|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه اطلاعات85/5/11: تاريخچه ورود عكاسي به ايران
magiran.com  > روزنامه اطلاعات >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 23912
پنجشنبه بيست و هفتم ارديبهشت ماه 1386


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2822
magiran.com > روزنامه اطلاعات > شماره 23692 11/5/85 > صفحه 6 (ايران شناسي) > متن
 
      


تاريخچه ورود عكاسي به ايران
بخش پاياني

نويسنده: ايرج افشار


    اشاره:در بخش نخست نوشتار حاضر كه در شماره پيش به چاپ رسيد،باسابقه و تاريخجه ورود عكاسي در ايران آشنا شديم.اينك بخش دوم و ادامه سخن.
    
    
    
     عكاسباشي و عكاسخانه:
    
    شدت علاقه ناصرالدين شاه به اين هنر موجب شد كه منصب عكاسباشي در دربار به وجود آمد. تفصيلش را اعتمادالسلطنه "در مرآت البلدان ناصري" چنين گفته است: "... آقارضا پيشخدمت خاصه كه امروز آجودان مخصوص حضور همايون و خازن مصرف جيب مبارك اعليحضرت شاهنشاهي و محل وثوق و اعتماد ذات كامل الصفات خسرواني و از خانه زادان حقيقي و تربيت يافتگان اين دولت قوي شوكت است، به آموختن اين علم شريف برحسب امر همايون مأمور گشت. چندي برنيامد كه از يمن توجهات ملوكانه درين علم تكميل يافت و شناسايي كامل حاصل نمود. خاطر مبارك خسرواني از اين معني خرسند گشته،مشاراليه را به عواطف ملوكانه مفتخر ساخته..."
    
    اعتمادالسلطنه در "المآثر و الاثار" هم نام آقارضا را ذيل عكاسها مي آورد. به جز او نام ميرزا حسنعلي را هم آورده است. اين شخص هموست كه ذيل عكسهاي موجود در بيوتات "عمل خانه زاد حسنعلي" رقم زده و خوش خط بود.اين دو تن علي الظاهر نخستين عكاساني بودند كه رسماً در دربار به عكس انداختن پرداختند و نمونه كارهاي هر دو در آلبومهاي كتابخانه سلطنتي (بيوتات) ديده مي شود.
    
    ناصرالدين شاه چندان به عكاسي علاقه پيدا كرده بود كه قسمتي از ابنيه سلطنتي در كاخ گلستان او به "عكاسخانه" مشهور بود. اعتمادالسلطنه در "مرآت البلدان ناصري" و هم در "روزنامه خاطرات" خود به اين علاقه پادشاه اشاراتي دارد. "مرآت البلدان" نوشته است:<چون خاطر خطير همايون به رواج و ترقي اين علم تعلق گرفت و ذات ملكوتي صفات شاهنشاهي بر اين علم اطلاع تمام يافت، بر آن شدند كه يكي از چاكران دربار حضرت شاهنشاهي و خاصان خلوت همايون نيز در اين فن مهارتي تمام يابد كه سفراً و حضراً به موجب امر قدر ملوكانه آشنا و غريبه و ابنيه و آثار قديم را عكس بردارد و خاطر مبارك همايون را در اوقات فراغت بدان مشغول سازد... و از براي انتشار اين علم و وسعت در اين عمل يكي از عمارات مخصوص پادشاهي را مخصوصاً عكاسخانه مباركه فرموده كه گاهي كه از كارها فراغت حاصل فرمودند براي تماشا و ترقي اين عمل به آنجا تشريف مي بردند و در اسفار بزرگ مثل سفر خراسان و مازندران و كربلاي معلي عكس جميع اماكن و ابنيه قديم و آثار بعيده را عكس برداشته مرقع (مقصودش آلبوم است) ساخته، به حضور مبارك تقديم مي نمودند كه الان هم در حضور همايون است.>
    
    علاقه ناصرالدين شاه به اين صنعت موجب شد كه ديگران هم از مراسم مهم عكس مي گرفتند و براي شاه مي فرستادند. اعتمادالسلطنه در خاطرات خود مي نويسد:<23 شعبان 1299 نصرت الدوله از طرف ناصرالدوله پدر خود پيشكش فرستاده بود و يك عكس ناصرالدوله هم فرستاده بود كه مجموعه اي در دست داشت و در ميان آن پول بود. بسيار خنديدم كه هيچ باقباحت تر از اين عكس نمي شد؛يعني اين پول كه در دست دارد، پيشكش حضور است!>
    
    البته بايد دانست به علت علاقه ناصرالدين شاه بود كه در مدرسه دارالفنون قسمتي به عمل عكس اندازي اختصاص يافت. ذيل بعضي از عكسهاي موجود از آن اوقات رقم <اداره عكاسخانه مباركه>، <عكاسخانه مدرسه دارالفنون> هست كه نشاني است از دو مركز مختلف عكسبرداري يكي از آنها منحصراً براي دربار بود و ديگري براي امور دولتي. همچنين سمت عكاس در چند اداره دولتي وجود داشت و نام عكاسهاي دولتي آن روزگار در سالنامه هاي مملكتي ثبت و ضبط مي شد. درسالنامه اي كه همراه "المآثر و الآثار" در چهلمين سال سلطنت شاه چاپ شده، نام ميرزا بزرگ دوا ساز و عكاس توپخانه در وزارت جنگ و منوچهرخان عكاسباشي دستگاه ولايتعهد در تبريز آمده است. بعضي ازشاهزاده ها هم به عكاسي علاقه مند بودند؛ مانند سلطان محمد ميرزا فرزند عمادالدوله و محمد علي ميرزا اعتضاد السلطنه (محمد علي شاه بعدي).
    
    
    
    رساله هاي عكاسي
    
    ظاهراً قديم ترين رساله اي كه در بيان هنر عكاسي و دستورهاي ظهور عكس و نسخه هاي آن مي شناسيم،رساله اي است تاليف محمد كاظم بن احمد محلاتي و به دستور ناصرالدين شاه در يك مقدمه و سه باب و يك خاتمه كه نسخه اي از آن به خط مولف و مورخ 1280 قمري در كتابخانه مدرسه سپهسالار (ناصري) موجود است و نسخه ديگر رساله در مجموعه اعتمادالدوله (همدان) و كتابخانه ملي موجود است. نام بعض از رساله هايي كه اختصاص به عكاسي و قواعد آن دارد، به شرح زير است:
    
    --- رساله علي بخش ميرزا كه براي ناصرالدين شاه نوشته است و نسخه اي از آن در كتابخانه ظاهريه دمشق موجود است.
    
    --- رساله احمد كه براي ناصرالدين شاه نوشته و نسخه اش در كتابخانه ملي تهران موجود است.
    
    --- رساله فن عكاسي كه توسط آنتوان خان (1295 ق) براي مظفرالدين شاه به هنگام وليعهدي او در تبريز ترجمه شده و نسخه اش در كتابخانه ملي موجود است.
    
    --- شمه اي حدود دو صفحه در مرآت البلدان ناصري در باره عمل عكسبرداري و تاريخچه و قواعد آن آمده است.
    
    --- رساله قواعد عكس و تلگراف كه مولفش حسن بن عليرضا لاهيجي نجفي است و به نام محمدتقي ميرزا ركن الدوله فرمانفرماي خراسان و حاجي مهدي قلي خان سهام الملك در سه ظلمت و چهارده نور و يك مرآت درسال 1298 قمري تاليف كرده است.
    
    --- رساله اي كه محمود در هجده فصل از زبان فرانسه ترجمه كرده (1301 ق) و نسخه اش در كتابخانه ملي موجود است.
    
     --- رساله اي كه نواب محسن ميرزا براي ميرزا اسماعيل آجودان باشي توپخانه تاليف كرده (1313 ق) و نسخه اش در كتابخانه ملي ملك ديده شد.
    
     --- رساله اي در فن عكاسي نوشته شده و در كتابخانه مدرسه سپهسالار ناصري" موجود است. اين رساله در 74 ورق و آغازش تفصيل دواهاي عكس است.
    
    --- نسخه هايي مربوط به دواهاي عكاسي و طرز ظهور عكس در يادداشتهايي به خط ناصرالدين شاه ديده مي شود.
    
    --- رساله مجموعه الصنايع كه در حرف و صنايع مختلف، در هندوستان چاپ شده و (نسخه هاي خطي آن موجود است) در انتهاي كتاب فصلي به هنر عكاسي اختصاص يافته است.
    
    
    
    عبدالله قاجار عكاس مشهور
    
    مشهورترين عكاس در تاريخ عكاسي ايران عبدالله قاجار (مستوفي در 1326 ق) است. كارهاي او همه ديدني، دقيق و تاريخي است. بر عكسهاي رجال و مناظر كه انداخته، نامش آمده و ذيل اغلب آنها عنوان و منصبش ضبط شده است، از اين قبيل: <عكاس مخصوص اعليحضرت شاهنشاهي خانه زاد عبدالله قاجار، دارالخلافه ناصري>، <عكاسخانه مدرسه مباركه دارالفنون ، عبدالله قاجار>. آلبومها و عكسهاي زيادي از كارهاي او در كتابخانه سلطنتي و خانواده ها موجود است. بهترين اطلاع از احوال او در نوشته اي از خود اوست (مورخ 1314 قمري) كه در ذيل نقل مي شود و خوشبختانه آقاي اقبال يغمايي اين نوشته را در مقاله خوبي تحت عنوان "آغاز عكاسي و كليشه سازي در ايران" طبع كرده است.
    
    <اين بنده عبدالله قاجار ،عكاس مخصوص شاه شهيد ،ناصرالدين شاه ---- نورالله مضجعه---- در وزارت علوم مرحوم شاهزاده اعتضادالسلطنه از مدرسه مباركه دارالفنون با همراهي و تشويق جناب جلالت مآب اجل اكرم آقاي معيرالممالك دام اقباله العالي به فرنگ رفت. تقريبا يك سال و نيم در پاريس مشغول علم عكاسي و رتوشه عكس شده و چون مدرسه اعمال عكاسي در آنجا به طور كامل فراهم نبود، رفقا و آشنايان چنين مصلحت ديدند كه به وينه روم و سفارشنامه هم به لوكارد---- عكاس اعليحضرت امپراتور اطريش و نايب اول مجلس عكاسي وين---- نوشتند. از آنجا كه اذن داشتم دو سه سال در اروپا بمانم، و به وينه رفتم و سفارشنامه را به لوكارد دادم و مشاراليه پس از بذل ملاطفت زياد ،مرا به مدرسه دارالفنون سالزبورگ كه مجموع اعمال عكاسي در آنجا تحصيل مي شود، فرستاد و سفارشنامه اي هم به معلم عكاسي كه در آن وقت پروفسور جوردا بود، مرقوم نمود... سه سال اجير و مشغول كار و تحصيل شدم،...>
    
    عبدالله قاجار فرزند جهانگير ميرزا حدود سال 1266 قمري متولد شد و پس از اينكه از اروپا برگشت، به اداره امور عكاسي دارالفنون منصوب شد. در سالنامه اي كه اعتمادالسلطنه به پيوست الماثر و الآثار چاپ كرده، آمده است كه عبدالله قاجار در سال 1306 قمري مدير عكاسخانه دارالفنون بود و سه نفر (شاگرد عكاس) با او كار مي كردند.
    
    بعد در عهد مظفرالدين شاه سمت رياست <مطبعه شاهنشاهي> يافت. نامش به صورت <رقم> در پايان عده اي از كتابهايي كه در آن مطبعه طبع شده، آمده است. در مطبعه عبدالله خان كتاب هم چاپ مي شد. از جمله در پايان كتاب <محسنيه> (رباعيات محسن ميرزاي شمس الشعرا) چاپ تهران (1312 ق) آمده است:<مطبعه نواب و الاشاهزاده عبدالله ميرزا عكاس مخصوص، مدير كارخانه آميرزا حسين طهراني.> عبدالله ميرزا در سفر اول مظفرالدين شاه (1317 قمري) از همراهان بود. نام خانوادگي جمعي از اخلافش جهانباني است. مغازه عكاسي عبدالله قاجار در بالاخانه اي جنب دارالفنون بود.
    
    از شاگردان عكاسخانه عبدالله قاجار سه نفر عكاس مشهور شدند: يكي "ايوانف" مشهور به روسي خان، ديگر "ماشاءالله خان" كه نمونه اي از كارهاي او در مجموعه عكسهاي كتابخانه مركزي و مركز اسناد دانشگاه تهران موجود است و رقم مهرش <عكاسخانه بين الحرمين درب مسجد شاه ماشاءالله> است. و سومي <محمدجعفرخان خادم"است كه اكنون هم عكاسخانه خادم توسط فرزندش اداره مي شود.
    
    
    
    آموزش عكاسي
    
    در آغاز كشف و رواج اين صنعت، عده اي از ايرانيان كه به فرنگ مي رفتند، عكاسي را در آن ممالك مي آموختند؛ ولي تعليم آن در ايران به تدريج مرسوم شد. در اوائل قرن چهاردهم هجري چون عكاسي صنعتي بود كه همگاني نبود، فراگرفتن آن قابل توجه بود. فرصت الدوله شيرازي كه خود نقاش بود، به آموختن هنر عكاسي پرداخت و آن را در دوران اقامت در تهران از عبدالله ميرزا فراگرفت و در اين باره گفته است: <باري در ايام توقف در طهران عبدالله ميرزا قاجار عكاسباشي مرا گفت :كسي كه نقاشي به اعلي درجه تكميل كرده باشد، خوب است عكاسي هم بداند. اصرار در اين صنعت نمود و صنعت عكاسي هم آموخت. چند دستگاه و ماشين خريدم. گاهي مشغول بودم، به طوري كه آن را تكميل كردم.> در آثار عجم كه در حقيقت سفرنامه فارس اوست، ذيل "بيضا" در سال 1311 به مناسبت آنكه ملاباشي ناصرالشريعه در غوره دان عكسي برداشته بوده، نوشته است: "عكسي برروي شيشه برمي دارند و بعد از آن هرچه بخواهند بر روي كاغذ از آن شيشه انتقال مي دهند، به طوري كه اگر هزار تا صفحه بخواهند، ميسر است برداشته شود و اگر مدتها آن شيشه بماند، نقصي براي آن نيست، و فقير اين علم عكاسي را قدري خوانده ام."
    
    آموختن عكاسي از كارهاي ممتاز و محل اعتنا بود تا آنجاكه بعض افراد آموزش ديده خود را "مهندس" مي ناميدند و يكي از آنها سيدحكيم اشرفعلي رضوي ملقب به "ناصرالدوله" است كه از اسمش برمي آيد از ايرانيان هندي شده است. او مؤلف كتابي بود در ترجمه حال شخصي به نام امين الاخبار (سال 1274 تا 1313 ق) در آنجا اشرفعلي خود را "مهندس عكاس" ناميده است.14
    
    
    
     سوروگين و روسي خان
    
    از آخرين عكاسان مراحل نخستين، نامي راكه نبايد فراموش كرد، آنتوان سوروگين ارمني است كه به نام "آنتوان خان" شهرت داشت و بنا به گفته حسنعلي برهان در اتريش فن عكاسي را ياد گرفته بود. او تا حدود سال 1920م زنده بود. دكان عكاسي اش در خيابان علاءالدوله (فردوسي) در نزديكي خانه ظهيرالدوله قرار داشت. در روز بمباران مجلس (سال 1326ق) كه خانه ظهيرالدوله غارت شد، به مغازه او هم صدمه وارد آمد و قسمتي از مجموعه شيشه هاي عكس او درآن واقعه از ميان رفت. پس از فوت او، زن و دخترش چند سالي مغازه را اداره مِي كردند ظاهراً آنتوان خان رساله اي در فن عكاسي در سال 1295ق براي مظفرالدين شاه تأليف كرد كه در آن وقت در تبريز عكاسي مي كرد.
    
    ديگر از عكاسان همعصر آنتوان شخصي بود به نام (روسي خان) كه عكاسي را نزد عبدالله قاجار فراگرفت و بعد خود در خيابان علاءالدوله عكاسخانه داشت. اسم او "ايوانف" بود، ولي به روسي خان مشهور شده بود. روسي خان در سال 1326ق سفري به روسيه رفت و در "ادسا" با شركتي به نام "بومر" قرارداد بست كه شيشه و كاغذ و مقواي عكاسي برايش بفرستند. روسي خان در سال 1330 ق بنا به گفته معيرالممالك پسرهاي كامران ميرزا نايب السلطنه را به اروپا رسانيد و مراجعت كرد. بسياري از عكسهاي رجال دوره مشروطيت كار اوست. روسي خان پس از خلع محمدعلي شاه با او به اروپا رفت. مغازه عكاسي او تا سال 1299 شمسي توسط مهدي خان مصورالملك داير بود. يكي از خاطرات عكاسي روسي خان مطلبي است كه حاجي ميرزايحيي دولت آبادي به اين شرح نقل كرده است:<[عباس آقاي تبريزي] قاتل امين السلطان روزي مي رود به عكاسخانه ميرزاي عكاس و عكس برمي دارد و به روسي خان شاگرد عبدالله ميرزا مي گويد: اين عكس را ارزان نفروش؛ زيرا طالب زياد خواهد داشت!>16
    
    
    
    عكاسان ولايات
    
    در ولايات ايران عكاساني بوده اند كه متأسفانه از نام و كار آنان اطلاع درستي نداريم. تنها راه دست يافتن به نام و تاريخ ورود عكاسي به ولايات جمع آوري عكسهاي قديم موجود در شهرها و همچنين نام عكاسان آنجا از افواه مطلعان است. خوشبختانه درباره يكي از عكاسان پركار و نامور شيراز كه به ميرزاحسن عكاس معروف و از مردم كازرون بود، مقاله اي ممتع به قلم كرامت رعنا حسيني انتشار يافت و معلوم شد اين شخص كه با تخلص "كاتب" شعر مي گفته، خانه اش محل عكاسخانه او بوده است. آن خانه تا همين سالهاي اخير پا بر جاي و بر ديوار اتاقهاي آنجا، بقاياي عكسهايي از كارهاي او آويخته بود. اين عكاس كه فن عكاسي را در هندوستان آموخته بود، در سال 1312 قمري به بوشهر و شيراز آمد و به شغل عكاسي پرداخت.
    
    از عكاسهاي قديم شيراز نام سه تن را كه جزو آزاديخواهان و دمكراتهاي شيراز بودند، آقاي فراشبندي ضبط كرده: ميرزالطف الله عكاس، ميرزامحمدرحيم عكاسباشي كازروني، ميرزافتح الله عكاسباشي.17
    
    يكي از عكاسان شيراز ميرزاحبيب الله عكاس شيرازي بود كه عكس قبر حافظ از كارهاي او در مجله ايرانشهر به چاپ رسيده است.
    
    از عكاسان معروف تبريز يكي يعقوب بود كه رقمش "عكاسخانه مباركه كه سركاري عمل عكاسباشي يعقوب خانه زاد" قيد شده. عكاس ديگري كه در دستگاه مظفرالدين ميرزا بود و نامش در "المآثر والآثار" آمده، منوچهرخان عكاسباشي است. عكاس ديگري كه ممكن است در تبريز بوده (و شايد هم تهران) اصلان ارمني است كه مجموعه اي از عكسهاي كار او در دست است. عكاس ديگري كه در عهد محمدعلي شاه و احمدشاه در تبريز شهرت داشت، يوسف يانس است.
    
    از همدان هم نشانه اي باقي مانده است و آن حدود يك صد شيشه عكس است كه آقاي دكتر تقي رضوي در اختيار داشت و آنها را براي كتابخانه مركزي و مركز اسناد گرفتم و اينك در آن كتابخانه مضبوط است. اين عكاس نامش "عبدالباقي مبرقع" بوده. در ميان عكسهاي خانوادگي افشار يزد و قطعه عكسي يافته ام كه عكاسي محلي به نام "ميرزاحسينعلي عكاس يزدي" موقع عكس انداختن نام خود را پيش پاي اشخاص مي نهاده و عكس برمي داشته است، به منظور آنكه نامش در عكس بماند.
    
    يكي از كساني كه در اصفهان عكاسي مي كرد، ميرزارضاخان بنان الملك عكاس ظل السلطان بود. دو نفر از عكاسان اصفهان به نامهاي عبدالخالق خان و ميرزامهدي خان بودند.
    
    عكاسي در كرمان بود به نام ميرزامحمدخان كرماني، نمونه اي از كار او كپي عكس محمد اسماعيل خان وكيل الملك نوري حاكم كرمان است كه تاريخ 1326 قمري دارد و در كتاب "سايكس" انگليسي به چاپ رسيده است.
    
    نام يكي از عكاسان رشت ميرزامهدي خان را در نوشته اي از كريم كشاورز مي يابيم: "حسين و حسن كسمايي در تفليس همراه ميرزامهدي خان معروف به عكاس [دائي مادر كريم كشاورز] بودند و عكاسي آموختند و ميرزامهدي خان در رشت عكاسي داشت و تنها عكاس آنجا بود." 18
    
    عكاس ديگري هم در رشت بود، به نام "چابليك".
    
    
    
    عكاسان ديگر
    
    از عكاسان ديگري كه به نامشان در مآخذ برخورده ام، نامهاي زير را نقل مي كنم: "ميرزاآقاي عكاس". تمجيد السلطان (حاجي ميرزا سيداحمد تفرشي) نوشته است به دست صنيع حضرت كشته شد كه چرا از او عكس برداشته بود!19 "عبدالحسين خان عكاس". او گراورسازي هم مي كرد. "ميرزاعبدالباقي خان" عكاسباشي كه در مدرسه صنايع مستظرفه كمال الملك تدريس علم عكاسي مي كرد. "علي خان حاكم" سالها در شهرهاي آذربايجان حكومت مي كرد. او به عكاسي علاقه بسيار داشت و عكسهاي زياد از رجال و مناظر گرفته و در آلبومهايي با شرح و وصف گنجانيده است. ميرزااحمد عكاس صنيع السلطنه، ميرزاجعفرخان عكاسباشي مظفرالدين شاه، عبدالباقي عكاس، ميرزاحسن عكاس، عكاسخانه شرف در تهران به مديريت محمود رمضاني، ميرزاحبيب الله خان عكاسباشي، عبدالخالق خان عكاس، خانبابا حسيني، ابراهيم خان بن احمدخان صنيع السلطنه عكاس باشي، ميرزا فرج الله عباداُف، ميرزاعكاس باشي آستان قدس، ميرزاحسن عكاس، حشمت الممالك، شمس سيدمحمدحسين، ميرزامهدي خان، عكاس چابليك.
    
    از عكاسان متأخر مشهور كه نامشان نبايد فراموش شود، چند تن را نام مي برم: "جهانگيرخان مصور رحماني" كه در مجلس شوراي ملي سمت عكاسي داشت و عكسهاي خوب دسته جمعي و بزرگ وكلاي مجلس دوره هاي سوم و چهارم كار اوست. آن عكسي هم كه از عكسهاي تكي وكلاي دوره اول در يك صفحه بزرگ تهيه و در يك شيشه از آن عكسبرداري شده است كار اوست. عكاس مشهور ديگر پاپازيان نام داشت. عكاس معروف ديگر "محمدجعفرخان خادم" بود كه اغلب رجال ايران در عكاسخانه او عكس مي انداختند. "غلامرضاخان اكونومي" هم از عكاساني است كه نامش در تاريخ عكاسي ايران بايد آورده شود. عكاس معروف ديگر "مصورالملك" (پدر حسين گل گلاب) كه عكاسخانه اش در خيابان علاءالدوله قرار داشت. او در كليشه سازي و نقاشي آب و رنگ مهارت داشت. بعضي از نقاشيهاي روزنامه شرافت كار اوست.
    
    به نقل از :گنجينه عكسهاي ايران، با تلخيص بسيار
    
    
    
    پي نوشت:
    
    12- اين "محمود" شايد محمودخان مازندراني (مشاورالملك) باشد كه در اروپا تحصيل كرد. "شرح حال رجال ايران"، تاليف مهدي بامداد..45:4
    
     13- دبستان الفرصه (ديوان فرصت الدوله شيرازي)بمبئي. 1332ق. ص 147.
    
    14- كتابخانه ملي ملك، نسخه خطي شماره 2957.
    
     15- يادداشت حسنعلي برهان، مجله وحيد شماره 128/129 (1356)، صفحه 7-9.
    
     16- حيات يحيي، تاليف يحيي دولت آبادي. تهران. 1336. جلد دوم. ص 143.
    
    17- تاريخچه حزب دموكرات فارس، تاليف عليمراد فراشبندي. تهران. 1359. ص43. 80 و قسمت عكسها.
    
    18- مقاله يادبودها، نوشته كريم كشاورز. "يادگار نامه فخرايي"تهران. 1362/ ص 714.
    
    19- روزنامه اخبار مشروطيت، تاليف حاجي احمدخان تفرشي (تمجيدالسلطان)، به كوشش ايرج افشار. تهران. 1351.ص208.
    
    
    
    
    
    
    


 روزنامه اطلاعات، شماره 23692 به تاريخ 11/5/85، صفحه 6 (ايران شناسي)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 832 بار
    



آثار ديگري از "ايرج افشار"

  مقررات باروت كوبي و شوره در روزگارقاجار
ايرج افشار، دنياي اقتصاد 30/8/94
مشاهده متن    
  اشتباهات روس و انگليس در ايران
ايرج افشار، دنياي اقتصاد 31/2/92
مشاهده متن    
  اهميت وقف نامه ها در تاريخ
ايرج افشار، دنياي اقتصاد 20/1/92
مشاهده متن    
  توصيه هاي ماكدونالد به فروغي
ايرج افشار، دنياي اقتصاد 6/9/91
مشاهده متن    
  قدر قنوات تهران را ندانستيم
ايرج افشار، دنياي اقتصاد 27/7/91
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
فصلنامه پژوهش هاي رشد و توسعه اقتصادي
متن مطالب شماره 33، زمستان 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است