|
ماجراي ترور حجاريان
.7 ترور سعيد حجاريان در نخستين ساعات روز بيست و دوم اسفند ماه سال 1378 آقاي سعيد حجاريان، عضو شوراي شهر تهران، در حالي كه قصد ورود به ساختمان شوراي شهر را داشت، مورد سوء قصد چند مرد مسلح قرار مي گيرد و به شدت از ناحيه سر، صورت و گردن، مجروح مي شود. سعيد حجاريان كه پيش از اين در وزارت اطلاعات فعاليت مي كرد و از مسئولين رده بالاي اين وزارت خانه محسوب مي شد، پس از دوم خرداد، به يكي از فعالان و كنش گران برجسته سياسي تبديل شد، او پس از تحولات دوم خرداد، علاوه بر عضويت در شوراي شهر، در مسئوليت هاي متعدد ديگري همچون، عضويت در شوراي مركزي جبهه مشاركت، مدير مسئولي روزنامه صبح امروز و در سمت مشاور سياسي رئيس جمهور، ايفاي نقش مي كرد، بنابراين انتخاب اين گزينه براي ترور كاملاً حساب شده بود و قتل ايشان در آن فضاي پرالتهاب سياسي مي توانست به يك فتنه بزرگ، در تاريخ انقلاب تبديل شود. پس از وقوع اين حادثه، عمده شخصيت هاي حقيقي و حقوقي سياسي - مذهبي، با تمام سليقه هايي كه داشتند، اين ترور را به شدت محكوم و آن را اقدامي در جهت به بحران كشاندن نظام ارزيابي كردند. رهبري معظم انقلاب نيز با صدور پيامي مهم، اين اقدام را جنايت آميز و ناجوانمردانه خواندند و از نيروهاي امنيتي و انتظامي كشور مؤكداً خواستند كه با دقت و سرعت هر چه تمام تر، در شناسايي و مجازات عاملين اين توطئه سازمان يافته، اقدام نمايند. مقام معظم رهبري در بخش ديگري از اطلاعيه، اين اقدام را گوشه اي از يك توطئه خطرناك بر ضد مصالح كشور، ملت و نظام توصيف كرده و اضافه فرمودند: «بزرگ ترين خدمت به جنايتكاران و دشمنان انقلاب اين است كه به جاي هوشمندي و شناخت دشمن توطئه گر، كساني از اين حادثه تلخ براي هيجان افكار عمومي و ايجاد جوّ سوءظن و اغتشاش استفاده كنند و كار را براي مأموران امنيت ملي دشوار سازند. . . كساني كه با تهييج افكار عمومي و نشانه گرفتن اشخاص و جناح هاي داخلي، جو اضطراب و ناامني را تشديد مي كنند، دانسته يا ندانسته به دشمن كمك مي رسانند. »317 انتظار مي رفت پس از پيام مقام معظم رهبري و هشدارهاي ايشان نسبت به توطئه هاي دشمنان انقلاب اسلامي، قدري از هيجانات سياسي كه توسط بعضي از عناصر افراطي و هوچي گر بر كشور مستولي شده بود، كاسته شود و مطبوعات با پرهيز از گمانه زني هاي بي اساس خود، فضا را براي پيگيري نيروهاي امنيتي و انتظامي كشور فراهم سازند. اما بر خلاف انتظار، جرياني كه همواره حيات خود را در غوغاسالاري مي ديد و فرصت را براي تصفيه حساب هاي سياسي، از هر جهت مناسب يافته بود، دست به غوغاسالاري، گمانه زني ها و اتهامات بي اساس عليه برخي از شخصيت هاي شاخص سياسي و ديني، مراجع عظام تقليد، نهادهاي انقلابي و نظامي و گروه هاي ارزشي وفادار به آرمان هاي امام زدند. در اين ماجرا صدا و سيماي جمهوري اسلامي نيز كه همواره، مورد حقد و كينه اين جريان فرصت طلب قرار داشت، سخت مورد تهاجم و تعرض قرار گرفت. بهانه اين تهاجم نيز صرفاً انعكاس اطلاعاتي از منابع قضايي و امنيتي كشور، در خصوص برخي از متهمين اين پرونده شوم بود. حدوداً پنجاه روز پس از دستگيري مظنونين اصلي اين جنايت، از جمله شخصي به نام «محمد علي مقدمي» رازي از پرده برون افتاد كه همه تحليل ها و اتهامات بي اساس جبهه اصلاح طلب، به يك باره زير سؤال رفت و موج اتهامات و جنجال عليه جناح راست، به ناگاه فرو خوابيد، چرا كه محمد علي مقدمي كه يكي از عوامل اصلي اين ترور بود، از فعالان جبهه مشاركت ايران اسلامي به شمار مي آمد و گرايش اين شخص به حزب مشاركت و همكاري با آن به قدري روشن بود كه كسي نمي توانست آن را انكار كند. هر چند جبهه مشاركت با انكار عضويت وي در آن حزب تلاش كرد تا گرايش سياسي وي به جريان اصلاح طلب را نيز مورد ترديد قرار دهد. محمد علي مقدمي در ماجراي ترور حجاريان، مأموريت داشت تا با تحويل نامه اي از حكيمي پور (يكي از اعضاي نخستين شوراي شهر تهران) به سعيد حجاريان، وي را براي لحظاتي متوقف سازد، تا دوست ديگرش (سعيد عسگر) با استفاده از اين فرصت، حجاريان را مورد هدف قرار دهند. در نامه اي كه حكيمي پور به سعيد حجاريان نوشته بود، در آن از ميزان وابستگي محمد علي مقدمي به جبهه مشاركت و نقش وي در انتخابات مجلس ششم و رياست جمهوري، به خوبي پرده برداشته شد. متن اين نامه چنين است: «برادر گرامي، جناب آقاي حجاريان، سلام عليكم حامل نامه آقاي مقدمي از برادران فعال جبهه مشاركت و مجمع روحانيون مبارز، در انتخابات اخير و رياست جمهوري در منطقه 17 تهران كه سابقه شش سال فعاليت مستمر در حفاظت مجلس دارند، به خدمت مي رسند. ايشان اخبار مهمي از فعل و انفعالات امور داخلي و اداري مجلس در اين ايام دارند كه اطلاع آنها بسيار ضروري مي باشد. حكيمي پور»318 بحران ناشي از ترور سعيد حجاريان تا مدت ها كشور را تحت تأثيرات نامطلوب خود قرار داده بود. .8 كنفرانس برلين يكي از اقدامات بسيار زشت و خفت باري كه در اين دوره صورت گرفت، شركت برخي از عناصر لائيك و افراطي جبهه اصلاحات در كنفرانس ننگين برلين بود. كنفرانسي كه توسط يك بنياد صهيونيستي و يكي از مهم ترين احزاب حامي همجنس بازان آلمان، يعني حزب سبز تشكيل شده بود، تا اين بار انقلاب اسلامي و دستاوردهاي آن را به وسيله اپوزيسيوني از داخل كه برخي از آنها تا عمق حاكميت هم نفوذ كرده بودند، به محاكمه بكشاند. اغلب اشخاصي كه به نمايندگي از اين جريان در كنفرانس برلين شركت كرده بودند، هيچ سنخيتي با انقلاب اسلامي و همسويي با آرمان هاي اصيل ديني و انقلابي اين ملت نداشتند و دقيقاً به همين جهت براي شركت در كنفرانس و انجام سخنراني و ارائه مقالات دعوت شدند. نوع اظهارات و تحركات حاضرين در اين كنفرانس خفت بار، چيزي جز فحاشي و ابتذال نبود و سوگمندانه قسمت هاي قابل توجهي از جلسه به رقص و پايكوبي عده اي كه گرد يك مرد تمام عريان و چندين زن نيمه عريان قرار داشتند سپري شد و مدعوين جلسه نيز پس از بروز اين اتفاقات تلخ و ناگوار نه تنها زبان به اعتراض نگشودند و در پاسخ به تهمت ها و افتراها به نظام مقدس جمهوري اسلامي، جلسه را ترك نگفتند، بلكه برخي از آنها با نگاه عميق خود به آن مناظر مشمئز كننده و شرم آور و نيز به تمسخر گرفتن بيست سال خدمات انقلاب اسلامي در سخنراني هاي خود، با ضد انقلاب هم آوا شدند و طبل ستيز نواختند. صدا و سيماي جمهوري اسلامي پس از اطلاع از محتواي كنفرانس بنا بر رسالت حرفه اي، ملي و ديني اش، پس از مشورت با برخي از فقها و كارشناسان مسايل ديني و كسب اطمينان در خصوص جواز نمايش آن، اقدام به پخش گوشه هايي از اين اجلاس و بخش هايي از سخنراني مدعوين كرد. افشاگري صدا و سيما توفاني از خشم و تنفر ملي، نسبت به شركت كنندگان در كنفرانس برلين را برمي انگيزاند و پس از اندكي امواج توفنده آن سراسر ميهن اسلامي را درمي نوردد. هر شهر و دياري و هر نقطه اي كه مرد و زن غيرتمندي در آن حضور داشت به صحنه ابراز مخالفت و انزجار از شركت كنندگان در اين كنفرانس ننگين و حاميان آن تبديل مي شود. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ .317 روزنامه صبح امروز، 26 اسفند 1378، ص .2 .318 بازي ترور، ص .119
□
دفعات مطالعه اين مطلب: 571 بار
|