 
|
آسيب شناسي تبليغات دفاع
نويسنده: ابوالفضل جلال
در دنياي امروز توانايي «هدايت افکار عمومي» يکي از اهرم هاي مهم قدرت است. «ابزار هاي رواني تبليغ» شيوه هايي است که امروزه در کيسه هر مبلغ حرفه يي پيدا مي شود و در شکل دادن به افکار عمومي و هدايت آن به سمت اهداف از پيش تعيين شده نقش اساسي دارد. براي رسيدن به اين اهداف ابتدا بايد مخاطب تبليغ، ساختار و بستر فرهنگي را که ذهنيات افراد در آن شکل مي گيرد بازشناخت. اين مقاله در پي آن است که از زاويه يي آسيب شناسانه به مقوله تبليغات دفاع در ايران قدمي هر چند کوچک در راه تاثير گذاري هر چه بيشتر اين تبليغات بردارد. اولين و مهم ترين قدم در تبليغات دفاع شناخت مخاطب پيام تبليغ است که آگاهي ناکافي در شناخت مخاطب پيام يکي از اساسي ترين ريشه هاي آسيب تبليغاتي است. مبلغ بايد آگاه باشد که با کدام يک از مخاطبان مي خواهد ارتباط برقرار کند، در مقوله تبليغات دفاع چهار نوع مخاطب مي توان بازشناخت. 1- مردم تبليغ شونده که به لحاظ معنوي و فکري متقاضي کسب آگاهي هستند و نظام فکري آنها بر پايه اين ارتباط شالوده ريزي شده و شکل گرفته است. 2- مردم کشورهايي که با کشور هدف روابط نزديک و دوستانه دارند و ميان آنها همکاري نزديک وجود دارد. 3- شنوندگاني که در قبال سياست هاي کشور مبلغ بي تفاوتند و از خود هيچ عکس العملي نشان نمي دهند. 4- و بالاخره آخرين دسته از مخاطبان مردم کشورهايي هستند که دولت آنها با دولت تبليغ کننده در حالت ستيز و خصومت به سر مي برند و در معرض تبليغاتي هستند، که عليه مبلغ انجام مي گيرد. اما براي شناخت پيام تبليغ قبول و يا رد آن بايد منبع تبليغات را هم شناخت. تبليغات از لحاظ منبع تبليغ به اقسام زير تقسيم مي شوند. 1- تبليغات سفيد که عوامل تبليغاتي آن کاملاً نمايان و مشهود هستند و منابع اصلي تبليغ معرفي مي شوند. معمولاً در تبليغات سفيد، منابع قانوني و رسمي بوده و به طور رسمي نيز بيان مي شود و به اين جهت اعتبار تبليغات منوط به منبع آن خواهد بود که با حرف بزرگ و درشت نوشته و بخش مي شود. 2- تبليغات از خاکستري که در اين نوع تبليغات از معرفي منابع اصلي به مردم کشورهاي متحد يا به مردم و نيروهاي کشورهاي متخاصم خودداري و احتراز مي شود. 3- تبليغات سياه که در واقع از منابع غيرواقعي صادر و ناشي مي شود. علت اين نوع تبليغات از منابع مستور و دروغين سرچشمه مي گيرد و براي منابع واقعي آن نيازي به قبول مسووليت و هرگونه تعهدي نخواهد بود. در مقوله فرهنگ دفاع و تبليغات جنگي مي توان به عوامل بازدارنده و آسيب هايي چون فصلي بودن پيام، دردناک بودن محتواي پيام، تنوع مسائل و موضوعات، فقدان ويژگي و اختصاصي بودن پيام، تعارض برانگيز بودن پيام و صريح و مستقيم بودن پيام اشاره کرد. تبليغات جنگ و دفاع مقدس معمولاً در دو مقطع زماني اوج گرفته و سپس به سرعت فرو مي نشيند. به طور معمول اوج تبليغات جنگ را مي توان در دو مقطع سوم خرداد و 31 شهريور يافت. در اين ايام به يکباره موج شديدي از تبليغات آغاز مي شود. در اين مقطع کوتاه تبليغات جنگ بر ساير زمينه هاي مشابه غالب و مسلط است.متاسفانه اين همه بيش از قوت اين گونه تبليغات حاکي از ضعف است. چگونه مي توان مفاهيم بلند دفاع را در تبليغات عمدتاً پرسروصداي رسانه ها، ظرف مدت کوتاهي به مخاطبان رساند و آنها را در درون ذهن شان درون سازي کرد؟ در صورتي که بپذيريم «تکرار» و «مداومت» بخش اجتناب ناپذيري از فرآيند اثرگذاري است آيا مي توان اميد داشت که تبليغات موردي و مقطعي آن هم در ظرف زماني به اين کوتاهي امکان اثرگذاري را بيابد. متاسفانه صريحاً و موکداً مي توان ادعا کرد که پرداختن به مفاهيم دفاع در اين حد هيچ گاه موثر و نتيجه بخش نخواهد بود. از اين گذشته از وسعت و حجم عظيم تبليغاتي که يکباره مخاطبان خود را بي هدف بمباران مي کند، بايد به عنوان يک ضعف و آسيب ياد کرد. موضوع ديگري که براي تبليغات حفظ آثار محدودکننده است، دردناک بودن اصل پيام است. بي ترديد جنگ نمي تواند به خودي خود موضوعي خوشايند و دلنشين به حساب آيد. مشکل اساسي تبليغات دفاع نامشخص بودن مخاطبان آن است. متاسفانه مجموعه برنامه هاي تنظيمي فاقد جهت گيري ويژه براي مخاطبان خاص خود است. مراد از بيان اين موضوع لزوم انعطاف پذير ساختن برنامه هاي تبليغاتي است: برنامه هايي که متناسب با نيازمندي هاي خاص گروه هاي طبيعي يا اقشار مختلف اجتماعي باشد. در صورتي که پيام واحد و يکسان براي مخاطبان عام تنظيم کنيم، بي گمان از مجموعه بسيار انسان ها کمترين مخاطب را براي خود خواهيم يافت. نکته قابل ذکر در خصوص پيام تبليغ در حاشيه قرار گرفتن آن است. برنامه يي قادر به کسب و تحصيل هدف هاي خويش است که توجه مخاطب را برانگيزد، در نظام سازمان رواني او معني دار باشد و کارکرد خاصي داشته باشد. به دليل عدم برنامه ريزي در مورد تاريخ جنگ و استفاده آن در حال و آينده، جنگ تحميلي تنها يک خاطره است و بيشتر از اين کارکرد ديگري نخواهد داشت. پس امور مورد نياز و جدي تر به صورت طبيعي اولويت خواهند يافت و مقوله جنگ تحميلي در حاشيه قرار مي گيرد. نکته ديگري که بيان کننده آسيب خاصي است، تعارض برانگيز بودن پيام تبليغاتي است. از آنجايي که مردم ما در گروه هاي مختلف سرمايه گذاري هاي متفاوتي براي دفاع کرده اند اين خود موجب آن است که پيام تبليغات دفاع به جاي آرامش که شرط اثرپذيري است بعضاً به اضطراب و تعارض بينجامد. يادداشت: آسيب شناسي تبليغات دفاع ابوالفضل جلال
روزنامه اعتماد، شماره 1318 به تاريخ 7/11/85، صفحه 13 (پايدار)
□
دفعات مطالعه اين مطلب: 84 بار
|