|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه اعتماد85/5/7: تاملي در رمان «جاي خالي سلوچ » اثر «محمود دولت آبادي »؛بازگشت سلوچ در خيال «مرگان »
magiran.com  > روزنامه اعتماد >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 4209
سه شنبه 24 مهر 1397



خدمات سايت




 
MGID3291
magiran.com > روزنامه اعتماد > شماره 1173 7/5/85 > صفحه 9 (هفت و نيم) > متن
 
 


تاملي در رمان «جاي خالي سلوچ » اثر «محمود دولت آبادي »؛بازگشت سلوچ در خيال «مرگان »


نويسنده: صمد رحماني


    تعريف رمان اينچنين آمده است : داستاني است كه بر اساس تقليدي نزديك به واقعيت از آدمي و عادات و حالات بشري نوشته شده باشد و به نحوي از انحا شالوده جامعه را در خود تصوير و منعكس كند.
    هگل رمان را حماسه بورژوايي و جانشين حماسه عصر قهرماني مي داند. هدف رمان همانند هنر حماسي باز كردن جهان در تماميت آن است .
    به نظر هگل تقابل بين رمان و حماسه تقابل دو دوران تاريخ جهاني است كه در حقيقت حماسه شعر قلب و رمان نثر زندگي است .
    رمان نويسي در ادبيات ايران پيشرفت قابل ملاحظه يي كرده است . بطوري كه اين اواخر جويباري از داستان هاي معاصر به نهر ادبيات جهاني پيوسته است .
    دولت آبادي خود يكي از شاخص هاي ادبيات داستاني معاصر است . او در سال 1319 در دولت آباد، روستايي نزديك سبزوار (بيهق قديم ) متولد شد. تحصيلات منظمي نداشت ، از سال هاي نوجواني به كارهاي مختلف سرسپرد و سرانجام در تهران از صحنه تاثر سر برآورد.
    دولت آبادي در نمايش هاي زيادي ايفاي نقش كرده است از جمله شب هاي سفيد نوشته داستايوسكي ، قرعه براي مرگ (واهه كاچا)، نگاهي از پل (آرتور ميلر)، چوب به دست هاي ورزيل (غلامحسين ساعدي )، قصه طلسم و حرير و ماهيگير (علي حاتمي ) و... او به علت بازي در نمايش در اعماق اجتماعي اثر ماكسيم گوركي به وسيله رژيم شاه در سال 1353 دستگير و بمدت سه سال زنداني شد.
    وي داستان هاي زيادي نوشته است كه هجرت سليمان ، لايه هاي بياباني ، با شبيرو، گاواره بان ، عقيل عقيل ، جاي خالي سلوچ ، آهوي بخت من گزل ، كليدر، روزگار سپري شده مردم سالخورده ، از جمله آنهاست . آثار داستاني او از 1342 تا 1357 يعني به مدت 15 سال در مجموعه سه جلدي كارنامه سپنج گردآوري شده است .
    دولت آبادي به علت تحصيلات نامنظم با زبان هاي خارجي چندان آشنايي ندارد اما آثار او به زبان هاي زيادي ترجمه شده است . از جمله : گاواره بان به زبان آلماني ، داستان مرد به زبان فرانسه ، جاي خالي سلوچ به زبان آلماني و فرانسه ، هجرت سليمان به زبان چيني ، آهوي بخت من گزل به زبان سوئدي .
    آثار غيرداستاني قابل توجهي نيز از او انتشار يافته كه مي توان از نمايشنامه تنگنا، سفرنامه ديدار بلوچ ، مجموعه مقالات و سخنراني هاي «رد» و... نام برد.
    رمان جاي خالي سلوچ كه موضوع بحث ماست يكي از آثار ارزشمند دولت آبادي به شمار مي رود. خلاصه داستان چنين است : مرگان زن روستايي روزي به هنگام برخاستن از خواب ، شوهرش سلوچ را نمي بيند. با نوعي حس پنهاني مي فهمد كه او را براي هميشه از دست داده است و جست وجويش بي ثمر مي ماند. اكنون او مي ماند و دو پسر به نام هاي عباس و ابراو و دختري به نام هاجر. ناسازگاري دو برادر با هم مخصوصا قماربازي و كارهاي خلاف عباس ، مشكلات خانواده را دو چندان مي كند. مرگان مجبور مي شود هاجر را در سن كودكي به مرد زن داري كه زنش را فلج ساخته ، شوهر بدهد. نگاه و مزاحمت هاي حريصانه برخي از مردان ده نيز يكي از گرفتاري هاي زندگي اوست . تا آخرين حد تلاش مي كند كه با كار سخت و توانفرسا سر و ته زندگي را به گونه يي به هم آورد. اما سعي و تلاش او نمي تواند چهره خشن زندگي را نرم سازد و در آخر مجبور مي شود با جا گذاشتن پسر بزرگ و دخترش هاجر، روستا را به دنبال ناكجاآباد و توهم زنده بودن شوهر ترك كند.
    صحنه هاي آخر رمان تا حدي رمان خوشه هاي خشم اشتاين بك را به خاطر مي آورد و براي همين مي توان حدس زد كه بر سر مرگان و امثال او چه حوادثي پيش خواهد آمد. در اين رمان پاساژها يعني گذرگاه هاي بسيار زيبايي وجود دارد كه اگر استخراج شود خود به خود يك قصه كامل و زيبايي است . يكي از اين پاساژها ماجراي پسر بزرگ عباس و لوك سياه ، شتر بهار مست شده است .
    عباس كه به شترباني سردار مي پردازد و شترهاي او به صحرا مي برد روزي در صحرا متوجه مي شود كه لوك سياه شتر ديگري را به نام ارونه پير آزار مي دهد. پس شتر را به چوب مي بندد و شتر سياه كينه او را به دل مي گيرد و به او حمله آورده دنبالش مي كند. عباس از مقابل شتر فرار مي كند و از ترس خود را در چاهي انداخته از هوش مي رود. پس از به هوش آمدن متوجه مي شود كه شتر با بدن خود چاه را بسته و فقط از كنار گردن آن منفذي به خارج باز است . چند لحظه بعد متوجه مي شود ماري به سوي او مي خزد و از روي زانو و شكم و سينه و شانه هايش به بالا مي خزد. عباس از شدت ترس موهايش سفيد مي شود اما مار شتر را نيش مي زند و مرگان با ناباوري دست پسر خود را مي گيرد و به خانه مي برد. در اين رمان زبان دولت آبادي بسيار قوي است يعني زبان داستان مجموعه يي از واژه هاي سرد نيست كه فقط ارزش ارجاعي دارد، از نظ ر نشانه شناسي زبان داستان مجموعه يي از نشانه ها است كه مانند سلسله يي از رمز به وسيله نويسنده به خواننده منتقل مي شود و خواننده مجموعه رمزهاي رمزنويس را رمزگشايي مي كند. رمزهاي داستان باعث مي شود كه سبك نويسندگي دولت آبادي گاهي از رئاليسم به سمبوليسم بپرد و خيالا
    ت وهم آلود قهرمان زن داستان آن را تا حد سوررئاليسم براند.
    درونمايه داستان اعتراض به اصلاحات ارضي نيم بند رژيم شاه است كه گرسنگي ، فقر و محروميت اجتماعي را به ارمغان آورده است . دولت آبادي با طنزي تلخ تر و در همان حال با توصيفي بسيار جاندار فقر روستاييان را به تصوير مي كشد و از اين لحاظ جاي خالي سلوچ شباهت بسيار عجيبي به رمان مادر اثر پرل باك دارد.
    ادبيات بزرگ راستين زبان گنگ را گويا و چشمان كور را بينا مي كند.
    رسالت بزرگ ادبيات راستين برانگيختن مردم به آگاه شدن از خويشتن خويش است . بخاطر انجام دادن چنين رسالتي است كه ادبيات بايد جاذبه مردمي داشته باشد اما معني اين همگان پسندي و مردمي بودن اين نيست كه مسائل به صورت خام و زمخت و بدون تراش خوردگي در ميان نهاده شود يا ادبيات به تبليغات بدل گردد. مردمي بودن حقيقي ادبيات بزرگ راستين بايد بر اين واقعيت استوار باشد كه مسائل اصيل را در برترين سطح ممكن بيان كند و به كنه عميق ترين ريشه هاي درد و احساس و انديشه و عمل آدمي راه يابد و از اين لحاظ دولت آبادي نويسنده يي است بزرگ ، در معيارهاي سنجش كلاسيك هاي بزرگ رئاليست . چنانكه گفته اند كه دولت آبادي به رئاليسم قرن نوزدهم متعلق است و تكنيك هاي رمان نو و ادبيات مدرن در آثار او تاثير نگذاشته است .
    خودش در اين مورد مي نويسد: بنا نيست ادبيات ما همان معيارهايي را رعايت كرده باشد كه ادبيات به اصطلاح مدرن در جوامع صنعتي بدان رسيده است . به گمان من ادبيات ما بايد توانسته باشد يا بتواند معيارهاي ويژه خود را به جهان ارايه دهد و آن معيارها منطقا مي يابد از دل درون جامعه محيط و موفقيت خودمان بيرون آمده باشد.
    رمان جاي خالي سلوچ داراي شخصيت هاي زيادي است . شخصيت هاي اصلي همان خانواده سلوچ هستند يعني خود سلوچ پدر خانواده كه علي رغم غيبت فيزيكي همواره حضور متافيزيكي خود را بر داستان نشان مي دهد.
    مرگان كه در حقيقت مركز ثقل حوادث داستان است ، زني است زحمتكش كه مي تواند تيپ زنان روستايي قرار گيرد. يعني بردباري در برابر سختي ها و ناملايمات و مبارزه با مشكلات زندگي .
    عباس تقريبا شخصيت منفي داستان است زيرا از همان روز گم شدن پدر به جاي كمك به خانواده با دزدي و قماربازي باري بر دوش خانواده مي شود و پس از حادثه پير شدنش تبديل به يك انسان گدا صفت مي گردد كه چشم طمع در آخرين امكانات موجود خانواده دوخته است .
    ابراو برادر كوچكتر و از لحاظ جسمي و روحي قوي تر است يك تيپ جوان روستايي تلاشگر كه يار و مددكار خانواده است هر چند ضعف هايي نيز دارد. هاجر دختر مرگان است كه قرباني نظام غلط جامعه روستايي مي شود و به جاي ازدواج با جوان دليري كه از دل دوستش دارد مجبور مي شود به خانه علي گناو به عنوان هوو برود.
    شخصيت هاي ديگري نيز در رمان حضور دارند كه بعضي از آنها از جمله حاج سالم و پسرش مسلم كه خواننده را به ياد قهرمانان ساعدي مي اندازد.
    واژه هاي محلي در رمان به كار رفته كه به نظر مي رسد دولت آبادي در عدم جايگزيني آن با واژه هاي فارسي معيار تعمدي داشته است .
    پايان داستان وهم آلود است يعني بازگشت سلوچ نه در واقعيت بلكه در خيال مرگان انجام مي گيرد و در حقيقت گويي شاهدي مي شود بر كل داستان .
    منبع : سايت «قابيل »
    
    
    تاملي در رمان «جاي خالي سلوچ » اثر «محمود دولت آبادي »؛بازگشت سلوچ در خيال «مرگان » صمد رحماني
    


 روزنامه اعتماد، شماره 1173 به تاريخ 7/5/85، صفحه 9 (هفت و نيم)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 7138 بار



آثار ديگري از "صمد رحماني "

  راهبردهايي براي كاهش نرخ بيكاري در كوتاه مدت / توصيه هايي به تيم اقتصادي دولت براي ايجاد شغل پايدار
صمد رحماني*، اعتماد 16/1/93
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
ماهنامه پردازشگر
متن مطالب شماره 145، مرداد و شهريور 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است