 
|
لذت و معناي مديريت شده
نويسنده: عباس كاظمي
تحت تاثير درك نخبه گرايانه از فرهنگ، زندگي روزمره در جامعه ما عرصه اي مبتذل و پست در نظر گرفته مي شود، و فرهنگ به دو دسته فرهنگ مردمي و فرهنگ نخبه تفكيك مي شود. در اين ميان فرهنگ مردمي محتاج كنترل و هدايت دانسته مي شود. چنين درك نخبه گرايانه اي نزد عالمان، متفكران و مديران به ايجاد سازوكارهاي پيچيده جهت هدايت فرهنگ زندگي روزمره منجر شده است. مديريت زندگي و فرهنگ روزمره به ايجاد دو نوع ايدئولوژي انضباطي و ايدئولوژي معناساز اجازه ظهور داده است. در حالي كه ايدئولوژي انضباط بخش در كار كنترل بدن است، ايدئولوژي معناساز در پي تحميل فهم و معناي مرجحي از امور و رفتارها به زندگي روزمره است. ايدئولوژي انضباطي منبع سركش لذت را از طريق كنترل بدن مديريت مي كند و ايدئولوژي معناساز در كار جهت دهي به ناهمگني هايي از معاني و تفاوت هاي توليد شده فهم جهان در جامعه است كه با فهم مرجح در ستيز است. هر دو ايدئولوژي كنترل كننده اند؛ يكي از طريق بدن و ديگري از طريق ذهن. ايدئولوژي هاي مذكور تنها در هماهنگي با يكديگر است كه مي توانند به برساختن سوژه هاي منقاد و نفس هاي مطيع همت گمارند، قاعدتاً نتيجه بايد به توليد بدن هاي يك شكل و «ذهنهاي بي مشكل» منجر شود. اما سبك هاي متنوع زندگي و آداب جوانان، شيوه زيست زنان و ظهور انديشه هاي متفاوت، نشان دهنده عدم يكدستي ايدئولوژيك در جامعه است. آن بدن هاي سركش و آن ذهن هاي ناآرام و دگرانديش، در عين حال كه مي توانند نشانه وجود قدرتي همگن ساز تلقي شوند، در واقع كليت نامتجانس جامعه را به نمايش مي گذارند. كل فرآيند تغيير فرهنگي جامعه ايراني در عصر جديد را مي توان بر مبناي تضاد ميان اين دو قلمرو فرهنگ و سازوكارهاي اين دو ايدئولوژي تبيين كرد. فرآيندي كه در يك سوي آن اشكال رسمي رفتار، پوشش، آداب، خوانش و در مجموع لذت و معنا قرار دارند و در ديگر سو اشكالي از زندگي كه بر مبناي جوشش ناهمگني ها و تفاوت ها در برابر آن اشكال رسمي پديد آمده اند. كوتاه سخن آنكه ايده فيسك را مي توان براي جامعه ما نيز به كار برد كه برخلاف قدرت و پول كه به آساني در اختيار و كنترل فرادستان قرار مي گيرد، لذت و معنا تجديدشونده، انحصارناپذير و كنترل ناشدني اند. روزمره گي: لذت و معناي مديريت شده عباس كاظمي
□
دفعات مطالعه اين مطلب: 66 بار
|