|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه ايران85/10/9: گفت وگو با مهدي جعفري فيلمساز و فيلمبردار فيلم كوتاه: براي كارمان: پدربزرگ تعريف نمي كنيم
magiran.com  > روزنامه ايران >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 7001
دو شنبه 29 بهمن 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2825
magiran.com > روزنامه ايران > شماره 3536 9/10/85 > صفحه 17 (فرهنگو هنر) > متن
 
      


گفت وگو با مهدي جعفري فيلمساز و فيلمبردار فيلم كوتاه: براي كارمان: پدربزرگ تعريف نمي كنيم


نويسنده: رامتين شهبازي


    مهدي جعفري متولد ۱۳۴۸ است و كار فيلمسازي را از سال ۱۳۶۴ با شركت در انجمن سينماي جوانان ايران شروع كرده؛ سپس وارد دانشگاه هنر شده و تحصيلات خود را در رشته سينما كامل كرده است. جعفري به دليل علاقه اي كه به عكاسي و فيلمبرداري داشته، كار فيلمبرداري را نيز در كنار فيلمسازي ادامه داده كه حاصل آن تصويربرداري و فيلمبرداري چندين فيلم مستند و كوتاه است. او در زمينه فيلم هاي بلند هم در مقام فيلمبرداري پشت دوربين فيلم هاي ما همه خوبيم (بيژن ميرباقري) و اتوبوس شب (كيومرث پوراحمد) قرار گرفته است. فيلم هاي زيارت، بركه، با مادربزرگ، كمي بالاتر و همه روزهاي خوب هم فيلم هاي كوتاه مستقلي بوده كه وي آنها را كارگرداني كرده است.
    او مي گويد ماندن در حوزه فيلم كوتاه را دوست داردو براي كار در اين عرصه هر بهايي را پرداخت مي كند.
    
    در فيلم هايي كه از شما ديدم، متوجه شدم فرم در كارهاي شما از اهميت بسياري برخوردار است و مضامين مورد نظرتان از پس اين فرم ها خود را نمايان مي سازد. در فيلم كمي بالاتر فرم و داستان با هم همپايي بيشتري داشتند. اين توجه به فرم از كجا در نگاه شما شكل گرفته است؟
    فرم دغدغه من بوده است. هميشه حس مي كردم خلأهايي در شناخت خودم نسبت به سينما وجود دارد كه فرم گرايي و تجربه در اين عرصه آن خلأها را پر مي كند. به همين دليل در سه فيلم بامادربزرگ، بركه و زيارت توجه به تصويرسازي را در اولويت كارهايم قرار دادم. مي خواستم با سينما به شكل ناب برخورد كنم. بيشتر به جاي اين كه از عناصر وارد شده به سينما مانند ادبيات، موسيقي و ... استفاده كنم، از عناصر اصلي اين رسانه يعني تصوير و صدا سود جستم. دوست دارم كشف كنم.
    به همين دليل از روي عمد قصه در فيلم هاي اولم خط كم رنگ تري دارد. داستاني يك خطي را انتخاب مي كردم اما تمام تلاش خود را به كار ميبستم تا از تمام ظرفيتبصري اين داستان يك خطي استفاده كنم. ولي دو سال پيش به اين نتيجه رسيدم كه بد نيست درزمينه سينماي داستانگو هم تجربه اي كسب كنم. پس كمي بالاتر را ساختم. اين فيلم موقعيتي مشابه داستان كوتاه در ادبيات را دارد. ارتباط موقعيت با شخصيت ها، ارتباط شخصيت ها با يكديگر و گره گشايي همه نشانه هاي يك داستان كوتاه را داشت. در اين فيلم فرم بيشتر خود را در شكل روايت آشكار مي كند تا عناصر صوتي و تصويري.
    دو نكته ديگر در فيلم هاي تان قابل بحث به نظر مي رسد. اول، توجه شما به طبيعت است كه در بركه و زيارت نمودي آشكار دارد و بحث بعدي استفاده بسيار شما از نمادها و نشانه ها است.
    علاقه من به شعر و ادبيات كهن كشورمان از يك سو و اشتياقم به عكاسي از سوي ديگر، دست به دست هم داده اند و اين شكل نگاه به طبيعت در فيلم هايم شكل گرفته. اين ادعاي بزرگي است كه بگويم يك طبيعت گرا هستم، اما مي كوشم از عناصر طبيعت گرايي در فيلم هايم استفاده كنم. اين طبيعت گرايي در فيلم هاي من سيري داشته است؛ از عكاسي آغاز و به سينما رسيده، طبيعت ميتواند در نهاد دروني هر انساني تعريف شود و يك فيلم اگر قرار است با نهاد يك فرد ارتباط برقرار كند چه بهتر كه فيلم هم از همين نهاد برآمده باشد.
    بده بستان مورد نظر شما با طبيعت در بركه جلوه بيشتري دارد. تأكيد روي تصاوير هم آن را دوچندان مي كند. تصوير دستي كه وارد آب مي شود، پيرمردي كه در انتها به آب مي زند و تصاوير ديگر طبيعت در اين فيلم خود يك شخصيت است.
    بله، اين فيلم بناي خود را به ارتباطي مستقيم با طبيعت مي گذارد. در زيارت هم تم اصلي فيلم طبيعت است. پسري به زيارتي فراخوانده مي شود؛ اما اين زيارت ممكن نمي شود ولي پسر به گونه اي ديگر، به زيارت طبيعت مي رود. ايده اين فيلم محصول نگاه مولي به طبيعت است.
    از نگاه اين شاعر عارف خداوند در طبيعت تجلي پيدا مي كند ما هم همين خط را گرفتيم و زيارت را ساختيم.
    اين نگاه به طبيعت در كمي بالاتر هم وجود دارد. آنجا طبيعت با واقعيت تناسب برقرار مي كند.
    بپردازيم به نشانه ها. در بسياري از صحنه ها تماشاگر با اين نشانه ها روبه رو مي شود و شما هم از مخاطب تان مي خواهيد كه ذهنش را كامل دراختيار اين نشانه ها قراردهد. در فصلي از زيارت شما در منزلي را نيمه باز نشان مي دهيد و ما نيمي از اتفاقات را مي بينيم. يا در كمي بالاتر بر انعكاس تصاويرشخصيت ها در آينه تأكيد داريد. درمورد اين نشانه ها بگوييد.
    بخشي ازاين نگاه در ناخودآگاه من است و نمي توانم آن را توضيح دهم. اما اگر بخواهم پاسخي داده باشم بايد بگويم كه من نشانه ها را بسيار دوست دارم. نشانه ها در عالم هنر حضوري چندصدساله دارند.
    شما ديوار نگاره غارها را نگاه كنيد. آيا مي شود آنها را بدون حضور نشانه ها درك كرد. هنرمتعالي نشانه ها را خوب مي شناسد و آن را دراختيار تماشاگر قرارمي دهد.
    بنابراين دغدغه همه هنرمندان استفاده از نشانه ها بوده است. اگرچه ميزان اين استفاده نزد هنرمندان مختلف متفاوت به نظرمي رسد. برخي اين نشانه ها را بسيارپيچيده تصوير مي كنند وعده اي ديگر بازباني سازده تر، اما به هرحال منبع استفاده ما از اين نشانه ها به هنرهاي ديگر بازمي گردد. هنرهايي مانند ادبيات، نقاشي و... من خودم چون نوع نگاه استعاري شعر را هميشه دوست داشته ام، از اين نگاه در فيلم هايم نيز بهره گرفته ام. اصراري براي رسيدن به يك سينماي شاعرانه ندارم؛ اما ناخودآگاه تمايل دارم كه در سينما چنين زباني را بيان كنم.
    اين استفاده از نشانه ها نيز خود قواعدي خاص دارد. آيا هرگونه كه فيلمساز خواست مي تواند از نشانه ها استفاده كند؟
    به طور حتم نه. اين نشانه ها در نگاه اول بايد جهانشمول باشند.
    دوم، شكل استفاده از آنها نبايد به گونه اي باشد كه ارتباط مخاطب با فيلم قطع شود، سوم بايد اين نشانه ها را به گونه اي پشت سر هم قرار دهيم كه بيننده به پيگيري آن ترغيب شود. استفاده از نشانه ها در يك فيلم كار بسيار مشكلي است؛ كاري كه من خودم هنوز آن را تجربه مي كنم و به نقطه مشخصي نرسيده ام.
    شايد هم چندسال بعد به اين نتيجه برسم كه سينما نياز به زباني صريح دارد و نبايد آموزه هاي ادبي، تجسمي و اينگونه را به آن وارد كرد.
    نكته ديگري كه مي توانم بگويم استفاده از نشانه ها در سينماي عامه پسند است.
    برخي معتقدند اين شكل فيلم ها نشانه ندارند، در صورتي كه اين فيلم ها هم نشانه دارند.
    به طول مثال: شما مي توانيد بگوييد كه فيلم هاي آلفرد هيچكاك بدون نشانه هستند؟ نوع نگاه ما به نشانه، ارجاعات آن را به دنياي خارج از متن تعريف مي كند.
    پس از دو فيلم بركه و زيارت، فيلم كمي بالاتر را مي سازيد كه فيلمي كاملاً متكي به داستان است. اينجا من ذهنيت و نگاه شما را كمي گم كردم. اين تغيير نگاه شما چگونه شكل گرفت؟
    همانطور كه پيش تر هم گفتم به دليل علاقه ام به ادبيات چندان با داستان گويي بيگانه نبودم. پس از فيلم هاي بركه و زيارت ناگهان متوجه خلأيي ديگر دركارهايم شدم. اين مسأله در همنسلان ديگر هم ديده مي شود. خلأ داستان پردازي و قصه گويي معضلي به شمار مي آيد كه گريبان ما را گرفته است. ببينيد، اگر كارگرداني پذيرفت فيلم مي سازد كه با تماشاگر ارتباط برقرار كند، حالا در هر شكل و اندازه، بايد شيوه درست بياني را هم بيابد. فكر مي كنم قصه گويي يكي از راه هاي برقراري اين ارتباط است.
    بارها تكرار شده كه حلقه مفقوده سينماي ما در ارتباط با مخاطب داستان گويي است. اما هيچ حركتي براي رفع مشكل صورت نمي گيرد. علت گرايشم به داستان در كمي بالاتر، تمريني بود براي ارتباط بيشتر با مخاطب.
    در فيلم هاي بركه، زيارت و همه روزهاي خوب ميل به زندگي بسيار زياد ديده مي شود. در صورتي كه «كمي بالاتر» نگاهي تلخ تر دارد. اين تقابل را چگونه تقسيم مي كنيد؟
    من در «كمي بالاتر» مي خواستم پلي بزنم ميان مرگ و زندگي.
    آنجا هم ميل به زندگي وجوددارد، اما شكل روايتش متفاوت است. من سعي كردم در فيلم كمي بالاتر رأي به زندگي كردن بدهم. مرگ و زندگي كنار هم وجوددارند و همين تضاد من را واداشت تا كمي بالاتر را بسازم.
    سؤال من از آنجا شكل گرفت كه ما در تصوير تنگناي شخصيت ها را بسيار برجسته مي بينيم. نماهاي بسته، دوربيني كه از اتاقك جرثقيل خارج نمي شود و گويي تأكيد بر مخمصه اين كيفيت ها دارد.
    قبول دارم؛ اما پس از پلان نهايي كار، ما صداي پسر جوان را روي تيتراژ مي شنويم كه همچنان ميل به زنگ دارد.
    به بخش پاياني اشاره كرديد، مي خواستم كمي درباره آينه ها صحبت كنيم. انعكاس تصوير شخصيت ها در اين آينه ها در طول فيلم به خوبي نوعي صحه گذاردن به واقعيت زندگي آنهاست و اين كه ما تصويري كه در طول فيلم از ديدنش بازمانده بوديم و آن را در همين آينه مي بينيم. حركت دوربين در اين فصل هم جالب به نظر مي رسيد.
    اين فصل مورد مناقشه دوستاني بوده كه فيلم را ديده اند. فصل آخر فيلم كمي بالاتر را مي توان از دو منظر مضموني و فرمي مورد بحث قرار داد. ما پس از يك وضع ايستا براي تمام شخصيت ها در طول فيلم، دراين پلان به حركت مي رسيم. گويا تمام فيلم به شكل فنري جمع مي شود كه خود را در اين صحنه رها كند. حركت دوربين به نوعي حركت خودتماشاگر هم به سمت واقعيت محسوب مي شود.
    از منظر اجرايي هم يكي از دستياران فيلمبردار قديمي سينما به نام عباس اهوازي به من كمك كرد و تمهيداتي انديشيد تاحركت دوربين به شكلي كه در فيلم وجوددارد به نحو مطلوب اجرا شود.
    مهدي جعفري خود را چگونه معرفي مي كند؟
    پاسخ به اين سؤال خيلي سخت است. به قول بزرگي ما تمام عمر زندگي مي كنيم تاخود را بشناسيم. من انسان كوچكي هستم كه از تماشاي طبيعتي كه در آن قرار گرفته دچار شگفتي شده و تلاش مي كند بتواند با زبان سينما اين شگفتي را به تماشاگرش منتقل كند.
    فيلم كوتاه امروز ايران در چه جايگاهي ايستاده است؟
    دنياي فيلم كوتاه را بايد از سينماي فيلم بلند حرفه اي جداكرد. فيلم بلند در هر شكلي بايد به گيشه وابسته باشد. اما فيلم كوتاه حتي مي تواند شكل هاي مختلف ارتباط بامخاطب را نيز تجربه كند. يك فيلم كوتاه را مي توان با بودجه اي محدود ساخت. ايده ها بيشتر مي تواند به فرديت يك فيلمساز بستگي داشته باشد. مسائلي از اين دست مي تواند عرصه اين سينما را هر روز بيشتر از پيش گسترش دهد. امابه هر حال واژه كلي به نام سينما و فيلم كوتاه و بلند را به هم پيوند مي دهند. فيلم كوتاه و بلند با هم برادر هستند نه نوه و پدربزرگ. بنابراين ما بايد براي فيلم كوتاه هم تعريفي حرفه اي مشخص كنيم. فيلمساز فيلم كوتاه اگر بداند امكاناتي به اندازه فيلم بلند در اختيار دارد، بدون دغدغه هاي مادي فيلم مي سازد و بر كارش تمركز پيدا مي كند. در اين صورت شايد فيلمساز فيلم كوتاه به هيچ وجه سراغ سينماي فيلم بلند نرود.
    سينماگر فيلم كوتاه پس از مدتي كه كارش نمي گيرد، خسته و سرخورده سراغ سينماي بلند مي رود تا حرفش را به گوش مخاطبانش برساند. مردم ماهنوز فيلم كوتاه را نمي شناسند. بايد مسئولان و سينماگران دست به دست هم بدهند تا فرهنگ پذيرش فيلم كوتاه گسترش يابد. فيلمسازان حركت هاي قابل تأملي انجام داده اند، سينماي فيلم كوتاه ما امروز در دنيا نمايشگر هويت كشورمان به شمار مي آيد. بايد براي اين حركت يك تمركز و انسجام ايجاد كرد تا به روندي جدي تبديل شود. ما جزو كشورهاي محدودي در دنيا هستيم كه سينماي فيلم كوتاه فعال داريم و بايد قدر آن را بدانيم.
    
    
    


 روزنامه ايران، شماره 3536 به تاريخ 9/10/85، صفحه 17 (فرهنگو هنر)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 323 بار
    



آثار ديگري از "رامتين شهبازي"

  تمثيلي براي انديشه اي فلسفي
رامتين شهبازي، اعتماد 12/11/95
مشاهده متن    
  سوءتفاهم / به بهانه اجراي «همه دزدها كه دزد نيستند»
رامتين شهبازي، شرق 18/12/94
مشاهده متن    
  مسدود شدن يك مجراي مهم ارتباطي / به بهانه توقف پخش برنامه مجله تئاتر
رامتين شهبازي، اعتماد 25/9/93
مشاهده متن    
  خيره به ابديت در جزيره تنهايي / يادي از حميد سمندريان و بازي استريندبرگ
رامتين شهبازي، اعتماد 5/5/93
مشاهده متن    
  دگرگوني شناسنامه هاي ذهني مخاطب / گفت وگو با آتيلاپسياني، كارگردان نمايش «عرق خورشيد، اشك ماه»
رامتين شهبازي، اعتماد 6/9/92
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
مجله تحقيقات علوم دارويي ايران
شماره 1 (پياپي 66)
 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است