|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه رسالت85/4/4: سمينار کارساز نيست، مسيرها را بايد هموار کرد
magiran.com  > روزنامه رسالت >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 9474
دو شنبه 2 ارديبهشت 1398


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2829
magiran.com > روزنامه رسالت > شماره 5896 4/4/85 > صفحه 6 (فرهنگي) > متن
 
 


سمينار کارساز نيست، مسيرها را بايد هموار کرد
داود دانشور، مترجم و کارگردان تئاتر در گفتگو با رسالت:


گفتگو از : کامل نوروزي
    اشاره:
    داود دانشور از سال 1351 پيوسته مشغول فعاليت هاي تئاتر بوده و در اين زمينه، نمايشنامه هاي زيادي از آثار نويسندگان خارجي را به فارسي برگردانده و برخي از آثار ترجمه شده را نيز کارگرداني کرده است. بعد از انقلاب با تشکيل گروه سينما تئاتر آئين به ترجمه متون نمايشي ادامه داده و خود در مقام کارگردان باهمت تعدادي از فارغ التحصيلان هنرهاي نمايشي، نمايش هاي پير سگ خرفت - تله موش - آنووا و چند نمايش ديگر را به روي صحنه برده است، هم اينک نيز نمايش همسايه ها يکي از آثار جيمز ساندرز را در تالار چهار سوي مجموعه تئاتر شهر به اجرا درآورده است، با اين مترجم و کارگردان توانمند عرصه هنر تئاتر، گفتگويي به عمل آمده که از نظرتان مي گذرد:
    اگر ممکن است در مورد نمايش همسايه ها توضيح مختصري ارائه فرماييد.
    اين نمايش دو پرسناژ دارد و ملاقات تصادفي يک مرد سياهپوست و يک زن سفيدپوست را بيان مي کند، کشمکش هاي حاصله ميان آن دو، سبب بروز ديدگاههاي اجتماعي مي شود و انتظارات هريک را تجلي مي دهد. در اين کشمکش و درگيري هريک ضعف ها و عيوب خود را آشکار مي سازند و در جيمز ساندرز در اين سبک و سياق قلمفرسايي نکرده، اما مي توان، نمايش همسايه هاي او را در مايه نمايش هاي آبزورد، شناسايي کرد.
    بر مبناي چه انگيزه اي، به ترجمه و اجراي نمايش هاي خارجي، سوق يافته ايد؟
    گروه سينما، تئاتر آئين به اجراي نمايشهاي ايراني علاقمند است و در گذشته کارهايي نيز کرده است
    اما امروزه متني را که بتواند جوابگوي نيازهاي واقعي باشد، کمتر مي توان يافت. متاسفانه بايد گفت که متون ايراني فوندانسيون محکمي ندارند، از لحاظ مفاهيم و مضامين غني و خوب هستند، اما به لحاظ فني بسيار ضعيف اند، فاقد جنبه هاي نمايشي و بصري اند و مايه هاي مدرن و پرفورمنس کمتري در درون نمايشهاي ايراني مشهود است، و بر همين اساس به سراغ نمايشنامه هاي خارجي رهسپار مي شوم و نمايش هايي را از کشورهاي مختلف بر مي گزينم و با در نظر گرفتن شرايط جامعه امروز ايران، آن را ترجمه و به اجرا در مي آورم. جستجوي گروه ها، اختصاص به يک کشور خاص ندارد، کارهاي قبلي از آفريقا و آمريکاي جنوبي بوده و اين نمايش نيز از انگليس انتخاب و ترجمه شده است معتقدم کارهاي خوب و سنگين، انسان را به چالش مي کشاند و در رشد و تکامل و تعالي روح نقشي اساسي دارد.
    حمايت مرکز هنرهاي نمايشي، از نمايش هاي خارجي چگونه است؟
    مرکز هنرهاي نمايشي، با اجراي نمايشهاي خارجي، مخالفتي ندارد همانگونه که از متون ايراني حمايت مي کند، حامي و پشتيبان متون خارجي نيز هست، اما باتوجه به شرايط خاص جامعه نمايشهاي خارجي کمتري به اجرا در مي آيد.
    به لحاظ سالن و نوع قراردادها، اجراي نمايشهاي خارجي هيچ توفيري با اجراي نمايشهاي ايراني ندارد و مرکز هنرهاي نمايشي همه امکانات را در اختيار قرار مي دهد.
    تئاتر ايران را چگونه ارزيابي مي کنيد؟
    پاسخ به اين پرسش، بحث مفصلي را مي طلبد و در اين فرصت کوتاه نمي توان آنگونه که بايد صحبت کرد. تئاتر در سالهاي اخير، به لحاظ کمي رشد خوبي داشته، اما به لحاظ محتوايي و کيفي، افت چشمگيري کرده است. اجراي نمايش در سالنهاي شهر، نتوانسته مخاطبان و علاقمندان به تئاتر را به سمت سالنها بکشاند. شايد يکي از ديگر از علل عدم جذب مخاطب، نداشتن سالنهاي مناسب اجرايي باشد. مجموعه تئاتر شهر با چند سالن محدود قادر به پاسخگويي همه متقاضيان اجرايي نيست. در حال حاضر تالار چهارسو، دو اجرايي است. دو اجرايي بودن در يک سالن، لطمه زيادي به کار مي زند و مشکلات فراواني را براي هر دو گروه به وجود مي آورد. مرکز هنرهاي نمايشي بايد در اين زمينه چاره انديشي نمايد و سالنهاي متعددي را که در اطراف و اکناف شهر و در فرهنگسراها وجود دارد، در اختيار بگيرد و با برنامه ريزي هاي مدون، افرادي را که سابقه کار کمتري دارند، به آن سالن ها سوق دهد. دانشجويان فارغ التحصيل و يا کساني که جديدا به سمت و سوي اجراي نمايش علاقمند شده اند، مي توانند از سالنهاي فرهنگسراها استفاده کنند. و سالنهاي مجموعه تئاتر شهر در اختيار کساني قرار گيرد که حرفه اي ترند.
    اگر مرکز هنرهاي نمايشي چنين تمهيدي را به کارگيرد، هم جوانان به کار گمارده مي شوند و هم مناطق مختلف شهر از فعاليت هايي تئاتري جوانان بهره کافي و وافي مي برند و تراکم کار در مجموعه تئاتر شهر نيز کمتر مي شود. به لحاظ آموزشي نيز با مشکل زيادي مواجه هستيم. توزيع منابع جديد تئاتري کافي نيست، مرکز هنرهاي نمايشي، اخيرا فصلنامه هايي را منتشر کرده، و در برقراري نشست هاي تخصصي و سمينارهاي پژوهشي، نقش اساسي داشته، اما چنين مواردي بايد افزايش يابند و آموزش و تقويت قواي بازيگري - کارگرداني - نمايشنامه نويسي در درجه اول اهميت قرار گيرند. در حال حاضر علاقه به اجرا بسيار زياد است، جشنواره هاي متعددي برگزار مي شود، اما هيچ رشدي حاصل نمي شود . مرکز هنرهاي نمايشي بايد به امر آموزش و پژوهش، توجه بيشتري نمايد و جريان هاي فرهنگي را مشخص کند، متاسفانه درهم ريختگي زيادي هم به لحاظ کمي و هم به لحاظ کيفي در تئاتر وجود دارد و اين امر بيانگر بي برنامگي است، بايد تلاش شود تا نيروها به هدر نروند، امکانات مالي بيهوه هزينه نشود.
    در مورد تئاتر شهرستان چه نظري داريد؟
    نگرش مرکز هنرهاي نمايشي به تئاتر شهرستان، بايد نگرش ويژه اي باشد، استعدادهاي درخشاني در تئاتر شهرستان وجود دارد که بايد اين استعدادها را شناخت و امکانات را در اختيار آنان قرار داد.
    افرادي که در تئاتر شهرستان کار مي کنند، با کمترين امکانات مواجه اند، مرکز بايد تعاملي ميان تئاتر تهران و شهرستان به وجود آورد، در اين تعامل استعدادهاي درخشان کشف مي شوند، کارشناساني از تهران به شهرستانهاي مختلف اعزام شوند و در آموزش جوانان شهرستاني گام بردارند، اگر چنين اتفاقي رخ دهد، ضمن تشويق جوانان تئاتر شهرستان، گروههاي تئاتري مناطق دور دست نيز فعال مي شوند.
    چرا تئاتر در ايران به رشد مطلوب نرسيده است؟
    علت را در تعويض مديريت هاي فرهنگي مي توان جستجو کرد، وقتي مديري به کار گمارده مي شود به طور طبيعي برنامه هايي را تنظيم مي کند و مي کوشد اين برنامه ها را به صورت قانوني منسجم و مدون به اجرا در آورد اما ناگهان به علل مختلفي، مدير عوض مي شود و برنامه هاي قبلي با ورود مدير جديد، دور ريخته مي شود و برنامه هاي ديگري باتوجه به سلايق مدير جديد اعلام مي گردد و اين امر در طي ساليان ادامه داشته و همچنان نيز ادامه دارد. تا زماني که چنين پروسه اي حاکم باشد، قوام تئاتري ما، پايه محکمي نخواهد داشت، در اين زمينه انجمن هاي نمايش نيز مي توانند نقشي فعالانه تر را ايفاء نمايند و به ياري مرکز هنرهاي نمايشي بشتابند، برنامه ريزي ها نبايد در اتاق هاي دربسته انجام گيرد. از همه گروههاي تئاتري استفاده کنند و از افراد تئاتر شهرستان نيز نظرخواهي نمايند، تئاتر ايران، فقط تئاتر تهران نيست، شرايطي را فراهم آورند تا شهرستاني ها نيز ابراز وجود کنند.
    آيا مرکز از وجود جنابعالي در ارائه طرح و برنامه سود جسته است؟
    به صورت انفرادي فکر نمي کنم چنين امري اتفاق افتاده باشد، اما براي انجام مواردي مثل راه اندازي سالنهاي مجموعه تئاتر شهر، در چند سال گذشته، فراخوان عمومي شد و در آن فراخوان، به اتفاق ديگر دوستان نقطه نظراتي ارائه گرديد ولي موثر واقع نشد و آن برنامه از هم گسيخت.
    اخيرا سمينارهاي پژوهشي در زمينه تئاتر ملي برگزار گرديده و نظرتان در مورد تئاتر ملي چيست؟
    قبل از انقلاب نيز چنين بحث هايي مطرح شده ولي موضوع اصلي تئاتر ايران احياء تئاتر ملي نيست، در کشورهايي مثل انگليس - نرو ژ - آلمان - اسپانيا - فرانسه مقوله اي به نام تئاتر ملي وجود ندارد و هرگز در اين زمينه سمينارهايي تشکيل نشده است. تئاتر يک هنر خود جوش است و از ميان مردم مي جوشد و به اوج مي رسد، اگر شرايط، برنامه ريزي فراهم باشد و هوشيارانه طرح ها را ارائه گردد و نيروهاي فعال عرصه تئاتر به کار گمارده شوند، تئاتر در همه زمينه ها رشد خواهد کرد، چنين سمينارهايي کارساز نبوده و نخواهد بود. اگر متوليان تئاتري و مسئولان فرهنگي کشور به هنرمندان با نگرشي ويژه بنگرند تئاتر از درون مردم جوانه خواهد زد و تئاتر مردمي يعني همان تئاتر ملي بروز خواهد کرد. تئاتر ملي تئاتري است که از لحاظ زباني و محتوايي مي تواند فراگير باشد و از مرز ها فراتر رود و ضمن فتح درون کشور، جهان را نيز فتح نمايد.
    در چنين سمينارهايي بيشتر، بحث و تبادل نظر مي شود و راهکارهاي اساسي ارائه نمي شود، اگر شرايط معقولانه اي فراهم شود شايد بتوان کاري کرد. شرايط مناسب بايد براي همه فعالان تئاتري فراهم باشد، اگر چنين امري صورت پذيرد و تعامل و گفتگو فقط در تهران انجام نگيرد شايد بتوان به پيدايش تئاتر ملي اميدوار شد، تئاتر ملي اختصاص به گروهي خاص ندارد، ممکن است فردي از سيستان و بلوچستان و يا فردي از خوزستان، بناي چنين تئاتري را پي ريزي نمايد.نگاهها نبايد معطوف به تهران باشد، ضمن اينکه اعلام مي کنم چنين نشست ها و سمينارهايي ممکن است اثرات مثبتي نيز داشته باشد اما تا شرايط خاص فراهم نباشد، کاري توليد نخواهد شد، بايد به اين نکته توجه کرد که هرگز کسي به شکسپير نگفته که نمايشنامه بنويسد، به آرتور ميلر نيز همينطور، آنها در شرايط خاصي که برايشان فراهم شده، نوشته اند.
    شرايط آنها را بالنده کرده و پرورش داده است، اگر مسئولان هنرهاي نمايشي، چنين تجربه هاي تاريخي را مد نظر قرار دهند، مي توانند به اهداف بلند مدت دست يابند. توليد تئاتر ملي، ناممکن نيست، شدني است بايد مسيرها را هموار و شرايط مناسب را فراهم کرد.
    
    
    
    


 روزنامه رسالت، شماره 5896 به تاريخ 4/4/85، صفحه 6 (فرهنگي)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 423 بار

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
نشريه مطالعات اوراسياي مركزي
متن مطالب شماره 23، پاييز و زمستان 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است