|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه رسالت85/10/20: تاريخ و تاريخ نگاري در اسلا م و ايران
magiran.com  > روزنامه رسالت >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 9435
يك شنبه 28 بهمن 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2829
magiran.com > روزنامه رسالت > شماره 6057 20/10/85 > صفحه 18 (تاريخ اسلام) > متن
 
 


تاريخ و تاريخ نگاري در اسلا م و ايران


نويسنده: الف.رحيمي

سنت تاريخ نگاري فلسفه سابقه اي کهن و ديرينه دارد. ارسطو اولين شخصي بود که به صورت روشمند و با آگاهي نسبت به تاريخ فلسفه، از متفکران پيشين و آراي ايشان ياد کرده است. ارسطو تقريبا در اغلب آثار خود، بخصوص در کتاب «مابعدالطبيعه»، سعي کرد قبل از اينکه به ذکر نظريه هاي خود بپردازد، آراي متفکران پيشين را اجمالا ذکر و نقد کند.
     اما ارسطو با اينکه خود را وارث تاريخ فلسفه مي دانست و به اين تاريخ نيز اشاره مي کرد، کتاب مستقلي در اين زمينه تاليف نکرد. نخستين تاريخ منظم فلسفه را شاگرد او ثئوفراستوس تحت عنوان «آراي طبيعيون» تصنيف کرد. اين کتاب تاثير زيادي در تاريخ نگاران فلسفه در قرون بعد داشت. پس از وي، مورخ مشهور يوناني ، ديوگنس لائرسي، در قرن سوم ميلادي تاريخي به نام زندگي و آراي فيلسوفان بزرگ نوشت که از مهم ترين اسناد و مآخذ باقيمانده از دوره هلنيستيک است.
    چراغ تاريخ نگاري فلسفه در قرون وسطي به خاموشي گراييد. اما در اين ميان، مسلمانان توجهي شگرف به فلسفه و تاريخ نگاري فلسفه، به مراتب بيش از اروپائيان، داشتند. آثاري مانند: «صوان الکحمه» ابوسليمان منطقي، «طبقات الاطبا والحکما» ابن جلجل، «اخبارالعلما باخبار الحکما» قفطي، «عيون الانبا في طبقات الاطبا» ابن ابي اصيبعه، «الملل و النحل» شهرستاني، «نزهه الارواح و روضه الافراح» شهرزوري و بالاخره «قوت القلوب» اشکوري، اين مدعي را ثابت مي کند.
    اما بايد به اين نکته توجه نمود که سنت تاريخ نگاري فلسفه در عالم اسلامي محدود به اين رويکرد بود که مورخان فلسفه صرفا عقايد نگاراني بودند که اقوال نحله ها و فرقه ها را در مقابل هم مي گذاشتند و به شمارش لغزش ها و گمراهي ها مي پرداختند و يا احيانا از نحله اي در مقابل تمام نحله هاي ديگر دفاع مي کردند.
    برخلاف آنچه ممکن است گمان رود، اعتقاد راسخ به اينکه مورخ فقط بايد حقيقت را بنويسد و هيچ ملاحظه ديگري را در کار راه ندهد و صرفا به اسناد و مدارک متکي باشد و پيوسته چشم به گذشته بدوزد، چندان سابقه ديرينه ندارد. باني و مدافع و مروج سرسخت اين اعتقاد، مورخ بزرگ آلماني لئوپولد فون رانکه (1795 - 1886) بود که در يکي از مقاله هاي آينده به او خواهيم پرداخت. رانکه از تاريخنگاران سده هجدهم انتقاد مي کرد که به انگيزه اصلاحگري، تاريخ را تابع اغراض سياسي و اجتماعي ومذهبي کرده اند، و معتقد بود مورخ فقط بايد آشکار کند که واقعا در گذشته چه روي داده است. عقايد رانکه در ميان تاريخنگاران پيروان کثير پيدا کرد و همه براي پي بردن به وقايع گذشته با جديت مشغول کند و کاو در اسناد و مدارک شدند. ولي بزودي توجه حاصل شد که آنچه مردم تصور مي کنند که روي داده همان قدر مهم است که آنچه واقعا روي داده است، و حقيقت در تاريخ آنچنان که گمان مي رفت ساده نيست
    نويسندگان معتقدند تاريخ نگاري اسلامي به مفهوم خاص آن که از قرن دوم هجري آغاز شد، ادامه سنت نقل اخبار و قابل مقايسه با مفهوم امروزي «تک نگاري تاريخي» است. آنان قرآن، حديث، سنتهاي تاريخ نگاري مناطق فتح شده، تشکيل دولت اسلامي، کشمکشهاي سياسي، دسته بندي هاي نژداي و مسائل مربوط به امامت و خلافت را از زمينه هاي پيدايش و رشد تاريخ نگاري اسلامي مي دانند . در بخش بعد هدف و فايده تاريخ نگاري” با استناد به ديدگاههاي مورخان برجسته اي چون طبري، ابن قتيبه ، دينوري، مسکويه. خطيب بغدادي ، ابن اثير، مسعودي، ابن جوزي و سخاوي و اهداف هر يک را از نگارش تاريخ بر شمرده شده است.
    در تاريخ بشري، تمدن هايي که تاريخ مکتوب ندارند روايت خود را به آيندگان اختصاص داده و تمايل چنداني به حفظ اعمال اجداد خود نشان نمي دهند. خلاف آن در مورد تمدن هاي سامي و غير سامي صادق است که از قديم الايام در سواحل مديترانه و آسياي غربي جانشين يکديگر شده اند. همان طور که پيدايش خط، تسهيلاتي را براي ثبت رفتار و مراسم انسان ها به وجود آورد، ويرانه هاي آثار باستاني نيز يادآور گذشت زمان و توالي انسان ها است. قرآن نيز اشاراتي به گذشته بشر دارد و نظر تاريخي خود را در چارچوب يک طرح الهي بيان مي کند، همچنين شعر عرب به توصيف اعمال قبايل کوچک پرداخته و به آنها ارج مي نهد. با وجود اين، اعراب مسلمان در آغاز درک تاريخي خود را نشان نداده اند، زيرا آن ها فاقد آثار مکتوبي بودند که بتوان آن را [اثري] تاريخي ناميد.
    به دليل يکدست نبودن اطلاعات ما از مناطق و دوران هاي مختلف، نمي توان فهرست کاملي از متون تاريخ نگاري ارائه داد. در آغاز بحث تاکيد بر اين نکته ضروري است که در گزينش آثار تاريخي براي بحث يا چاپ، همانند آثار ادبي معيار واحدي وجود ندارد. هر چند که ارزش عقلاني يا هنري يک اثر مي تواند در گزينش آن موثر باشد و نوشته هايي نيز از جهت سندي اهميت خاص دارند، اما بديهي است که تدوين دوباره گذشته مهم ترين فايده يک اثر تاريخي است; به عبارتي حتي نوشته اي که از ارزش حد متوسط برخوردار است، مي تواند مورد توجه باشد. بايد به يادداشت که در تدوين مجدد تاريخ، نوشته هايي که متضمن شاهد مستقيم اند نسبت به تاليفات متاخرتر از اولويت برخوردارند. (البته اين امر که نوشته هاي متاخر ممکن است حاوي شواهد بنيادي باشند، از اين مورد مستثنا است.)
    ((تاريخ)) بهترين کلمه عربي است که براي ترجمه)history( به کار برده شده است. هر چند که از نظر ريشه لغوي ابهاماتي وجود دارد اما آن در مورد روايت هاي تاريخي و فرهنگ هاي زندگي نامه اي به کار برده مي شود. اما در هر دو مقوله نوشته هايي وجود دارد که نمي توان آن ها را تاريخ ناميد. لغات ديگري مانند ((اخبار))، ((سيره)) و ((طبقات)) در مقابل تاريخ قرار دارند که براي نوشته هايي مشابه با آثار تاريخي به کار برده مي شوند. به نظر نمي رسد تا قرن سوم هجري که تاريخ به صورت علم مدون درآمد، خود کلمه تاريخ در نوشته ها استفاده شده باشد. چند نسخه خطي قديمي نيز با عنوان تاريخ آغاز مي شوند که احتمالا اين وجه تسميه را نسخه برداران متاخر به آن ها افزوده اند.
    از آغاز تا زمان طبري
    در حقيقت تعيين زمان پيدايش خاستگاه هاي تاريخ نگاري اسمي - عربي آسان نيست، با اين حال بديهي است که منابع تاريخ نگاري از ديگر شاخه هاي ادبي و فرهنگي دو قرن نخستين اسلامي تفکيک ناپذيرند. اگر چه ممکن است برحسب تصادف، حديث مواد کار تاريخ نويسي را فراهم کند، اما کار برد آن با حديث بسيار متفاوت است. ((مغازي)) و ((سيره)) ديگر مواد تاريخ مي باشند. سزگين معتقد است مغازي ادامه و شکل اسلامي شده ((ايام العرب)) مي باشد که بيشتر به انتقال خاطره اي با شکوه يا حادثه اي مهم به نسل هاي بعد پرداخته است. اما اين انتقال مستلزم آگاهي از انساب خانداني و قبيله اي يا تدوين دوباره آن هااست ; انسابي که از زمان ظهور اسلام در ميزان پرداخت عطايا و يا ديگر منافع مالي موثر بود. هر چند مغازي و سيره به زندگي و زمان پيامبر(ص) مربوط بودند، اما به سهولت مي توان ديد که در عصر بعد گرايشي به ثبت حوادث مشابه به وجود آمد که تقريبا داراي پيآمدهاي يکساني بود و سطح درک امت تازه تاسيس را از مشکلاتي که بعدها با آن روبه رو شدند، بالا برد. بايد يادآور شد رساله هاي کوچکي که اخيرا محققان بدان ها دست يافته اند با باز سازي پيشرفت بنيادي باورهاي اسلامي ارتباط دارند درگيريهاي نخستين ميان مسلمانان - مانند درگيري[ امام] علي(ع) با معاويه - سياسي و مذهبي بود و طبعا نخستين نوشته ها درباره اين درگيريها، ملاحظات مکرر تاريخي را در برداشت. در حقيقت تاريخ نگاري به تدريج به سوي استقلال بيشتر پيش رفت، اما نمي توان انکار کرد که زماني طولاني با اين نوع مسائل درگير بود. در آغاز، هنگامي که هنوز خط عربي در مرحله مقدماتي بود، احاديث معتبر به طور شفاهي يا در نهايت به وسيله چند يادداشت مختصر انتقال مي يافتند. خلافت عبدالملک (حک 65-88ق) دوران اوج رشد تاريخ و حديث بود. براي مدتي حديث و مغازي تنها ابزار انتقال خبر بودند، به اين ترتيب که: اغلب روايات پراکنده و متفرق يا از شاهدان حوادث و يا از واسطه هايي که با چنين شاهداني ارتباط يافته و از آنان کسب اطلاع مي کردند، جمع آوري مي شد. روش محدثان تا مدت ها در حوزه هايي از تاريخ مورد استفاده قرار مي گرفت.
    به هر روي مي توان تصور کرد که نويسنده حادثه اي به دليل سهولت و يا نظر خاص خود، دنبال منابع متعلق به گروه سياسي - اجتماعي خويش باشد و از اين جا برخي اختلافات ميان روايات پديد آمد که در محيطهاي متفاوت مدينه، دمشق (مرکز امويان) ، بصره و کوفه (شهرهاي پادگاني عراق) مکتوب شده اند. در عراق نيز ، هم گروه هاي متعدد قبيله اي دور از مرکز قدرت و هم نويسندگاني که خود را به اين گروه ها منتسب مي ساختند، حضور داشتند، بنابراين آنان حوادث را با تفاسير خود باز مي آفريدند و سعي داشتند در شرح حوادث، تفسير((ازد))، ((تميم)) يا ديگران نمايان و متمايز باشد. با اين همه، نبايد در چنين مواردي اغراق کرد، زيرا قبايل در تماس نزديک با يکديگر بودند و گاه با هم يکي مي شدند; از سوي ديگر نخستين راوي يا حداقل واسطه هاي بلافصل او، به سختي مي توانستند به روايت مطلبي نيفزايند، يا حتي در مواردي شرح گروه خود را با تفاسير ديگر گروه ها ترکيب نکنند.
    رساله هايي کوچک و بسيار محدود را که در چنين شرايطي نوشته اند مي توان به دو دسته که تفاوت چنداني نيز با هم ندارند، تقسيم کرد: دسته اي از آن ها به حوادث ويژه (اخبار) و گروه ديگر به روايات مربوط به حوادث مي پرداختند. به جز موارد استثنايي، هيچ کوششي براي يکي ساختن چنين رواياتي در قالب وقايع شماري انجام نشده است. تدوين دوباره اين نوشته هاي کوچک قديمي - که اغلب به دوران امويان و دوران آغازين عباسيان محدود است - چندان ساده نيست، زيرا رساله هاي کوچک که استنساخ نشده اند در نوشته هاي بزرگ تر و بهتر تحليل رفته و فقط آثار مکتوب متاخر رونويسي شده اند، بنابراين نوشته هاي نخستين فراموش شده و به تدريج از بين رفته اند. بسياري از اين نوشته ها براساس الگويي واحد و براي استفاده امير يا کساني که به تاريخ توجه داشتند، بر روي اوراقي پراکنده تحرير شده اند. مشکل مضاعف را مولفاني به وجود مي آوردند که به رساله مختصر خود عنواني دقيق نمي دادند، يا نسخه برداراني که رساله ها را جرح و تعديل مي کردند و يا همان عنوان را هم به نوشته اي کامل و هم به فصلي از کتاب اختصاص مي دادند. با اين همه، بي مبالاتي هاي ديگري نيز در اطلاعات ماخلاهايي ايجاد کرده است. در پايان قرون وسطي در مصر تمايلاتي به استفاده از منابع اصلي پيدا شد که براي مستندسازي پژوهش ها مطلوب بود; به ويژه در مورد ابن حجر عسقلاني مولف ((الاصابه في تمييز الصحابه.)) اين امر نشان داد که هنوز احتمال پيدا شدن آثار کهن وجود دارد. به نظر مي رسد در قرون وسطي تاريخ نگاري صوري نيز، در مورد روايات به استفاده از منابع گرايش داشت. اطلاعات ما براساس نقل هاي مورخان و در راس همه نويسندگان همان قرن است که مطالب خود را از نوشته هاي ديگر تدوين مي کردند. البته منظور نويسندگاني است که نقل قول هاي مستند و از نظر لفظي درست را به کار مي بردند، نه نويسندگاني که روايت خلاصه شده اي را بدون هيچ استنادي نقل مي کردند. بنابراين مشکل عمده، موثق بودن نقل قول ها و خلاصه هاي گزينش شده است. البته با مقايسه روايات نقل شده نويسندگان منابع اصلي با يکديگر و در موارد استثنايي مقايسه آن ها با متن اصلي که ممکن است به طور اتفاقي باقي مانده باشد، مي توان به ميزان اعتبار آن ها پي برد.
    ويژگي آثار نخستين اين است که از طريق راويان محلي يا راويان ديگر، بروز خارجي پيدا کرده اند. هر چند نبايستي آثار تاريخي از ديگر نوشته ها جدا شود، اما مورخان استقلال کسب کردند و ايده خاص نويسنده از مطلب اصلي جدا شد. در اسلام و مسيحيت با گرايش بسياري از محققان به اصول متعدد علمي، اين وضعيت تقويت شد، هر چند نسل هاي بعدي پايبند تمام اصول نبودند و زماني که در حوزه علوم، تقسيم کار به وجود آمده بود، فردي مانند طبري هم مي توانست مولف تاريخ باشد و هم مفسر قرآن. با وجود اين، علوم نسبت به امروز انشعاب کمتري داشت اما شيوه هاي کار از اصول متفاوتي برخوردار بود.
    در نيمه قرن دوم هجري، نخستين آثار بزرگ فقهي تکامل يافتند. در کنار نويسندگاني که به طور منظم[مطالبي را] به شيوه پرسش و پاسخ نگاشتند، افرادي مانند ابويوسف که شغل اداري معيني داشتند، در کتاب ((الخراج)) گاه ضمن سخنان خود، روايات مربوط به رفتار خليفه يا حاکمي به ويژه عمربن خطاب (حک 13-23ق) را مي گنجاندند. بنابراين از همان زمان احاديثي با عنوان حديث نبوي انتشار يافت. نويسندگان ديگر با روشي نه چندان متفاوت با روش هاي فقهي، به کمک احاديث مستند، درباره حادثه يا موضوعي واحد مجموعه هاي مختصري را تاليف کردند. ((کتاب الرده)) تاليف ((وثيمه( ))که لباس تجار ايراني به تن داشت و احتمالا ايراني و متولد فسا بود) و ((وقعه الصفين)) نوشته ((نصربن مزاحم منقري)) نخستين آثار به دست آمده از اين نوع مي باشند. ممکن است به علت ضديت با عباسيان و طرفداري از امويان، چندين خليفه اموي مورد توجه مولفان قرار گرفته باشند، همانند ((ابن عبدالحکم)) که توجه بيشتري به عمربن عبدالعزيز داشت. چنين تمايلاتي دخالت علايق سياسي - مذهبي را در نوشتن تاريخ ممکن مي سازد. با اين حال جاي تعجب نيست که در تقريرات شيعي، آثاري درباره[ امام] حسين(ع) و شهادت غم انگيز اوو همچنين روايات مختصري درباره قيام مختار ابوعبيد ثقفي تاليف شده باشد. نويسندگاني نيز داستان هاي فتنه هاي دوران آغازين اسلامي را تدوين کرده اند. اين احتمال (کاملا حدسي) وجود دارد که اين آثار با التهاب ناشي از روي کار آمدن عباسيان ارتباط داشته باشند.
    متون مربوط به ((فتوح)) تقريبا همان زمان تکميل شدند. مهم ترين فرد در زمينه فتوح، واقدي است که مجموعه اي از مغازي را گردآورد و در ادامه آن فتوح را نگاشت. امروزه فتوح واقدي به طور کامل در دست نيست و تنها بخش هاي پراکنده کوچکي از آن در ديگر کتاب هاي فتوح باقي مانده است. تمام شواهد نشان مي دهند که روايات او بسيار تخيلي بوده و مستند نمي باشند تا تاييدي بر اصل مستند سازي در نظر واقدي باشد.
    تنها محرک مطالعه تاريخ فتوحات، علاقه مندي به حکايات نادر و يا تفاخر طلبي امت و يا گروهي از آن نبود، بلکه هدف، استنباط اصول دقيق علمي و شيوه هاي فقهي براي تدوين قانون حکومتي بود. وجود احاديث زياد در آثار تاريخي و رساله هاي فقهي به وضوح اين امر را ثابت مي کند. ((فتوح ابن عبدالحکم)) به فتح مصر و مغرب و اندلس اختصاص يافته است. رساله مشهور ((بلاذري)) درباره فتوح، مشابه فتوح ابن عبدالحکم، اما متاخرتر و گسترده تر از آن است. بلاذري در پايان به نهادهايي مي پردازد که پس از فتوح گسترش يافته اند، از جمله فصل مشهور آن به خاستگاه هاي ضرب سکه اسلامي اختصاص دارد که تنها خبر معتبر از اين موضوع است و بايد از قرني به قرن ديگر تا زمان حاضر از آن استفاده شده باشد.
    ادامه دارد...
    
    
    
    


 روزنامه رسالت، شماره 6057 به تاريخ 20/10/85، صفحه 18 (تاريخ اسلام)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 310 بار



آثار ديگري از "الف.رحيمي"

  معرفت موعود(ع)
الف.رحيمي ، رسالت 16/11/85
مشاهده متن    
  بانوي بانوان
الف.رحيمي، رسالت 4/11/85
مشاهده متن    
  فرهنگ دوستي در بيانات اميرمومنان عليه السلام
الف.رحيمي، رسالت 24/10/85
مشاهده متن    
  تاريخ و تاريخ نگاري در اسلا م وايران
الف.رحيمي، رسالت 23/10/85
مشاهده متن    
  در انتظار موعود
الف.رحيمي، رسالت 19/10/85
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
فصلنامه راهبرد اقتصادي
متن مطالب شماره 15، زمستان 1394را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است