|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه رسالت85/7/3: ادله اثبات وجود خداوند؛ برهان اخلاقي
magiran.com  > روزنامه رسالت >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 9439
پنج شنبه 2 اسفند 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2829
magiran.com > روزنامه رسالت > شماره 5971 3/7/85 > صفحه 17 (انديشه غرب) > متن
 
 


ادله اثبات وجود خداوند؛ برهان اخلاقي


نويسنده: سکينه نعمتي


    استدلالهاي فلسفي در باب اثبات خداوند بخش بزرگي از انديشه هاي فلسفي و کلامي را به خود اختصاص داده است. استدلالهايي که در باب اثبات وجود خداوند اقامه شده است، طيف وسيعي از ادله گوناگون را در بر مي گيرد. استدلالهاي جهان شناختي )cosmological arguments(، وجود شناختي
    )ontological arguments( و غايت شناختي )teleological arguments( مهمترين دلايلي هستند که به صورت سنتي در باب اثبات خداوند اقامه شده است و از ديرباز در کتابهاي کلامي و فلسفي مشاهده مي شوند. تقريرهاي مختلفي از برهانهاي جهان شناختي(1) نزد فيلسوفاني همچون ارسطو(2)، ابن سينا(3)، شيخ اشراق(4) و توماس آکويناس(5) مشاهده مي شود. درباره برهان وجود شناختي(6) تقريرهاي گوناگوني را فيلسوفاني چون آنسلم(7) و مالکم(8) در سنت مسيحي و صدرالمتالهين(9) در سنت اسلام مطرح کرده اند. درباره برهان غايت شناختي(10) نيز فيلسوفاني چون پالي(11) و سوئين برن(12) تقريرهاي گوناگوني ارائه کرده اند. برخي متکلمان مسلمان نيز با تکيه بر نظم موجود در جهان به اثبات خداوند پرداخته اند.(13) البته براهين اثبات وجود خداوند داستاني طولاني است که هنوز يکي از مهمترين دغدغه هاي متکلمان و فيلسوفان دين است. لذا در دوره هاي جديد که مباحث کلامي و مسائل فلسفه دين در آن رونق گرفته و توجه بسياري از اذهان را به خود جلب کرده، استدلالهاي متنوعي نيز در باب اثبات وجود خداوند اقامه گرديده است که مي توان به برهانهاي اگزيستانسياليستي(14)، برهان تجربي(15)، برهان هم افزود(16) و برهان اخلاقي اشاره نمود که ما در اين نوشتار به خلاصه اي از برهان اخير يعني برهان اخلاقي که براي اولين بار کانت به طور منظم و منسجم آن را پرداخته است، مي پردازيم.
    برهان اخلاقي :)moral argument( يکي از برهانهاي معروف در باب اثبات وجود خداوند که در فلسفه غرب مطرح شده است و تقريرهاي متفاوتي از آن به عمل آمده است، برهان اخلاقي است. نمونه و تقرير بسيار واضح آن به صورت جدي توسط ايمانوئل کانت(17) طرح شده است. فضاي اجتماعي و علمي کانت به گونه اي بود که عقل گرايي رواج بيش از حد داشت به طور مثال تفکر ولف )wolff( که يک فيلسوف عقل گرا و متاثر از دکارت بود در آن زمان رواج داشت. لذا خواه ناخواه کانت به دليل اينکه در فضاي عقل گرايي تنفس مي کرد از عقايد و آراي فيلسوفان عقل گرا متاثر گشت. اما ديرزماني نپاييد که کانت با خواندن آثار هيوم- که تجربه گرايي در نزد او افراطي ترين صورت خود را يافت- از خواب جزم انديشي و دگماتيسم بيدار گرديد کما اينکه خود به اين مطلب اشاره دارد و بيان مي کند که با مطالعه آرا و عقايد هيوم بود که از خواب جزم انديشي که عقل گرايي دکارتي براي او به بار آورده بود، بيدار گشت. هيوم فيلسوفي بود که حيطه هاي مختلفي از فلسفه و حتي مباحث مطرح در اديان را مورد تشکيک خود قرار داده است که نمونه اعلاي آن را ما مي توانيم در مسئله عليت بيابيم. اين اصل مسلم فلسفي، که تقريبا تمامي فيلسوفان اسلامي و غربي بر صحت آن اتفاق نظر دارند از منظر هيوم مورد تشکيک واقع شد. زيرا به ادعاي او علتي ميان پديده هاي جهان يافت نمي شود و تنها عادت و اتفاق و صدفه است که ميان اشياء رخ مي دهد. ازديگر مباحثي که هيوم ايرادات سختي بر پيکره آن وارد نمود را مي توان در بحث برهان نظام- که در باب اثبات وجود خداوند اقامه شده بود- بيابيم. کانت با مطالعه آثار هيوم در مي يابد که ديدگاه عقل گروي که اتخاذ نموده است قادر به اثبات موضوعاتي که وي درصدد اثبات آنها مي باشد، نيست. لذا در کتاب نقد عقل محض بيان مي کند که اموري وجود دارد که از حيطه عقل نظري فراتر مي باشد و عقل نظري قادر نيست احکام جزمي درباره آنها صادر نمايد. اين مسائل از نظر کانت عبارتند از: 1- مسئله اثبات وجود خداوند 2- مسئله نفس 3- مسئله جاودانگي. کانت مدعي مي شود که احکام صادره از سوي عقل نظري در اين سه حيطه، احکام جدلي الطرفيني هستند؛ يعني ما مي توانيم به ايراد استدلال له يا عليه آن بپردازيم. از ديگر سو کانت با توجه به صبغه هاي ديني خود سعي نمود تا جايگزيني براي عقل نظري ارائه نمايد تا بدان وسيله بتواند به اثبات سه حيطه مذکور بپردازد. بدين ترتيب کانت از حيطه عقل نظري پاي در حيطه عقل عملي (اخلاق) مي گذارد. وي معتقد است که اخلاق اساسي ترين وعميق ترين حقيقتي است که در عالم وجود دارد. او اصلي به نام “قانون اخلاقي” ارائه مي دهد تا بوسيله آن بتواند وجود خداوند، نفس و جاودانگي را اثبات کند. کانت معتقد است که قانون اخلاقي حقيقتي متعالي، اساسي و عميق در جهان است و براي تضمين اين قانون نيازمند به وجود کسي هستيم که تضمين کننده و ضامن آن باشد و آن فرد، خداوند است. لذا کانت در قدم اول با اثبات اين مطلب که قانون اخلاقي نيازمند ضامن مطمئني است خداوند را اثبات مي نمايد. از سوي ديگر کانت معتقد است که قانون اخلاقي بايد به صورت کامل و جامع در نهاد انسان متجلي شود واز آنجا که جهان محدود است و امکان تجلي کامل اين حقيقت- قانون اخلاقي کامل- در اين جهان فاني وجود ندارد، لذا لازم است که يک اصل ثابت، پايدار و ناميرايي وجود داشته باشد که بعد از مرگ به وجود خود ادامه دهد که همانا آن اصل ثابت نفس آدمي است و از آنجايي که اين حقيقت اخلاقي- قانون اخلاقي- نامتناهي است انسان هرچقدر که بعد از مرگ به حيات خود ادامه دهد و در مسير تکامل اخلاقي سير کند به پاياني نخواهد رسيد و بدين وسيله مسئله جاودانگي نيز اثبات مي شود.(18) اگر بخواهيم که قالب بحث برهان اخلاقي کانت را به تعبيري ديگر بيان داريم اينگونه مي شود که: کانت در کتاب نقد عقل عملي خود بر اين باور است که همه انسانها به عنوان موجوداتي عاقل اذعان دارند که وظيفه اخلاقي و اجتناب ناپذير براي کسب خير متعالي احساس مي کنند ليکن برپايه اصل اخلاقي “بايد مستلزم توانايي است” وظيفه تنها در صورتي موجود است که انجام آن ميسر باشد. من هيچ وظيفه اي نسبت به تعذيه پدربزرگم که از دنيا رفته است، ندارم. همين طور شخص معلول موظف نيست تا در هنگام پخش سرود ملي روي پا بايستد. افزون بر اين کانت در تعريف خير متعالي مي گويد: حالتي است که در آن بالاترين فضيلت به بالاترين سعادت مي پيوندد. امکان چنين حالتي و همينطور وظيفه اخلاقي کسب آن مستلزم وجود اختيار، جاودانگي و خداست. ضرورت اختيار از آن روست که افراد بتوانند اخلاقا مسئول اعمال و در نتيجه فضيلت مندي خود شناخته شوند؛ جاودانگي نيز فرصتي را فراهم مي آورد تا انسانها بتواتنند قانون اخلاقي را جامه عمل پوشند وسرانجام وجود خدا براي آن است که به ما اطمينان دهد که در نهايت هماهنگي دقيقي ميان سعادت و اخلاق برقرار است. با اين همه در مخالفت با اين استدلال مي توان گفت که يک آرمان براي آنکه ما اخلاقا وظيفه پي جويي آن را داشته باشيم نيازي ندارد که دست يافتني باشد. به هر تقدير به تعبير سوم اين استدلال نشان مي دهد که اگر مي خواهيم تجربه اخلاقي ما از سازگاري عقلاني برخوردار باشد بايد وجود خدا را به عنوان “اصل موضوع” بپذيريم. اما شايد اين احساس اخلاقي ماست که مي کوشد معنايي عقلاني بر واقعيتي که اساسا بي معناست تحميل کند. (19) همان طور که گفتيم از برهان اخلاقي روايتهاي گوناگوني شده است که ما به دو روايت ديگر از اين برهان اشاره مي نماييم. روايت دوم از برهان اخلاقي بر اين نکته تاکيد مي ورزد که نامشروط بودن وظيفه اخلاقي نشان دهنده مرجعيتي متعالي است که آن را وضع کرده است. تيلور(20) در کتاب “آيا خدا هست؟” بر اين عقيده است که تجربه ما از داوريهاي اخلاقي نشان مي دهند که اينها “تنها به اين دليل” که از “موجودي عظيم الشان” و فراگير صادر شده اند، اصالت دارند نه از آن رو که صرفا به ديدگاههاي ما مربوط مي شوند. از اين رو “نداي وجدان” شاهدي واقعي است که بر “وجود فعال خداوندي گواهي مي دهد. روايت سوم برهان اخلاقي بر اين نکته پاي مي فشرد که استقلال ذاتي آرمان اخلاقي حاکي از ذهن الاهي است که در آن تحقق مي يابد .هيستينگر رشدال در کتاب نظريه خير و شر اين برهان را ارائه کرده است. مقدمه اول برهان اين است که “قانون اخلاقي وجودي واقعي دارد.” اين مقدمه با اين ادعا توجيه مي شود که هر قدر افراد بر سر يک داوري اخلاقي خاص اختلاف نظر داشته باشند در اين چون وچرا نمي کنند که در داوريهاي اخلاقي چيزي مطلقا درست يا نادرست وجود دارد. ليکن از آنجا که اختلاف نظرها در باب ارزشهاي اخلاقي نشان مي دهند که آرمان اخلاقي نمي تواند در ضمير خودآگاه انسان خاص جاي گيرد، بايد نتيجه گرفت که اين آرمان بايد براي ذهني که منشا تمامي احکام برحق اخلاقي ماست موجود باشد. به علاوه اين ذهني است که کل واقعيت از آن نشات گرفته و به واسطه آن تدبير مي شود.(21)
    پي نوشتها:
    1- برهان جهان شناختي در پي آن است که از راههاي مختلف نشان دهد که جهان پيرامون ما در نهايت از واقعيت نخستين- يک علت نخستين- که به عنوان خدا شناخته مي شود، نشات يافته است.
    2- ر.ک. ارسطو در کتاب “مابعدالطبيعه و طبيعيات” استدلالي را اقامه کرده است که به استدلال حرکت معروف شده است.
    ر.ک جوادي آملي، عبدالله، ادله اثبات وجود خداوند، نشر اسراء.
    3- نک، ابن سينا، الاشارات و التنبيهات، المنط رابع.
    4- سهروردي، شهاب الدين يحيي، حکمه الاشراق؛ مجموعهمصنفات شيخ اشراق، تصحيح هانري کربن و سيد حسين نصر، ج2، ص 122-121
    5- استدلالهاي توماس آکويناس به راههاي پنج گانه )The Five ways( مشهور شده است. او اين استدلال را در کتاب مشهور خود يعني summa Theolagica آورده است. گفتني است که توماس آکويناس به همراه سنت آگوتين در دوره قرون وسطي- از قرن چهارم ميلادي تا قرن چهارم ميلادي- مي زيسته است. اين دو متفکر به ترتيب داراي گرايشات ارسطويي و افلاطوني نيز هستند.
    6- يکي از استدلالهاي متنوع درباره وجود خداوند که مشترک ميان فلسفه غرب و فلسفه اسلامي است برهان وجودي است که تقريرهاي متفاوتي از آن به جا مانده است. گفتني است که تقريرهاي فلاسفه اسلامي از برهان وجود متفاوت با تقرير فلاسفه غربي است. به طور کلي اين برهان سير خود را با تصوري از خدا آغاز مي کند و بر آن است که تعريف مناسب خدا اين نتيجه را در پي دارد که انکار وجود خدا، خود متناقض است.
    7- تقرير سنتي برهان وجود آنسلم را مي توان در صفحات 56 تا 58 کتاب “philosophy of Religion” يافت . در ضمن تقرير آنسلم که مبدع اين برهان نيز هست با ايراداتي روبه رو گشته است که مي توان به اشکالات گونيلو -)Gounilo( راهب مسيحي قرن يازدهم که با رد برهان وجودي آنسلم شهرت يافت- اشاره کرد. که در متن سابق مي توان به اشکالات گونيلو و پاسخ آنسلم به او مشاهده نمود. در ضمن دکارت و لايب نيتس هر کدام تقريرهايي از اين استدلال اقامه نموده اند.
    8- نک. .s ontological argumentپNormal Malcolm، Anselm
    9- صدرالدين محمدالشيرازي، الحکمه المتعاليه في الاسفار العقليه الاربعه، ج6، ص 14-15
    10- برهان غايت شناختي را اغلب شکلي از برهان نظم به شمار مي آورند. برهان غايت شناختي اين مسئله را بررسي مي کند که آيا در ساختار واقعيت نشانه هايي يافت مي شود که آن را اساس هدفمند بدانيم؟
    11 و 12- براي بررسي برهان پالي و سوئين برن که مدافع برهان نظم هستند مي توانيد به کتاب ذيل رجوع نماييد:
    هيک، جان، فلسفه دين، مترجم بهرام راد، ذيل برهان نظام
    13- شايد بهترين تقريرهاي برهان نظم را در ميان انديشمندان مسلمان، آيت الله سبحاني ارائه کرده است.
    نک: الالهيات علي هدي الکتاب و السنه و العقل، ج1، ص 33-55
    14- اگزيستانسياليسم که به همراه سه مکتب ديگر يعني پوزيتويسم، پديدارشناسي و پراگماتيسم از مکاتب مهم فلسفي دوره معاصر هستند.
    بنيان گذار اگزيستانسياليسم کي يرکگور، فيلسوف دانمارکي قرن نوزدهم است. به اين اعتبار مکتب او به قرن نوزدهم تعلق دارد. اگر اگزيستانسياليسم را از مکاتب قرن بيستم به حساب آورده اند به اين لحاظ است که اين مکتب پساز تاسيس آن توسط کي يرکگور به مدت يک قرن ناشناخته ماند. در ابتداي قرن بيستم نيچه مردم را به وي توجه داد. نقطه آغازين برهان اگزيستانسياليستي چيزي است که به عنوان خصيصه بنيادي فهم شخصي از وجود انساني تلقي شده و گفته مي شود که چنين شناخت ذاتي تنها با ارجاع به واقعا توجيه پذير است.
    15- برهان تجربي )experiential argumenl( درصدد بيان اين مطلب است که واقعيت خدا چيزي نيست که بتوان از شواهد برگرفته از ديگر اشياء استنتاج کرد بلکه بايد با تجربه اي مستقيم آن را شناخت.
    16- برهان هم افزود )cumulative argument( درصدد بيان اين سخن است که ما با توجه به همه براهيني که تاکنون براي توجيه اعتقاد به خداوند مطرح شد و نيز با توجه به ايرادهاي مختلفي که در رد آنها ذکر شد ببينيم که مفاد آنها روي هم رفته چيست. در عين حال که هيچ يک از استدلالها به تنهايي چندان قانع کننده نيست. ممکن است که آنها در کنار يکديگر بتوانند معقوليت اعتقاد به وجود خداوند را به عنوان يک فاعل خودآگاه که در حد اعلاي وجود ارزش و عقلانيت است، نشان دهند.
    17- نک. اکبري، رضا، جاودانگي، ذيل برهان اخلاقي، بوستان کتاب قم، 1382
    18- اکبري، رضا، فلسفه مقدماتي (2)، نيمسال دوم سال تحصيلي 83-82، ص 40-39
    19- پيلين، ديويداي، مباني فلسفه دين، گروه مترجمان، ص 314
    20-نک، قائمي نيا، عليرضا، درآمدي بر منشا دين، ص 43
    21- پيلين، ديويداي، مباني فلسفه دين، بوستان کتاب قم، ص 314، 316
    
    
    
    


 روزنامه رسالت، شماره 5971 به تاريخ 3/7/85، صفحه 17 (انديشه غرب)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 880 بار



آثار ديگري از "سکينه نعمتي "

  ولايت فقيه وقاعده تمدني ايراني
سکينه نعمتي، رسالت 13/6/86
مشاهده متن    
   پديدارشناسي ايراني
سکينه نعمتيا، رسالت 10/6/86
مشاهده متن    
  اسلام تکنوکراسي ؛اسلام آمريکايي
سکينه نعمتي، رسالت 5/6/86
مشاهده متن    
  زمان سازي و مکان سازي در پروژه جهاني شدن
سکينه نعمتي، رسالت 31/5/86
مشاهده متن    
  فلسفه صدرايي؛ فلسفه چرايي وچگونگي يا...
سکينه نعمتي، رسالت 30/5/86
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
صنايع زيرساخت هاي كشاورزي، غذايي، دام و طيور (دامپروران)
متن مطالب شماره 205، بهمن 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است