|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه رسالت85/12/20: قلمرو فلسفه مضاف
magiran.com  > روزنامه رسالت >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 9435
يك شنبه 28 بهمن 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2829
magiran.com > روزنامه رسالت > شماره 6104 20/12/85 > صفحه 18 (انديشه) > متن
 
 


قلمرو فلسفه مضاف


نويسنده: سمانه فردمنش

ا شاره:
    از تکون فلسفه هاي مضاف به مثابه دانش هاي مستقل و منسجم ديري نگذشته است. مطالعه اين گونه فلسفه ها، يکي از حوزه هاي فعال، مفيد و جذاب فلسفه است که متاسفانه در مراکز علمي و تعليمي مسلمانان کمتر مورد توجه بوده است. به نظر مي رسد جهت تمهيد مقدمه و زمينه سازي براي ورود به اين حوزه و دامن زدن به مباحث و مسائل آن، نخستين گام، بيان چيستي فلسفه مضاف و تبيين روش ها و ايضاح قلمرو و فايده آن است. پيش از پرداختن به اغراض، قلمرو و روش هاي فلسفه هاي مضاف، لازم است نخست مفاهيم ماخوذ در عنوان بحث را ايضاح و تبيين نماييم.
    فلسفه مضاف:
    فلسفه مضاف را مي توان به دو شيوه تعريف کرد: 1- به نحو تاريخي و تحققي و باتوجه به مصاديق موجود و تلقي اصحاب اين حوزه معرفتي آن سان که هستند2- به نحو منطقي و مطلوب و آن چنان که بايد باشند. به دليل تطوراتي که در عينيت تاريخي علوم روي مي دهد و تفاوتها و حتي تهافتهايي که در ميان اصحاب نظر و اثر حوزه هاي معرفتي گوناگون وجود دارد و نيز خلط و خطاهاي فراواني که در تبيين سرشت و صفات و ذات و زواياي فلسفه هاي مضاف ميان مدعيان اين حوزه رخ داده است ارائه تعبيري واحد و همه پسند در تعريف آن دشوار مي نمايد. ما در تعريف شيوه دوم را بر مي گزينيم. به نظر اين کمين، در صورت توسعه حکمت اسلامي و تحويل آن به فلسفه هاي تخصصي گوناگون و تاسيس فلسفه هاي مضاف ونيز با تحرير و تنقيح فلسفه از زوايد و استطرادات - که همگي ضروري اند- فلسفه مطلق (در مقابل فلسفه هاي مضاف) را مي توان به “دانش پژوهش عقلاني در احکام کلي و عوارض ذاتي موجود بما هو موجود و اقسام نخستينه آن “تعريف کرد. اين تعريف اما با اقتباس از قبس صدرايي، در تعريف فلسفه اولي و غم اعلي که موضوع آن “موجود بماهو موجود” است، پرداخته ايم. صدرالمتالهين در تعريف فلسفه اعلي فرموده است: “... ان الفلسفه الاولي با حثه عن احوال الموجود بما هوموجود، و عن اقسامه الاوليه - اي التي يمکن ان يعرض للموجود من غير ان يصير رياضيا او طبيعيا” هرچند اين عبارت خالي از اشکال نيست، اما بر ساير تعاريف و تعابير ترجيح دارد. زيرا تعريف فلسفه، فقط به غايت يا کارکردي مانند يصيرورتها الانسان عالما مشابها للعالم العيني”
    باتوجه به تعريف مختار براي فلسفه مطلق، فلسفه مضاف عبارت خواهد بود از”دانش مطالعه فرانگر عقلاني احوال و احکام کلي يک علم يا رشته علمي (همچون علم جامعه شناسي و علوم انساني) يا يک هستومند دستگاه هوار انگاشته حقيقي يا اعتباري (مانند جامعه و علم)“. در اين تعريف، ضمن تحفظ بر هماهنگي تعريف فلسفه مضاف با تعريف فلسفه مطلق، با کلمه “دانش” به دستگاهواره بودن فلسفه مضاف به مثابه يک علم مستقل و با تعبير “مطالعه فرانگر” به رويکرد تحليلي و تنقيدي، و با کلمه “عقلاني” به روش آن و با عبارت “ احکام کلي” به قلمرو اين حوزه حکمي و مسائل آن و با ذکر انواع مضاف اليه هاي فلسفه مضاف - که فراگيرترين ملاک تقسيمات فلسفه مضاف نيز مي باشد - به موضوع و اقسام آن اشاره رفته است. و بدين ترتيب به تعريفي چند ساحتي براي فلسفه هاي مضاف پرداخته ايم. موضوع فلسفه مضاف، گاه علمها هستند و گاه غير علمها. مراد ما از علم فقط علوم حقيقي نيست بلکه مراد هر آن مجموعه مسائل معرفتي و دانستنيهاي دستگاهوار شده است. امور و هستومندهاي ديگر (غير علمها) آنگاه متعلق فلسفه قرار مي گرند و موجب تکون يکي از فلسفه هاي مضاف مي شوند که مسائل آن به اندازه اي بسط يافته باشد که فحص و بحث عقلاني درباره احکام کلي آنها، به لحاظ کمي و کيفي قابليت ساماندهي در حد و در قالب يک دانش را پيدا کرده باشد. همين جا بر اين نکته نيز تاکيد مي ورزيم که قلمرو فلسفه هاي مضاف، آن دسته از مسائل هر مضاف اليه است که داراي قابليت مطالعه عقلاني اند، مطالعه عقلاني تاريخ و تطورات علوم يا امور، بخشي از فلسفه مضاف آن علوم امور به شمار مي رود، هرچند برخي مباحث تاريخي را در زمره مباحث فلسفه هاي مضاف انگاشته اند، مطلق مطالعه تاريخ و تاريخي يک موضوع نمي تواند مطالعه فلسفي انگاشته شود.
    فلسفه مضاف؛ فلسفه هاي علوم و فلسفه هاي حقايق:
    پيشتر بيان نموديم که واژه فلسفه مضاف، مشترک لفظي ميان فلسفه علوم و فلسفه حقايق است. فلسفه علوم، دانش فرانگرانه وصفي - تحليلي رشته علمي است؛ مانند فلسفه معرفت ديني، فلسفه علوم تجربي، فلسفه علوم اجتماعي و ... و فلسفه حقايق، دانش درون گرانه وصفي - عقلاني پديده هاي حقيقي و اعتباري است مانند فلسفه دين، فلسفه نفس، فلسفه سياسي و امثال آن. توضيح مطلب اينکه فلسفه هاي مضاف با دو وضعيت ظاهر شده اند. فلسفه در وضعيت نخست به پديده ها و حقايق ذهني و خارجي، حقيقي و اعتباري و در وضعيت دوم به دانش ها و علوم نظامند اضافه مي شود. فلسفه مضاف به پديده ها و حقايق از سنخ دانش درجه اول است که با نگرش فيلسوفانه به تحليل عقلي موضوع معين يعني واقعيت خارجي يا ذهني مي پردازد؛ مانند فلسفه حيات، فلسفه زبان، فلسفه ذهن، فلسفه نفس، فلسفه معرفت، فلسفه دين و امثال آن.
    فلسفه اسلام بويژه گرايش حکمت مشاء و حکمت متعاليه، باتوجه به بيان احکام و عوارض موجود بما هو موجود به پاره اي از فلسفه هاي مضاف به پديده ها و حقايق مانند فلسفه هستي، فلسفه معرفت، فلسفه نفس و فلسفه دين پرداخته است. نفس واقعيتي خارجي و معرفت واقعيتي ذهني است. فلسفه مضاف به دانش ها از سنخ معرفت درجه دوم است يعني دانش سيستمي و نظامند که به توصيف تاريخي و تحليل عقلاني و فرانگراند دانش مضاف اليه مي پردازد. به عبارت ديگر، فلسفه هاي مضاف به علوم با نگاه بيروني به دانش هاي نظامند و رشته هاي علمي پرداخته و احکام و عوارض آنها را بيان مي کنند و درباره صدق و کذب گزاره هاي دانش مضاف اليه هيچ گونه داوري نخواهد داشت.
    باتوجه به توصيفي که از فلسفه مضاف ناظر به حقايق و رشته هاي علمي نموديم بايد گفت تفاوت ماهوي اين دو فلسفه مضاف - يعني فلسفه مضاف به حقايق با فلسفه مضاف به رشته هاي علمي - در اين است که: اولا روش خاص تحقيق در صنف نخست استدلالي و نقدي و در صنف دوم وصفي، تعليلي، تحليلي، استدلالي و نقدي است و رويکرد و رهيافت در فلسفه هاي مضاف به دانش ها در مقام گردآوري اطلاعات، تاريخي، گزارشي و در مقام داوري و تحليل، معرفت شناختي است. فن تحقيق نيز در آنها کتابخانه اي - هرمنوتيکي است، در حالي که رويکرد فلسفه هاي حقايق رئاليستي است؛ ثانيا رويکرد ديگر فلسفه هاي مضاف به حقايق دروني و درون نگرانه و رويکرد فلسفه هاي مضاف به رشته هاي علمي، بيروني و برون نگرانه است. براي مثال در فلسفه ذهن بايد با کالبد شکافي به درون مايه هاي ذهن پرداخت و ساحت ها و قواي گوناگون ادراک آن را يافت، اما در فلسفه فيزيک، مطالعه مسائل سني فيزيک نارواست و نبايد از تحولات ماده و انرژي، جرم، نيرو، سرعت، شتاب، نور، الکتريسيته و غيره سخن گفت.
    فلسفه فيزيک، دانشي است که فيزيک را به منزله واقعيت خارجي، مورد مطالعه و کاوش علمي قرار مي دهد و از چگونگي پيدايش و بالندگي فيزيک، ابزار و منابع معرفت شناختي و روش تحقيق آن، واقع نمايي يا ابزارانگاري تئوري هاي آن، ترابط فيزيک با علوم ديگر بحث مي کند؛ ثالثا سنخ مسائل فلسفه مضاف به حقايق با سنخ مسائل فلسفه مضاف به رشته هاي علمي متفاوتند. مسائل و پژوهش هاي فلسفه حقايق، پيشيني و درجه اول و ناظر به حقايق خارجي يا ذهني است مانند فلسفه دين که به واقعيت خارجي دين نظاره کرده، مي کوشد تا به تحليل عقلاني مسائل دروني و مشترک بين اديان نظير خدا، تکليف، رستگاري، آفرينش، پيامبري، وحي و حيات ابدي بپردازد. يا فلسفه معرفت که به واقعيت هاي ذهني معرفت به معناي مطلق آگاهي مي پردازد و از احکام و عوارض هستي شناختي و حکايتگري آنها بحث مي کند. مسائل و پرسش هاي فلسفه رشته هاي علمي، پسيني و درجه دوم و ناظر به دانش هاي محقق است. براي مثال فلسفه علم الاجتماع با نگاهي درجه دوم به علوم اجتماعي تحقق يافته، دو رويکرد تبيين (علت کاو) و تفسيري (معناکاو) را به علم الاجتماع نسبت مي دهد.
    رويکرد نخست، جامعه را پاره اي از طبيعت مي بيند و در پي يافتن نظام قانون دار و تصرف در اجتماع و معيشت است و ديگري جامعه را همچون متني مکتوب مي خواند و فقط در پي فهم معناي آن است؛ رابعا فلسفه رشته هاي علمي، معارف و دانش هاي درجه دوم اند، يعني ابتدا بايد معرفت هاي نظام مند و داراي ديسيپلين شکل بگيرند و تاريخي را بگذرانند و آنگاه مسائل و پرسش هاي مربوط به آنها را جويا شد. اما فلسفه حقايق، معارف و دانش هاي درجه اول هستند يعني مضاف اليه آنها به صورت دانش نظام مند در نيامده و پس از بحث و بررسي درباره آن حقايق، فلسفه آنها به مثابه دانش معرفتي يا يک بخشي از ساختار دانش ظاهر مي شود. براي مثال فلسفه رياضي دانش و پژوهشي درباره مباني علم رياضيات است و با روش تحليلي و فلسفي مي کوشد در زمينه چيستي رياضيات، چگونگي پيدايي نظريات، ساختمان هاي رياضي، سير تطور و تحول آنها تحقيق کند. يعني فلسفه رياضي بعد از نضج گرفتن رياضيات به مثابه دانش پديد مي آيد؛ خامسا فلسفه مضاف به رشته هاي علمي، باعث تحولات اساسي و بنيادين در رشته هاي علمي مي شود و افزون بر وصف تاريخي از واقعيت خارجي آنها با تحليل عقلاني به مرحله توصيه و پيشنهاد منتهي مي شود که عمل به اين مرحله تحولات معناداري در رشته هاي علمي به ارمغان مي آورد. براي نمونه فلسفه رياضي يا فلسفه فيزيک يا تحليل عقلاني دانش هاي رياضي و فيزيک مي تواند در ساختار قلمرو آنها اثر گذارد. براي مثال اگر ديد کلي ما از شناخت، ديدي اشراقي يا آرمان گرايي يا واقع گرايي باشد، مسائل علوم رياضي يا فيزيکي به شيوه خاص مبتني بر ديد کلي فلسفي بيان مي شود. اما فلسفه مضاف به پديده ها و مقوله ها در صدد تحولات اساسي و بنيادين علم ديگري نيست هرچند ممکن است با مطالعه فلسفه درباره آن پديده، به بالندگي دروني و مسئله اي دست يابد. گفتني است از ديگر مسائلي که درباره فلسفه مضاف مي توان طرح کرد عبارتند از: مسائل فلسفي رشته هاي علمي، انواع فلسفه رشته هاي علمي، تفاوت رووس ثمانيه با فلسفه هاي علوم، اجزاي علوم است.
    
    
    
    


 روزنامه رسالت، شماره 6104 به تاريخ 20/12/85، صفحه 18 (انديشه)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 1348 بار



آثار ديگري از "سمانه فردمنش"

  از شناخت تا روش شناسي علوم
سمانه فردمنش، رسالت 3/7/86
مشاهده متن    
  پارادايم مسلط بر گفتمان روشنفکران ايران و آنارشيسم فرهنگي
سمانه فردمنش، رسالت 5/6/86
مشاهده متن    
  پارادايم معرفتي و ساختاري دانشگاه هاي اسلامي
سمانه فردمنش، رسالت 3/6/86
مشاهده متن    
  سکولاريسم يا مصادره مذهب
سمانه فردمنش، رسالت 16/5/86
مشاهده متن    
  علم شناسي اثبات گرايي در بوته نقد فلاسفه علم
سمانه فردمنش، رسالت 3/4/86
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
صنايع زيرساخت هاي كشاورزي، غذايي، دام و طيور (دامپروران)
متن مطالب شماره 205، بهمن 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است