|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه سرمايه86/2/20: مهرنوش نجفي راغب، عضو شوراي شهر همدان: زنان شوراها چهره مردانه شهر را تغيير مي دهند
magiran.com  > روزنامه سرمايه >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 657
سه شنبه دوم بهمن ماه 1386


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID4079
magiran.com > روزنامه سرمايه > شماره 452 20/2/86 > صفحه 12 (اقتصاد زنان) > متن
 
 


مهرنوش نجفي راغب، عضو شوراي شهر همدان: زنان شوراها چهره مردانه شهر را تغيير مي دهند


نويسنده: نيلوفر انسان


    انتخابات شوراي شهر و روستا كه در 24 آذر 85 برگزار شد، براي فعالان حوزه زنان و امور اجتماعي ارمغان هايي به همراه داشت. زناني با سابقه فعاليت اجتماعي، نامزد اين انتخابات شدند. زناني كه اين تجربه، تجربه اولين حضورشان در عرصه سياست بود، شگفتي نيز آفريدند. وقتي آراي نامزدهاي شهر شيراز خوانده مي شد بسياري از اين كه دختر جوان 25 ساله اي درصدر آراي به دست آمده ايستاده، متعجب بودند. دختري كه در پي انتخابش مدام به اين شبهات دامن زده شده بود كه به خاطر عكس هاي خاص پوسترهاي تبليغاتي اش، چنين شده است، اما به هر حال گامي بزرگ براي حضور زناني از بطن جامعه و درك متقابلي از رنج زناني كه سال ها براي آن ها كار كرده بودند برداشته شد. مهرنوش نجفي راغب نيز يكي از همين زنان بود. او كه 27 سال سن داشته و متولد همدان است تحصيلات خود را در رشته حقوق قضايي به پايان رسانده و به عضويت كانون وكلاي استان همدان در آمد. او همچنين با پنج سال سابقه فعاليت در سازمان هاي غيردولتي در زمينه هاي ميراث فرهنگي و زنان، در حال حاضر در حال ثبت موسسه اي به نام «خانه زنان هودانا» است. از ساير فعاليت هاي او مي توان به دبيري سابق «موسسه كاوه آهنگر» (لغو مجوزشده)، تسهيلگري و آموزش گري كارگاه هاي حقوق شهروندي، زنان و آسيب هاي اجتماعي، مسايل حقوقي زنان و وكالت حقوق بشري، عضويت در شبكه وكلاي داوطلب دفاع از زنان در شرايط خاص و نيز نوشتن گزارش و مقاله به طور پراكنده در نشريات به ويژه زمان دانشجويي اشاره كرد.
    
    مي دانم كه باوجود حضور خوب زنان در انتخابات شهر و روستا كم تر پيش آمده كه به ويژه رسانه اي به آن بپردازد... به خصوص درباره حضور زنان جوان و بعضا موفق كه شايد براي اولين بار پا به عرصه هاي مديريتي گذاشته اند با دغدغه هايي كه اغلب دغدغه هاي زنانه است. بديهي است بازتوليد مدام چنين شرايطي و افزايش روزافزون زنان در سطوح مديريتي نيازمند به اشتراك گذاشتن برخي از تجربيات است. دوست دارم اولين سوال را بسپارم دست خودتان. دوست داريد اولين سوالي كه از شما پرسيده مي شود چه باشد؟به عنوان يك نامزد زن با چه مشكلاتي مواجه شديد؟ و جوابش چيست؟
    
    در طول انتخابات اصلا فكر نمي كردم كه چون مرد نيستم، وضعيتم با ساير نامزدها فرق مي كند. راستش خودم هيچ فرق خاصي را حس نكردم و به خصوص اين كه در ائتلاف اصلاح طلبان بودم و وضعيت خودم را با نامزدهاي مرد در ائتلاف هم كه مقايسه مي كردم مي ديدم هيچ فرقي با هم نداريم و فكر مي كنم تقريبا همان مشكلاتي كه براي يك نامزد مرد وجود دارد براي نامزد زن هم وجود دارد.(البته از ديد اجتماعي نگاه مي كنم نه خانوادگي.) ممكن است شايعاتي در طول انتخابات هم شكل بگيرد كه متاسفانه طبيعي هر انتخاباتي است و نبايد روي آن مسايل حساس بود. اگر به خودت اعتماد و به گفته هايت اعتقاد داشته باشي و بداني براي چه آمده اي، هيچ شايعه و حرف و حديثي نمي تواند كارگر باشد.
    
    حضور در جمع هاي مردمي در نقاط مختلف شهر تجربه جالبي بود. گرچه پيش از اين هم در اين جمع ها به خاطر برنامه هاي اجتماعي حضور و فعاليت داشته ام، اما حضور انتخاباتي جور ديگري است. اين بار بايد بروي و برنامه هايت را بگويي و اين كه مي خواهي چه كار كني. اين كار خيلي سخت تر است. راستش نمي توانستم بروم و شعار بدهم و فهرست بلندبالايي را تهيه كنم و بگويم كه مي خواهم چه كار كنم و.... (اين برنامه ها كليشه اي شده و مردم هم واقعا خسته اند) حضور در جمع زنان به ويژه در مناطق محروم شهر، حس ديگري داشت. از اين كه يك نامزد زن به جمعشان آمده خوشحال بودند. يك بار در يكي از محلات محروم، در بين خواسته هاي ريز و درشتي كه ساير زنان داشتند، زن جواني به نزدم آمد و گفت:« من مي خواهم به تو راي بدهم، اما اگر به تو راي دادم مي تواني حق مرا بگيري؟» و فقط مي گفت كه نمي دانم حقم چيست اما مي دانم حقي دارم و مي خواهم حق مرا بگيري.
    
    در واقع داشت به راحتي عنوان مي كرد كه حق من و خيلي هايي مثل من، فراتر از آسفالت كوچه و آب لوله كشي و... است و همين يك ديدار كوتاه، ماندني ترين و تاثيرگذارترين لحظه اي بود كه در طول انتخابات داشتم.
    
    از روند و گذر فكري اي كه طي آن تصميم به حضور در انتخابات گرفتيد، بگوييد؟
    
    پنج سال است كه با ان.جي.او ها كار مي كنم. پيش از اين ها صحبت بر اين بود كه از بين فعالان جامعه مدني هم افرادي براي شوراي شهر نامزد شوند. من خودم ابتدا تمايل چنداني نداشتم و فعاليت اجتماعي ام را ترجيح مي دادم اما با اصرار دوستان و فعالان جامعه مدني و برخي احزاب و با دو نگرش تصميم به شركت در انتخابات گرفتم. يكي به همين دليل كه از بين فعالان ان.جي.اويي افرادي بتوانند رسما وارد عرصه شوند. ان.جي.او ها برنامه ها و طرح هاي زيادي براي توسعه شهر داشته و دارند كه اگر با آن ها همراهي و همكاري شود مي تواند دستاوردهاي خوبي به همراه داشته باشد. چرا كه اين تشكل ها به مردم خيلي نزديك ترند و مي توانند ارتباط بهتر و موثرتري با جامعه برقرار كنند. نكته دوم آن كه متاسفانه تعداد نامزدهاي زن كم بود. در همدان 120 مرد و تنها 14 زن نامزد شدند. اين طور به نظر مي آمد كه زن ها خيلي احساس مشاركت نمي كنند. در حالي كه زنان توانمند زيادي بودند كه مي توانستند حضور پيدا كرده و موفق شوند و با اين ديد كه نبايد كنار بنشينيم و خودمان بايد بتوانيم در مديريت ها سهيم باشيم وارد انتخابات شدم.
    
    چندي پيش مطلبي درباره حضور زنان در عرصه مديريت شهري در اسپوي فنلاند خواندم. حتي در فنلاند با آن همه حضوري كه از زنان در عرصه هاي عمومي مي بينيم، نيز حضور زنان در مناصب شهري پر رنگ تر از عرصه پارلماني بوده است. در ايران هم به گمانم چنين باشد. چرا وارد شدن زنان به صحنه سياسي كشور با انتخابات شورا ها آغاز شده و بعضا در همان سطح هم متوقف مي ماند.ديده شده كه زنان از سطوح بالاي مديريتي چون معاونت رييس جمهوري يا نمايندگي مجلس در انتخابات شهر و روستا هم نامزد بشوند، اما كم تر پيش مي آيد كه زني تازه وارد شده به عرصه سياسي از سطح شوراي شهر در مرحله بعد خود را نامزد نمايندگي مجلس كند. در حالي كه به نظر مي رسد انتخابات شورا و چهار سال تجربه، تمرين مناسبي براي گذاشتن گام به پله هاي بالاتر است.به نظر شما چرا چنين است؟
    
    در جامعه ما شايد دلايل متعدد است مثلا اين كه زنان هنوز خود را باور نكرده اند يا نگاه جامعه نسبت به حضور زن با ترديد همراه است و هنوز پذيرا نيست و..، اما شايد بتوان گفت يكي از دلايل عمده، مشغله هاي خانوادگي زنان باشد كه زنان را عموما در همان سطح ها و لايه هاي پايين تر نگاه مي دارد. در جامعه ما زنان در كنار فعاليت هاي اجتماعي و شغلي خود مسووليت سنگين خانه را نيز به دوش دارند. به خصوص در كنار فرزندان بودن برايشان بسيار مهم است. نقشي كه مردان متاسفانه كم تر به آن مي پردازند و يا جامعه از مردان چندان انتظار حضور در خانه و به عهده گرفتن نقش هايي را كه در منزل بايد داشته باشند ندارد. يك زن در محيط كار، دايم دغدغه غذاي بچه، مدرسه كودك ، بيماري و پذيرايي از مهمان را دارد و همين دغدغه ها در سطح كوچك و بزرگ و انتظاراتي كه خانواده ها و جامعه از زنان دارد و زنان را از حضور در لايه هاي بالاتر بازداشته است و همين دلايل به اضافه مخالفت خانواده به ويژه همسران، نداشتن پشتوانه مالي و تجربه كم بودن در اجتماع مي تواند از عوامل موثر عدم حضور زنان در انتخابات سطح هاي بالاتر باشد.
    
    اما اين كه چرا در فنلاند هم اين گونه است بايد بگويم كه در ژاپن هم چنين است و زنان بيش تر در عرصه هاي اجرايي و لايه هاي پايين تر حضور دارند و همچنين اين وضع در بعضي كشورهاي توسعه يافته ديگر هم صادق است. تحليل اين امر را به عهده جامعه شناسان مي گذارم اما نكته اي كه به نظرم مي رسد اين است كه شايد شوراي شهر ارتباط نزديك تري با مردم دارد و مستقيما با مشكلات و مسايل شهروندان درگير است، علاقه و روحيه زنان نيز بيش تر به اين سمت كشش دارد تا مجلس كه با برنامه ها و مسايل سياسي نزديك تر و ارتباط دورتري با شهروندان دارد. البته مسلم است كه اين امر در مورد همه صادق نيست.
    
    بي مناسبت نيست اگر بگوييم كه چهره شهرها در ايران اغلب مردانه است. فضاي عمومي فضايي است در انحصار مردان. شما به عنوان كسي كه توانست وارد شوراي شهر همدان شود در اين باره چه نظري داريد؟ آيا فكر مي كنيد حضور هر چه بيش تر زنان در عرصه مديريت هاي شهري بتواند از چهره مردانه شهرها اندكي بكاهد؟
    
    قطعا حضور بيش تر زنان، آن چهره مردانه اي را كه شما مي گوييد تغيير خواهد داد و البته اگرچه به اين تغيير چهره شهري از حالت مردانه علاقه داريم اما اين امر نبايد اشتباه برداشت شود كه حالا مثلا قصد، زن سالاري ست!
    
    بلكه همان طور كه مي دانيد به دليل آن كه در طول تاريخ، زنان تقريبا كنار گذاشته شده بودند و از بسياري مواهب و امتيازها محروم بوده اند حالا نياز هست كه نسبت به زنان، تبعيض مثبت قايل شويم تا زنان سريع تر پله هاي ترقي را طي كرده و به مردان برسند تا بتوانند هم پاي يكديگر جامعه را بسازند. چرا كه امر مسلم آن است كه براي رشد و پيشرفت جامعه، هم به مرد و هم به زن توانمند نياز هست.
    
    فرهنگ عمومي را در تقابل با حضور زنان در عرصه هاي مديريتي چه طور مي بينيد؟ مثلا فكر مي كنيد عقل سليمي بتواند وقتي روزي خواست شهردار يا حتي مقامي بالاتر را ببيند، در را كه باز كرد و با يك زن روبه رو شد آن را بپذيرد؟ نقش ارتقاي فرهنگ عمومي را در اين مورد چه طور ارزيابي مي كنيد؟
    
    بيش تر از آن كه به فكر داشتن شهردار زن باشيم، بايد فرهنگ داشتن شهردار زن را ترويج كنيم. همين طور در رابطه با ساير پست هاي مديريتي. يعني جامعه بايد به سويي رود كه پذيراي حضور زنان در عرصه هاي بالاي مديريتي باشد وگرنه در برخي شهرداري ها شهردار زن داشته ايم، اما متاسفانه به دليل بودن ديدهاي سنتي و سنگ اندازي ها، اين شهرداران رفته اند و اين امر ديگر تكرار نشد و دوام نيافت. مثلا در همان كشورهاي اسكانديناوي زنان آنچنان در پست هاي بالاي مديريتي نيستند و شايد به دلايل مختلف مثلا عدم علاقه زنان و يا اين كه مي خواهند هم خانه را داشته باشند هم كار و... زنان، خود وارد پست هاي بالاي مديريتي نشده اند، اما حضور يك زن در مقام هاي بالاي مديريتي در اين جوامع پذيرفته شده است و چنانچه يك زن، وزير شود يا قاضي باشد تقابلي با فرهنگ عمومي جامعه ندارد، اما در جامعه ما هنوز اين امر جا نيفتاده و به راحتي قابل پذيرش نيست كه يك زن، وزير يا در يك اداره دولتي مدير كل باشد. يعني جامعه ما هنوز به اين باور عمومي نرسيده و بايد براي رسيدن به اين باور تلاش كرد. حال وقتي جامعه پذيراي حضور زنان در عرصه مديريت شد، ديگر انتخاب با خود زنان است. شايد آن موقع كه عرصه مشاركت باز باشد، بسياري از زنان باز امور اجرايي را ترجيح دهند و باز تعداد كمي از زنان خود را به عرصه هاي مديريتي برسانند اما آن موقع ديگر مي دانيم كه محدوديتي براي حضور زنان نيست و هيچ محدوديت جنسي وجود ندارد. اگر يك زن مديركل اداره اي شد مشكلي پيش نمي آيد و آن موقع است كه زن مساوي مرد است و ديگر آن نگاه محدود جنسيتي آزارمان نمي دهد. بنابراين مهم تر، ترويج فرهنگ مشاركت بدون محدوديت جنسيتي است و وقتي اين فرهنگ عمومي شد آن موقع است كه خود زنان تصميم مي گيرند در عرصه هاي مديريتي باشند يا نه. در هر حال جامعه ما هم يك جامعه در حال گذار است. وقتي شعار برابري به عنوان يك ارزش مطرح مي شود، ديگر جامعه عدم برابري حضور زنان و مردان را در عرصه هاي مديريتي بر نمي تابد و آرام آرام هنجارهاي جديد شكل مي گيرند و آن وقت جامعه آماده است تا هر زن يا مرد توانمندي را به عنوان مدير بپذيرد و ديگر ناراحت نيستي از اين كه چرا مثلا شهردارها فقط مردان هستند يا تعجب نمي كني از اين كه يك شهردار زن را ببيني.
    
    حضور زنان را در انتخابات سال 85 شوراهاي شهر و روستا چه طور ديديد؟
    
    با وجود اين كه در اين دوره تعداد كمي از زنان نامزد شده بودند، اما توانستند در شهرهاي مختلف آراي خوبي را به دست آورند. در دوره هاي اول و دوم شوراها، زنان فقط هفت درصد اعضاي شوراها را در شهرها تشكيل مي دادند و اين ميزان در روستاها 3/1درصد بود; اما در اين دوره و با وجود تعداد كم نامزدهاي زن، 16درصد كرسي هاي شوراهاي شهر به زنان اختصاص دارد كه رشد نسبتا خوبي به نظر مي آيد ضمن اين كه در برخي شهرها آراي اول و دوم را زنان به خود اختصاص داده اند. گنبد كاووس، زنجان، همدان، قزوين، اراك، زابل، زاهدان، بوشهر، شيراز، اهواز... و حتي در شهرهاي كوچك تر، زنان موفق بوده اند. گرچه در برخي شهرهاي بزرگ چون اصفهان و تبريز و رشت هيچ زني نتوانسته به شورا راه يابد با اين وجود اين دوره مي تواند نمونه موفقي براي زنان در دوره هاي بعد باشد تا خود را كنار نكشند و سايرين نيز وارد گود انتخاباتي شوند.
    
    در انتخابات ذكر شده شاهد حضور نامزدهاي جوان و خوش چهره اي از ميان زنان بوديم كه در برخي از شهرها مثل همدان و شيراز و... توانستند با آرايي قاطع به شورا راه پيدا كنند. گفته شد يا در برخي وبلاگ ها خوانديم كه چه طور مي شود زني كه تا به حال هيچ سابقه سياسي نداشته اين قدر راي بياورد و سريعا اين قضيه ارتباط داده شد به نوع عكس آن نامزد و چهره او. اين در حالي است كه مردان جواني هم انتخاب شدند كه پيش از آن هيچ گونه فعاليت سياسي ويژه اي نداشتند و عكس هايشان هم مدل هاي خاص خود را داشت. نظر شما در اين باره چيست؟
    
    نمي دانم چرا وقتي يك مرد راي مي آورد اين قدر كنكاش نمي شود كه چرا راي آورده اما وقتي يك زن راي مي آورد كلي نقد و بررسي مي شود و زير ذره بين مي رود كه آيا فعاليت سياسي داشته؟ فعاليت اجتماعي چه طور؟ چه قدر سابقه كاري و اجرايي دارد؟ چند سالش است؟ از لحاظ زيبايي چگونه است؟ پوسترش چه شكلي بوده؟ تحصيلاتش؟ و زود سعي مي كنند ربطش بدهند به اين كه مثلا عكسش زيبا بوده و به خاطر پوستر راي آورده و... اما نكته جالب اين كه نه تنها در مورد مردان اين قدر كنكاش نمي شود بلكه به هيچ عنوان راي مردي را به پوسترش نسبت نمي دهند و اين تفكر در مورد مردان خوش تيپ و خوش قيافه اي هم كه با ژست هاي آنچناني عكس گرفته اند وجود ندارد و همان طور كه خودتان گفتيد نمي گويند اين مرد كه فعاليت سياسي اجتماعي نداشته يا سابقه مديريتي ندارد. يعني سعي مي شود كه راي زنان را به جاذبه جنسي شان ربط دهند. در واقع باز نوبت به زنان كه مي رسد به جاي اشاره به توانمندي هايشان، جاذبه هاي جنسي شان را به رخ مي كشند، اما آيا شخصيت زن فقط در همين وادي خلاصه مي شود؟ آيا فقط مردان در انتخابات شركت كرده اند كه به جاذبه جنسي يك زن راي دهند؟ پس جامعه زنان در اين انتخابات چه سهمي داشته؟ يعني آن ها راي نداده اند؟ آيا اين توهين به شعور هزاران شهروندي نيست كه به خاطر توانمندي، سواد و دانش، ايده ها، گرايش هاي فكري و حتي از روي حس دوستي و آشنايي به نامزدهاي زن مورد نظرشان، راي داده اند؟
    
    در هر حال من فكر نمي كنم. عقلاني هم نيست كه كسي (چه زن چه مرد) فقط و فقط به خاطر زيبايي يا پوستر راي بالايي بياورد. مسلما اگر نامزدي اين حسن (زيبايي) را هم داشته در كنار ساير دلايل و محسنات توانسته راي بياورد و موفق باشد.
    
    سوال آخر اين كه چهار سال آينده را براي خودتان چه طور مي بينيد؟با كليشه هاي مرسوم جنسيتي چه خواهيد كرد؟
    
    با توجه به اين كه در دور سوم شوراي شهر همدان چهار زن حضور دارند (همدان و قزوين بيش ترين منتخبان زن را داشته اند) و 45درصد اعضاي شوراي شهر همدان را تشكيل مي دهند، بحث اقليت جنسيتي منتفي است. حضور چهار زن قطعا مطلوب است تا ديدگاه هاي منفي مرسوم جنسيتي موجوديت نيابد. بنابراين از لحاظ فيزيكي، شوراي شهر همدان با اقليت جنسيتي مواجه نيست، اميدواريم كه از نظر ديدگاهي و فكري نيز با اقليت جنسيتي مواجه نباشيم.به آينده اميدوار هستم و گرچه سختي هاي زيادي پيش روست، اما اعتقاد دارم كه اگر گامي برداشته مي شود و اعتقاد بر اين است كه گام خوبي است بايد با تمام تلاش و توان ادامه داد. نتيجه ممكن است مطلوب نباشد، اما آن وقت است كه مي داني تمام تلاشت را كرده اي و خودت را كنار نكشيده اي; مهم، حضور و فعاليت است حتي اگر سخت باشد وگرنه كنار گود نشستن و گفتن: لنگش كن! افتخار نيست.
    
    
    


 روزنامه سرمايه، شماره 452 به تاريخ 20/2/86، صفحه 12 (اقتصاد زنان)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 1374 بار



آثار ديگري از "نيلوفر انسان"

  روياي بازگشت ترس از قاچاق و قوانين نابرابر / مروري بر گزارش جنبش كرامت در كشورهاي عربي
نيلوفر انسان، اعتماد 1/3/87
مشاهده متن    
  خشونت مالي پديده اي پنهان در خانه ها
نيلوفر انسان، سرمايه 13/8/86
مشاهده متن    
  چهره اقتصادي زنان در تاريخ ايران
نيلوفر انسان، سرمايه 8/8/86
مشاهده متن    
  زنان بر بال هاي رويا
نيلوفر انسان، سرمايه 29/7/86
مشاهده متن    
  خشونت رواني نيمه پنهان خشونت عليه زنان
نيلوفر انسان، اعتماد 25/7/86
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
فصلنامه توسعه كارآفريني
متن مطالب شماره 3 (پياپي 41)، پاييز 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است