|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه شرق85/6/20: شهريار يك منظومه است
magiran.com  > روزنامه شرق >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 3363
پنج شنبه 18 بهمن 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2387
magiran.com > روزنامه شرق > شماره 855 20/6/85 > صفحه 19 (ادبيات) > متن
 
      


شهريار يك منظومه است
گفت وگو با علي اصغر شعردوست

نويسنده: مهدي يزداني خرم

با علي اصغر شعردوست در يكي از بعدازظهرهاي گرم تابستاني و در دفتر كارش در خيابان وزرا گفت وگو كرديم. شعردوست كه دليل اصلي انتخاب روز ملي شعر ايران به نام «شهريار» بود، طي چند سال گذشته مخاطب آرا و نظرهاي موافق و مخالف در اين باب بوده است. همين قضيه باعث شد تا در اين گفت وگو از او بخواهيم دلايل و چگونگي نامگذاري روز ملي شعر به نام شهريار را روايت كند. ميان من و شعردوست فاصله يك ميز است، ميزي كه انتهايش به ديواري ختم مي شود كه تصوير قاب شده اي از شهريار بر آن ميخكوب شده است.
    
    از علي اصغر شعردوست درباره خودش و فعاليت هايش مي پرسم. او كه در طول چهل و چهار سال عمرش سوابق و پست هاي مختلفي داشته اين چنين مي گويد: «به سال ۱۳۴۱ در تبريز به دنيا آمدم. در خانواده مذهبي و نسبتا مشهور تحصيلاتم را تا مقطع ليسانس در دانشگاه هاي تهران و تبريز طي كردم. در رشته ادبيات تطبيقي دكترا گرفتم. از آغاز فعاليت هاي اداري ام بايد به مسئوليت راديوي تبريز در سال ۱۳۵۸ و بعد مسئوليت شبكه سراسري راديو تهران و مديريت حوزه هاي مختلف صداوسيما اشاره كنم. در مديريت هاي مختلف وزارت ارشاد حضور داشته ام. چندين سال مدير انتشارات بين المللي الهدي بودم كه تاسيس مراكز نشر ايران در آسياي مركزي، قفقاز و انتشار صدها عنوان كتاب در حوزه تفكر اسلامي و ايراني محصول آن دوره است. همچنين دبير شوراي گسترش زبان و ادبيات فارسي و سپس مديرعامل انتشارات سروش بودم. در حوزه مطبوعات فعاليت هايي داشته ام مانند كمك به تاسيس روزنامه جام جم و نشرياتي مانند سروش بانوان و انديشه و مدير مسئولي و سردبيري هفته نامه سهند موسسه اطلاعات. در داخل كشور، به عنوان ناشر برگزيده، خادم نشر و عناويني اينچنين برگزيده شده ام. عضو آكادمي علوم چند كشور از كشورهاي پيرامون هستم. همچنين در اتحاديه نويسندگان كشورهاي تاجيكستان، آذربايجان، روسيه و قزاقستان هم عضو هستم. در دوره ششم مجلس شوراي اسلامي نماينده مردم تبريز و مخبر كميسيون فرهنگي و عضو شوراي عالي پژوهشي مركز پژوهش هاي مجلس بوده ام. از ديگر فعاليت هايم بايد عضويت هيات امناي بنياد ايران شناسي از آغاز عضويت هيات امناي كتابخانه هاي عمومي كشور و... اشاره كنم». شعردوست كه خارج از فعاليت هاي اداري فراواني كه در تمام اين سال ها درگير آن بوده و هست آثاري را نيز در حوزه هاي مختلف فرهنگي تاليف كرده است.
    از اين آثار مي پرسم و او اشاره مي كند: «تاليفاتي دارم كه در خارج نيز چاپ شده و برخي در خارج به عنوان كتاب هاي برگزيده شناخته شده اند. مثلا كتاب «چشم انداز شعر امروز تاجيكستان» كه در آن كشور به عنوان كتاب سال انتخاب شد يا كتاب هايي مانند چشمه خورشيد، يادگار روزگار، مجلس نشين قدس و كارهايي ديگر.»
    شعردوست كه هم اكنون مشاور فرهنگي وزير امور خارجه و همچنين دبير شوراي عالي ايرانيان خارج از كشور است طراح اصلي انتخاب روز وفات شهريار به عنوان روز ملي شعر بود. او هم به عنوان پيشنهاد دهنده و هم تصويب كننده اين طرح ضرورت اين انتخاب و چگونگي و دليل اش را اين طور روايت مي كند: «من بله، طراح اين موضوع بودم. دليل اين كه اصلا چرا ما يك روز به نام روز شعر و ادب لازم داريم چند جنبه دارد. اول اين كه در تقويم كشور ما براي بسياري از مناسبت هاي مهم روزهايي وجود دارد. در حوزه فرهنگ هم براي مقوله هاي مختلف فرهنگي، روزهايي در تقويم وجود دارد. مثلا ما در سال چند نوبت از كتاب و كتابخواني، كتاب نويسي و... تجليل مي كنيم. درباره تئاتر و سينما حداقل دو فستيوال سالانه داريم. موسيقي هم همين طور. اما شعر كه يكي از اركان و عناصر تشكيل دهنده تاريخ ماست چه شايد عالي ترين و ناب ترين صورت هنري است كه در كلام مجال بروز پيدا مي كند و كمتر ملتي را در جهان پيدا مي كنيم كه اين همه به شعر پرداخته باشد. منزلت شعر نزد ما ايرانيان بدان پايه است كه «به رغم ساختار وهمي شعر» ارزشمندترين مفاهيم ديني، هنري و تاريخي ما همواره به صورت شعر بوده است. ما در همه ادوار تاريخ با شعر نوشت و خواند داشته ايم. جالب توجه اين كه با وجود اين همه قرابت و موانست با شعر كمتر به بحث و تفسير و تبيين ماهيت آن پرداخته ايم. گويي از فرط روشني بوده كه از نگاه ما دور مانده است. در تقويم ما روزي به نام شعر و ادب وجود نداشت. شما در سال هاي پيش و پس از انقلاب، هيچ وقت نديديد كه مثلا شاعر نمونه انتخاب بشود، شعر نمونه انتخاب بشود. روز شعري باشد و... اين در حالي است كه علاوه بر ضرورت هايي كه به دليل پيشينه، احساس مي شود در بعضي كشورها كه سابقه و قوام شعري ما را هم ندارند، روزي به اين نام وجود دارد. از شعردوست در باب چگونگي طي مراحل و شكل گيري اين جريان مي پرسيم و اين كه جريان اصلا از كجا آغاز شد. او مي گويد: «در دوران نمايندگي در مجلس بود كه احساس كردم علاوه بر ضرورت ها ظرفيتي وجود دارد كه اين پيشنهاد را مطرح كنم و روزي را به نام روز بزرگداشت شعر و ادب ايران در تقويم بگنجانم. اما اين روز چه روزي بايد باشد البته در همين مرحله هم منتقديني داشتم كه چرا يك ترك زبان مي خواهد درباره شعر و ادب فارسي پيشنهاد مطرح كند... در ميان مناسبت هايي كه به دنبال آنها بوديم، در جست وجوي روزي بوديم كه ترجيحا بايد با شعر و ادب نسبتي مي داشت. يعني روزي كه مي خواهيم از شعر و ادب تجليل كنيم. روزي باشد كه همگاه با موضوعيتي متناسب با شعر و ادب باشد.پس به صورت طبيعي دنبال مشاهير رفتيم.»
    يكي از بحث هايي كه آن روزها مطرح شد اين بود كه چرا براي اين روز، روز تولد يا مرگ بزرگان شعر كلاسيك ايران در نظر گرفته نشد. شعردوست در اين باره مي گويد: «با ارزيابي اي كه كردم، ديدم براي بزرگان شعر و ادب كلاسيك و حتي مشاهير فلسفه و طب در تقويم ما روزهايي وجود دارد. براي فردوسي ۳۵ ارديبهشت، براي خيام ۲۸ ارديبهشت، براي حافظ ۲۵ مهر، براي مولوي ۳۰ مهر، براي عطار، براي شيخ بهايي و... در ضمن دوست داشتم شخص يا روزي كه براي بزرگداشت شعر و ادب انتخاب مي شود، نسبتي هم با دوران خود ما داشته باشد. در بين معاصرين بي هيچ حب خاصي نسبت به شهريار كه در آستانش بوده ام، در حضورش زيسته ام، نفس كشيده ام و در اينجا به روان بلندش درود مي فرستم صادقانه عرض كنم به پژوهش جامعي دست زديم كه بين معاصرين چه كسي مي تواند به اين نام و به اين مناسبت انتخاب شود. بي هيچ ترديدي تفوق شهريار بين شاعران هم دورانش معلوم و ما را به اين انتخاب رساند.» از شعر دوست درباره معيارهايي كه شهريار را شايسته مبدا قرار گرفتن براي روز ملي شعر ايران قرار مي دهد، مي پرسيم او مي گويد: «چرا شهريار در تاريخ ادبيات هر سرزميني در هر عصر و دوراني نوابغي وجود دارند كه تعدادشان انگشت شمار است. در تاريخ ما چهره هايي چون فردوسي، حافظ، سعدي، نظامي، خاقاني، مولوي، صائب و... در حكم اركان شعري ما هستند. اما عرض كردم چون استاد شهريار سرآمد معاصران بود پيشنهاد كردم. اين آدم تكرار نمي شود. به گواهي بسياري از متخصصان و استادان برجسته، منتقدان و حتي ذوق عمومي كشور ما، او درخشان ترين چهره معاصر شعر ايران است. شهريار در جايگاهي است كه شايد رقباي او هم تفوق اش را پذيرفته اند. بي گمان اقبال شهريار در طول عمر پربركتش براي همه كس معلوم بوده. دليل اين است كه ما در مورد شهريار، نه يك شاعر بلكه چند شاعر را در كنار هم مي بينيم. اول اينكه او يكي از بزرگ ترين شاعراني است كه پاسدار سنت هاي ادبي اين سرزمين اند. الفت او به حافظ و سعدي و مولوي در تكوين شخصيتش بسيار نقش داشت و به اين دليل او در قالب هاي شعر سنتي آثار بسيار بلندي دارد. آثارش در هر قالبي هم از نظر قوت و كيفيت هم از نظر كميت درخور توجه اند. از طرفي ديگر او با استقبال از آثار حافظ، تبحر خود را در هماوردي با اركان شعر فارسي به نمايش گذاشته و از سوي ديگر تنها به انتقال آن تجارب اكتفا نكرده بلكه در جريان تداوم سنت هاي ادبي، يكسري نگرش هاي نويي هم دارد.» درباره اين نوآوري مي پرسيم و اينكه كجاي كار شهريار باعث مي شود ما او را نوآور بدانيم. شعردوست مي گويد: «شهريار را بايد به عنوان مبدع غزل نو در شعر ايران شناخت. در واقع مجموعه اي به نام مكتب شهريار از مجموعه اين سروده ها به وجود آمده است. پس از دوره بازگشت و مشروطيت، شهريار احياگر غزلي است كه در آن دوران در عصر فترتش به سر مي برده. ما مناسبت هاي مختلف داريم كه خود شهريار اين را عنوان مي كند. آثارش هم در اين موضوع بسيار زيبا است.
    مثل غزل: از تو بگذشتم و بگذاشتمت بادگران رفتم از كوي تو ليكن عقب سر نگران ما گذشتيم و گذشت آن چه تو با ما كردي تو بمان و دگران واي به حال دگران ... در هر حال ما با شاعري روبه رو هستيم كه مكتب شهريار را آفريده مثل شعر دو مرغ بهشتي. يا نوع كارهايي كه شهريار به نيما نوشته و سروده هاي نيما براي او آثاري مانند دو مرغ بهشتي، هذيان دل و موميايي باز تفوق خاصي به شهريار داده است.» درباره نيما مي پرسيم و اينكه آيا روابط دوستانه شهريار و نيما و برخي تاييدها در انتخاب اين روز بي تاثير نبوده است شعردوست توضيح مي دهد:«اين دو با هم گفت و شنود شعري داشتند و نوعي هم انديشي احساسي و عاطفي بين شان وجود دارد.
    نيما در جايي مي گويد: «رازيست كه آن نگار مي داند چيست رنجي ست كه روزگار مي داند چيست آني كه چو غنچه در گلو خونم از اوست من مي دانم و شهريار مي داند چيست... شهريار هم جواب داده كه: نيما غم دل گوكه غريبانه بگوييم سر پيش هم آريم و دو ديوانه بگرييم... استاد مرحوم شريعتي هم در كتاب كوير مي گويد: كيست كه بگويد ماه در كوير كبود و بي كرانه آسمان تنها نيست، در انبوه هزاران ستاره اي كه او را همواره در ميان گرفته اند و هميشه در پي اش روانه اند، غريب نيست، كو آشناي ماه، كو خويشاوند ماه. چقدر اين شعر شهريار خطاب به نيما هيجان دارد. نيما غم دل گو كه غريبانه بگوييم... اين هم يكي ديگر از وجوه امتياز شهريار كه بزرگاني مثل نيما، صادق هدايت، آل احمد، اعتصامي و... راجع به آفرينش ادبي او همواره با نوعي تواضع ياد مي كردند. شايد براي خوانندگان جالب باشد كه بدانند براي اولين ديوان شهريار منتشر شده به سال ۱۳۱۰ ملك الشعراي بهار، سعيد نفيسي، و پژمان بختياري مقدمه نوشته اند. مثلا ملك الشعرا نوشت كه: «در آسمان ادب ايران شهريار نه يك ستاره كه يك منظومه است. اين تعبير در ۲۵سالگي شهريار عنوان شده است.» «شعردوست» اشاره اي به برخي منتقدان مي كند كه ترك زبان بودن شهريار را دليل مناسبي براي گزينش او نمي دانند، در حالي كه مي دانيم، شهريار قسمت عمده اي از اشعارش را به فارسي سروده و در ضمن همان طور كه همه مي دانند شهريار يكي از اركان شعرتركي به حساب مي آ يد. با اين حساب به نظر شعردوست قضيه اين طور است: «يك بخش از وجوه امتياز شهريار كه مرا در اين گزينش مصمم تر كرد، همين بود كه او ترك ز بان است. البته انتقاد بسياري به اين قضيه وارد شد ولي اين امتياز او است كه شهريار ترك زبان كه يكي از عناصر مقدم شعر تركي دوران ما است يكي از حلقه هاي بزرگ ايرانيت هم به شمار مي آ يد. شهريار شايد كمتر از ۳ هزار بيت شعر تركي دارد كه البته از نظر كيفي گشاينده مشي و روشي ويژه اند كه در جاي خود مي توان درباره شان بحث كرد اما در مقابل ۳۰ هزار بيت شعر فارسي دارد. البته شعر تركي شهريار صرف نظر از كميت آن باعث حيات زبان تركي در دوران ممنوعيت زبان و در عصر ستم شاهي بوده است. او به رغم همه تلاش هايي كه از گذشته براي مصادره شهريار وجود داشت كه شعر آذري و آذربايجاني بودن استاد را به عنوان يك عامل جدايي طلبانه عنوان كنند او در كنار صيانت از زبان مادري اين توطئه ها را به خوبي دريافته و پاسخ هاي درخوري به آنها داد. شهريار همواره گفته: ايران، اسلام، تشيع و زبان تركي آذري كه زبان مادري ما هست. سروده هاي فراواني در اين باب از استاد وجود دارد در جايي مي گويد: تركي ما بس عزيز است و زبان مادري ليك اگر ايران نگويد، لال باد از وي زبان... اين وجه امتياز بزرگ شهريار بوده كه در قوام ايرانيت و يكپارچگي آن مي كوشد. شهريار ترك زبان خالق حيدربابا منظومه باشكوه سهنديه شاعري است كه نه تنها در آذربايجان و ايران بلكه در كشورهاي پيرامون هم آوازه اش پيچيده است. ايران و ايرانيت و عشق به آن هم يكي از وجوه امتيازي بود كه ما را به اين انتخاب تشويق كرد.» از شعردوست مي پرسيم كه آيا نوع زندگي اجتماعي شهريار هم در آراي او و همفكرانش تاثير داشته است. او پاسخ مي دهد: «اين ويژگي مهمي است. استاد دهه آخر از سال ۵۷ تا ۶۷ عمرش را به عنوان دهه جهاد قلمي عنوان كرده. همواره با مردم زيسته، در لحظات و آنات آنها بوده. با اشك آنها اشك ريخته، با شادي شان شادي كرده و در واقع به عنوان يك شاعر هميشه در صحنه بوده است. او خودش را به عنوان شاعري مردمي بي آنكه نيازي به آن داشته باشد جاودان كرده است.
    او در جايگاهي بود كه به مدح كسي نياز نداشت چرا كه او در سال ۱۳۱۰ از سوي ملك الشعراي بهار در آسمان شعر ايران به عنوان نه يك ستاره بلكه يك منظومه خطاب شده است. من در تاريخي كه اين مناسبت را پيشنهاد كردم، اقبال عمومي او را بيرون از مرز شعر شهريار نيز تفحص كردم. در آن زمان چاپ يازدهم اشعارش به زبان روسي، بيست و هشتم به زبان آذربايجاني در باكو، دهم در تركيه، بيست و هشتم در تاجيكستان انجام شده بود. ديدم كه اگر هر چاپ فقط ۱۰ هزار نسخه هم باشد درحالي كه در جمهوري هاي شوروي سابق كتاب كمتر از ۱۰۰ هزار نسخه تيراژ نداشت در خارج از كشور، شهريار حداقل يك ميليون خواننده دارد. در بين شاعران اين عصر و حتي پيش از آن كدام شاعر ايراني با اين اقبال در خارج از كشور مواجه شده است البته بايد حساب فردوسي، حافظ و سعدي را جدا كرد اين دليل مهمي بود. او در حيات ده ساله اش بعد از انقلاب كه بسياري از شاعران يكي دو شعري براي رفع تكليف سرودند بي آنكه كسي از او بخواهد با سروده: تو اگر سروي كه چون سر بكني سرها بيارايي، به مناسبت ورود امامره به ايران، همراهي با مردم و انقلاب اسلامي را آغاز مي كند و تا روزي كه توان داشته ادامه مي دهد. استاد در شرايطي انقلاب را همراهي مي كرد كه بعضي اوقات هجوش مي كردند و سنگ به خانه اش پرتاب مي كردند. اما او مستقيم و استوار ايستاده بود و همراهي با كاروان هايي كه به جبهه هاي جنگ مي رفتند را وظيفه خود مي دانست. حتي اجازه نمي داد از او تجليل كنند مي گفت: وظيفه ام را انجام داده ام. در مناسبت ۸۰ سالگي استاد وقتي به اصرار از استاد خواستند، گفتند اين تجليل از شهريار نيست و تجليل از شعر و ادب است، قبول كرد و چكامه معروف تجليل تحميلي را سرود.
    به هر حال اينها بخشي از دلايل ما بوده است و احتمالا با اين عرايض خوانندگان شما و منتقدان بي غرض مجاب شوند كه ما نه به گذشتگان بي احترامي كرديم و نه به اساتيد و بزرگان آسمان شعر و ادب.» سئوال ديگر اين است كه روند كاري اين فعاليت از كي شروع شد، چطور تصويب شد و آيا هياتي در صدر اين كار بوده است شعردوست مي گويد: «من اين طرح را در سال ۱۳۷۹ طي نامه اي براي رئيس جمهور محترم وقت جناب آقاي خاتمي نوشتم. بخشي از نامه اين است كه: جناب آقاي رئيس جمهور، مستحضريد بي شك مي توان استاد سيدمحمدحسين شهريار را از شاعران بزرگ ايران زمين در دهه هاي اخير ناميد. جامعيت و ممتاز بودن استاد شهريار در حوزه هاي مختلف شعر اعم از فارسي و تركي آذري، فضايل اخلاقي و يك دهه حيات پرنشاط همراه با انقلاب اسلامي كه استاد از آن به عنوان جهاد قلمي ياد كرده است و همچنين شهرت فراوان وي به عنوان محبوب ترين شاعر كشور در نظرخواهي هاي متعدد پيش و پس از انقلاب اسلامي و اشتهار ايشان در كشورهاي پيرامون، ضروري مي نمايد كه نام استاد شهريار و به اين طريق شعر، به عنوان يك نوع ادبي كه مردمان ايران زمين در جهان به آن اشتهار دارند، همه ساله گرامي داشته شود. به دلايل مذكور و ضرورت هاي فراواني كه جناب عالي و اعضاي محترم شوراي عالي انقلاب فرهنگي و فرهنگ عمومي بر آن وقوف كامل داريد، پيشنهاد مي كنم روز ۲۷ شهريورماه كه همزمان با وفات استاد فرزانه روانشاد است به عنوان روز ملي شعر و روز بزرگداشت استاد شهريار در كشور نامگذاري شود. طبعا اين اقدام علاوه بر تكريم از شخصيت جهاني شهريار ملك سخن كه در همه كشورهاي پيرامون و سال گذشته در مقر يونسكو گرامي داشته شد، بزرگداشت علم و فضيلت و هنر و آفرينش هاي هنري و رونق شعر در كشور خواهد شد... به دنبال اين نامه آقاي رئيس جمهور آن را به شوراي عالي انقلاب فرهنگي ارجاع دادند. اين شورا پس از بحث و بررسي اوليه به شوراي فرهنگ عمومي كه در حقيقت كميته تخصصي شوراي عالي انقلاب فرهنگي تلقي مي شد ارجاع كرد. بعد از چند جلسه، موافقين و مخالفين در شورا حضور پيدا كردند و نظراتشان را ابراز كردند. نظر شوراي عمومي به شوراي عالي انقلاب فرهنگي ارجاع شد حقير را به عنوان طراح اين موضوع و پيشنهاددهنده نه در همه جلسات كه فقط در يك جلسه براي پاسخ به انتقادها دعوت كردند به هر حال، شوراي عالي انقلاب فرهنگي در جلسه اي رسمي با ارائه گزارش شوراي فرهنگ عمومي و استماع نظرات موافقين و مخالفين به اين مناسبت راي داد. در واقع چيزي كه ابلاغ شد مصوبه شوراي عالي انقلاب فرهنگي بود كه رئيس جمهور به عنوان رئيس آن را ابلاغ فرمودند. اما درباره مشورت هم بله من با افرادي صحبت كردم. ولي اينكه در نقدها فراوان بود كه من بايد اين طرح را به جاهايي ارسال مي كردم و بررسي مي شد، نه اين وظيفه من نبود. من طراح بودم، هر كسي هم مي تواند هر طرحي بدهد اما جايي كه مصوب طرح او است، موظف است كه از كارشناس استفاده كند و در اين موضوع هم از كارشناسي زبده و حتي شهريار شناسان و شهريار ستيزان معروف هم دعوت كرده و نظرشان را شنيد.» از شعر دوست مي خواهيم اگر مي شود نام هاي اين گروه كارشناسي را عنوان كند. او مي گويد: «ترجيح مي دهم اسم از كسي نبرم اما از بعضي از افرادي كه نقدهايشان در مطبوعات با اسم و رسم و حتي چاشني كاريكاتور و طنز چاپ شده، مي توانم نام ببرم. هرچند برخي از اين افراد هم دوست ما هستند و هم از شاعران برجسته كشور. مثلا مرحوم منوچهر آتشي از افرادي بودند كه با اين قضيه مخالف بود. ايشان برخلاف برخي افراد كه دليل نمي آوردند، اقامه دليل مي كردند. مثلا او را به نوعي مقابل با فردوسي قلمداد مي كردند كه با وجود فردوسي چرا شهريار. ولي اين بيراهه رفتن است كه ما اصلا اينجا در عظمت فردوسي بحثي نداريم. يا مثلا يكي از همين دست اندركاران شعر كه در مطبوعات نيز نفوذي دارند و برخي مطبوعات بي توجه به محتواي فرمايشاتشان فقط به وزانت نامشان، مطالبشان را استفاده مي كنند. ايشان از كتاب شاهنامه استاد امين رياحي جملاتي برداشته اند و گفته اند كه فردوسي با اين عظمت كجا و شهريار كجا استدلال در مخالفت اين گونه بود. حتي برخي كه متعصبانه اظهار كرده بودند كه شاعري كه بيشتر سروده هايش تركي است، نمي تواند شاعر ملي ايران باشد در حالي كه به كميت شاعر تركي شهريار در مقابل فارسي اشاره كردم. به قول يكي از شاعران ارادتمند استاد اينجا ديگر به ترازوي عقل نياز نيست با ترازوي بقالي هم مي شود فهميد كه شعر فارسي شهريار ده برابر شعر تركي استاد از نظر كمي است. آن آدم هر قدر ادعاي بزرگي بكند حتما حتي يك بار سروده هاي شهريار را نخوانده يا حتي دوره اي از ديوان او را در كتابخانه ندارد. متاسفانه بعضي حسادت ها باعث مي شود برخي افراد به ظاهر معنون اظهاراتي بكنند كه حتي نقل آن را در اينجا جايز نمي دانم.»
    
    


 روزنامه شرق، شماره 855 به تاريخ 20/6/85، صفحه 19 (ادبيات)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 710 بار
    



آثار ديگري از "مهدي يزداني خرم"

  وقتي بچه، بچه بود / خوانشي از فيلمِ «خشت و آينه» ساخته ي ابراهيم گلستان
مهدي يزداني خرم، اعتماد 14/6/97
مشاهده متن    
  من مُتهم مي كنم / تكه هايي درباره نويسنده به عنوان تمثيل تنهايي و قدرت مطلق گرا
مهدي يزداني خرم، اعتماد ملي 21/5/88
مشاهده متن    
  افتخار مي كنم كه شكست خورده ام
مهدي يزداني خرم، اعتماد ملي 12/5/88
مشاهده متن    
  خونِ آبي بر زمين نمناك
مهدي يزداني خرم، اعتماد ملي 11/5/88
مشاهده متن    
  شاعر عليه توتاليتاريسم
مهدي يزداني خرم، اعتماد ملي 3/5/88
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
ماهنامه برزگر
متن مطالب شماره 1140، بهمن 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است