|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه اعتماد85/4/21: نگاهي به شعر و انديشه «لنگستون هيوز»، شاعر سياهپوست امريكايي ؛اينچنين است دنيايي كه به آن مي انديشم
magiran.com  > روزنامه اعتماد >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 3755
شنبه هفتم اسفند ماه 1395



خدمات سايت




 
MGID3291
magiran.com > روزنامه اعتماد > شماره 1159 21/4/85 > صفحه 9 (هفت و نيم) > متن
 
 


نگاهي به شعر و انديشه «لنگستون هيوز»، شاعر سياهپوست امريكايي ؛اينچنين است دنيايي كه به آن مي انديشم


نويسنده: امير مهراني نژاد

«لنگستون هيوز» را در ايران نخستين بار با ترجمه «احمد شاملو» شناختيم و با صداي او كه در كاست «سياه همچون اعماق آفريقاي خودم » صداي اعتراض اين شاعر سياهپوست را به تبعيض نژادي ، در گوش هامان طنين انداخت ، وقتي از زبان او خواند: «يه سيام \ سيا مثه شب كه سياس \ سيا مثه ....»
    لنگستون هيوز (لظع عمظپ ق كل لعق ضث)، متولد 1902 در ايالت ميسوري و ملقب به ملك الشعراي سياهان است . او در شرح حال خود، نوشته است : «تا دوازده سالگي نزد مادربزرگم بودم زيرا مادر و پدرم يكديگر را ترك گفته بودند. پس از مرگ مادربزرگ با مادرم به ايلي نويز رفتم و در دبيرستاني به تحصيل پرداختم . در 1921 يك سالي به دانشگاه كلمبيا رفتم و از آن پس در نيويورك و حوالي آن براي گذران زندگي به كارهاي مختلف پرداختم و سرانجام در سفرهاي دراز خود از اقيانوس اطلس به آفريقا و هلند جاشوي كشتي ها شدم . چندي در يكي از باشگاه هاي شبانه پاريس آشپزي كردم و پس از بازگشت به امريكا در واردمن پارك هتل پيشخدمت شدم . در همين هتل بود كه ويچل لينشري شاعر بزرگ امريكايي ، با خواندن سه شعر من كه كنار بشقاب غذايش گذاشته بودم ، چنان به هيجان آمد كه مرا در سالن نمايش كوچك هتل به تماشاگران معرفي كرد.»
    نخستين شعر «هيوز» در نوزده سالگي و در مجله بحران چاپ شد و نام آن «سياه از رودخانه ها سخن مي گويد بود». تلاش براي ايجاد پيوند ميان موسيقي جاز و شعر از ويژگي هاي اشعار لنگستون هيوز است . رامين شهروند در مقدمه يي كه در كتاب «همچون كوچه يي بي انتها» بر اشعار هيوز (به ترجمه احمد شاملو) نوشته ، به اين ويژگي اشاره كرده و گفته است : «مايه اصلي اين اشعار تركيبي است نامتجانس از وزن و آهنگ ، گرمي و هيجان ، زهرخند و اشك . وي در اين اشعار كوشيده است با كلمات همان حالاتي را بيان كند كه خوانندگان جاز ملايم با نواي موسيقي ، ايما و اشاره و حركات صورت بيان مي كنند، اما جاز ناب ، به دليل آهنگين تر بودن و داشتن امكانات موسيقايي گسترده تر برايش جاذبه يي بيش از جاز ملايم داشت .»
    هيوز علاوه بر شعر، قصه و نمايشنامه و مقاله هم مي نوشت و در تمام نوشته هايش به مسائل سياهان و تبعيض نژادي مي پرداخت . او در سال 1967 درگذشت و آثاري از خود به جا گذاشت كه اكنون به تاريخ ادبيات جهان تعلق دارند.
    آنچه اكنون مي خوانيد يادداشتي است درج شده در سايت «كلاغ » كه نويسنده در آن كوتاه و مختصر به انديشه و شعر «لنگستون هيوز» پرداخته :
    هيوز نويسنده يي چيره دست است . او يك سياه نيز مي باشد و بسيار مشكل مي توان گفت كه اول يك نويسنده است يا يك سياه .
    هيوز به عنوان يك سياه ، داراي شخصيتي است كه از سياه بودن هراسي ندارد. او بخوبي ارزشهاي جامعه سياه را مي شناسد و با تمام فشارها و محدوديتها مي خواهد كه سياه باقي بماند. اگر كسي به او بخاطر سياه بودن شكايت كند مورد سرزنش قرار مي گيرد. او به مانند بزرگ خانواده يي كه مي خواهد با وجود تمام تغييرات و فشارهايي كه از خارج و به صورت ناخودآگاه بر جمع خانواده وارد مي شود ، تمام سنتها را حفظ كند، مي ماند.
    هيوز در مقام يك نويسنده نيز ، آنچه را مي نويسد كه اعتقادش است و به شكلي مي نويسد كه نوشته اش در مسيري كه مي خواهد، تاثير گذار باشد.
    بدين ترتيب شخصيت هيوز نمونه هنرمند متعهدي است كه با درك كامل از زمانه و شرايط آن در جهت بهبود وضعيت همنوعان خود قدم بر مي دارد. هيوز زماني شروع به نوشتن كرد كه جلسات زيرزميني سياهان اعتراضهاي از پيش سركوب شده بود و راه به جايي نمي برد و سر اسلحه به سمت آنها بود و با كوچكترين حركتي كه سفيدها از آن خوششان نمي آمد پوست سياهشان را با رنگ قرمز خونشان تزيين مي كردند. هيوز زماني شروع كرد كه مي ديد سياهان باور خود را رفته رفته براي آينده بهتر از دست مي دهند و از اينكه سياه هستند افسوس مي خورند و مي خواهند كه به مانند سفيدپوستان لباس بپوشند ، غذا بخورند ، برقصند و حتي بنويسند.
    او شروع كرد كه تغييري به وجود آورد كه شرايط را عوض كند و مفهوم جامعه سياه و سفيد را از بين ببرد. او تنها به يك جامعه واحد مي انديشيد. در آن دوره آزادي هنري تنها حق محدود نشده زندگي سياهان بود. هنرمندان سياه در آوازها ، اشعار و داستانهاي خود مي توانستند وضع جامعه را باز نمايانند و نهضتي جديد را در جهت رسيدن به آزادي پايه گذاري كنند.
    اينكه هيوز يكي از مهمترين پايه گذاران اين نهضت بود شكي نيست . نهضتي كه چگونگي استفاده از هنر در جهت رهبري يك جامعه به سمت هدفش را بخوبي آموزش مي دهد. هيوز در سال 1935 در مقاله يي با نام لگ ظل غگ ذ كگ عظج كخ تمام نويسندگان سياه را به سمت هدف واحد فرا مي خواند. او در اين مقاله به مواردي اشاره مي كند كه نويسنده سياه مي تواند و بايد آنها را رعايت كند تا اثرش از شعر وصف زيبايي ها و رمان عاشقانه به اثر اعتراض و آزاديخواهي تبديل شود. او مي نويسد: اگر مي خواهي از ماه بنويسي ، بنويس اينجا كشوري آزاد است . اما مواردي وجود دارد كه نويسنده سياه مي تواند و بايد در نوشته هايش رعايت كند او مي خواهد كه نويسنده متعهد باشد، مي خواهد كه نويسنده شرايط زمانه را درك كند و از توانايي اش براي بهبود وضع مردمش استفاده كند.
    نويسنده سياه بايد در نوشته هايش پرده از صورت به ظاهر زيباي بشر دوستي بردارد. همان بشر دوستي كه ميليونها دلار پول به مدرسه نكگ ئ قغت(مدرسه يي كه شخصي با همين نام آن را براي سياهان ساخت .) مي دهد بدون اينكه به فارغ التحصيلان آن كاري دهد و يا بيمارستانهايي با تجهيزات درجه دو فقط براي سياهان مي سازد.
    هيوز از نويسندگان سياه مي خواهد تا سرگذشت جواناني را بنويسند كه با هزار آرزو و با پرداخت هزينه هاي فراوان و تحمل سختي هاي مختلف درس خواندند اما بعد از سالها تلاش بدون اينكه امكان كاري داشته باشند به انتهاي يك خيابان بن بست رسيده اند و يا مردماني كه به دليل نبود امكانات در بيمارستان سياهان به بيمارستان هاي سفيد پناه بردند اما از آنجا هم رانده شده و در نهايت جان باختند.
    او از همه افشا گري طلب مي كند مي خواهد كه نويسندگان چهره واقعي افرادي كه حرفهاي زيبا مي زنند و بدين ترتيب مردم را سرگرم مي كنند تا از واقعيت دور افتند را نشان دهند.
    ما كشور بهتري مي خواهيم جايي كه بيچاره يي نباشد از مدرسه نكگ ئ قغت خبري نباشد كه بدنامي بي معنا شود، سلاح جنگي ساخته نشود و ما به بشر دوستي احتياج نداشته باشيم .
    اين گونه هيوز آرمانشهر مورد خواست نهضت را ترسيم مي كند. او به دنبال كشوري است كه بتواند آن را موطن من بنامد و با افتخار نامش را بگويد و از گفتن نامش آسايش و امنيت را احساس كند.
    ما كشوري مي خواهيم كه از آن خودمان باشد دنياي خودمان ، ما كارگران سياه و سفيد، ما نويسندگان سياه و سفيد، آن دنيايي را كه مي خواهيم مي سازيم .
    هيوز پا را فراتر از خواست سياهان مي گذارد و صلحي همه گير را مطرح مي كند. او از كارگران و نويسندگان سفيد درخواست مي كند كه كمك كنند تا دغدغه تبعيض از ذهنها خارج شود و همان نيرويي كه صرف تعريف محدوديتها مي شود صرف ساختن كشوري شود كه مايع افتخار آنها باشد.
    من به دنيايي مي انديشم كه در آن انساني
    انسان ديگر را تحقير نمي كند
    جايي كه عشق زمين را مقدس كرده
    و صلح جاده هاي آن را زيبا كرده
    من به دنيايي مي انديشم كه همه
    راه آزادي را مي دانند
    جايي كه طمع شيره جان را نمي كشد
    و زياده خواهي زنگاري بر روزمان نمي كشد
    به دنيايي كه مي انديشم سياه و سفيد
    از هر نژادي كه باشند
    زمين را با سخاوت با هم قسمت مي كنند
    و هر كسي آزاد است
    و بدبختي رخت بر مي بندد
    و شادي ، مثل مرواريدي
    در زندگي هر كس مي درخشد
    اينچنين است دنيايي كه به آن مي انديشم .
    منابع :
    لظع عمپ ق كل لعق ضث وض 1935 لگ ظل غگ ن كگ عظج كخ
    ع ل غقلعمژ ظق ضظث وض 1934 ق كغل طغظ ظ ك لفگ كن ل ق ظطظح لظقغخ زج
    2001 لغنظث عق غگ ظم ظث ط غم ضئ وض ق غضگ ل ث ظع ل ظفضخ ل لمت لظقغخ زج
    ف ظفط| ظعگ كظپ وض ظف ض غن ظف ظ ط ف ظع لغ ظگ ظپ وطضگ طكقظئ
    همچون كوچه يي بي انتها \ صا 4443 \ مقاله رامين شهروند.
    منبع : سايت «كلاغ »
    
    
    نگاهي به شعر و انديشه «لنگستون هيوز»، شاعر سياهپوست امريكايي ؛اينچنين است دنيايي كه به آن مي انديشم امير مهراني نژاد
    


 روزنامه اعتماد، شماره 1159 به تاريخ 21/4/85، صفحه 9 (هفت و نيم)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 1660 بار

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

تبليغات

پايان نامه

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
مجله دانشگاه علوم پزشكي اراك
متن مطالب شماره 12 (پياپي 117)، اسفند 1395را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1395-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است