|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه اعتماد85/6/20: نگاهي به «مرشد و مارگريتا» اثر «ميخاييل بولگاكف »؛تنها متن است كه مي ماند
magiran.com  > روزنامه اعتماد >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 4304
سه شنبه 23 بهمن 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID3291
magiran.com > روزنامه اعتماد > شماره 1208 20/6/85 > صفحه 9 (هفت و نيم) > متن
 
 


نگاهي به «مرشد و مارگريتا» اثر «ميخاييل بولگاكف »؛تنها متن است كه مي ماند


نويسنده: اميرحسين يزدان بد


    اشاره : اخيرا كارگاه داستان جغد كه يكي از كارگاه هاي داستان و نقد ادبي در فضاي اينترنتي است ، تحليلي ساختاري از رمان مرشد و مارگريتا چاپ كرده كه در نوع خود خواندني است و آنچه مي آيد بخشي است از اين تحليل كه در واقع به گفته خود نويسنده درآمدي است بر تحليل ساختاري جزيي نگرانه تر از متني كه «بولگاكف » سال ها براي نوشتن آن وقت گذاشته . «بولگاكفي » كه براي امرار معاش به روزنامه نگاري مي پرداخته و گويا هميشه هم از اين شغل ناراضي بوده چرا كه مي خواسته در درجه اول داستان نويس باشد. از «بولگاكف » به جز «مرشد و مارگريتا»، رمان «دل سگ » نيز به فارسي برگردانده شده و گفتني است كه او علاوه بر رمان در عرصه نمايشنامه نويسي نيز دستي توانا داشته است .
    
    بي شك علاقه مندان ادبيات داستاني «مرشد و مارگريتا»ي «بولگاكف » را خوانده يا دست كم نامش را شنيده اند. رماني كه در ايران بارها و بارها با ترجمه «عباس ميلاني » چاپ و منتشر شده و جزو پرفروش هاي عرصه رمان بود و به نظر مي رسد اين رمان نه فقط در ايران كه در كشورهاي ديگر نيز همواره با اقبال خوبي از سوي منتقدين و خوانندگان روبرو بوده چنان كه گويا قرار است نمايشي موزيكال نيز براساس آن در انگلستان روي صحنه برود.
    ميخاييل بولگاكف 12 سال آخر عمر خود را صرف نوشتن مرشد و مارگريتا كرد.
    از مرشد و مارگريتا سيصد هزار نسخه چاپ شد كه بيست و شش هزار نسخه آن به خارج صادر شد. تمام نسخه هاي توزيع شده در شوروي يك شبه تمام شد و كتاب به نزديك صد برابر قيمت روي جلد خريد و فروش مي شد.
    يكي از محققين امريكايي ليستي از كتب و مقالاتي كه درباره بولگاكف به زبان انگليسي نوشته شده ، گرد آورده است كه در اين ليست 1100 مقاله و كتاب ذكر شده كه از اين ميان بيش از صد كتاب و مقاله ، تنها در نقد مرشد و مارگريتا است .
    اين چند خط ، فقط گوشه هايي از ارج و اهميت اين رمان در جهان را نشان مي دهد كه در مقدمه مترجم به آن اشاره شده . اثر بي نظيري كه بسياري از نويسندگان قرن بيستم را متحير كرد و جزو پر تيراژترين رمان هاي ترجمه شده در سراسر جهان به شمار مي آيد.
    يادآوري چند نكته ضروري به نظر مي رسد.
    تحليل ساختاري (لغلوف ضق ث ف ضگ ل طمگ ل ح )، به صورت علمي ، در ادبيات ايران هنوز به صورت خواب و خيالي براي حرفه يي ها باقي مانده ! بي ترديد مقاله حاضر نيز شكلي دست و پا شكسته از چنين رويكردي به اثر خواهد بود.
    قصد ندارم خلاصه يي از رمان را ارايه دهم . چرا كه درج خلاصه اثر، آن هم شاهكاري مثل مرشد و مارگريتا را خيانت به ساختار و درون مايه اثر مي دانم . بنابراين ، خواندن اثر، براي درك اين مقاله الزامي است .
    رمان داراي 32 فصل و يك موخره است كه تمركز اين نوشته ، معطوف چهارده فصل آخر آن است . در اين مورد توضيح بيشتري خواهم داد.
    ساختار رمان
    دو زمان ، دو زبان متفاوت ، دو خط اصلي داستاني و يك بستر داستاني ريخت رمان را تشكيل مي دهند. (مترجم به سه داستان اشاره كرده رجوع كنيد به مقدمه مترجم ). دو زمان عبارتند از زمان تصليب مسيح و زمان حكومت استالين در مسكو. هر يك از داستان هايي كه در اين دو زمان ، از زاويه ديد داناي كل روايت مي شوند زبان مخصوص زمان خود را دارند. دو داستان اصلي رمان ، يكي متن رماني است كه توسط مرشد نوشته شده و ماجراي تصليب را شرح مي دهد، و ديگري ماجراي عشق مارگريتا است . بستر داستان كه بسرعت و با روايت محض در موخره تكميل مي شود و به سبب همين موخره خود به صورت داستاني جنبي و از ديد نويسنده ، بي اهميت مطرح مي گردد، ماجراي نويسنده هاي گريبايدوف و حواشي شهر مسكو است كه تا انتها نيز به صورت محمل دو داستان اصلي باقي مي ماند و پيام سياسي و اجتماعي بولگاكف را براي شوروي استاليني به ارمغان مي آورد. اين بخش جنبي كه از آن به عنوان بستر داستاني ياد خواهم كرد، تا فصل نوزده به صورت موازي ، با داستان مسيح (رمان مرشد) پيش مي آيد و خواننده را در تعليق نفس گيري رها مي كند. در فصل نوزدهم ، با ورود مارگريتا، بستر داستان كم رنگ مي شود و دو خط اصلي داستاني به صور
    ت موازي پيش مي آيند تا جايي كه خواننده متوجه سمبل ها و عوامل ارتباط دهنده دو خط اصلي ، مي گردد. اين دو خط تا اواخر رمان به نظر بي ارتباط باقي مي مانند و اشاره يي هم به بهانه حضور متن رمان مرشد(ماجراي مسيح ) نمي گردد مگر اينكه مارگريتا عاشق رمان است ! در لايه هاي زيرين متن است كه به تشابه راز آلود دو خط اصلي داستان پي مي بريم و بستر داستان (جريانات گريبايدوف ، تئاتر و مسكو) در موخره به ساماني عجولانه مي رسد.
    معماري دو داستان اصالت متن
    در اين رمان بولگاكف در برابر مسيح (تز)، شيطان را قرار داده (آنتي تز) و در نهايت از برخورد اين دو نيرو، متن (سنتز) بر جاي مي ماند و ساير عوامل همه يكي يكي از دور خارج مي شوند. انجيل و رمان مرشد، متوني هستند كه جاودانه مي شوند. مارگريتا در عشق خود به مرشد، رمان را مي جويد و تمام نگراني او حفظ و نجات كاغذهاي سوخته رمان است و متي (حواري مسيح ) همين وضعيت را نسبت به پوستهايي كه از انجيل به همراه دارد، حفظ مي كند و از پيلاطس ، پوست سفيدي به عنوان آخرين درخواست مي خواهد تا انجيل را، پس از مرگ اسخريوطي ، به پايان برد. در اين توازن ، مسيح ، مرشد و متي در يك سو و شيطان ، پيلاطس و مارگريتا در سوي ديگري قرار دارند. از ميان اين شش شخصيت اصلي ، فقط مرشد و پيلاطس هستند كه دچار استحاله مي شوند و شخصيت چند لايه و پيچيده و از جهاتي هم مبهم دارند. ترديد! هم مرشد مردد است و ايمان كاملي به نوشته و انديشه خود ندارد و هم پيلاطس مردد است به فرامينش و نگرشش به جهان . مارگريتا زن شوهر داري است كه گناه آلود است به عشقي غير متعارف . ولند(شيطان ) را مي ستايد و در نهايت از ابتدا تا انتها عشقش را به متن رمان (و در درجه دوم مرشد) حفظ مي كند و لحظه يي ترديد
    به اعمالش راه نمي يابد. متي هم باجگير گنهكاري است كه عشقش را به متن و دردرجه دوم مسيح ، بي ترديد حفظ مي كند. او در درجه دوم به مسيح عشق مي ورزد چرا كه از فراز تپه شاهد كشته شدن مراد خود است و تعلل مي كند، اما در مورد متن هرگز! مارگريتا نيز در درجه دوم به مرشد عشق مي ورزد چرا كه مرشد براي او جذابيت چنداني ندارد. سوداي مارگريتا متن است ! از توازي اين شخصيت ها نيز به اصالت متن در انديشه بولگاكف پي مي بريم . اجسام انسان ها به جامعه باز مي گردند و مشمول مرور زمان مي شوند، مي ميرند و فراز مي روند، اما متون باقي مي مانند كه من و شما بخوانيم و داستان مكرر شود!
    تنها يك مورد باقي مي ماند كه مي تواند چنين فرضيه يي را با ترديد روبرو كند. مرشد در انتهاي داستان ، بزدومني را حواري خود معرفي مي كند و به بستر داستان ، بها مي دهد. در برابر اين شخصيت ، نبايد فراموش كنيم كه يهودا اسخريوطي هم حواري مسيح بود. حواري واقعي مرشد، مارگريتا بود...
    در انتهاي اين چالش كوتاه براي تحليل اين اثر عظيم ، چند نكته قابل توجه است :
    بررسي تطبيقي مرشد و مارگريتا با فاوست : بي ترديد ورود به اين بحث ، كار بسيار دشواري خواهد بود. آثار بسياري هم توسط منتقدين و نويسنده هاي سراسر جهان وجود دارد كه همت مترجمين و نويسنده ها را مي طلبد.
    بررسي نشانه شناختي مرشد و مارگريتا: استفاده از المان هاي سمبوليك در سراسر رمان به چشم مي خورد كه بسياري از آن ها نياز به بررسي دقيق دارد تا زواياي جديدي را از اثر، روشن كند.
    بررسي سياسي اجتماعي مرشد و مارگريتا:مي دانيم كه نشر اين اثر، نتايج سياسي اجتماعي بسياري در شوروي به بار آورد و در طول زندگي بولگاكف ، وي به صورت مستقيم با استالين درگيري هاي بسياري داشته كه در بستر تاريخي و سياسي دوره خاصي از تاريخ شوروي رخ داده و اين نكته مي تواند زاويه ديگري براي تحليل و بررسي اثر باشد. كه بستر داستان ، سراسر به همين موضوع مي پردازد.
    بررسي روان شناختي و بيوگرافيك مرشد و مارگريتا: بسياري معتقدند، اين رمان ، داستان زندگي خود بولگاكف است . همين موضوع مي تواند دستمايه جالبي براي نگرشي از نوعي ديگر به رمان باشد.
    
    


 روزنامه اعتماد، شماره 1208 به تاريخ 20/6/85، صفحه 9 (هفت و نيم)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 7756 بار



آثار ديگري از "اميرحسين يزدان بد"

  پيشنهادي براي تماشاي يك تئاتر / نمايشي كه چكه چكه، جان پلشتي هاي انسان مدرن را مي فشارد
اميرحسين يزدان بد، اعتماد 9/7/91
مشاهده متن    
  پاي كلمه در گل / به بهانه اجراي نمايش «آواي گل»
اميرحسين يزدان بد، شرق 7/6/91
مشاهده متن    
  چشم هايم را مي بندم و خيال مي كنم... / جايزه گلشيري و امكانات در حوزه ادبيات
اميرحسين يزدان بد، اعتماد 7/12/90
مشاهده متن    
  اين رمان ماجرا دارد / درباره رمان «پنجاه درجه بالاي صفر» نوشته علي چنگيزي
اميرحسين يزدان بد، اعتماد 19/11/90
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
نشريه طبيعت ايران
متن مطالب شماره 6 (پياپي 13)، بهمن و اسفند 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است