 
|
نوشتارهاي در حاشيه
نويسنده: عباس كاظمي
شايد بتوان دريدا را پدر دفاع از نوشتار دانست. دريدا شجاعانه به جنگ گفتار رفت و بر مغفول ماندن توجه و اهميت نوشتار در برابر گفتار سخن گفت. در اينجا قصد جنگ با گفتار را ندارم بلكه در اين مطلب كوتاه از بعد ديگري اهميت برخي از نوشتارها را گوشزد مي كنم. هميشه نوشتار در فرهنگ ما مقدس بوده است اما برخي نوشتارها كه مي توان آن را نوشتارهاي رسمي نام نهاد بر برخي ديگر سلطه داشته اند. نوشتارهاي اداري همواره از اهميت برخوردار بوده اند، همين طور نوشتارهاي دانشگاهيان در مجله هاي علمي يا كتب منتشر شده همين موقعيت را دارند. موقعيت دانشگاه به اين نوشتارها امتياز مي بخشد چنان كه موقعيت اداره نوشتارهاي اداري را ضمانت اجرا مي دهد. اما نوشتارهاي زيادي پيرامون ما منتشرند كه غالباً بي معنا يا دست كم بي اهميت فرض مي شوند. شايد صرفاً به اين دليل كه تصور مي شود فرد آگاهانه و در موقعيتي عالمانه آنها را ننوشته است. حتي مي توان خاطرات و روزنوشت ها را در اين دسته جاي داد. در گوشه و كنار، اينجا و آنجا نوشتارهاي زيادي يافت مي شوند كه براي ما اهميت چنداني ندارند. مي توان از نوشتارهاي در و ديوار، كنار باجه تلفن، روي ميز مدرسه، يادداشت هاي حاشيه كتاب هاي درسي و خصوصاً پشت در دستشويي ها ياد كرد. اين نوع نوشتارها را مي توان نوشتارهاي در حاشيه نام نهاد. نوشتارهايي كه غيراصيل، غيرعالمانه و گاه مهمل فرض مي شوند، اما در واقع مي توانند روزنه خوبي براي ورود به ناخودآگاه جامعه فرض شوند. مي توان اين پرسش را مطرح كرد كه آيا نوشتارهاي در حاشيه مي توانند در حكم بازگشت امر سركوب شده فرويدي تصور شوند يا مقاومتي در كردار- ايده مورد نظر ميشل دوسرتو- فرض شوند.مي دانيم كه اين نوشتارها در علوم اجتماعي مرسوم مورد توجه قرار نمي گيرند يا آنكه با موضوع ونداليسم شناخته مي شوند. ونداليسم چيزي به جز تخريب اشيا و كالاهاي دوروبر ما نيست، ونداليسم معناي نهفته در نوشتارهاي اشيا را به رويه اي بيمارگون تقليل مي دهد. رويه اي كه نه به معناكاوي بلكه به علت كاوي نيازمند است. مثلاً دانش آموزي كه در حاشيه كتاب خود اشعار عاشقانه مي نويسد يا روي ميز مدرسه جملاتي حك مي كند موضوعي است براي علت كاوي و بيماري سنجي متخصصان علوم مرتبط خصوصاً روانشناسي. اين علوم انساني است كه مايل است رفتار آدميان را با ماشين هاي نظري به ارث رسيده از علوم تجربي تبيين كند. نتيجه آن مي شود كه اين نوشتارها در حاشيه مي مانند و هيچ گاه فهم پذير نمي شوند. روزمره گي: نوشتارهاي در حاشيه عباس كاظمي
□
دفعات مطالعه اين مطلب: 50 بار
|