چطور ممكن است يك پيشكار بتواند مرگ شازده را پيشگويي كند؟ تعبير من از بخش پاياني داستان گلشيري اين است كه نويسنده مي خواهد مرگ دروني شازده را از سوي زيردست وي به او يادآوري كند و صرفا مرگ جسماني شازده مورد نظر گلشيري نبوده است .
    در اين داستان پلي فوني يا چند زباني وجود ندارد. تصوير هيچ يك از شخصيت هاي داستان در افراد مختلف پراكنده نمي شود و ساختارشكني نيز در متن داستان ديده نمي شود. بنابراين اين داستان يك داستان مدرن است كه گلشيري در آن با زبان مدرن به حكايت زندگي سنتي آخرين دوران قاجار پرداخته است .
    منبع :
    شازده احتجاب هوشنگ گلشيري انتشارات نيلوفر چاپ چهاردهم 1384 تهران
    نقل از سايت «ماني ها»
    
    


 روزنامه اعتماد، شماره 1131 به تاريخ 18/3/85، صفحه 5 (هفت و نيم)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 912 بار



آثار ديگري از "ترانه جوانبخت "

  نگاهي به رمان بارهستي اثر ميلان كوندرا؛سبكي و سنگيني بار هستي
ترانه جوانبخت ، اعتماد 18/5/85
مشاهده متن    
  نگاهي به رمان صيد قزل آلا در امريكا، نوشته ريچارد براتيگان ؛با براتيگان در صيد قزل آلا
ترانه جوانبخت ، اعتماد 10/5/85
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
فصلنامه توانبخشي
شماره 40
 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است