ورود اعضا [Sign in]  |  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟
جستجوی پيشرفته مطالب   |
شناسنامه نشريات مطالب همه مجلات مطالب مجلات علمي، پژوهشي مطالب روزنامه ها
   جستجو:    
 
روزنامه كيهان85/12/5: «قصه هاي من و بابام» يگانه اثر اريش ازر
magiran.com  > روزنامه كيهان >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 19581
سه شنبه بيستم بهمن ماه 1388



تبليغات




 
MGID2827
magiran.com > روزنامه كيهان > شماره 18746 5/12/85 > صفحه 9 (ادب و هنر) > متن
 
 


«قصه هاي من و بابام» يگانه اثر اريش ازر


مترجم: مريم حسيني


    كمتر كسي را مي توان يافت كه با كتاب مصور «قصه هاي من و بابام» مواجه شود و تصاوير زيبا و به ياد ماندني آن، در ذهنش ثبت نشود. «قصه هاي من و بابام»، كتاب مصوري است كه شخصيت محوري همه تصاوير و داستان هايش پسر كوچولوي تخسي به اسم كريستيان و پدر مهربان و سيبلويش است. اين كتاب، كه يگانه اثر اريش ازر، كاريكاتوريست شهير آلماني است، بارها در سراسر جهان و كشور عزيزمان ايران به چاپ رسيده است كه مرحوم ايرج جهانشاهي براي هر مجموعه تصوير، داستاني نوشته است و آن را به همراه اين شرح ها به چاپ رسانيده است. آنچه مي خوانيم بيوگرافي است از اريش ازر:
    اريش ازر، در 18 مارس 1903، در «فگت لند» متولد گرديد. خانواده اش در سال 1907 به «پلائون» نقل مكان نمودند. وي در سن 17 سالگي علي رغم مخالفت هاي خانواده، به لايپ زيش رفت و از سال 1921 تا 1926 در «آكادمي هنرهاي گرافيكي و صنعت چاپ» تحصيل كرد. تلاش براي امرار معاش، وي را به سوي طراحي بروشورهاي تبليغي و پلاكارت، سوق داد. در همين اثنا، اريش كنائف، سردبير يكي از روزنامه هاي پلائون، زمينه همكاري وي را با مطبوعات فراهم نمود و ازر به عرصه مطبوعات وارد شد. در سال 1923، ازر، با «اريش كست نر» نويسنده شهير آلماني آشنا شد كه بعدها به سردبيري بخش پاورقي روزنامه نوين لايپ ريش درآمد. به اين ترتيب رابطه دوستانه اين سه «اريش» شكل گرفت. اين سه، بار ديگر در برلين در كنار هم قرار گرفتند: «كست نر» به عنوان ژرناليست و نويسنده، شهرت خاصي يافت، كنائف همكاري خود را با انجمن ناشرين «گوتن برگ» آغاز نمود و ازر هم، فعاليت هاي خود را به عنوان مسئول كتاب هاي مصور و كاريكاتوريست آغاز كرد. از جمله كارهاي وي مي توان به تصويرگري مجموعه كتاب داستان هاي كست نر و طراحي كاريكاتور براي دموكرات هاي اجتماعي پيش رو اشاره كرد. تيزبيني و نكته سنجي مشهود در آثار وي كه به نوعي در مخالفت با نازيسم بود نهايتاً منجر به ممنوع شدن آثار وي، در سال 1934 شد. ازر و كست نر در سال 1929، با هم به پاريس مسافرت كردند، يكسال بعد هم، به مسكو و لنين گراد سفر كردند. در طي همين سفرها بود كه ازر به شدت از كمونيست بيزار شد. وي در همين سال با «ماريگارد»، همكلاسي سابقش ازدواج كرد، يكسال بعد صاحب پسري به اسم «كريستيان» شدند.
    با قدرت گرفتن هيتلر در سال 1933، شرايط دشواري براي ازر و همكارانش ايجاد شد. آثار بعضي از نويسندگان از جمله كست نر (با تصويرگري ازر) سوزانده شد. كنائف در زندان سياسي بازداشت شد و ازر از كار منع شد. به اين ترتيب زندگي شان تنها با حقوق مختصر همسرش، مي چرخيد، اين روند تا پايان آن سال ادامه پيدا كرد تا اينكه انتشاراتي «اول اشتاين» وابسته به مجله برلين از «ازر» و چندين نقاش ديگر دعوت به عمل آورد. هدف آنها خلق يك مجموعه تصويري، با طرحي ثابت بود، چيزي كه بتواند همچون ميكي موس (در آمريكا)، از محبوبيت خاصي برخوردار شود و اين گونه بود كه مجموعه تصويري «قصه هاي من و بابام» خلق شد. اين انتشاراتي توانست براي ازر، به عنوان نقاشي غيرسياسي، اجازه كار بگيرد، مشروط بر اينكه وي از اسم واقعي خود استفاده نكند. به اين ترتيب، ازر، نام مستعار «ا ، ا، پلائون» كه به معناي «اريش ازر از پلائون» بود را برگزيد. از دسامبر 1934 تا دسامبر 1937 هر هفته فقط يك داستان تصويري از «قصه هاي من و بابام» به چاپ رسيد كه با اقبال عمومي روبرو شد. در سال 1935، انتشاراتي «اول اشتاين» اولين مجموعه تصويري «قصه هاي من و بابام» كه مشتمل بر 50 داستان مي شد، به چاپ رسانيد كه تا آغاز جنگ جهاني به 000/90 نسخه رسيد. در سال هاي 1936 و 1938 دو جلد ديگر از اين مجموعه به چاپ رسيد. درآمدي كه ازر در طول اين سال ها كسب مي كرد. به اندازه اي بود كه توانست از عهده تهيه ماشين و خريد خانه اي ويلايي در «ويلمز درف» برلين برآيد. با اتمام اين مجموعه، ازر، همچنان به عنوان يك هنرمند غيرسياسي به فعاليت خود ادامه داد و اگر چه دلخوشي چنداني در آلمان نداشت، از مهاجرت امتناع ورزيد. در سال 1940، همكاري خود را با هفته نامه «رايش» آغاز كرد. در همين سال، به خاطر كاريكاتورهايي كه در مخالفت با گشتاپو كشيده بود و هيتلر را به سخره گرفته بود زنداني شد. كنائف نيز در همين سال به علت فعاليت هاي سياسي اش بازداشت بود. محاكمه آنها را به مدت 4 سال، به تعويق انداختند. در سال 1944، ازر در زندان درگذشت. كنائف، اعدام شد. گوشه اي از خاطرات كريستيان، (پسر واقعي ازر) را درباره پدرش مي خوانيم:
    «از من خواسته اند تا از پدرم صحبت كنم، در واقع تا آنجايي كه به ياد مي آورم، خاطراتي كه در گذر سال ها تا حدي رنگ باخته اند. من 13 ساله بودم كه پدرم فوت كرد و اين درست زماني بود كه در كلينيك كودكان بستري بودم. تازه يك ماه بعد، فهميدم كه پدرم فوت كرده است.در سال هاي اوليه جنگ، من به مدت طولاني در يك آسايشگاه كودكان در «آلگوي» به سر بردم و به ندرت پدرم را مي ديدم، براين اساس خاطرات من از پدرم، مربوط به 8 سال اوليه عمرم است كه در برلين به سر مي برديم.
    پدرم، مردي بسيار مهربان و خوش قلب بود و در بسياري موارد به شدت ساده بود و روحيه اي لطيف و بچگانه داشت. او مردي خانواده دوست بود و اين را هميشه مي شد حس كرد. يكي از داستان هاي تصويري مجموعه «قصه هاي من و بابام»، «باباي خوب من» نام داشت. داستان از اين قرار بود كه پدر و پسر، روزي به كنار دريا مي روند و مشغول پرتاب سنگ در آب مي شوندو با هم مسابقه مي دهند و بازي مي كنند. اين قدر به بازي ادامه مي دهند كه وقتي هوا رو به تاريكي مي رود، ديگر سنگي باقي نمي ماند. پدر براي اينكه پسرش را خوشحال كند، تمام طول شب با گاري دستي سنگ به كنار دريا مي آورد تا پسرش بتواند دوباره بازي كند. اين داستان كه البته حقيقت هم دارد، به بهترين شكل رفتاري را كه پدرم با من داشت، به تصوير مي كشد.
    زنده ترين خاطرات من به تجربه هاي كوچكي برمي گردد كه روزانه در خانه اتفاق مي افتاد. از آنجايي كه پدرم برخلاف پدر هم كلاسي هايم، در خانه كار مي كرد، ما هر روز با هم ناهار مي خورديم. بعد از خوردن ناهار، پدرم به طرف در بالكن گوشه ناهارخوري مي رفت، كش و قوسي به خود مي داد و مي گفت: «حالا ديگر وقت چرت بعدازظهره». وقتي از خواب بيدار مي شديم قهوه و شيريني اي كه مادرم خودش پخته بود مي خورديم. بعد، پدر، دوباره به اتاق كارش بازمي گشت، هيچ كس حق نداشت مزاحمش بشود. بخصوص دوشنبه ها، يعني روزي كه پدر طرح اوليه داستان جديدي از مجموعه «قصه هاي من و بابام» را آماده مي كرد، طرحي كه پنجشنبه ها در روزنامه برلين به چاپ مي رسيد...»
    
    
    




    دفعات مطالعه اين مطلب: 1133 بار
 

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان
اشتراک نسخه چاپي

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

تبليغات
آفتاب يزد
اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
كيهان
ساير روزنامه ها را در سايت هاي اختصاصي شان مطالعه نماييد.
 پيشخوان
ماهنامه پادنگ
متن مطالب شماره 63، دي 1388را در magiran بخوانيد.

- درياي كاسپين
- واقعيتي تلخ
- يادي از بم
- احساس زنده بودن
و ...
سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1388-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.

توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.
 
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوی اخبار و مطالب منتشر شده در نشريات اطلاعی نداريم!