|
بحثي پيرامون رئاليسم جادويي )بخش نخست (ماري داريوسك ، رئاليسمي ديگر
نويسنده: عباس پژمان
اشاره : «ماري داريوسك ، رئاليسمي ديگر» بحثي است كه در آن «عباس پژمان » مترجم ايراني ، به بهانه صحبت از «ماري داريوسك » نويسنده معاصر فرانسوي بحثي را در معرفي رئاليسم جادويي پيش كشيده كه اين بحث در سايت ادبي «راوي » درج شده است . رئاليسم جادويي ، اصطلاحي است براي گونه يي از رمان كه با «صد سال تنهايي » ماركز سر زبان ها افتاد هر چند « ماركز» را نمي توان نخستين نويسنده «رئاليسم جادويي » قلمداد كرد. در نوشته حاضر «عباس پژمان » كه رمان «تولدي ديگر» از «داريوسك » را ترجمه و توسط «نشر افق » منتشر كرده ، به معرفي نويسندگان اروپايي كه آثارشان به شيوه «رئاليسم جادويي » نوشته شده پرداخته و يادآور شده است كه «رئاليسم جادويي » منحصر به كشورهاي امريكاي لاتين يا كشورهاي عقب مانده نيست و نويسندگان اروپايي چون «كافكا»، «كوئه را» و... را نيز مي توان در شمار نويسندگان «رئاليسم جادويي » آورد: البته الان ديگر خواننده ايراني تا حدودي با خانم داريوسك آشنا هست . تا آنجا كه من اطلاع دارم ، چند تا مصاحبه از ايشان در نشريات چاپ شده است ، پنج شش تا نقد درباره تولدي ديگر نوشته شده ، خود اين رمان را هم به هر حال عده يي مطالعه كرده اند. با توجه به اينكه خانم داريوسك فقط شش يا هفت سال است كه وارد عرصه ادبيات شده است ، طبيعي است كه فعلا زندگينامه ادبي مفصلي هم ندارد. در هر حال ، خانم داريوسك متولد 1969 است ، و اولين اثرش كه رماني است به نام عين حقيقت در 1996 چاپ شده است . تا آنجا كه من اطلاع دارم ، الان پنج رمان از او به چاپ رسيده است و تولدي ديگر دومين رمان اوست . داريوسك از زمره نويسندگاني است كه راه موفقيت را خيلي سريع و حتي برق آسا، طي كرد. آن طور كه من شنيدم ، فقط با حق التاليف رمان اولش كه رمان كوچكي هم هست ، يك آپارتمان خوب در پاريس خريد. رمان هايش اكنون به بيش از چهل زبان منتشر شده است و اين واقعا موفقيت كمي نيست . در ميان نويسندگان پيشرو فرانسه در صد سال گذشته ، كمتر نويسنده يي هست كه در اين حد در دنيا مورد استقبال واقع شده باشد. عنوان اين نشست ماري داريوسك و رئاليسمي ديگر انتخاب شده است كه البته منظور از رئاليسمي ديگر هم رئاليسم جادويي است ، هم واقعگرايي يي است كه در تولدي ديگر، درباره بعضي مسائل ديده مي شود. من ابتدا درباره رئاليسم جادويي مطالبي را مطرح مي كنم تا بعد به شگردهاي نويسندگي داريوسك و مفهوم اين رمان بپردازم . رئاليسم جادويي 1. مقدمه راستش من احساس كردم كه مفهوم رئاليسم جادويي هم مثل بعضي از مفاهيم ديگر، در كشور ما خوب درك نشده است ، ممكن است بعضي از نويسندگان و خوانندگان رمان و داستان به راحتي بعضي از آثار رئاليسم جادويي را تشخيص بدهند اما بدون شك بعضي از آنها را هم تشخيص نخواهند داد. تا حالا ده ها هزار نفر «بار هستي » كوندرا را خوانده اند، من بعيد مي دانم كسي متوجه شده باشد كه در واقع بار هستي هم نوعي رئاليسم جادويي هست . اتفاقا وقتي كه من داشتم آن مطلب «زني با گل هاي حنايش » را مي نوشتم كه در آخر تولدي ديگر چاپ شده است ، حدس زدم كه ممكن است بعضي از خوانندگان براحتي متوجه نشوند كه چرا سبك اين اثر رئاليسم جادويي است . اول خواستم درباره رئاليسم جادويي توضيحاتي بدهم ، اما بعد منصرف شدم و گفتم ببينم كه عكس العمل خوانندگان چه خواهد بود. از قضا بعضي از دوستان كه رمان را خوانده بودند، ظاهرا به نظرشان عجيب آمده بود كه در فرانسه هم رئاليسم جادويي باشد. چون واقعا اين هم هست كه اغلب خوانندگان خيال مي كنند كه رئاليسم جادويي فقط به شرح زندگي هايي مي پردازد كه هنوز متمدن نشده اند و مخصوص ذهن هايي است كه هنوز با دانش و تفكر منطقي آشنا نيستند. البته به اين دسته از خوانندگان بايد واقعا حق داد. بعضي از نكته هاي مهم و اصلي رئاليسم جادويي در هيچ جا براي خوانندگان فارسي زبان توضيح داده نشده است . لااقل من هيچ كتاب و مقاله يي پيدا نكردم كه مشخص كرده باشد رئاليسم جادويي چه خصوصياتي دارد و مخصوصا چه چيزي در اين نوع رئاليسم اساسي است . اگر هم در يكي دو جا اشاره درستي به بعضي از خصوصيات اصلي رئاليسم جادويي شده بود، اين اشاره ها هم خيلي گنگ و موجز بود، و البته همه هم ترجمه بودند. 2. نمونه هاي مشهور از آنجا كه فراوان ترين و بعضي از بهترين نمونه هاي رئاليسم جادويي در كشورهاي آمريكاي لاتين نوشته شد، اين تصور براي عده يي به وجود آمد كه رئاليسم جادويي خاص امريكاي لاتين است ، به عبارت ديگر، به سبك نويسندگان امريكاي لاتين مي گويند رئاليسم جادويي . در حالي كه نه خاستگاه رئاليسم جادويي امريكاي لاتين است ، نه رئاليسم جادويي منحصر به امريكاي لاتين است . من در مقاله يي خواندم كه حتي در آثار ديكنز هم نمونه هايي از رئاليسم جادويي هست . در هر حال ، بعد از اينكه بعضي از نمونه هاي بسيار درخشان رئاليسم جادويي در امريكاي لاتين خلق شد، مخصوصا بعد از اينكه ماركز صد سال تنهايي را نوشت در تمام دنيا ترجمه و منتشر شده ، اين سبك مقلدين بسياري در دنيا پيدا كرد. و مخصوصا مشخص شد كه قبل از نويسندگان آمريكاي لاتين ، نويسندگان ديگري در كشورهاي ديگر هم بوده اند كه نمونه هايي از رئاليسم جادويي در آثارشان ديده مي شود. از ميان رمان هايي مشهوري كه ما مي شناسيم ، محاكمه كافكا را رئاليسم جادويي مي دانند. در يوليسز، تخيلات ساديستي مازوخيستي لئوپولد بلوم را رئاليسم جادويي مي دانند. مرشد و مارگريتا، كه در فاصله سال هاي 1928 تا 1938 نوشته شده است ، رئاليسم جادويي است . شبي از شب هاي زمستان كالوينو رئاليسم جادويي است . همين طور بار هستي ميلان كوندرا رئاليسم جادويي است . يكي از زيباترين و شگفت انگيزترين رئاليسم هاي جادويي را نيچه خلق كرده است ، كه بعد به آن اشاره خواهم كرد. 3. مفهوم رئاليسم جادويي رئاليسم جادويي ، همان طور كه از اسمش برمي آيد، رئاليسمي است كه يك حالت جادويي دارد، يعني واقعيتي كه يك حالت شگفت انگيز پيدا مي كند، و از سيطره عقل و منطق خارج مي شود. البته اين حالت را به شيوه هاي مختلف مي شود ايجاد كرد و طبيعي است كه تخيل نقش بسيار بزرگي در اينجا بازي مي كند. ادامه دراد بحثي پيرامون رئاليسم جادويي )بخش نخست (ماري داريوسك ، رئاليسمي ديگر عباس پژمان
□
دفعات مطالعه اين مطلب: 303 بار
|