 
|
نوشتن پشت در دستشويي
نويسنده: عباس كاظمي
دستشويي نوشته ها، اين نوشته هاي به ظاهر بي اهميت، براي تحليل روانكاوانه جامعه محملي مهم فرض مي شوند. همه ما با اين قبيل نوشته ها آشناييم و در دستشويي هاي عمومي شهر با آنها رويارو شديم و چه بسا بعد از خواندن آنها با بي تفاوتي يا سخيف شمردن عمل نويسنده از كنار آن رد شديم. جالب آن است كه اين قبيل نوشتارها اغلب خوانده مي شوند اما به لحاظ معنا جدي گرفته نمي شوند.به لحاظ تاريخي اطلاعات چنداني از اين نوشتارها در ايران در دسترس نيست اما تا آنجا كه تجربه هاي ديداري ما اجازه مي دهد مي دانيم كه در برخي از برهه ها بر ميزان آن افزوده مي شود و همين طور بسته به مناطق حجم و ميزان آن تفاوت مي پذيرد. به نظر مي رسد حجم نوشتارها به ميزان بسته بودن جامعه و باز بودن فضاي جامعه ارتباط دارد.نوشتارهاي پشت در دستشويي ها كه اين روزها به مدد تكنيك هاي به كار گرفته شده براي ممنوعيت نوشتن بر ميزان آن كاسته شده است همواره موضوعاتي خاص را نشانه گرفته است. موضوعاتي كه مي توان ميان آنها مشابهت هاي ساختاري يافت. قلمروهايي كه تحت تدابير ايدئولوژي هاي انضباطي و ايدئولوژي معنا ساز مديريت مي شوند. درست است كه اين نوشتارها مرزهاي اخلاقي جامعه را زير سئوال مي برند و جنبه هاي وقيحي از زندگي را به نمايش مي گذارند اما آنها در عين حال مي توانند ابعاد پنهان و ناخودآگاه جامعه را در پيش روي ما قرار دهند و از لايه هاي زيرين جامعه پرده برداري كنند. روشن است كه اين قبيل نوشتارها را نه انسان هاي ديوانه بلكه آدم هاي متعارف جامعه نوشته اند. آدم هايي كه شايد به رغم تفاوت هاي موجود ميانشان، همگي به نوعي در جامعه فرودست محسوب مي شوند. آنها حاشيه نشين هايي هستند كه در نوشتارهاي رسمي (و رسانه ها به طور كلي) مجالي براي تجلي نمي يابند. اينكه در دستشويي ها در فضاهاي بسته جامعه بتواند بخشي از بار حوزه عمومي را به دوش بكشد در نظر برخي ممكن است درست مانند خود نوشتارهاي پشت در دستشويي ها بي اهميت و حتي مضحك فرض شود، اما اگر توصيه والتر بنيامين را جدي بگيريم كه مورخ فرهنگي بايد همانند آت و آشغال جمع كن ها به جست وجو و كاوش چيزهاي ارزشمند در ميان زباله ها بپردازد، پشت در دستشويي ها مي تواند يكي از اين مكان ها باشد. روزمره گي: نوشتن پشت در دستشويي عباس كاظمي
□
دفعات مطالعه اين مطلب: 65 بار
|