|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه شرق85/5/28: گزارشی از نقد كبریت خیس در خانه فرهنگ گیلان
magiran.com  > روزنامه شرق >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 3363
پنج شنبه 18 بهمن 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2387
magiran.com > روزنامه شرق > شماره 837 28/5/85 > صفحه 19 (ادبيات) > متن
 
      


گزارشی از نقد كبریت خیس در خانه فرهنگ گیلان




    هفدهمین جلسه شعر خانه فرهنگ گیلان به نقد و بررسی مجموعه شعر «كبریت خیس» اثر عباس صفاری ۱۳۸۴ نشر مروارید اختصاص داشت.
    در ابتدا علیرضا پنجه ای رئیس گروه شعر چند شعر از كتاب را برای حاضرین خواند و مختصری از كارنامه ادبی صفاری گفت. سپس جمع را به شركت فعال در نقد كتاب دعوت كرد. نعمت باقری عضو فعال گروه شعر خانه به طنز در كار صفاری اشاره كرد، نوعی طنز كه نه قصدش به سخره گرفتن است و نه تلخ است، بلكه بیشتر طنزش از كنایه بهره می برد. او در ادامه گفت شعر «سنگ ها گم نمی شوند» نخستین شعر كتاب بود كه خواندم و فكر می كنم بهترین شعر مجموعه هم همین شعر است. در واقع شاعر در این شعر ذهن خواننده را عمیقا به چالش می گیرد و فلسفه در شعر نظر دارد، چیزی كه در سایر شعرها ما آن را نمی بینیم یا در حداقل ممكن است.
    علیرضا پنجه ای یكی از دلایل پیشنهاد نقد این كتاب را نوع نگاه شاعر به روزمرگی زندگی و مناسبات خاص انسان در ارتباط با اشیای پیرامون زندگی اش تعبیر می كند.علیرضا پنجه ای می افزاید، جسارت صفاری در ارائه اینچنینی مناسبات انسان و اشیای پیرامونش را تاكنون شاهد نبوده ایم و البته دلایل دست یازی شاعر به چنین رفتاری با شعر را می باید در اكتسابات او پی جست. به همین واسطه ترجمه های صفاری از شعر ژاپن كه با هایكوهایش به خوبی آشناییم و مضافا مناسبات زندگی غرب در پدیدآیی محتوای شعرها تاثیر بلافصلی داشته است، مگر نه آنكه گاه در هایكوی ژاپنی كار شاعر به جز آرایه هایی كه از تعداد هجاهای مشخص در هایكو فرمان می گیرد ما به نگاهی در زبان شعر برمی خوریم كه همچون دوربین عمل می كند. هر هایكو محصول چكاندن انگشت اشاره بر كلید شاتر است و یك فریم یعنی یك هایكو كه تردستی شاعر فقط در حوزه موسیقی هجایی و جسارت ثبت تصویر بر نگاتیو است. به عنوان نمونه گیلاسی كه در بركه می افتد سبب می شود غوكی بجهد، نه كم نه زیاد. اتفاقی كه بسیاری از مردم روزانه بارها با آن مواجه می شوند ولی آنها نه فن ارائه تعداد هجاهای هایكو را یاد گرفته اند و نه از آن «آن» و لحظه شاعرانگی برخوردارند كه بخواهند در ثبت واقعه سقوط گیلاس آن را به عنوان یك شعر در ذهن مخاطب حك و تثبیت كنند.
    بنابراین روایت مناسبات معمول آن هم در بدیهی ترین زبان ممكن زبان روزمره شعرهای صفاری را می توان نشات گرفته از همان نگاه شاعر ژاپنی دانست. در واقع صفاری برای بیان نوستالژیك ضرب المثل ها و باورداشت های مرسوم در ادب فارسی و زبان مردم كوچه و بازار، نه از فرمی بدیع بهره می برد مانند برخی از شعرهای دیداری مجموعه پیشینش «دوربین قدیمی» و نه برای زبان شعرش را نیازمند «ادبیت». او بی پیرایه با زبانی همه فهم می نویسد.
    پریسا سعیدزاده برخورد صفاری را با زبان شعر، نهادینه نشده دانست و گفت: صفاری انگار دارد مناسبات روزمره و بعضا عاشقانه خود را ترجمه می كند برای خواننده ایرانی، گویی ما داریم نثر می خوانیم تا شعر.
    مزدك پنجه ای كه نقد خود را درباره كبریت خیس به صورت مكتوب و مستند ارائه داده بود در فواصل خوانش نقد درخصوص این مجموعه توضیحاتی به حاضرین می داد. او در قسمتی از صحبت هایش گفت: تجربه های یك شاعر می تواند همان اتفاقاتی باشد كه در زندگی روزمره او پدید می آید. به قول فروغ: «من وقتی می خواهم شعر بگویم به خودم كه نمی توانم خیانت كنم بعضی ها را می شناسم كه رفتار روزانه شان هیچ ربطی به شعرشان ندارد.» او تعاملات اجتماعی و زیست شده صفاری را در برخی از شعرها رسیدن به یك تجربه ناب تلقی كرد: می گویند تو كه نیستی تنبل می شوم و سمبل می كنم هر مهمی را كسی نیست كه به این كله پوك ها بگوید وقتی تو نیستی چه فرق می كند فرقم را از كجا باز كنم و یقه ام را تا كجا، از فرودگاه كه بردارمت خواهی دید ریش سه روزه ام سه تیغه است و معطر و خط اتو بازگشته است به پیراهن و شلوارم ص۱۴
    مزدك پنجه ای در ادامه مخاطبین شعر صفاری را دو گروه مفروض می داند: ۱ دسته ای كه از تجربیات غریب او لذت می برند. ۲ دسته ای كه نمی توانند با برخی از تجربیات او كه نشٲت گرفته از فرهنگ و فضای خارج از ایران است رابطه برقرار كنند. در واقع شاعر می كوشد جزیی ترین لحظات زندگی را در قالب شعر بریزد آن هم با بهره گیری از دم دستی ترین كلمات در واقع شعرهای او خواننده را با هیچ شگفتی ای مواجه نمی كند. مزدك پنجه ای در ادامه گفت: اگر فروغ تاكید فراوان در به شعر درآوردن رفتارهای روزانه دارد منظورش مطمئنا این نبوده كه غیرشاعرانه ترین و شخصی ترین تجربیات زندگی را بی آن كه در او نهادینه شود و هیجان و لذتی هم به همراه نداشته باشند شعر بداند. به شعر «گیرنده مرده است» توجه كنید: روزها در پیش پایت باد هوا بودند كه به هر چه بادا بادا شوتشان می كردی و شب همیشه غلام حلقه به گوشت بود. مزدك پنجه ای آوردن شوت كردن را در قواره شعر ندانسته و از تسری چنین رویه ای در شعر اظهار نگرانی كرد و در همین راستا اشاره به تیزهوشی شاملو یا فروغ در شعرهای محاوره ای شان كرد شعرهایی مانند پریا و به علی گفت مادرش روزی.
    
    


 روزنامه شرق، شماره 837 به تاريخ 28/5/85، صفحه 19 (ادبيات)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 386 بار
    

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
مجله علوم و فناوري نفت و گاز
شماره 4 (پياپي 704)
 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است