|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه اطلاعات85/11/28: نگاهي به احاديث پيامبر اعظم(ص) در مثنوي مولوي
magiran.com  > روزنامه اطلاعات >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 23912
پنجشنبه بيست و هفتم ارديبهشت ماه 1386


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2822
magiran.com > روزنامه اطلاعات > شماره 23850 28/11/85 > صفحه 6 (معارف) > متن
 
 


نگاهي به احاديث پيامبر اعظم(ص) در مثنوي مولوي


نويسنده: عزت السادات فاضل همداني


    اجتماعي رفتار و انديشه پيامبر گرامي اسلام (صلي الله عليه وآله وسلم) ضروري به نظر مي رسد.
    
    بهترين معرف اين جايگاه، قرآن كريم مي باشد، آنجا كه در سوره مباركه النجم آيات 4-1 مي فرمايد: <والنجم اذا هوي، ما ضل صاحبكم و ما غوي، و ما ينطق عن الهوي، ان هو الاوحي يوحي: سوگند به ستاره، گاهي كه فرود آيد، گمراه نشد يار شما و نه گم گشت، و سخن نگويد از روي هوس، نيست آن، جز سروشي كه وحي شد.>
    
    قرآن مجيد در اين آيات كريمه با صراحت تمام مي گويد آنچه رسول اكرم ، پيامبر گرامي اسلام(ص) آورده، تنها وحي است كه از جانب خداوند متعال به سوي او فرستاده شده است. او از خودش چيزي نمي گويد و قرآن ساخته و پرداخته فكر او نيست، بلكه همه از ناحيه خداي بزرگ است، و دليل اين ادعا در خود قرآن نهفته است.
    
    بررسي آيات شريفه قرآن به خوبي گواهي مي دهد كه يك انسان هر قدر عالم و متفكر باشد، قادر نيست سخناني چنين پرمحتوا بياورد، تا چه رسد به انسان درس نخوانده اي كه در محيطي مملو از جهل و خرافات پرورش يافته كه بعد از گذشتن قرنها، آن سخنان الهام بخش مغزهاي متفكر و شاعران انديشمند است و مي تواند پايه اي براي ساختن اجتماع صالح، سالم، مؤمن، و پيشرو گردد. (همانطور كه در سوره اعراف به آن اشاره شده است.) در ضمن بايد توجه داشت اين سخن تنها در مورد آيات قرآن نيست، بلكه به قرينه آيات، سنت و رفتار پيامبر(ص) را نيز شامل مي شود كه آن هم بر طبق وحي الهي است، چرا كه اين آيه با صراحت مي فرمايد: <او از روي هوي سخن نمي گويدو هر چه مي گويد، وحي است.>
    
     در سوره مباركه اعراف آيه 157 آمده است: <الذين يتبعون الرسول النبي الامي...: آنان كه پيروي مي كنند رسول، پيامبر، درس ناخوانده اي را،...> قرآن در اين آيه به صفات رسول اكرم(ص) اشاره مي كند و الزام دارد از چنين پيامبري پيروي كنيد، كه او الرسول، النبي و الامي مي باشد.
    
    
    
     1- (النبي): او پيامبر خدا است
    
    نبي به كسي گفته مي شود كه پيام خدا را بيان مي كند و به او وحي نازل مي شود، هر چند مامور به دعوت و تبليغ نباشد؛ اما رسول كسي است كه علاوه بر مقام نبوت، مأمور به دعوت و تبليغ به سوي آيين خدا و ايستادگي در اين مسير مي باشد.
    
    در حقيقت رسالت، مقامي است بالاتر از نبوت. بنابراين در معني رسالت، نبوت هم نهفته است؛ به تعبير اصل منطقي، ميان آنها نسبت عموم و خصوص مطلق برقرار است.
    
    قرآن در اين آيه، در مقام تشريح و توضيح و تفصيل پيامبر(ص) است و مقام رسالت و مقام نبوت را به طور مستقل ذكر كرده است. در واقع آنچه به طور سربسته در مفهوم رسول نهفته، به صورت مستقل و روشن به عنوان تجزيه و تحليل صفات او ذكر شده است.
    
    
    
     2- الامي
    
    <پيامبري كه درس نخوانده و از ميان توده جمعيت برخاسته، از سرزمين مكه ام القري، كانون اصلي توحيد طلوع كرده است.>
    
    در اينكه پيامبر گرامي اسلام(ص) <به مكتب نرفت و خط ننوشت> در ميان مورخان بحثي نيست. قرآن نيز به طور صريح در آيه چهل و هشت سوره مباركه عنكبوت درباره وضع پيامبر قبل از بعثت مي فرمايد: <و ما كنت تتلوا من قبله من كتاب ولا تخطه بيمينك اذا لارتاب المبطلون: پيش از اين نه كتابي مي خواندي و نه با دست خود (دست راست) چيزي مي نوشتي تا موجب ترديد دشمناني كه مي خواهند سخنان تو را ابطال كنند، گردد.>
    
    طبق نص صريح قرآن كريم، اطاعت از پيامبر گرامي اسلام(ص) با اوصافي كه گذشت، <اطاعت از خدا است>، آنجا كه در آيه 80 سوره مباركه نساء مي فرمايد: <من يطع الرسول فقد اطاع الله و...: كسي كه از پيامبر اطاعت كند، خدا را اطاعت كرده است و...> بنابراين اطاعت خدا نمي تواند جدا از اطاعت پيامبر باشد، زيرا پيامبر(ص) هيچ گامي بر خلاف خواست خداوند بر نمي دارد. سخن، انديشه، كردار و رفتار او همه مطابق فرمان خدا است.
    
    ***
    
    زبان و ادب فارسي دوازده قرن است با تغييراتي مختصر، در سرزمين هاي آريايي (ايران، تاجيكستان، هند، پاكستان، افغانستان، كشمير و...) جريان دارد و با اينكه گه گاه خاشاك و خاكهايي به علت وزش بادهاي ناملايم از اطراف روي اين رود را آلوده ساخته، جريان زلال اين رود، همواره ادامه داشته و كف و خاشاك را يا در خود غرق كرده و يا با جريان خود هماهنگ ساخته است، به گونه اي كه ذهنهاي تشنه را سيراب، و قلوب افسرده را جلا بخشيده، و كلام وحي و حديث قول و فعل و تقرير پيامبر اكرم(ص) و ائمه اطهار <سلام الله عليهم> را چنان به خود پيوسته كه به كمترين نظم و نثري برمي خوريم كه از قرآن و حديث پيرايه اي بر آن بسته نشده و از لفظ و معناي قرآن و حديث سود نبرده، و به طريق اشاره و تلميح و اقتباس و تضمين، آيات و احاديث را در خود نگنجانيده باشد.
    
    سروده هاي شاعران و نوشته هاي نويسندگان و دبيران هر ملتي سرمايه مادي و معنوي آن جامعه مي باشد و يكي از سرمايه هاي جاوداني و افتخارآميز ما ايرانيان نيز آثار شاعران انديشمند اسلامي و سخنوران متفكر و نوشته هاي ارزشمند دبيران و نويسندگان و تأملات عارفان و انديشه هاي حكيمان و فيلسوفان و متكلمان ايراني مسلمان است.همه اين بزرگان در عبارت پردازي، استدلال و بيان ما في الضمير از كلام وحي و حديث بهره مند شده اند.
    
     بنابراين اگر كسي ادعا كند كه في المثل مي تواند اشعار رودكي، فردوسي بزرگ، ناصرخسرو، خاقاني، سنايي، عطار، مولوي، سعدي، حافظ جامي و صدها شاعر ديگر را بدون فهم قرآن مجيد و تفسير آن و تأمل در احاديث نبوي، به درستي دريابد، بايد در صحت ادعاي او ترديد كرد. عجيب نيست اين بزرگان خود اقرار كرده اند: هرچه دارند همه از دولت قرآن است، قرآن را در چهارده روايت مي خوانند، و به جزء قرآني كه اندر سينه دارند، هيچ جيز به فرياد آنان نمي رسد:
    
    عشقت رسد به فريادگر خود بسان حافظ
    
    قرآن زبر بخواني در چهارده روايت
    
    در ادامه اين تحقيق، به تأثير، تأثر و اقتباس عارف بزرگ مولانا جلال الدين محمد بلخي از حديث و انديشه بي كران و الهي رسول خدا، پيامبر اعظم(ص) مي پردازم. بنابراين ذكر شرحي مختصر، در خصوص اين شاعر نامي، خالي از لطف نيست.
    
    مولانا جلال الدين محمد بن سلطان العلما بهاءالدين محمد بن حسين بن احمد خطيبي بكري بلخي، كه در كتابها از او به نامهاي <مولاناي روم> و <مولوي> و <مولاي روم> ياد كرده اند، از بزرگترين و تواناترين گويندگان و از عارفان نام آور و ستاره درخشنده و آفتاب فروزنده آسمان ادب فارسي، شاعر حساس، صاحب انديشه و از متفكران بي بديل عالم اسلام است. كلام مولانا ساده و دور از هرگونه آرايش و پيرايش است.
    
     اين كلام ساده فصيح منسجم، گاه در نهايت علوم و استحكام و جزالت و همه جا مقرون به صراحت و روشني و دور از ابهام است.
    
    گفت پيغمبر علي را كاي علي
    
    شير حقي، پهلواني، پردلي
    
    ليك بر شيري مكن هم اعتميد
    
    اندرآ در سايه نخل اميد
    
    تو تقرب جو به عقل و سر خويش
    
    ني چو ايشان بر كمال بر خويش
    
    حديث: <يا علي اذا تقرب الناس الي خالقهم في ابواب البر فتقرب اليه بانواع العقل تسبقهم بالدرجات و الزلغي عند الناس و عندالله في الاخره: اي علي، هنگامي كه مردم، با ميراث و اعمال نيك بر خالقشان تقرب مي جويند، تو با تكيه كردن بر عقل خود، به خدا تقرب كن، تا در قيامت از نظر درجات، بر آنان سبقت گيري و تقربت به خدا بيشتر گردد> (حليه الاوليا، چاپ مصر، ج1، ص 15).
    
    چون تو با بي آن مدينه علم را
    
    چون شعاعي آفتاب حلم را
    
    باز باش اي باب بر جوياي باب
    
    تا رسد از تو قشور ا ندر لباب
    
    اشاره است به حديث: زير ازپيامبر اسلام: <انامدينه العلم و علي بابها فمن اراد العلم فليات الباب: من شهر علمم و علي در آن است. پس كسي كه خواهان علم است، بايد از در آن وارد شود.> (جامع صغير، ج 1، ص 107)
    
     ***
    
    گفت پيغمبر كه دائم بهر پند
    
    دو فرشته خوش منادي مي كنند
    
    كاي خدايا منفقان را سير دار
    
    هر درمشان را عوض ده، صد هزار
    
    اي خدايا ممسكان را در جهان
    
    تو مده الا زيان اندر زيان
    
    حديث: <ما من يوم يصبح العباد فيه الاملكان ينرلان فيقول احدهما اللهم اعط منفقا خلفا و يقول الآخر اللهم اعط ممسكا قلفا: بندگان خدا هيچ شبي را به صبح نمي رسانند مگر اين كه با نازل شدن دو فرشته همراه است. اول به نفع كسي كه بخشنده است، مي گويد: خدايا! عوضش ده. و دومي به ضرر كسي كه خسيس است، مي گويد: خدايا! زيانش رسان.> (بخاري، ج 1، ص164)
    
     ***
    
    گفت پيغمبر قناعت چيست گنج
    
    گنج را تو وا نمي داني ز رنج
    
    اشاره به حديث: <القناعه مال لا ينفد و كنزلا يفني: قناعت ثروتي است كه تمام نمي شود و گنجي است كه از بين نمي رود.> (كنوز الحقايق، ص 93)
    
     ***
    
    گفت پيغمبر كه حق فرموده است
    
    من نگنجم در خم بالا و پست
    
    در زمين و آسمان و عرش نيز
    
    من نگنجم اين يقين دان اي عزيز
    
    در دل مومن بگنجم اي عجب
    
    گر مرا جويي در آن دلها طلب
    
    مقصود اين حديث است: <لم يسعني ارضي ولا سمائي و وسعني قلب عبدي المومن اللين الوادع: زمين و آسمان من توان جاي دادن مرا در خود ندارند، اما قلب بنده ي من، آنكس كه مومن، آرام و مطمئن است، چنين گنجايشي را دارد>. (احياء علوم، ج 3، ص 12)
    
     ***
    
    زان كه اين دمها چه گر نالايق است
    
    رحمت من بر غضب هم سابق است
    
    اشاره به حديث: <قال الله عزوجل سبقت رحمتي غضبي خداي عزوجل فرمود: رحمت من بر غضبم پيشي گرفته است.> (كنوزالحقايق، ص 89)
    
     ***
    
    پس رهي را كه نديدستي تو هيچ
    
    هين مرو تنها، ز رهبر سر مپيچ
    
    گر نباشد سايه او بر تو گول
    
    پس تو را سرگشته دارد بانگ غول
    
     <قال النبي (صلي الله عليه و آله و سلم) من لم يكن له شيخ فشيخه الشيطان: پيامبر (صلي الله عليه و آله وسلم) فرمود: كسي كه پير و مرشد نداشته باشد شيطان مرشدش مي شود.> (لطايف مثنوي، عبداللطيف بن عبدالله عباسي، چاپ هند، ص 60).
    
     ***
    
    صبر از ايمان بيايد سر كله
    
    حيث لا صبر فلا ايمان له
    
    گفت پيغمبر خداش ايمان نداد
    
    هركرا صبري نباشد در نهاد
    
    اشاره به حديث: <من لا صبر له لا ايمان له: كسي كه صبر ندارد ايمان هم ندارد.> (رساله قشيريه، ص 86 و 85).
    
    گفت پيغمبر كه يزدان مجيد
    
    از پي هر درد درمان آفريد
    
    اشاره به حديث: <ما انزل الله داء الانزال له شفاء: خداوند هيچ دردي را بدون درمان قرار نداده است.> (بخاري، ج 4، ص 6).
    
     ***
    
    گفت پيغمبر كه رنجوري به لاغ
    
    رنج آرد تا بميرد چون چراغ
    
    اشاره به حديث: <لاتمارضوا فتمرضوا و لا تحفروا قبوركم فتموتوا: تمارض نكنيد كه مريض مي شويد، و گور خود را نكنيد كه زودتر مي ميريد.> (كنوزالحقايق، ص 156).
    
    گفت پيغمبر كه دستت هر چه برد
    
    بايدش در عاقبت واپس سپرد
    
    اشاره به حديث: <علي اليد ما اخذت حتي توديه: دست آنچه را گرفت بايد برش گرداند.> (جامع صغير، ج 2، ص 60)
    
     ***
    
    مصطفي فرمود از گفت جحيم
    
    كه او به مومن لا به گر گردد ز بيم
    
    گويدش بگذر ز من اي شاه، زود
    
    هين كه نورت سوز نارم را ربود
    
    اشاره به حديث: <تقول النار للمومن جز يا مومن فقد اطفا نورك لهبي: آتش جهنم خطاب به مومن مي گويد از اينجا بگذر وگرنه نور تو شعله ام را خاموش مي كند.> (جامع صغير، ج 1، ص 132).
    
     ***
    
    ما زبان را ننگريم و قال را
    
    ما درون را بنگريم وحال را
    
    اشاره به حديث: <ان الله لا ينظر الي صوركم و اموالكم و لكن ينظر الي قلوبكم و اعمالكم: خداوند به چهره ها و اموالتان نمي نگرد، بلكه به دلها و اعمالتان مي نگرد.> (احياءالعلوم، ج 3، ص 190).
    
     ***
    
    گفت پيغمبر نشاني داده است
    
    قلب و نيكو را محك بنهاده است
    
    گفته است الكذب ريب في القلوب
    
    باز الصدق طمانين طروب
    
    اشاره به حديث: <دع ما يريبك الي ما لا يريبك فان الصدق طمانينه و ان الكذب ريبه: از آنچه برايت شك برانگيز است دوري كن، و به آنچه برايت اطمينان بخش است روي آور، زيرا نتيجه ي يقين داشتن آرامش دل و نتيجه مردد بودن پريشاني خاطر است.> (مسند احمد، ج 1، ص 200).
    
     ***
    
    راست مي فرمود آن بحر كرم
    
    بر شما من از شما مشفق ترم
    
    اشاره به حديث: <انا اولي بكل مومن من نفسه: ولايت و سرپرستي من بر مومن، از ولايت و سرپرستي او برخودش بيشتر است.> (كنوزالحقايق، ص 37).
    
    مؤمن كيس مميز كو كه تا
    
    باز داند حيزكان را از فتي
    
    اشاره به حديث: <المومن كيس فطن حذر: مومن داراي كياست، زيركي و احتياط است.> (جامع صغير، ج 2، ص 184).
    
    ده مرو ده مرد را احمق كند
    
    عقل را بي نور و بي رونق كند
    
    قول پيغمبر شنو اي مجتبي
    
    گور عقل آمد وطن در روستا
    
     پيامبر اكرم فرمودند:
    
     <اهل الكفور هم اهل القبور: گروهي كه در جاهاي خالي از مردم ساكن شده اند، به راستي در گورستان سكونت كرده اند.> (نهايه ابن اثير، ج4، ص 28)
    
     ***
    
    اين جهان را كه به صورت قائمست
    
    گفت پيغمبر كه حلم نائمست
    
     مقصود روايت: <الدنيا حلم و اهلها عليها مجازون و معاقبون: دنيا روِيايي بيش نيست واهل دنيا براساس آن پاداش و كيفر مي بينند.> (احياءالعلوم، ج 3، ص 148)
    
     ***
    
    گفت پيغمبر كه شيخ رفته پيش
    
    چون نبي باشد ميان قوم خويش
    
     اشاره به حديث: <الشيخ في بيته كالنبي في قومه: پير و بزرگ خانواده، به منزله پيامبر در قومش است.> (جامع صغير، ج2، ص 42)
    
    گفت پيغمبر كه روز رستخيز
    
    كي گذارم مجرمان را اشك ريز
    
    من شفيع عاصيان باشم به جان
    
    تا رهانمشان ز اشكنجه گران
    
    عاصيان و اهل كبائر را به جهد
    
    وا رهانم از عتاب نقض عهد
    
     اشاره به اين خبر است: <شفاعتي لاهل الكبائر من امتي: شفاعت من (حتي) به كساني از امتم كه مرتكب گناهان كبيره شده اند، خواهد رسيد.> (جامع صغير، ج2، ص 39)
    
     ***
    
    مسكن يار است و شهر شاه من
    
    پيش عاشق اين بود حب الوطن
    
     اشاره به حديث معروف: <حب الوطن من الايمان: وطن دوستي از نشانه هاي ايمان داشتن است.> (سفينه البحار، ج2، ص 668)
    
     ***
    
    گفت پيغمبر كه ان في البيان
    
    سحراً و حق گفت آن خوش پهلوان
    
     حديث: <ان من البيان سحرا و ان من الشعر حكما: بعضي از سخنان تأثيري سحرآسا دارند، و بعضي از شعرها حكمت آميزند.> (مسند احمد، ج 1، ص 269)
    
    گفت پيغمبر كه چون كوبي دري
    
    عاقبت زان در برون آيد سري
    
     حديث: <ما دمت في صلاه فانت تقرع باب الملك و من يقرع باب الملك يفتح له: تا زماني كه در نماز هستي، در حقيقت، خانه خدا را دق الباب مي كني و بالاخره خانه به رويت باز خواهد شد.> (حيله الاولياء، ج 1، ص 130)
    
    چون نماند خانه ها را قاعده
    
    مؤمنان مانند نفس واحده
    
     اشاره به حديث: <المؤمنون كرجل واحد: افراد با ايمان (به سبب يكپارچگي آنان در اعتقاد به خدا) يكي به حساب مي آيند> (جامع صغير، ج 2، ص 184)
    
     ***
    
    مصطفي ز اين گفت كه آدم و انبيا
    
    خلف من باشند در زير لوا
    
     حديث: <ولد آدم كلهم تحت لوائي يوم القيامه و انا اول من يفتح له باب الجنه: روز قيامت همه انسانها زير پرچم من هستند و من اولين كسي هستم كه در بهشت، برايش باز مي شود.> (جامع صغير، ج 2، ص 159)
    
     ***
    
    بهر اين فرمود پيغمبر كه من
    
    همچون كشتي ام به طوفان زمن
    
    ما و اصحابم چون آن كشتي نوح
    
    هر كه دست اندر زند يابد فتوح
    
     منظور روايت ذيل است: <مثل اهل بيتي مثل سفينه نوح من ركبها نجا و من تخلف عنها غرق: پيامبر (صلي الله عليه و آله وسلم) فرمود: <مثل اهل بيت من، مثل كشتي نوح است، هركس بر آن سوار شد نجات يافت و هر كس به آن پشت كرد غرق شد.> (حليه الاوليا، ج 4، ص 306)
    
     ***
    
    اكثر اهل الجنه البله اي پدر
    
    بهر اين گفته است سلطان البشر
    
     اشاره به حديث: <الا اخبركم باهل الجنه كل ضعيف متضعف لو اقسم علي الله لابره: هان! شمارا بگويم كه بهشتيان چه كسانند؟ افرادي ضعيف و به ظاهر ناتوان، اما آنچنان (با اخلاص) كه خداوند سوگندشان را تصديق و تأييد مي كند.> (جامع صغير، ج 1، ص 113)
    
     ***
    
    گفت پيغمبر كه احمق هر كه هست
    
    او عدو ما و غول رهزن است
    
    هر كه او عاقل بود او جان ماست
    
    روح او و ريح او ريحان ماست
    
     اشاره به: <الاحمق عدوي و العاقل صديقي: احمق دشمن من و عاقل دوست من است.> (المنهج القوي، ج3، ص 271)
    
    رنگ و بو در پيش ما بس كاسد است
    
    ليك تو پستي سخن كرديم پست
    
    حديث: <انا معاشر الانبياء نكلم الناس علي قدر عقولهم: ما سلسله انبيا با مردم، متناسب با خردشان سخن مي گوييم.> (احياءالعلوم، ج 1، ص 74)
    
    ***
    
    گفت هر كس كه مرا مژده دهد
    
    چون صفر پاي از جهان بيرون نهد
    
    كه صفر بگذشت و شد ماه ربيع
    
    مژده ور باشم مر او را و شفيع
    
    اشاره به فرموده رسول اكرم (صلي الله عليه وآله وسلم): <من بشرني بخروج صفر بشرته بالجنه: كسي كه مرا به پايان يافتن ماه صفر مژده دهد، بهشتي شدنش را مژده مي دهم.> (اللؤلؤالمرصوع، ص 77)
    
     ***
    
    بهر اين فرمود آن شاه نبيه
    
    مصطفي كه الولد سرابيه
    
    اشاره به حديث: <الولد سرابيه: فرزند سر پدر خويش است.> (اللؤلؤ المرصع، ص 99)
    
    همچو پيغمبر ز گفتن وز نثار
    
    توبه آرم روز من هفتاد بار
    
    حديث: <والله اني لاستغفرالله و اتوب اليه في اليوم سبعين مره: به خدا سوگند، روزي هفتاد بار از خداوند طلب مغفرت و توبه مي كنم.> (بخاري، ج 4، ص 64)
    
    تا معيت راست آيد زان كه مرد
    
    با كسي جفت است كه ا و را دوست كرد
    
    اين جهان و آن جهان با او بود
    
    و اين حديث احمد خوش خو بود
    
    گفت المرء مع محبوبه
    
    لايفك القلب من مطلوبه
    
    اشاره به حديث: <المرء مع من احب: آدمي با كسي كه مورد علاقه اوست، همراه و مأنوس مي شود.> (احياءالعلوم، ج 3، ص 126)
    
     ***
    
    بهر اين گفت آن نبي مستجيب
    
    رمز الا سلام في الدنيا غريب
    
    حديث: <بدا الاسلام غريبا و سيعود لما بدا غريبا فطوبي للغرباء: اسلام با غربت آغاز شد و طولي نخواهد كشيد كه همچون اولش به غربت مي افتد، خوشا به حال غريبان آن زمان!> (صحيح مسلم، ج 1، ص 90)
    
     ***
    
    گفت پيغمبر ركوع است و سجود
    
    بر در حق كوفتن حلقه وجود
    
    حلقه آن در هر آن كو مي زند
    
    بهر او دولت سري بيرون كند
    
    حديث: <ما دمت في صلاه فانت تقرع باب الملك و من يقرع باب الملك يفتح له: تا زماني كه در نماز هستي، در حقيقت، خانه خدا را دق الباب مي كني و بالاخره خانه به رويت باز خواهد شد.> حليه الاولياء، ج 1، ص 130)
    
    ***
    
    گرچه نفس واحديم از روي جان
    
    ظاهراً دورم از اين سود و زيان
    
    حديث: <المؤمنون كرجل واحد: افراد با ايمان (به سبب يكپارچگي آنان در اعتقاد به خدا) يكي به حساب مي آيند.> (جامع صغير، ج 2، ص 184)
    
    ***
    
    گفت پيغمبر كه بر رزق اي فتي
    
    در فرو بسته است و بر در قفلها
    
    جنبش و آمد شد ما و اكتساب
    
    هست مفتاحي بر آن قفل و حجاب
    
    حديث: <اطلبوا الرزق في خباياالارض: رزق و روزي را از درون و اعماق زمين جست وجو كنيد.> (المنهج القوي، ج 5، ص 343)
    
    خويش را تعليم كن عشق و نظر
    
    كان بود چون نقش في جرم الحجر
    
    حديث معروف: <العلم في الصغر كالنقش في الحجر: دانش اندوزي به هنگام كودكي همچون كنده كاري روي سنگ است (با دوام و ماندني).> (كنوز الحقايق، ص85)
    
    چون ز ذره محو شد نفس و نفس
    
    جنگش اكنون جنگ خورشيد است و بس
    
    حديث: <من آذاني في اهل بيتي فقد آذي الله: كسي كه اهل بيت و عترت مرا بيازارد خدا را آزرده است.>(كنوز الحقايق، ص112)
    
    ***
    
    جمله شرطست و جماعت در نماز
    
    امر معروف و ز منكر احتراز
    
    رنج بد خويان كشيدن زير صبر
    
    منفعت دادن به خلقان همچو ابر
    
    حديث: <عليكم بالجهاد فانه رهبانيه امتي: بر شما باد جهاد در راه خدا كردن، زيرا رهبانيت امت من، همين است.> (نهايه ابن اثير، ج2، ص113)
    
    ***
    
    آنچه نپسندي به خود اي شيخ دين
    
    چون پسندي بر برادر اي امين
    
    حديث: <احب لاخيك المسلم ما تحب لنفسك: آنچه براي خودت دوست داري، براي برادر مسلمانت نيز دوست بدار.> (مستدرك حاكم، ج4، ص168)
    
    ***
    
    كه اكابر را مقدم داشتن
    
    آمده است از مصطفي اندر سنن
    
    حديث: <كبر و الكبر، كه الكبر الكبر: پير را بزرگ داريد، پير، پير (بزرگ قوم) است. بايد شروع سخن با پيرترين افراد باشد.> (مسلم، ج5، ص99 و 98)
    
     ***
    
    نفع و ضر هر يكي از موضع است
    
    علم از اين رو واجب است و نافع است
    
    اشاره است به حديث: <طلب العلم فريضه علي كل مسلم: طلب كردن علم بر هر مسلمان واجب است.> (جامع صغير، ج2، ص53)
    
    ***
    
    هم در آخر هم در آخر عجز ديد
    
    مرده شد دين عجائز را گزيد
    
    اشاره به حديث: <عليكم بدين العجائز: دين را از پيرزنان فرا گيريد.> (احياءالعلوم، ج3، ص57)
    
    اشاره است به دوك ريسي پيرزني و اشاره كردنش در محضر رسول خدا(صلي الله عليه و آله و سلم) به اينكه هر حركتي، محرك مي خواهد.
    
    ***
    
    ز اين سبب پيغمبر با اجتهاد
    
    نام خود وان علي مولي نهاد
    
    گفت هركس را منم مولي و دوست
    
    ابن عم من علي مولاي اوست
    
    حديث معروف: <من كنت مولاه فعلي مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه: هركس من مولاي او باشم علي مولاي اوست، خدايا! دوست بدار كسي را كه علي را دوست بدارد و دشمن بدار كسي را كه علي را دشمن بدارد.> (مسند احمد، ج4، ص281)
    
     ***
    
    منابع:
    
     1 - قرآن كريم
    
    2 - تفسير نمونه، آيت الله ناصر مكارم شيرازي و جمعي از نويسندگان
    
    3 - احاديث و قصص مثنوي، بديع الزمان فروزانفر
    
    4 - تاريخ ادبيات ايران، دكتر ذبيح الله صفا
    
    5 - تأثير قرآن و حديث در ادب فارسي، دكتر اصغر حلبي
    
     6- تاثير قرآن و حديث در ادب فارسي، دكتر احمد كرابي
    
    
    
    
    


 روزنامه اطلاعات، شماره 23850 به تاريخ 28/11/85، صفحه 6 (معارف)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 1169 بار

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
نشريه پرستاري ايران
متن مطالب شماره 114، آبان 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است