|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه رسالت85/12/21: تورق صفحات پرونده هسته اي ايران
magiran.com  > روزنامه رسالت >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 9413
شنبه 29 دي 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2829
magiran.com > روزنامه رسالت > شماره 6105 21/12/85 > صفحه 7 (حرف امروز) > متن
 
 


تورق صفحات پرونده هسته اي ايران
گزارشي از سناريوي پرونده هسته اي ايران در آستانه نشست سوم شوراي امنيت

نويسنده: جواد نوري زاده

دور تازه اي از رايزني ها و تحرکات ديپلماتيک بعد از ارائه گزارش محمد البرادعي مديرکل آژانس بين المللي انرژي اتمي )IAEA( حول پرونده هسته اي ايران آغاز شده است. اين رايزني ها عمدتا شامل تصميم گيري در مورد عدم تمکين ايران در قبال خواسته هاي تعليق غني سازي اورانيوم وامضاي پروتکل الحاقي است که در قطعنامه نخست شوراي امنيت سازمان ملل (1737) از ايران خواسته شده بود.
    در چهارمين سال سناريوي پرونده هسته اي ايران، شوراي امنيت سازمان ملل در دسامبر 2006، قطعنامه (1737) را عليه فعاليت هاي ايران صادر کرد و بر طبق آن محدوديت هايي را در زمينه تسليحات نظامي و تکنولوژي مرتبط با مباحث هسته اي و در قالب تحريم اعمال کرد. قطعنامه محمد البرادعي را مامور کرد گزارشي از فعاليت هاي هسته اي ايران و تکمين يا عدم تکمين ايران در قبال قطعنامه بر طبق سنت چند سال اخير و در مدت 60 روز به شوراي امنيت ارائه کند؛ همچنين از تهران خواسته شد که تا 60 روز فعاليت هاي هسته اي خود را در زمينه غني سازي اورانيوم به حالت تعليق درآورده و پاي ميز مذاکره با طرف هاي غربي بنشيند.
    در آستانه نشست سوم شوراي امنيت در مورد پرنده ايران بعد از نشست اخير که نشست دوم بود و نيز نشست اول که قطعنامه (1969) جولاي 2006 را در پي داشت شوراي امنيت قصد دارد بعد از قطعنامه (1737) دومين قطعنامه را عليه ايران صادر کند. راديکال ترين هدف در مسير تلاش براي صدور قطعنامه از سوي آمريکا پيگيري مي شود. اين کشور قصد دارد با کشاندن موضوع پرونده هسته اي ايران به مصاديق فصل هفتم منشور سازمان ملل که ارتباط مستقيم با صلح و امنيت جهاني دارد شدت و عمق بيشتري به تنش ايجاد شده بين طرفين بدهد. به همين خاطر است که به موازات فرآيند مذکور اراده اي مبني بر حل و فصل مناقشه ايجاد شده از طريق ديپلماسي و مذاکره همواره خود را در طول اين فرآيند نشان مي دهد و هرازچندگاهي لازم مي نمايد طرفين پشت ميز مذاکره سعي در اقناع همديگر و جلوگيري از حادتر شدن هرچه بيشتر مسئله داشته باشند. مذاکرات اخير دکتر لاريجاني دبير شوراي امنيت کشور و مسئول ارشد پرونده هسته اي ايران با البرادعي مديرکل آژانس و خاوير سولانا مسئول سياست خارجي اتحاديه اروپا و نيز مذاکرات گذشته ايران با کشورهاي چين و روسيه و با اعضاي تروئيکاي اتحاديه اروپا از همين منظر قابل درک است.
    نگاهي به تاريخ فناوري هسته اي و پيشينه فعاليت هاي ايران مقارن با رشد و توسعه دانش هسته اي ما را در فهم بهتر مسائل جاري ياري مي کند. سابقه فعاليت هاي هسته اي در دنيا در چارچوبي صلح آميز ، ريشه در تلاش و تحقيقات دانشمندان علوم مختلف مرتبط با دانش هسته اي دارد. اما در زمينه نظامي وغيرصلح آميز همزمان با آخرين روزهاي جنگ جهاني دوم (1949) بود که بمب هاي اتمي “پسر کوچک” و “مرد چاق” که توسط آمريکا بر دو شهر هيروشيما و ناکازاکي در ژاپن فرود آمدند نويد تلخ ظهور بازيگري جديد در عرصه مسائل نظامي و استراتژيک دادند. اين بمباران علاوه بر اينکه سيصد هزار نفر از شهروندان ژاپني را به کام مرگ فرستاد و انواع امراض و بيماري هاي ژنتيک را براي آنها به ارمغان آورد، پيروز نهايي جنگ ومهمتر از آن ابرقدرت و هژمون دنيا را در نظم نوين جهاني پس از جنگ مشخص کرد. بعد از پايان جنگ آمريکا و شوروي به عنوان سرسلسله هاي بلوک غرب و شرق دست به رقابت گسترده تسليحاتي در قالب جنگ سرد زدند و با خرج ميلياردها دلار توليد و گسترش تسليحات اتمي را به عنوان پيشرفته ترين و مخرب ترين تسليحات نظامي در دستور کار خود قرار دادند با درک هزينه بر بودن رقابت تسليحاتي و ظهور علائم ضعف دو ابرقدرت در زمينه هاي اقتصادي وخرج هزينه هاي بسيار کلان سياست تنش زدايي و مهار متقابل را در پيش گرفتند. در کنار معاهدات 1Salt و 2Salt و... يکي از اين معاهدات که به توافق طرفين رسيد و بعدها کشورهاي ديگر به آن پيوستند، معاهده ( NPTعدم اشاعه سلاح هاي هسته اي) بود. هدف اصلي اين معاهده علاوه بر کنترل تسليحات همديگر از طرف بلوک غرب و شرق، الحاق ساير کشورهاي هسته اي به آن به منظور جلوگيري از گسترش تسليحات آن کشورها در زمينه هسته اي بود. بندهاي 1، 2 و 4 در ان.پي.تي اشاره به ممنوعيت توليد تسليحات هسته اي کرده و حق کشورها را در دستيابي به دانش صلح آميز هسته اي به رسميت مي شناسد و از کشورهايي که فعاليت هايي در زمينه هسته اي داشته اند خواسته شده کشورهاي ديگر را در کسب و بهره برداري از مزاياي انرژي صلح آميز هسته اي که اهميت آن روز به روز پررنگ تر مي شود، کمک و ياري رسانند از اين تاريخ به بعد بود که تبعيض آنچنان که در روح ان.پي.تي موج مي زد- به صورت ديگري خود را نشان داد. اينکه قدرت هاي هسته اي مي توانستند تلاش کشورها براي دستيابي به دانش صلح آميز هسته اي را به بهانه توليد تسليحات زيرسوال برده و درصدد توقفشان برآيند. به دنبال پيوستن ايران به ان.پي.تي در سال 1350 آمريکايي ها طرح مفصل و بلند پروازانه اي را براي رژيم پهلوي تهيه کردند که برطبق آن قرار شد تلاش هايي در زمينه توليد 22 هزار مگاوات برق هسته اي، توليد سوخت هسته اي و مبادله اورانيوم غني سازي شده انجام شود؛ مهمتر از اين تعهدات ساخت 20 نيروگاه هسته اي در ايران بود که آمريکا متعهد به حمايت سياسي از آن و ايجاد زمينه هاي همکاري با شرکت زيمنس آلمان به عنوان سازنده نيروگاه- و شرکت اورديف فرانسه- به عنوان تامين کننده سوخت هسته اي- شد.
    به بيان ديگر کشورهاي غربي و بخصوص آمريکا براي تقويت حافظ منافع خود در خاورميانه سنگ تمام گذاشتند و آن موقعي بود که ايران مطمئن تر از اسرائيل براي تقويت و مسلح سازي در خاورميانه بود چرا که ايران با مسئله نفت و انرژي حاصل از خليج فارس و درياي خزر درگير بود در حالي که اسرائيل اين توانايي و خصيصه را نداشت و نهايتا اينکه عوامل ايدئولوژيکي امکان مساعي جمعي ايران با ساير کشورهاي خاورميانه چون عربستان، ترکيه، کويت، امارات و... را قوت مي بخشيد.
    پيروزي انقلاب اسلامي در بهمن 1357 (فوريه 1979) شوک بزرگي در ذهنيت غرب نسبت به ايران ايجاد کرد و بلافاصله بعد از آگاهي از تحقق استقلال کشور از سلطه 57 ساله پدر و پسر پهلوي که مطيع محض استعمار پير و جوان (انگليس و آمريکا) بودند همکاري هاي خود را با ايران را- که شامل مسائل هسته اي نيز مي شد- قطع کردند. آلمان و فرانسه هم تحت فشار آمريکا از همکاري هسته اي با ايران شانه خالي کردند.
    تا مدتها بعد از جنگ صحبتي از مسائل هسته اي نبود اما ايران از دستاوردهاي جنگ مسائل زيادي آموخت. جمهوري اسلامي با پرتاب و پرشي که از جايگاه ايدئولوژيک و مذهبي داشت و با آگاهي کامل از علل جنگ تصميم به خوداتکايي در عرصه هاي مختلف گرفت. اينک از همکاري هاي بلوک غرب و شرق نه تنها خبري نبود بلکه به اذعان اسناد محرمانه که بعدها از طبقه بندي خارج شدند کشور همسايه يعني عراق براي به کارگيري سلاح هاي شيميايي، هسته اي از نوع بمب کثيف و بمب ميکروبي در طول جنگ بارها از آنها سيگنال دريافت کرده بود.
    در عرصه دانش هسته اي با هدف تحقق وجهه راستين انقلاب و پرستيژ بين المللي براي اعاده غرور ملي و اثبات توانايي ادامه راه قبلي لازم بود گام هايي برداشته شود.
    جمهوري اسلامي ايران بعد از پيروزي انقلاب و دهه 60 فعاليت هاي صلح آميز هسته اي را تقريبا از صفر شروع کرد. خسارات ناشي از جنگ و دورانديشي در مورد تمام شدن سوختهاي فسيلي ولزوم جايگزيني سوختهاي غيرفسيلي- که به سوخت تميز معروف است- و کاربرد وسيع اين دانش در صنعت، پزشکي، کشاورزي و تامين انرژي ، ايران را مصمم کرد که اين راه را به هرنحو که شده طي کند.
    علي رغم عضويت ايران در ان.پي.تي و تعهد قدرت هاي هسته اي به کمک در جهت دستيابي به دانش هسته اي، کشورهاي دارنده اين تکنولوژي ايران را تنها گذاشتند و نه تنها درصدد همکاري برنيامدند بلکه دولت هاي متخاصم با ايران را حتي در ابعاد ميليتاريستي مسلح کردند.
    فعاليت ها و پيشرفت هاي هسته اي ايران رفته رفته اوج گرفت. اين پيشرفتها ثمره و ماحصل خود را به نمايش انظار جهاني گذاشت. کشورهاي غربي با مشاهده پيشرفت هاي عظيم ايران در تکنولوژي هسته اي در طول ربع قرن بعد از پيروزي انقلاب دچار بهت و حيرت شدند و همان طور که پيش بيني مي شد. ايران را متهم به تلاش براي دستيابي به تسليحات کشتارجمعي کردند و با وجود شروع بازرسي هاي کامل و مرتب آژانس از سايت هاي هسته اي کشور، با بهره گيري از قدرت فوق العاده رسانه ها و ارتباطات سعي در القاي اين مطلب به جهان کردند که ايران در راستاي توليد تسليحات کشتار جمعي هسته اي فعاليت مي کند.
    از اين تاريخ به بعد بود که سناريوي پرونده هسته اي در مقطع زماني جديد تا مرحله اي که در آن قرار داريم کليد خورد اين روند در مقاطع زماني ريزتري هم قابل مطالعه است که در پي مي آيد.
    مقطع اول زماني در اين دوره از سال 81 تا اواخر 82 بود که منجر به موافقت نامه ها و بيانيه هاي تهران و پاريس شد. از زمان شروع اين دوره بلندمدت اتخاذ موضع منطقي و لازم با حکمت، عزت و مصلحت- به عنوان اصول اساسي پروتکل سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران- بسيار مهم مي نمود. فلذا در قبال اين فعاليت هاي ديپلماتيک دو گزينه از طرف کارشناسان مسائل سياسي و بين المللي مطرح شد و اين دو گزينه به صورت دو راهي اي که کشور ناگزير از انتخاب يک گزينه باشد جلوه نمود.
    راهکار اول قطع همکاري ها با آژانس بود خصوصا با اطلاع کامل از اينکه همواره فشارهاي آمريکا و لابي هاي صهيونيستي در سوءاستفاده از نهادهاي بين المللي براي به کرسي نشاندن خواسته هاي نامعقول و غيرحقوقي و تحميل آنها در جهت تحقق اهدافشان مشاهده شده است اين وضع تقويت مي شد. به دنبال اعتقاد به لزوم عدم همکاري با آژانس فعاليت هايي در کشور به شکل درخواست از مسئولين سياست خارجي وامنيت ملي براي توقف همکاري ها، خروج از ان.پي.تي- که با وجود فرض گرفتن حقوق مسلم ايران تحقق شان عملي نبود- و عدم امضاي پروتکل الحاقي- که در آن بازرسان اجازه مي يافتند به تاسيسات هسته اي ايران دسترسي نامحدود سرزده و حتي فراتر از آن داشته باشند-انجام شد.
    در کنار موضع منفي مذکور گزينه دومي هم روي ميز تصميم گيري ديپلماسي ايران قرار داشت و آن اينکه با توجه به حسن نيت و اطميناني که در مورد فعاليت هاي هسته اي وجود دارد، با ارائه پيش شرط هايي که حق هسته اي ايران وغني سازي اورانيوم و استفاده و بهره مندي از مزاياي دانش هسته اي را تضمين کند مذاکرات و رويکرد ديپلماتيک در دستور کار قرار گرفته و با امضاي شروط پروتکل الحاقي در راستاي اثبات سازگاري فعاليت ها با مقررات آژانس و پادمان آن اقناع جامعه بين الملل و خنثي کردن سوءاستفاده هاي آمريکا از موضوع هسته اي ايران فعاليت شود.
    حاصل تمام رايزني ها و مشورت هاي کارشناسان و فعالان سياست خارجي انتخاب راهکار دوم بود- به دلايلي که عنوان شد- مهمترين پيامد اتخاذ رويکرد ديپلماتيک در کنار تاکيد بر حقوق مفروض در توافقنامه هاي بين المللي براي ايران، پذيرش وزراي خارجه فرانسه، انگليس و آلمان در اکتبر 2003 و تعديل قطعنامه هاي شوراي حکام آژانس بين المللي انرژي اتمي در مورد صلح آميز بودن و عدم انحراف برنامه هاي هسته اي ايران با تاکيد بر همکاري طرفين بود.
    در بيانيه اي که به امضاي متقابل ايران و سه کشور اروپايي طرف مذاکره رسيد، ايران متعهد شد داوطلبانه 2 سال غني سازي اورانيوم را متوقف کرده و پروتکل الحاقي را زودتر از تصويب مجلس امضا کند در مقابل اروپا متعهد شد حق دستيابي به فناوري هسته اي را از جانب ايران به رسميت شناخته و به مفاد ان.پي.تي که کمک به کشورها در مسير استفاده صلح آميز هسته اي از انرژي اتمي جامه عمل بپوشاند اما مهمترين پيامد حقوقي بيانيه اظهارات و گزارشات البرادعي در آن موقع بود که هرازچندگاهي به شوراي حکام ارائه مي شد. اين گزارش ها هرچند تعهدات طرف ايران را تصريح مي کرد و همکاري ايران با آژانس را تائيد مي کرد ولي باز به صورت دوپهلو اشاره به فعاليت هاي اشاره نشده هم داشت.
    با وجود درخواست هاي ايران از آژانس در خارج کردن پرونده از دستور کار شوراي حکام آژانس، اين نهاد با فشار آمريکا و کشورهاي اروپايي به تعهدات خود عمل نکرد. برخورد تحقيرکننده غرب با ليبي در قطع کامل فعاليت هاي هسته اي اش- هرچند که همزمان با خروج پرونده ليبي از دستور کار شوراي حکام آژانس بود- و همچنين برخوردهاي سياسي و غيرحقوقي با ايران در طول اين سناريو چشم انداز روشني در مقابل ايران قرار نداده بود. راي گيري هاي مکرر شوراي حکام در محکوميت ايران با وجود همکاري ها و تعليق 2 ساله فعاليت هاي مربوط به غني سازي و درخواست از ايران در سرعت بخشيدن به همکاري ها و اشاره هاي مکرر به مفاهيمي چون “مشکلات باقي مانده” و “لازم و کافي نبودن اطلاعاتي که به آژانس تحويل مي شد” و... اين ادعا را تائيد مي کرد. اقدامات پنهاني تهيه کنندگان پيش نويس هاي قطعنامه هايي که آن موقع شوراي حکام صادر مي کرد و در اين بازه زماني از طرف شوراي امنيت صادر مي شد و فشار به اعضاي ديگر آژانس و شوراي امنيت براي همراهي در جهت تنبيه ايران- که معمولا با ارائه امتيازها و مشوق هايي به آنها همراه مي شد- مويد نقض بيانيه تهران و عدم پايبندي به تعهدات آن بود. بيانيه پاريس دومين توافقنامه ايران با کشورهاي غربي بود تا در مسيري خارج از شوراي حکام از طريق چانه زني با کشورهاي مهم اروپايي حقوق ايران و اعتماد غرب تضمين شود اما مشکلاتي که در مورد بيانيه تهران گريبانگير ايران بود همچنان در بيانيه پاريس نيز مشخص و واضح ديده مي شد.
    مهمترين عکس العمل جمعي عليه برخوردهاي غيرشفاف و غيرحقوقي آمريکا و متحدانش با ايران از طرف کشورهاي جنبش عدم تعهد )NAM( اتخاذ شده است. در بعضي مقاطع زماني روسيه و چين نيز تا آن حد که به منافعشان لطمه اي نخورد انتقاداتي داشته اند. کشورهاي NAM و تا حدودي روسيه و چين موضوعات پيرامون ان.پي.تي و پروتکل را قبل از آنکه نقض قرارداد از طرف ايران بدانند، سوءتفاهمي مي دانسته اند که آمريکا با زير پا نهادن فرآيند بررسي حقوقي و فني سعي در تبديل آن به قطعنامه و سپس ارجاع آن به شوراي امنيت داشت.
    اين موضع گيري با شفافيت و صراحت ايران به صورت تهديد به از سر گيري غني سازي اورانيوم و عدم همکاري در قبال نقض تعهدات از طرف تروئيکاي اروپا و آژانس همراه شد. کشور ايران که همواره تعامل مثبت خود را منوط به همکاري متقابل طرف هاي قراردادهاي بين المللي دانسته بود همچنان مصر بود که پرونده به دور از هرگونه تبعيض و غرض ورزي مورد بررسي حقوقي و فني قرار گيرد.
    با تصميم دولت خاتمي مبني بر ازسرگيري توليد سانتريفيوژها در نطنز و فک پلمپ مراکز توليد اين تجهيزات پرونده ايران وارد مقطع زماني ديگري شد. اين تصميم بخصوص موقعي رنگ واقعيت به خود گرفت که خواسته هاي اروپا و آمريکا در سلب حقوق مسلم ايران روز به روز فزوني مي يافت. تعليق دائمي کل فعاليت هاي هسته اي، قطع هميشگي فرآيند توليد کيک زرد و سانتريفيوژ و حتي توقف تحقيقات علمي در مورد انرژي هسته اي نمونه اي از خواسته هاي غيرحقوقي غرب بود.
    فراوري گسترده کيک زرد و توليد انبوه سانتريفيوژ- که غني سازي درون آنها و با تزريق گاز پلوتونيوم انجام مي شد- ايران را در آستانه اصطکاک دوباره با غرب قرار داد. علي رغم توافقات تهران و پاريس و ادامه تعليق در طول دو سال تضمين حقوق ايران در هاله اي از ابهام واقع شد. رفتارشناسي سياسي غرب ايران را به اين نتيجه رساندکه آنها قصد خريد زمان را دارند فلذا ايران اعلام کرد ممکن است غني سازي اورانيوم را از سر بگيرد کشورهاي آمريکا و تروئيکاي اروپا گمان مي بردند بعد از انتخابات رياست جمهوري در جولاي 2005 شرايط عوض شده و بتوانند خواسته هاي غيرحقوقي خود را به رئيس جمهور بعدي تحميل کنند. اتخاذ رويکرد جدي و استوار توسط دستگاه سياست خارجي دولت نهم واعلام ادامه مذاکرات با اروپا و تعامل مثبت با آژانس ضمن ابطال فرضيه غرب آنها را وارد در کارزار جديدي کرد. مجلس طرح از سرگيري غني سازي اورانيوم را تصويب کرده و اعلام کرد به عنوان نمايندگان ملت ايران معتقد است با 2 سال تعليق غني سازي و اجراي داوطلبانه پروتکل الحاقي زمان دست رفته است.
    تمام اين تحولات نشان داد انگاره سلب حقوق کشور که در توافقنامه هاي بين المللي و در راس آنها ان.پي.تي و پادمان آژانس مورد تاکيد و تصريح بود نمي تواند حالت واقعيت به خود بگيرد.
    دولت که موظف به اجراي مصوبات مجلس است در آگوست 2005 در حضورخبرنگاران داخلي وخارجي غني سازي اورانيوم را از سر گرفت واعلام کرد به زعم پيشنهاد اروپا براي ارائه رآکتور آب سبک، ساخت رآکتور آب سنگين اراک را که مکمل فعاليت هاي اصفهان و نطنز بود متوقف نخواهد کرد. سياست چماق و هويج ديگر کارآيي خودرا از دست داده بود و امتيازها و مشوق هايي که غرب ادعا مي کرد در حال اعطاي آنها به ايران است در قالب متون حقوقي بين المللي آمده بود و سنخيتي با اعتمادسازي ايران نداشت.
    دور جديد تحولات پيرامون پرونده هسته اي ايران از اين تاريخ به بعد قابل مطالعه است. محکوميت ايران از طرف اروپا و شوراي حکام آژانس، لغو شدن اتوماتيک بيانيه هاي تهران و پاريس، دستيابي کامل ايران به دانش هسته اي در مسير صنعتي شدن در تکنولوژي هسته اي، گزارش و در نهايت ارجاع پرونده هسته اي ايران به شوراي امنيت از عمده ترين سرفصل هاي دوره جديد زماني مي باشد. مهمترين اتهامات عليه ايران آلودگي تجهيزات هسته اي ايران است که گزارشات آژانس و تيمي مستقل از بازرسان ثابت کرد اين آلودگي ها منشا خارجي داشته و ناشي از اقلام آلوده وارد شده بوده است. در سپتامبر 2005 شوراي حکام از مجلس ايران خواست پروتکل الحاقي را تصويب کند. غني سازي متوقف شده و مذاکرات از سر گرفته شود. ايران مصوبه اخير را فاقد مبناي حقوقي و بدون توجيه فني خواند که با رهنمودهاي غلط سياسي صادر شده است. با اين وجود آمادگي خود را براي ادامه مذاکرات به عنوان سياست اصلي اش در مسئله هسته اي اعلام کرد. اجلاس هاي بعدي آژانس در نوامبر 2005 و فوريه 2006 برگزار شد. در اجلاس فوريه “ارسال” پرونده هسته اي ايران به شوراي امنيت تصويب شد. مقارن با ارسال پرونده و انتظار براي گزارش البرادعي که آخرين اولتيماتوم به ايران قبل از “ارسال” پرونده به شوراي امنيت بود طرحي از جانب روسيه تحويل ايران شد که برطبق آن غني سازي مشترک در خاک روسيه انجام شده و سوخت حاصل از آن تحويل ايران مي شد. اين طرح به خاطر عدم تامين خواسته هاي فني و حقوقي که همان ادامه فعاليت در مسير هسته اي شدن و به کارگيري آن در توليدات صنعتي و تضمين حقوق در داخل مرزها و نه در کشوري ديگر بود، رد شد. طرح روسيه از حيث ديگري هم قابل تجزيه و تحليل بود در آغاز اين سناريو درخواست تعليق کليه فعاليت هاي مربوط به انرژي هسته اي در دستور کار غرب و کشورهاي متحد آمريکا بود ولي اين طرح و مسائل بعد از آن نشان داد که لاجرم بايد ايران هسته اي را بپذيرند و اذعان به قابليت ورود ايران به باشگاه هسته اي جهان داشته باشند. آوريل 2006 با دستيابي کامل به دانش غني سازي و هدايت آن در مسير توليد صنعتي بدون کمک خارجي روياي تاريخي بهره مندي کامل از اين تکنولوژي رنگ واقعيت به خود گرفت و کشور ايران را وارد در باشگاه هسته اي که منحصر به 8 کشور بود کرد. بازتاب وسيع اين پيشرفت در رسانه هاي خارجي دليلي بر صدق مدعاست.
    خاوير سولانا مسئول سياست خارجي اتحاديه اروپا در ادامه مامور مذاکرات با لاريجاني شد تا در قالب بسته پيشنهادي جديد اروپا که در ماه ژوئن به ايران دادند، مذاکره کنند. تروئيکاي اروپا به عنوان متحدان آمريکا سعي داشتند آخرين تلاش هايشان را در توقف کامل و يا حرکت کند قطار پيشرفت هسته اي ايران در قالب اين طرح که خط قرمز ايران يعني عدم تعليق غني سازي را مورد عنايت قرار نداده بود، به منصه ظهور برسانند. ماحصل اين مذاکرات سنگين بودن وزنه اعتماد سازي متقابل، استناد به متون حقوقي مربوط به موضوع و آمادگي کامل در رفع نگراني ها در ميز مذاکرات بر وزن تعليق بود. ايران در آوريل به تکنولوژي غني سازي 5 درصد دست يافته بود که مناسب فعاليت هاي صلح آميز بود در حالي که براي توليد بمب هسته اي اورانيوم بايد تا بيش از 98 درصد غني سازي شود.
    بعد از کش و قوس هاي فراوان و علي رغم وجود بيش از چندين هزار صفحه گزارش آژانس که در آنها بر عدم انحراف ايران و فقدان مدرک دال بر توليد تسليحات تصريح شده و بازرسي هاي بيش از 2600 چه از طريق نصب دوربين هاي آژانس در سايت هاي هسته اي ايران و چه مراجعه حضوري، دوئل آمريکا و متحدانش با ايران ادامه دارد.
    در جولاي 2006 قطعنامه 1696 شوراي امنيت عليه ايران صادر شد. کشورهاي روسيه و چين که داراي منافع گسترده اي در جريان روابط تجاري اقتصادي خود با ايران هستند، مقابل زياده خواهي هاي آمريکا در تحريم هاي بيشتر و فوري ايران مقاومت مي کنند هرچند که کشورهاي فرانسه و انگليس به عنوان اعضاي ديگر شوراي امنيت رويه مشابهي بعضا اتخاذ کرده اند ولي فارغ از اتفاق نظر اعضاي شوراي امنيت در لزوم تعليق اختلاف نظرها در مورد تنبيه ايران که به صورت طيفي از روسيه- به عنوان طرف قرارداد نيروگاه بوشهر- تا آمريکا قابل مشاهده است.
    در فاصله قطعنامه هاي 1696 تا 1737 دو اتفاق قابل توجه نيز قابل مطالعه است. نخست اعتراف اولمرت نخست وزير رژيم صهيونيستي به داشتن تسليحات هسته اي بود که عدم برخورد با اين کشور طبق معمول رويکرد تبعيض آميز دو گانه غرب را در قبال صلح و امنيت جهاني به اثبات رسانيد و دوم آزمايش هاي هسته اي کره شمالي بود که به دليل اصرار غرب بر انزوا اين کشور از حيطه تعامل با غرب گريخته و هواي ديگري در سر مي پروراند و سرکشي کره شمالي در برابر غرب و خروج از ان.پي.تي عدم تحقق اهداف آمريکا در مسير توفيق و محتوم به شکست بودن سياست هاي خصمانه آمريکا را به اثبات رساند. اما باز اين سياست هاي دوگانه و خصمانه در مقابل ايران از طرف آمريکا ادامه داشت جالب اينکه به خاطر عدم موفقيت آمريکا در تامين امنيت عراق که بدون موافقت شوراي امنيت کشورهاي مهم دنيا به اشغال اين کشور دست يازيده بود موضع پارادوکسيکال اين کشور در قبال ايران و مسئله هسته اي اش نمود بهتري يافت. از طرفي خصومت هميشگي خود با ايران بعد از انقلاب را در قالب موضوع پرونده هسته اي به رخ جهانيان مي کشد واين اواخر بارها بر طبل جنگ کوبيده و اعلام مي دارد که اقدام نظامي عليه ايران يکي از گزينه هاي تصميم گيري نومحافظه :اران حاکم بر کاخ سفيد است و از طرفي ديگر با اطمينان به اينکه بدون کمک گرفتن از ايران- به عنوان قدرت برتر خاورميانه و کشوري که امنيت همسايه اش را عين منافع ملي خود مي داند- قادر به کنترل بحران عراق نيست و از کانال هاي مختلف سعي در مذاکره با ايران اعلام کرده است.
    کشورهاي روسيه و چين و گه گاه فرانسه و انگليس با مشاهده تجربه تلخ عراق براي آمريکا و يک جانبه گرايي آن سعي در تفهيم اين مهم به ايالات متحده دارند که ايران عراق نبوده و شرايط مختلف دو کشور با دهها فاکتور قابل اثبات است. اين کشورها نگران روابط تجاري و اقتصادي خود با ايران هستند و با وجودي راي مثبت به قطعنامه 1737 در دسامبر 2006 بر رويکرد ديپلماتيک و حتي مذاکره آمريکا با ايران تاکيد دارند.
    صفحات سناريوي پرونده هسته اي ايران اين گونه ورق خورده و اوضاع را به شرايط کنوني رسانده است. ايران، اتحاديه اروپا، آژانس بين المللي انرژي اتمي، کشورهاي 1+5، آمريکا، شوراي امنيت و کشورهاي -NAM که بازرسي هاي مستقيم از سايت هاي هسته اي ايران چند هفته پيش به عمل آورده و با صدور بيانيه اي در شوراي حکام آژانس فعاليت هاي تهران را صلح آميز ارزيابي کردند- به عنوان بازيگران اصلي اين سناريو به ايفاي نقش خود در صحنه بين المللي ادامه مي دهند. با وجود تغييرات در تاکتيک ها در مقاطع زماني مختلف اين بازيگران استراتژي و ماهيت نقش هاي خود را ثابت و اصولي مي انگارند. تضاد، تقابل، تعامل، همگرايي و واگرايي در روابط متقابل ايران بازيگران به انحاي مختلف قابل مشاهده بود و اين کنش- واکنش ها شرايط را مرحله به مرحله پيش مي برد.
    کداميک از طرفين نقش موثرتري در کاستن از شدت اصطکاک ها ايفا خواهند کرد؟ آيا محروم کردن کشورها از حقوق طبيعي شان منجر به تضعيف توافقنامه ها و کنوانسيون هاي بين المللي نمي شود؟ آيا کشورهاي غربي به هزينه فرصت تحريم هاي بيشتر ايران و تحديد روابط تجاري، اقتصادي و سياسي خود با کشوري که در طول 27 سال گذشته محدوديت ها و چالش هاي پيش رو را يکي پس از ديگري و با موفقيت پشت سر گذاشته است، انديشيده اند؟
    اين سوالات در کنار دهها مسئله مهم ديگر پاسخ از طرف گذر چرخ زمان و تاريخ را در تعامل با سناريوي پرونده هسته اي ايران مي طلبد.
    
    
    
    


 روزنامه رسالت، شماره 6105 به تاريخ 21/12/85، صفحه 7 (حرف امروز)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 383 بار



آثار ديگري از "جواد نوري زاده"

  معرفي و نقد کتاب / آثار و نتايج انقلاب اسلامي ايران
جواد نوري زاده، رسالت 23/12/85
مشاهده متن    
  انسان شناسي از ديدگاه مکاتب سياسي
جواد نوري زاده ، رسالت 28/3/85
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
دو فصلنامه قرآن و علم
متن مطالب شماره 22، بهار و تابستان 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است