|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه دنياي اقتصاد85/5/22: راهكاري براي كشورهاي نفت خيز / آزادي انتخاب در گفت وگو با ميلتون فريدمن
magiran.com  > روزنامه دنياي اقتصاد >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 4078
يكشنبه چهارم تير ماه 1396



خدمات سايت




 
MGID3360
magiran.com > روزنامه دنياي اقتصاد > شماره 1029 22/5/85 > صفحه 32 (بورس - تحليل) > متن
 
 


راهكاري براي كشورهاي نفت خيز / آزادي انتخاب در گفت وگو با ميلتون فريدمن
گفت وگو با ميلتون فريدمن به بهانه 25 سالگي «آزادي انتخاب»

مترجم: دكتر جعفر خيرخواهان


    ميلتون فريدمن اقتصاددان شهير و برنده جايزه نوبل در تازه ترين مصاحبه خود كه در شماره ماه پيش نشريه كالج هيلزديل به چاپ رسيده است، هنوز گويي يك اقتصاددان جوان است و از دستاوردهاي فكري خود به تمام معني دفاع مي كند. او در اين مصاحبه به بهانه بيست و پنجمين سال چاپ كتاب بزرگش «آزادي انتخاب» كه آن را به همراه همسرش رز فريدمن به رشته تحرير درآورده است، اقتصاد بازار را تنها راه معضلات اقتصادي – سياسي جهان معاصر مي داند. وي از گفتار خود در دهه 1980 دفاع مي كند و بيان مي كند كه امروز نيز پيرو همان گفتار نيازمند اقتصاد آزاديم. وي با اشاره به مشكلات اقتصادي كشورهاي نفت خيز، ضمن اينكه نفت را از جهتي موهبتي الهي توصيف مي كند، از جهتي ديگر توضيح مي دهد كه نفت مي تواند به بلايي مشكل ساز تبديل شود. فريدمن بهترين راهكار براي كشورهاي نفت خيز را اعطاي سهام يكسان نفتي به هر فرد بالاي 21 سال سن مي داند كه حق و مسووليت يكساني را براي همه ساكنان كشورهاي نفتي ايجاد مي كند.
    
    
    ميلتون فريدمن، پژوهشگر ارشد موسسه هوور دانشگاه استانفورد و استاد بازنشسته اقتصاد دانشگاه شيكاگو است كه از سال 1946 تا 1976 در آنجا تدريس مي كرد. فريدمن جايزه نوبل علم اقتصاد را در سال 1976 و مدال ملي علم و مدال آزادي رياست جمهور را در سال 1988 دريافت نمود. او مشاور غيررسمي باري گلدواتر كانديداي رياست جمهوري آمريكا و نيكسون و ريگان در دوران رياست جمهوري شان بوده است. وي كتاب هاي بي شماري نوشته است كه آخرين آنها كتاب «اين زوج خوش شانس» است (كه به كمك همسرش رز فريدمن نوشته است). گفتگوي زير را لاري آرن رييس كالج هيلزديل در ماه مه 2006 در هتل ريتز كارلتون شهر سانفرانسيسكو به مناسبت بيست و پنجمين سالگرد انتشار كتاب معروف و تاثيرگذار فريدمن هاميلتون و رز فريدمن به نام «آزادي انتخاب، بياني شخصي» انجام داد.
    به اعتقاد بسياري، مطالعه اين كتاب براي هر دانشجوي سال اول رشته اقتصاد از واجبات است. سواي اينكه مردم عادي نيز قادر به مطالعه و فهميدن و لذت بردن از مطالب ساده اما مهم آن هستند. اين كتاب حاصل يك سري برنامه هاي تلويزيوني بوده است كه فريدمن در سال 1980 اجرا نموده است. وي در اين برنامه ها به زباني ساده مفاهيم پيچيده اقتصادي را به مخاطب عام انتقال مي داد. اين از جمله هنرهاي ميلتون فريدمن است كه اكثريت اقتصاددان ها فاقد آن هستند. خوشبختانه زحمت ترجمه فارسي كتاب را آقاي حسين حكيم زاده جهرمي سال ها پيش كشيدند و الحق ترجمه اي روان و بي نقص است. كتاب به اندازه يك درس كاربردي اقتصادي به خواننده مطلب مي آموزاند. نگارنده در اواخر دوره تحصيل كارشناسي اقتصاد موفق به مطالعه انبوه مطالب خواندني متنوع و جسورانه آن شد و لذتي فراوان برد. اينك حاصل گفتگوي لاري آرن با فريدمن درباره برخي از موضوعات اين كتاب پس از گذشت 25 سال را مي خوانيم كه در شماره ژولاي 2006 نشريه اينترنتي كالج هيلزديل منتشر شده است. در كتاب آزادي انتخاب در فصل «ظالمانه بودن كنترل ها» به اين موضوع پرداخته ايد كه حمايت گرايي و مداخله دولت كلا باعث ايجاد درگيري مي شود ولي بازارهاي آزاد به همكاري كمك مي كنند. چگونه اين ادعا را با اين واقعيت وفق مي دهيد كه همه ما تصور مي كنيم بازارهاي آزاد رقابتي هستند؟
    بله همين طور است. بازارهاي آزاد رقابتي هستند اما رقابتي كه در يك دامنه گسترده و نه محدود اتفاق مي افتد. پرسش اين است كه شما در بازار آزاد چگونه پول در مي آوريد؟ در بازار آزاد در صورتي پول در مي آوريد كه بتوانيد چيزي توليد كنيد كه كسي حاضر باشد پولي بابت آن بپردازد. در غير اين صورت راه ديگري براي پول درآوردن وجود ندارد. بنابر اين براي پول درآوردن مجبوريد به دنبال همكاري باشيد. مجبوريد همان كاري را انجام دهيد كه مشتري تان مي خواهد. البته شما اين كار را نمي كنيد چون او دستور داده است. اين كار را نمي كنيد چون او شما را تهديد كرده است. اگر به حرفش عمل نكنيد سرتان را به جايي مي كوبد. شما اين كار را مي كنيد چون معامله بهتر و منفعت دارتري به او پيشنهاد داده ايد نسبت به هر جاي ديگر كه وي بتواند پيدا كند. اينك بايد معناي همكاري كردن روشن شده باشد. اما اشخاص ديگري هم هستند كه تلاش مي كنند كالايشان را به او بفروشند. آنها رقباي شما هستند. پس رقابت در بين فروشندگان وجود دارد اما همكاري بين فروشندگان و خريداران است.
    در همان فصل «ظالمانه بودن كنترل ها»، آينده اي تيره و تار براي هند ترسيم كرديد. چرا؟
    من در سال 1955 از طرف دولت آمريكا و در سمت مشاور اقتصادي وزير ماليه به هند سفر كردم. در آنجا به اين نتيجه رسيدم كه هند پتانسيل هاي فراوان و عظيمي دارد اما هيچ كدام از آنها به بار ننشسته بود. اين واقعيت، بن مايه عبارتي است كه در آزادي انتخاب به آن ارجاع مي دهيد. به ياد داشته باشيد كه آزادي انتخاب در ژانويه 1980 روي آنتن رفت و از 1955 تا آن زمان واقعا هيچ پيشرفتي در هند صورت نگرفته بود. جمعيت هند رشد كرده بود اما سطح زندگي به همان اندازه سال 1955 بود. اما در اين ده پانزده سال اخير، شاهد جنبش عظيمي در هند هستيم و شايد آن پتانسيل هايي كه در 1955 شاهد بودیم در نهايت فعليت يافته است. اما هنوز هم نااطميناني هاي زيادي در مورد آنجا هست.
    در همان فصل، درباره چين اين چنين پيش بيني كرديد: «اگر به غول طرح و ابتكار خصوصي اجازه دهيم حتي تا همين حد محدود از بطري بدر آيد باعث ايجاد مشكلات سياسي خواهد شد كه دير يا زود به واكنش حزب حاكم به سمت اقتدارگرايي بيشتر ختم خواهد شد. نقطه مقابل آن، سقوط كمونيسم و جايگزيني آن با نظام بازار است كه ظاهرا بعيد است اتفاق بيفتد.» امروز در مورد اين عبارت چگونه فكر مي كنيد؟
    من درباره چين امروز بسيار خوش بين تر از آن زمان هستم. چين پيشرفت هاي خوبي از آن زمان نموده است. چين قطعا به آزادي سياسي كامل دست پيدا نكرده است اما به آن نزديك تر شده است. بي ترديد آزادي اقتصادي بسياري داده شده است. من نخستين بار در 1980 پس از انتشار كتاب آزادي انتخاب از چين ديدار كردم. دولت چين مرا دعوت كرده بود تا در بين ساير كارها، سخنراني نيز درباره چگونگي توقف تورم ارائه دهم. چين آن زمان واقعا كشور فقيري بود. هتلي كه در آن اقامت داشتيم همه علايم مديريت توسط يك حكومت كمونيستي را نشان مي داد. من دو بار ديگر به چين برگشتم و هر بار تغييرات بي اندازه شگرف بود. در 1980 هركسي را كه مي ديديد لباس هاي خاكي رنگ يك شكل مائو را برتن داشت. در همه جا دوچرخه ديده مي شد و خودرو بسيار كم بود. هشت سال بعد ما به تدريج لباس هاي رنگي ديديم چيزهايي براي فروش عرضه مي شد كه قبلا در دسترس نبود و بازارهاي آزاد ناگهان در همه جا رواج يافتند. چين با نرخي چشمگير شروع به رشد كرد. اما در آن بخش از آزادي انتخاب كه اشاره كرديد من درباره منازعه سياسي صحبت كردم كه در شرف وقوع بود و آن منازعه در ميدان تيان آن من اتفاق افتاد. تا زماني كه زورآزمايي بين استبداد سياسي از يك سو و آزادي اقتصادي از سوي ديگر وجود دارد نتيجه نهايي در چين تعيين نخواهد شد. اينها نمي توانند با هم همزيستي داشته باشند.
    يك پرسش درباره روند جمعيتي دارم. گفته مي شود در ده سال آينده 40 درصد جوانان جهان در كشورهاي مسلمان زندگي خواهند كرد. به نظر شما بازتاب آن چه خواهد بود؟
    آنچه اتفاق مي افتد بستگي خواهد داشت كه آيا ما موفق خواهيم شد اجزايي از آزادي اقتصادي بيشتر را به اين كشورهاي مسلمان بياوريم يا خير. دقيقا همان طور كه هند در سال 1955 پتانسيل فراوان اما تحقق نيافته داشت من فكر مي كنم خاورميانه امروز در وضعيت مشابه اي است. تاحدي اين قضيه به خاطر بلا و گرفتاري نفت است. نفت از يك جهت موهبت الهي اما از جهت ديگر بلاي الهي است.
    واقعا، چرا شما فكر مي كنيد اين طوري است؟
    يك دليل و البته يك دليل مهم اين است كه نفت در مالكيت دولت كشور مربوطه است. اگر نفت در مالكيت خصوصي بود و بنابر اين هر كسي مالك نفت بود نتيجه سياسي آن آزادي و نه استبداد مي شد. به همين دليل است كه من معتقدم نخستين گام پس از اشغال سال 2003 عراق بايد خصوصي سازي چاه هاي نفت عراق مي بود. اگر دولت به هر فرد بالاي 21 سال سن، سهام يكساني در يك شركت بدهد كه داراي حق و مسووليت براي انجام توافقات مناسب با شركت هاي نفتي خارجي به منظور كشف و توسعه ميادين و ذخاير نفتي عراق باشد، درآ مد نفت به شكل سود سهام به سمت مردم، سهامداران، جريان مي يافت به جاي اينكه روانه خزانه دولت شود. اين يك درآمد براي كل مردم عراق فراهم مي ساخت و در نتيجه مانع ايجاد درگيري هاي جاري بر سر نفت بين سني ها، شيعيان و كردها مي شد، چون درآمد نفت براساس منافع فردي و نه گروهي توزيع مي شد.
    بسياري از جوامع خاورميانه يك نوع بنيان قبيله اي يا ديني و رسوم ديرپاي حكومت استبدادي دارند كه ايجاد نظام قراردادي بين غريبه ها را دشوار مي سازد. آيا اين نظر شما است كه آمدن بازار آزاد به چنين مكان هايي باعث غلبه بر اين موانع خواهد شد؟
    سرانجام بله. من فكر مي كنم هيچ چيز براي به وجود آوردن آزادي، مهمتر از به رسميت شناختن حق طبيعي افراد نسبت به اموال و دارايي نيست و دادن اين حس به افراد كه آنها مالك چيزي هستند كه در قبالش مسوول مي باشند. اينكه آنها بر آن دارايي كنترل داشته و اينكه هر زمان اراده كنند مي توانند از شر آن خلاص شوند.
    آيا حوزه فعاليتي در ايالات متحد است كه ما به اندازه كافي براي تقويت حقوق مالكيت و بازارهاي آزاد پرتكاپو و تهاجمي نبوده ايم؟
    بله، در حوزه مراقبت هاي پزشكي. ما براي توزيع مراقبت هاي پزشكي يك نظام سوسياليستي – كمونيستي داريم. به جاي اينكه به مردم اجازه دهيم تا خود پزشك شان را انتخاب كنند و بابت اين انتخاب پول بپردازند نظام پرداخت شخص ثالث داريم. اين نظامي كمونيستي است و نتايج كمونيستي دارد. با وجود اين، ما معجزات بي شماري در علم پزشكي داشته ايم. از كشف پني سيلين تا تكنيك هاي جديد جراحي و ام آرآي و اسكن هاي مختلف. 30 تا 40 سال گذشته دوره تغييرات معجزه آسا در علم پزشكي بوده است. از يك سو ما مي بينم كه هزينه ها سر به فلك زده است. هيچ كس خوشحال نيست.پزشكان چنين وضعي را دوست ندارند، بيماران دوست ندارند. چرا؟ زيرا هيچ كدام آنها مسوول اعمال خودشان نيستند. وضعيتي نداريم كه بيمار پزشك خود را انتخاب كند، خدمت را دريافت داشته حسابش بدهكار شود و هزينه را بپردازد. رابطه مستقيمي بين بيمار و پزشك وجود ندارد. پزشك يك كارمند شركت بيمه يا كارمند دولت است. امروز شخص ثالثي است كه صورتحساب ها را مي پردازد. در نتيجه كسي كه به دكتر سر مي زند نمي پرسد هزينه چقدر است اين مساله به شخص ديگري مربوط است. نتيجه نهايي اينكه پرداخت شخص ثالث و بدتر از همه درمان شخص ثالث داريم.
    پس از افزايش اخير در بيمه نسخه هاي دارويي و مراقبت هاي درماني، چه اميدي است كه به بازار آزاد براي مراقبت هاي درماني بازگرديم؟
    به نظر مي رسد بازارها در موضع تدافعي هستند اما جايي براي اميدواري هست. افزايش بيمه هاي دارو با معرفي حساب هاي پس انداز سلامت همراه شده است. اين يك علامت اميدواركننده در حوزه پزشكي است، زيرا يك گام در جهتي است كه مردم را مسوول خودشان و مسوول مراقبت از خودشان مي سازد. هيچ كس پول كس ديگر را به همان دقتي كه پول خودش را خرج مي كند خرج نخواهد كرد.
    در موضوع تامين اجتماعي، اجازه دهيد تا يك پاراگراف از كتاب آزادي انتخاب را بخوانم: «هنگامي كه به بررسي آثار نوشته شده درباره تامين اجتماعي مي پردازيم از استدلالاتي كه در دفاع از اين برنامه استفاده شده است، شوكه مي شويم. افرادي كه به فرزندان، دوستان و همكاران خود دروغ نمي گويند كساني كه همه ما در مهم ترين روابط شخصي خود به آنها اعتماد داريم، يك نگاه دروغين از تامين اجتماعي را تبلیغ مي كنند. هوش آنها و در معرض نظرات متضاد قرارداشتن آنها، باور اين مساله را دشوار مي سازد كه آنها اين كار را غير عمدي و از روي سادگي انجام دادند. ظاهرا آنها خودشان را در گروه از ما بهتران درون جامعه تلقي مي كنند كه مي دانند چه چيزي براي ساير مردم بهتر است حتي بهتر از خود مردم.» امروز از اين كلمات چه چيزي استنباط مي كنيد؟
    من از هر كلمه آن عبارت دفاع مي كنم. اما از آن زمان تاكنون پيشرفت هايي صورت گرفته است. بگذاريد توضيح بيشتري بدهم: آزادي انتخاب براي نخستين بار در ژانويه 1980 توليد و از تلويزيون نشان داده شد. ريگان در اكتبر 1980 به رياست جمهوري انتخاب شد. براي اينكه تصوير روشني از آنچه از هنگام انتشار كتاب آزادي انتخاب اتفاق افتاده است داشته باشيد، واقعا لازم است به آنچه قبل و بعد از انتخاب رونالد ريگان اتفاق افتاد نگاهي داشته باشيم. قبل از ريگان، مخارج غيرنظامي دولت در سطح فدرال، ايالتي و محلي به صورت درصدي از درآمد ملي به سرعت در حال افزايش بود. بين اوايل دهه 1950 تا 1980، ما در دوره اي قرار داشتيم كه من «سوسياليسم چهارنعل» مي نامم كه هيچ علامتي از آهسته روي نشان نمي داد. پس از انتخاب رونالد ريگان، ترمز ناگهاني و بي درنگي به گسترش يافتن دولت اتفاق افتاد. اما حتي در دوره ريگان، مخارج دولت به نسبت درآمد ملي كاهش نيافت. از آن زمان تاكنون اين نسبت ثابت باقي مانده است. هرچند سال هاي اوليه دوره رياست جمهوري بوش فعلي، مخارج شروع به افزايش كرد اما درآمد ملي نيز افزايش يافت. ما در مورد وظيفه اول خود يعني متوقف ساختن رشد دولت موفق بوده ايم. وظيفه دوم جمع و جور كردن مخارج دولت و كوچك تر ساختن دولت است. ما هنوز كاري در اين مورد انجام نداده ايم اما پيشرفت هايي داشته ايم. من بايد همچنين به عنوان يك حكايت هشدار آميز متذكر شوم كه قبل از ريگان، تعداد صفحات دفتر ثبت فدرال رو به افزايش بود اما ريگان موفق به كاهش قابل توجه تعداد صفحات شد. اما پس از رفتن ريگان، تعداد صفحات اين دفتر به سرعت شروع به افزايش كرد. ما واقعا در اين حوزه موفق نبوده ايم.
    
    
    
    تغييرات واقعي در جامعه ما پس از انتشار آزادي انتخاب بوجود آمده است. من اين تغييرات را به كتاب آزادي انتخاب نسبت نمي دهم، من نمي گويم كه دليل تغييرات اين كتاب بوده است، اما به طوركلي يك تغيير كامل در افكار عمومي بوجود آمد. اين تغيير احتمالا به همان اندازه كه به علت سقوط اتحاد جماهير شوروي بوده است به علت آنچه كه فردريك هايك يا ميلتون فريدمن يا كسي ديگر نوشته است، بوده است. سابق بر اين، سوسياليسم به معناي مالكيت و بهره برداري دولتي از وسايل توليد بود اما هيچ كس امروزه اين معني را براي سوسياليسم قائل نيست. هيچ كشوري در جهان وجود ندارد كه تلاش كند تا سوسياليستي به آن معنا باشد به استثناي كره شمالي. احتمالا روسيه در آن جهت در حال حركت است. برعكس، افكار عمومي به اندازه كافي در مورد خطرات دولت بزرگ و اثرات زيان باري كه مي تواند داشته باشد تغيير نكرده است و اين همان جايي است كه ما با مشكلات آينده مواجهيم. بايد اين نكته را روشن سازيم كه تنها دليلي كه ما آزادي داريم اين است كه دولت تا حد زيادي ناكارا است. اگر دولت در خرج كردن تقريبا 40 درصد درآمد ما كه اينك تحت مديريت و كنترل او است كارايي داشت، ما از آزادي كمتري نسبت به آنچه امروز داريم برخوردار بوديم.
    در كتاب آزادي انتخاب از سخنراني آبراهام لينكلن به نام «خانه متفرق شده» بحث كرديد و به وظيفه بزرگي كه مردم آمريكا مواجه هستند ربط داديد. مثل لينكلن، شما استدلال مي كنيد كه يك خانه اختلاف يافته بر ضد خودش نمي تواند دوامي بياورد آمريكا يا به سمت دولت مداخله گرا و يا به سمت كشور بازار آزاد حركت مي كند اما آن نمي تواند بي نهايت به صورت تركيبي از هر دو ادامه دهد. آيا شما هنوز روي آن حرفتان ايستاده ايد؟
    بله من بسيار زياد به آن اعتقاد دارم و معتقدم كه ما از هنگام انتشار آزادي انتخاب، پيشرفت هايي داشته ايم. اما اگر چه در مقايسه با آنچه قبلا اتفاق افتاد پيشرفت واقعي است ما عمدتا توانستيم مواضع موجود را حفظ كنيم.
    به نظر شما عوامل اصلي در پشت رشد اقتصادي كه از زمان انتشار آزادي انتخاب تاكنون تجربه كرديم، چيستند؟
    رشد اقتصادي طي اين مدت فوق العاده بوده است كه ربط چنداني با آنچه ما در رابطه با درگيري بين دولت و كارآفريني خصوصي گفتيم، ندارد. اين رشد با بحث فني ايجاد سياست پولي درست ارتباط بيشتري پيدا مي كند. وضعيت اقتصادي طي 20 سال گذشته در تاريخ جهان بي سابقه بوده است. هيچ دوره 20 ساله ديگري در تاريخ پيدا نمي كنيد كه قيمت ها اين چنين باثبات باشند (منظور ثبات نسبي است) به گونه اي كه سطح قيمت ها نوسان پذيري اندكي داشته باشد كه تورم كاملا كنترل شده باشد و توليد اقتصادي مرتب در حال افزايش باشد. در حالي كه اين همه از مشكلات اقتصادي مي شنويم واقعيت اين است كه ما در اوج موفقيت و كاميابي اقتصادي در تاريخ جهان هستيم. من معتقدم كه بخش اعظم اين وضعيت را مي توان به سياست پولي بهتر نسبت داد. سياست بهتر، نتيجه پذيرش اين ديدگاه است كه تورم يك پديده پولي است نه يك پديده واقعي. ما اين نظر را سرانجام پذيرفتيم كه بانك هاي مركزي اصولا مسوول حفظ ثبات قيمت ها هستند و نه چيز ديگر.
    آيا شما فكر مي كنيد بحران بزرگ را سياست پولي نادرست در لحظه اي حساس به وجود آورد؟
    بي ترديد همين طور است. بدبختانه هنوز اين طور است كه اگر از مردم بپرسيد چه چيز باعث بحران بزرگ شد از هر ده نفر، نه نفر مي گويند ورشكستگي كسب و كارها. اما كاملا واضح است كه بحران ناشي از ورشكستگي دولت و نه ورشكستگي كسب و كارها بود.
    به نظر شما برقراري تعرفه اسموت هاولي باعث بحران نشد؟
    نه خير. البته تعرفه اسموت هاولي قانون بدي بود و به اقتصاد خسارت وارد كرد. اما اين قانون به تنهايي باعث نشد تا يك چهارم نيروي كار كشور بيكار شوند. بلكه كاهش مقدار پول به اندازه يك سوم باعث بيكاري يك چهارم نيروي كار شد. هنگامي كه در سال 1932 مقطع كارشناسي دانشگاه را به اتمام رساندم از اين واقعيت گيج و سردرگم شدم كه ماشين آلات بيكار و انسان هاي بيكاري وجود داشتند كه كسي نمي توانست آنها را دور هم جمع كند.
    اين مردمان مي خواستند به هم كمك كنند، آنها مي خواستند كار كنند، آنها مي خواستند آنچه را مي پوشند توليد كنند، آنها مي خواستند غذايي را كه مي خورند توليد كنند. با اين حال چيزي در اين وسط ايراد پيدا كرده بود. ايراد از دولتي بود كه عرضه پول را خوب مديريت نمي كرد.
    
    
    راهكاري براي كشورهاي نفت خيز / آزادي انتخاب در گفت وگو با ميلتون فريدمن / گفت وگو با ميلتون فريدمن به بهانه 25 سالگي «آزادي انتخاب» / مترجم: دكتر جعفر خيرخواهان
    


 روزنامه دنياي اقتصاد، شماره 1029 به تاريخ 22/5/85، صفحه 32 (بورس - تحليل)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 372 بار

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
فصلنامه إضاءات نقدية في الأدبين العربي والفارسي
متن مطالب شماره 24، 1395را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1396-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است