|
مکث
بي ترديد هوشنگ مرادي کرماني شناخته شده ترين چهره ادبيات کودک و نوجوان ايران درجهان است،خواه در ميان متخصصان و جشنواره ها و خواه در ميان نوجوانان و کتابخوان ها و کارگردانان سينما و تلويزيون که علاقه ويژه اي به ساخت فيلم از قصه هايش نشان مي دهند. درخشش مرادي کرماني در جشنواره هاي مختلف و ترجمه آثار او موفقيتي بزرگ براي ادبيات کودک و نوجوان ايران محسوب مي شود و قصه هاي وي نقشي اساسي در تثبيت جايگاه و وجهه جهاني ادبيات کودک ايران دارد. تلاش ، تلاش ، تلاش « من هوشنگ مرادي کرماني هستم ، 16 شهريور ماه 1323 در روستاي سيرچ از توابع کرمان، در منتهاي سختي و محروميت و فقر به دنيا آمدم، از 8 سالگي کار کرده ام ؛ از همين دوران به خواندن علاقه خاصي داشتم.» او يک بار در کودکي براي خريد کتاب اقدام به خالي کردن نمک از کاميون مي کند ، در پايان شب اگر چه با پول زحمت خود کتاب را مي خرد اما به دليل زخم هاي به وجود آمده ازسختي سنگ هاي نمک در دستش، براي خواندن کتاب مجبور مي شود آن را با زبان ورق بزند.هميشه ياد آوري کودکي، او را آزار مي دهد. پس نوجواني اش را در چند کلمه خلاصه مي کند؛«تا 15 سالگي در کرمان بودم و زندگي ام بدون پدر و مادر گذشت، زندگي پر از سختي و درد.» تحصيلات ابتدايي خود را در زادگاهش آغاز کرد و آن را در کرمان و بعد ها در تهران ادامه داد. در رشته زبان انگليسي موفق به اخذ مدرک ليسانس شد. نويسندگي را از سال 1339 در کرمان و همکاري با راديو محلي کرمان آغاز کرد، و در سال 1347 با چاپ داستان در مطبوعات، فعاليت مطبوعاتي اش را گسترش داد. اولين داستانش در مجله “خوشه” منتشر شد که نامش “ کوچه ما خوشبخت ها” بود .داستاني که حال و هواي طنز آلود داشت. او در آثار بعدي خود دردها و رنج هاي زندگي اش را با رگه هايي طنزآميز به داستان تبديل مي کند .مي گويد:«اين داستان ها، حاصل چنگ زدن و تلاش من در زندگي است؛ يعني من به زندگي خودم چنگ زدم و آن را به تصوير کشيدم وداستان هايم همه ريشه در زندگي من دارد. زماني که ديدم مردم دردهاي مرا گوش نمي دهند سعي کردم آنها را به زبان طنز بگويم.» طنز در زبان مرادي کرماني گزنده ، تلخ ، عصبي، و همراه با نفرت و بدبيني نيست، بلکه ملايم و نسبتا تلخ است . “دکتر پروين سلاجقه “ در کتاب «صداي خط خوردن مشق» که به بررسي آثار مرادي پرداخته است ، در مورد شخصيت هاي داستان او چنين مي گويد :« شخصيت ها در آثار مرادي در چهار محور قابل بررسي هستند، اول شخصيت هاي اصلي که در نهايت،خود نويسنده يا گوشه هايي از وجود او هستند ....» مرادي با تمام رنجهايي که هنگام ياد آوري گذشته و نگارش آنها تحمل مي کند عاشق نويسندگي است. او معتقد است که براي نوشتن خلق شده است و نه کار ديگري ؛ به همين دليل مي نويسد و از آن و دردهايش لذت مي برد.وي مي گويد :« براي من رنج نوشتن زيباترين رنج هاست. من به دنيا نيامده ام که برج بسازم يا رئيس جمهور شوم. من به دنيا آمده ام که نويسنده شوم . بهترين دوست من قلم و کاغذ است. زماني که مي نوشتم هيچ وقت فکرنمي کردم آن قدر بزرگ شوم که ديگران براي من دست بزنند يا براي گفتگو به دانشگاه دعوت شوم. مهم آن بود که خود را با نوشتن خالي مي کردم و لذت مي بردم.» مرادي کرماني بعد از رها کردن مطبوعات، نوشتن براي برنامه «خانه وخانواده» را در راديو آغازکرد ، در جايي مي گويد:« نثر پردازي را از مجله خوشه ، ارتباط با مخاطب را از نشريات هفتگي و گفتگو را از راديو آموخته ام.» با کوله باري از تجربه و تلاش و پشت کار اولين کتاب داستان خود « معصومه» حاوي چند قصه متفاوت و کتاب ديگري به نام « من غزال ترسيده اي هستم» را در سال 1349 يا 1350 به چاپ مي رساند. در سال 1353 اولين اتفاق مهم در زندگي نويسندگي مرادي به وجود مي آيد و آن خلق داستان « قصه هاي مجيد» است. قصه هاي مجيد انعکاس زندگي حقيقي مرادي بود که همراه با “بي بي” پير زن مهربان ،زندگي مي کند. اما اولين جايزه نويسندگي اش به خاطر” بچه هاي قاليبافخانه” بود که در سال 1359 جايزه نقدي شوراي کتاب کودک و جايزه جهاني اندرسن در سال 1986 را به او اختصاص داد. اين داستان سرگذشت کودکاني را بيان مي کند که به خاطر وضع نابسامان زندگي خانواده مجبور بودند در سنين کودکي به قاليبافخانه ها بروند و در بدترين شرايط به کار بپردازند. درمورد نوشتن اين داستان مي گويد:« براي نوشتن اين داستان ماه ها به کرمان رفتم و در کنار بافندگان قالي نشستم تا احساس آنها را به خوبي درک کنم.» درک و لمس آنچه که مي نويسد از خصوصيات نويسندگي کرماني است ،که در تمام داستان هاي او مي توان احساس کرد.مي توان گفت مرادي با تمام وجود مي نويسد. براي جلد دوم “ قصه هاي مجيد” در سال 1360 ، لوح تقديرشوراي کتاب کودک را دريافت مي کند و آثار او به زبان هاي هندي، عربي، انگليسي، آلماني، اسپانيايي، هلندي و فرانسوي ترجمه مي شود. اما اولين اثري که از او به زبان انگليسي ترجمه شده بود داستان “ سماور” از “قصه هاي مجيد” بود که براي يونيسف فرستاده شد. او راز موفقيت خود در نويسندگي را تلاش مي داند و وقتي از او مي پرسم راز موفقيت خود را در چه مي داني مي گويد:« در مورد راز موفقيتم در عرصه نويسندگي تنها چيزي که مي توانم بگويم اين است: تلاش، تلاش و تلاش.» استفاده از ضرب المثل ها و آداب و رسوم عامه، کاربرد وا ژ گان محاوره اي آميختگي نظم و نثر از ويژگي هاي بارز آثار هوشنگ مرادي کرماني است. کرماني در سال 1992 از سوي داوران جايزه جهاني هانس کريستين اندرسن برلين به دليل تاثيرعميق و گسترده در ادبيات کودکان جهان به عنوان نويسنده برگزيده سال 1992 انتخاب شد. وي همچنين عنوان نويسنده برگزيده کشور کاستاريکا - جايزه خوزه مارتيني نويسنده و قهرمان ملي آمريکاي لاتين را در سال 1995 ميلادي از آن خود کرد. آثار منتشر شده از اين نويسنده شناخته شده بدين شرح است؛ - داستان: معصومه / من غزال ترسيده اي هستم/قصه هاي مجيد / بچه هاي قاليبافخانه/ نخل /چکمه/ داستان آن خمره /مشت برپشت/ تنور/ مهمان مامان / مرباي شيرين/ لبخند انار ( مجموعه داستان/ ) مثل ماه شب چهارده / نه ترو نه خشک/ شما که غريبه نيستيد (خاطرات.) - فيلمنامه : کاکي/ تيک تاک/ کيسه برنج. - نمايشنامه ها : کبوترتوي کوزه / پهلوان و جراح/ ماموريت ( تلويزيوني. ) - اقتباس سينمايي:1-داستان صنوبر( بيگانه) ، محصول افغانستان 2- قصه هاي مجيد ( چهارده داستان) يازده فيلم تلويزيوني و سه فيلم سينمايي کارگردان کيومرث پوراحمد. 3- خمره ( فيلم سينمايي) کارگردان: ابراهيم فروزش. 4- چکمه ( فيلم سينمايي) کارگردا ن: محمد علي طالبي . 5-مهمان مامان( فيلم سينمايي) کارگردا ن : داريوش مهرجويي. 6- تنور( فيلم سينمايي) کارگردان : محمد علي طالبي. 7- مثل ماه شب چهارده ، 11 قسمت سريال تلويزيوني ، يک فيلم سينمايي (کارگردان: محمد علي طالبي ) پوريا گل محمدي (آتي بان ) مکث
□
دفعات مطالعه اين مطلب: 167 بار
|