|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه سرمايه85/7/25: احسان يغمايي باستان شناس: هگمتانه در بوكان است نه همدان
magiran.com  > روزنامه سرمايه >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 657
سه شنبه دوم بهمن ماه 1386


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID4079
magiran.com > روزنامه سرمايه > شماره 300 25/7/85 > صفحه 7 (ميراث) > متن
 
 


خاطرات كاوش  
احسان يغمايي باستان شناس: هگمتانه در بوكان است نه همدان


نويسنده: گفت وگو: سحر افاضلي


    احسان يغمايي، يكي از باستان شناس هاي قديمي است كه سال ها در محوطه هاي باستاني مختلف كشور كاوش كرده است. او كه علاوه بر كاوش و حفاري داستان مي نويسد و شعر مي گويد، در حال حاضر مشغول به نگاشتن مجموعه داستان هاي كوتاه خود است; با او گفت وگويي درباره باستان شناسي انجام داده ايم كه مي خوانيد.
    
    
    
    باستان شناسي چگونه علمي است؟
    
    باستان شناسي يك تكنيك است. تكنيكي كه با استفاده از مجموعه اي از علوم به بررسي زندگي گذشته بشر مي پردازد. البته اگر دستيابي به اطلاعات ميسر نشود اتفاق مهمي نمي افتد.
    
    يعني اين تكنيك فايده اي براي زندگي روزمره ندارد؟
    
    نه، به طور خاص باستان شناسي مثل نقاشي و موسيقي است، به قول تولستوي اساساهمه هنرها بي فايده هستند، اما هنر در برهوت زندگي چون يك واحه است. اگر نقاشي در دنيا نبود، هيچ اتفاقي نمي افتاد. در اصل باستان شناسي تكنيكي است كه با هنر اشتراك دارد و تسلي بخش انسان است. باستان شناسي احساسي در انسان ايجاد مي كند، شبيه به احساسي كه وقتي به اجدادمان فكر مي كنيم، ايجاد مي شود. اين حس انسان را به موقعيت خود و منطقه جغرافيايي كه در آن زندگي مي كند، تثبيت مي كند و نوعي اعتماد به نفس و پشتوانه را براي بشر ايجاد مي كند. در حالي كه خود باستان شناسي في ذاته علم مهمي نيست.
    
    اگر باستان شناسي نباشد هيچ اتفاقي نمي افتد؟
    
    نه، اگر باستان شناسي ايران نباشد فقط ايراني اعتماد به نفس خود را از دست مي دهد و بي هويت مي شود يا هويت ديگري مي يابد. اگر امروز انسان ايراني وجود دارد و متزلزل نيست به خاطر اين است كه نسبت به سرزمين و تاريخ آگاهي نسبي دارد. باستان شناسي تنها به انسان روح و جلا مي دهد و هيچ منفعت ديگري ندارد.
    
    مردم عادي چه نگرشي نسبت به باستان شناسي و آثار باستاني دارند؟
    
    مردم عادي ذهنيت شان روشن تر از دولت است. گذشته از تعدادي از ايراني ها كه عاشق پول بادآورده و بدون زحمت هستند و دنبال گنج مي گردند، بيش تر مردم به باستان شناسي علاقه مندند و حتي بيش تر از باستان شناسان براي آثار و محوطه ها دلسوزي مي كنند. در اصل پشتوانه ميراث فرهنگي اين كشور به مردم گرم است. پاسداران راستين و واقعي باستان شناسي ايران هم مردم هستند.
    
    يعني فكر مي كنيد سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري به خاطر همين پشتوانه مردمي چندان تلاشي براي حفاظت از آثار باستاني نمي كند؟
    
    مردم پاسداران اصلي آثار باستاني هستند. به همين خاطر معتقدم بايد نتيجه تحقيقات باستان شناسي در اختيار مردم قرار گيرد و در رسانه ها منتشر شود نه اين كه گزارش و نتيجه حفاري كه با پول مردم، نه پول سازمان ميراث فرهنگي انجام مي شود بايگاني و خاك بخورد.
    
    فعاليت هاي دولت در اين زمينه نشان داده كه چندان علاقه اي به اين مقوله ندارد، اما مردم هميشه به فكر آثار تاريخي منطقه خود هستند و خيلي بهتر از هر سازماني از آن حفاظت مي كنند.
    
    شايد باور نكنيد اما يكي از اهالي روستاي درودگاه خودش پيشنهاد كرد تا با هزينه خود اره برقي اجاره كند و علف هاي هرز و خاشاك محوطه بردك سياه را از بين ببرد. در حالي كه اين محوطه دو پاسدار دارد كه از اداره ميراث بوشهر پول مي گيرند. اما اين كار را انجام نمي دهند. مردم محلي خيلي دلسوزتر از سازمان ميراث فرهنگي عمل مي كنند.
    
    پس چرا مسوولان ناآگاهي مردم را بهانه مي كند؟
    
    مردمي كه من با آن ها در ارتباط هستم خيلي بيش تر از سازمان ميراث فرهنگي براي آثار باستاني ارزش قايل اند. مردم دامغان خوب مي دانند هويت تاريخي شهرستان دامغان به تپه حصار، تاري خانه وابسته است. مردم سرمايه فكري مي گذارند، اما مسوولان سرمايه مادي را تامين نمي كنند. بارها ديده ام بازديدكنندگان تخت جمشيد، زباله هاي محوطه را داخل سطل زباله مي ريزند، اما مسوولان هيچ توجهي به اين مسايل نمي كنند.
    
    شما تا به حال در چند محوطه كار كرده ايد؟
    
    حدودا25 تا 30 محوطه.
    
    ارزشمندترين كشف شما در اين حفاري ها چه بوده است؟
    
    محوطه اي نبوده كه كار بكنم و يافته ارزشمندي پيدا نكرده باشم. يكي از بهترين آن ها كشف خط نوشته اي در تپه حصار دامغان بود كه مي تواند مسير تاريخ خط را تغيير دهد. خاستگاه خط از سومر در بين النهرين بوده، اما كشف اين خط بخش شمالي در ايران اين تز را با ترديد مواجه كرده است و مي تواند اين تفكر را ايجاد كند كه خط همزمان و توامان در ايران و بين النهرين شكل گرفته است.
    
    اين خط بين دو هزار تا 700ر1 سال قدمت دارد و به زبان بابل قديم نوشته شده است. ديگر مي توانم به كشف پايتخت ماناها در بوكان و يك سنگ يادمان بسيار ارزشمند و بيش از هزار قطعه كاشي اشاره كنم كه به هگمتانه بودن همدان خط بطلان مي كشد. در بوكان ديوارهاي هفت رنگي وجود دارد كه به ديوارهايي كه هرودوت در همگتانه توصيف مي كند، شباهت بسيار دارد. در اصل مي توان گفت هگمتانه را بايد در بوكان جست وجو كرد.
    
    از باستان شناسي هخامنشيان بگوييد؟
    
    اتفاقايكي از بهترين كاوش هايم در منطقه دشتستان بوده است. در دو كاخ بردك سياه و سنگ سياه; آثار به دست آمده در اين محوطه ها نشان مي دهد كه خاستگاه هخامنشيان، دشتستان است و اگر نباشد دست كم آن ها در اين منطقه به قدرت رسيده اند.
    
    از آن سه كيلو طلاي هخامنشي كه در بردك كشف كرديد چه خبر؟
    
    آن سه كيلو طلا. همچنان در صندوق امانات بانك تجارت در اختيار اداره ميراث بوشهر باقي مانده و هيچ كار تحقيقاتي روي آن انجام نشده است. سازمان ميراث فرهنگي اصلاشوق دانستن ندارد و بهايي براي آن نمي پردازد بلكه كم ترين كنجكاوي نيز در اين مورد ندارد، الان 11 سال است كه خطوط كشف شده از تپه حصار در انبار خاك مي خورد.
    
    وضعيت باستان شناسي در ايران را چگونه مي دانيد؟
    
    وضعيت آن گريه آور است. باستان شناسان آن قدر در حال حسابداري و مسايل مالي هستند كه باستان شناسي از يادشان مي رود. من يك سال است كه نتوانسته ام دستمزد راننده گروه حفاري را در بوشهر از سازمان بگيرم.
    
    تا به حال شده به ترانشه اي سر بزنيد و ببينيد اشياي آن را دزديده اند يا آثار آن را خراب كرده اند؟
    
    بارها اتفاق افتاده، در بوكان، بهبهان و قشم اين ماجرا چندين بار تكرار شد.
    
    به نظر شما صنعت و فرهنگ مي توانند با هم ادغام شوند؟
    
    نه، اين دو هيچ سنخيتي با هم ندارند. تلفيق دو سازمان گردشگري و ميراث فرهنگي و صنايع دستي آش شله قلمكاري مي شود كه هيچ يك از فعاليت هاي آن درست انجام نمي شود.
    
    سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري و صنايع دستي، اصرار دارد از صنعت ضعيفي چون توريسم در ايران بهره برداري كند، در حالي كه اين قابليت وجود ندارد. التقاط اقتصاد با فرهنگ عاقبت خوبي ندارد و مسوولان سازمان تا چند سال آينده نتيجه آن را مي بينند.
    
    


 روزنامه سرمايه، شماره 300 به تاريخ 25/7/85، صفحه 7 (ميراث)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 1336 بار



آثار ديگري از "گفت وگو: سحر افاضلي"

  حسن فاضلي نشلي رييس پژوهشكده باستان شناسي هشدار داد: حذف تدريجي ايران از صحنه فرهنگي جهان
گفت وگو: سحر افاضلي، سرمايه 3/11/85
مشاهده متن    
  كودكان تهراني، زنداني در شهر آپارتمان ها / گفت وگو با اسماعيل شيعه، شهرساز
گفت وگو: سحر افاضلي، سرمايه 22/5/85
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
ماهنامه صنايع چوب و كاغذ
متن مطالب شماره 128، بهمن 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است