|
اسفندگان، روز عشاق ايراني
خبرگزاري ميراث فرهنگي: روز پنجم اسفند مطابق با تقويم ايراني روز جشن «اسفندگان» شناخته مي شود. روزي که از آن مقام زن به عنوان مظهر و نماد عشق واقعي شناخته مي شود. ايرانيان باستان اين روز را به زنان اختصاص مي دادند و جايگاه زن، که مظهر عشق و مهر مادري است، را گرامي مي داشتند. در حالي که به اعتقاد برخي اسطوره شناسان همچون «فريدون جنيدي» اين جشن ملي و آييني با جشني غربي و غيرايراني به نام ولنتاين جايگزين شده است. در خصوص تاريخچه و مبداء ولنتاين اختلاف نظر وجود داشته تا جايي که ولنتاين با افسانه درآميخته است. اسطوره شناساني همچون جنيدي مبداء اين جشن که به نام «روز عشق» ناميده مي شود، را همين جشن اسفندگان دانسته اند. البته در برخي روايات روز بيست و نه بهمن را روز جشن اسفندگان، اسپندار جشن ناميده اند. سپندارمذ )روز پنجم( از سپندارمذ ماه است که اين جشن مخصوص زنان بوده که در اين روز از شوهران خود هديه دريافت مي کرده اند. از اين رو به جشن مردگيران يا مزدگيران هم معروف بوده است. بنابراين مي توان اين روز را روز جشن زنان دانست. واژه فارسي اسفند يا سپندارمذ، از واژه پهلوي «سپندارمد» و اوستايي «سپîـنتîـه آرمîـئيتي»، گرفته شده است. اصل اين نام همانا «آرمئيتي» است که واژه سپنته )سپند( براي احترام و گراميداشت بيشتر، به آن افزوده شده است. معمولاً سپنته آرمئيتي را به معناي «فروتني و آرامي پاک و مقدس» مي دانند، اما برخي از پژوهشگران اين معنا را نمي پذيرند. از آنجا که در باورهاي کهن، زمين را نيز مانند زنان، بارور، زاينده و پرورش دهنده مي دانسته اند و همه موجودات بر پهنه او و در پناه و آغوش او پروريده مي شده اند، جنسيت او را نيز «مادينه» فرض مي کرده اند و از همين خاستگاه است که عبارت هاي زيبا و دل انگيز «مام ميهن» و «سرزمين مادري» به وجود آمده و فراگير شده است. پيشينيان ما، همانگونه که زمين را زن يا مادر مي دانسته اند، آسمان را نيز مرد يا پدر به شمار مي آورده اند و ترکيب هاي «مادرزمين» و «پدرآسمان» از همين جا برخاسته اند. بي گمان آنان شباهت ها و پيوندهايي بين زن و مرد از يک سو، با زمين و آسمان، و بارندگي و رويش گياهان، از سوي ديگر احساس مي کرده اند. همچنين اين را نيز مي دانيم که در باورهاي ايراني، نسل بشر يا نخستين زن و مرد جهان، به نام «مشي و مشيانه» از ريشه دوگانه گياهي به نام «مهرگياه» در دل زمين به وجود آمده و آفريده شده اند و در واقع زمين يا سپندارمذ، مادر نسل بشري دانسته مي شده است. کارکردهاي آرمئيتي يا سپندارمذ در فرهنگ و ادبيات ايراني بسيار فراوان و گسترده است. در «گاتها»ي زرتشت، هجده بار از او ياد شده است و زرتشت بارها او را براي زندگي پاک، براي آرامش بخشي به کشتزاران، چراگاه ها و جانوران، و براي پيدايي يک فرمانرواي نيک، به ياري فرامي خواند. نامگذاري آخرين ماه فصل زمستان به نام اسفند يا سپندارمذ نيز از همين ويژگي باروري و زايندگي زمين سرچشمه گرفته است. چرا که در همين ماه، نخستين جوانه ها از خاک سر برمي زند و زايش دوباره زمين را نويد مي دهد. از همين رو، مردمان ايراني اين ماه و به ويژه روز پنجم آن که با نام ماه همانند است )يعني اسفندروز از اسفندماه يا سپندارمذروز از سپندارمذماه( را روز گراميداشت بانوان مي دانسته اند و در اين روز، مردان آيين هايي براي همسران خود برگزار مي کرده و هديه هايي به او مي داده اند که متاسفانه آگاهي بيشتري از اين مراسم در دست نيست. برخي از ماه هاي زرتشتي ايزدان يا ايزدبانوان خاصي دارند. «سپندارمذ» فرشته و ايزد بانوي اسفند ماه است. سپندارمذ در عالم معنوي مظهر محبت، بردباري و تواضع اهورامزدا است و روي زمين، فرشته موکل بر زمين و زن هاي درستکار و عفيف و شوهردوست است. به اين سبب او را مونث و دختر اهورامزدا دانسته اند. او موظف است زمين را خرم و آباد و پاک و بارور نگاه دارد. به اين جهت هر کس به کشت و کار و آباداني بپردازد خشنودي سپندارمذ را فراهم کرده است. در اساطير آمده است که اين فرشته بود که براي «آرش» تير حاضر کرد و وي را امر کرد که براي تعيين مرز ايران و توران کماني برگزيند. گفته مي شود در گذشته، اسفند ماه و به ويژه اين روز، روز عيد زنان بوده است و مردان به زنان بخشش مي کردند. سپندارمذ که واژه اوستايي آن «سپنتا آرمئيتي» به معناي تواضع مقدس است و فرشته سپندارمذ در عالم معنوي، مظهر عشق و تواضع و فروتني و در عالم مادي، نگهبان زمين است. امروزه اين جشن هنوز هم با نام «اسفندي» در بسياري از نواحي مرکزي ايران، همچون اقليد، کاشان و محلات برگزار مي شود و زنان در اين روز، براي خوشنودي ايزدبانوي پشتيبان باروري خود، آشي نيز مي پزند که به نام همين جشن «آش اسفندي» ناميده مي شود. اين آيين در روستاهاي پيرامون کاشان همچون نîـشîـلج، اًستîـرک و نياسر در نخستين روز اسفندماه برگزار مي شود. با توجه به منابع موجود دانسته مي شود که اسفندگان روز گراميداشت زمين بارور و همتاي انساني آن يعني بانوان بوده است و نه روز زن به مفهوم مطلق و امروزي آن. به عبارت ديگر منظور از زن، همسر است و نه جنسيت آن. بيروني نيز در نقل آيين هاي جشن، از زن به عنوان همسر ياد مي کند و جنسيت زن را در نظر ندارد. آيين هايي نيز که امروزه در بسياري از نقاط دور و نزديک ميهن برگزار مي شود، همگي در پيوند با روابط عاطفي و مهر آميز همسران است و ارتباطي با جنسيت زنانه ندارد. اسفندگان، روز عشاق ايراني
□
دفعات مطالعه اين مطلب: 71 بار
|