ورود اعضا [Sign in]  |  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟
جستجوی پيشرفته مطالب   |
شناسنامه نشريات مطالب همه مجلات مطالب مجلات علمي، پژوهشي مطالب روزنامه ها
   جستجو:    
 
روزنامه دنياي اقتصاد85/7/26: بررسي فرآيند انتقال پس از فروپاشي
magiran.com  > روزنامه دنياي اقتصاد >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 2015
سه شنبه بيستم بهمن ماه 1388



تبليغات




 
MGID3360
magiran.com > روزنامه دنياي اقتصاد > شماره 1083 26/7/85 > صفحه 32 (بورس - تحليل) > متن
 
      


بررسي فرآيند انتقال پس از فروپاشي


نويسنده: دكتر عليرضا رحيمي بروجردي


    هر چند فروپاشي سلطنت كمونيستي شرق باعث شد جمهوري هاي شوروي و كشورهاي بلوك شرق دوره اي جديد همراه با آزادي هاي فراگيرتر را تجربه كنند، اما بي ترديد سال هاي سياه وابسته بودن به دولت مركزي مسكو آنچنان ساختارهاي اين كشورها را دگرگون كرد كه پس از فروپاشي، اين كشورها دچار امراض وابسته به دوران «انتقال» شدند. دكتر عليرضا رحيمي بروجردي، دانشيار دانشكده اقتصاد دانشگاه تهران، مشاهدات و تحقيقات خود را طي فرصت مطالعاتي در كشورهاي اروپاي شرقي، به صورت مقاله اي در فصلنامه اقتصاد سياسي، به چاپ رسانده است. وي نشان مي دهد كه اين كشورها در فرايند انتقال خود در زمينه هاي مختلف اجتماعي، سياسي، آموزشي و اقتصادي با چه معضلاتي دست به گريبان هستند.
    
    
    
    فروپاشي اتحاد جماهير شوروي و رژيم هاي وابسته به بلوك شرق در اروپاي شرقي، عصر جديدي را فراروي كشورهاي تازه استقلال يافته اين منطقه از جهان و ساير كشورها قرار داد. دگرگوني به وجودآمده باعث بر هم زدن معادلات سياسي و اقتصادي در فضاي سياسي و اقتصادي بين المللي گرديد و متعاقبا آثار و عواقب ناشي از آن در تصميم سازي هاي جهاني تاثيرات شگرفي برجاي گذاشته است كه دخالت هاي بي حد و حصر ايالات متحده آمريكا در تنظيم متغيرهاي سياسي و اقتصادي بسياري از كشورها، از جمله پيامدهاي آن به شمار مي رود. بديهي است كه دگرگوني فضاي سياسي كشورهاي اروپاي شرقي، بالكان و جمهوري هاي تازه استقلال يافته شوروي سابق، مستلزم مطالعات وسيع و همه سونگرانه اي است كه بايد در ابعاد مختلف مورد مداقه قرار گيرد.
    ماموريت اين تحقيق، بررسي «فرآيند انتقال» اين كشورها در چهار وجه اجتماعي، سياسي و روابط بين الملل، آموزشي و اقتصادي است. روش شناسي تحقيق در برگيرنده «مشاهداتي» است كه مولف در دوران نه ماهه «فرصت مطالعاتي» از طرف دانشگاه تهران به تعدادي از كشورهاي اروپاي شرقي (مولداوي، اوكراين و بلغارستان) داشته است. نتايج مطالعه نشان مي دهد كه اين كشورها تمايل شديدي براي طي مسير «انتقال» دارند، هر چند با دشواري ها و تنگناهاي معتنابهي از جمله فساد شديد اقتصادي و سرگرداني در پيدا كردن روشي مناسب براي پايه ريزي ارزش هاي ايجاد جوامع جديد رو به رو هستند.
    1 - مقدمه
    كشورهاي سوسياليست اروپاي شرقي كه شامل سرزمين هاي واقع در شرق آلمان و غرب منطقه «اورال» به انضمام روسيه مي شوند، گذار اجتماعي، سياسي، آموزشي و اقتصادي خود را به دوران پساكمونيستي از اواخر دهه 1980 و اوايل دهه 1990 شروع كردند. در اين فرآيند، ارزش هاي مبتني بر «ليبراليسم غربي» به جاي ارزش هاي مبتني بر «سوسياليسم» مدنظر نظريه پردازان و طراحان «عصر جديد اروپاي شرقي» قرار گرفت. انهدام ارزش هايي كه نشات گرفته از مالكيت دولتي و جمع گرا بود و جاذبه و قدرت نمايي اصول حاكم بر نظام سرمايه داري و مالكيت فردي به جاي آن، تظاهر عملي فزوني طلبي تاريخي انديشه فردگرايانه در نهادهاي اجتماعي، سياسي، آموزشي و اقتصادي را تداعي مي كند. هدف فرآيند انتقال در كشورهاي مستقل مشترك المنافع (1) و رژيم هاي رها شده از سلطه سوسياليسم در اروپاي شرقي و بالكان، افزايش بهره وري و استانداردهاي زندگي اين كشورها از طريق خصوصي سازي و نيروهاي حاكم بر بازار آزاد بود. بنابراين سوال مورد بررسي اين مطالعه را مي توان اينگونه طرح كرد: «آيا فرآيند انتقال در كشورهاي اروپاي شرقي، بالكان و CIS به بهبود كيفي استانداردهاي زندگي آنها منجر شده است يا نه؟» روش شناسي تحقيق براي پاسخ به اين سوال عبارت است از مشاهدات عيني و مطالعات نظري مولف.
    به منظور بررسي فرآيند انتقال، كشورهاي مورد مطالعه را به قرار زير تقسيم مي كنيم:
    الف: كشورهاي اروپاي شرقي و بالكان
    اين دسته از كشورها عبارتنداز: 1- آلباني 2- بوسني و هرزگوين 3- بلغارستان
    4 - كرواسي 5- جمهوري چك
    6 - استوني، 7- مجارستان 8- لاتويا 9- ليتواني 10- مقدونيه 10- لهستان 11- روماني 12- جمهوري اسلواكي
    13 - اسلوني و 14- يوگسلاوي.
    ب: كشــورهـــاي مستقــل مشترك المنافع (CIS)
    اين دسته از كشورها عبارتنداز:
    1 - ارمنستان 2- آذربايجان 3- روسيه سفيد (بلاروس) 4- گرجستان 5- قزاقستان 6- قرقيزستان 7- مولداوي 8- فدراسيون روسيه 9- تاجيكستان 10- تركمنستان 11- اوكراين و 12- ازبكستان.
    فرآيند انتقال در هر دو دسته اين كشورها از جميع جهات داراي نقاط افتراق و اشتراك است. اين كشورها از نظر ساختار اقتصادي داراي افتراق هاي زيادي هستند و از ساختارهاي جغرافيايي كاملا متفاوتي برخوردارند، ضمن آن كه داراي ساختارهاي جمعيتي ناهمگوني نيز هستند. جمعيت كشورهاي گروه الف و گروه ب در 2004، حدود 409ميليون نفر گزارش شده است كه سهم كشورهاي گروه الف (با 15 كشور) حدود 133ميليون نفر و جمعيت كشورهاي CIS (با 12 كشور) بيش از دو برابر گروه نخست يعني حدود 276ميليون نفر برآورد مي گردد. در ميان كشورهاي گروه الف، كشورهاي جمهوري چك (2/10ميليون)، مجارستان (10ميليون)، لهستان (6/38ميليون)، روماني (35/22ميليون) و يوگسلاوي (8/10ميليون) داراي جمعيتي بالاي ده ميليون نفر و مابقي كشورهاي گروه، از جمعيت زير ده ميليون نفر برخوردارند. از گروه ب، كشورهاي روسيه سفيد (3/10ميليون)، قزاقستان (14/15ميليون)، روسيه (144ميليون)، اوكراين (7/47ميليون) و ازبكستان (4/26ميليون) داراي بيشترين جمعيت و مابقي كشورهاي اين گروه از جمعيت زير ده ميليون نفر بهره مندند. مشاهدات عيني من از كشورهاي مولداوي (44/4ميليون نفر)، بلغارستان (5/7ميليون نفر) و اوكراين صورت گرفت و در همين حال نيز با استادان و مديران آموزشي و پژوهشي كشورهاي مجارستان، روماني، آلباني، گرجستان، روسيه و روسيه سفيد در تعامل علمي مستمر بودم.
    همان طور كه بيان شد فرآيند انتقال در دو دسته كشورهاي ياد شده با عنايت به جمعيت و وسعت هر كدام داراي تشابهات و افتراق هاي كلي است. براي مثال، در حالي كه كشورهاي اروپاي شرقي به طور نسبي توانسته اند زمين هاي كشاورزي را به بخش خصوصي واگذار كنند (در برخي از اين كشورها بخش كشاورزي هنوز به صورت نظام اشتراكي اداره مي شود)، اما اين فرآيند در كشورهاي CIS غربي
    (روسيه، روسيه سفيد و اوكراين) به جز مولداوي به سختي صورت مي پذيرد. خصوصي سازي زمين هاي كشاورزي در ديگر كشورهاي CIS همچون گرجستان، ارمنستان و آذربايجان از موقعيت بهتري برخوردار است. خصوصي سازي زمين هاي كشاورزي در كشورهاي بالكان تحت تاثير كشمكش هاي قومي، بي ثباتي سياسي و جنگ قرار گرفته است. در مجموع ملاحظه شده است كه خصوصي سازي در كشورهاي اروپاي شرقي، بالكان و CIS ضمن آن كه داراي وجوه اشتراك و افتراق فراواني است، اما به اعتقاد بسياري از تحليلگران اقتصادي، روند خصوصي سازي در اين كشورها به توزيع نامناسب درآمد و افزايش فاصله طبقاتي ميان بخش هاي مختلف جوامع منجر شده است (Frydman et al 1999:1153-1191) همان طور كه ملاحظه مي شود فرآيند انتقال (براي نمونه خصوصي سازي زمين هاي كشاورزي) داراي افتراق هاي فراواني در كشورهاي مزبور است. اما وجه تشابه آنها، عبارت است از استفاده از تكنولوژي كاربر و بسيار ابتدايي با بهره وري اندك و كارآيي نامناسب عوامل توليد (Giovarelli and Bledsoe 2000) بنابراين مطالعه فرآيند انتقال در بخش هاي مختلف در هر يك از اين كشورها داراي ويژگي خاص و بعضا منحصر به فرد است. در اين تحقيق فرآيند انتقال در هر دو دسته اين كشورها در بخش هاي مختلف مورد بررسي قرار مي گيرد. اهميت بررسي فرآيند انتقال از آن جهت ضروري است كه بنابر شواهدي تحولات به وجوه آمده به ناهنجاري هاي وسيع در حوزه هاي متفاوت انجاميده است به طوري كه در خوشبينانه ترين تخمين، بيش از يكصدميليون نفر از جمعيت كشورهاي مزبور با فقر مطلق روبه رو گرديده اند و بيشتر از اين تعداد در حد معيشت و كمي بالاتر از خط فقر هستند. (Beams 1999)
    2 - بررسي فرآيند انتقال در حوزه هاي مختلف
    فروپاشي اتحاد جماهير شوروي و رژيم هاي سياسي طرفدار آن در بخش وسيعي از اروپاي شرقي و حوزه بالكان، تحولات شگرفي را در اين بخش از جهان كه بيش از هفتاد سال در سيطره و سلطه ايدئولوژي كمونيسم و نظام كمونيستي شوروي بود، دامن زد. تحولات مزبور دست آويز قابل استنادي براي سازمان هاي بين المللي كه بخش عظيمي از مسووليت و اختيارات جهاني را به دوش مي كشند از يك طرف و كارشناسان مختلف در حوزه هاي علمي و آكادميك از سوي ديگر قرار گرفت كه با تتبع ذره بيني و وسواس گونه اي به بررسي همه جانبه يكي از بزرگ ترين و هيجان انگيزترين انقلاب هاي بخش مهمي از جامعه جهاني در اواخر هزاره دوم ميلادي پرداخته اند. كارشناسان ارشد صندوق بين المللي پول و بانك جهاني بخش اعظمي از مطالعات خود را به بررسي موضوع يادشده اختصاص و به طور مستمر اين تحولات را تحت نظارت دقيق خود قرار دادند (مثلا نگاه كنيد به مقالات و گزارش هاي بين 1986 و 2000). علاوه بر صندوق بين المللي پول و بانك جهاني، ادبيات نسبتا جديد سازمان هاي اقتصادي معتبري همچون فائو و موسسات وابسته به سازمان ملل متحد به بررسي زواياي مختلف آن پرداخته اند. اين بررسي ها ضمن آنكه به موضوعات اقتصادي از جمله خصوصي سازي، بازار آزاد، تجارت آزاد و مسائلي از اين قبيل مي پردازند، مباحث اجتماعي و سياسي متعددي همچون جوانان (Roberts 1999)، بحران هاي اجتماعي (Richter 1999)، گرسنگي و قحطي (Randall 1998)، بحران هاي سياسي (Volkov 1998) و فساد (Stracansky 2004) را مدنظر قرار مي دهند.
    بررسي تحولات يادشده مستلزم مطالعه اي دقيق در حوزه هاي مختلف اجتماعي، سياسي، آموزشي و اقتصادي است. آنچه در ادامه خواهد آمد مشاهدات عيني مولف به همراه مطالعات نظري است كه اكثرا توسط كارشناسان و محققان كشورهاي مورد مطالعه صورت گرفته است. نگارنده اميدوار است كه ساير محققان، مطالعه حاضر را دستمايه بررسي هاي جامع تر در حوزه هاي ديگر قرار دهند.
    1-2. فرآيند انتقال در روابط اجتماعي
    فرآيند انتقال در روابط اجتماعي در حوزه هاي مختلفي قابل مطالعه هستند. يكي از نشانه هاي بارز آن تساهل و تسامحي است كه در تمامي زواياي رفتار اجتماعي اين كشورها موج مي زند.
    به طور قطع كساني كه از اين منطقه ديدار كرده اند با عبارت: «نگران نباش. همه چيز درست مي شود» آشنايي دارند.
    ساده انگاري و بلكه بي تفاوتي مردم كه بخشي از آن از دوران گذشته به يادگار مانده است روابط مردم با يكديگر را بي تفاوت و سرد ساخته است. رفتار سرد مردم در كشورهاي CIS به مراتب بيشتر از ساير كشورهاي اروپاي شرقي و بالكان است. نگرش ساده انگارانه مردم نسبت به آينده و مسائل ديگر قابل تامل است.
    ارزش هاي سوسياليستي كه اتحاديه جماهير شوروي در طول بيش از هفتاد سال آنها را در مراكز دانشگاهي كشورهاي تحت سلطه القا و نهاد خانواده را موظف به رعايت و اجراي دقيق آنها كرده بود، پس از پيدايش نهضت «گلاسنوست»(2) و «پروستاريكا»(3) به رهبري ميخائيل گورباچف آخرين رهبر اتحاديه جماهير شوروي سابق اكنون جاي خود را به ارزش هاي ليبراليستي غربي داده اند.
    رواج انديشه فردگرايي(4) به جاي تفكر جمع گرايي (5) در تمامي رفتارهاي اجتماعي كشورهاي آزاد شده از يوغ كمونيسم به چشم مي خورد.
    در واقع فرآيند انتقال در حوزه اقتصادي كه مالكيت خصوصي را از طريق خصوصي سازي منابع و ابزار توليد ميسر مي سازد انديشه فردگرايي را در روابط اجتماعي قوت بخشيده است.
    تكبر، نخوت و خودبيني كه از مظاهر بارز انديشه بورژوازي است، به تدريج در رفتار اجتماعي بسياري از مردم اين كشورها به ويژه جوانان و نسل جديد رخنه كرده و موجب بحران شديدي در اين جوامع شده است.
    طبق گزارش هاي منابع رسانه اي روسيه جوانان به ويژه جوانان روسي با بحران هاي شديد اجتماعي مواجه هستند
    (Roberts 1999) تا 1994، 21درصد از نوجوانان و جوانان روسيه بين سنين 15 تا 19 سالگي دوران دبيرستان را به اتمام نرساندند و بسياري از آنها معتاد به مواد مخدر شدند. دانشگاه هاي اين كشورها نيز وضعيت بهتري ندارند. بسياري از دانشجويان با بي تفاوتي فراوان و تنها به خاطر گرفتن مدرك دانشگاهي در دانشگاه ها ثبت نام مي كنند و با بي ميلي شديد در كلاس هاي درس حاضر مي شوند.
    براساس يك گزارش (نگاه كنيد به Roberts 1999ا) بين سال هاي 1980 و 1987 نرخ زاد و ولد در كشور روسيه 14درصد افزايش پيدا كرد و همين امر بر تعداد جوانان اين كشور در اوايل دهه 2000 افزود. همين گزارش مي افزايد كه 75درصد كساني كه در روسيه مبتلا به بيماري ايذر شده اند، به دليل اعتياد و استفاده از مواد مخدر بوده است. در همين حال، اعتياد و مصرف بيش از حد مشروبات الكلي ميان جوانان روسيه به يك بحران فراگير اجتماعي تبديل شده است. اين مساله را در ديگر كشورهاي تازه استقلال يافته اروپاي شرقي نيز مي توان مشاهده كرد. استفاده از مشروبات الكلي توسط جوانان در معابر عمومي، خيابان ها و پارك ها در كشورهايي نظير مولداوي و اوكراين از جمله مواردي است كه نظر هر تازه واردي را به خود جلب مي كند. در 1997، تعداد نوجوانان زير هفده سال كه به بيماري سفليس مبتلا شدند، هفتاد برابر تعداد آنها در 1990 بوده است. در اين ميان، تعداد دختران 15 تا 17ساله مبتلا به اين بيماري، دو برابر تعدادي است كه براي زنان در مجموع گزارش شده است. از اين رو، نرخ مرگ و مير ميان نوجوانان و جوانان در روسيه و ساير كشورهاي تازه استقلال يافته در حال افزايش است.
    سرگرداني نسل جوان اين كشورها كاملا مشهود است. بي احترامي نوجوانان به بزرگتر ها به دليل نبود ارزش هايي است كه پس از شروع فرآيند انتقال اين جوامع، مورد بي اعتنايي مراكز فرهنگي و اجتماعي اين كشورها قرار گرفته اند. در واقع نسل جوان نه به ارزش هاي پدران خود اعتنايي دارد و نه اينكه ارز ش هاي فرهنگي و اجتماعي جايگزيني را لمس كرده است. به عبارت ديگر، ايجاد خلاء ارزشي ميان نسل جديد، آنها را در حوزه هاي مختلف اجتماعي و فرهنگي سرگردان كرده است. عده اي معتقدند كه رشد اعتياد و ساير بحران هاي روحي ميان نسل جوان به واسطه همين خلاء ارزشي است. جرم و جنايت در اين كشورها در حال حاضر به يكي از معضلات شديد اجتماعي مبدل شده و امنيت اجتماعي و فردي افراد توسط تشكيلات سازمان يافته تبهكاري در معرض خطر قرار گرفته است. گزارش UNDP وضعيت جرم و جنايت در اين كشورها را به اين گونه منعكس كرده است: در استوني جنايات سازمان يافته (6) از رشد چشمگيري برخوردار بوده است. در اين كشور جنايات سابق خياباني اكنون به شكل جنايت اقتصادي و فعاليت هاي غيرقانوني تجاري درآمده است. در قرقيزستان بازار جنايت در زمينه استخدام آدمكش هاي حرفه اي براي كشتن مسوولان دولتي و قانونگذاران فعال است. گزارش مشابهي از جنايت در كشور تاجيكستان حاكي از آن است كه آدم ربايي، استخدام آدمكش هاي حرفه اي براي كشتن شخصيت هاي سياسي و بانفوذ، دزدي و جعل از جمله مواردي هستند كه از 1996 به بعد توسط سازمان هاي جنايي حرفه اي به طور گسترده انجام شده است. ساير كشورهاي اروپايي شرقي، بالكان و CIS نيز در وضعيتي مشابه قرار دارند. (Beams 1999).
    از طرفي ديگر، «فساد» يكي از معضلات اين كشورها در دوران انتقال است. از ميان 146كشور مورد مطالعه، جمهوري چك، لهستان، لاتويا و اسلواكي در اروپاي شرقي در مقايسه با كشور هاي غرب اروپا، از سطح فساد بسيار بالاتري برخوردارند. فساد در كشور هاي CIS از جمله روسيه حتي نسبت به كشور هاي اروپاي شرقي بسيار بيشتر گزارش شده است. در اين ميان، كشور مولداوي بالاترين سطح فساد در روابط اجتماعي و اقتصادي را به خود اختصاص داده است.
    در واقع فساد در كشور هاي كمونيستي بخشي جداناشدني از زندگي اجتماعي است و مردم براي دريافت خدمات بهتر اجتماعي در بخش هاي مختلف همچون بيمارستان، پليس، مدرسه و دانشگاه، دادگاه، خدمات دولتي و حتي بازرگانان مجبور به پرداخت رشوه به صور گوناگون هستند. در اين مورد، دولت هاي اين كشور ها تاكنون به مبارزه جدي با اين معضل اجتماعي نپرداخته اند. والري زوركين (7)، رييس دادگاه قانون اساسي روسيه در مصاحبه اي گفته است كه پرداخت رشوه يكي از معضلات اجتماعي روسيه به شمار مي آيد. كارشناسان معتقدند در اين كشور سالانه بيش از 10ميليارد دلار رشوه دست به دست مي شود (Stracansky 2004).
    كارشناسان اميدوارند كه فرآيند انتقال بتواند معضلات ياد شده را كه پس از استقلال اين كشور ها تشديد شده است، كاهش دهد. البته بايد توجه داشت كه به دليل مهاجرت وسيع مردم از روستاها به شهرها و گسترش شهر هاي بزرگ، فعاليت هاي مولد اجتماعي كه سابقا بخش بزرگي از آنها در روستاها صورت مي گرفت، اكنون كمتر انجام مي شود و همين امر بحران ها و معضلات اجتماعي اين كشور ها را افزايش داده است.
    2-2. فرآيند انتقال در سياست و روابط بين الملل
    تعداد زيادي از كشور هاي CIS از جمله اوكراين، آذربايجان، قرقيزستان، گرجستان، ارمنستان و تركمنستان تلاش مي كنند تا وابستگي سياسي خود را به روسيه كاهش دهند و در عوض، به دنياي غرب بپيوندند. انقلاب نارنجي در اوكراين در اوايل 2005 و قبل از آن انقلاب زرد در گرجستان كه به انزواي بيشتر احزاب كمونيست طرفدار روسيه و روي كارآمدن احزاب دموكرات طرفدار غرب انجاميد و تحولات سياسي در اكثر كشور هاي CIS نشان از فرآيند انتقالي است كه در اين كشور ها پديد آمده است. با اين حال بلاروس هنوز وابستگي سياسي شديدي به روسيه دارد و تعداد زيادي از نمايندگان مجلس مولداوي از حزب كمونيست اين كشور انتخاب شده اند و به دليل نظام پارلماني در اين كشور، رييس جمهور و نخست وزير آن هنوز كمونيست هستند، اما از 2002 به اين طرف، گرايش هاي ليبراليستي متمايل به اروپاي غربي در اين كشورها فراگير شده است، به ويژه در مولداوي كه حزب كمونيست آن كشور در انتخابات سال 2005، بخش قابل توجهي از كرسي هاي پارلمان را به احزاب غيركمونيست واگذار كرد. كشورهاي اروپاي شرقي و بالكان از وضعيتي به مراتب بهتر برخوردارند. انتخابات اخير در روماني كه رييس جمهور كاملا طرفدار غرب را به قدرت رساند و پيوستن بسياري از اين كشورها به اتحاديه اروپا، نشان دهنده پيدايش فرآيند انتقال گسترده و سريع اين كشورها در نظام بين الملل است.
    تجديد ساختار نهادهاي سياسي و نيروي پليس از ديگر اقداماتي است كه اين كشورها در فرآيند انتقال در دستور كار خود قرار داده اند. نهادهاي سياسي جديد از جمله تاسيس احزاب غيركمونيست با نام هاي مختلف در بيشتر اين كشورها، مبارزه اي علني و جدي را با بقاياي به جا مانده از تفكر سياسي گذشته شروع كرده اند. احزاب جديد در فرآيند انتخابات مردمي، از حمايت هاي شديد داخلي و خارجي برخوردار هستند و كرسي هاي زيادي را در پارلمان كسب كرده اند. انتخابات 2005 در مولداوي، اوكراين و روماني كه به طور نسبي به پيروزي احزاب غيركمونيست انجاميد، نمونه بارز اين مدعا است. از طرفي ديگر، مشاهدات اخير نشان مي دهند كه كارشناسان و مستشاران انگليسي و آمريكايي سرگرم سازمان دهي جديد نيروي انتظامي و پليس در اين كشورها هستند. اعزام مرتب كارشناسان نظامي غربي و برگزاري دوره هاي پيوسته نظامي در اين كشورها رو به افزايش است. بنابراين بايد انتظار داشت كه طي سال هاي آتي، تحول بنيادي در تفكر و ساختار نيروهاي نظامي و انتظامي در اين كشورها كه مسوول دفاع و برقراري امنيت هستند، پديدار شود.
    يكي از نكات حائز اهميت در فضاي سياسي اين كشورها، علاقه شديد آنها به پيوستن به اتحاديه اروپا است. تاكنون بسياري از كشورهاي اروپاي شرقي و بالكان به عضويت اتحاديه اروپا درآمده اند و بقيه آنها از جمله كشورهاي CIS به قرارداد شينگن و موافقتنامه مشاركت و همكاري (8) كه از پيمان هاي اتحاديه اروپا مي باشند، پيوسته اند كه اين امر حركت عوامل توليد بين اين كشورها و اتحاديه اروپا را آسان و هموار ساخته است. اين كشورها اميدوارند ترتيبات تجاري ميان آنها و اتحاديه اروپا با محدوديت هاي كمتري روبه رو شوند. علاوه بر مسوولان حكومتي، مردم اين كشورها ضمن دوري جستن از روسيه، علاقه و تمايل فراواني به ادغام در اتحاديه اروپا از خود نشان مي دهند. چنين تمايلي در سطوح دانشگاهي و روشنفكري بيشتر به چشم مي خورد.
    مشاهدات نشان مي دهند كه در اين كشورها، گسترش روابط سياسي با تمامي كشورها به ويژه كشورهايي كه از لحاظ اقتصادي، موقعيت خوبي در فضاي بين الملل دارند، از جمله ايالات متحده آمريكا، چين و ژاپن در اولويت قرار دارد. همين امر باعث گرديده است كه روابط اقتصادي اروپاي شرقي، بالكان و CIS با كشورهاي چين، ژاپن و ايالات متحده در حال افزايش و گسترش باشد. به علاوه عضويت اين كشورها در اكثر نهادهاي معتبر جهاني، افق ادغام سياسي، اقتصادي آنها را در جامعه بين الملل روشن و اميدواركننده ساخته است.
    علاوه بر جنبه هاي مثبت، فرآيند انتقال سياسي در اين كشورها داراي جنبه هاي ديگري نيز هست. نخست آنكه بحران هاي سياسي در روسيه و مناطق وابسته به آن از جمله چچن، هنوز به راحتي قابل سرايت به بسياري از اين كشورها مي باشد. كشتار صدها كودك در اواخر 2004 در واقعه گروگان گيري يك مدرسه توسط جدايي طلبان چچن، تاثيرات سياسي و اقتصادي چندي بر كشورهاي همجوار باقي گذاشت به علاوه، روسيه هنوز مناطق قابل ملاحظه اي از كشورهاي تازه استقلال يافته از جمله بلاروس، مولداوي، اوكراين و... را در كنترل نظامي و سياسي خود دارد. جدايي طلبان مولداوي كه حاشيه شرقي اين كشور در مرز اوكراين تحت عنوان ترانس نيستريا (9) را تحت كنترل خود دارند، با برخورداري از ارتش روسيه و تحت نفوذ مستقيم اين كشور، داراي مجلس، رييس جمهور، پرچم و قوانين جداگانه اي هستند، ضمن آنكه هنوز سازمان ملل متحد و هيچ كشوري آنها را به رسميت نشناخته است. جالب توجه است كه يكي از بزرگ ترين و باارزش ترين كارخانه هاي توليد انواع آهن و قطعات وابسته به آن در منطقه، در همين بخش از خاك مولداوي قرار دارد و معمولا دخالت هاي اوكراين و روسيه در مولداوي از طريق همين منطقه صورت مي گيرد.
    روسيه هنوز به طور مستقيم و يا غيرمستقيم در انتخابات و فرآيند سياسي بسياري از كشورهاي CIS دخالت دارد، به طوري كه رييس جمهور بلاروس منتخب روسيه است و تقلب انتخاباتي در اوكراين در 2005 كه به انتخابات مجدد در اين كشور كشيده شد، با دخالت روسيه صورت گرفت. اعتقاد عمومي در اين كشورها بر اين است كه مسموميت پوستي رييس جمهور فعلي اوكراين كه او را تا مرز هلاكت كشاند، با دستور كرملين صورت گرفته بود. بنابراين فرآيند انتقال سياسي در اين كشورها ضمن آنكه با سرعت مسير خود را طي مي كند، اما گهگاه با دخالت هاي روسيه و عوامل تحت نفوذ آن، حركتش كند مي شود. از طرف ديگر، دخالت هاي آشكار و نهان ايالات متحده آمريكا در اين كشورها، صحنه رقابت وسيعي را با كشور روسيه به وجود آورده است. روي كار آمدن دولت جديد اوكراين كه تمايل شديدي به سياست هاي غرب دارد و فرار رييس جمهوري قزاقستان و انتخابات زودهنگام در اين كشور، همگي خبر از دخالت هاي آمريكا در اين منطقه دارد. كمك هاي مالي فراوان مستقيم و غيرمستقيم آمريكا از طريق سازمان هاي غيردولتي به اين كشورها، گرايش روزافزون اين كشورها به غرب را موجب شده است.
    
    پي نوشت:
    1. Commonweath of Independent States (CIS)
    2. Glasnost
    3. Perestroika
    4. Individualism
    5. Collectivism
    6. Organized crimes
    7. Valery Zorkin
    8. Partnership Agreement and Cooperation (PAC)
    9. Transnistria
    
    
    بررسي فرآيند انتقال پس از فروپاشي دكتر عليرضا رحيمي بروجردي
    




    دفعات مطالعه اين مطلب: 380 بار
      

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

تبليغات
آفتاب يزد
اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
كيهان
ساير روزنامه ها را در سايت هاي اختصاصي شان مطالعه نماييد.
 پيشخوان
مجله علمي پزشكي دانشگاه علوم پزشكي جندي شاپور اهواز
متن مطالب شماره 3 (پياپي 62)، پاييز 1388را در magiran بخوانيد.

- مقايسه يادگيري توالي حركتي صريح و ضمني در سالمندان
- بررسي سطح چربيهاي سرم در بيماران كم كاري تحت باليني تيروئيد قبل و بعد از درمان با لووتيروكسين
- گزارش يك مورد مسموميت شديد غير شايع با ايزونيازيد همراه
و ...
سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1388-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.

توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.
 
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوی اخبار و مطالب منتشر شده در نشريات اطلاعی نداريم!