|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه دنياي اقتصاد85/4/3: وب سايت سياسي نمي خوانم
magiran.com  > روزنامه دنياي اقتصاد >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 4030
پنجشنبه هفتم ارديبهشت ماه 1396



خدمات سايت




 
MGID3360
magiran.com > روزنامه دنياي اقتصاد > شماره 988 3/4/85 > صفحه 32 (تحليل) > متن
 
 


وب سايت سياسي نمي خوانم
مصاحبه اي با ميلتون فريدمن

مترجم: نرجس خاتون برآهويي


    تامين اجتماعي تاثير بدي روي سيستم مالياتي دارد. اما وقتي به آدام اسميت گفته شد كه ضرر بريتانيا در يورك تاون موجب تباهي بريتانيا خواهد شد، آدام اسميت پاسخ داد، مرد جوان، ميزانی از تباهي در هر كشوري وجود دارد
    
     ميلتون فريدمن اقتصاددان شهير آمريكايي در سال 1976 موفق به دريافت جايزه نوبل در اقتصاد شد. وي در سال 1988 هم زمان دو مدال آزادي و مدال ملي علم را دريافت كرد.میلتون فریدمن مشاور اقتصادي ريچارد نيكسون طي مبارزات انتخاباتي در سال 1968 و رونالد ريگان در دهه 80 بوده است.وی آثار متعددی دارد که مهم ترین آنها کتاب آزادی انتخاب است که درآن سیستم تامین اجتماعی در ایالات متحده را به نقد می کشد و طرح جدیدی به جای یارانه ها برای کمک به اقشار کم درآمد مطرح می کند.درباره ميلتون فريدمن بسيار مي توان نوشت از جمله اينكه او از طرف بلاگرهاي محافظه كار به عنوان بزرگترين چهره قرن بيستم انتخاب شده است. متن زير مصاحبه اي با وي درباره سياست هاي اقتصادي ايالات متحده و جهان است که در وب سایت Right wing News منتشر شده است.
    
     هوارد دين گفته است كه او پيشنهاد خواهد کرد تا كشورهايي كه خواهان توافقنامه هاي تجاري با ايالات متحده هستند ملزم به پذيرش استانداردهاي كاری، محيط زيست، بهداشت و امنيتي مشابه با ايالات متحده شوند. آيا اين سياست هرگز به كار گرفته شده است؟ و اينكه فكر مي كنيد اين موضوع مشكلي براي اقتصاد ايالات متحده به بار آورد؟
    
    فريدمن: من فكر مي كنم اين پيشنهاد، مشكلات عظيمي به بار آورد نه براي اقتصاد ايالات متحده بلكه براي اقتصاد سایر کشورهای جهان. آن کشورها بيش از ما دچار مشكل خواهند شد.
    
    واقعا، پس شما فكر مي كنيد كه اين موضوع به اقتصاد ايالات متحده آسيب وارد نمی کند؟
    
    فريدمن: اين موضوع به اقتصاد ايالات متحده هم لطمه خواهد زد. اما براي كشورهاي ديگر كه از ما كوچك تر هستند يك فاجعه خواهد بود. تجارت جهاني بر تفاوت هاي ميان كشورها متكي است و نه شباهت ها. كشورهاي مختلف در مراحل مختلفي از توسعه هستند. بنابراين لازم است كه الگوها و سياست هاي متفاوت در اكولوژي، استانداردهاي كار و ... داشته باشند.
    
    به نظر من، ما در ايالات متحده آرام و قرار را از دست داديم تا درباره هر موضوعی قانونگذاري كنيم و كنترل دقيقي بر استانداردهاي كار، صنعت و ... اعمال كنيم. اين براي ما خوب نيست، اما خوشبختانه اين كشور سابقه 200ساله از توسعه نسبتا آزاد اقتصادي دارد که امروزه آن تجربه بنياني محكم براي اقتصاد فراهم كرده است كه مي تواند آسیبی را که اين قبيل قوانين را به اقتصاد وارد می آورد، پرداخت كند. اما تحميل اين قوانين به كشورهايي كه در اين مرحله از رشد و توسعه اقتصادي نيستند، خطرناك و ناخوشايند است.
    
     براي اينكه اين موضوع آنها را از رسيدن به نقطه اي كه ما هستيم باز مي دارد؟
    
    فريدمن: بله دقيقا.
    
    آيا فكر مي كنيد جورج بوش با كاهش ماليات ها، دست به اقدام درستي در عرصه اقتصاد زده است؟
    
    فريدمن: من طرفدار كاهش ماليات ها، تحت هر شرايطي، به هر بهانه اي، به هر دليل و هر جا كه امكان داشته باشد، هستم.
    
    دلیل اينكه چرا من طرفدار كاهش ماليات هستم، اين است كه معتقدم مشكل بزرگ، ماليات ها نيستند، بلكه «هزينه» است. سوال اين است كه چگونه شما می توانید هزينه دولت ها را محدود نگه داريد، هزينه دولت ما در حال حاضر نزديك به 40درصد درآمد ملي را تشكيل مي دهد، بدون احتساب هزينه هاي غيرمستقيم از طريق قانونگذاري و ... اگر اين هزينه هاي غيرمستقيم را هم در نظر بگيريم، هزينه هاي دولت تقريبا نيمي از درآمد ملي را تشكيل مي دهد. خطري كه ما با آن مواجه هستيم، اين است كه اين مبلغ پیوسته رو به افزايش است. بنابراين شما راه موثري كه از طريق آن مي توان اين هزينه ها را پايين نگهداشت، محدود و كم كردن درآمد دولت است و كاهش ماليات يكي از آن راه هاست.
    
     من مي خواهم درباره همين موضوع، سوال بعدي را طرح كنم. در دوره ريگان، ما ماليات ها را كاهش داديم و اين موضوع باعث رشد اقتصادي شد كه خود ميزان درآمدي را كه وارد دستگاه دولت مي شد، افزايش داد.
    
    فريدمن: البته رشد اقتصادي به طور اجتناب ناپذيري به افزايش درآمد دولت منتهي خواهد شد. اما درباره دلايل افزايش درآمد دولت در سال هاي دولت ريگان ما بايد اندكي دقيق باشيم و به اصطلاح احتیاط کنیم. ابتدا كاهشي در ماليات ها در سال ها 82-1981 صورت گرفت و قانون خوبي هم در زمينه درآمد حاصل از ماليات ها در سال 1986 وجود داشت، اما در آن سال ها به نحوي افزايش ماليات هم وجود داشت. بنابراين هيچ دليل قاطع و روشني وجود ندارد كه بتوان افزايش درآمد دولت ها را تام و تمام به كاهش ماليات ها نسبت داد. در واقع دشوار است كه تاثير عوامل مختلف و اتفاقاتي را كه در طول آن زمان به وقوع پيوست را نادیده گرفت و رشد درآمد دولت را صرفا به کاهش مالیات نسبت داد. اما شكي وجود ندارد كه رشد اقتصادي به نفع درآمد دولت هاست.
    
     سوال بعدي من مربوط به همين موضوع و درباره پايين نگهداشتن كسري بودجه است. به نظر می رسد اراده سياسي در دو حزب براي كاهش هزينه ها وجود ندارد. فكر مي كنيد ما بايد قانون توازن بودجه را در نظر مي گرفتيم؟
    
    فريدمن: آنچه ما بايد در نظر بگيريم و آنچه در نظر گرفته شده است، «قانون محدوديت ماليات و هزينه» است، قانوني براي پايين نگهداشتن كل هزينه هاست. گمان نمي كنم نيازي به شكل جديدي از قانون به نام “توازن و تعادل بودجه” باشد. اما اين يكي از اشكالي است كه قانون محدوديت ماليات مي تواند به خود بگيرد.
    
    بنابراين آيا شما طرفدار افزايش ماليات ها شبيه به آن روندی كه در قانون «contract with America» آورده شده است، هستيد؟
    
    فريدمن: بله، اما مثالي كه من در ذهن دارم، قانون محدوديت هزينه و ماليات كلرادو است كه بر اساس اين قانون هزينه ها سال به سال نبايد بيش از نرخ جمعيت و نرخ تورم افزايش يابد.
    
    همچنين اين قانون ملزم مي كند كه هر گونه درآمدي بيش از هزينه ها بايد به پرداخت كنندگان ماليات بازگردد.
    
    برگرديم به سوال قبلي، شما چه پاسخي براي مردمي داريد كه مدعي هستند، تجارت آزاد نهايتا منجر به افزايش بيكاري در ايالات متحده مي شود، زيرا تعداد زيادي از مشاغل به سمت بازارهاي لندن آن سوي آب ها مي روند؟
    
    فريدمن: آنها نيمي از مشكل را در نظر مي گيرند. اگر مشاغل به آن سوي آب ها منتقل شوند، این انتقال در آن سوي آب ها پول و درآمد ايجاد مي كند. آنها با اين درآمد دلاري چه مي كنند؟ دير يا زود اين درآمد برای خريد كالاهاي آمريكايي استفاده خواهد شد و اين خود به ايجاد شغل در ايالات متحده كمك مي كند.
    
    در حقيقت همه پيشرفتي كه ايالات متحده طي دو قرن اخير كرده است، از بيكاري ناشي شده است از اين حقیقت كه چگونه مي توان كالاهاي بيشتري با كارگران كمتري توليد كرد كه باعث مي شود كارگران در عرصه های دیگر بسيار مولد باشند. البته اين پيشرفت حاصل وضعيت بيكاري دائمي نيست، بلكه حاصل بيكاري موقت در فرآيند تغيير نيروي انساني از يك عرصه به عرصه ديگر است.
    
    وقتي ايالات متحده در سال 1776 تشكيل شد، 19نفر در مزرعه كار می کردند تا غذاي 20نفر را توليد كنند. بنابراين تعداد زيادي از مردم بايد وقت خود را صرف توليد مواد غذايي مي كردند. امروزه اين تعداد به يك يا دو درصد تقليل يافته است، به اين معنا كه اين يك يا دو درصد غذاي همان تعداد يعني 20نفر از افراد را تامين می كنند. نگرشی که انتقال مشاغل را به کشورهای دیگر دلیل بیکاری می داند، فقط تعداد بيكاراني را كه اين فرآيند ايجاد كرده است در نظر مي گیرد، در حالي كه واقعا هيچگونه بيكاري توليد نشده است، آنچه اتفاق افتاده اين است كه در اثر پيشرفت هاي فني و تكنيكي مردمي كه قبلا گرفتار و درگير كار كشاورزي بودند، آزاد شدند تا در عرصه هاي ديگر فعاليت كنند. اين مساله ما را قادر مي سازد كه از استاندارد زندگي بهتري برخوردار بوده و محصولات متنوعي داشته باشيم.
    
    همين اتفاق در ساير نقاط جهان نيز افتاده است. چين در سال هاي اخير رشد سريعي داشته است. اين پيشرفت حاصل تغيير شيوه هاي ناكاراي توليد در عرصه كشاورزي و نيز اجازه مالكيت خصوصي زمين كشاورزي است. در نتيجه، آنها مي توانند محصولات بيشتري با استفاده از كارگران كمتري توليد كنند و كارگران آزاد شده از اين عرصه كه به شهرها مهاجرت كردند در حوزه هاي صنعت و عرصه هاي ديگر جذب كار شدند و به اين ترتيب در چين مردم افزايش سريعي در درآمدها را تجربه كردند.
    
    اقتصاد در دوره كلينتون قطعا خوب كار كرد به جز كسادي كه در پايان دوره او آغاز شد. آيا اين رونق اقتصادی ناشي از سياست هاي كلينتون بود يا این سياست هاي دوران ريگان بود كه در دوره کلینتون به بار نشست؟ اگر دليل ديگري وجود داشت، لطفا توضیح دهید؟
    
    فريدمن: من فكر مي كنم اولا آنها تداوم و حاصل سياست هاي ريگان بود، ثانيا نشانه ای مهم بر محسنات و مزایای تركيب رييس جمهوري از يك حزب و كنگره اي كه متعلق به حزب ديگري است.
    
    تركيب حكومتي در زمان كلينتون، بهترين تركيب براي رشد اقتصادي است.
    
     به اين دليل كه آنها هزينه دولت را كاهش دادند؟
    
    فريدمن: بله، شما با يك بن بست مواجهيد. شما نمي توانيد هيچ برنامه هزينه اي و بودجه اي مهمي را جلو ببريد، زيرا حزب ديگري با آن مخالفت مي كند و به همين دليل است كه ما شاهد يك پارادوكس هستيم.
    
    دولت كلينتون، در دوره هاي تنظيم بودجه، بهترين سابقه را در پايين نگهداشتن هزينه دارد.
    
    در دوران كلينتون در مقايسه با روساي جمهور ديگر، بودجه خيلي كم افزايش پيدا كرد.
    
    بنابراين شما فكر مي كنيد كه اگردر سنا و كنگره دموكرات ها حائز اكثريت بودند، دولت بوش هم ناگزير از كاهش هزينه مي شد؟
    
    فريدمن: بله، اگر سنا و كنگره در اختيار دموكرات ها و بوش رييس جمهور بود، من فكر مي كنم كه هزينه هاي دولت نمي توانست افزايش پيدا كند.
    
     درست است، حالا موضوع را عوض مي كنم، اروپا در حال حركت به سمت پول واحد براي سراسر اروپاست. شما معتقديد اين حركتي عاقلانه براي همه كشورها و يا برخي از آنها است، چرا؟
    
    فريدمن: ما در كانون وبه اصطلاح متن يك تجربه طبيعي، شگفت انگيز و جالب هستيم. شما با ترتيبات كاملا متفاوتي درباره يورو نسبت به آنچه در گذشته وجود داشته است، مواجهيد. نمونه هاي زيادي مي توان يافت كه بسياري از كشورها در گذشته از پول واحد و مشترك استفاده مي كردند و اين به زماني باز مي گردد كه كشورها از طلا و يا نقره به عنوان پول رايج استفاده مي كردند. اما هر يك از اين كشورها مي توانستند ارزش پول خود را خود تعيين كنند. بنابراين در عين حال كه آنها از كالاي مشتركي به عنوان پول رايج استفاده مي كردند، مي توانستند ارزش مبادله و يا در واقع همان نرخ برابري پول خود و پول ديگر كشورها را خود تعيين كنند.
    
    اما براي يورو ترتيبات كاملا متفاوتي وجود دارد. براي اولين بار در تاريخ يك بانك مركزي ماهيتا مستقلي براي تعداد زيادي از واحدهاي متمايز سياسي وجود دارد. من در اين باره ديدي كاملا منفي دارم و بدبين هستم. خواهيم ديد كه چگونه از يك طرف طرح اروپا عمل خواهد كرد و از طرف ديگر چگونه ديگر كشورهاي جهان مانند بريتانيا، ايالات متحده و ژاپن كه با ارز انعطاف پذير با هم مرتبط هستند عمل خواهند كرد. بنابراين ما تجربه طبيعي و خوبي خواهيم داشت، درست مانند تجربه اتحاد جماهير شوروي قبل از فروپاشي و در عين حال تجربه اي طبيعي از مقايسه سوسياليسم با كاپيتاليسم.
    
    اگر يورو جايگزين دلار به عنوان ارز واسطه يا ميانجي شود، يعني اگر كشورها بخواهند كالاهايشان را با يورو به جاي دلار خريد و فروش كنند اين موضوع چه تاثيري روي اقتصاد ايالات متحده خواهد داشت؟
    
    فريدمن: موفقيت هاي ايالات متحده بستگي به ميزان توليد د ر داخل كشور و ميزان فروش در خارج و آنچه كه اين كشور از خارج مي خرد، دارد. اينكه اين معاملات به دلار و يا يورو انجام شود، هيچ اهميتي ندارد.
    
    پس به عقيده شما اين موضوع تغيير و تفاوت مهمي ايجاد نخواهد كرد؟
    
    فريدمن: خيلي تفاوت مهمي ايجاد نخواهد شد. آن چيزي كه تفاوت خواهد كرد، ميزان توليد كشورهاي مختلف است اما شخصا، همانطور كه قبلا گفتم، معتقدم منطقه يورو با مشكلات بزرگي روبه رو خواهد شد. اين هم به دليل تفاوت هاي موجود در كشورها است. كشورهاي مختلف به زبان هاي مختلف صحبت مي كنند و اين تحرك و جابه جايي ميان آنها را محدود مي كند و علاوه بر اين حوادث خارجي تاثير متفاوتي بر هر يك از آنها دارد.
    
    براي مثال، همين حالا، ايرلند و اسپانيا خيلي خوب عمل مي كنند، اما از طرف ديگر آلمان، فرانسه خيلي بد و ناقص عمل كردند. سوال اين است كه آيا يك سياست پولي واحد براي همه آنها مناسب است؟ مثلا هم براي آلمان و فرانسه و هم براي ايرلند و اسپانيا؟ همين موضوع است كه ترديد ايجاد مي كند و به همين دليل است كه شما مشكلات فزاينده اي در گروه كشورهاي منطقه يورو مي بينيد.
    
    همانطور كه شما هم مي دانيد، سوئد به سياست پولي مشترك اروپا نپيوست و مردم عليه آن راي دادند تا پول خود را حفظ كنند.
    
    بله، فكر مي كنم نسبت آرا 56 درصد مخالف در برابر 42درصد موافق برود. خب، يك بار ديگر بحث را عوض مي كنيم. به عقيده شما چه عواملي باعث شد تا ما از ركو د بزرگ دهه 30 به درآييم ، آيا سياست هاي روزولت و جنگ دوم جهاني باعث آن بود؟
    
    فريدمن: سياست هاي روز ولت بسيار مخرب و ويرانگر بود. سياست هاي او ركود را طولاني تر و بدتر از آن چيزي كرد كه بود. آنچه ما را از آن ركود بزرگ نجات داد خاصيت انعطاف پذيري و برگشت پذيري طبيعي اقتصاد و البته جنگ جهاني دوم بود.
    
    مي دانيد، من واقعا نمی دانم چرا مردم فكر مي كنند سياست هاي روز ولت ما را از ركود نجات داده است. درآن روزها مشكل اين بود كه شما افراد بيكار و ماشين هاي بيكار داشتيد. چگونه شما مي توانيد اينها را با تشكيل كارتل هاي صنعتي با هم جمع كنيد و قيمت ها و دستمزدها را بالا نگهداريد؟ سياست نيوديل روز ولت به اين معنا بود، سياست هاي روز ولت ضرورتا موجب افزايش نقش دولت، تقويت وضع انحصاري كار و از طرف ديگر كارتل هايي با قيمت ثابت خلق كرد كه وضع را بدتر كرد. بنابراين، بسياري از سياست هاي روزولت ضد توليد بود.
    
    به زمان حال بازگرديم. عده زيادي از دموكرات ها و نيز چپگرايان مي گويند: چرا دولت ماليات هاي گزاف بر ثروتمندان و به جاي آن ماليات حداقل بر مردم عادي اعمال نمي كند ؟ اين مساله چه تاثيري بر اقتصاد دارد؟
    
    فريدمن: اين موضوع باعث حذف ثروت و ثروتمند از جامعه مي شود.
    
    درست است، اما آيا به طور كلي تاثير منفي روي اقتصاد دارد؟
    
    فريدمن: چه كسي پول، سرمايه و كار براي صنايع جديد ارائه مي دهد؟ در جهاني كه در آن اصلا ثروتمندي وجود نداشته باشد، چگونه و از چه راهي مي خواهيد سرمايه براي توليد و استحصال فولاد از معادن و يا كارخانه اتومبيل سازی اختصاص دهيد؟ احتمالا از طريق دولت مي خواهيد اين كار را بكنيد، اما قبلا جهان آن راه را با اتحاد جماهيرشوروي تجربه كرده است.
    
    موضوع خيلي جالبي است. اگر از خود بپرسيد، چه سيستم مالياتی براي اقشار كم درآمد بهترين است،پاسخ درست مخالف آن چيزي است كه آنها (چپگرايان و دموكرات) مي گويند. سيستمي كه آنها مي گويند، سيستم ماليات حداكثر به جاي حداقل خواهد بود. براي مثال اگر نگاهي به سيستم ماليات در چين بيندازيد كه در حال حاضر خيلي خيلي خوب عمل مي كند، درست آن چيزي است كه آنها مي گويند. در روسيه شما ماليات 20درصدي شناور داريد كه بر افزايش درآمد و نيز توليد همزمان و به سرعت اثر مي گذارد، شما نمي توانيد به فقرا با نابودكردن ثروتمندان كمك كنيد.
    
    نبود برنامه تامين اجتماعي ثابت و مشخصي ، چه تاثيري بر اقتصاد ايالات متحده در ده يا بيست سال آينده خواهد گذاشت؟
    
    فريدمن: تامين اجتماعي تاثير بدي روي سيستم مالياتي دارد. اما وقتي به آدام اسميت گفته شد كه ضرر بريتانيا در يورك تاون موجب تباهي بريتانيا خواهد شد، آدام اسميت پاسخ داد، مرد جوان، ميزانی از تباهي در هر كشوري وجود دارد. بنابراين ما يك كشور قوي هستيم با جمعيتي توانمند، بنگاه هاي فعال و در اين كشور سيستم تامين اجتماعي مي تواند يك معضل و به اصطلاح دردسر باشد اما نمی تواند كشور را نابود و تباه كند.
    
    البته من فكر مي كنم سيستم تامين اجتماعي تغيير خواهد كرد. فكر مي كنم فشار زياد و فزاينده به سمت خصوصي سازي سيستم تامين اجتماعي وتبدیل آن به حساب های فردی، وجود دارد. ما غيرمستقيم به سمت اين شيوه حركت كرديم. من فكر مي كنم آقاي بوش مجددا بر هدف قبلي خود یعنی خصوصي سازي سيستم تامين اجتماعي تاکید کند و معتقدم فرصت خوبي براي انجام اين كار وجود دارد. اين سيستم در بسياري از كشورهاي جهان اجرا شده است، دليلي وجود ندارد كه در آمريكا نتواند اجرا شود.
    
    آيا وب سايت سياسي وجود دارد كه بخواهيد به خوانندگان خود معرفي كنيد؟
    
    فريدمن: من به وب سايت هاي سياسي اصلا مراجعه نمي كنم. من فكر مي كنم اگر كتاب ثروت ملل را بخوانند، بهتر است.
    
    سوال آخر. آيا چيزي وجود دارد كه بخوهيد آن را به خوانندگان توصيه كنيد.
    
    فريدمن: من دوست دارم چيزهاي مختلفي را توصيه و ترويج كنم. براي مثال، حذف ممنوعيت موادمخدر، من دوست دارم حق انتخاب والدين در امر آموزش با كوپن هاي كمكي را ترويج كنم. اين دو امر به نظر من خيلي ضروري و مهم هستند. اين دو خيلي مهم تر از ضرر و آسيبي است كه سيستم تامين اجتماعي وارد خواهد كرد.من فكر مي كنم، سياست ما درباره موادمخدر از اساس و بنيان غيراخلاقي و خيلي شرم آور است. در اثر ناتواني ما در وضع قوانين، در آمريكاي جنوبي ميليون ها نفر جان خود را از دست دادند. اگر ما مي توانستيم قوانين مناسب عليه مصرف موادمخدر اعمال كنيم، هيچ كارتل مواد مخدر در آمريكاي جنوبي شكل نمي گرفت و جنگ داخلي در جايي مثل كلمبيا وجود نداشت.به همين ترتيب، من معتقدم، سيستم آموزشی و مدارس ما خيلي بد عمل مي كند. حدود يك چهارم جمعيت ما هرگز از دبيرستان فارغ التحصيل نمی شوند. سطح سواد در ايالات متحده امروزه خیلی پائین تر از صد سال گذشته است. اين به دليل مدارس بدون امكانات، به ويژه در مناطق فقيرنشين است. فكر مي كنم اين توضيحات براي شما كافي باشد.
    
    
    وب سايت سياسي نمي خوانم / مصاحبه اي با ميلتون فريدمن / مترجم: نرجس خاتون برآهويي
    


 روزنامه دنياي اقتصاد، شماره 988 به تاريخ 3/4/85، صفحه 32 (تحليل)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 247 بار

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
فصلنامه طب مكمل
متن مطالب شماره 4 (پياپي 21)، زمستان 1395را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1396-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است