ورود اعضا [Sign in]  |  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟
جستجوی پيشرفته مطالب   |
شناسنامه نشريات مطالب همه مجلات مطالب مجلات علمي، پژوهشي مطالب روزنامه ها
   جستجو:    
 
روزنامه شرق 85/4/24: حكومت ملي دكتر مصدق
magiran.com  > روزنامه شرق  >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 855
دوشنبه بيستم شهريورماه 1385



تبليغات




 
MGID2387
magiran.com > روزنامه شرق > شماره 808 24/4/85 > صفحه 22 (مشروطه) > متن
 
      


حكومت ملي دكتر مصدق
گزارش سال ۱۳۳۰

نويسنده: حسن مرسل وند


    در آغاز اين سال، دكتر عبدالحميد زنگنه رئيس دانشكده حقوق كه در ۲۸ اسفندماه گذشته، هدف گلوله نصرت الله قمي واقع شده بود در گذشت. در خوزستان نيز چون شركت نفت ايران و انگليس پس از تصويب قانون ملي شدن صنعت نفت، مزايا و امتيازات كارگران را قطع كرده بود، اعتصاب و شورش پديدار و حكومت نظامي اعلام شد. روز ۱۸ فروردين، ميان كارگران اعتصابي و نيروهاي نظامي زد وخورد خونيني در گرفت كه عده اي انگليسي و تعدادي دانشجو و كارگر كشته و زخمي شدند.
    ۲۳ فروردين ماه براي روشنفكران و اهل فرهنگ روز سوگواري بود. صادق هدايت نويسنده چيره دست و مردمي ايراني در اين روند در پاريس خودكشي كرد. وي سال ها بود كه از سياست و اجتماع دوري كرده بود و در پاريس در اوج تنهايي و غربت مي زيست. پس از هدايت، يك هفته بعد نوبت ملك الشعراي بهار بود كه در نخستين روز ارديبهشت ماه ، اهل فرهنگ و ادبيات را سوگوار خويش نمايد. پس از ترور رزم آرا، حسين علاء نخست وزيري را برعهده گرفت و در ۱۸ فروردين ماه پس از ترميم كابينه، آن را به مجلس معرفي كرد. روز ۶ ارديبهشت ماه انبار مهمات لشكر فارس منفجر شد كه در اين انبار ۵۷ هزار قبضه تفنگ برنو، ۱۸ ميليون فشنگ، انواع بازوكا و توپ هاي ساحلي نگهداري مي شد. سرلشكر نصرت الله معتضدي فرمانده لشكر فارس و سرلشكر عطارپور رئيس اداره تسليحات در اين رابطه بازداشت و تحت پيگرد قانوني قرار گرفتند. در همان روز از سفارت انگلستان در تهران نيز اطلاعيه اي صادر شد كه اقدام مجلسين ايران را مبني بر ملي شدن صنعت نفت شتابزده ارزيابي مي كرد و از نتايج وخيم چنين كاري كه دامنه بسيار وسيعي دارد، دولت ايران را بر حذر داشت! در پي اين اطلاعيه تهديدآميز، دولت علاء در همان روز- ۶ ارديبهشت- از كار كناره گيري و استعفاي خود را به شاه تقديم كرد. فرداي آن روز جمال امامي كه از نمايندگان هوادار دربار به شمار مي آمد، در جلسه فوق العاده مجلس به دكتر محمد مصدق پيشنهاد قبول پست نخست وزيري را كرد. شناختي كه امامي و سايرين از دكتر مصدق داشتند اين بود كه هرگاه به دكتر مصدق پيشنهاد نخست وزيري مي كردند يا قيد و شرطي به كار مي برد و يا شانه خالي مي كرد.
    اما در حالي كه سيدضياء الدين طباطبايي در دفتر شاه منتظر فرمان نخست وزيري نشسته بود، در ميان بهت و حيرت نمايندگان، اين بار دكتر مصدق بدون هيچ پيش شرطي، اعلام پذيرش كرد! بلافاصله راي گيري شد و دكتر مصدق از ۱۰۰ راي حاضر، با كسب ۷۹ راي به نخست وزيري رسيد. وي كه از جنبش مشروطه خواهي به اين سو، همواره در صف مردم قرار داشت و مبارزات مردمي را پيگيري و رهبري مي كرد، اكنون خود در راس قوه اجراييه كشور قرار گرفته بود. نخستين اقدام دكتر مصدق بازديد از زندان قصر بود. وي در آنجا ضمن اداي احترام به زندانيان سياسي و كشته شدگان در زندان گفت: اينجا قتلگاه بسياري از صاحبان فكرهاي روشن و آزاد بوده است. وي سپس دست به كار راه اندازي كابينه شد و هنگام معرفي آنان به مجلس برنامه دولت خود را اين گونه اعلام كرد: ۱- اجراي قانون ملي شدن صنعت نفت در سراسر كشور ۲- اصلاح قانون انتخابات مجلس شوراي ملي و شهرداري ها. اقدام بعدي دكتر مصدق، لايحه عفو زندانيان بود كه در ۱۵ ارديبهشت ماه به مجلس برد. همچنين دكتر مصدق، دكتر سيد حسين فاطمي مدير روزنامه باختر امروز- كه به تازگي از زندان آزاد شده بود- را به معاونت خويش برگزيد. در ۲۲ ارديبهشت مجلس شوراي ملي هيات مختلطي را براي نظارت بر كار خلع يد از شركت نفت ايران و انگليس، انتخاب و معرفي كرد. دكتر عبدالله معظمي، دكتر علي شايگان، اللهيار صالح، حسين مكي و ناصر قلي اردلان اعضاي اين هيات بودند. مجلس سنا نيز هيات مختلطي را به اين شرح انتخاب و معرفي كرد: مرتضي قلي بيات سهام السلطنه، دكتر متين دفتري، محمد سروري، ابوالقاسم نجم و دكتر شفق. از سوي دولت نيز هيات نمايندگي ايران براي خلع يد معرفي شد. محمدعلي وارسته، مهندس كاظم حسيبي، محمد بيات، دكتر عبدالحسين علي آبادي و مهندس مهدي بازرگان نمايندگان معرفي شده از سوي دولت بودند. در ۲۴ همان ماه، دكتر مصدق طي بخشنامه اي انحلال شركت نفت ايران و انگليس را به كليه ادارات و نهادهاي دولتي اعلام كرد. سه روز بعد، سفير انگليس در تهران طي هشداري به دولت مصدق، ملي شدن صنعت نفت را مخالف قوانين بين المللي دانست و دولت ايران را از اين كار برحذر داشت. دولت آمريكا نيز در بيانيه اي اعلام كرد ملي شدن صنعت نفت ايران، تصميمي يك جانبه و خلاف عرف و مقررات بين المللي است. اكنون مصدق در برابر استعمار پير انگلستان و امپرياليسم نوپاي آمريكا ايستاده بود و جاي شگفتي اين جا است كه حزب توده كه قاعدتاً مي بايستي ضدامپرياليست و ضد استعمارگري باشد، مصدق را نوكر امپرياليسم مي خواند! به هر روي، مصدق پاسخ تندي به سفيران انگلستان و آمريكا در ايران داد و يادآور شد كه ملي شدن صنعت نفت ناشي از حق حاكميت ملت ها است و هيچ مقام بين المللي اي صلاحيت رسيدگي به اين كار را ندارد. در اين ميان دكتر مظفر بقايي حزبي به نام «حزب زحمتكشان ايران» را بنياد نهاد كه هسته اوليه اين حزب، افراد سازمان نظارت بر آزادي انتخابات بودند كه پيش از اين تاسيس شده بود. چند تن از تئوريسين هاي حزب توده نيز به حزب زحمتكشان بقايي پيوستند.
    در ۶ خرداد ماه، دولت انگلستان و مقامات شركت نفت ايران و انگليس، از دولت ايران به ديوان داوري بين المللي لاهه شكايت بردند. اكنون كه در اثر همبستگي و اتحاد نيروهاي ملي و مذهبي، كار مبارزه به خوبي پيش مي رفت و دولت به دست آنها افتاده بود، وسوسه هاي خناس و دست هاي آلوده و ناپاك به كار افتادند تا اين دو نيروي متحد و قوي را از هم بگسلند. روز ۱۳ خردادماه، سيد مجتبي نواب صفوي رهبر فداييان اسلام به دست ماموران آگاهي شهرباني دستگير و زنداني شد. وي به هنگام دستگيري گفت كه حكومت ايران بايد توسط خليفه مسلمين اداره شود. در پي بازداشت نواب صفوي، فداييان اسلام اعلاميه تندي صادر و تهديد كردند چنانچه يك مو از سر نواب كم شود، خيلي ها را خواهيم كشت. در همين حال آيت الله كاشاني در مصاحبه اي با خبرنگاران به دشمن اصلي جنبش يعني انگلستان پرداخت و گفت چنانچه انگليسي ها خودشان خلع يد نكنند، حكم جهاد عليه آنان خواهم داد. استعمار انگلستان به خوبي او و پدرش را مي شناخت كه در عراق بي هيچ ترسي در برابر نظاميان انگليسي پايمردي از خود نشان داده بودند و رودرروي آنان ايستاده بودند.
    ۱۸ خرداد هنگامي كه هيات نظارت بر خلع يد با راه آهن به خوزستان رفت، بيش از يكصد هزار نفر از ايرانيان آنها را مشايعت كردند و با شور و شوق چشم به راه اقدام آنان ماندند. هيات عامل اجرايي نيز كه دكتر محمود حسابي، دكتر علي آبادي و مهندس بيات اعضاي آن بودند در ميان شور و هيجان عمومي در خرمشهر مستقر شد. همزمان با استقرار هيات مديره شركت ملي نفت ايران، هياتي نيز از انگلستان به رياست جاكسن براي مذاكره با دولت ايران، وارد تهران شد. جاكسن اعلام كرد آمادگي دارد نوعي از ملي شدن را كه شركت سابق نيز در آن سهيم باشد و سود حاصله از فروش نفت نيز ۵۰ ۵۰، باشد را به رسميت بشناسد. دشمني كه از در بيرون رانده بودند اينك از پنجره آويزان بود و مي خواست به هر نحوي كه شده، دوباره به داخل بيايد! دكتر مصدق بي درنگ واكنش نشان داد و در اعلاميه اي به آگاهي مردم رساند كه پيشنهادات هيات جاكسن را منافي با قانون ملي شدن صنعت نفت مي داند و به عمليات اجرايي خلع يد ادامه خواهد داد. وي همچنين در سي ام خردادماه به مجلس رفت و طي نطقي خاتمه عمليات خلع يد و قطع گفت وگو با نمايندگان انگلستان را به آگاهي مجلسيان رساند و تقاضاي راي اعتماد كرد. از ۹۲ نماينده حاضر در مجلس، ۹۱ نفر به دولت دكتر مصدق راي اعتماد دادند! دولت انگلستان نيز بي كار ننشست. در ۴ تيرماه وزير خارجه انگليس درباره اقدامات دولت ايران، در مجلس عوام سخناني تهديدآميز بيان كرد و گفت براي حفظ جان اتباع انگليسي در آبادان، دستور داده تا رزمناو موريتس در آب هاي ساحلي ايران پهلو بگيرد. مهندسان و كارگران انگليسي شاغل در شركت نفت نيز آبادان را به سوي بندر بصره ترك كردند.
    شرايطي بس خطير و دشوار پيش آمده بود و جالب اينكه همسايه شمالي ضد امپرياليست ما نيز در اين ماجرا به جاي اينكه قاتق نانمان باشد، قاتل جانمان بود! از ديد كمونيست هاي دو آتشه، مصدق و جنبش ملي او ساخته و پرداخته بورژوازي بود و خصلتاً و ماهيتاً نمي توانست «جنبش» و «مبارزه» به شمار آيد. آنان تنها راه و روشي كه از مبارزه مي شناختند، مبارزه قهرآميز و «طبقاتي» بود كه رهبري آن را پرولتاريا در دست داشته باشد. در ۱۷ تيرماه هاري ترومن رئيس جمهور آمريكا طي پيامي كه براي دكتر مصدق فرستاد، نماينده خود اورل هريمن كه براي فراهم آوردن فضاي گفت وگوي سياسي ميان ايران و انگليس به تهران مي آمد را به او معرفي كرد. درست در همان روز- ۲۳ تير-كه اورل هريمن و دو تن از همراهانش وارد تهران شدند، نزديك به ۲۰ هزار تن از كارگران كارخانجات تهران تظاهرات و راهپيمايي كردند. آنان هرچند كه به بهانه گراميداشت سالروز اعتصاب كارگران شركت نفت خوزستان دست به اعتصاب و تظاهرات زدند، اما تنها خواجه حافظ شيرازي بود كه نمي دانست امروز هريمن نماينده رئيس جمهور آمريكا به تهران مي آيد. كارگران به تحريك رفقاي توده اي با اين راهپيمايي در حقيقت مي خواستند چوب لاي چرخ دولت بگذارند. و از آن سو به آمريكايي ها هم بفهمانند كه اوضاع داخلي ايران متزلزل و بحراني است و دكتر مصدق نيز كنترل اوضاع را در دست ندارد. اما مظفر بقايي و حزبش كه مثل خواجه حافظ شيرازي نبودند و مي خواستند از اين نيرنگ توده اي ها جلوگيري كنند، به ياري دكتر مصدق آمدند. با درگيري خونين ميان افراد دو حزب زحمتكشان و توده كار به جايي رسيد كه پليس ناگزير از تيراندازي و جداسازي نيروهاي سياسي و روشنفكري شد كه داشتند يكديگر را مي دريدند. آنچه به جا ماند، ۲۰ كشته و صدها زخمي بود! اين هم از دومين برش كيك آزادي ما ايرانيان! از پيروزي مشروطه به اين سو ايرانيان دو زنگ تفريح داشتند كه اولي از ۱۲۸۸ بود تا سوم اسفند ۱۲۹۹ كه پيش از اين شرح جانسوز آن را خوانديم و حالا نوبت دومين زنگ تفريح بود كه از ۱۳۲۰ تا كودتاي ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ به درازا كشيد. اكنون گاه آن بود كه ميوه هاي زنگ دوم آزادي را بچينيم! چهار روز بعد - ۲۷ تير- دكتر مصدق كه ميان «اخلاق» و «حكومت » اولي را برگزيده بود دستور داد تا سرلشكر بقايي رئيس شهرباني كه به روي مردم آتش گشوده بود را از كار بركنار و تحت پيگرد قانوني قرار دهند. بقايي بيچاره دستور آتش را از شاه كه فرماندهي كل نيروهاي مسلح را بر عهده داشت، گرفته بود و حالا چوب دو سر طلا شده بود! در تابستان هرچه هوا گرمتر مي شد، شدت حرارت رودررويي دولت ايران با انگلستان نيز بيشتر مي شد. در ۴ مردادماه و در پي تهديد دولت انگلستان، كشتي هاي جنگي بريتانيا در بندر آبادان به ۹ فروند رسيد. چهار روز بعد اورل هريمن كه براي مشاوره به آمريكا رفته بود، دوباره به تهران آمد و زمينه هاي گفت وگوي دو كشور ايران و انگلستان را فراهم كرد.
    سرانجام تلاش هاي هريمن به بار نشست و در ۱۲ مردادماه نمايندگان دولت انگلستان به سرپرستي لرد ريچارد استوكس وزير مشاور انگلستان وارد تهران شدند. مصدق پيش از اين يادآور شده بود كه به شرطي مذاكره با اين هيات انگليسي را مي پذيرد كه آنها قانون ملي شدن صنعت نفت ايران را به رسميت شناخته باشند. لرد استوكس در نامه اي به دكتر مصدق نوشت كه اين قانون را قبول دارد و به رسميت مي شناسد. پيشنهادات ۸ ماده اي استوكس مورد قبول دكتر مصدق واقع نشد و وي طي گزارشي به مجلس شكست مذاكرات را اعلام و تقاضاي راي اعتماد كرد. سنا با ۴۱ راي و شورا به اتفاق آرا به دولت ابراز اعتماد كردند. همين كه معلوم شد دكتر مصدق اهل سازش و نيرنگ بازي هاي سياسي معمول نيست، بر عمليات خرابكارانه خويش افزودند، به طوري كه دكتر مصدق طي نطقي ضمن تشكر از ملت ايران گفت كه انگليس مي خواهد از نظر اقتصادي دولت را زير فشار بگذارد و با دوستان ايراني خود مشغول نفاق اندازي شده است. چند دستگي از مجلس آغاز شد و كار به جايي رسيد كه ميان نمايندگان موافق و مخالف دولت كشمكش هايي پديد آمد. در ۱۵ شهريورماه دولت انگلستان به جهانيان اعلام كرد هر كشوري كه از ايران نفت بخرد در دادگاه هاي صالحه مورد پيگيري قرار خواهد گرفت و بدين ترتيب تحريم خريد نفت ايران، آغاز شد. در دوم مهرماه به دستور نخست وزير، هيات مديره موقت شركت ملي نفت ايران به آن عده از كارشناسان و كاركنان انگليسي شركت نفت سابق كه مديريت جديد را نپذيرفته و در سر كارشان حاضر نمي شدند يك هفته مهلت داد تا خاك ايران را ترك كنند.
    هنگامي كه در ۴ مهرماه دكتر مصدق به مجلس رفت تا گزارش عمليات اجرايي قانون ملي شدن صنعت نفت را به مجلسيان ارائه دهد، با شيطنت برخي نمايندگان جلسه اكثريت نيافت و ناگزير دكتر مصدق به ميدان بهارستان رفت و در ميان انبوه جمعيت مردمي كه در آنجا گرد آمده بودند، گفت: من براي شما سخن مي گويم، هر جا كه مردم هستند، مجلس همان جا است! و سپس گزارش كار خود را در ميان شور و هلهله مردم برايشان خواند. ۵ مهرماه راديو تهران اعلام كرد كه دولت انگلستان به شوراي امنيت شكايت برده است و دو روز بعد بنا به فراخوان آيت الله كاشاني به منظور پشتيباني از دكتر مصدق و ابراز انزجار از رفتار نمايندگان مجلس، تعطيل عمومي اعلام شد. در ۱۴ مهرماه، دكتر مصدق در راس هياتي به آمريكا رفت تا در شوراي امنيت سازمان ملل متحد از خواسته قانوني ملت ايران دفاع كند. وي ضمن اين كه هيچ گاه از بودجه دولت حتي حقوق نخست وزيري خود را دريافت نكرد، هزينه اين سفر خود و پسرش دكتر غلامحسين مصدق را نيز از حساب خود پرداخت! وي و هيات همراهش در نيويورك با استقبال چشمگيري روبه رو شدند. افكار عمومي جهان متمدن، مي دانست كه او چه مي گويد و چه مي خواهد، بنابراين احترام در خور شأن يك رهبر آزاديخواه و مسئول را براي او قائل شدند. وي در سخنراني خود در شوراي امنيت، از پيشينه قراردادهاي نفتي و ستمي كه در اين ساليان دراز از سوي دولت انگلستان نسبت به حقوق ملت ايران رفته بود، سخن گفت. شوراي امنيت پس از شنيدن سخنان دكتر مصدق، قطعنامه انگلستان را در مورد نفت ايران مسكوت گذاشت تا حكم ديوان لاهه صادر شود. در اين سفر همچنين دكتر مصدق با هاري ترومن رئيس جمهور آمريكا ديدار و گفت وگو كرد. هنگامي كه دكتر مصدق در نيويورك بود، اوضاع داخلي بحراني تر و وخيم تر شد. بين پليس و گروه هاي گوناگون سياسي همچنان زد و خورد جريان داشت. گروهي به شوراي دانشگاه هجوم بردند و اعضاي شورا را با بي شرمي از ساعت ۱۱ صبح تا ۷ بعدازظهر در گروگان خود نگه داشتند. جمال امامي نيز كه موقعيت را مناسب ديده بود، به دليل رويدادهاي دانشگاه، مصدق را در صحن علني مجلس به انتقاد كشيد. آهسته آهسته، نيت هاي دروني كه از ترس افكار عمومي نمي توانستند آشكارا به مصدق و جنبش ملي او بتازند، از پرده بيرون مي افتادند و هر روز به بهانه اي مصدق را مورد حمله و دشنام قرار مي دادند و اكنون كه مصدق در كشور نبود، تا مي توانستند پرده دري كردند. روز ۲۸ مهرماه دكتر محمد مصدق و هيات همراه، وارد مصر شدند و مورد استقبال بي سابقه دولت و ملت مصر قرار گرفتند. رهبري ملي او اينك از مرزهاي جغرافيايي ايران بيرون رفته بود و مطبوعات عربي و مصري، وي را رهبر ضداستعماري منطقه به شمار مي آوردند و خواهيم ديد كه ملي شدن كانال سوئز در مصر و ايجاد موج ملي كردن صنايع و معادن بزرگ در منطقه خاورميانه، همه گرته برداري و الگوپذيري از دكتر مصدق بود. در ۱۴ آذرماه، ميتينگ بزرگي در ميدان فوزيه - امام حسين - برگزار شد كه در آن كشاورز صدر، حسين مكي، شمس قنات آبادي، علي زهري و مصطفي كاشاني- فرزند آيت الله كاشاني- براي مردم سخنراني كردند. آنان چنان مردم را به پشتيباني از دولت دكتر مصدق بر سر شور آوردند كه پس از پايان مراسم، مردم به شهر هجوم آوردند و در خيابان فردوسي، دفتر تشكيلات خانه صلح- وابسته به حزب توده- و دفاتر روزنامه هاي به سوي آينده، بدر، تئاتر سعدي، روزنامه نويد، آزادي، فرمان، آتش، سياسي و طلوع را مورد هجوم و تخريب قرار دادند.
    پليس به ناگزير دخالت كرد و زد و خورد خونيني آغاز شد. در اين برادركشي ايراني نيز عده اي كشته و زخمي به جا ماند. سرتيپ دانش پور معاون شهرباني به شدت زخمي و سرهنگ نوري شاد رئيس كلانتري نيز همراه با چند پاسبان و درجه دار در ميان كشته شدگان بودند. و در همان روز مجلسيان به دليل آزادي فعاليت هاي ويرانگر حزب توده، دكتر مصدق را به باد انتقاد گرفتند. در پاسخ به ناسزاها و كارشكني هاي مجلسيان، به دعوت آيت الله كاشاني در ۲۱ آذرماه ميتينگ بزرگي از حاميان دولت برگزار شد كه در آن به مخالفان دولت، به ويژه نمايندگان مخالف حمله و انتقاد شد. بنا به دستور دكتر مصدق، انتخابات دوره هفدهم مجلس كه با وسواس مصدق و مليون تلاش مي شد آزادترين و سالم ترين انتخابات دوره مشروطه باشد، برگزار شد. مصدق در نطقي راديويي اعلام كرد انتخابات اين دوره، براي اولين بار در تاريخ مشروطيت، بدون دخالت و نفوذ عوامل خارجي و داخلي انجام مي گيرد و مردم بايد آزادانه راي خود را به صندوق ها بريزند. مصدق براي درك سياسي مردم، چك سفيد امضا كشيده بود و خواهيم ديد كه همين مجلس هفدهم، بلاي جان مصدق و جنبش ضداستعماري و ضداستبدادي او شد! هنوز سال به پايان نرسيده، كفگير دولت مصدق به ته ديگ خورد و خزانه دولت كه بر اثر نخريدن نفت ايران، تهي شده بود، چنگ و دندان نشان داد. به ابتكار دكتر مصدق، اوراق قرضه ملي چاپ و در ميان مردم مشتاق فروخته شد و از اين راه، توان مالي دولت به طور موقت برقرار شد. با آغاز انتخابات، درگيري هاي خياباني در تهران و شهرستان ها به اوج رسيد و دولت را با بحران تازه اي دست به گريبان كرد. از آن سو دولت دكتر مصدق تصميم به بستن كنسولگري هاي انگلستان- كه آشوب از آنجا سرچشمه مي گرفت- گرفت و نخستين روز بهمن ماه در تهران و شهرستان ها تعطيل عمومي اعلام شد و شور و شوق ملي به خاطر اين تصميم، سراسر كشور را فرا گرفت. در ۲۵ بهمن ماه، هنگامي كه به مناسبت سالگرد قتل محمد مسعود، مراسمي در گورستان ظهيرالدوله برپا بود و دكتر سيدحسين فاطمي در آن سخن مي گفت، محمدمهدي عبدخدايي نوجوان ۱۴ساله عضو فدائيان اسلام، وي را هدف گلوله قرار داد.
    
    
    صد سال: حكومت ملي دكتر مصدق / گزارش سال ۱۳۳۰ حسن مرسل وند
    




    دفعات مطالعه اين مطلب: 268 بار
      

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

تبليغات
آفتاب يزد
اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
كيهان
ساير روزنامه ها را در سايت هاي اختصاصي شان مطالعه نماييد.
 پيشخوان
فصلنامه حيات
متن مطالب شماره 3 (پياپي 42)، پاييز1388را در magiran بخوانيد.

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1388-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.

توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.
 
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوی اخبار و مطالب منتشر شده در نشريات اطلاعی نداريم!